سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
مراقبت نویسنده: سما - پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

                  بسم الله الرحمن الرحیم

فصل-


ازشرایط بزرگی که مولای کریم اعلی الله مقامه درکتاب مبارک طریق النجاه درامر ذکر یاد آور شده اند مراقبت است ومراقبت محارست ومحافظت است که در فارسی نگهبانی وپاسداری ونگهداری راگویند یعنی دو نفر کشیک یکدیگر رابکشند واینجا مراد احساس حضور نزد خداوند جلیل وعزیز است وهمانا خداوند سبحانه شخص را می بیند ونزد او حاضر است ونگاه کننده بسوی اوست . پس وقتی که انسان این موقعیت را دریابد پس خداوند حاضر است وانسان می تواند خداوند رامورد خطاب قراردهد وبااوگفتگو ومناجات کند واگراین احساس درشخص نباشد  خداوند ازمحل درک آن شخص پنهان است گرچه در واقع خداوند پنهان نیست 0 پس هرگاه انسان براحساس حضور خداوند درنزد او مداومت کرد ونگاه کردن خداوند رابسوی او دریافت وعظمت ومنزلت و بزرگی خداوند را حس نمود وپادشاهی پیروزمند وچیره گی فراگیرخداوند را درروشنایی وارزش وزیبایی وتمامیت خداوند مشاهده نمود وهمچنین خود رانزد خداوند کوچک وبی شوکت واز هم گسیخته یافت وخویشتن را در پیشگاه خداوند مانند بنده فراری وسرکش وپشت کننده بفرمان مولای خود وپیروی کننده هوس خوددانست وخود رامانند روسیاهی یافت که در برابرپادشاه بزرگ وبلند مرتبه وعالی مرتبت وچیره وفراگیروبا قدرت است یقیناً پوست بدنش بلرزه در می آید ودلش تکان می خورد واشکش ریزان میگردد ونزد او کوچک می شود وازاومی ترسد ولرزان می شود وازهم می پاشد وفرو می ریزد واین حالت بهترین حالات است وبرترین آشنایی ها است0

وبدیهی است که هرموجودی بوسیله همانند خود نیرو می گیرد پس در اول مرحله این حالت بشکل یک عارضه بروز می کند وچه بسا برتوسخت باشد ونیازمند بزحمت کشیدن باشی ومانند گنجشکی که در دست شکارچی است  دلت نگران گردد وبخواهد فرار یا پروازکند ونفس برای تو خیالات قرمز وزرد نمایش میدهد که ترا بآن سربند سازد مثل اینکه مادرطفلش را وقت گریه بسبب اینگونه امورسرگرم می سازد 0 پس هرگاه براین امر((حضورنزد پروردگار)) مداومت کردی ونفس از تو ناامید شد آرامش خواهی یافت وتوجه واحساست را شایسته ونیکو خواهی کرد وموضوع برای تو روشن تر وآشکارتر می گردد0

 

پس درمرحله اول دلت مانند آب موج زننده است که عکس چهره آنطور که شایسته است  درآن واضح نیست  وعکس را دراندازه ها وشکلهایی می بینی که بهیچ وجه بتو شباهت ندارد ولی همینکه آب آرام شد صورت خود را درآن می بینی وآنرا می شناسی وهیچ قسمتی ازآن را انکار نمیکنی وصورت خود را موبمو مشاهده میکنی0

پس هرگاه براین احساس مواظبت کردی ونفس عادت کرد تا اینکه در او نقش بست آن حالت جزو خوی نفس میشود وموقعیتی برای نفس فراهم میشود که جدا شدن ازآن برای نفس دشوار است ونمی تواند توجه بغیر کند ودلش بیقرارمی شود مگربازحمت و سختی، آری اینچنین است گنجشک صید شده همانا فرار می کند وپرواز میکند بسوی لانه ومحل امن وآسایش خودش 0

امام صادق علیه السلام فرمودند :انسان عارف کالبدش با خلق است ودلش باخداست اگر دلش یک چشم بهم زدن از خداوند غافل شود از شوقی که بسوی خداوند دارد خواهد مرد وچه زیبا سروده است شاعر:

عارفان با جسم خود همراه دنیا گشته اند

                            بار الها سوی تو باجان بمعراج آمدند

آری این گروه پیشی گیرندگان ونزدیکان هستند وآنها اهل حضورودارای وسعت زندگی هستند وبمقام شادمانی رسیده اند ودرجایگاه خداوند وویژه گی های اویند واولیاء خدا وبرگزیدگان اویند واین گروه اهل محبت ونگاه کردن وشنیدن هستند که خداوند (( در قرآن سوره انبیا آیه 19و20- )) بآنها اشاره دارد که :

((ومن عنده لا یستکبرون عن عبادته ولا یستحسرون یسبحون اللیل والنهارلا یفترون))

((یعنی وکسانیکه نزد خداوند هستند از عبادت خداوند سرباز نمی زنند وخسته نمیشوند وشب وروز تسبیح می کنند وسستی نمی ورزند))0

پس این جماعت دائما ًنزد خداوند پا برجا هستند وباو رسیده اند یعنی بحضرت وقرب او رسیده اند نه بذات او نه آنطور که صوفیه کافرگفته اند

پس این گروه ازملاقات خداوند بهره مند ند ونگاه کنندگان بسوی اوهستند که باین سخن در قرآن (( سوره قیامت آیه 22))  اشاره شده است :

((وجوه یومئذ ناضرة الی ربها ناظرة))

((چهره هائی درآن مقام  شادمان وبشاش است  چون تماشاگر جمال پرورنده شان می باشند ))

خلاصه این دسته اهل قرب هستند وآنجا مقام قرب است و مقصود مردم از قصد قربت در انجام کارها همین مقام است ومعنای قربت همین است  پس بمانند اهل این مقام اهل عمل باید عمل کنند وباید اهل سلوک بسوی این مقام پیشی گیرند  وهدفمندان باید این مقام راآهنگ کنند وهمانا آل الله سلام الله علیهم براین مقام وادارکرده اند وازآن جمله سخن رسول خداست که دروصیت معروفشان بابی ذرفرمودند :

ای اباذر: خداوند رابگونه ای پرستش کن که گویا او را میبینی پس اگر تو او را نمی بینی همانا  اوترا میبیند 0

امام صادق علیه السلام فرمودند :همانا خداوند عزوجل دعائی که درآنطرف دل فراموش کار وغافل است استجابت نمیکند پس هرگاه دعا کردی با دل روکن آنگاه یقین کن که اجابت خواهد شد 0

وهمچنین ازقول امیرالمومنین صلوات الله علیه  فرمود : خداوند دعای دل بازی کننده را نمی پذیرد0

ونیزحضرت فرمودند : هرگاه دعا کردی پس با دل روکن وگمان کن حاجتت جلو در است0

وفرمود ای اسحاق خدارابگونه ای ترسان باش که گویا تو اورا میبینی واگر تو او را نمیبینی پس همانا اوترا می بیند پس اگرگمان میکنی که اوترا نمی بیند پس همانا کافر شده ای واگر میدانی که خداوند ترا می بیند وبا معصیت در پیشگاه او آمده ای پس همانا خداوند را بسوی خود ازجمله پست ترین تماشاگران قرارداده ای 0

داود رقی روایت می کند  از امام صادق علیه السلام درباره سخن خداوند (( درسوره الرحمن آیه 46 ))((ولمن خاف مقام ربه جنتان )) یعنی وبرای کسیکه از مقام پرورد گارش بترسد د وبهشت می باشد که حضرت فرمودند :

کسیکه بداند که خداوند او رامی بیند وسخن گفتن اورا می شنود وهرکاری ازخیروشر انجام دهد خدا می داند پس این حالت ، اوراازاعمال ناشایست بازدارد پس این شخص کسیستکه خداوند در وصف او فرموده است ((خاف مقام ربه ونهی النفس عن الهوی ))(( - نازعات 40- یعنی ازمقام پرورد گارش ترسیده است ونفس رااز هوا بازداشته است0 ))

درمناجات پیامبر صلی الله علیه وآله آمده است که خداوند بآن بزرگوار خطاب کرده می پرسد : ای احمد  آیا می دانی کدام زندگانی گوارا تر است و کدام زندگی پایدارتراست عرض کرد پرورد گارا نمیدانم فرمود اما زند گانی گوارا آنستکه صاحبش ازذکر من سستی نکند ونعمت مرا فراموش نکند ودرباره حق من جهالت نورزد درشب وروزش جویای خوشنودی من باشد  واما زندگی پایدارآنستکه صاحب این زندگی برای خودش کارمی کند تا آنکه دنیا برایش آسان میشود  ودرچشمش کوچک میگردد وآخرت نزد او بزرگ میشود وخواسته مرابرخواسته خودش برمی گزیند ومحل رضایت مرا میجوید وحق بزرگی مرا بزرگ می کند وبیاد دارد که من باو عالم هستم وشب وروز نگهبانی مرا نزد هرگناه وسرکشی دارد ودلش را ازهرچه من دوست ندارم پاکیزه می کند وبا شیطان ووسوسهای شیطان دشمنی می کند ((وبرای شیطان سلطنت وراه بر دلش قرار نمی دهد 0

پس هرگاه بنده چنین نماید دلش را دوستی جای میدهم تا جائی که دلش را برای خودم قرار می دهم  که  فراغت واشتغالش ، وکوشش وسخنش ، ازنعمتی باشد که بسبب آن  نعمت بر اهل محبت خود ازمیان خلقم نعمت داده ام  سپس چشم وگوش دلش را باز می کنم  تا بسوی جلالت و عظمت من  با چشم دلش نگاه کند وبا گوش دلش بشنود ودنیا را بر اوتنگ میگیرم وتمام لذت های دنیا را بسوی او دشمن قرار می دهم واورا از دنیا ومحتویات دنیا پرهیز می دهم همانگونه که چوپان گوسفندانش را از چراگاههای کشنده پرهیز می دهد پس هرگاه بنده بچنین موقعیتی رسید ازمردم دور شده فرارمی کند واز خانه نابود شدنی بخانه جاویدان واز خانه شیطان بخانه رحمن منتقل می شود تاآخر حدیث شریف که مفصل در بحار کتاب روضه جلد77 باب مواعظ الله صفحه 28تحت عنوان یا احمد موجود است واین قسمتیکه داخل پرانتز ترجمه شد در کتاب طرق النجاة نیاورده بودند))0

بدانکه همانا از بزرگترین اسباب اعتدال انسان مراقبت خداوند را نمودن است وکسی نمیتواند مراقبت خداوند رابکند مگر شخصی که بوسیله نور خداوند نگاه می کند چرا که غیر از آن نور نورخداوند را نمی بیند وجمال خداوند رامشاهده نمی کند ودر بهشت پاکیزه و خانه نزدیک خداوند وارد نمی شود وهرموجودی که غیر ازآن نورباشد ازمشاهده انوار خداوند درحجاب قرار دارد0

وشایسته بنده درتمام حالات مراقبت خداوند است که می داند خداوند همنشین وشاهد اوست واحوال او را می داند وکارهای او را می بیند وسخنان او را می شنود وبررازهای او آگاه می شود وهیچ پنهان شونده ای برخداوند پنهان نمیشود خدای سبحانه (( درسوره یونس آیه 61)) می فرماید :

((ای شنونده قرآن تودرهیچ حالی بسرنمی بری واز خدا قرآنی راتلاوت نمیکنی وهیچ کار خیریا شری را انجام نمیدهی مگراینکه چون وارد آن می شوید ما برشما شاهدیم وپنهان نمیشود ازپروردگار توباندازه وزن ذره ای  نه  درزمین ونه درآسمان ونیست باندازه وزن کمتر ازذره ونه بیشترازآن مگر اینکه درکتابی روشن وآشکار است 0))

وروایت استکه رسول خدا صلی الله علیه وآله هرگاه این آیه شریفه را قرائت می فرمودند گریه شدیدی می نمودند0

وخدای سبحانه  ((درسوره فصلت آیه 22)) فرموده است :

(در قیامت بمجرمین گفته می شود)

(( وشمانتوانستید پنهان شوید ازاینکه  گوشتان وچشمانتان وپوستهایتان علیه شما گواه باشند ولی می پنداشتید که خداوند بسیاری ازکارهائی را که انجام می دهید نمیداند )) پس واجب است که انسان دائما معنای این سخن خداوند راکه ((درسوره حدید آیه4 فرموده )) ((وهومعکم اینماکنتم )) ازروی بیم دردل احساس کند (( یعنی هرکجا باشید خداوند با شماهمراه است)) وهمچنین سخن خداوند(درسوره احزاب آیه 52) ((کان الله علی کل شیئ رقیبا))((یعنی خداوند برهرموجودی نگهبان است)) وهمچنین سخن دیگر خداوند ((درسوره فصلت آیه 53)) که می فرماید: آیا همین بس نیست که خداوند برهرموجودی شهید است روایت شده معنای شهید است این است که خداوند درنهان وآشکار تو وجود دارد 0 پس انسان باید ازسویدای دلش این احساس را داشته باشد که نزد خداوند ودر دیدگاه او می نشیند وبلند می شود وجنبش می کند و آرام می گیرد وسخن می گوید وخاموش می شود وبیرون میرود ووارد میشود واین گونه احساس انسان را ازاموری که خداوند نمی پسندد ودشمن دارد باز می دارد وعلامت راستی در مراقبت همین است وهمانا مراقبت بجا می گذارد حیا ووقاروترک کردن لهو ولعب وترک ناسزاگوئی وترک گفتار بد وترک معاصی صغیر وکبیر را وهمچنین باعث تعظیم اولیاء خدا وگرامی داشت دوستان خداست وسبب وادار شدن بفریضه ها وسنت هاست وباعث هیبت وجلالت در چشمان مردم است وسبب ترس از خدا وامید بسوی اوست وبا مشاهده جمال وکمال خدا باعث دوستی برای خدا میگردد0

وبدان ای برادر من همانطوریکه ما خود راعادت داده ایم بمراقبت ونگهبانی وتوجه بدنیا تااینکه دلهای ما بسوی دنیا پروازمی کند بمانند پرنده ای که بسوی آشیانه اش پرواز می کند تمایل ما بدنیا مانند اشتیاق کودک بمادرش می باشد

هرگاه دنیا بما رو می کند خندان می شویم وهرگاه ازماروبر می تابد گریان می گردیم پس واجب است که ما خود را بمراقبت وذکروطاعت خداوند عادت دهیم تا اینکه بمقامی ازمراقبت برسیم 0 وهمانا تمام خصلت ها بسبب عادت ها است وهمانا انسان برفطرت وسرشت آفریده شده است یعنی هم برای نیکی مهیااست وهم برای زشتی آماده است پس  حال که امرچنین است خویشتن را بنیکی عادت بده تا ازاهل خیر قرار بگیری وخداوند دراصل خلقت کسی را شقی ودیگری راسعید نیافریده است وشقاوت وسعادت اکتسابی هستند(( انسا ن جز آنچه را کوشیده  و بدست آورده دارا نیست وهمانا دست آوردهای خود ر ا بزودی خواهد دید))((سوره نجم آیه 39))0

خلاصه مراقبت سرچشمه هرنیکی است وتفسیر مراقبت برروش حکمت ومعرفت درذکرقلبی  ذکر خواهد شد وما در اینجا ظاهر مراقبت را یاد آور هستیم 0

پس مراقبت ازشروط بزرگ برای ذکرو عبادت است واگر مراقبت وحضور نباشد تمام ذکرها وعبادات مثل حرکات شخص خوابیده ویاغافل است که مورد اعتناء وبهره مندی قرارنمیگیرد مگرهمانطور که ما یاد آورشدیم که این گونه کارها بخودی خود عادت خوبی هستند وبوسیله عادت خوب نفس انسان راحت مهارمیشود هرگاه یکروزی عقل ازنفس فرمانبرداری بخواهد بدون رنج بسرعت نفس مهار می شود وگرنه در عادت های خوب بیش ازاین فائده ای نخواهد بود0

پس هرگاه خواستی ذکر کنی پس مراقبت خداوند عزوجل راداشته باش وداخل بهشت پاکیزه او بشوودر برابرخداوند مانند بنده ای خوار شده بایست وتوجهت را توجه شخص سرگردان  ومشتاق قراربده وروح ونفس و وهم وخیال و فکر وظاهر بدنت راازآنچه باادب وبندگی منافات دارد حفظ کن وازروی صدق وایمان ذکر خداوند جل جلاله را بنما پس تو درچنین حالتی می توانی خدارا با کلمه ((انت))

بخوانی ، مثلا وقتی چنین حالتی بتو دست داد شایستگی پیدا کرده ای که بگوئی ((لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین )) اما اگربرای تو اجازه رسیدن بچنین مقامی نرسید پس سزاوار اینستکه اکتفا کنی بلااله الاهو یا لااله الاالله چراکه توازنزد خداوند غائب هستی ودرپرده آرزوها وکارهایت پنهان گردیده ای 0دردعا این جمله وارد شده : است ((انت لا تحجب عن خلقک الا ان تحجبهم الآمال )) (( یعنی خداوندا تو ازآفریدهایت پنهان نشده ای بلکه آرزوها آنها را پوشانیده است )) ودردعائی ((الاعمال دونک)) وارد است ((یعنی خداوندا تو از آفریده هایت پنهان نیستی ولیکن اعمالی که خلق تو در پیشگاه تو انجام میدهند آنها را درحجاب دوری قرارداده است 0

پس در حالی که سرگشته دروسوسه ها وآشفته درخیالات هستی ومتوجه مخلوقات هستی پروردگارت را مخوان که این نوعی مسخره کردن است گرچه گروهی مطلق ذکررا که همراه با توجه بغیرباشد مسخره کردن شمرده اند لیکن پادشاه توقعی را که ازگوشه نشینان بارگاه بزرگیش دارد ازچادر نشین بیابانی ندارد نیکی های گروهی نزد گروهی دیگر زشت بشمارمی آید نیکی های خوبان کردار بد نزدیکان است 0پس درحال ذکر خلاصه مطالبی راکه برای تویاد آورمی شوم اندیشه کن و درحال ذکر این احساس وتوجه را داشته باش که تو نورخدای سبحانه هستی آیا نشنیده ای ((اتقوا فراسة المومن فانه ینظر بنور الله کافی 1ص218)) یعنی ازتیزبینی مومن پرهیزکنید که اوبسبب نور خدا نگاه می کند0ونور، عکس وشبح ومثال نوربخش ومنیراست وتا زمانیکه تو بطرف آئینه نگاه نکنی ومتوجه آن نشوی نوری که ازتو درآئینه افتاده است بجانب توتوجه نمیکند پس اگر ازآئینه روبرتافتی آن مثال هم برحسب روی برگردانیدن توازتو روبرمی تابد واگربجانب آن روکنی اوهم برحسب روکردن تو بسوی تو توجه خواهد کرد0 پس تو نمیتوانی خداوند جل جلاله را یاد کنی مگرآنکه اوترایاد کند پس خداوند استکه ابتدا می کند بنعمت بخشیدن وکرم وجود کردن با تمام بینیازی که ازتو دارد0

پس تا وقتی که اوبوسیله رحمت وتوفیق یاد تو نکند تو یاد او نمی کنی پس نزد رحمت وتوفیق اوونزد نگاه اوبتو مانند بنده کوچک که دربرابرنگاه سلطان بزرگی بسوی تو است  فروتنی کن زیرا که بنده نمیتواند خود رانگهدارد مگر اینکه با صورت روی خاک بیفتد وگریان ولرزان باشد پس بیاد آور نگاه خداوند را بسوی تو ونزد او فروتنی کن واوراشکرکن 0

وبدانکه منت گذاردن ورحمت کردن ونعمت بخشیدن ازآن خداوند است واما هرگاه ذکر کردن خود را قبل ازذکر کردن خدا دیدی پس این نگرش درتوایجاد میکند خویشتن بینی ومنت گذاردن واذیت نمودن ونازکردن وگستاخی نمودن راوچه بسا برای خودت برخداوند حقی ثابت کنی وازاومزدی بخواهی وحال آنکه بنده وآنچه دردست دارد مال آقایش می باشد  ((ضرب الله عبدا مملوکا لا یقدر علی شیئ75 نحل)) خداوند بنده زرخریدی را مثال زده است که توانائی برهیچ کاری را ندارد0پس توتوان برهیچ جنبش وآرامش وانجام کاروخوبی وفرمانبرداری ونیکی رانداری مگربوسیله بازدارندگی ونیروی خداوند0

ودرکتاب مصباح الشریعه ازامام صادق علیه السلام روایت شده است که : کسیکه ازروی حقیقت ذاکر خداوند باشد پس چنین کسی فرمانبردار است وهرکس که ازخداغافل باشد پس اونا فرمان وگناه کار است وفرمانبرداری علامت هدایت یافتن است ونافرمانی علامت گمراهی می باشد واصل هردوی اینها ازذکر وغفلت است پس دلت را قبله زبانت قراربده وزبانت را مجنبان مگرباشاره دل وموافقت عقل ورضایت ایمان پس همانا خداوند بنهان وآشکارای توداناست ومانند کسی باش که درحال جان کندن است یا مانند کسی باش که در عرصه قیامت ایستاده است مشغول امری مباش غیر ازاموری که خدا ازتو خواسته است اموری که پروردگارت ترا بآنها مکلف گردانیده است از امرونهی خداوند ومژده دادن  وترسانیدن خداوند وخویشتن رابغیر اموری که خداوند برآن مکلف نموده است مشغول مکن و دلت را با آب ترس شستشو بده ودریک نسخه آورده اند که دلت را با آب حزن شستشو بده ودلت را ذاکر برای خداوند قرار بده بخاطر اینکه خداوند ترا یاد کرده است پس همانا خداوند ترا یاد کرده است درحالیکه اوازتو بی نیاز است پس خدا که ترا یاد وذکرمی کند فراگیرتر ومرغوبتروتمام تروپیشرفته تر است ازاینکه توبرای اوذکر نمائی وآشنائی تو با اینکه اوترا یاد می کند ، برای تو فروتنی وافتادگی وشرمندگی وشکستگی بجا می گذارد وسپس ازآن زائیده می شود دیدن کرم وفضل خدا که پیشاپیش ارزانی داشته است ودراین مقام طاعت خود راکوچک میبینی ولواینکه درنزد بخشش خداوند زیاد باشد پس تو بخاطروجه الله اخلاص کرده ای 0 واما اینکه توخود را ببینی که خدارا ذکر می کنی این طرزتوجه بجا می گذارد برای توخود نمائی وخود پسندی ونادانی ودرشتی در خلق خداراوباعث بزرگ شمردن طاعت وفراموش کردن فضل وکرم خداست وبا این حال جز دوری ازخدا افزوده نمیشود ودرگذشت روزگاربا این حال جزوحشت بدست نمی آید 0

وذکردارای دو صورت است یکی آنستکه همراه کمک کاری دل صورت می گیرد ودیگری ذکر صادق استکه یادغیر خداوند ازبین رفته باشد همان طوری که رسول خدا صلی الله علیه وآله عرض کرد ه اند : خدایا ستایش تو بشمار نمی آید تو همانگونه هستی که خودت برخودت ستایش کرده ای پس (درباطن حدیث) رسول خدا صلی الله علیه وآله اندازه ای برای ذکر خدا نزد علمش قرارنداده اند بخاطر حقیقی که پیشترآمده بود وآن حقیقت این بود که قبل از اینکه رسول الله صلی الله علیه وآله خدارایاد کند وذکر نماید خداوند او را یاد کرده وذکر نموده است  پس کسانیکه در رتبه های پائین تر از رسول خدا صلی الله علیه وآله هستند سزاوارترند باین حقیقت پس هرکس که می خواهد یاد وذکر خدارا بنماید باید بداند که تاخدا بوسیله توفیق دادن برای ذکریاد وذکر بنده نکند بنده برذکر ویاد خداوند تعالی توانا نخواهد بود0 این بود روش مراقبت بطور اجمال وانشاء الله تفصیل آن در ذکر قلبی خواهد آمد0    

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ