سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
جادوی چشم یا چشمان جادوئی نویسنده: سما - یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٢

                                         بسم الله الرحمن الرحیم

                           جادوی چشم یاچشمان جادوئی

جادوئی که ازدید چشم سرایت می کند  مانند سحر وجادونیست که ازابتداء ارادی

باشد 


                             بسم الله الرحمن الرحیم

                        جادوی چشم یاچشمان جادوئی

جادوئی که ازدید چشم سرایت می کند  مانند سحر وجادونیست که ازابتداء ارادی باشد زیرا سحر وجادو هنری است که ساحر آنرا بااسباب وابزاری که در خارج ازوجودش ساخته با تدبیرصورت می دهد که دانستن آن جایز وانجام دادن آن نا مشروع وزیان بار وحرام است که هرنوعی ازآن ابزارویژه خود را داراست اما زخم چشم بدون تصمیم واراده بلکه بمجرد نگاهی شگفت انگیز ازطریق اجسام واقع می شود گرچه موضوع هردو برمیگردد بتأثیر روحی در روحی دیگر وامام رضا علیه السلام درباره کیفیت نگاه کردن فرموده اند: النَّظَرُ لِلرُّوحِ دَلِیلُهُ أَنَّکَ تَنْظُرُ فِیهِ فَتَرَى صُورَتَکَ فِی وَسَطِهِ وَ الْإِنْسَانُ لَا یَرَى صُورَتَهُ إِلَّا فِی مَاءٍ أَوْ مِرْآةٍ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِکَ  یعنی نگاه کردن کار روح است بدلیل اینکه چون درچشم نگاه کنی چهره خود رادروسط آن مشاهده می کنی وحال آنکه انسان چهره خود رانمی بیند مگر درآب یاآئینه وامثال آن ازحضرت پرسیده شد پس وقتی که چشم کور می شود روح پابرجاست اما چشم نابیناست حضرت فرمودند : مانند خورشید است که تاریکی های ابر اورابپوشاند پرسید روح کجا می رود حضرت فرمودند مانند روزنه ای که از آن نور دراتاق افتاده زمانی که روزنه بسته شود سپس در توضیح فرمودند : محل سکونت روح مخ است وشعاع آن درجسد پخش است مانند خورشید گردش آن آسمان است اما نورش برزمین گسترده شده هرگاه از مدار خارج شود خورشیدی نیست همچنین هرگاه سر بریده شود روحی نمی ماند تمام شد محل استناد بحدیث شریف . پس بنابراین جریان زخم چشم ازسم بیش شدیدتر و ازگلوله سریعتر و برق آسا می گذرد و اثر می گذارد گاه در افراد فتنه وآشوب وغوغا وجنجال بپا می کند وگاه ایجاد بیماری می نماید وگاه سبب مرگ ومیر وقتل وغارت ویرانی وخانه خرابی وسایر پریشانی ها وفقر وفاقه ها می گردد وچون در پیدایش اولیه آن ارادی نیست مثل سحر و جادو حکم حرام روی آن معنا ندارد مگر اینکه کسی بعد از دانستن باینکه چشمانی شور دارد ازآن بااراده وتمرین وممارست استفاده سوء کند وعمدا با تعجب وشگفتی به انسانها وموجودات نظر کند تاآنها رانابود سازد وامثال کارهائی راکه ذکر شد ازروی تصمیم واراده انجام دهد که دراین صورت او هم یکی از خطرناکترین جادوگران بشمارمی آید وباید دانست که نیروهائی که ازچشم صادرمی شود یکسان نیست ونمی توان همه را بحساب زخم چشم گذاشت وهمچنانکه تأثیرات نیروهای چشم گوناگون است مرکز پخش ونوع آنها هم گوناگون است گرچه همه ازممر چشم میگذرد اما انگیزهاکاملا متفاوت است چنانکه عمل بوسه ازلب انسان است اما انگیزها فرق دارد بوسیدن دست پدر وبوسیدن روی فرزند وبوسیدن حجرالاسود وبوسیدن جنس مخالف ازروی شهوت همه ازیک انگیزه نیست یکی ازعقل است یکی ازادب است ویکی از نفس اماره بالسوء وحرام است ویکی ازشهوت حلال است ویکی ازمحبت است اما ممر همه لب است ( دربحار جلد 26ص 864ازامیر المومنین علیه السلام روایت شده که فرموده اند : بوسییدن فرزند بخاطر مهربانی است وبوسیدن زن بخاطر شهوت است وبوسیدن پدر ومادر خداپرستی است و مرد بخطر دین برادر ایمانی رامی بوسد و بوسیدن امام عادل فرمانبرداریست )چشم هم بهمین منزله است نیروهای ناشناخته ای دارد که بعضا ازبعضی ازآنها آگاه شده اند و استفاده خوب می کنند که درجای خود مذکوراست . فهمیدن اینکه منشأ زخم چشم ازکجاست وبرکجای هدف وارد می شود که آنراازدرون ازهم می پاشد دربینش فقیه ومجتهد وسایرقشریون نیست وچه بسا بعضی ازقشریون این امر راخرافات بدانند وخود این امریعنی عدم تشخیص امور خرافی ازواقعی نشانگر این است که نه ازحقایق جهان بهره ای برده اند ونه اهل حقیقت راکه محمد وآل محمد وشیعیان پاک وخالص آنانند شناخته اند صلی الله علیهم اجمعین .

زخم چشم درکتاب وعترت

1-  شأن نزول وان یکاد

داستانهائی که مفسرین سنی ومنی درباره آیه شریفه  وَ إِنْ‏ یَکادُ الَّذِینَ‏ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ‏ بِأَبْصارِهِمْ‏ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ‏ إِنَّهُ‏ لَمَجْنُونٌ‏ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ ترتیب داده اند هیچ سندی ازمعصومین ندارد که در رابطه با وان یکاد باشد و لو اینکه گفته شده ‏ أَنَّ دَوَاءَ الْإِصَابَةِ بِالْعَیْنِ أَنْ یُقْرَأَ وَ إِنْ‏ یَکادُ الَّذِینَ‏ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ‏ بِأَبْصارِهِمْ‏ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ‏ إِنَّهُ‏ لَمَجْنُونٌ‏ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ‏.قلم 50-51 اما جهتش آن حکایتها نیست مثلا در شان نزول این آیه چنین آورده اند که این آیه براى آن بود که کافران خواستند پیغمبر را بچشم کنند و گروهى از بنى اسد معروف بشور چشمى بودند و مردى میان آنها که به هر چه مى‏نگریست و بچشم او خوب مى‏آمد بگذر نداشت که نابود مى‏شد و از اینروى او را نمى‏گذاشتند از خیمه بیرون رود و اگر دلش تنگ مى‏شد دامن خیمه بالا میکرد و اگر چهار پائى از جلو او مى‏گذشت و بچشم او خوش مى‏آمد حیوان بر زمین مى‏افتاد. کلبى گفت: قریش از او خواستند که برود پیغمبر را ببیند شاید چشم او بآن حضرت برسد. او رفت و مدّتى بآن حضرت نگاه کرد وقتى که قرآن میخواند و یقین کرد چشمش اثر کرده است و این شعر را خواند

         قد کان قومک یحسبونک سیّدا             و اخال انّک سیّد معیون‏

 یعنى گمان مردم تو این است که آقا هستى ولى من گمان دارم که آقاى چشم زده هستى. مفسرین سنی ومنی بدون اتصال باهل بیت عصمت وطهارت  گفته اند که این آیه درآن هنگام نازل شد و پیغمبر سالم ماند. وحال آنکه چنین نیست امام  صادق علیه السلام پرده ازاین راز برداشته اند وتاروپود شأن نزول سازان را ازهم پاشیده اند وشأن نزول وان یکاد را درحدیث بعدی سمعی وبصری نموده اند وآن این است - و از حسّان جمّال روایت شده است که گفت: امام صادق علیه السّلام را از مدینه تا مکّه بردم، پس چون بمسجد غدیر رسیدیم، بسمت چپ مسجد بنگریست، و فرمود: این جاى قدم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله است، آنجا که فرمود: «هر که من مولى و سرپرست اویم پس علىّ مولى و سرپرست او است». سپس بطرف دیگر بنگریست، و فرمود: این جاى خیمه منافقین و سالم مولى ابى حذیفه، و ابى عبیدة بن الجّراح است. پس چون او را در حال بلند کردن دستش دیدند، یکى از ایشان گفت: بچشمانش بنگرید، که چگونه بگردش درآمده‏اند، چنان که به دو چشم دیوانه‏اى میمانند! پس جبرئیل علیه السّلام فرود آمد، و این آیه را بیاورد: وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ، وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ، وَ ما هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ‏.چون حسان  حضرت صادق علیه السلام راازمکه بمدینه بردحضرت باو  فرمودند :ای حسان اگرتو ساربان من نبودی این حدیث رابرای تو نمی گفتم   لَمَّا حَمَلَهُ مِنَ الْمَدِینَةِ إِلَى مَکَّةَ فَقَالَ لَهُ یَا حَسَّانُ لَوْ لَا أَنَّکَ جَمَّالِی مَا حَدَّثْتُکَ بِهَذَا الْحَدِیث    من لا یحضره الفقیه / ترجمه غفارى

  درکافی وتفسیر نورالثقلین وسایر مصادر شیعه آمده که مزید براین تکرارا آمده وفرموده اند : هو در وماهو الاذکر للعالمین  امیر المؤمنین علی علیه السلام است یکی ازعبارات عربی این است : قَالَ‏: لَمَّا أَخْبَرَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص بِفَضْلِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالُوا هُوَ مَجْنُونٌ- فَقَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ‏ وَ ما هُوَ یَعْنِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعالَمِین‏ مفسرین همینقدر نگاه نکرده اند که بابصارهم درآیه شریفه جمع است وآن کسی که چشمش شور بود مفرد بود اما شآن نزولی را که امام صادق علیه السلام بیان کرده اند مربوط بجمع  است یعنی خیمه منافقین و سالم مولى ابى حذیفه، و ابى عبیدة بن الجّراح که باچشمانشان می خواستند حضرت را ازپادرآورند گرچه در پایان خطبه بعضی ازآنها بازبان گفتند بخِ بخِ لک یا علی اصبحت مولای ومولا کل مسلم ومسلمه اما العین جاسوس القلب چشمانشان سخن دلشان راگویا بود وزبانشان پرده ای افکنده برروی نفاقشان شد وشیطان راازاستیصال رهائی دادند

2-  کیفیات زخم چشم

زخم چشم درهمه کس وجود دارد بدلیل سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله که فرموده اند : مارفع الناس ابصارهم الی شیء الا وضعه الله یعنی مردم چشمانشان را بسوی چیزی بلند نمی کنند مگر اینکه خداوند آنرا پائین می آورد  و امام صادق عایه السلام فرموده اند : لَوْ نُبِشَ لَکُمْ عَنِ الْقُبُورِ لَرَأَیْتُمْ أَنَّ أَکْثَرَ مَوْتَاکُمْ بِالْعَیْنِ لِأَنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ طب الائمه یعنی اگر راز قبرها برشما فاش شود خواهید دید که بیشتر مردگانتان بسسب زخم چشم مرده اند چراکه زخم چشم حق است تمام شد حدیث . اماچشم ها شدت وضعف دارد اگر کسی کاری کرد یا موجودی در شرایطی قرار گرفت که بچشم بیننده عجیب آمد صورتهای گوناگون دارد مثلا :

اول - ممکن است یک نفر را بشگفتی آورد  وآن فرد  هدف را چشم زند واز پای در آورد مانند جریان کسانی که ازقدرت چشم زخم شان استفاده سوء می کردند وشآن نزول آیه وان یکاد رابرای آن جریانها پنداشته اند چنانکه گذشت .    

دوم – ممکن است چشمهای متعدد رابشگفتی آورد وآن جمع او راازپای درآورد واین خود دو وجه دارد یکی اینکه درآن واحد چشمهای زهر آلود باو دوخته شود ویکی اینکه هدف درمعرضی قرارگیرد که بترتیب وبطور تناوب تیر زهرآلود  چشمها بآن سرایت کند .

سوم – ممکن است که چشم زننده وچشم خورنده معین باشند .در این صورت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله دستور دادند که چشم زننده وضو بسازند وچشم شونده غسل کند

چهارم – ممکن است چشم زننده معلوم نباشد دراین صورت نباید دنبال شخص گشت بخصوص که بوسیله بعضی فال ها تیر به تاریکی می اندازند ومردم رامتهم می کنند

پنجم – قبل ازاینکه هدف در معرض دید قرار بگیرد کاری کند که زخم چشم دراو اثر نکند چنانکه حضرت یعقوب پسرانش را آموزش داد وقرآن حکایت کرده که وَ قالَ یا بَنِیَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ..... (یوسف67)

یعنی چون برادران یوسف خواستند نزد عزیز مصر بروند ونمی دانستند که پادشاه مصر یوسف است و آنها دوازده جوان خوش سیما ورشید بودند پدرشان حضرت یعقوب علیه السلام جهت حفظ آنها از زخم چشم بآنها آموزش داد و گفت ای فرزندان من همه از یک درب وارد مشوید بلکه از درب های جداگانه وارد شوید (تا بچشم نیائید )  

ششم – بعد ازاینکه چشم خورد اگر زنده ماند وقابل معالجه بود معالجه کند زیرادرباره اثرزخم چشم ازرسول خدا صلی الله علیه روایت شده که زخم چشم مرد راداخل قبر می برد وشتر راداخل دیگ .

هفتم – عامل زخم چشم ممکن است حسادت باشد زیرا درباره ومن شر حاسد اذاحسد مقصود ازاین شر را زخم چشم گفته اند بجهت اینکه جمع کرده اند بین روایت کاد الحسد أن یغلب القدر وروایت و لو کان شی‏ء یسبق القدر سبقه العین‏ یعنی زخم چشم وحسادت نزدیک است برقضا وقدرخداوند پیشی گیرند پس زخم چشم حربه وابزارحسود است و انگیزه حسادت رامی توان چاره کردپس  یکی از آنها این است که فقر حسود راازآنچه نسبت بآن حسادت دارد تبدیل به بی نیازی کنیم تاچشمش دنبال متاعی راکه ندارد نباشد چراکه ازامیر المؤمنین علیه السلام درنهج البلاغه آورده اند که  مَا قَالَ النَّاسُ لِشَیْ‏ءٍ طُوبَى‏ لَهُ‏ إِلَّا وَ قَدْ [خَبَّأَ] خَبَأَ لَهُ الدَّهْرُ یَوْمَ سَوْء یعنی مردم بچیزی نمی گویند که خوشا بحالش مگر اینکه روزگار روز بدی را برایش درنهان نگه می دارد .فردی رامی شناسم که درجوانی چشمانش خیلی شور بود بلامپ پرنور با تعجب نگاهش می افتاد می سوخت خداوند باو مال ومنال وخدمتکاران ومکنتی داد که دیگر چیزی جلو چشمش شگفت انگیز نیست واثر چشمانش کاملا پنهان ومعدوم شده است پس همینکه نا داری بحال دارائی حسرت بخورد آن دارا باید منتظر تیر زخم چشم باشد ومقصود ازنادار فقط نداشتن مال نیست بلکه معنویات وجمال وکمال و رشادت وسایر صفات برجسته هم مورد زخم چشم قرار می گیرند. واین زخم چشم ازسوی ناظرین ممکن است ازحسادت باشد اما ازسوی زخم چشم شونده ممکن است بخاطر خود نمائی وتفاخر وتکبروامثال این اغراض وامراض نیزباشد

هشتم –نزدیک ترین زخم چشمها ازخود فرد استکه بخودش اصابت می کند یعنی زمانی که بخود باچشم تعجب بنگرد وخودش نزد خودش شگفت انگیز جلوه کند  وسپس ازجانب اغیار است وازسوی اغیار هم چون غالباً ارادی نیست پس زخم چشم از دوست ودشمن بی اختیار وبطور غریزی سرمی زند  

3-  ادعیه زخم چشم که متضمن دقایق واشاراتیست

دعا برای کسیکه چشم خورده :

1-  آموختن معنای توکل وبکار کیری آن  چنانکه حضرت یعقوب علیه السلام بفرزندانش گفت : وَ ما أُغْنی‏ عَنْکُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ67یوسف- وگفته شده بتجربه رسیده هرکس آرامش خود راحفظ کند و توجه بآن نکند چشم دراو اثر نمیکند وهرکس خودرا در برابرچشم ببازد ومتزلزل شود چشم دراو اثر می کند 

2-  فاتحة الکتاب رامی خواند ومی نویسد  : بِسْمِ اللَّهِ أُعِیذُ فُلَانَ بْنَ فُلَانَةَ بِکَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَ ذَرَأَ وَ بَرَأَ وَ مِنْ کُلِّ عَیْنٍ نَاظِرَةٍ وَ أُذُنٍ سَامِعَةٍ وَ لِسَانٍ نَاطِقٍ‏ إِنَّ رَبِّی عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‏ وَ مِنْ شَرِّ الشَّیْطَانِ وَ عَمَلِ الشَّیْطَانِ وَ خَیْلِهِ وَ رَجِلِهِ‏ وَ قالَ یا بَنِیَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَة-مکارم الاخلاق

3-  عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏: مَنْ أَعْجَبَهُ شَیْ‏ءٌ مِنْ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ فَلْیُکَبِّرْ عَلَیْهِ فَإِنَّ الْعَیْنَ‏ حَق‏ یعنی  امام صادق علیه السلام فرمودند هرکس ازبرادرمؤمنش درامری بشگفت آمد پس براو الله اکبر بگوید ودرروایتی رسولخدا ص فرمودند : هرکس از برادرمؤمنش درامری بشگفت آمد یاد خدا کند زیرا با یاد خدا هیچی باو زیان نمیرساند  طب الائمه

4-  عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ‏ کُنْتُ مَعَ الرِّضَا ع بِخُرَاسَانَ عَلَى نَفَقَاتِهِ فَأَمَرَنِی أَنْ أَتَّخِذَ لَهُ غَالِیَةً فَلَمَّا اتَّخَذْتُهَا فَأُعْجِبَ بِهَا فَنَظَرَ إِلَیْهَا فَقَالَ لِی یَا مُعَمَّرُ إِنَّ الْعَیْنَ‏ حَقٌ‏ فَاکْتُبْ فِی رُقْعَةٍ الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْمُعَوِّذَتَیْنِ وَ آیَةَ الْکُرْسِیِّ وَ اجْعَلْهَا فِی غِلَافِ الْقَارُورَة یعنی - معمر خالد گوید درراه خراسان باحضرت رضا علیه السلام مسئول هزینه های حضرت بودم پس حضرت دستور دادند که برایشان غالیه (مخلوطی از عطریات) بگیرم وگرفتم حضرت بخاطر آن شگفت زده شد وبآن نگاه کرد و برای من فرمود که ای معمر همانا زخم چشم حق است (یعنی واقعیت دارد ) پس درکاغدی حمد وقل هو الله و معوذتین و آیة الکرسی رابنویس ودر پوشش شیشه قرار بده مکارم الاخلاق

5-  رُوِیَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ الْعَیْنُ‏ حَقٌ‏ وَ لَیْسَ تَأْمَنُهَا مِنْکَ عَلَى نَفْسِکَ وَ لَا مِنْکَ عَلَى غَیْرِکَ فَإِذَا خِفْتَ شَیْئاً مِنْ ذَلِکَ فَقُلْ‏ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ ثَلَاثا مکارم الاخلاق – امام صادق علیه السلام فرمودند زخم چشم واقعیت دارد نه خود تو برخودت ازآن درامانی ونه دیگران ازچشم تو درامانند پس هرگاه ازچیزی ترسیدی سه مرتبه بگو : ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ ودرروایتی فرمود باوتبریک بگو مکارم الاخلاق

6-  پیامبرگرامی صلی الله علیه وآله امام حسن وامام حسین علیهما السلام رااز زخم چشم باین دعا تعویذ فرمودند: أعیذکما بکلمات الله التامة من کل شیطان هامة و من کل عین لامة،ودر روایتی باین تعویذ آندوبزرگوار راتعویذ فرمود : اللَّهُمَّ یَا ذَا السُّلْطَانِ الْعَظِیمِ وَ الْمَنِّ الْقَدِیمِ وَ الْوَجْهِ الْکَرِیمِ یَا ذَا الْکَلِمَاتِ التَّامَّاتِ وَ الدَّعَوَاتِ الْمُسْتَجَابَاتِ عَافِ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ مِنْ أَنْفُسِ الْجِنِّ وَ أَعْیُنِ الْإِنْسِ وسپس فرمود زنان واولادتان راباین تعویذ حفظ کنید که مانند ندارد پس باید بجای حسن وحسین نام افراد نوشته شود  ودرروایتی فرمود : زخم چشم قله بلند کوه را فرومی ریزد و جبرئیل پیامبرص راباین تعویذ در حفظ قرارداد بسم الله أرقیک من کل عین حاسد، الله یشفیک واگر خواستی بدون نام باشد این تعوذ را بکار گیر : أُعِیذُ نَفْسِی وَ ذُرِّیَّتِی وَ أَهْلَ بَیْتِی بِکَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّةِ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَیْطَانٍ وَ هَامَّةٍ وَ کُلِّ عَیْنٍ لَامَّةٍ.

7-  وَعَنِ الصَّادِقِ ع‏ إِذَا تَهَیَّأَ أَحَدُکُمْ بِهَیْئَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْیَقْرَأْ حِینَ یَخْرُجُ مِنْ بَیْتِهِ الْمُعَوِّذَتَیْنِ فَإِنَّهُ لَا یَضُرُّهُ شَیْ‏ءٌ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى.امام صادق علیه السلام فرمودند : هرگاه یکی ازشماها بهیئتی درآمدید که موجب شگفتی میشود پس هرگاه ازمنزل بیرون می رود معوذتین رابخواند زیراباذن خداوند هیچی باو اثر نخواهد گذاشت .

8-  در مصباح کفعمی است که رقیه زخم چشمها اینست بِسْمِ اللَّهِ الْعَظِیمِ الشَّأْنِ الْقَوِیِّ السُّلْطَانِ الشَّدِیدِ الْأَرْکَانِ حَبْسٌ حَابِسٌ وَ حَجَرٌ یَابِسٌ وَ شِهَابٌ قَابِسٌ وَ لَیْلٌ دَامِسٌ وَ مَاءٌ قَارِسٌ فِی عَیْنِ الْعَائِنِ وَ فِی أَحَبِّ خَلْقِ اللَّهِ إِلَیْهِ وَ فِی کَبِدِهِ وَ کُلْیَتَیْهِ‏ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِیرٌ قُلْتُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَکْتُبُ ذَلِکَ عَلَى بَیْضَةٍ وَ یَضْرِبُ بِهَا الْحَیَوَانَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ ابْنَ الْآدَمِ بَیْنَ رِجْلَیْهِ یَبْرَأُ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى‏                                     المصباح للکفعمی (جنة الأمان الواقیة)، ص: 2

9-  روایات خواص اسپند وکندر همراه تجربیات همگان ثابت کرده که دود کردن ایندو درپیشگیری چشم زخم ویا دفع آن نیز بسیار مؤثر است وما فقط یک روایت را یاد آور میشویم :

سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنِ الْحَرْمَلِ‏ وَ اللُّبَانِ فَقَالَ أَمَّا الْحَرْمَلُ‏ فَمَا تَقَلْقَلَ‏  لَهُ عِرْقٌ فِی الْأَرْضِ وَ لَا ارْتَفَعَ لَهُ فَرْعٌ فِی السَّمَاءِ إِلَّا وَکَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مَلَکاً حَتَّى یَصِیرَ حُطَاماً أَوْ یَصِیرَ إِلَى مَا صَارَ إِلَیْهِ فَإِنَّ الشَّیْطَانَ قَدْ یَتَنَکَّبُ‏  سَبْعِینَ دَاراً دُونَ الدَّارِ الَّتِی فِیهَا الْحَرْمَلُ‏ وَ هُوَ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِینَ دَاءً أَهْوَنُهُ الْجُذَامُ فَلَا یَفُوتَنَّکُمْ قَالَ وَ أَمَّا اللُّبَانُ فَهُوَ مُخْتَارُ الْأَنْبِیَاءِ ع مِنْ قَبْلِی وَ بِهِ کَانَتْ تَسْتَعِینُ مَرْیَمُ ع وَ لَیْسَ دُخَانٌ یَصْعَدُ إِلَى السَّمَاءِ أَسْرَعَ مِنْهُ وَ هُوَ مَطْرَدَةُ الشَّیَاطِینِ وَ مَدْفَعَةٌ لِلْعَاهَةِ فَلَا یَفُوتَنَّکُم‏ مکارم الاخلاق

از امام صادق علیه السلام درباره اسپند وکندر پرسش شد حضرت فرمودند : هیچ ریشه ای از اسپند درزمین نمی دود وهیچ شاخه ای ازآن درآسمان بالانمی رود مگر اینکه خداوند عزوجل فرشته ای را بآن موکل می گرداند تا اینکه هیزم شود یا بآنجاکه آمده رود پس همانا شیطان بهفتاد خانه سرمیکشد مگر خانه ای که درآن اسپند باشد وآن شفای هفتاد بیماری است که سبکترینش جذام باشد  واما کندر پس آن را پیامبران پیش ازمن اختیار کرده اند وحضرت مریم بآن کمک میجست وهیچ دودی بسوی آسمان سریعتر ازآن بالا نمی رود وآن پراکنده کننده شیاطین است ودفع کننده بلاست پس آنراازدست ندهید    

ادامه دارد

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ