سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
کتاب الشفعه فارسی نویسنده: سما - شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢

                  بسم الله الرحمن الرحیم 


کتاب الشفعة- «ازکفایة المسائل فارسی »و فیه احکام و مسائل:


مسأله ـ شفعه در هر چیزی است که مشترک باشد به طور مشاع در میان دو شریک که یکی از ایشان سهمی خود را بفروشد به غیر شریک خود بی‏اذن و اطلاع او به ثمنی از طلا و نقره و مخصوص به زمین و خانه نیست بلکه در زمین و خانه و مملوک و حیوان و سایر متاع‏ها جاری است. چنانکه دراحادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.


    
مسأله ـ شفعه‏ای نیست در مال مشترکی که قسمت شده باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ شفعه‏ای نیست در مال مشترکی که شریک باشند در آن بیش از دو نفر. چنانکه دراحادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ شفعه‏ای نیست در مال مشترکی که فروخته شده باشد به غیر ثمنی از طلا و نقره. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ شفعه‏ای نیست در مال مشترکی که منتقل به غیر شده باشد به غیر صیغه بیع و شری مثل هبه و صلح و صداق و امثال آن‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه دو خانه باشد از دو نفر که راه عبور به آن‏ها مشترک باشد در میان آن دو نفر و یکی از ایشان بفروشد خانه خود را، پس هرگاه آن راه عبور را سد کنند و از طرفی دیگر راه عبور به آن خانه فروخته شده قرار دهند، شفعه‏ای از برای صاحب خانه دیگر نیست و هرگاه راه عبور به آن دو خانه منحصر باشد به همان راه مشترک و ممکن نباشد که راه عبوری غیر از آن قرار دهند، از برای صاحب خانه دیگر حق‏الشفعه خواهد بود در راه عبور اصالتاً و در خانه فروخته شده بالتبع. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ حق شفعه‏ای نیست از برای یهودی و نصرانی و سایر مخالفین دین حق. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ شفعه‏ای نیست از برای جار و همسایه. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه شریکی که حق‏الشفعه دارد فوت شود، حق‏الشفعه او منتقل به ورثه او نمی‏شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ حق‏الشفعه از برای شریک مسلمی که قسمت نکرده باشد مال مشترک در میان خود و شریک مسلم خود را ثابت است چه حاضر باشد در وقت فروش و چه غایب باشد و در سفر باشد، پس هر وقت که بخواهد مطالبه حق خود را می‏تواند کرد اگرچه مدت طولانی از وقت فروش گذشته باشد و حق شفعه او این است که به هر قیمتی که مال مشترک را فروخته‏اند همان قیمت را می‏دهد و سهم فروخته شده را تصرف می‏کند و عقد جدیدی و صیغه تازه‏ای نباید بخواند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حق شفعه صغیر و یتیم را ولی او که پدر او است یا وصی او مطالبه می‏توانند کرد اگر مصلحت صغیر و یتیم را در آن دیدند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه شریک غایب باشد و خانه‏ای را که شریک او فروخته خرابی بهم رساند به سبب آمدن سیلی یا باریدن بارانی یا غیر این‏ها، مثل همان ثمنی که خانه به آن فروخته شده باید بدهد و چیزی از برای خرابی خانه نباید کم کند مگر آن‏که مشتری به دستی خانه را خراب کرده باشد. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ هرگاه شفیع مطالبه شفعه کرد و رفت که ثمن را بیاورد، پس هرگاه تا سه روز ثمن را آورد و داد سهم فروخته را تصرف می‏کند و اگر سه روز گذشت و نیاورد، حق شفعه او باطل می‏شود و بعد از آن نمی‏تواند مطالبه کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه شفیع مطالبه حق‏الشفعه خود را کرد و مهلتی خواست از برای آن‏که برود یا بفرستد به بلدی دیگر که ثمن را بیاورند، پس مهلت باید داد به او به قدر رفتن و برگشتن از آن بلد با سه روز علاوه، پس هرگاه در آن مدت معیّن ثمن را آورد و داد حق خود را تصرف می‏کند و هرگاه در آن مدت معیّن نیاورد و نداد حق‏الشفعه او باطل می‏شود و بعد از آن مدت نمی‏تواند مطالبه کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه شریک ثمن سهم شریک را ندارد حق شفعه او باطل می‏شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه شریک به شریک خود اعلام کرد که سهمی خود را می‏فروشم اگر می‏خواهی بخر و او کناره کرد و گفت مبارک کند خدا فروش تو را، یا گفت قسمت کن مال مشترک را، حق‏الشفعه او باطل می‏شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه شریک محض ضرر رسانیدن به مشتری ادعای شفعه کند و مسامحه در دادن ثمن کند به بهانه آن‏که ثمن در بلدی بعید است، شفعه او باطل است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ شفیع باید قادر باشد به دادن ثمن، پس هرگاه عاجز است و نمی‏تواند بدهد حق‏الشفعه از برای او نیست. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ در کشتی و حمام و سنگ آسیا و نهرها و راه‏های تنگ و امثال این‏ها از چیزهایی که قابل قسمت نیست حق‏الشفعه از برای شریک نیست. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ هرگاه چیزی را که شریک فروخته به نقد فروخته شفیع باید ثمن را نقد بدهد و هرگاه به نسیه فروخته شفیع هم باید به نسیه بدهد ثمن را به همان موعدی که قرار داده‏اند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ شفیع باید همان مثل ثمن را بدهد و سایر غراماتی که به مشتری وارد آمده دخلی به شفیع ندارد. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ