سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
مسائل امانت وخیانت نویسنده: سما - شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢

                              
                          بسم الله الرحمن الرحیم

                         کتاب فارسی الودیعه

                    ازکفایة المسائل و فیه مسائل:


  مسأله ـ ودیعه عقد لازم نیست پس هرکس چیزی را به کسی سپرد هر وقت بخواهد می‏گیرد و هم‏چنین کسی که در نزد او سپرده شده هر وقت بخواهد پس می‏دهد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.

مسأله ـ واجب است ادای امانت به سوی صاحب آن هر وقت طلب کرد آن را. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است خیانت کردن در امانت. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ واجب است که حفظ کنند امانت را و تفریط و تقصیری نکنند که آن تلف شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که امانت را به او می‏سپارند امین است و هرگاه آن چیز تلف شد او را متهم نباید کرد و او ضامن نیست مگر آن‏که خیانت او ظاهر شود، پس او ضامن است و باید از عهده برآید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی که امانت را به او می‏سپارند ضامن شود که اگر تلف شد از عهده برآید، پس هرگاه تلف شد او ضامن است و باید از عهده برآید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ مادام که خیانت کسی که امانت را به او سپرده‏اند ظاهر نشود باید تصدیق کرد قول او را اگر گفت تلف شد و قسمی بر او وارد نیاید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ کسی که متهم باشد و ادعا کند تلف امانت را باید اقامه کند شهودی را در ادعای خود، یا قسم یاد کند که خیانت و تفریط و تقصیری از او صادر نشده. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که مال خود را بسپارد به کسی که معروف است به خیانت و او خیانت کند، اجری از برای او در نزد خدا نیست چرا که او نهی کرده که مال خود را به خیانت‏کار نسپارند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار نیست که مال خود را بسپارند به سفها و سفیه‏تر از همه سفها شارب‏الخمر است. پس اگر خیانتی در مال شد اجری از برای صاحب مال در نزد خدا نیست و عوض آن را خدا نخواهد داد چرا که او را نهی کرده از سپردن مال خود در نزد ایشان. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که مالی در نزد او بسپارند و آن را ببرد و رد نکند، او را به حبس می‏اندازند و اموال او را می‏فروشند و ثمن آن را به صاحب امانت می‏دهند خواه او حاضر باشد یا غایب. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی که امانت در نزد او سپرده شده به جهت اصلاح امانت کاری کرد و به حسب اتفاق آن مال تلف شد، او ضامن نیست چرا که مقصود او اصلاح بوده. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که امانتی در نزد او سپرده شده آن امانت را در منزل غیری بگذارد و تلف شود او ضامن است و باید از عهده برآید مگر آن‏که منزل غیر را در حفظ امانت محکم‏تر از منزل خود بداند و مأذون باشد که در غیر منزل خود آن را حفظ کند، پس ضامن نیست. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که امانتی در نزد او سپرده شده و می‏داند که صاحب امانت راضی است که به مصرف خود برساند و عوض آن را از مال خود بدهد، یا به جهت آن‏که مبادا آن مال تلف شود به مصرف خود برساند، پس اگر دارا است و می‏تواند عوض آن را بدهد جایز است که آن را به مصرف خود برساند و عوض آن را بدهد. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه امانتی شرعی در دست کسی واقع شد، مثل آن‏که حیوان گریخته را گرفت و آن را بست که به صاحبش برساند و آن تلف شد، آن شخص ضامن نیست چرا که مقصود حفظ مال مسلم بوده. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه امانتی که تلف شود بدون تفریط و تقصیری از جانب آن کسی که در دست او است، او ضامن نیست و نباید از عهده برآید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر امانتی که تلف شود به تفریط و تقصیری از جانب آن که در دست او است، او ضامن است و باید از عهده برآید. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه دزدی بسپارد چیزی را در نزد کسی و او بداند که آن چیز را دزدیده، باید آن را به مالک آن برساند اگر می‏تواند و هرگاه صاحب آن را نشناسد حکم آن چیز حکم لقطه است که تا یک سال باید تفحص کند از مالک آن و هرگاه صاحب آن معلوم نشد آن چیز را باید تصدق کند. پس هرگاه صاحب آن معلوم شد او را مخیّر می‏کند در اختیار کردن ثواب تصدق یا گرفتن عوض آن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ حفظ کردن امانت به قدری واجب است که آن کسی که در دست او است متعهد شده که حفظ کند، اما گشودن آن و ته کردن آن و جابجا کردن آن بر او واجب نیست مگر آن‏که متعهد شده باشد و در امری که تعهد نکرده واجب نیست بر او کردن آن. پس هرگاه در امری که تعهد نکرده خود صاحب امانت آن کار را نکرد و امانت تلف شد به سبب آن مستودع ضامن نیست و نباید از عهده برآید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.

  نظرات ()
مطالب اخیر روضه خان کیست ؟ ارتباط با جن خاتمه ناصریه پند وعبرت تزاحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه
کلمات کلیدی وبلاگ