سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
احکام شکار وذبح اسلامی نویسنده: سما - شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢

                بسم الله الرحمن الرحیم 

احکام فارسی شکار وذبح اسلامی ازکفایة المسائل


                        کتاب الصید و الذبایح

فی الصید و فیه فصول:


فصل - فی مواقع جوازه و عدم جوازه و فیه مسائل:


مسأله ـ جایز نیست صید حرم و تفصیل آن در کتاب حج گذشت.


              
مسأله ـ جایز نیست صید کردن محض لهو و لعب چرا که قساوت قلب و نفاق را احداث می‏کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است صید کردن از برای قوت خود و عیال خود، یا از برای احتیاج مسلمی به آن از برای دوا و غذا، یا از برای کسب که آن را بفروشند و منفعت برند. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی محض لهو و لعب صید کرد صید او حرام نیست اگرچه عمل او حرام بوده. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
فصل- در حیوانی که با آن صید می‏توان کرد و امور متعلقه به آن
و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ با هیچ حیوانی نمی‏توان صید کرد مگر با کلب معلّم و آن سگی است که به آن آموخته‏اند صید کردن را. چنانکه درآیات و احادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر حیوانی که صید کند و آن را نکشد و مسلمی برسد و آن صید را ذبح کند، آن صید حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه مسلمی در وقت رهاکردن سگ از برای شکار بسم‏اللّه بگوید و چون به شکار رسد سگ آن را کشته باشد، آن صید حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه سگ گرفت شکار را و چون رسیدند به آن شکار زنده است باید آن شکار را ذبح کرد مگر آن‏که مهلت ذبح کرد نباشد و زود بمیرد، پس حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه سگ شکاری شکاری کرد و چون رسیدند شکار زنده است ولکن کاردی و آلتی که به آن ذبح کنند ندارند، باید صبر کرد تا سگ شکار را بکشد پس حلال شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه وقتی که رسیدند به شکار و شکار زنده است و آن را از سگ گرفتند باید آن را ذبح کنند تا حلال شود و اگر بعد از گرفتن از سگ، شکار بدون ذبح بمیرد حرام شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه وقتی که رسیدند به شکار سگ شکاری قدری از شکار را خورده، آن‏چه باقی مانده حلال است اگرچه قدر کمی باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه سگ‏های شکاری متعدد شکار کنند حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه به همراه سگ‏های شکاری سگی دیگر باشد که شکاری نیست و شکاری کرده باشند و معلوم نشود که آیا سگ شکاری شکار کرده یا سگ غیر معلّم، آن شکار حرام است مگر آن‏که زنده باشد و آن را ذبح کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ شرط حلال بودن شکاری که سگ شکاری آن را کشته این است که مسلمی که آن سگ را رها کرده از برای شکار بسم‏اللّه گفته باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه در وقت رها کردن سگ از برای شکار کسی دیگر غیر از رهاکننده بسم‏اللّه بگوید کفایت نمی‏کند و باید خود رهاکننده بسم‏اللّه بگوید تا شکار حلال شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه رهاکننده سگ شکاری فراموش کند بسم‏اللّه گفتن را، یا نداند که باید بسم‏اللّه گفت تا شکار حلال شود، شکار حلال است ولکن اگر تعمد کند و بسم‏اللّه نگوید شکار حرام است مگر آن‏که زنده باشد و آن را ذبح کنند با بسم‏اللّه گفتن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ رهاکننده سگ شکاری باید مسلمان باشد و اگر یهود و نصاری و سایر کفار رها کنند سگ شکاری را شکار حرام است اگرچه آن‏ها بسم‏اللّه گفته باشند مگر آن‏که شکار زنده باشد و مسلمی آن را با تسمیه(بسم الله گفتن ) ذبح کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ با سگ شکاری کفار، مسلمان می‏تواند شکار کند با تسمیه. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ شرط حلال بودن شکار سگ شکاری آن است که در حضور مسلم شکار کند و اگر از دیده پنهان شده و شکار کرده شکار آن حرام است مگر آن‏که زنده باشد و آن را ذبح کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
فصل -در شکارهایی است که با اسلحه شکار شوند و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ جایز است شکار کردن با هر سلاحی مثل تیر کمان و شمشیر و نیزه و امثال آن‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه در وقت تیرانداختن به شکار بسم‏اللّه بگویند و تیر به شکار رسد و آن را بکشد آن شکار حلال شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حکم جمیع اسلحه حکم تیر و کمان است، پس اگر در وقت شمشیر زدن به شکار و امثال آن بسم‏اللّه بگویند و شکار کشته شود، آن شکار حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه در وقت تیرانداختن و شمشیر زدن و امثال آن از روی عمد بسم‏اللّه نگویند و شکار کشته شود حرام است ولکن اگر شکار زنده بماند و آن را ذبح کنند حلال شود. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حلال نیست شکار اگر به سنگ کشته شود و هم‏چنین است هرگاه به فلاخن و گلوله کشته شود ولکن اگر بعد از سنگ زدن و فلاخن انداختن و امثال آن‏ها شکار زنده بماند و آن را ذبح کنند حلال شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه بعد از سلاح به کاربردن شکار از دیده پنهان شود و چون آن را بیابند مرده باشد، پس اگر می‏دانند که به ضرب سلاح کشته شده حلال است و اگر نمی‏دانند که آیا به سبب ضرب سلاح کشته شده یا به سببی دیگر حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه اشخاص متعدده بسم‏اللّه بگویند و تیر بیندازند، یا سلاحی دیگر به کار برند و به شکار برسد و کشته شود آن شکار حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه سلاحی را به شکاری زدند و شکار به دو نیم شد، هر دو نیم حلال است و اگر یک نیم بزرگ‏تر شد آن نیمی که به سمت سر شکار است حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ جایز است صید کردن با تیر کمانی که سر تیر آهنی نداشته باشد اگر تیر با آهن نداشته باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که شکاری کند و بعد شک کند که آیا در وقت سلاح به کاربردن بسم‏اللّه گفته یا نه، شکار او حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که بیابد شکاری را که تیری در او نشسته و مرده و خود او تیر را نینداخته حلال نیست از برای او خوردن آن شکار. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ هرگاه شکاری را به تیری بزنند و شکار از کوهی و جای بلندی بیفتد و بمیرد، پس اگر تیری کارگر بوده که آن را کشته حلال است و اگر از صدمه افتادن مرده حلال نیست. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ هرگاه شکار بعد از تیرخوردن در آب افتد اگر سر آن بزیر آب رود و بمیرد حرام است و اگر سر آن از آب بیرون است حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرکاه شکاری را با دام بگیرند، پس اگر زنده است باید آن را ذبح کنند تا حلال شود و اگر در دام مرده حرام است. و هم‏چنین عضوی از شکار که به واسطه دام از آن جدا شده حرام است و باقی آن اگر زنده باشد باید ذبح شود تا حلال شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حلال شدن ماهی و ملخ این است که ماهی را زنده از آب بیرون آورند و ملخ را زنده بگیرند، پس آن‏ها حلالند اگرچه بسم‏اللّه نگفته باشند ولکن اگر ماهی در آب بمیرد و ملخ در هوا مرده باشد حرامند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
فصل -در بعضی از احکام شکار است و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ کسی که شکاری کرد مالک آن می‏شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که در آبادی پرنده‏ای را صید کند و صاحب آن پرنده معلوم باشد، یا کسی ادعا کند که مال او است و متهم به دروغ گفتن نباشد، باید آن صید را به صاحب آن داد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه یکی از حیوانات اهلی اطاعت نکند و فراری شود، می‏توان آن را مثل حیوانات وحشی شکار کرد و اگر به صدمه آلت شکار مرد، حلال است مثل شکار وحشی. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی تیری انداخت به آشیانه مرغی و آن مرغ و جوجه‏های آن را کشت، آن مرغ حلال است و جوجه‏های کشته شده حرامند چرا که جوجه مرغ‏ها شکار نیستند و احکام شکار بر آن‏ها جاری نیست و تا ذبح نشوند حلال نشوند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
فصل - در حیواناتی است که امر به کشتن آن‏ها رسیده یا نهی از کشتن آن‏ها رسیده و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ هر حیوانی که اراده اذیت انسان کند باید آن را کشت پیش از آن‏که اذیت کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مار و عقرب بلکه هر حیوان گزنده را باید کشت. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است کشتن مارهای خانگی پیش از آن‏که چهار مرتبه خود را نشان دهند و در مرتبه چهارم باید کشت آن‏ها را. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سگ گیرنده را باید کشت. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سگ شکاری و سگ گله و سگ پاسبان و بازهای شکاری را نباید کشت و کسی که آن‏ها را کشت باید از غرامت آن‏ها برآید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کیک و شپش و پشه را می‏توان کشت اگرچه در حال احرام باشند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است کشتن مورچه مگر آن‏که اذیت کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است کشتن خطاف(پرستو) و هدهد و صرد و ضفدع(قورباغه) و زنبور عسل و مورچه. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ گربه را نباید کشت. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است کشتن کلاخ. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ چلپاسه از مسوخات است و هرکس آن را کشت مستحب است که غسل کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مارهایی که در میان راه‏ها و بیابان یافت شوند باید کشت مگر مارهای سیاه. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
در ذبایح و امور متعلقه به آن است و در آن چند فصل است:
 
فصل - در کسانی است که ذبیحه ایشان حلال می‏شود و امور متعلقه به آن
و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ ذبح کننده و نحر کننده باید مسلمان باشد تا حلال شود ذبیحه و حرام است ذبیحه کفار و نصاب. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است قصابی چرا که قساوت می‏آورد و رحم را از دل می‏برد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ قصاب‏های مسلمان امینند در کار خود و نباید تفحص کرد که آیا تسمیه گفته‏اند یا نه، یا رو به قبله سر بریده‏اند یا نه. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ زن‏های مسلمانان و اطفال غیر بالغ از ایشان اگر بتوانند ذبح کنند و تسمیه بگویند و رو به قبله ذبح کنند و بدانند که چه موضع را ببرند حلال است ذبیحه ایشان. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حلال است ذبیحه جنب و ذبیحه خواجگان و ذبیحه اغلف که ختنه نکرده باشد و ذبیحه کوری که قبله را بداند و رو به قبله ذبح کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ حلال نیست ذبیحه غلوکنندگان و جبریان و کسانی که همه چیز را خدا می‏دانند، یا یکی از مخلوقات را خدا می‏دانند، یا یکی از ضروریات اسلام یا ضروریات ایمان را انکار کنند چرا که همه این‏ها داخل کفارند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست. 
فصل در اقسام اموری است که سبب حلیت حیوانات حلال گوشت می‏شود
و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ اقسام اموری که سبب حلیت می‏شود ذبح و نحر و اخذ است. اما ذبح از برای گاو و گوسفند است و مرغ، اما نحر مخصوص شتر است و بس، اما اخذ از برای ماهی و ملخ است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه حلقوم که راه نفس است و مری  که ممر غذا است و دو رگ بزرگ که در دو طرف حلق است بریده شد با شرایطی که دارد، حیوان مذبوح حلال می‏شود. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کاردی یا نیزه‏ای را در گودکی سینه شتر فرو کنند و بکشند به طوری که خون شتر از منحر بیرون آید با شرایطی که دارد، شتر منحور حلال می‏شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه گاو و گوسفند و امثال آن‏ها را نحر کنند و در گودی سینه آن‏ها سلاحی را فرو کنند تا کشته شوند، یا حلقوم شتر را با سه رگ دیگر مانند گاو و گوسفند ببرند تا کشته شود حرام می‏شوند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه حیوان اهلی فراری شود آن را مثل حیوان وحشی می‏توان کشت خواه گاو و گوسفند باشند خواه شتر. پس هرگاه تسمیه گفتند و تیرکمانی به آن انداختند و تیر آن را کشت حلال است و هرگاه به آن رسیدند و هنوز زنده است باید آن را ذبح کنند اگر گاو و گوسفند و امثال آن‏ها باشد و اگر شتر است باید آن را نحر کنند. پس اگر ذبح و نحر نکردند تا مرد حرام می‏شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه حیوان مذبوح و منحور حامله باشند و بچه آن‏ها تام‏الخلقه باشد و مو و پشم و کورک بیرون آورده تام‏الخلقه است. پس اگر به کشته شدن مادر کشته شده حلال است و اگر هنوز زنده است باید آن را ذبح کرد اگر از گاو و گوسفند و امثال آن‏ها است و اگر کره شتر است باید آن را نحر کرد و اگر بعد از زنده بودن مرد و مذبوح و منحور نشد حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حلال شدن ماهی آن است که آن را زنده از آب بیرون آورند که در خشکی بمیرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حلال شدن ملخ، گرفتن آن است در زندگی. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه ماهی یا ملخی مرده را در مکانی یافتند حلال نیست خوردن آن‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.

فصل در کیفیت ذبح و نحر و امور متعلقه به آن‏ها است
و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ حیوانی را که می‏خواهند ذبح یا نحر کنند باید رو به قبله باشد و بسم‏اللّه بگویند و ذبح یا نحر کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه مسلم جاهل باشد و نداند که رو به قبله باید کشت، یا فراموش کند، یا گمان کند قبله را به سمتی و بعد خطای خود را بفهمد و ذبح کند یا نحر کند، مذبوح و منحور حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ هرگاه مسلم جاهل باشد و نداند که در وقت ذبح و نحر بسم‏اللّه باید گفت، یا فراموش کند و بسم‏اللّه نگفته ذبح و نحر کند، مذبوح و منحور او حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که فراموش کند تسمیه را چون به یادش آید بگوید بسم‏اللّه من اوّله الی آخره. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که بداند که رو به قبله کشتن و بسم‏اللّه گفتن واجب است در حلال شدن مذبوح و منحور و تعمد کند و رو به قبله نکند آن‏ها را، یا تعمد کند و بسم‏اللّه نگوید، مذبوح و منحور او حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که سبحان‏اللّه یا الحمدللّه یا اللّه‏اکبر بگوید در وقت ذبح و نحر کفایت می‏کند در حلیت مذبوح و منحور او، و صلوات بر محمّد و آل او هم ذکر خدا است. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ جایز نیست ذبح کردن و نحر کردن با غیر آلت آهنی در حال اختیار و یافت شدن آلتی آهنی. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ در وقت ضرورت مثل آن‏که تا بروند و آلتی آهنی به دست آورند حیوان بمیرد، یا به حسب اتفاق در مکانی آلتی آهنی یافت نشود، با هر آلتی باشد می‏توان ذبح کرد اگرچه با استخوانی یا سنگی تیز باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ از قفا نباید سر برید و نباید آلت را فروبرند در زیر گلوی حیوان و سرابالا ببرند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار نیست که سر حیوان را از بدن جدا کنند پیش از آن‏که بمیرد و سزاوار نیست که مغز حرام را قطع کنند پیش از آن‏که بمیرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ چون مرغ را ذبح کنند باید آن را رها کرد تا بمیرد، و چون گوسفند را ذبح کنند باید موی و پشم آن را به دست گرفت تا نگریزد و دست و پای او را باید رها کرد، و چون گاو را ذبح کنند باید دست و پای آن را بست، و چون شتر را بخواهند نحر کنند می‏شود که دست چپ آن را عقال کنند و شخص به طرف راست آن بایستد و تسمیه بگوید و آن را ایستاده نحر کند رو به قبله و می‏شود که آن را رو به قبله بخوابانند و دو دست آن را عقال کنند و پاهای آن را رها کنند و آن را نحر کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حیوانی را که ذبح و نحر می‏کنند باید زنده باشد و به واسطه ذبح و نحر بمیرد و علامت آن این است که خون معتادی از آن بیرون آید و دستی و پائی بجنباند و گوشی و چشمی را حرکت دهد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه حیوانی را ذبح و نحر کنند و حرکت کند و از مکان مرتفعی خود را بیندازد، یا خود را در گودالی و چاهی اندازد، یا در آتش اندازد و بمیرد حلال است اگر به طور متعارف ذبح و نحر شده باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست که مذبوح و منحور را پیش از مردن پوست بکنند و اگر پیش از مردن پوست آن را بکنند حرام است خوردن آن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است که در روز جمعه پیش از نماز ظهر ذبح کنند و در شب پیش از صبح، مگر ضرورتی باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ گوسفندی را که در خانه پروار کرده‏اند مکروه است ذبح آن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است که گوسفند را برابر گوسفندی و شتری را برابر شتری ذبح و نحر کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است که ماهی و ملخ را از آب و هوا بگیرند بدون تسمیه. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه ماهی و ملخ را کافری بگیرد و به دست مسلمی دهد و در نزد مسلم بمیرد حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه مسلمی ماهی را از آب بگیرد و ماهی مضطرب شده خود را از دست او رها کرده در آب افتد و بمیرد حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه در مکانی آب از روی ماهی برود و ماهی بمیرد حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ ماهی که در روی آب افتاده و مرده و شکم آن بالا است حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه دام ماهی را بیندازند و ماهی در دام بمیرد حلال است با کراهت. چنانکه دراحادیث وارد شده و بعضی از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ هرگاه در شکم ماهی صید شده ماهی دیگر باشد و فلس داشته باشد حلال است با کراهت. چنانکه دراحادیث وارد شده و بعضی از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ حیوانات حرام گوشت که نجس‏العین نباشند مثل سباع غیر از سگ و خوک هرگاه ذبح کنند آن‏ها را، پوست و گوشت آن‏ها پاک شود اگرچه حرام باشد خوردن آن‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ