سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
مسائل خوردنی ها ونوشیدنی ها نویسنده: سما - یکشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٢

                                    بسم الله الرحمن الرحیم

            « مسائل خوردنی ها وآشامیدنی ها از کفایة المسائل »
 
در مطاعم (خوردنی ها) و امور متعلقه به آن است و در آن چند فصل است:
 
فصل - در میته و حیوانات حرام گوشت و امور متعلقه به آن است


و در آن چند مسأله است:


 مسأله ـ حرام است خوردن گوشت حیوانی که بدون ذبح و نحر و اخذ شرعی مرده باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.

مسأله ـ از جمله مردارها منخنقه و موقوذه و متردّیه و نطیحه و مااکله السبع است. پس منخنقه حیوانی است که آن را خفه کرده باشند، و موقوذه حیوانی است که به ناخوشی مرده باشد، و متردّیه حیوانی است که از بلندی بیفتد به چاهی یا جایی و بمیرد، و نطیحه حیوانی است که حیوان دیگر به آن شاخ زده تا مرده، و مااکله السبع حیوانی است که درنده آن را دریده و مرده. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حیوانی را که کفار ذبح می‏کنند حرام است خصوص اگر از برای بت‏های خود ذبح کرده باشند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است حیواناتی که مسخ شده‏اند که سگ و خوک و میمون و موش و سوسمار و روباه و وبر(جانوری است شبیه گربه کبود ولکن دم ندارد بفارسی ونگ گویند) و ورل([جانوریست بزرگتراز سوسمار ولی زهردار]) و جری(ماهیی بی فلوس که جز فقرات وسرآن استخوان ندارد  موهائی چون شارب دارد سخت سیاه باپشتی دراز ودهانی فراخ است) و زمیر(یک نوع ماهی پر مو) و مارماهی و فیل و خرس و گرگ و عقرب و عنکبوت و دُعْموص(کرم سیاهی که هنگام خشک شدن غدیرها پیدامی شود) و وطواط(خفاش) و زهره و سهیل و قنفذ و طاوس و وزغ و شب‏پره و زنبور و پشه و کنه و عنقا باشند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر حیوان درنده که صاحب نیش و چنگال باشند از وحوش و طیور حرامند که از جمله آن‏ها گربه و خز است که در بیابان می‏چرد و در آب ساکن می‏شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است سنجاب و فنک و سمور و حواصل. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حشراتی که در روی زمین سوراخ‏ها دارند حرام است خوردن آن‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است هر مرغی که چینه‏دان و سنگدان و سیخ پشت پا ندارد، یعنی یکی از این‏ها را ندارد و حلال است هر مرغی که همه این‏ها را یا یکی از این‏ها را داشته باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ تخم هر مرغی تابع آن مرغ است در حلال بودن و حرام بودن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر ماهی که فلوس دارد حلال است و هر کدام که فلوس ندارند مثل مارماهی حرامند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر تخم مرغی که سر و ته آن مختلف است و سر آن باریک و ته آن کلفت است معلوم می‏شود که از مرغ حلال گوشت است و هر تخمی که سر و ته آن مثل هم است معلوم می‏شود که از مرغ حرام گوشت است. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ هر ماهی که سر آن کلفت و دم آن باریک است حلال است اگرچه فلوس نداشته باشد چرا که خود را به چیزی مالیده و فلوس آن ریخته و هر ماهی که سر و ته آن مساوی است حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر حیوانی که در خشکی حلال است دریایی آن هم حلال است و هر حیوانی که در برّ(خشکی) حرام است در بحر(دریا) هم حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر حیوان حلال گوشتی که جلاّله باشد و خوراک آن دائماً نجاست باشد حرام می‏شود گوشت آن و شیر آن و تخم آن مگر آن‏که استبری کنند آن را. پس شتر جلاّله را چون چهل شبانه‏روز متصل علف پاک بخورانند حلال می‏شود، و گاو جلاّله را چون سی‏روز علف پاک بخورانند حلال شود و گوسفند جلاّله را چون ده روز علف پاک بخورانند حلال شود، و اردک جلاّله را چون هفت روز دانه پاک دهند و مرغ خانگی جلاّله را چون سه روز دانه پاک دهند حلال شوند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ ماهی اگر در آب بمیرد حرام شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ عضوی از حیوان حلال گوشت را اگر در حال زندگی از آن جدا کنند میته و حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه حیوان حلال گوشتی بولی بیاشامد و او را ذبح کنند چون بشویند جوف و اندرون آن را، پاک و حلال شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه حیوان حلال گوشتی شراب بخورد و مست شود و آن را ذبح کنند نباید خورد آن‏چه در اندرون او است از احشا و امعا. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ هر حیوان حلال گوشتی را که انسانی دخول و نکاح کند به آن حرام شود و باید آن را ذبح کرد و سوزانید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در حرام بودن آن حیوان نیست.
مسأله ـ هرگاه حیوان منکوح آدمی مشتبه شود، باید گله و رمه را دو نصف کرد و قرعه انداخت و هم‏چنین آن نصفی که قرعه به اسم آن بیرون آمد باز دو نصف باید کرد و قرعه انداخت و بر همین نسق باید قرعه انداخت تا آن‏که قرعه به اسم یکی بیرون آید. پس آن را ذبح باید کرد و سوزانید و باقی رمه حلالند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ از حیوان حلال گوشت حرام است خون و طحال و ذکر و خایه و روث، یعنی فضلات آن‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ از حیوان حلال گوشت حرام است بول‏دان و زهره و مشیمه، یعنی بچه‏دان. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ از حیوان حلال گوشت حرام است فرج و مغز حرام که در میان فقرات استخوان‏های پشت است، و دو پی زرد رنگ که از پشت سر روییده و دنباله آن تا بسیاری از دو طرف فقرات را گرفته، و چیزهایی که متصل به دست و پای آن‏ها است که در اندرون سم آن‏ها داخل شده، و غددی که غالباً مانند گلوله گردی است که در آن‏ها پیدا می‏شود، و مهره‏ای که مانند نصف نخودی است که در مغز سر آن‏ها است و رنگ آن قدری کدورت دارد، و حدقه چشم آن‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ مکروه است دو گوشی که در دو طرف قلب آن‏ها است و پوست آن‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است قلوه آن‏ها چرا که ممر بول است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه برّه و بزغاله شیر از خنزیر بخورند چند روزی، باید هفت روز چیزی پاک به آن‏ها خورانید پس حلال می‏شود و هرگاه مستمر از خنزیر شیر خوردند تا بزرگ شدند باید اجتناب کرد از خوردن خود آن‏ها و از خوردن بره و بزغاله‏ای که از نطفه آن‏ها به عمل آید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
فصل -در حیوانات حلال گوشت و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ گوسفندان اهلی و وحشی از میشینه و بزینه، و گاوهای اهلی و وحشی، و شترهای عراب و نجاتی از نر و ماده هر نوعی حلال است. چنانکه درآیات و احادیث وارد شده و حلیت آن‏ها به حد ضرورت رسیده.
مسأله ـ مکروه است خیل و بغال و حمیر اهلی، یعنی اسب‏ها و قاطرها و الاغ‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ هریک از خیل و بغال و حمیر وحشی را بعضی از فقهاء مکروه دانسته‏اند و بعضی حلال دانسته‏اند بدون کراهت و در این‏که کراهت آن‏ها به حد کراهت اهلی نیست شکی نیست. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر مرغی که یکی از سنگدان و چینه‏دان و سیخ پشت پا را دارد، یا همه این‏ها را دارد حلالند و دف آن‏ها بیش از صف آن‏ها است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر ماهی که قشور و فلوس دارد حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر حیوانی که در خشکی حلال است هم‏جنس آن از دریایی هم حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.

فصل - در چیزهایی که حرام است و امور متعلقه به آن و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ حرام است خوردن گِل و خاک و کلوخ مانند حرمت گوشت خنزیر. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است خوردن هر چیز نجسی. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است خوردن هر زهری و سمی به قدری که ضرر به بدن برساند ولکن اگر ترکیب کنند آن را با سایر چیزها که رفع ضرر آن بشود و نافع شود، حلال می‏شود. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ تربت حضرت سیدالشهداء علیه السلام  شفا است از هر دردی و ایمنی است از هر خوفی و ترسی و حفظ کننده است از هر سوئی و بدی و خوردن یک نخود آن از برای شفا جایز است، و کسی که بیش از یک نخود بخورد مثل کسی است که گوشت و خون ایشان را خورده باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ خوردن گِل ارمنی از برای رفع بعضی از مرض‏ها جایز است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ هر چیزی را که حرام کرده‏اند، در وقت ضرورت حلال کرده‏اند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
فصل - در سایر چیزهای متفرقه است و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ حرام است خوردن طعام و غذاهای کفار و اهل ذمه که با رطوبت به آن ملاقات کرده باشند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست غذا خوردن با کفار از یک ظرف که با رطوبت ملاقات کنند آن غذا را. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ جایز است که حبوب و فواکه و میوه‏ها را از کفار اخذ کنند که با رطوبت با آن‏ها ملاقات نکرده باشند و اگر ملاقات کرده‏اند باید شست آن‏ها را. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ چیزهایی که در بازار مسلمین معامله می‏کنند مثل شکر و قند و نبات و سایر چیزها جایز است خوردن و استعمال آن‏ها اگرچه معلوم باشد که کفار در بلاد خود با رطوبت ملاقات می‏کنند به آن‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ ماجعل اللّه من بحیرة و لا سائبة و لا وصیلة و لا حام و بحیره شتری است که پنچ شکم زائیده باشد، پس اگر شکم پنجم را ماده زائید اهل جاهلیت گوش آن شتر را می‏بریدند و حرام می‏کردند بر خود گوشت و شیر آن شتر را. و سائبه شتری است که ده شکم زائیده باشد، و وصیله شتری است که در یک شکم دو بچه زائیده باشد، و حام شتر نری است که آن را از برای حامله کردن شترها نگاه می‏دارند. و معنی‏های دیگر هم از برای این چهار شده که اهل جاهلیت آن‏ها را حرام می‏کردند بر خود و همه آن‏ها حلالند. چنانکه درآیات و احادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ شیر و آغوز و پنیرمایه و تخم‏مرغی که پوست آن سخت شده هرگاه از میته حیوان حلال گوشت باشد پاک و حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست غذا خوردن از خوان طعام و سفره‏ای که بر آن شراب مست‏کننده می‏آشامند ولکن اگر مسکری در آن نیست و در بین غذا خوردن آن را حاضر می‏کنند و نمی‏خورند، جایز است از آن غذا خوردن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست خوردن و آشامیدن از ظرف طلا و نقره. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه فضله موش یا سایر نجاسات در میان حبوب و آرد آن‏ها یافت شد، آن فضله را با آن‏چه به آن چسبیده باید برداشت و باقی حلال و پاک است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه در میان خمیر، فضله موشی یافت شد آن فضله را با قدری از خمیر که در اطراف آن است باید برداشت و باقی خمیر پاک و حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه موشی در میان روغن و امثال آن بیفتد و بمیرد پس اگر روغن و امثال آن بسته است آن موش را با قدری از آن چیزی که در اطراف آن است باید برداشت و باقی پاک و حلال است، و اگر روغن و امثال آن روان و ذائب است می‏توان آن چیز را فروخت به کسانی که میته را از برای خود حلال می‏دانند و از روغن می‏توان در چراغ سوزانید و جایز نیست از برای مسلم خوردن آن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه گندم یا سایر حبوب نجس شود، پس اگر ممکن است آن را بشویند می‏شویند، و هرگاه نجاست نفوذ کرده در آن مثل آن‏که روغن خنزیر در آن فرورفته، پس آن حب را می‏توان زراعت کرد تا بروید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه موشی در روغن و امثال آن افتد و زنده بیرون رود پاک و حلال است خوردن آن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه موشی بخورد از نانی، از آن‏جایی که خورده است قدری را جدا کنند و باقی را بخورند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه سگی یا خنزیری از نانی یا چیزی دیگر بخورند جای دهن آن را جدا کنند و باقی پاک و حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ باکی نیست به خوردن سؤر گربه و باقی‏مانده آن، بلکه مستحب است خوردن آن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است غذا خوردن در خانه پدرها و مادرها و برادران و خواهران و عموها و عمه‏ها و خالوها و خاله‏ها، یا از خانه غیری که کلید خانه خود را به کسی داده و اذن داده که او برود به خانه او، یا از خانه رفیق و دوست خود در غیاب و حضور ایشان اگرچه اذن خاصی نداده باشند ولکن نباید فاسد کرد چیزی از ایشان را و نباید برد چیزی از خانه ایشان. چنانکه درآیات و احادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه باغی و بوستانی بی‏در و دیوار باشد و منفذی از برای داخل شدن داشته باشد و مرور کند کسی از کنار آن، جایز است که از میوه آن بخورد بدون اذن ولکن چیزی را فاسد و ضایع نکند و چیزی با خود نبرد و اگر در و دیوار دارد بی‏اذن نباید داخل شود و میوه بخورد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.

فصل - در اموری که متعلق به خوردن است و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ سزاوار است که غذا را به اندازه بخورند و اندازه آن آن است که ثلث شکم از برای غذا باشد و ثلث آن از برای آب و ثلث آن از برای نفس کشیدن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که در حال سیری غذا نخورند و غذا خوردن در حال سیری مورث برص و پیسی و سایر امراض می‏شود. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است که چون آروغ بزنند بگویند الحمدللّه و مکروه است که سرابالا رو به آسمان آروغ بزنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مؤمن به میل عیال خود غذا می‏خورد و ملاحظه حال ایشان را می‏کند و منافق به میل خود غذا می‏خورد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است که چون خدا وسعت داد وسعت به عیال خود دهند و چون تنگ گرفت تنگ بگیرند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که صبح و شام غذا بخورند و در میان این دو غذا نخورند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که صبح زود غذا بخورند و در اول شب غذا بخورند چرا که غذای پیغمبران در اول شب بود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار نیست که ترک کنند عشاء و غذا خوردن در شب را چرا که بدن را خراب می‏کند و زودپیری می‏آورد اگرچه لقمه نانی باشد باید خورد خصوص در شب شنبه و در شب یک‏شنبه. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که در حال پیری با شکم گرسنه نخوابند در شب. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است از برای مؤمن که با شکم گرسنه از خانه بیرون نرود به خصوص اگر از برای کاری بیرون می‏رود و اگرچه لقمه نانی با نمک باشد باید بخورد چرا که باعث عزت او خواهد بود و به کار خود بهتر می‏رسد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است تواضع از برای طعام، یعنی هرچه حاضر است بخورند و ترک آن را نکنند از برای آن‏که غذای لذیذتری را مهیا کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار نیست خوردن گوشت خام. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ خوردن در حال جنابت، خوف فقر و پیسی دارد مگر آن‏که دست و رو را بشویند و مضمضه کنند و دهان را بشویند و بعد از آن چیزی بخورند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مذمت هیچ غذایی را نباید کرد، پس اگر شخص میل به غذایی دارد می‏خورد و اگر میل ندارد نخورد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کفران نعمت الهی است که بگویند فلان غذا را خوردم و ضرر به من رسانید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است که در وقت نماز، نماز را مقدم بدارند بر غذا خوردن مگر آن‏که گرسنگی مانع باشد از توجه به خدا، یا جمعی منتظر باشند که با او غذا بخورند پس خوردن را بر نماز مقدم دارند مگر در تنگی وقت نماز که در هر حال باید نماز را مقدم داشت. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
فصل- در آداب غذا خوردن است و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ چهار چیز فرض است در غذا خوردن: یکی دانستن این‏که آن‏چه را که می‏خورند حلال است از هر جهت و حرام نیست از هیچ راه، و یکی راضی بودن به غذایی که حاضر است، و یکی بسم‏اللّه گفتن از برای شروع کردن در غذا خوردن، و یکی شکر و حمد خدا کردن در آخر آن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ چهار چیز مستحب است: یکی آن‏که پیش از شروع کردن در خوردن دست را بشویند، و یکی آن‏که بر روی پای چپ بنشینند، و یکی آن‏که با سه انگشت لقمه را بردارند نه با دو انگشت، و یکی آن‏که انگشتان را بلیسند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ چهار چیز ادب است در غذا خوردن: یکی آن‏که لقمه را از پیش خود بردارند، و یکی آن‏که لقمه را کوچک بردارند، و یکی آن‏که لقمه را خوب در دهن بجوند و فرودهند، و یکی آن‏که در بین غذا خوردن نگاه نکنند به روی کسانی که با شخص غذا می‏خورند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ شستن دست پیش از غذا خوردن فقر را زایل می‏کند و بعد از غذا خوردن همّ و غم را زایل می‏کند و هر دو با هم، یعنی دست شستن پیش از غذا و دست شستن بعد از غذا عمر را طولانی می‏کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ چون از برای شروع کردن در غذا دست می‏شویند نباید دست را به دستمال پاک کرد و چون بعد از خوردن دست می‏شویند باید با دستمال پاک کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ چون بعد از غذا دست را شستند مستحب است که پیش از آن‏که دست را با دستمال پاک کنند سه دفعه به ابروها بکشند و بگویند الحمدللّه المحسن المفضل المجمل. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار نیست که در وقت خوردن غذا دستمال را بر روی دامن بیندازند چرا که این عمل عجمان است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که در وقت غذا خوردن کفش‏ها را از پا بیرون کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است که سبزی در میان سفره حاضر کنند چرا که آن دور می‏کند شیطان را. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است که چون شروع کنند به غذا خوردن بگویند بسم‏اللّه و الحمدللّه رب العالمین و چون فارغ شوند از خوردن بگویند اللّهم انَّ هذا مِنک و مِن محمّد و آل‏محمّد صلّی‏اللّه علیه و آله. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است که در اول بسم‏اللّه بگویند و در آخر الحمدللّه و مستحب است بلند گفتن آن‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است که از برای هر لقمه‏ای بسم‏اللّه بگویند و از برای هر رنگ غذایی بسم‏اللّه بگویند چرا که منع می‏کند تُخَمه را. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است اعاده کردن بسم‏اللّه هرگاه در بین غذا خوردن تکلم کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه فراموش شود بسم‏اللّه در اول غذا، هر وقت متذکر شوند بگویند بسم‏اللّه علی اوله و آخره. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است افتتاح به نمک کردن و اختتام به آن و افتتاح به نمک و اختتام به سرکه. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ بر روی سفره راه رفتن کفران نعمت است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است در وقت غذا خوردن تکیه کنند به چیزی و مربع بنشینند و پاها را بر روی یک‏دیگر اندازند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است که در حال غذا خوردن دست چپ را بر زمین گذارند و اعتمادی به آن کنند و با دست راست غذا خورند. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ مکروه است غذا خوردن با دست چپ مگر در حال ضرورت و مکروه است غذا خوردن با هر دو دست مگر در خوردن انگور و انار که با دست چپ نگاه دارند خوشه انگور و انار را و با دست راست دانه‏ها را بخورند و خوردن انگور دو دانه دو دانه است و یک‏دانه یک‏دانه گواراتر است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است خوردن در حال راه رفتن مگر در حال ضرورت. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است خوردن با دو انگشت و باید با سه انگشت یا بیشتر لقمه را برداشت و خورد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که شروع کنند به خوردن نان بی‏ادام(خورش) در ابتدا و بعد از آن با ادام بخورند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که نان را سرابالا بشکنند نه رو به پایین. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است که نان را با کارد ببرند مگر ادامی با آن نباشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است بوییدن نان چرا که این حال حیوانات و سباع است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست که پا بر روی نان گذارند و آن را پایمال کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است پایمال کردن گندم. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که نان‏ها را کوچک بپزند که برکت در آن است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار نیست که نان را به زیر ظروف طعام گذارند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار نیست بر سر خوان طعام گوشت را با کارد ببرند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ  سزاوار است که صبر کنند تا غذای داغ و بسیار گرم از شدت گرمی بیفتد و در غذای گرم که شدتی در گرمی ندارد برکت است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است دمیدن در لقمه تا از شدت گرمی بیفتد از برای اطفال و سزاوار است که در طعام و آب ندمند تا آن‏که خود از شدت گرمی بیفتد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که از پیش خود غذا را بردارند و بخورند و از سر ترید و میان ظرف و اطرافی که به سمت دیگران است برندارند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که مدت خوردن غذا طولانی باشد و به تأنّی غذا بخورند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار نیست که استخوانی که در میان غذا است آن‏چه به آن چسبیده بخورند و باید چیزی بر آن باقی گذارد که آن قسمت جن است و اگر تمام آن‏چه به آن چسبیده بخورد ضرر خواهد رسید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار نیست که میوه را پیش از آن‏که تمام آن را بخورند به دور اندازند یا چیزی از آن‏که به هسته آن چسبیده باشد هسته را دور اندازند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ میوه‏های رنگ رنگ را که از برای جمعی حاضر کرده‏اند سزاوار نیست که یک نفر از همه آن‏ها بخورد مگر به اذن باقی جمعیت. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که در آخر غذا انگشتان و ظرف طعام را بلیسند اگر چیز کمی در آن باقی مانده و اگر چیزی معتد به باقی مانده باید گذارد از برای غیری. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که در منزل خود غذا می‏خورد آن‏چه از غذا در اطراف می‏ریزد باید بخورد که آن‏ها مهور حورالعین است و اگر در صحرا و بیابان غذا می‏خورد آن‏چه می‏ریزد نباید برچید تا از برای طیور و سباع باقی بماند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه تکه نانی در جایی افتاده باشد سزاوار است که بردارند و بخورند حتی آن‏که اگر در مکان نجسی افتاده باشد آن را بشویند و بخورند که از برای مؤمن سبب دخول بهشت خواهد بود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ بعد از غذا خوردن دست را باید به قدری بشویند که بوی غذا در آن نماند و دست و دهن اطفال را باید شست که بوی غذا در آن نماند که شیاطین به آن بوها تعلق می‏گیرند و اذیت می‏کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ چیزی از طعام که به دست چسبیده باید بلیسند و بعد بشویند و به دستمال بمالند و مکروه است که چیزی از طعام به آن چسبیده باشد و به دستمال بمالند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که بعد از غذا خلال کنند و آن‏چه از میان دندان‏ها بیرون آید به دور اندازند و آن‏چه در لثه و اطراف دهن باقی مانده فروبرند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که بعد از غذا خوردن به پشت بخوابند و پای راست را بر روی پای چپ بگذارند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ دستمالی را که دست به آن پاک کرده‏اند در منزل خود نباید انداخت چرا که شیاطین به آن تعلق می‏گیرند و اذیت می‏کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب مؤکد است مهمانی کردن و مؤمنی را سیر کردن و آن بهتر است از بنده آزاد کردن اگرچه آن مؤمن فقیر و محتاج نباشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مؤمن رزق خود را و برکت را از برای صاحب‏خانه به همراه خود می‏آورد و بلاهای اهل خانه را به همراه خود از خانه بیرون می‏برد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ ثواب مهمان کردن مؤمنی بیشتر است از ثواب بنده آزاد کردن از اولاد اسماعیل و از ثواب هزار بنده آزاد کردن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه مؤمنی گرسنه باشد و چیزی نداشته باشد که خود را سیر کند واجب است سیر کردن او. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است سیر کردن کافر و منافق و کسی که سیر کند آن‏ها را به عوض آن شکم او را پر از آتش جهنم می‏کنند مگر در حال تقیه و ضرورتی. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه سگی و خوکی و سبعی دیگر و یهودی تشنه باشند، جایز است به آن‏ها آب دادن و جایز نیست و حرام است آب دادن به ناصب اهل‏بیت اگرچه از تشنگی بمیرد و به درک اسفل وارد شود و ناصب کسی است که دشمنی می‏کند با شیعیان اهل بیت علیهم السلام  به جهت تشیع ایشان. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست مگر در میان نواصب.

در اشربه (نوشیدنی ها) است و امور متعلقه به آن و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ حلیت و حرمت اغلب مأکولات و مشروبات به حد ضرورت رسیده به جهت کثرت عموم البلوی(نیازعمومی) در آن‏ها الحمدللّه.
مسأله ـ آب جمیع میوه‏ها پاک و حلال است خواه بجوشانند آن‏ها را یا نجوشانند مگر آب انگور به طوری که خواهد آمد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست بلکه به حد ضرورت رسیده.
مسأله ـ آب انگور مادام که نجوشیده و آتش به آن نرسیده حلال است مانند سایر آب‏های میوه‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ آب انگور چون به آتش به جوش آمد حرام می‏شود تا آن‏که دوثلث آن به جوشیدن برود و یک ثلث آن باقی بماند، آن وقت حلال می‏شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ آب انگور چون به جوش آمد و دو ثلث آن تمام نشد اگرچه حرام است ولکن نجس نیست. چنانکه دلیلی بر نجاست آن در احادیث نیست و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ آب انگور و آب سایر چیزها مثل خرما و مویز و گندم و جو و ذرت و غیر این‏ها چون شراب مست‏کننده شد حرام است بدون اختلاف و نجس است. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ آب سایر چیزها غیر از انگور مثل مویز و خرما که آبی بر روی آن‏ها بریزند تا طعم آن‏ها داخل آب شود و آن آب را بجوشانند، آن آب حرام نشود اگرچه دو ثلث آن نرود چنانکه دلیلی بر حرمت آب آن‏ها در احادیث نیست. و احادیثی که در بعضی اشربه حلال وارد شده که باید دو ثلث آن برود محمول بر این است که مادام که آن شربت‏ها به قوام نیامده و دو ثلث آن نجوشیده و نرفته اگر قدری بماند خوف آن است که فاسد شود و مسکر گردد پس از این جهت فرموده‏اند که باید به قوام آورد تا ضایع و مسکر نشود. چنانکه درهمان احادیث این علت را ذکر فرموده‏اند و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ خرما و مویز و کشمش و آلو و امثال آن‏ها که متعارف است در میان طبخی‏ها می‏گذارند دلیلی از احادیث بر حرمت و نجاست آن‏ها به جهت جوشیدن نیست و حدیثی که بدون انضمام سایر احادیث به آن دلالت بر حرمت مویز جوشیده دارد مگر دو ثلث آب آن به جوشیدن برود محمول بر همان علتی است که در مسأله سابقه ذکر شد. و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ هرگاه شراب مسکر منقلب شد و سرکه شد پاک و حلال شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه شراب مسکری را به علاجی تغییر دهند و سرکه کنند که سُکر آن زایل شود مثل آن‏که سرکه‏ای از خارج یا نمکی یا چیزی دیگر در آن بریزند و تدبیری کنند تا سرکه شود، پاک و حلال می‏شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه آبی یا سرکه‏ای یا غیر این‏ها از سایر چیزها آن‏قدر داخل شراب مسکر کنند که سُکر آن زایل شود، نجاست و حرمت آن باقی خواهد بود و این امر غیر آن است که منقلب شود و سرکه گردد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر چیزی که زیادِ آن مستی و سکر آورد کمِ آن و قطره‏ای از آن هم حرام و نجس است اگرچه آن قطره سکر و مستی نیاورد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که مسکری را حلال داند و بخورد یا نخورد کافر است و مخلد در آتش جهنم، و کسی که آن را حرام داند و بخورد معذّب است در آتش جهنم و کسی که نخورد آن را اگرچه به جهت حفظ آبرو و اعتبار خود باشد نه به جهت خوف الهی، خداوند به او بیاشاماند از رحیق مختومی که در بهشت است به شرط آن‏که کافر نباشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که مسکری را بخورد تا چهل روز دعای او و نماز او مقبول نیست. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست مداوای به مسکر اگرچه طبیب حاذقی حکم کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ آب جمیع میوه‏ها و سایر آب‏های مضاف چون نجاستی به آن‏ها رسید و مخلوط به آن‏ها شد اگرچه کم باشد و اگرچه آب مضاف بسیار باشد، نجس و حرام می‏شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ روغن و سایر چیزهای روان هرگاه نجاستی به آن‏ها رسید و مصرفی از برای آن‏ها باشد اگرچه حرام باشد خوردن آن مثل آن‏که روغن را می‏توان در چراغ سوخت، می‏توان آن‏ها را به آن مصرف رسانید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ شیر هر حیوان حلال گوشتی حلال است اگرچه حیوان آن مرده باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ بول هر حیوان حلال گوشتی پاک و حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ شیر هر حیوان حرام گوشتی حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ بول هر حیوان حرام گوشتی نجس و حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ آب قنوات و سایر مجاری آب حلال است شرب و وضوء و غسل و شستن چیزی در آن‏ها اگرچه غیری مالک مجاری آن‏ها باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی آب مباحی را در ظرفی یا حوضی و امثال آن حیازت و حبس کرد مالک آن می‏شود و بدون اذن او نمی‏توان استعمال کرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ