سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
مسائل عهد و نذر نویسنده: سما - چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٢

                              بسم الله الرحمن الرحیم

                   «مسائل فارسی  نذر وعهد  ازکفایة المسائل»


                                   کتاب النذر و العهد


                    و در آن و امور متعلقه به آن چند مسأله است:   


مسأله ـ نذر و عهدی که صیغه آن جاری نشود متعلق آن واجب نشود. پس هرگاه شخصی گفت «للّه علی صوم یوم ان عافانی من مرضی» فی‏المثل، یا گفت «عاهدت اللّه صوم یوم ان عافانی من مرضی» فی‏المثل، واجب شود بر او که بعد از صحّت از مرض خود روزه بگیرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.

مسأله ـ کسی که بگوید نذر کردم روزه بگیرم اگر از مرض صحّت یافتم فی‏المثل، روزه بر او واجب نشود. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ امری را که از برای حصول آن نذر و عهد می‏کنند باید مرجوح نباشد. پس هرگاه نذر کنند که اگر فلان شخص مؤمن مبتلا به بلایی شد فی‏المثل روزه بگیرند، روزه واجب نشود. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ امری را که قرار می‏دهند در نذر و عهد که بجاآورند باید مرجوح نباشد. مثل آن‏که نذر کنند که اگر سفری ایشان از سفر آمد روزه خود را افطار کنند فی‏المثل، پس در چینن نذری اعتباری نیست. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ اسم امری را که می‏خواهند بجاآورند باید ذکر کنند در نذر و عهد از نماز یا روزه یا صدقه. پس اگر کسی گفت «للّه علی نذر ان عافانی» چیزی بر او واجب نشود اگرچه مستحب است که دو رکعت نمازی بجاآورد، یا یک روزه بگیرد، یا قرص نانی تصدق کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ در هر امر راجحی نذر و عهد منعقد گردد خواه واجب باشد یا مستحب، یا ترک حرامی باشد یا ترک مکروهی و در هیچ امر مرجوحی منعقد نشود. مثل آن‏که کسی نذر کند که در اول وقت نماز کند، یا نذر کند که اگر چیز حرامی یا مکروهی را خورد پیاده به مکه رود فی‏المثل. ولکن اگر نذر کند که اگر صله رحم‏پروری کند پیاده به مکه رود، پس در صورت اول اگر مخالفت کرد باید پیاده به مکه رود و در صورت دوم اگر صله رحم‏پروری کرد نباید به مکه رود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند که اگر پیش از رفتن به مکه زن بگیرد فی‏المثل، بنده‏ای را آزاد کند فی‏المثل، نذر او منعقد شود چرا که رفتن مکه ترجیح دارد به تزویج اگرچه خود تزویج راجح باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند و از این قبیل احادیث معلوم می‏شود که حکم در میان امر ارجح و راجح مثل حکم در میان راجح و مرجوح است در انعقاد نذر.
مسأله ـ کسی که نذر کند که با اقارب خود سفر نکند فی‏المثل، نذر او منعقد نشود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ  کسی که نذر کند که اگر بر سر زن خود زن بگیرد امری بر او واجب شود از برای خوش‏آمد زن، نذر او منعقد نشود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که قسم یاد کند یا نذر و عهدی کند که بعد از فوت زن خود زن نگیرد، یا بعد از فوت شوهر خود شوهر نکند، قسم و نذر او منعقد نشود و اعتباری ندارد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است نذر کردن از برای امر مهمی که گاهی روی می‏دهد مثل ناخوشی صعبی، و مکروه است که انسان در هر امری که روی می‏دهد نذر و عهدی کند و چیزی را بر خود واجب کند علاوه بر واجباتی که خداوند قرار داده. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ نذر و عهدی که با شرایط آن به عمل آمد واجب است به مقتضای آن‏ها عمل کردن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کرد که پیاده فی‏المثل به مکه برود و بعد عاجز شود از پیاده رفتن، پس هر قدر که می‏تواند باید پیاده بود و چون عاجز شد سوار شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کرد که روزه بگیرد و بعد مشکل شود بر او روزه گرفتن و سخت باشد بر او، پس به عوض هر روزه‏ای مدی از گندم به مسکین دهد و مد پنجاه شاه(یک‏صد و شصت مثقال صیرفی.) است به اصطلاح. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر کرد که روز معینی را روزه بگیرد و سفر زیارتی اتفاق افتاد، به سفر می‏رود و چون مراجعت کرد روزه خود را قضا می‏کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر و عهدی کند که اگر فی‏المثل از ناخوشی خود صحت یافت جمیع مال خود را تصدق کند، جایز است از برای او که بعد از صحت جمیع مال خود را قیمت کند و آن قیمت را ثبت کند و به تدریج در مدت عمر خود تصدق کند و ثبت کند تصدقات خود را تا برسد به قدر قیمتی که کرده و اگر چیزی از آن باقی بماند وصیت کند که بعد از وفات او تصدق کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر کند که اگر فرزند او بزرگ شد و نمرد او را روانه حج کند یا نائبی را به حج بفرستد به شکرانه بزرگ شدن فرزند، پس پدر فوت شود و فرزند بماند، از ترکه او باید حجی اخراج شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که چیزی را نذر کند از برای مکه، آن چیز را می‏فروشد و از قیمت آن طیبی و عطری را می‏خرد و آن عطر را در خانه کعبه استعمال می‏کند و به جامه کعبه و دیوار آن می‏مالند. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ نذری و عهدی که از روی غضب باشد اعتباری ندارد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر زنی که نذری و عهدی کند بدون اذن و امضای شوهر خود، نذر و عهد او اعتباری ندارد. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ هر مملوکی که نذری و عهدی کند بدون اذن و امضای مالک خود، نذر و عهد او اعتباری ندارد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر نذری و عهدی که نشود آن را به عمل آورد واجب نشود. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر کند که اگر عمل راجحی را بجاآورد عمل راجحی دیگر را بجاآورد پس عمل دوم واجب شود بر او به سبب بجاآوردن عمل اول و واجب نشود بر او به سبب نذر بجاآوردن عمل اول. مثل آن‏که کسی نذر کند که اگر نمازی کردم روزه‏ای بگیرم، پس هرگاه نماز کرد روزه گرفتن بر او واجب شود اما نماز کردن به سبب نذر بر او واجب نشود اگرچه به سبب دیگر بر او واجب باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند که بنده خود را یا چیزی دیگر را نفروشد پس بعد از آن محتاج شود به فروختن آن، می‏تواند آن را بفروشد و کفاره بر او نیست اگرچه مستحب است که وفا کند به نذر خود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند فرزند خود را ذبح کند، نذر او منعقد نشود ولکن مستحب است که گوسفند فربه‏ای را ذبح کند و گوشت آن را به مساکین تصدق کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که بخواهد زنی را از برای خود تزویج کند و آن زن او را بدارد بر این‏که نذر کند که اگر او را طلاق داد یا زنی دیگر گرفت بر سر او چیزی بر او واجب شود، نذر او منعقد شود و باید وفا کند به شرطی که با زن کرده. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر کند چیزی را از برای امری و بعد معلوم شود که آن امر پیش از نذر او حاصل شده، چیزی بر او واجب نشود. مثل آن‏که نذر کند که اگر زن او حامله شود چیزی بدهد یا کاری بکند و بعد معلوم شود که زن او حامله بوده پیش از نذر او. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند که روز معینی را روزه بدارد پس اتفاق افتد که آن روز معین عید فطر یا عید اضحی یا ایام تشریق که یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذیحجه باشد، یا سفری یا مرضی در آن روز معین اتفاق افتد، پس در این روزها روزه نمی‏گیرد و متسحب است از برای او قضای روزه خود در وقتی که مانعی نداشته باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر کند که یک ماه روزه بگیرد و قید اتصال نکرده، می‏تواند که سی‏روز متفرق روزه بگیرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند که یک ماه متصل روزه بگیرد پس چند روز روزه گرفت و بعد مانعی روی داد که نتوانست تمام ماه را روزه بگیرد، پس اگر پانزده روز متصل روزه گرفته بعد از آن‏که مانع او رفع شد تتمه ماه را روزه می‏گیرد و اگر کم‏تر از پانزده روز روزه گرفته و مانعی روی داده، آن‏چه روزه گرفته از یک ماه نذر او محسوب نیست و باید بعد از رفع مانع یک ماه متصل روزه بگیرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ زنی که نذر کند که دو ماه پی در پی روزه بگیرد، پس ایام حیض خود را بعد از حیض قضا می‏کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند که دو ماه پی در پی روزه بگیرد و چند روز روزه بگیرد و بعد مریض شود و نتواند روزه بگیرد، بعد از رفع مرض ایام مرض خود را قضا می‏کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر کند که یک سال روزه بگیرد پس نتواند که تمام روزه‏ها را در یک سال بگیرد، یک ماه و قدری از ماه دوم را روزه می‏گیرد پس بعد از آن متفرقاً روزه می‏گیرد تا به عدد ایام سال، تمام یک سال را روزه بگیرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر کند که یک ماه روزه بگیرد و معین نکند ماه معینی را، می‏تواند که متفرقاً روزه بگیرد تا آن‏که سی روز را روزه بگیرد اگرچه متصل نباشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند که زمانی روزه بگیرد مستحب است که پنج ماه روزه بگیرد، و کسی که نذر کند که حینی روزه بگیرد مستحب است که شش ماه روزه بگیرد اگرچه به قدر صدق زمان متعارف و حین متعارف در میان اهل عرف نه اهل لغت کفایت می‏کند روزه گرفتن به طور وجوب. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر کند که یک ماه فی‏المثل روزه بگیرد و معین نکند که در کجا روزه بگیرد، می‏تواند بعضی از روزه‏ها را در بلدی بگیرد و بعضی دیگر را در بلدی دیگر بگیرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند که روزه بگیرد تا ظهور امام علیه السلام  باید در تمام روزها روزه بگیرد مگر روزهایی که در سفر است یا در روزهایی که مریض است و روز عید فطر و عید اضحی و ایام تشریق. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر کند که برود به خانه کعبه و مانعی از برای او روی دهد که نتواند برود، نفقه‏ای را که از برای رفتن مهیا کرده مستحب است که تصدق کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند که پیاده حج کند باید پیاده برود تا عرفات، پس چون از عرفات کوچ کنند می‏تواند سوار شود. چنانکه دراحادیث رسیده و بعضی از فقهاء فتوی به آن داده‏اند و بعضی بعد از رمی جمره عقبه و تراشیدن سر فتوی داده‏اند که می‏تواند سوار شود موافق احادیثی دیگر.
مسأله ـ کسی که نذر کند که پیاده به حج برود و در بین راه برسد به کشتی، پس باید در کشتی بایستد و ننشیند تا آن‏که از کشتی بیرون رود. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر کند که پیاده برود به حج و بعد به نیابت غیری پیاده به حج رود، کفایت می‏کند او را از نذری که کرده. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر کند که پیش از رسیدن به میقات‏گاه محرم شود، باید وفا کند به نذر خود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند که طعامی را هدی کند، چیزی بر او واجب نشود چرا که هدی شتری است که آن را زنده ببرند با شرایط آن به کعبه نه طعامی و گوشتی. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند هدیی را پس باید شتری را بکشد با تقلید و اشعار و ببرد آن را تا عرفات و وقوف بجاآورد با آن و کسی که نذر کند که کره شتری را نحر کند، پس در هرجا که خواست آن را نحر می‏کند. و کسی که نذر کند که شتری را در کوفه یا سایر اماکن مشرفه نحر کند به جهت شکرانه نعمتی، باید آن را در همان مکان شریفی که نذر کرده نحر کند و هرگاه در راه مکه نذر کند که شتری را نحر کند و جایی را تعیین نکند، باید آن را در مکه در مقابل کعبه نحر کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند و تلفظ به هدی(شتری است که در سنی قربانی می‏نمایند) و جزور(شتری است که پنج سال او تمام و داخل سال شش باشد) و شتر، در حکم نذر تفاوت دارد چنانکه بر اهل بصیرت در فقه مخفی نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند مالی را از برای خد ، آن مال مال امام علیه السلام  است. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که نذر کند مال کثیری را مستحب است که هشتاد درهم بدهد اگرچه به قدری که صدق کند مال کثیر نسبت به حال آن کسی که نذر کرده کفایت می‏کند. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کسی که به نذر و عهد خود وفا نکند تا وقت آن بگذرد، باید کفاره بدهد به مثل کفاره مخالفت قسم که آزاد کردن بنده باشد، یا اطعام ده مسکین باشد، یا پوشانیدن ده مسکین، و کسی که عاجز باشد از این‏ها باید سه روز روزه بگیرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که نذر کند که مرتکب حرامی نشود و وفا نکند و مرتکب حرام شود، کفاره آن آزاد کردن بنده‏ای است، یا روزه گرفتن دو ماه پی در پی، یا اطعام شصت مسکین. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ