سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
مسائل اقرار وسوگند (قسم ) نویسنده: سما - چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٢

                                   بسم الله الرحمن الرحیم

              «مسائل اقرار آوردن وسوگند یاد کردن ازکفایة المسائل»


کتاب الاقرار -  و در آن و در امور متعلقه به آن چند مسأله است:


مسأله ـ اقرار عاقل بالغ بر ضرر خود جایز و مجری است. چنانکه دراحادیث

وارد شده و خلافیدر آن نیست.


مسأله ـ هرگاه بعضی از ورثه میتی اقرار کنند به دینی بر میّت، یا وارثی از برای او، به قدر سهم خود ایشان مجری است و بر سایر ورثه چیزی نیست در صورتی که مقرین عادل نباشند ولکن اگر در میان مقرین دو نفر عادل باشند، سایر ورثه نمی‏توانند قبول نکنند آن دین و آن وارث را در سهمی خود و کفایت نمی‏کند وجود یک عادل در میان مقرّین. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.

مسأله ـ هرگاه شخصی در مرض موت وصیت کند به دینی از برای بعض از ورثه، آن وصیت ممضی و مجری است در صورتی که متهم نباشد آن شخص به اضرار به سایر ورثه. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه شخصی وصیت کند به این‏طور که بگوید از برای فلان و فلان از برای یکی از ایشان هزار درهم فی‏المثل در ذمه من است و بعد از آن فوت شود. پس هریک از آن دو نفر که شهود اقامه کنند آن مال را می‏برند و هرگاه هیچیک شهودی ندارند و هر دو مدعی آن مالند، مال را بالمناصفه در میان ایشان باید قسمت کرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ کفایت می‏کند اشاره در اقرار در صورتی که مانعی در تکلم باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه بپرسند از کسی که بر تو دینی هست از مال فلان و بگوید آری، کفایت می‏کند در اقرار. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سکوت دختر باکره اقرار او است در نزد سؤال از او. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ اقرار از روی اجبار و ترس اعتباری ندارد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ اقرار اطفال غیر ممیز و مجانین اعتباری ندارد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ اقرار در حال مستی اعتباری ندارد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ اقرار مملوک بدون اقرار مالک و اذن او اعتباری ندارد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه بعد از اقرار چیزی منافی اقرار گفته شد، مثل آن‏که کسی بگوید فلان مقدار را باید بدهم ولکن به همان‏قدر طلب دارم، یا بگوید قدری را که باید بدهم قیمت چیزی است که خریده‏ام و آن چیز به من نرسیده، پس اقرار او ممضی است و باقی سخن او غیر مسموع است تا حقیقت آن معلوم شود. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی چنین اقرار کند که ده تومان باید بدهم مگر سه تومان فی‏المثل، بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند که هفت تومان باید بدهد نه ده تومان، چرا که مجموع این کلام اقرار او است و چیزی که موجب یقین به این فتوی باشد در نزد ما نیست.
کتاب الایمان (سوگند یاد کردن )
در اصل قسَم و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ مکروه است قسم یادکردن اگر صدق و راست باشد و کسی قسم یاد نمی‏کند بر فعل امری و ترک آن مگر آن‏که مبتلی می‏شود که خلاف آن را بکند. حتی آن‏که اگر کسی قسم یاد کند که بینی خود را به دیوار نمالد، مبتلی شود که بینی خود را به دیوار بمالد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است قسم یاد کردن به کذب و دروغ و عذاب آن به جز آتش جهنم نیست، از این جهت در دنیا کفاره‏ای از برای قسم دروغ قرار نداده‏اند، چرا که هیچ کفاره‏ای در دنیا کفایت نمی‏کند در عذاب آن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است که ترک کنند قسم خوردن را اگرچه ترک آن موجب ضرر باشد چرا که شخصی ادعای چهارصد اشرفی به حضرت سجاد سلام اللّه علیه کرد و حاکم حکم کرد که یا قسم یاد کن که نباید بدهی یا چهارصد دینار را بده و آن حضرت سلام‏اللّه علیه چهارصد دینار را دادند و قسم یاد نکردند به جهت اجلال و تعظیم خدای تعالی. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است که قسم ندهند کسی را که می‏دانند قسم خواهد خورد در انکار چیزی. و کسی که بگذرد از قسم دادن به جهت تعظیم الهی راضی نخواهد شد از برای او مگر منزله و درجه حضرت ابراهیم علیه السلام  را در آخرت. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است قسم یاد کردن در مقام تقیه و خوف ضرر بر جان و مال خود و خوف ضرر بر جان و مال برادر مؤمن اگرچه بر امر خلاف واقع باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
*« کتاب الایمان - مطلب دوم در قسم شرعی و قسمی که حکمی به آن تعلق نگیرد و در شرع جایز نباشد»*
در قسم شرعی و قسمی که حکمی به آن تعلق نگیرد و در شرع جایز نباشد
و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ قسم شرعی که وفای به آن باید کرد و رفع دعوایی و اثبات حقی می‏کند قسم یاد کردن به یکی از اسم‏های خدای وحده است و بس، مثل واللّه و باللّه و رب الکعبه و رب العالمین و امثال این‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ قسم خوردن به قرآن و سوره قرآن و هر چیز محترمی رفع دعوایی و اثبات حقی نمی‏کند اگرچه مستحب است که کسی که قسم خورد به سوره‏ای از قرآن به عدد هر آیه‏ای کفاره‏ای بدهد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است قسم یاد کردن به بیزاری از خدا و رسول و ائمه صلوات اللّه علیهم اجمعین و بیزاری از دین و مذهب ایشان، اگرچه در صورتی که به بیزاری از ایشان قسم یاد کرد و تخلف کرد از آن چیزی که قسم از برای آن خورده، باید کفاره بدهد و ده مسکین را طعام دهد. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ قسم خوردن به مخلوقی از مخلوقات مثل آن‏که در میان مردم متداول است که به جان عزیزی و سر مبارکی و روح مقدسی قسم می‏خورند، حکمی در شرع از برای آن نیست به جز این‏که آن کسی که قسم به این‏طورها می‏خورد اظهار احترامی کرده نسبت به کسانی که قسم به ایشان خورده. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
در متعلق قسم و چیزهایی که قسم از برای فعل آن‏ها یا ترک آن‏ها می‏خورند
و امور متعلقه به آن‏ها است و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ قسم منعقد نمی‏شود از برای عمل حرامی یا ترک فعل واجبی، یا ترک عمل مستحبی یا فعل مکروهی و هر فعل مرجوحی و هر ترک فعل مرجوحی، اگرچه آن امر مرجوح از امور دنیویه باشد. مثل آن‏که کسی قسم یاد کند و بگوید واللّه شراب مسکر را می‏خورم، یا بگوید باللّه نماز نمی‏کنم، یا نافله بجانمی‏آورم، یا اول وقت نماز نمی‏کنم. و اگر کسی چنین قسم را یاد کرد گناه‏کار است و باید توبه کند و کفاره چنین قسمی این است که خلاف کند و مسکر نخورد و نماز بکند و نافله بجاآورد و در اول وقت نماز کند و کفاره دیگر به غیر از خلاف قسم ندارد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ قسم منعقد می‏شود بر فعل واجبی و ترک حرامی و فعل مستحبی و ترک مکروهی. مثل آن‏که قسم یاد کند نماز واجبی و مستحبی را بجامی‏آورم و چیزی که حرام است یا مکروه است نمی‏خورم. پس در این صورت اگر خلاف قسم کرد باید کفاره بدهد و ده مسکین را طعام دهد علاوه بر استغفار و قضاء فوائت و غیر آن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ قسم منعقد می‏شود در هر امر مباحی که مرجوح نباشد، مثل آن‏که قسم یاد کنند که از میوه فلان باغ نخورند، یا از زراعت مزرعه مخصوصه‏ای نخرند، یا به جهت تأدیب زنی با او جماع نکنند بیش از چهار ماه. پس در این صورت‏ها اگر خلاف قسم را بخواهند بکنند باید پیش از خلاف کردن کفاره قسم را بدهند و بعد خلاف کنند و هرگاه خلاف قسم را کردند پیش از کفاره دادن، کفاره ساقط نمی‏شود بلکه باید توبه کنند از خلاف کردن و کفاره را بدهند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست و تفصیل کفاره در کتاب ایلاء گذشت.
مسأله ـ هرگاه در امر مباحی قسم یاد کردند فعل آن یا ترک آن را و بعد معلوم شد که خلاف آن بهتر است و مصلحت در خلاف آن است، کفاره واجب نشود و می‏توان خلاف قسم کرد بدون کفاره ولکن مستحب است کفاره دادن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی بدون اطلاع پدر خود، یا زنی بدون اطلاع شوهر خود، یا مملوکی بدون اطلاع مالک خود قسمی یاد کردند بر فعل مباحی یا ترک فعل مباحی، هریک از پدر یا شوهر یا مالک می‏توانند بدارند ایشان را بر خلاف کردن قسم خود و کفاره بر ایشان واجب نیست و واجب است بر ایشان اطاعت کردن پدر و شوهر و مالک. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی قسم یاد کند که با پدر و مادر خود تکلم نکند و همراهی با ایشان نکند، یا ترک صله رحم کند و رحم‏پروری نکند، واجب است بر او که خلاف قسم خود کند و کفاره‏ای به غیر از خلاف قسم کردن نیست و باید توبه کنند از قسم یاد کردن در این امور. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه زنی قسم یاد کند که با شوهر خود به سفر نرود، یا قسم یاد کند که نرود در نزد شوهر خود هرگاه شوهر او در شهری باشد و او در شهری دیگر و بعد مخالفت کند و با شوهر سفر کند، یا برود نزد شوهر خود در آن مکانی که شوهر او آن‏جا است، کفاره بر او واجب نیست. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ قسمی که در حال غضب یاد کنند اعتباری ندارد و کفاره‏ای در خلاف آن قسم نیست، و هم‏چنین قسمی که از روی ترس یاد شود، یا از روی اکراه یا از روی تقیه، کفاره در خلاف آن نیست. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی قسم یاد کند در حضور زن خود که اگر زنی دیگر بگیرد، یا با کنیزی وطی کند هر بنده‏ای که دارد آزاد باشد، یا مال مخصوصی از او صدقه باشد در خلاف قسم کردن، کفاره‏ای بر او واجب نشود و مملوک‏های او آزاد نشود و مال او صدقه نیست. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی بعد از قسم یاد کردن خود ان شاء اللّه بگوید و بعد از آن خلاف قسم خود کند، کفاره‏ای بر او واجب نشود به جهت آن‏که استثناء مشیت الهی را در قسم خود قرار داده. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که قسم یاد کند که مملوک خود را، یا دیگری را به جهت تأدیب بزند و بعد او را عفو کند و نزند، کفاره‏ای بر او واجب نشود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه بر مدیونی که نمی‏تواند دین خود را بدهد سخت بگیرند، پس قسم یاد کند که تا دین خود را ندهم از این شهر بیرون نروم، می‏تواند خلاف کند و بیرون رود و کفاره‏ای بر او نیست. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی وصیت کند مالی را از برای کسی و متهم نباشد به اضرار به ورثه خود، وصی می‏تواند که آن مال را بدهد به آن کسی که وصیت از برای او شده بدون اطلاع ورثه و هرگاه ورثه گمانی بردند و خواستند او را قسم دهند، می‏تواند قسم یاد کند که چیزی در نزد او نبوده. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی را قسم دهند که کاری که خلاف شرع نیست بکند به این‏طور که بگوید «باللّه علیک ان تفعل کذا» که در فارسی می‏گویند تو را به خدا قسم می‏دهم که این کار را بکن، یا غذای مرا بخور، یا به خانه ما بیا، یا غلام خود را مزن، یا فرزند خود را مزن، و امثال این قبیل قسم‏ها که در میان مردم متعارف است، مستحب است اجابت کردن و قبول کردن. و هرگاه اجابت نشد کفاره‏ای واجب نشود نه بر کسی که قسم می‏دهد و نه بر کسی که قسم می‏دهند او را ولکن مستحب است از برای کسی که قسم می‏دهد که کفاره بدهد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی انکار کرد دینی را که بر ذمه او است و مالی از او به دست طلب‏کار او آمد، طلب‏کار می‏تواند که به قدر طلب خود از آن مال بردارد و اگر از او طلب کردند مال را می‏تواند قسم یاد کند که چیزی از او نزد او نیست. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی انکار کرد دینی را و او را در نزد حاکم شرع قسم دادند، بعد از قسم دادن اگر مالی از او به دست طلب‏کار آمد نمی‏تواند از آن مال از برای خود بردارد به جهت آن‏که او را قسم داده ولکن هرگاه منکر بعد از قسم خوردن در نزد حاکم شرع از عذاب آخرت ترسید و خواست ادای دین خود را بکند، طلب‏کار می‏تواند که طلب خود را از او بگیرد و مستحب است از برای طلب‏کار که نصف منافعی که از مال او از برای مدیون حاصل شده به او واگذارد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ