سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
استبصار نویسنده: سما - جمعه ٢٥ امرداد ۱۳٩٢

                                        بسم الله الرحمن الرحیم                              

                                                استبصار                                         

تمام نامها و صفات وکمالات وافعال  نیک مال حق واهل حق است وتمام نامها و صفات وافعال  زشت وپلید مال باطل واهل باطل است چنانکه دربصائر الدرجات از امام صادق علیه السلام روایت شده که نوشته اند : نَحْنُ‏ أَصْلُ‏ الْخَیْرِ وَ فُرُوعُهُ طَاعَةُ اللَّهِ وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ الشَّرِّ وَ فُرُوعُهُ مَعْصِیَةُ اللَّهِ ثُمَّ کَتَبَ کَیْفَ یُطَاعُ مَنْ لَا یُعْرَفُ وَ کَیْفَ یُعْرَفُ مَنْ لَا یُطَاعُ.  


یعنی ما اهل بیت عصمت وطهارت ریشه نیکی هستیم وشاخهای این ریشه فرمانبرداری خداست ودشمنان ما ریشه بدی هستند وشاخه هایش نافرمانی خداست سپس امام صادق علیه السلام در ادامه نوشتند که : کسی که شناخته نشده است چگونه فرمانبرداری می شود ؟ وکسی که فرمانبرداری نشود چگونه شناخته میشود ؟

پس اکثر گروه هاوادیان آسمانی سعی می کنند اسامی والقاب نیک روی خود بگذارند گرچه زیر این اسم ها والقاب معنائی نباشد ویا وارونه عمل کنند مثلا سنی یعنی کسی که پیروی سنت حضرت پیامبر اسلام صلی الله وآله رانماید وحال آنکه این سنیها برخلاف سنت رسولخداصلی الله علیه وآله حرکت کرده ومی کنند وامابغلط نام مقدس سنی راروی خود گذارده اند همینطور عیسوی ها وموسوی ها اگر پیرو حضرت موسایند آن حضرت بحضرت عیسی بشارت داده ونصاری اگر پیروی حضرت عیسایند آن حضرت بخاتم الانبیاء یعنی حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله بشارت داده است ونیز حضرت محمد صلی الله علیه وآله بحضرت علی وفاطمه ویازده فرزندش سلام الله علیهم بشارت داده است اما هرگروهی بخشی ازدین رابرداشته اند واکثر آنرا یا اصول آنرا رها کرده اند بنابراین برای رهائی از دام مدعیان درغگو امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده اند : الْحَقُّ لَا یُعْرَفُ بِالرِّجَالِ اعْرِفِ‏ الْحَقَ‏ تَعْرِفْ أَهْلَه‏ -  یعنی حق بوسیله مردان شناخته نمی شود ابتدا حق رابشناس تا اهلش رابشناسی  ودرجای دیگر فرموده اند : إِنَّ الْحَقَّ وَ الْبَاطِلَ لَا یُعْرَفَانِ بِالنَّاسِ، وَ لَکِنْ اعْرِفِ‏ الْحَقَ‏ بِاتِّبَاعِ مَنِ اتَّبَعَهُ، وَ الْبَاطِلَ بِاجْتِنَابِ مَنِ اجْتَنَبَهُ. یعنی حق وباطل بوسیله مردم شناخته نمیشود ولی حق را بسبب پیروی کردن کسی که آنرا پیروی می کند بشناس وباطل را بکناره گیری کسی که ازآن پرهیزمیکند بشناس درد بی درمان اکثر مردم جامعه همیشه همین بوده وهست که می خواهند حق وباطل راازروی رفتار مردم یاگروه بشناسند لذا سبب سرگردانی اکثر شده است نمی روند وقت بگذارند تا حق وباطل بشناسند وازهم جداکنند زیرا هرگاه  ازروی قواعد الهی نه با قوانین ساختگی بشر ونه باسلیقه های مقدس نماها حق وباطل  شناخته شد آنگاه شناسائی اهل حق ازاهل باطل آسان می شود پیامبراسلام صلی الله علیه وآله قرار دادن مبنای شناخت حق را بوسیله مردم فاسد شمرده فرموده اند : یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ إِذَا سَمِعْتَ بِاسْمِ رَجُلٍ خَیْرٌ مِنْ أَنْ تَلْقَاهُ فَإِذَا لَقِیتَهُ خَیْرٌ مِنْ أَنْ تُجَرِّبَهُ وَ لَوْ جَرَّبْتَهُ أَظْهَرَ لَکَ أَحْوَالًا دِینُهُمْ دَرَاهِمُهُمْ وَ هِمَّتُهُمْ بُطُونُهُمْ وَ قِبْلَتُهُمْ نِسَاؤُهُمْ یَرْکَعُونَ لِلرَّغِیفِ وَ یَسْجُدُونَ لِلدِّرْهَمِ حَیَارَى‏ سُکَارَى‏ لَا مُسْلِمِینَ وَ لَا نَصَارَى‏ یعنی بیاید برمردم زمانی که هرگاه نام کسی رابشنوی بهتر است از اینکه او را ملاقات نمائی وهرگاه او راملاقات کنی بهتر است ازآنکه او را آزمایش نمائی واگر او رابیازمائی برای تو دگرگونی هائی آشکار می سازد- (سپس فرمودند ) دین مردم آن زمان پولهایشان خواهد بود وکوشش آنها برای شکم هایشان وقبله آنها زنانشان می باشد  رکوع می کنند برای گرده نان وسجده می کنند برای پول مردمانی سرگردان ومست خواهند بود که نه مسلمانند ونه نصرانی . وبوضوح می بینیم که اکثریت مردم روی همین اغراض مسجد یاحسینیه می روند بخصوص وقتی که صندوق پول وشام ونهار برقرار باشد در این صورت استکه مردم خیلی جمع می شوند عده ای هم برای خود نمائی ومعروف شدن دراین کارها دخالت می کنند تا شخصیت پیداکنند وهمه بگویند فلانی اهل فضل وبخشش است درصورتی که 

خرج که از کیسه مهمان بود                      حاتم طائی شدن آسان بود

ودرمواردی بجای مهمان سلطان مناسب ترست یعنی بگویند

خرج که از کیسه سلطان بود                     حاتم طائی شدن آسان بود

وماهردو مورد راعیانا شاهدیم ومورد سوم راهمه دیده ومی بینند که

خرج که از گُرده ملّت بود                   عاقبتش خواری وذلّت بود

در هرحال اعتقاد بدون دلیل و برهان مردود درگاه الهی است واگر دین رااز طریق مردم شناختیم آن دین  بدرد نمی خورد در کافی ازامام رضا علیه السلام  روایت شده  که یقال  لِلْمُؤْمِنِ فِی قَبْرِهِ مَنْ رَبُّکَ قَالَ فَیَقُولُ اللَّهُ فَیُقَالُ لَهُ مَا دِینُکَ فَیَقُولُ الْإِسْلَامُ فَیُقَالُ لَهُ مَنْ نَبِیُّکَ فَیَقُولُ مُحَمَّدٌ فَیُقَالُ مَنْ إِمَامُکَ فَیَقُولُ فُلَانٌ فَیُقَالُ کَیْفَ عَلِمْتَ بِذَلِکَ فَیَقُولُ أَمْرٌ هَدَانِی اللَّهُ لَهُ وَ ثَبَّتَنِی عَلَیْهِ فَیُقَالُ لَهُ نَمْ نَوْمَةً لَا حُلُمَ فِیهَا نَوْمَةَ الْعَرُوسِ ثُمَّ یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى الْجَنَّةِ فَیَدْخُلُ عَلَیْهِ مِنْ رَوْحِهَا وَ رَیْحَانِهَا فَیَقُولُ یَا رَبِّ عَجِّلْ قِیَامَ السَّاعَةِ لَعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى أَهْلِی وَ مَالِی وَ یُقَالُ لِلْکَافِرِ مَنْ رَبُّکَ فَیَقُولُ اللَّهُ فَیُقَالُ مَنْ نَبِیُّکَ فَیَقُولُ مُحَمَّدٌ فَیُقَالُ مَا دِینُکَ‏ فَیَقُولُ الْإِسْلَامُ فَیُقَالُ مِنْ أَیْنَ عَلِمْتَ ذَلِکَ فَیَقُولُ سَمِعْتُ‏ النَّاسَ‏ یَقُولُونَ فَقُلْتُهُ‏ فَیَضْرِبَانِهِ بِمِرْزَبَةٍ لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیْهَا الثَّقَلَانِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ لَمْ یُطِیقُوهَا قَالَ فَیَذُوبُ کَمَا یَذُوبُ الرَّصَاصُ ثُمَّ یُعِیدَانِ فِیهِ الرُّوحَ فَیُوضَعُ قَلْبُهُ بَیْنَ لَوْحَیْنِ مِنْ نَارٍ فَیَقُولُ یَا رَبِّ أَخِّرْ قِیَامَ السَّاعَةِ.

یعنی برای مؤمن درقبرش گفته میشود(یعنی ازاو می پرسند) پروردگارت کیست می گوید الله  می پرسند دینت چیست ؟ پاسخ می دهد اسلام می پرسند پیامبرت کیست ؟ می گوید حضرت محمد صلی الله علیه وآله می پرسند امامت کیست جواب می دهد فلان کس (یعنی امام زمانش رامعرفی می کند ) ازاو پرسیده میشود که این عقاید را  چگونه حاصل کرده ای ؟ می گوید امری بود که خداوند مرا برای آن هدایت نمود ومرا برآن ثابت قدم نگهداشت می گویند بخواب مانند داماد بدون هیچ وحشتی سپس دری ازدرهای بهشت برویش گشوده می گردد که از نسیم باد وگیاه بهشت  براو می وزد سپس می گوید پروردگارا قیامتم را نزدیک گردان تا بسوی خانواده ومالم برگردم وبکافر درقبرش می گویند (یعنی ازاو می پرسند )که پیامبرت کیست می گوید حضرت محمد صلی الله علیه وآله می پرسند دینت چیست ؟ می گوید اسلام می پرسند : که این عقاید را چگونه حاصل کرده ای ؟ پاسخ می دهد که شنیدم مردم می گفتند من هم گفتم سپس نکیر ومنکر با دسته ای آهنی چنان برسرش می کوبند که اگر برتمام جن وانس وارد شود توانش راندارند پس حضرت فرمودند مانند سرب ذوب می شود پس ازآن روح رادراو برمی گردانند ودلش رادرمیان دوصفحه ازآتش قرار می دهند آنگاه می گوید پروردگارا قیامت را تأخیر بینداز . (زیرا بامقایسه باقیامت این عذاب کم است ) در این حدیث شریف وجه اشتراک بسیاری درپاسخ مومن وکافر دیده میشود اما جهت امتیازش همان دلیل وبرهان داشتن مؤمن است وبی دلیل بودن کافر وحال آنکه دردنیا چه بسا دردنیا بهردو مؤمن گویند ویا دومی را که درعذاب خواهد بود مؤمن می گویند واورااکرام می کنند واولی را تکفیر ولعن می کنند واو را کافر می دانند دومی رامؤمن صدا می زنند  کل حزب بما لدیهم فرحون ازیک صوفی پرسیدم صوفی یعنی چه گفت صوفی یعنی شیعه صاف علی اما در غیر ادیان آسمانی چه بسا ازنامهای زشت پروانداشته باشند مانند شیطان پرستان – بت پرستان – گاو پرستان- همه چیز پرستان وصلح کلیان وغیر ذلک از اسامی زشت وحتی پلید که درواقع اکثر کسانی که نام های نیکو روی خود گذارده اند پایان کارشان بهمین اسامی ناپاک می انجامد وآن نام نیکونقاب زیبائی بود که برچهره زشت زده بودند امالغت شیعه که مختص معتقدین  بامارت بلافصل امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام هستند برگرفته ازقرآن است که خداوند حضرت ابراهیم راشیعه حضرت نوح معرفی نموده وَإِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ وهمچنین  پیرو حضرت موسی راشیعه او بیان کرده وفرموده : هَٰذَا مِنْ شِیعَتِهِ وَهَٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِی مِنْ شِیعَتِهِ عَلَى الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ که معنای پیرو راداراست وشیعه علی یعنی پیرو علی ومعنای روائی هم داریم که فرموده اند انما سمی الشیعة شیعة لانهم خلقوا من شعاع نورنا فرقه های  زیادی تحت عنوان شیعه وجود دارند اما حق را از روی افراد فرقه ها نمی توان شناخت چراکه هیچیک میزان حق و باطل نیستند بلکه معنای شیعه راباید شناخت هرگاه فردی از مدعیان اهل سنت اصطلاحی شیعه شود اورا مستبصر گویند چنانکه فقها گویند : و لو استبصر المخالف وجب علیه قضاء ما فاته من العبادات دون ما أتى به سوى الزکاة. یعنی اگر مخالف شیعه مستبصر شد واجب است براو عباداتی راکه از دست داده قضا کند بغیر از زکات که آنرا نباید قضا کند زیرا که او حالا بامامان معصوم علیهم السلام می تواند بگوید که  مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِکُمْ وَ بِضَلَالَةِ مَنْ خَالَفَکُمْ من به موقعیت شما بینا وبه گمراهی مخالف شما آشنا شده ام ونیز فرموده اند : إن المخالف إذا استبصر فی زمانه استبصارا عن حقیقة و یقین، یکون حکمه حکم شیعته علیه السّلام، و من استبصر خوفا و اتصف بشعائر الشیعة تقیّة، یکونون رعیة و خدمة للشیعة و یأخذون منهم الأموال مثل أهل الذمة  واین بصیرت باید درهمه مراتب باشد نمی شود یک جا باشد یکجانباشد استبصار بیداری وهشیاری است هرگاه چرت زدیم  بصیرت راازدست داده ایم کسی که حتی یکسال ماه رمضان رابیست ونه روز بداند جزو عامه است داخل اهل استبصار نشده است بدلیل سخن شیخ صدوق که فرموده قال مصنف هذا الکتاب: خواص الشیعة و أهل استبصار منهم فی شهر رمضان أنّه لا ینقص عن الثلاثین یوما أبدا و الاخبار فی ذلک موافقة للکتاب و مخالفة للعامة فمن ذهب من ضعفة الشیعة إلى الاخبار التی وردت للتقیة فی أنه ینقص و یصیبه ما یصیب الشهور من النقصان و التمام اتقى کما یتقى العامّة و لم یکلم إلّا بما یکلم به العامّة و لا حول و لا قوة إلّا باللّه . این عبارات درکتاب شریف جامع الاحکام باینگونه تأیید شده که فرموده اند : شهر رمضان لاینقص من ثلثین یوما ابدا وفاقا للصدوق و اخیه الحسین بن علی بن الحسین و ابی‌محمد هرون بن موسی و السید ابی‌محمد الحسینی و جعفر بن محمد بن قولویه و ابن‌ابی‌عقیل و الکراجکی فی احد قولیه و الشیخ المفید فی لمح‌البرهان و نقل فیه اجماع الامامیة فی عصره علی ذلک و ذکر ابن‌بابویه ان ذلک مذهب خواص الشیعة و اهل الاستبصار منهم و یظهر من صاحب المجمع القول به و قد کتبنا فی ذلک رسالة طویلة منفردة و ذکرنا فیها الآثار و اقوال العلماء الاخیار ما یکتفی به من انصف . ومقصود ازذکر این فرمایشات این است که یادآورشویم که خواص شیعه که اهل استبصارهستند ماه رمضان راسی روز می دانند بدون کم وزیاد وهرگز تحیری دراین مسأله ندارند درصورتی که بسیاری ازمدعیان استبصار در این مسأله سرگردانند وحیاری وسکاری هستند اما مستبصر واقعی چنین نیست او بیدار است وبیداری همان استبصار است الْیَقْظَةُ اسْتِبْصَارٌ اما مرتبه دیگر استبصار این استکه امیر المؤمنین علیه السلام در حدیث نورانیت فرموده اند که : مَنْ آمَنَ بِمَا قُلْتُ وَ صَدَّقَ بِمَا بَیَّنْتُ وَ فَسَّرْتُ وَ شَرَحْتُ وَ أَوْضَحْتُ وَ نَوَّرْتُ وَ بَرْهَنْتُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ مُمْتَحَنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ وَ شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَ هُوَ عَارِفٌ مُسْتَبْصِرٌ قَدِ انْتَهَى وَ بَلَغَ وَ کَمَلَ وَ مَنْ شَکَّ وَ عَنَدَ وَ جَحَدَ وَ وَقَفَ وَ تَحَیَّرَ وَ ارْتَابَ فَهُوَ مُقَصِّرٌ وَ نَاصِبٌ (البته برشیعه مستبصرواجب است کل حدیث رابخواند وشرح آنراکه توسط حاج محمد کریم اعلی الله مقامه می باشد مطالعه نماید ) زیرا در هر قسمت از آن معارفی واعتباری  نهفته است و فرموده اند  فِی کُلِّ اعْتِبَارٍ اسْتِبْصَار پس امیر المؤمنین علیه السلام مستبصر راچنین معرفی کرده وفرموده اند هرکس ایمان آورد و بپذیرد آنچه را (درحدیث نورانیت ) گفتم وآنچه رابیان کردم وتفسیر نمودم و واضح و نورانی وبرهانی ساختم پس او مؤمنی است که امتحان خود راداده و خداوند دلش رابرای ایمان  وسینه اش رابرای اسلام مهیا ساخته است واو عارفی مستبصر است که بپایان امر رسیده وتمام نموده وهرکس شک کند و دشمنی ورزد وانکارکند وبازایستد وسرگردان شود و ریبه داشته باشد پس او مقصر وناصب است . امام حسین علیه السلام دردعای قنوت می فرمایند : مُسْتَبْصِرٌ مَا بَصَّرْتَنِی‏ خدایا من  بمقداری که تو مرابصیرت میدهی مستبصرم بنابراین فرموده اند من ذکر اللّه استبصر هرکس یاد خدا کند استبصار پیدا کرده است

پیامک – در مورخه 17/5/1393پیامکی رسید که مؤید این است که شناخت حق از طریق گروهک یاگروه هاممکن نیست وآن پیامک این است : یواش یواش این محلۀ ما داره به میدان جنگ تبدیل میشه آخر کوچه یدالله رو میگم دیشب در حالی که صدای دزد دزد محله رو برداشته بود فردی ادعا میکرد ملیاردها تومان ازش دزدیده شده پس از بررسی فهمیدم مدعی یکی از سر کرده های گروه داعش محله است بنام (نقندری) که بقول روحانی محل قنفذ هم بهش میگن در حالی که به گفته شاهدان دزد یکی از گروه تکفیری خودشون ملعونی بنام (محمد) گریخت تعجب خودشون بخودشون هم رحم ندارند هرچند گاهی یکبار اینجور اتفاقها از این گروه تکفیری میفته که دعوا یا برای ریاسته یا پول امیدوارم شما اهل این گروه نباشی 

ادامه دارد

 

 

 

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ