سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
اعلمیت کجاست واعلم کیست ؟ نویسنده: سما - چهارشنبه ٦ آذر ۱۳٩٢

بسم الله الرحمن الرحیم

اعلمیت کجاست واعلم کیست ؟

 قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ(ِ أَیْ عَلَى نِیَّتِه‏) فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِیلًا﴿الإسراء: ٨۴﴾


بسم الله الرحمن الرحیم

اعلمیت کجاست واعلم کیست ؟

 قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ(ِ أَیْ عَلَى نِیَّتِه‏) فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِیلًا﴿الإسراء: ٨۴﴾

 شکی نیست که وجود شخص اعلم درروی زمین بمعنای همه جانبی وحقیقی بعد از وجود مبارک رسول اکرم صلی الله علیه وآله که روایت شده «مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلَّا وَ مُحَمَّدٌ صلى الله علیه و آله أَعْلَمُ‏ مِنْهُ‏» وجود مقدس امام معصوم صلوات الله علیه است  چنانکه امام رضا علیه السلام فرموده اند : ‏ لِلْإِمَامِ عَلَامَاتٌ یَکُونُ أَعْلَمَ‏ النَّاسِ‏ وَ أَحْکَمَ النَّاسِ وَ أَتْقَى النَّاسِ وَ أَحْلَمَ النَّاسِ وَ أَشْجَعَ النَّاسِ وَ أَسْخَى النَّاسِ وَ أَعْبَدَ النَّاسِ یعنی برای امام علیه السلام نشانه هائی است که اعلم مردم وحکیم ترین و با تقوا ترین و بردبارترین ودلیرترین وسخی ترین آنهاست وازآنجاکه میان مردم ومیان امامان معصوم علیهم السلام  شیعیان خالصی بامراتبی که دارند هستند از ارکان وابدال واوتاد ونقبا ونجبا ومعلمین و فقهاکه درجای خود باثبات رسیده است که غیر از معلمین وفقها بقیه مانند امامشان غائبند اما درمیان علمائی که ظاهرند ومردم ازآنها دین خود رامی آموزند فاضل ومفضول وجود دارد ازقبیل : اعلم وعالم  وحکیم وحکیم تر و باتقوا وباتقواترو بردبار وبردبارترکه دارای این صفاتند که امام حسن عسکری فرموده اند فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ‏ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِکَ لَا یَکُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَةِ لَا جَمِیعَهُم یعنی هر کدام از فقها که نفس خویشتن را نگاه دارد، و حافظ دینش باشد، و با هوا و هوس خود مخالفت کند، و از فرمان مولایش اطاعت کند، بر عموم مردم واجب است که از او تقلید کنند واین اوصاف جزدربعضی ازفقهای شیعه یافت نمیشود نه درهمۀ آنها ومعلوم است که این عبارت اخیر که این صفات درهمۀ فقها یافت نمیشود دلالت بروجوب تقلید اعلم ندارد بلکه دلالت برحرمت تقلید از فقهای بی تقوادارد چراکه درادامه همان حدیث شریف فرموده اند فَإِنَّهُ مَنْ رَکِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاکِبَ فَسَقَةِ الْعَامَّةِ فَلَا تَقْبَلُوا مِنَّا عَنْهُ شَیْئاً وَ لَا کَرَامَةَ یعنی هرکس ازفقها زشتیها وناشایستگیهای عامه را مرتکب شود ازجانب ما ازاو هیچی نپذیرید وآن فقیه ارزشی ندارد پس فقیه اعلم وعالم که دارای صفات مذکورشدند و جزو روات حدیثا شدند وحکم آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین رابیان کردند قابل تقلیدند ومسأله وجوب تقلید اعلم همین جا حل است واجمالا پاسخ اعتراضات ذیل داده شد که گفته اند :

 از مشکلاتی که امروزه پیش روی بسیاری از مردم قرار دارد، پیدا کردن اعلم در میان مراجع تقلید است. لذا سه راه برای پیدا کردن مرجع قرار داده اند :

 ۱- خود انسان تحقیق بکند. ۲- از دو عالم عادل متخصص در شناخت اعلم، تبعیت بکنیم. در صورتی که دو عالم عادل دیگر با آنها مخالفت نورزند. ۳- مرجع تقلیدی شهرت علمی داشته باشد
درصورتی که
راه اول به علت عدم تخصص اکثر مردم، شدنی نیست
راه دوم نیز به علت مخالفت اقوال متخصصین، شدنی نیست
مرجع تقلیدی هم که به حدی شهرت علمی داشته باشد که اعلم بشود، وجود ندارد
 گفته اند : اگر هیچ کدام این راهها نشد می توان به لیست جامعه مدرسین مراجعه کرد. در این صورت هر یک از علماء را که علم یا گمان به اعلم بودن او کردیم، می توان انتخاب کرد. والا می توانیم از هر کدام از آن مراجع ، تقلید بنماییم

رابطه اعلمیت بالزوم وحدت ناطق

کسی که لزوم وحدت ناطق رامطرح کرده ظاهراخود را همان واحد ناطق نمی داند وانکارمیکند اما باقرائن وتلویحات می فهماند که خود اوواحد ناطق است در صورتی که بپذیریم شخص دیگری رامی گوید وخود او از نمایندگان واحد ناطق است بنابرشهادت همین شخص گوینده آن شخص غائب صامت است واین شخص حاضر ازجانب او ناطق است بازهم نطق برمی گردد بهمین کسی که برخلاف کتاب وعترت اظهار امری منکر را نموده است که لزوم وحدت ناطق شیعی باشدوخود نمی فهمد چه میگوید رد کنندگان رامتهم می کند باینکه آنها نفهمیده اند ماچه میگوئیم  وحال آنکه روشن است که سلسله خوانین شیخیه ناطقیه برای خود منصبی موروثی وخلافتی ایجاد کرده اند که هنوز ادامه دارد وخواسته اند علم شیخ مرحوم وسید بزرگوار وآقای حاج محمد کریم را منحصر بخود دانند ولی چون نوری که درکلام آن بزرگواران بوده براثر بدعت لزوم وحدت ناطق درمیانشان نمانده جزو مَنْ رَکِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاکِبَ فَسَقَةِ الْعَامَّةِ شده اند که فرمودند : فَلَا تَقْبَلُوا مِنَّا عَنْهُ شَیْئاً وَ لَا کَرَامَةَ ومدعی علم آنها و پیروانشان همه مبتلا بمنکرات و فواحشی شده اند که همه ازلزوم وحدت ناطق شیعی سرچشمه می گیرد مقالات مستند ما درباره رد ی فراگیربرشیخیه ناطقیه متکفل این پاسخ می باشد که وجوب تقلید از اعلم مانند ادعای وحدت ناطق شیعی جزو برنامه محمد وآل محمد نبوده ونیست و کمترین کسی را که امامان معصوم صلوات الله علیهم اجمعین برای اصلاح عقاید و اعمال مردم برانگیزانند قادر برفع شک و شکوک همۀ پائین ترهای خودش می باشد  و وحدت مقام حجۀ ابن الحسن المهدی عجل الله فرجه می باشد که لزوم وحدت ناطق شیعی غصب آن مقام واثبات مهدویت برای شیعه ای ازشیعیان است چنانکه بابیه این مقام رابخود نسبت دادند  و فسادهائی که مشهود شد ببار آوردند بنابراین ادعای لزوم ووجوب تقلید از اعلمیت هم بهمین طور محکوم است زیرا اگر همه علما باین قول قائل باشند پس بجزیک نفراعلم برسایرعلما حرام می شود که رساله چاپ کنند وعلمای برحق شیعه کارحرام انجام نمی دهند واگرعلما خودشان اعلم رانمیشناسند مردم دیگربطریق اولی از شناخت اعلم عاجزخواهند بود وشریعت محمدی سهله وسمحه است و مردم را بکاری که درتوانشان نیست وادار نمی کند لایکلف الله نفسا الا وسعها واگر همه علما خود رااعلم می دانند وخبرگان باید برای مردم اعلم رامعین سازند بنابراین خبرگان اعلم خواهند شد زیرا استادی که مشرف برشاگردان است و باهوشترین آنها راتشخیص می دهد خودش ازهمه داناترست  وهمچنین اگر تقلید اعلم واجب است امر بمعروف ونهی ازمنکر هم واجبست بخصوص برعلماء پس چراعلما غیراعلم را نهی ازادعای مرجعیت نمیکنند وامربسکوت از ادعای اعلمیت ومرجعیت نمی نمایندپس بنا براین حکم وجوب تقلید از اعلم برای عوام غیر منطقی است همچنانکه وجود وحدت ناطق درشیعه بدعت است شما چه بکفایة المسائل عمل کنید وچه بجامع الاحکام هردو احکام کتاب وعترت است که درمقالات ما پخش شده است همه مستند بروایات اهل بیت وکتاب خداست. وتقلید ازهمۀ فقهای شیعه چه گذشته وچه حال میتوان کرد چراکه همه ازیک منبع سخن میگویند مگر مسأله ای که حکم زمانی آن مربوط بامروز باشد و حکم آنرا فقه زمان ازکلیات واصول کتاب وعترت با دلیل ازکتاب وعترت بیان می کند که دراین صورتها نه تنها رساله عملیه گذشتگان باطل نمیشود بلکه شرح وبسط هم می گردد پس تقلید ازهمه فقهای شیعه می توان کرد چه اعلم باشد وچه عالم مانند شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه وسید جلیل و کریم ابن ابراهیم و آقای همدانی اعلی الله مقامهم بدون ازاعراض از جمعی و رو کردن بیکی وبا وجود روکردن بیکی باعلم باینکه حکم همه همین است وحلال محمد حلال ابدا الی یوم القیامة وحرامه حرام ابدا الی یوم القیامة

دشمنان احکامشان ازهم جداست                  متصل احکام مردان خداست  

تفکیک – شناختن اعلم غیر از وجوب تقلید از اعلم است چراکه اعلم می تواند باقدرت علمی خود اعلمیتش را بتمام کسانی که پابند بدین ومذهب هستند بفهماند همانگونه که خورشید انوریت خود راازماه ، با توان خود، درجهان بنمایش گذارده است مثلا شیخ مرحوم قطعا ازآقای کرمانی وآقای همدانی اعلمند اما رسائل کاملی دراحکام ازاین دوبزرگوار صادر شده که ازشیخ مرحوم باوجود اعلمیت صادر نشده است گرچه این دو بزرگوار نقطه علمشان را ازشیخ مرحوم گرفته اند اما این رسائل مستند را در کتب شیخ مرحوم نمی یابیم باوجودیکه اگر شیخ مرحوم درامری فتوائی داده باشند ازایشان هم میتوان گرفت چنانکه قبلا ذکر شد  

ادامه دارد 

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ