سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
حسادت نویسنده: سما - دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩٢

بنام خدا

حسادت

خوی رشک ورزیدن باخوی پاکی دل دشمن همند



بنام خدا 

حسادت 

خوی رشک ورزیدن باخوی پاکی دل دشمن همند 

تاریخچه پیدایش حسد 

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَا بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ28مائده 

اگر تو دست دراز کنی بسوی من برای کشتن من ، من دست درازی بسوی تو برای کشتن تو نمی کنم من از خدای پرورنده جهانیان می ترسم 

رشک انگیزه ایست که از کوردلی برمی خیزد که بسبب آن قابیل برادرش هابیل راکشت وشیطان آدم و حوا راازبهشت بجایگاه پست خودش فرود آورد ونعمت بهشت راازآندو سلب نمود بینش دل درهابیل وکور دلی درقابیل  نمونه بزرگی است که گویای حسادت درقابیل ونقاوت درهابیل است  که عامل استخراج آنرا قرآن چنین فرموده وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ 27مائده یعنی : و برامت بخوان حکایت دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را، هنگامی بسبب قربانی کردن (بخدا) تقرب جستند از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. (وانگیزه حسادت قابیل برانگیخته شد و ببرادرش هابیل) گفت: تو را  قطعا خواهم کشت. (هابیل) گفت: خدا وند(اعمال را ) تنها از اهل تقوا می پذیرد. پس یک بی تقوائی قابیل همان حسادت او بود که از زبان و جوارحش بروزکرد. 

شناخت حسد 

 رشک بردن خوئی حیوانی است که چون مرکب شیطان شود تجاوز بغیر کند ومادام که بروز نکرده بیماری است که شخص را می سوزاند وهرگاه ایمان قوی شود مانند سایر لشگریان جهل می سوزد وازبین می رود وغبطه جایگاه آنرامی گیرد بروز حسادت ازهمه اعضا وجوارح هر یک بنحوۀ خود ممکن است اما خطرناکترین آنها می تواند ازطریق چشم توسط زخم چشم بروز کند که درمقاله جادوی چشم یا چشمان جادوئی یادآوری شد درمثل این صور حسود مظلوم نمائی می کند چنانکه در روایت فرموده اند : مَا رَأَیْتُ ظَالِماً أَشْبَهَ بِمَظْلُومٍ مِنَ الْحَاسِدِ یعنی هیچ ستمکاری را شبیه تر بستمکش ازرشک برنده نیافتم   اینک فرمایشاتی از اهل بیت عصمت وطهارت یادآوری میشود: 

قَالَ صلی الله علیه وآله‏ مَنْ حَسَدَ عَلِیّاً فَقَدْ حَسَدَنِی وَ مَنْ حَسَدَنِی دَخَلَ النَّارَ وَ الْحَاسِدُ الَّذِی یَتَمَنَّى زَوَالَ النِّعْمَةِ عَنْ‏ صَاحِبِهَا وَ إِنْ لَمْ یُرِدْهَا لِنَفْسِهِ فَالْحَسَدُ مَذْمُومٌ وَ الْغِبْطَةُ مَحْمُودَةٌ وَ هُوَ أَنْ یُرِیدَ مِنَ النِّعْمَةِ لِنَفْسِهِ مِثْلَ مَا لِصَاحِبِهَا وَ لَمْ یُرِدْ زَوَالَهَا عَنْه 

حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرموده اند : هرکس رشک ورزد بعلی علیه السلام همانا مرا رشک برده است وهرکس بمن حسادت ورزد داخل آتش می شود ورشک برنده کسی است که آرزو می کند که دارنده نعمتی نعمتش نابود شود گرچه آنرا برای خودش ‏نمی خواهد پس رشک بردن نکوهش شده وغبطه پسندیده است که غبطه عبارت باشد از اینکه انسان نعمتی مانند دارندۀ نعمتی راآرزو کند بدون اینکه بخواهد نعمت ازدارندۀ آن گرفته شود 

عباراتی که ازمعصومین علیهم السلام رسیده فراوانست و رجوع باسناد آنها هم آسانست که قدری ازعین عبارات آورده میشود : 

عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِه‏ 

(خود خواهی یکی از رشک ورزان خرد شخص است (یعنی خود خواهی نعمت عقل را ازانسان می گیرد

ازنشانه های حسودان  درروایات 

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ص‏ مَا رَأَیْتُ ظَالِماً أَشْبَهَ بِمَظْلُومٍ مِنَ الْحَاسِدِ نَفَسٌ دَائِمٌ وَ قَلْبٌ هَائِمٌ وَ حُزْنٌ لَازِمٌ‏ 

حضرت امیر فرموده اند : ستمکاری شبیه تر بمظلوم از رشک ورزنده ندیدم پی در پی نفس کشیدن ودلی بسیار تشنه واندوهی همراه (دارد) 

و در روایتی نفس یتصعّد، و زفیر یتردّد، و حزن یتجدّد. 

نفس کشیدن بلند و مرتب ناله جانسوز واندوه تازه بتازه دارد 

فی وصایا لقمان حیث قال للحاسد ثلاث علامات یغتاب إذا غاب و یتملق إذا شهد و یشمت بالمصیبة 

یعنی رشک برنده راسه نشانه است غیبت کردن هرگاه پنهان شود وچاپلوسی هرگاه پیدا شود و بسبب گرفتاری سر زنش می کند 

وقال علیه السلام من علامات المنافق  الْحَسَدُ وَ إِیثَارُ الدُّنْیَا عَلَى الْآخِرَة............. 

ازنشانه های منافق حسد و برگزیدن دنیا برآخرت است 

الْحَاسِدُ یُظْهِرُ وُدَّهُ فِی أَقْوَالِهِ وَ یُخْفِی بُغْضَهُ فِی أَفْعَالِهِ فَلَهُ اسْمُ 

الصَّدِیقِ وَ صِفَةُ الْعَدُو 

رشک ورز دوستیش را درسخنانش نشان می دهد و کینه اش را درکارهایش پنهان می کند و نام او دوست وصفت او دشمن است 

الْمَحَبَّةُ مِنَ الْحَسُودِ مُحَالٌ 

 یعنی دوستی از فرد حسود محال است 

الْحَسُودُ لَا یَنَالُ شَرَفاً حسود 

 هرگز بشرف نمی رسید 

 الحسود لایسود 

حسود آقا نمیشود 

الْحَسُودُ أَبَداً عَلِیلٌ : 

 حسود همیشه ناتوان است 

الْحَسُودُ لَا خُلَّةَ لَهُ 

حسود دوست ندارد 

الْحَاسِدُ یَفْرَحُ بِالشَّرِّ وَ یَغْتَمُّ بِالسُّرُورِ 

 حسود از شری که بکسی میرسد شادمان می شود وچون شادمانی بکسی می رسد اندوهناک میگردد 

الْحَاسِدُ لَا یَشْفِیهِ إِلَّا زَوَالُ النِّعْمَةِ 

فرد حسود تا نعمت ازکسی زایل نشود راحت نمی گردد 

الْحَسُودُ غَضْبَانُ عَلَى الْقَدَرِ 

آدم حسود برتقدیر خدا خشمگین است لذا فرموده اند: 

کاد الحسد ان یغلب القدر 

نزدیکست که حسادت بر قدر غالب شود 

الْحَسُودُ سَرِیعُ الْوَثْبَةِ بَطِی‏ءُ الْعَطْفَةِ مَغْمُومٌ وَ اللَّئِیمُ مَذْمُوم‏ 

حسود زود ازجامی پرد ودیر عاطفه پیدا می کند اندوهگین وپست و مذمت شده است 

الحسود ظالم ضعفت یده عن انتزاع ما حسدک علیه فلما قصر علیک بعث إلیک تأسفه‏ 

آدم حسود دستش کوتاه است از گرفتن آنچه راکه نسبت بآن برتو رشک می ورزد وچون دستش کوتاه شد تأسفش را برایت می فرستد (مثلا می گوید حیف که دستم کوتاه شد والا می کشتمت)

 

عنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ رَفَعَهُ‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ  قَالَ أَ مَا رَأَیْتَهُ إِذَا فَتَحَ عَیْنَیْهِ وَ هُوَ یَنْظُرُ إِلَیْکَ هُوَ ذَاک‏ معانی الاخبار 

مگر ندیده‏اى که «حسود» چگونه دو چشم خود را مى‏گشاید و به سوى تو خیره مى‏شود آن وقت در حال رشک‏ورزیدن است، و اینست معنى اظهار حسد کردن. 

حسد درانبیاء واولیاء 

ازآنجا که حسد خصلتی حیوانی است مانند شهوت نکاح درهمه انسانها وجود دارد الا اینکه انبیاء واولیاء آنرا بکارنمی گیرند بلکه کنترل کرده وآنرا تبدیل نموده  وازآن استفاده های بزرگی در راه خدامی کنند و امام چهارم علیه السلام ازخدا طرز استفاده ازآن را در صحیفه چنین خواسته اند : 

اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا یُلْقِی الشَّیْطَانُ فِی رُوعِی مِنَ التَّمَنِّی وَالتَّظَنِّی وَالْحَسَدِ ذِکْراً لِعَظَمَتِکَ، وَ تَفَکُّراً فِی قُدْرَتِکَ، وَ تَدْبِیراً عَلَى عَدُوِّک‏......... 

یعنی پروردگارا امورناپسندی راکه شیطان دردلم می افکند ازقبیل آرزو- گمان و رشک بردن یاد برای بزرگیت واندیشه در تواناییت و تدبیر بردشمنت قرار بده (یعنی اولیای  خدابجای حسادت اندیشه درقدرت خدا میکنند)

حسادت دراهل علم ودانش 

بطور کلی علما دو قسمند یکی علمای اخیار ودیگری علمای سوء وقطعا دل علمای اخیار ازهرگونه حسادت پاک ومنقّا ست زیرا : 

هرکه با پاکدلان  صبح و مسایی دارد 

دلش از پرتو اسرار صفایی دارد 

زهد با نیت پاک است نه با جامه ی پاک 

ای بس آلوده که پاکیزه ردایی دارد 

ومردم درزمان غیبت حضرت حجت صلوات الله علیه بوسیله همین دوگروه آزمایش می شود چرا که نه امام معصوم ونه حجتی اصلی ظاهرست ونه دیگر پیامبری خواهد آمد ودرباره اجتناب از دانشمندان بد یعنی علماء سوء احادیث فراوان رسیده چراکه در السنه روایتی است که بی اصل نیست که می گویند حسادت 100قسم است 99قسم آن دربین اهل علم است یک قسم آن بین سایرمردم است ونگاه کنید که با آن یک قسم مردم باهم چه می کنند وحال علما رابسنجید تایید می کند این مضمون را این حدیث شریف : 

أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ یُعَذِّبُ السِّتَّةَ بِالسِّتَّةِ الْعَرَبَ بِالْعَصَبِیَّةِ وَ الدَّهَاقِینَ بِالْکِبْرِ وَ الْأُمَرَاءَ بِالْجَوْرِ وَالْفُقَهَاءَ بِالْحَسَدِ وَالتُّجَّارَ بِالْخِیَانَةِ وَ َهْلَ الرَّسَاتِیقِ بِالْجَهْلِ. الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏8، ص: 163 

در این حدیث شریف امیر المؤمنین علیه السلام فرموده اند که خداوند فقها را بخاطر حسادت عذاب خواهد کرد حالا ما مردم عادی ازکجا بفهمیم که کدام فقیه حسود است عرض میشود راه های ساده ای دارد اگر کسی پابند بدین باشد و پی گیری کند یقینا اصحاب یمین واصحاب شمال را تشخیص خواهد داد ومیفهمد که پیامبر اسلام وامامان معصوم علیهم السلام ازحسادت علمای اخیار واصحاب یمین درسلامتی هستند زیرا خداوند خودش بپیامبر فرموده وسلام لک من اصحاب الیمین و فقها وعلمای اخیار اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام هستند شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه با اظهار حقایقی از قرآن وحقایقی ازروایات نور دانشی رادرجهان تاریک شیعه افکند که بوسیله آن حسودان از غیر حسودان مشخص ومعین شدند وعلمائی که باایشان هم سو شدند ازرشک وحسادت پاک شدند وجزو محسودون قرار گرفتند و علمای سوء درمقابل آنها صف کشیده تا ظهور امام زمان نسل بنسل از عالمی بعالم و دانشمندی دیگرادامه خواهد داشت وتأیید می کند این توجه صحیح را سخن شیخ عباس قمی درفوائد الرضویه که گوید من برسر قبر شیخ رفته ام برسنگ قبر ایشان نوشته : 

لِزین الدّینِ احمد نورُ علم             یضیء به القلوبَ المُدلهمِة 

یُریدُ الجاهلون لِیُطفِئوه                وَ یَأبی اللهُ الّا اَن یُتِمَّه 

یعنی احمد فرزند زین الدین دارای نوردانشی است که دلهای بسیار تاریک وسیاه را روشن می کند وافراد نادان می خواهند آنرا خاموش کنند واین کار ناخوش آیند خداست و خداوند نور علم شیخ را تمام خواهد نمود . 

ازجمله ادعیه مأثور 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ خَلِّصْنِی مِنَ الْحَسَدِ، وَ احْصُرْنِی عَنِ الذُّنُوب‏ 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنِی سَلَامَةَ الصَّدْرِ مِنَ الْحَسَدِ حَتَّى لَا أَحْسُدَ أَحَداً مِنْ خَلْقِکَ عَلَى شَیْ‏ءٍ مِنْ فَضْلِک‏....... 

اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَیَجَانِ الْحِرْصِ، وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ، وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ، وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ، وَ قِلَّةِ الْقَنَاعَة..... الی ان قال علیه السلام 

اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا یُلْقِی الشَّیْطَانُ فِی رُوعِی مِنَ التَّمَنِّی وَالتَّظَنِّی وَالْحَسَدِ ذِکْراً لِعَظَمَتِکَ، وَ تَفَکُّراً فِی قُدْرَتِکَ، وَ تَدْبِیراً عَلَى عَدُوِّک‏........ 

حسادت بیماری است یا گناه 

 

در ابتدای امرحسد امری است حیوانی که در همه کس وجود دارد وانسان مؤمن آنرامهارمی کند وسپس آنراازکارمی اندازد اما درغیر مؤمن ابتدا بیماریست وسپس گناه است روایات دراین زمینه این است :

 

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام، قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: وُضِعَ عَنْ أُمَّتِی تِسْعُ خِصَالٍ: الْخَطَأُ، وَ النِّسْیَانُ،وَمَا لَایَعْلَمُونَ، وَ مَا لَایُطِیقُونَ، وَ مَا اضْطُرُّوا إِلَیْهِ، وَ مَا اسْتُکْرِهُوا عَلَیْهِ، وَ الطِّیَرَةُ، وَ الْوَسْوَسَةُ فِی التَّفَکُّرِ فِی الْخَلْقِ، وَ الْحَسَدُ مَا لَمْ یُظْهِرْ بِلِسَانٍ أَوْ یَدٍ».

 

دراین روایت حسادت را تا زمانی که ازدست و زبان (وسایر جوارح) بروز نکرده گناه محسوب نکرده اند وتا حسد بروز نکرده بیماریست که صاحبش را رنج میدهد وضعیف می کند الحسد یزیل الجسد ومومن ریشه آنرا درخود می سوزاند که اگر آنرابکار بگیرد گناهکارمیشود مانند حسد فرزندان حضرت یعقوب بحضرت یوسف علی نبینا وآله وعلیهما السلام که با بکار گیری حسادتشان گناه کردند وعاقبت هم ازگناهشان توبه کردند وخداوند هم آنها راآمرزید 

آیا حسادت مؤمن بکافرمورد دارد؟  

بعضی گفته اند مؤمن که زوال نعمت راازکافر آرزومی کند حسادتی است جایز بلکه واجب زیرا مؤمن نباید نعمت رابرای کافر بخواهد وباید آرزوی نابودی آنرا داشته باشد ونیز گفته شده لشگریان جهل باید فرمانبرعقل شوند ونافرمانی نکنند تا عذاب نشوندومنظور ازاین سخن راچنین پنداشته اند که همه خصال زشت راتحت فرمان عقل می توان انجام داد که حسادت یکی از آنهاست عرض میشود که چه بسا کسی عمل زشتی انجام دهد وبگوید این کارزشت راتحت فرمان عقل انجام دادم ودلائلی هم بیاورد وما میدانیم که چنین چیزی خلاف حق است بلکه حق این است که لشگر جهل نزد عقل استحاله میشوند ودیگر نامهای زشت ندارند وتبدیل بعقل می شوند چنانکه حسد تبدیل به غبطه می شود که غبطه مستحب است  واما پاسخ شبهۀ اول این است که کافر اموالش مال او نیست که مؤمن رشک نعمت او راببرد معاویه علیه الهاویه درنامه ای بامیر المؤمنین علیه السلام نوشت : 

فَدَعِ الْحَسَدَ فَإِنَّکَ طَالَمَا لَمْ تَنْتَفِعْ بِهِ وَ لَا تُفْسِدْ سَابِقَةَ قَدَمِکَ بِشِرَّةِ نَخْوَتِکَ فَإِنَّ الْأَعْمَالَ بِخَوَاتِیمِهَا وَ لَا تَمْحَقْ سَابِقَتَکَ فِی حَقِّ مَنْ لَا حَقَّ لَکَ فِی حَقِّهِ‏ فَإِنَّکَ إِنْ تَفْعَلْ لَا تُضِرُّ بِذَلِکَ إِلَّا نَفْسَکَ وَ لَا تَمْحَقُ إِلَّا عَمَلَکَ وَ لَا تُبْطِلُ إِلَّا حُجَّتَکَ وَ لَعَمْرِی مَا مَضَى لَکَ مِنْ السَّابِقَاتِ لَشَبِیهٌ أَنْ یَکُونَ مَمْحُوقاً لِمَا اجْتَرَأْتَ عَلَیْهِ مِنْ سَفْکِ الدِّمَاءِ وَ خِلَافِ أَهْلِ الْحَقِّ فَاقْرَأْ سُورَةَ الْفَلَقِ وَ تَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنْ شَرِّ نَفْسِکَ فَإِنَّکَ الْحَاسِدُ إِذا حَسَدَ قَفَلَ اللَّهُ بِقَلْبِکَ وَ أَخَذَ بِنَاصِیَتِکَ وَ عَجَّلَ تَوْفِیقَکَ فَإِنِّی أَسْعَدُ النَّاسِ بِذَلِکَ 

حسادت را رها کن تا اینکه نوشته سورۀ فلق رابخوان وازشر نفست بخدا پناه ببر پس همانا تو حاسد اذا حسد هستی (نعوذ بالله ) 

حال بچشم عبرت بیاوه گوئی معاویه و پاسخ درربار امیر المؤمنین علیه السلام بنگریم که درجواب نوشتند : 

أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ أَتَتْنِی مِنْکَ مَوْعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ وَ رِسَالَةٌ مُحَبَّرَةٌ نَمَّقْتَهَا بِضَلَالِکَ وَ أَمْضَیْتَهَا بِسُوءِ رَأْیِکَ وَ کِتَابٌ لَیْسَ بِبَعِیدِ الشَّبَهِ مِنْکَ حَمَلَکَ عَلَى الْوُثُوبِ عَلَى مَا لَیْسَ لَکَ فِیهِ حَقٌّ وَ لَوْ لَا عِلْمِی بِکَ وَ مَا قَدْ سَبَقَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فِیکَ مِمَّا لَا مَرَدَّ لَهُ دُونَ إِنْفَاذِهِ إِذَنْ لَوَعَظْتُکَ وَ لَکِنْ عِظَتِی لَا تَنْفَعُ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ کَلِمَةُ الْعَذَابِ وَ لَمْ یَخَفِ الْعِقَابَ وَ لَا یَرْجُو لِلَّهِ وَقاراً وَ لَمْ یَخَفْ لَهُ حِذَاراً فَشَأْنَکَ وَ مَا أَنْتَ عَلَیْهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ الْحَیْرَةِ وَ الْجَهَالَةِ تَجِدِ اللَّهَ فِی ذَلِکَ بِالْمِرْصَادِ مِنْ دُنْیَاکَ الْمُنْقَطِعَةِ وَ تَمَنِّیکَ الْأَبَاطِیلَ وَ قَدْ عَلِمْتَ مَا قَالَ النَّبِیُّ ص فِیکَ وَ فِی أُمِّکَ وَ أَبِیکَ وَ السَّلَامُ. 

که در این پاسخ حضرت باجمله الْوُثُوبِ عَلَى مَا لَیْسَ لَکَ فِیهِ حَقٌّ- او راغاصب معرفی کرده واموال او را مال او نمی دانند او یک دزد غاصب وناصب وخائن است که اموال ونوامیس مسلمین راباید ازچنگش درآورد واین دشمنی بادشمن خداست و حسادت بدشمن خدا داشتن معنا ندارد واگر مؤمن نتواند مالش راازکافر پس بگیرد وحتی در دست او اسیر شود وازشدت گرسنگی ویاتشنگی ازاو آب وغذا تمنا کند این را تملق وچاپلوسی مؤمن نمی گویند اگر دزد صاحب مال را اسیر کرد و بصاحب مال از مال خودش بمقدار بخورو نمیر دادند آیا اسم در خواست صاحب مال از مال خودش چاپلوسی است ونگاه او بدزد از روی حسادت است حال از نظر بی خبران واز دیدگاه تازه واردان این شبهه نزدیک بیقین پیش می آید که در این موارد بمؤمن نسبت حسادت وچاپلوسی دهند ومؤمن مغصوب اگر مالی از مال خودش بدون اجازۀ دزد وغاصب بردارد او را خائن ودزد بشمار آورند وحال آنکه روشن است که اصل مطلب این ها نیست و مؤمن نه دزد است نه چاپلوس ونه حسود ونه حقود او مال خودش را می خواهد پس بگیرد نه نابودی آنرا وحسود زوال نعمت را ازغیر می خواهد بدون اینکه بخودش چیزی برسد خداوند در قرآن می فرماید : 

وَ لَوْ لا أَنْ یَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمنِ‏ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُون‏ 

اگر بخاطر این نبود که مبادا همۀ مردم یکپارچه کافر شوند همانا برای آنان که کافر به خدا می‌شوند سقف خانه‌هاشان را از نقره خام و بالاروهائی که روی آن آشکار شوند قرار می‌دادیم. 

ودراین موارد هم مؤمن هرگز حسادت نمی ورزد زیرا می داند که الدنیا جیفه طلابها کلابها یعنی دنیا مرداریستکه دنباله رو های آن سگان آنند چگونه انسان پاک نهاد بزشتی های دنیا حسادت داشته باشد 

 واما اینکه روایت شده که : عن ابی‌عبدالله علیه السلام ثلثة لم‌ینج منها نبی فمن دونه التفکر فی الوسوسة فی الخلق و الطیرة و الحسد الا ان المؤمن لایستعمل حسده 

یعنی امام صادق علیه السلام فرمودند که سه خصلت است که هیچ پیامبری ازآن رهائی ندارد تارسد بکسی که مقامش پائین تر از پیامبری باشد 1- اندیشۀ وسوسه انگیز در آفریده ها 2- فال زدن 3- رشک ورزی مگر اینکه مؤمن رشک ورزی خودش را بکار نمی برد. 

 درسایر روایت وفرمایشات حل است بخصوص خود همین حدیث که می فرماید مؤمن رشک ورزیش رابکار نمی برد پس بطریق اولی انبیاء بکار نبرده اند چون خداوند بحضرت موسی علی نبینا وآله وعلیه السلام وحی کرد : 

یَا ابْنَ عِمْرَانَ لَا تَحْسُدَنَّ النَّاسَ عَلَى مَا آتَیْتُهُمْ مِنْ فَضْلِی وَ لَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى ذَلِکَ وَ لَا تُتْبِعْهُ نَفْسَکَ فَإِنَّ الْحَاسِدَ سَاخِطٌ لِنِعَمِی صَادٌّ لِقَسْمِیَ الَّذِی قَسَمْتُ بَیْنَ عِبَادِی وَ مَنْ یَکُ کَذَلِکَ فَلَسْتُ مِنْهُ وَ لَیْسَ مِنِّی. یعنی ای فرزند عمران برمردم بآنچه از فضلم بخشیده ام رشک مبر وچشم داشت بسوی مال آنها نداشته باش و نفست را پیرو آنها مگردان پس همانا رشک ورزنده دشمن نعمت های من است و سد کننده قسمت من است که آنرا بین بندگانم تقسیم نموده ام و هرکس چنین کند من ازاونیستم واوازمن نیست 

ودعای حضرت سجاد علیه السلام درباره طرز استفاده از حسد یاد آوری شد تا اینکه فرمود : وَالْحَسَدِ ذِکْراً لِعَظَمَتِکَ، وَ تَفَکُّراً فِی قُدْرَتِکَ، وَ تَدْبِیراً عَلَى عَدُوِّک‏........ ودیگر اینکه گفته شد که حسد ازمرتبه حیوانی است مانند شهوت ومزید براین درعناوین دیگر آورده شد . پس چون فرموده اند : النعمة على المحسود نعمة و هی على الحاسد نقمة مؤمن هرگز برکافر رشک نمی برد چون می داند آنچه در دست دارد عذاب او خواهد شد وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ (178)آل عمران 

شهادت ها ازحسادتهاست 

شهادت هابیل توسط قابیل صف شهدا و قاتلین رارقم زده که عامل اصلی همه آنها حسادت بوده وهست تمام انبیاء و اوصیا وبزرگان دین وتا چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین از حسد حاسدین بقتل وغارت وآزار وصدمات مبتلا شده اند در تفسیر آیه شریفه أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنَا آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَآتَیْنَاهُمْ مُلْکًا عَظِیمًا در سوره 54نسا ء امام علیه السلام فرموده اند ‏: و نحن المحسودون یعنی ما امامان در این آیه ناس ومردمان  مورد نظر خدائیم که مورد حسادت قرار گرفته ایم وازجمله اموری که باعث حسادت دشمنان باهل بیت عصمت وطهارتست این است که امام صادق علیه السلام می فرمایند : 

نحن قوم فرض اللَّه عز و جل طاعتنا: لنا الانفال و لنا صفوا المال و نحن الراسخون فی العلم و نحن المحسودون الذین قال اللَّه. «أَمْ‏ یَحْسُدُونَ‏ النَّاسَ‏ عَلى‏ ما آتاهُمُ‏ اللَّهُ‏ مِنْ‏ فَضْلِهِ‏» 

یعنی ما اهل بیت عصمت وطهارت قومی هستیم که فرمانبرداری ازمارا واجب کرده است انفال وپاک شده اموال مال ماست وما راسخ درعلم هستیم وما مورد حسادت قرار گرفته ایم همان کسانی که خداوند فرموده:آیا این مردمان را برآنچه خداوند بآنهاازفضلش داده است حسادت می ورزند ؟ 

حسادت یارقابت 

رقابت گاه شامل حسادت است وگاه شامل غبطه وحدیث در فرق غبطه با حسادت ازسخن رسول خدا صلی الله علیه وآله گذشت پس اگر رقابت باعث ترقی طرفین شد ثواب دارد و مستحب و پسندیده است ولی اگر جنبه تخریبی داشت حسادت است وحسود قبل ازاینکه بطرف مقابل ضرر برساند خودش را متضرر نموده است قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام الْحَاسِدُ یُضِرُّ بِنَفْسِهِ قَبْلَ أَنْ یُضِرَّ بِالْمَحْسُودِ کَإِبْلِیسَ أَوْرَثَ بِحَسَدِهِ لِنَفْسِهِ اللَّعْنَةَ وَ لِآدَمَ ع الِاجْتِبَاءَ وَ الْهُدَى وَ الرَّفْعَ إِلَى مَحَلِّ حَقَائِقِ الْعَهْدِ وَ الِاصْطِفَاءَ- فَکُنْ مَحْسُوداً وَ لَا تَکُنْ حَاسِداً فَإِنَّ مِیزَانَ الْحَاسِدِ أَبَداً خَفِیفٌ بِثِقْلِ مِیزَانِ الْمَحْسُودِ فرمود مانند ابلیس باحسادتی که برآدم بکار گرفت برای خود لعنت را بارث گذاشت وبرای آدم برگزیدگی وهدایت و بالا رفتن بجایگاه حقایق عهد و پاکیزگی را پس بنابراین حسد برده شده باش ورشک برنده مباش زیرا که ترازوی رشک برنده همیشه سبک است (اشاره بمثل این آیه است : وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَٰئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِی جَهَنَّمَ خَالِدُونَ﴿المؤمنون: ١٠٣﴾ یعنی کسانی که ترازویشان سبک باشد پس آنان کسانیند که برخود زیان رسانیدند ودر دوزخ جاویدانند ) دراین جا نکته ای علیه گروهی یاوه گو هم یاد آوری میشود وآن اینستکه این فرمایش رد است برکسانی که بین شیعه سم پاشی می کنند باینکه می گویند شیطان که باعث شد آدم بدرجات وکمالات برسد ازآدم جلوتر بهشت می رود ووضوح مزخرف بودن این عقیده برهر صاحب فطرتی روشن است زیرا شیطان نمی خواهد انسان رابکمال برساند وَ یُریدُ الشَّیْطانُ‏ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعیداً (60نساء) إِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ‏ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ (91مائده ) 

یعنی وشیطان می خواهد آنان را سراندرگم و دور کند وهمانا شیطان می خواهد بین شما دشمنی وکینه بیندازد درباره شراب وقمار و می خواهد شما را ازیاد خدا ونمازبازدارد پس آیا شما بازمی ایستید . برخلاف این گونه آیات این گروه ازفرمانبری شیطان باز نأیستادند بلکه شیطان و شمر ویزید و تمام قاتلین امامان وانبیاء را نعوذ بالله از انبیاء بهتر می دانند چون فکر کرده اند این پلید ها باعث آن مقامات برای اولیاء خدا شده اند قرآن بصراحت این طرز فکر رامردود ساخته زیرا هرگز یزید اراده نکرده بود آن مقامات را برای شهدای کربلا بلکه او اراده ونیت وقصدش براندازی خاندان عترت طاهره بود اما خداوند آن مقامات را بایشان داد و یزید ملعون ابدی شد وشیطان هم نیت وارادۀ مقام دادن بآدم رانداشت- وانما الاعمال بالنیات- بلکه نیتش مانند یزید پلید از روی حسادتش بود و هدفش ازبین بردن مقام آدم بود وبنیاتهم خلدوا وهردو گروه یعنی گروه خیر وگروه شر بسبب نیاتشان در بهشت ویا در جهنم جاویدان شدند . برگردیم باصل مطلب که در دنباله امام صادق علیه السلام فرموده اند : 

وَ الرِّزْقُ مَقْسُومٌ- فَمَا ذَا یَنْفَعُ الْحَسَدُ الْحَاسِدَ وَ مَا ذَا یَضُرُّ الْمَحْسُودَ الْحَسَدُ وَ الْحَسَدُ أَصْلُهُ مِنْ عَمَى الْقَلْبِ وَ الْجُحُودِ بِفَضْلِ اللَّهِ تَعَالَى وَ هُمَا جَنَاحَانِ لِلْکُفْرِ- وَ بِالْحَسَدِ وَقَعَ ابْنُ آدَمَ فِی حَسْرَةِ الْأَبَدِ وَ هَلَکَ مَهْلَکاً لَا یَنْجُو مِنْهُ أَبَداً- وَ لَا تَوْبَةَ لِلْحَاسِدِ لِأَنَّهُ مُسْتَمِرٌّ عَلَیْهِ مُعْتَقِدٌ بِهِ مَطْبُوعٌ فِیهِ یَبْدُو بِلَا مُعَارِضٍ مُضِرٍّ لَهُ وَ لَا سَبَبٍ وَ الطَّبْعُ لَا یَتَغَیَّرُ مِنَ الْأَصْلِ وَ إِنْ عُولِج‏ یعنی روزی تقسیم شده است پش رشک رشک برنده چه سودی دارد وریشه رشک بردن ازکور دلی وانکار فضل خدای بلند مرتبه است واین دو خصلت زشت دوبال برای کفر می باشند وبوسیله رشک بردن فرزند آدم (قابیل)در حسرت جاویدان افتاد ودریک نابودی قرار گرفت که هرگزاز آن  نجات نمی یابد وبرای رشک برنده توبه ای نیست زیرا براین خصلت زشت تداوم پیدا کرده واعتقاد بآن ورزیده ودراو طبیعی شده بی سبب و بدون اینکه کسی برای او درگیری ایجاد کند برانگیخته می شود واگر هر چاره ای شود باز هم طبیعت از ریشه (خراب است) و تغییر نمی کند 

ثمرات حسد 

إِنَّ الْحَسَدَ لَیَأْکُلُ الْحَسَنَاتِ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ 

قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ‏ إِیَّاکَ وَ الْحَسَدَ فَإِنَّهُ یَتَبَیَّنُ فِیکَ وَ لَا یَتَبَیَّنُ فِیمَنْ تَحْسُدُهُ. 

لقمان بفرزندش نصیحت کرد وگفت ازحسد پرهیز کن زیرا این صفت زشت درتو آشکار می شود ولی درکسی که باو رشک ورزیده ای پیدانیست – یعنی حسد ترابی دین می کند ولی ایمان محسود محفوظ است 

اصبر علی الحسود فان صبرک قاتله 

                          النار تأکل نفسه ان لم تجد ما تأکله 

برحسودان صبرکن صبرت زاو جان می کَند 

                     آتش ار چیزی نبیند خویشتن رامیخورد 

ان العلم ذو فضائل کثیرة فرأسه التواضع و عینه البراءة من الحسد و اذنه الفهم و لسانه الصدق الحدیث 

فرموده اند : دانش دارای فضیلتهای بسیاری است پس سر او فروتنی است وچشم او دور ازرشک است وگوش او فهم است وزبان او راستی است تا آخر حدیث شریف . دراین حدیث شریف توجه مارا بچشم جذب می کند که حسادت ازمشعر چشم سرایت می کند چون و زخم چشم قویترین ابزار حسود است وشر حاسد اذاحسد اکثر ازطریق چشم است وآدم حسود ازچشمانش پیداست طرز نگاه خاصی دارد چنانکه گذشت . 

مَنْ أَفْحَشَ شَفَى حُسَّادَهُ‏ یعنی کسی که کار زشتی را آشکار انجام دهد خواستۀ رشک ورزان برخود را انجام داده (یعنی آنها راشاد کرده ) 

مَنْ أَسَاءَ إِلَى رَعِیَّتِهِ سَرَّ حُسَّادَه‏ 

هرکس بزیر دستان و پائین تران خود بدی کند حسودان برخود را شادمان کرده است 

الْعَجَبُ لِغَفْلَةِ الْحُسَّادِ عَنْ سَلَامَةِ الْأَجْسَادِ 

 شگفتا غافل شدن حسودان  ازسلامتی اجساد – یعنی اگر حسودان غافل نبودند اجساد سالم را بیمار و ناقص می کردند   

مژده بمتواضعین 

التواضع نعمة لا یفطن لها الحاسد 

روایتست که فروتنی نعمتی است که حسود بسبب آن آزمایش نمی شود در فرماشی دیگر است که تنها نعمتی که هیچ کس بآن رشک نمی برد فروتنی وتواضع است وچفدر بیچاره است کسی که نعمت نداشته را بخود ببندد ویا خود رابزرگ جلوه دهد تا حسودان راعلیه خود تحریک کند واقعا خسر دنیا وآخره خواهد شد 

وَ قَالَ بَعْضُهُمْ‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَجْعَلْ فِی قُلُوبِ الْأُمَرَاءِ وَ لَا 

الْوُلَاةِ مَا فِی قَلْبِ الْحَاسِدِ فَکَانَ یُهْلِکُ النَّاسَ جَمِیعا 

بعضی هم گفته اند سپاس خدائی راسزد که در دل فرماندهان و والیان آنچه راکه در دل حاسد قرار داده قرار نداد والا تمام مردم را ازبین می برد 

جریان حسودان بولایت علی امیرالمؤمنین علیه السلام 

إِرْشَادُ الْقُلُوبِ، بِالْإِسْنَادِ إِلَى الْبَاقِرِ ع قَالَ: لَمَّا کَثُرَ قَوْلُ الْمُنَافِقِینَ وَ حُسَّادُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فِیمَا یُظْهِرُهُ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ فَضْلِ عَلِیٍّ ع وَ یَنُصُّ عَلَیْهِ وَ یَأْمُرُ بِطَاعَتِهِ وَ یَأْخُذُ الْبَیْعَةَ لَهُ عَلَى کُبَرَائِهِمْ وَ مَنْ لَا یُؤْمِنُ غَدَرَهُ وَ یَأْمُرُهُمْ بِالتَّسْلِیمِ عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَقُولُ لَهُمْ إِنَّهُ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی وَ قَاضِی دَیْنِی وَ مُنْجِزُ عِدَتِی وَ الْحُجَّةُ لِلَّهِ‏ عَلَى خَلْقِهِ مِنْ بَعْدِی مَنْ أَطَاعَهُ سَعِدَ وَ مَنْ خَالَفَهُ ضَلَّ وَ شَقِیَ قَالَ‏  الْمُنَافِقُونَ لَقَدْ ضَلَّ مُحَمَّدٌ فِی ابْنِ عَمِّهِ عَلِیٍّ وَ غَوَى وَ جُنَ‏  وَ اللَّهِ مَا أَفْتَنَهُ فِیهِ وَ حَبَّبَهُ إِلَیْهِ إِلَّا قَتْلُ الشُّجْعَانِ وَ الْأَقْرَانِ وَ الْفُرْسَانِ یَوْمَ بَدْرٍ وَ غَیْرِهَا مِنْ قُرَیْشٍ وَ سَائِرِ الْعَرَبِ وَ الْیَهُودِ وَ إِنَّ کُلَّ مَا یَأْتِینَا بِهِ وَ یُظْهِرُ فِی عَلِیٍّ مِنْ هَوَاهُ وَ کُلُّ ذَلِکَ یَبْلُغُ رَسُولَ اللَّهِ ص حَتَّى اجْتَمَعَتِ التِّسْعَةُ الْمُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فِی دَارِ الْأَقْرَعِ بْنِ حَابِسٍ التَّمِیمِیِّ وَ کَانَ یَسْکُنُهَا فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ صُهَیْبٌ الرُّومِیُّ وَ هُمُ التِّسْعَةُ الَّذِینَ إِذَا عُدَّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ مَعَهُمْ کَانَ عِدَّتُهُمْ عَشَرَةً وَ هُمْ أَبُو بَکْرٍ وَ عُمَرُ وَ عُثْمَانُ وَ طَلْحَةُ وَ الزُّبَیْرُ وَ سَعْدٌ وَ سَعِیدٌ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ الزُّهْرِیُّ وَ أَبُو عُبَیْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ فَقَالُوا لَقَدْ أَکْثَرَ مُحَمَّدٌ فِی حَقِّ عَلِیٍ‏  حَتَّى لَوْ أَمْکَنَهُ أَنْ یَقُولَ لَنَا اعْبُدُوهُ لَقَالَ فَقَالَ سَعْدُ بْنُ أَبِی وَقَّاصٍ لَیْتَ مُحَمَّداً أَتَانَا فِیهِ بِآیَةٍ مِنَ السَّمَاءِ کَمَا آتَاهُ اللَّهُ فِی نَفْسِهِ مِنَ الْآیَاتِ مِثْلَ انْشِقَاقِ الْقَمَرِ وَ غَیْرِهِ فَبَاتُوا تِلْکَ لَیْلَتَهُمْ‏ فَنَزَلَ نَجْمٌ مِنَ السَّمَاءِ حَتَّى صَارَ فِی ذِرْوَةٍ بِجِدَارِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع مُتَعَلِّقاً  یُضِی‏ءُ فِی سَائِرِ الْمَدِینَةِ حَتَّى دَخَلَ ضِیَاؤُهُ فِی الْبُیُوتِ وَ فِی الْآبَارِ وَ فِی الْمَغَارَاتِ وَ فِی الْمَوَاضِعِ الْمُظْلِمَةِ مِنْ بُیُوتِ النَّاسِ فَذُعِرَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ ذُعْراً  شَدِیداً وَ خَرَجُوا وَ هُمْ لَا یَعْلَمُونَ ذَلِکَ النَّجْمَ عَلَى دَارِ مَنْ نَزَلَ وَ لَا أَیْنَ هُوَمُتَعَلِّقٌ وَ لَکِنْ یَرَوْنَهُ عَلَى بَعْضِ مَنَازِلِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَمَّا سَمِعَ رَسُولُ اللَّهِ ص ضَجِیجَ النَّاسِ خَرَجَ إِلَى الْمَسْجِدِ وَ نَادَى فِی النَّاسِ مَا الَّذِی أَرْعَبَکُمْ وَ أَخَافَکُمْ هَذَا النَّجْمُ عَلَى دَارِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَقَالُوا نَعَمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَ فَلَا تَقُولُونَ لِمُنَافِقِیکُمُ التِّسْعَةِ الَّذِینَ اجْتَمَعُوا فِی أَمْسِکُمْ فِی دَارِ صُهَیْبٍ الرُّومِیِّ فَقَالُوا فِیَّ وَ فِی عَلِیٍّ أَخِی مَا قَالُوهُ وَ قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ لَیْتَ مُحَمَّداً أَتَانَا فِیهِ بِآیَةٍ مِنَ السَّمَاءِ کَمَا أَتَانَا بِآیَةٍ فِی نَفْسِهِ مِنْ شَقِّ الْقَمَرِ وَ غَیْرِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَذَا النَّجْمَ مُتَعَلِّقاً عَلَى مَشْرَبَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ وَ بَقِیَ إِلَى أَنْ غَابَ کُلُّ نَجْمٍ فِی السَّمَاءِ وَ صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ ص صَلَاةَ الْفَجْرِ مُغَلِّساً  وَ أَقْبَلَ النَّاسُ یَقُولُونَ مَا بَقِیَ نَجْمٌ فِی السَّمَاءِ وَ هَذَا النَّجْمُ مُعَلَّقٌ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص هَذَا حَبِیبِی جَبْرَئِیلُ قَدْ أَنْزَلَ عَلَى هَذَا النَّجْمِ قُرْآناً تَسْمَعُونَهُ ثُمَّ قَرَأَ وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏- ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَ ما غَوى‏- وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏- إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحى‏- عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوى‏ ثُمَّ ارْتَفَعَ النَّجْمُ وَ هُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ وَ الشَّمْسُ قَدْ بَزَغَتْ‏ وَ غَابَ النَّجْمُ فِی السَّمَاءِ فَقَالَ بَعْضُ الْمُنَافِقِینَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَمَرَ هَذِهِ الشَّمْسَ فَنَادَتْ بِاسْمِ عَلِیٍّ وَ قَالَتْ هَذَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ فَخَبَّرَ النَّبِیَّ بِمَا قَالُوا وَ کَانَ ذَلِکَ فِی لَیْلَةِ الْخَمِیسِ وَ صَبِیحَتِهِ فَأَقْبَلَ بِوَجْهِهِ الْکَرِیمِ عَلَى النَّاسِ وَ قَالَ اسْتَدْعُوا لِی عَلِیّاً مِنْ مَنْزِلِهِ فَقَالَ لَهُ‏  یَا أَبَا الْحَسَنِ إِنَّ قَوْماً مِنْ مُنَافِقِی أُمَّتِی مَا قَنِعُوا بِآیَةِ النَّجْمِ حَتَّى قَالُوا لَوْ شَاءَ مُحَمَّدٌ لَأَمَرَ الشَّمْسَ أَنْ تُنَادِیَ بِاسْمِ عَلِیٍّ وَ یَقُولَ هَذَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ فَإِنَّکَ یَا عَلِیُّ فِی غَدٍ بَعْدَ صَلَاةِ الْفَجْرِ تَخْرُجُ مَعِی إِلَى بَقِیعِ الْغَرْقَدِ فَقِفْ نَحْوَ مَطْلَعِ الشَّمْسِ فَإِذَا بَزَغَتِ الشَّمْسُ فَادْعُ بِدَعَوَاتٍ‏ انَا أُلَقِّنُکَ إِیَّاهَا وَ قُلْ لِلشَّمْسِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا خَلْقَ اللَّهِ الْجَدِیدَ وَ اسْمَعْ مَا تَقُولُ لَکَ وَ مَا تَرُدُّ عَلَیْکَ وَ انْصَرِفْ إِلَیَّ بِهِ فَسَمِعَ النَّاسُ مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ سَمِعَ التِّسْعَةُ الْمُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَقَالَ بَعْضُهُمْ‏  لَا تَزَالُونَ تُغْرُونَ مُحَمَّداً بِأَنْ یُظْهِرَ فِی ابْنِ عَمِّهِ عَلِیٍّ کُلَّ آیَةٍ وَ لَیْسَ مِثْلُ مَا قَالَ‏  مُحَمَّدٌ فِی هَذَا الْیَوْمِ فَقَالَ اثْنَانِ مِنْهُمْ وَ أَقْسَمَا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمَا وَ هُمَا أَبُو بَکْرٍ وَ عُمَرُ إِنَّهُمَا لَیَحْضُرَانِ الْبَقِیعَ حَتَّى یَنْظُرَا وَ یَسْمَعَا مَا یَکُونُ‏ مِنْ عَلِیٍّ وَ الشَّمْسِ فَلَمَّا صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ ص الْفَجْرَ وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ مَعَهُ فِی الصَّلَاةِ أَقْبَلَ عَلَیْهِ وَ قَالَ قُمْ یَا أَبَا الْحَسَنِ إِلَى مَا أَمَرَکَ اللَّهُ بِهِ وَ رَسُولُهُ فَأْتِ الْبَقِیعَ حَتَّى تَقُولَ لِلشَّمْسِ مَا قُلْتُ لَکَ وَ أَسَرَّ إِلَیْهِ سِرّاً کَانَ فِیهِ الدَّعَوَاتُ الَّتِی عَلَّمَهُ إِیَّاهَا فَخَرَجَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَسْعَى‏  إِلَى الْبَقِیعِ حَتَّى بَزَغَتِ الشَّمْسُ فَهَمْهَمَ بِذَلِکَ الدُّعَاءِ هَمْهَمَةً لَمْ یَعْرِفُوهَا وَ قَالُوا هَذِهِ الْهَمْهَمَةُ مَا عَلَّمَهُ مُحَمَّدٌ مِنْ سِحْرِهِ وَ قَالَ لِلشَّمْسِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا خَلْقَ اللَّهِ الْجَدِیدَ فَأَنْطَقَهَا اللَّهُ بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ وَ قَالَتْ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ وَ وَصِیَّهُ أَشْهَدُ أَنَّکَ‏ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ‏ وَ أَنَّکَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِهِ حَقّاً فَارْتَعَدُوا وَ اخْتَلَطَتْ عُقُولُهُمْ وَ انْکَفَئُوا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مُسْوَدَّةً وُجُوهُهُمْ تَفِیضُ أَنْفُسُهُمْ‏  فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذَا الْعَجَبُ الْعَجِیبُ لَمْ نَسْمَعْ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ لَا مِنَ الْمُرْسَلِینَ وَ لَا فِی الْأُمَمِ الْغَابِرَةِ  الْقَدِیمَةِ کُنْتَ تَقُولُ لَنَا إِنَّ عَلِیّاً لَیْسَ بِبَشَرٍ وَ هُوَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ‏ بِمَحْضَرٍ مِنَ النَّاسِ فِی مَسْجِدِهِ تَقُولُونَ مَا قَالَتِ الشَّمْسُ وَ تَشْهَدُونَ بِمَا سَمِعْتُمْ قَالُوا یَحْضُرُ عَلِیٌّ فَیَقُولُ فَنَسْمَعُ‏  وَ نَشْهَدُ بِمَا قَالَ لِلشَّمْسِ وَ مَا قَالَتْ لَهُ الشَّمْسُ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا بَلْ تَقُولُونَ فَقَالُوا قَالَ عَلِیٌّ لِلشَّمْسِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا خَلْقَ اللَّهِ الْجَدِیدَ بَعْدَ أَنْ هَمْهَمَ هَمْهَمَةً تَزَلْزَلَتْ مِنْهَا الْبَقِیعُ فَأَجَابَتْهُ الشَّمْسُ وَ قَالَتْ وَ عَلَیْکَ السَّلَامُ یَا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ وَ وَصِیَّهُ أَشْهَدُ أَنَّکَ‏ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ‏ وَ أَنَّکَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ‏  حَقّاً فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَصَّنَا بِمَا تَجْهَلُونَ وَ أَعْطَانَا مَا لَا تَعْلَمُونَ ثُمَّ قَالَ قَدْ تَعْلَمُونَ‏  أَنِّی وَاخَیْتُ عَلِیّاً دُونَکُمْ وَ أَشْهَدْتُکُمْ أَنَّهُ وَصِیِّی فَمَا ذَا أَنْکَرْتُمْ عَسَاکُمْ تَقُولُونَ‏  مَا قَالَتْ لَهُ الشَّمْسُ إِنَّکَ‏ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ‏ قَالُوا نَعَمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ لِأَنَّکَ أَخْبَرْتَنَا بِأَنْ اللَّهَ‏ هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ‏ فِی کِتَابِهِ الْمُنْزَلِ عَلَیْکَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَیْحَکُمْ وَ أَنَّى لَکُمْ بِعِلْمِ مَا قَالَتْ لَهُ الشَّمْسُ أَمَّا قَوْلُهَا إِنَّکَ الْأَوَّلُ فَصَدَقَتْ إِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ مِمَّنْ دَعَوْتُهُ إِلَى الْإِیمَانِ مِنَ الرِّجَالِ وَ خَدِیجَةُ مِنَ النِّسَاءِ وَ أَمَّا قَوْلُهَا الْآخِرُ فَإِنَّهُ آخِرُ الْأَوْصِیَاءِ وَ أَنَا خَاتَمُ الْأَنْبِیَاءِ  وَ خَاتَمُ الرُّسُلِ وَ أَمَّا قَوْلُهَا الظَّاهِرُ فَإِنَّهُ ظَهَرَ عَلَى کُلِّ مَا أَعْطَانِیَ اللَّهُ مِنْ عِلْمِهِ‏  فَمَا عَلِمَهُ مَعِی غَیْرُهُ وَ لَا یَعْلَمُهُ بَعْدِی سِوَاهُ وَ مَنِ ارْتَضَاهُ لِسِرِّهِ مِنْ وُلْدِهِ وَ أَمَّا قَوْلُهَا الْبَاطِنُ فَهُوَ وَ اللَّهِ الْبَاطِنُ عَلَى الْأَوَّلِینَ‏  وَ الْآخِرِینَ وَ سَائِرِ الْکُتُبِ الْمُنْزَلَةِ عَلَى النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ مَا زَادَنِیَ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ عِلْمِ مَا لَمْ یَعْلَمُوهُ وَ فَضْلِ مَا لَمْ یُعْطَوْهُ‏  فَمَا ذَا تُنْکِرُونَ فَقَالُوا بِأَجْمَعِهِمْ نَحْنُ نَسْتَغْفِرُ اللَّهَ یَا رَسُولَ اللَّهِ لَوْ عَلِمْنَا مَا تَعْلَمُ لَسَقَطَ  الْإِقْرَارُ بِالْفَضْلِ لَکَ‏ وَ لِعَلِیٍّ فَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ لَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ- سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ‏ وَ هَذَا فِی سُورَةِ الْمُنَافِقِینَ‏ فَهَذَا مِنْ دَلَائِلِهِ ع‏. 

 ادامه دارد

 

 

 

 

 

 

 

                              

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ