سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
فرق دعا نویس وجادوگر نویسنده: سما - شنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٢

             بسم الله الرحمن الرحیم             

               فرق دعا نویس وجادوگر 

پاره ای از اصطلاحاتی که بین عموم جامعه توزیع شده است انسان را ازفرهنگ ولغت اصیل دور می گرداند وجمله دعانویسی ویا دعا نویس یکی از آنهاست


                       بسم الله الرحمن الرحیم             

                       دعا نویسی چیست ؟ 

پاره ای از اصطلاحاتی که بین عموم جامعه توزیع شده است انسان را ازفرهنگ ولغت اصیل دور می گرداند وجمله دعانویسی ویا دعا نویس یکی از آنهاست درجوامع وقتی دعا نویس گفته می شود متبادر باذهان شغلی است منفور از انظار مردم که نزد آنها دعا جادوئیست خطر ناک یا مسکن آلام  که درعین حال مردم گرفتارخود رانیازمند بآن می بینند وهرچه دولت و روشنفکران درصدد منقرض کردن این برنامه ها بوده وهستند بعلت زیاد شدن گرفتاریهای مردم این برنامه هم بیشتر می شود  چراکه الغریق یتشبث بکل حشیش یعنی کسیکه در حال غرق شدنست بهر گیاهی که روی آب بدستش بیاید بامید نجات چنگ می زند از طرفی کسانی هستند که ریاضت می کشند وباموری مخفی پی میبرند که این ها دارای گروههای بیشماری بوده وهستند و حتی دولتمندان وحکومتی ها از توان قوای باطنی آنها استفاده می کنند شما در اینترنت در باره دعا نویس ودعا نویسی مقالات گوناگون ومتضاد ومتناقض مشاهده می کنید یکجا آموزش دعا نویسی می دهند یکجا ریشه دعانویسی رامی زنند ویکجا ازباب معجز قرآن وادعیه رواج پیدامی کند ویکجا هم آنرا دو بخش کاملا از هم مجزا توصیف کرده اند یعنی بخش رحمانی و بخش شیطانی وچه بسا هریک درجای خود مورد داشته باشد پس با این نظر تیشه بریشه کل زدن کار درستی نیست آری دعا نویسی شغل نیست مانند آخوندی که نباید درشمار حرفه قرار بگیرد چنانکه در مقاله حرفه اولیاء سخنانی بمیان آمد وکتاب لؤلؤ و مرجان علامه نوری هم معین عرض ماست که دین فروشی حرام است و تبلیغ دین وظیفه ایست واجب برعلما مانند نماز نفس قرآن وادعیه خریدنی وفروشی نیست هرکس دارد واجبست بنیازمند برساند بدون توقع پول ومادیات واگر ازآن طرف صله ای شد وهدیه ای دادند یا بابت هزینه های جنبی خودشان مبلغی پرداخت کردند مانعی ندارد وحلالست اما نرخ گذاشتن روی امور قرآن وروایات امامان دین فروشی است وحرام است پس هزینه های لازم جنبی راباید یک کسی بپردازد تا تبلیغ صورت گیرد هرکس بانی شد اجره علی الله واگر بانی خود مبلغ باشد  چون تمکن مالی دارد نور علی نور است در هر صورت مؤمن خود وظیفه خود را درهر حال در می یابد وکسی که هدفش فقط پول ودنیا ست از تمام گفتار وحرکاتش می بارد وما هدفمان در این مقاله این است که رسیدگی بامر دعا ونوشتن دعا کنیم که اصالت آن در کتاب وعترت چگونه است وبرای این منظور منتظر ادامه بحث باشیم  

دعا یعنی خواستن پس گاه انسان نیازش را ازخدامی خواهد گاه درخلق می جوید که دراین باره فرموده اند إن کل ذنب یرتکبها المؤمن لعل اللَّه یغفر له إلا السؤال عن الخلق فلا یغفر له أبدا یعنی هرگناهی که از مؤمن سر زند امید استکه خداوند او را ببخشد مگر در خواست از خلق را که هرگز خدا برای او نمی بخشد (البته باید توجه داشت که خداوند هم بوسیله خلق که اسباب کار های اویند دعا وحوائج رابرآورده می کند که اگرآن اسباب ازسوی خدا مجاز شده باشند درخواست از خدا انجام شده و راهی دیگر برای درخواست ازخدا نیست که این مطلب بحث مفصلی دارد که درجای خود بیان فرموده اند)  وگاه انسان نیازش را از شیطان می طلبد واین طلب گاه با زبانست وگاه با نوشتن است وگاه باعمل وکار وحالت است که این قسم خواستن بهترین دعا ست بلکه مغز ادعیه است واما دعانوشتن اگر ازکتاب وعترتست جنبه الهی دارد و نور است واگر از خارج از کتاب وعترت باشد ویا ممزوج از حق وباطل باشد شیطانی است واین نوع دعانویس جادوگرست وعملا وگاهی زبانا مدعی اموری چون پیامبری و امامت و مقامات عارفین است واقلا ارتباط با یک یاچندی از امامان واولیاء خدا را دربیداری یا خواب دارد که این فرد مرتد وکافرست واما آنچه خدائی است خداوند خودش فرموده است : قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ‏ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَکُونُ لِزاماً (77فرقان) یعنی ای پیامبر بامت بگو که اگر درخواست نکنید خداوند بشما اعتنا نمی کند پس همانا تکذیب کردید پس بزودی تکذیب شما گرفتاری همراه خواهد داشت

درفقه الرضا علیه السلام آمده

أروی عن العالم ع أنه قال‏ لکل داء دواء سألته عن ذلک فقال لکل داء دعاء فإذا ألهم العلیل الدعاء فقد أذن فی شفائه‏  ثم قال لی العالم ع الدعاء أفضل من قراءة القرآن لأن الله جل و عز یقول‏ قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَکُونُ لِزاماً  و إن الله یؤخر إجابة المؤمن شوقا إلى دعائه و یقول صوت أحب أن أسمعه و یعجل إجابة دعاء المنافق و یقول صوت أکره سماعه‏

 یعنی از امام هادی علیه السلام روایت شده که آن حضرت فرمودند همانا برای هر بیماری داروئی هست درباره این مطلب ازحضرت پرسیده حضرت فرمودند برای هر بیماری دعائی هست پس هرگاه بیماررا دعا فهمانده شود همانا در شفایش اجازه رسیده است سپس حضرت برای من  فرمود : دعاکردن از قرآن خواندن بهتر است زیرا که خداوند جلیل وعزیز می فرماید : ای پیامبر بامت بگو که اگر درخواست نکنید خداوند بشما اعتنا نمی کند پس همانا تکذیب کردید پس بزودی تکذیب شما گرفتاری همراه خواهد داشت. وبدرستی که خداوند اجابت دعای مؤمن را تأخیر می اندازد بخاطر اشتیاقی که بدعای او دارد ومی فرماید صدائی است که دوست دارم که بشنوم وخدا دعای منافق را زود اجابت می کند ومی فرماید صدائیست که بدم می آید از شنیدنش  درهرحال درباره سابقه نوشتن دعا می توان گفت اولین کتاب مقدسی که در اسلام نوشته شد ودارای نویسندگان خاص وعامی گردید قرآن مجید است تا اینکه باین صورت دراختیار بشر مانده است بعضی از نویسندگان وحی الهی که برپیامبر صلی الله علیه وآله نازل می شد براثر نزدیکی بصدور اولیه وحی وبعلت بسیاری نوشتن آیات وحی قلمشان نورانیتی پیدا کرده بود که بانوشتن آیات مناسب برای افراد گرفتار کرامات والائی از قلم آنها سر می زد که درجای خود مذکور است وهمچنین بعضی علمای راسخ بطور عموم  نقل کرده اند که خذ من القرآن ما شئت لما شئت یعنی از قران برای هر مشکلی که داری ازهرکجای آن که بخواهی استفاده کن  وکمک بگیر ونیز بطور خصوص هم در خواص سور و آیات بطور تواتر ازاهل بیت عصمت وطهارت روایات فراوانی رسیده است وهمچنین از ادعیه وارده از سوی چهار ده معصوم علیهم السلام  در خواص قرائت وکتابت وهمراه کردن ادعیه روایات بیشمار بچشم می خورد که سعی ما براین است که قدری از قرآن و ادعیه ای را که دربارۀ نوشتن دعا روایت شده یاد آورشویم تا انحراف منحرفین از قرآن و ادعیۀ مأثور معین گردد ومعلوم گردد که اوراد نامفهوم و نوشتجات رمالها و دعانوسان اصطلاحی ربطی بخدا وپیامبر ندارد گرچه گاه دیده شده که ادعیه ای شبیه بدعاهای امامان را چاپ می کنند وپخش می کنند ولی آنها همه ازدرجه اعتبار ساقط است مانند دعای حزب البحر ، چهل کلید، هفت هیکل ، شش قفل وطمطام ونظایر اینهاکه گاه باشد مانند دعای اختراعی طمطام کفر محض است ومخالف قل هو الله احد می باشد زیرا که اول دعا این است که رب ادخلنی فی لجة بحر احدیتک یعنی خدا یا مرا در دریای بیکران احدیت خودت داخل کن واین سخن کفر محض است چرا که مبنای اسلام براین است که خدارا لاتدرکه الابصار وهو یدرک الابصار پس جائی که بینش ها توان رسیدن بخدا را ندارند چگونه ممکن است که خود انسان وارد احدیت شود واگر بفرض محال وارد شد احد دیگر احد نیست اگر گوئی بوحدت وجود می رسیم خود اعتراف بکفر خود کرده ای وسخن درهمین استکه لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفوا احد خدابخلق حامله نبوده وخلق از خدا بیرون نیامده اند وخلق هرگز همردیف خالق نمیشوند واین سخن که «قطره چون بدریا می رسد دریا شود مزخرفی بیش نیست »زیرا اولا این قیاس هیچ گونه مطابقتی باخلق وخالق ندارد چراکه دریا از قطرات بی حد وبی شمارتشکیل شده ولی هیچ قطره ای دریا نیست بلکه قطره قطره است و دریا دریا و تو نمی بینی و نمی فهمی که قطره اگر درکنار قطرات قرارگرفت دریانمیشود ودیگر اینکه دریای وجود خلقی از مخلوقات خداست نه اینکه خدا باشد خدا بی نام ونشان است که درجای خود بررسی شده است پس داخل شدن درساحت احد مزخرفی تمام عیار است که معنای احد رادر ذهن خود ودیگران فاسد می کند وبرای مبتدی همین بس که چنین عبارتی درهیچ جای قرآن واحادیث شیعه نیامده است باری ازاین گونه مزخرفات که بگذریم باین مطلب هم اشاره می کنیم که ادعیه واوراد ونوشتنی ها وتأثیر وتأثرها وکرامات وبرآمدن حاجات ورفع مشکلات و شفای بیماران  درهمۀ فرقه ها حتی ادیان خارج ازاسلام هم وجود دارد که هیچکدام بخودی خود دلیل حقانیت ویا بطلان کسی نمیشود مگر کسی بوسیله آن بخواهد مردم را معتقد بامری باطل کند که در این صورت آن شخص مدعی کافر ومرتد است اگر گوئی پس کرامات اهل حق چه میشود عرض می کنم که اهل حق بودن اهل حق بااین امور ثابت نمیشود وحقی که بااین امور ثابت شود باهمین امور هم ازدست می رود بلکه قرآن فرموده قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین ونفرموده هاتوا کرامتکم ونفرموده هاتوا معجزتکم وصوفیه ودراویش برای فریب عوام الناس این امور سرابی را دلیل مزخرفات خود قرار داده اند. ودیده میشود که مردم حقانیت بعضی از علما را درمشاهده همین امور قرار داده اند چه بسا مشاهده هم نکرده اند بنقل اقوال مردم اکتفا می کنند همینکه می گویند فلانی چشم برزخی دارد چهار تا داستان هم راست یادروغ درافواه می اندازند ویا درکتابها چاپ می کنند که نه تنهاهیچ مشکلی راازکسی حل نکرده بلکه همه خوانندگان رابحسرت می گذارند و اگر کسی پیدا شد بااستخاره یا فال ویا دعا  مشکلی هم حل کرد آنگاه اعتقادات فاسد و بی دلیل وبرهانشان راسختر می شود پس اگر این امور بدون ادعا باشد دلیل حق وباطل بودن کسی نمیشود واگر باادعا باشد خود ادعا دلیل بطلان مدعی است واگر این امورسببی باشد که بعضی از مردمی که از دین غافلند بسبب آن از دلیل وبرهان ودین خدا مطلع شوند وبرای این امور اصالت برهانی معتقد نشوند پسندیده است واین برنامه بسیار مشکل است وکار هرکسی نیست ومحل لغزش اقدام است بالاخره مقصود این بود که درنوشتن آیات مناسب از قرآن وادعیه مأثور بطورهائی که دستور داده اند اثراتی که خودشان فرموده اند هست که بعد از اقامه دلیل وبرهان نور علی نور است که قرار است بقدر میسورمقداری ازآنان را یاد آور شویم باتوجه باینکه قرآن وادعیه مأثور بحال ستمکاران سودی ندارد واگر مهلتی بآنها داده شود جهت ازدیاد عذابهای آینده آنهاست وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ  إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا  وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ ﴿١٧٨﴾ کفرورزان مپندارند  که مهلتی که ما به آنها می‌دهیم برای آنان بهتر خواهد بود، بلکه آنها را مهلت می‌دهیم تا بر گناه و سرکشی بیفزایند، و برای آنها  عذابی خوارکننده در پیش است (آل عمران178) بنابراین قرآن وادعیه برای کسانی که ایمان ندارند وفرمانبرداری خدا و رسول وامامان علیهم السلام را نمی کنند ونماز یا روزه وامثال آن از عبادات را ندارند جز زیان نتیجه ای ندارد وقرآن وادعیه تنها برای اهل ایمان شفا و درمان ورحمت خواهد بود چنانکه خداوند فرموده است : وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَاهُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُالظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا  ﴿الإسراء: ٨٢﴾ واما پناه بردن باموریکه باسحر وجادو همراه است حرام اندر حرام است چراکه درروایتست که  «مَنْ تَعَلَّمَ شَیْئاً مِنَ السِّحْرِ- قَلِیلًا أَوْ کَثِیراً- فَقَدْ کَفَرَ، وَ کَانَ آخِرَ عَهْدِهِ بِرَبِّهِ، وَ حَدُّهُ أَنْ یُقْتَلَ، إِلَّا أَنْ یَتُوبَ» هرکس قدری ازجادو رابیاموزد چه کم چه زیاد همانا کفر ورزیده است واین عمل او پایان عهد او باپروردگارش می باشد وحداو این است که کشته شود مگر اینکه توبه کند . پس جائی که آموزش جادو کفر باشد عمل کردن بآن ومردم رابوسیله آن گمراه کردن و شغل قرار دادن آن و درآمد ازآن آنهم بانرخهای کلان چه خواهد بود باوجودیکه ساحر هرگز موفق نیست  ولایفلح الساحر حیث اتی وهرکس قرآن وادعیه مأثور ازاهل بیت عصمت وطهارت صلوات الله علیهم اجمعین راسحر وجادو بنامد مشمول آیاتی است که خداوند ازقول کفار نقل نموده است که آنها قرآن وسخنان ومعجزات پیامبر راسحر وجادو می گفتند مانند این آیه شریفه : وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَیْکَ کِتاباً فی‏ قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیْدیهِمْ لَقالَ الَّذینَ کَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبین‏ یعنی و اگر ما کتابی بر تو فرستیم در کاغذی که آن را به دست خود لمس کنند، باز کافران گویند: این نیست مگر سحری آشکار. اما مطلبی هست که لازم بتوجه است وآن این است که قرآن می فرماید لایمسه الا المطهرون  یعنی قرآن را جز پاکیزگان دست نمی زنند وقرآن وادعیه مأثور مسلما تأثیرات فراوان  دارد اما اگر نعوذ بالله  نویسنده ویا خواننده آن ازروی اخلاص وپاکی دل وتن نباشد وآلوده باشد ممکن است اثر معکوس بگذارد شرط اول وآخر تقواست نویسندگان بزرگ ادعیۀ معصومین صلوات الله علیهم اجمعین مانند مفاتیح الجنان و زاد المعاد و بحار الانوار جلد 94و95 چاپ ایران و البلد الامین و مهج الدعوات و علاج الارواح حاج محمد کریم کرمانی اعلی الله مقامه و امثال اینها متکفل ادعیه ای شده اند که مورد نیازمندهای دنیا وآخرت مؤمنین است که این ادعیه گرچه بخودی خود هم اثر دارند اما پاکی واخلاص و تقوای همه جانبی  نویسنده وخواننده ویا حمل کننده شرط اول است والا دعا رد یا حبس می شود و اگر گاهی هم دربعضی از امور دنیوی اجابت شود یاجهت استدراج است یا جهت اتمام حجت وامثال آن چنانکه خداوند  فرموده است  وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لایَعْلَمُونَ وَأُمْلی‏ لَهُمْ إِنَّ کَیْدی مَتینٌ (183و182) اعراف-  یعنی بزودی کسانی را که آیات ما را بدروغ نسبت دادند درجه درجه بگونه ای که احساس نکنند تنزل دهیم و من آنهارا مهلت می دهم زیرا که برنامه ریزی من استوار وپابرجاست . پس در دنیا روز بروز وضعشان درجه بدرجه بالا می رود ونمی دانند که در نزد خدا ودین خدا درجه بدرجه پس می روند ولی احساس نمی کنند در حدیث قدسی است : یابن آدم ... بنعمتی‏ قویت على معصیتی‏ ای فرزند آدم بسبب نعمت من توانائی سرکشی از فرمان مرا پیداکردی چراکه حضرت رضا علیه السلام در معنای استدراج دراین آیه شریفه  فرموده اند یعنی هرگاه گناه تازه ای انجام می دهند نعمت تازه ای دریافت می کنند .پس ظاهردعانویسی  قرآن وادعیه مأثور است وباطن دعانویسی اصلاح سریره است  عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ): یَا عَلِیُّ، مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ لَهُ جَوَّانِیٌّ وَ بَرَّانِیٌّ- یَعْنِی سَرِیرَةً وَ عَلَانِیَةً- فَمَنْ أَصْلَحَ جَوَّانِیَّهُ أَصْلَحَ اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) بَرَّانِیَّهُ، وَ مَنْ‏ أَفْسَدَ جَوَّانِیَّهُ أَفْسَدَ اللَّهُ بَرَّانِیَّهُ، .... .یعنی از امیر المؤمنین علیه السلام روایت شده که رسولخدا صلی الله علیه وآله فرمودند هیچ بنده ای نیست مگر اینکه یک درون ویک برون دارد- یعنی نهان وآشکارا – پس هرکس درون خود را اصلاح کند خداوند برون او رااصلاح نماید وهرکس درون خود راخراب کند خداوند برون او را خراب خواهد کرد ازاین حدیث شریف وامثال آن شرط مهم تأثیر ادعیه نیز روشن می شود وخداوند مهر باطل رابرپیشانی اهل باطل می زند یعنی کسی که نهانش خرابست میلش بسوی قرآن وادعیۀ مأثور نمی رود اگر هم بروند آنها را تحریف وتأویل جاهلانه می کند وبا مزخرفات ساختگی ممزوج می کند تا متدینین راگول بزند وسپس آنها را وارد خرافات وتراوشات افکار جادوگران کند نستجیر بالله  الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون خداوند یاور مؤمنین است وآنها راازتاریکی ها بسوی نور بیرون می برد وکسانی که کفر ورزیدند یاورانشان طاغوت است که آنها راازنور بسوی تاریکی می برد آنها همراهان آتشند ودرآن جاویدان خواهند بود . معنای واقعی دعانویس برامامان واولیاء خدا صادق است مثلا امیرالمؤمنین علیه السلام دعای مشمول را املاء کردند وامام حسین علیه السلام نوشتند و مشلول شفا یافت ازامثال این حکایات مستند فراوان داریم اما ادعیه ای مانند این عمل شفا بخش ومعجز آسا که مخصوص اهل ایمان است مانند روضه خوانی ومداحی چون بدست نااهلان افتاده انواع تحریفات و جنایات و کفرها و بدعتها وادعاهای باطل وفریبکاریها وکلاهبرداری ها و درآمدهای نامشروع وتجاوز بنوامیس وامثال اینها درآن بوجود آمده است اما مسیر نور و ظلمت همیشه معین بوده وهست وخواهد بود چنانکه در آیه قبلی استناد شد        

ادامه دارد 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ