سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
جبر وتفویض نویسنده: سما - یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۳

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلع بحث

جبر بمعنای زور است وتفویض یعنی واگذاردن اگر جبر یا تقویض وجود نمی داشت الفاظ آندو هم موجود نبود زیرا هر لفظی باذای معنائی می باشد ومعنا در لفظ مانند روح در بدن است


 

         بسم الله الرحمن الرحیم

مطلع بحث

جبر بمعنای زور است وتفویض یعنی واگذاردن اگر جبر یا تقویض وجود نمی داشت الفاظ آندو هم موجود نبود زیرا هر لفظی باذای معنائی می باشد ومعنا در لفظ مانند روح در بدن است بنا براین جبرکردن خلق برخلق وتفویض خلق  بخلق وجود دارد اما جبر خالق بمخلوقات وتفویض خالق بمخلوقات محال است چرا که غنی مطلق نیازمند بزور نیست که برخلقش جبر کند ومالک مُلک جز خدا کسی نیست که خدا از مالکیت امری یا اموری سلب شود وآن امرویا امور بمخلوق واگذار گردد که درنتیجه تفویض ثابت گردد . پس جبر منافی با غنی بودن خداست وتفویض منافی با توحید اوست وظلم از مخلوق محتاج رواست و تفویض درخلق عاجز جاریست وخداوند نه ستمکارست ونه ناتوان. وچون ببرکت اهل بیت عصمت وطهارت معین استکه هیچ گونه جبر و تفویض بین خدا وخلق وجود ندارد باز ازعنایت اهل بیت عصمت وطهارت روشن شده است که برنامۀ گسترده ای درآفرینش خداوند درجریان است که آن برنامه نه جبر است نه تفویض ونام آن برنامه اختیار وانتخاب است.و در آفرینش خداوند اعتقاد بهر گونه جبر و یا تفویضی با تسبیح وتقدیس وتنزیه وعزت وحکمت خداوند سازگار نیست  و فراوان فرموده : یسبح لله ما فی السماوات ومافی الارض وهوالعزیز الحکیم  

 

تبیین – فرق است میان جبر واضطرار واکراه واغلب اشتباهات از فرق نگذاشتن بین این ها سرچشمه می گیرد جبر زور است واضطرار ناچاری واما اکراه وادارکردن وعدم تمایل است پس هرگاه خلق راه اصلی خود راانتخاب کردند وازمشیت تا امضاء قرار صادر شد خلق ناچارند مسیر منتخب خود رابروند چنانکه خورشید ناچاراست سر ساعت طلوع وغروب کند ولواتبع الحق اهوائهم لفسدت السماوات والارض واین جبر نیست اضطراری است که خلق خود اختیار کرده اند وان الله خلقکم وما تعملون. وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿الانسان: ٣٠﴾ وچون خداوند بی نیازاست خلق هرچه راانتخاب کردند بآنها می دهد واو ازهمه لوازم خلقی منزه است وتمام خواسته های خلق بخواست خدا برمی گردد وخدا دانا وحکیم است وستم نمی کند ومشیت بسوی خداست نه بسوی خلق

 

تبیین – جبر دو معنا دارد یکی بمعنای زور وستم است ویکی بمعنای جبران کردن است واشتقاق ازآن هم همین طور است جبار یعنی بسیار زورکننده وستمکار وهمین طورمعنای جابر زور کننده است واین جبر در میان خلق برخلق اتفاق می افتد نه خالق برخلق چنانکه در این آیات قرآن کاملا روشن است    وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ(59)هود - کَذلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ(5)غافر- خابَ کُلُّ جَبَّارٍ عَنیدٍ (15)ابراهیم - لَمْ یَکُنْ جَبَّاراً عَصِیًّا- إِنْ تُریدُ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ جَبَّاراً فِی الْأَرْضِ(19)قصص - إِنَّ فیها قَوْماً جَبَّارینَ‏ -(22) مائده وَ إِذا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارینَ‏ (130)شعرا- ویک معنای جابر وجبار درباره خالق است وآن یا بمعنای جبران کننده است چنانکه در دعای جوشن کبیر است : یاجابر العظم الکسیر ویا بمعنای توانائی وچیرگی برخلق است چنانکه در سوره حشردرردیف اسماءحسنای پروردگار چنین ذکر شده : هُوَ اللَّهُ الَّذی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ (23) در دعاست که : انْتَ جَبّارُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ جَبَّارُ مَنْ فِی الارْضِ لا جَبّارَ فِیهِما غَیْرُک‏ - یَا جَبَّارَ الْقُلُوبِ عَلَى فِطْرَتِهَا شَقِیِّهَا وَ سَعِیدِهَا

 

تبیین –در احکام شرعیه مجبور تکلیف ندارد نه تنها مجبوربلکه مضطر ومکره و هرگونه انسان ناچاری تکلیف ندارد پس چگونه ممکن استکه خداوند درجائی ازملکش جبرکند و در حال اجباربرمجبور براو تکلیف بار کند پس لا جبر ولاتفویض نفی جنس است یعنی هرگونه جبری درباره خداوند باطل است چه جبر تکوینی وچه جبر تشریعی چه جبر تاریخ وچه جبر های تخیلی دیگری که اهل تکلف وظاهر بین گمان کرده اند و رعایا ازماقبل آفرینش خود آگاهی ندارند و حتی ازآفرینش خود بی خبر مانده اند چه برسد بآفرینش همه هستی پس خداوند آنچه رامردم پیش رو دارند ومی بینند آیه ای برای فهم آنچه راکه نمی دانند ونمی بینند قرار داده وفرموده : انا هدیناه السبیل اما شاکرا او کفورا وهمه انسانها در برابر انجام تکالیف شرعیه مختارند وهیچ اجباری درکار نیست چراکه در هر امری که اجباری ازسوی خلق پیش آید تکلیف خالق برداشته میشود پس همانطور که در شرع ازسوی شارع جبری نیست درتکوین هم نبوده ولکن فلسفه بافان نمی فهمند چون پیروی ازآل محمد علیهم السلام  نمی کنند  اما م صادق علیه السلام در باره فهم راز این امر فرموده اند : لَا جَبْرَ وَ لَا قَدَرَ وَ لَکِنْ مَنْزِلَةٌ بَیْنَهُمَا فِیهَا الْحَقُّ الَّتِی بَیْنَهُمَا لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا الْعَالِمُ أَوْ مَنْ عَلَّمَهَا إِیَّاهُ الْعَالِمُ

 

تبیین – ان الله هو المختارکما قال عزوجل وَ أَنَا اخْتَرْتُکَ‏ فَاسْتَمِعْ لِما یُوحى‏ (13طه)  وخلق الخلق علی صفته ای علی صفة الاختیار فلافرق بینه وبینهم الا انهم عباده وخلقه فتقهم ورتقهم بیده وَ اخْتارَ مُوسى‏ قَوْمَهُ سَبْعینَ رَجُلاً لِمیقاتِنا فلاجبرولاتفویض بل الامربین الامرین و هی الاختیار فمن مال الی نفسه ضعفت اختیاره بقدر میله عن الله ودخل فی عرصة قیل وقال وبذلک امتاز الخلق فی مراتب انیاتهم فی القرب والبعد عن المبدء فوقع باختیارهم بینهم تزاحم واکراه و اضطرار حتی احتاجوافی ما بینهم الی الجبر و التفویض بالانتخاب والاختیار فالمظلوم المقهور یجبر کسره الملک الجبار والظالم الجبار العنید وفاه حسابه اشد المعاقبین الذی هو عادل  ذوانتقام . وهذه هی من اسرار الاختیار.

 

تبیین – مختار اسم خداست چنانکه فرموده وَ أَنَا اخْتَرْتُکَ‏ فَاسْتَمِعْ لِما یُوحى‏ (13طه) وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ‏ عَلى‏ عِلْمٍ عَلَى الْعالَمینَ (32دخان) وخداوند همه خلق را برصفت خود که اختیار است آفریده است وهمه خلق مختارند وَ اخْتارَ مُوسى‏ قَوْمَهُ سَبْعینَ رَجُلاً لِمیقاتِنا (اعراف 155)وهیچ جبر وتفویضی ازسوی خداوند بجانب خلق نبوده ونیست پس چون خلق مختارند باختیار خود بعضی ازخلق بربعضی جبر نمودند وبعضی ازخلق مایختار خود رادراختیار دیگران واگذارنمودند وچون خداوند غنی وعادل است نیازی بجبرکردن نداشت وچون عادل است ومُلک رابخلق تفویض نکرده جزای همه جبارین رابا جباریت خود خواهد داد وچون خودش جبار است جبران شکستگی هرخلقی رابنحو احسن خواهد کرد

 

تبیین – زندگی مردم در برهه ای اززمان صورت می گیرد که درک صحیح ذوات وحقایق وصفات و شرایط قبل وبعد جهان  وعوالم هستی برای آنها میسر نیست تنها  انبیاء واوصیاء بتوسط وحی الهی می توانند گزارش صحیح از کیفیات وحقایق خلقت بدهند وگزارشات آنها هم درهر زمینه ای برای اهلش قابل درک است وتحقیقات ونظریات وکاوشها و تراوشات فکری دانشمندان هرچند درست ازآب درآید در برابر پدیده های بیکران هستی از ذره هم محدود ترست ونمی تواند کاشف اسرار نامحدود باشد چراکه با چیدمان کاری خاکیان ممکن نیست اشراف براسرار افلاکیان واسرار شایستگان درگاه الهی که آفرینش از دست آنها جریان پیدامی کند آنها خوب می دانند ومی بینند که معنای حقیقت اختیار چیست زیرا بطور اشراف مادون خود را در آفرینش آفریدگار می بینند اما خاکیان بدون پیروی از محمد وآل محمد صلوات الله علیهم اجمعین برخود فشاروارد می کنند ناچار در کل یا در بخشی ازامورهستی ازجانب خدا جبر یا تفویض ثابت می کنند .

 

تبیین – گاهی معنای تفویض امردیگریست که آن امر در مقابل جبر نیست چنانکه منیر نورانیت را بنور خودش تفویض کرده و حال آنکه خود منیر در نورش نافذ تر است از نور چنانکه در بصائر الدرجات از امام صادق علیه السلام است که : إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ رَسُولَهُ حَتَّى قَوَّمَهُ عَلَى مَا أَرَادَ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ فَقَالَ‏ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَمَا فَوَّضَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَوَّضَ‏ إِلَیْنَا. یعنی همانا خداوند پیامبرش را ادب نمود تا اینکه او را بر خواسته های خود پا برجا ساخت سپس بسوی او تفویض نمود پس فرموده آنچه راکه پیامبر برای شما می آورد بستانید وآنچه راکه ازآن شما را باز می دارد بازبایستید پس هرآنچه را که خداوند برسول الله تفویض کرده بما تفویض نموده است . با توضیح قبل روشن است که این تفویض سلب از مافوق نیست که مافوق بیکار باشد ودستش بسته باشد بلکه ما فوق دستش از مادون در مادون باز ترست یعنی خدا هرامری را که بخواهد انجام دهد برسولش واگذارکرده ولی خودش تعطیل نشده بلکه در رسولش نافذ وفعالست ورسول هم در اوصیائش نافذ و فعال است امامان در عدول نافین نافذ وفعالند وعدول نافین مستقل از امام نیستند بااینکه امامان امور رعیت رابآنان واگذار نموده اند .همچنین گاهی اختیار بمعنای واگذاری است وخداوند آفرینش را باختیار خلق نگذاشته که خودش بیکار باشد ومعتقد باین تفویض واختیار یهودند وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ‏ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتان‏

 

تبیین – اگر گویند که چرا خداوند عادل جلو ظلم ظالمین را نمیگیرد اگر او می بیند زورگوئی خلق برخلق را وظلم کردن ظالم را چرا بظالم نیرو بخشید و زور گو را در کینونت وعلیه شرع یاری نمود عرض میشود در قرآن فرموده است  إِنْ تَکْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنْکُمْ وَ لا یَرْضى‏ لِعِبادِهِ الْکُفْرَ وَ إِنْ تَشْکُرُوا یَرْضَهُ لَکُمْ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ (زمر7) طبق این آیه شریفه چنانکه قبلا هم اشاره شد خداوند بینیاز است وناسپاسی وستم کاری خلق بخدا ضرری نمی رساند چنانکه ایمان ودرست رفتاری خلق باو سودی نمی بخشد اما رضایت خدا درکفر وناسپاسی وستمکاری وزورگوئی نیست بلکه در سپاسگزاری وفرمانبرداری ازاوست وملک از دست خدا خارج نبوده ونیست وبجز او کسی استقلال ندارد وتفویضی درکار او وملک او نیست که او نتواند عدالت برقرار کند ویقینا هرستمکاری بسزای اعمالش خواهد رسید وهیچ گنه کاری گناه دیگری رابرنخواهد داشت وهرکسی با اعمال خودش بهشت یا دوزخ می رود و ظالمین بسزای ستمکاریهای خود خواهند رسید .فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره ومن یعمل مثقال ذرة شرا یره .

 

تبیین – خداوند آفرینش هرموجودی رابفضل وجود و کرم خود برپانمود وشکل گیری هرموجودی رابااختیار وانتخاب خود موجود ترتیب داد قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع‏ لَا یَکُونُ‏ شَیْ‏ءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ إِلَّا بِهَذِهِ الْخِصَالِ السَّبْعَةِ بِمَشِیَّةٍ وَ إِرَادَةٍ وَ قَدَرٍ وَ قَضَاءٍ وَ إِذْنٍ وَ کِتَابٍ وَ أَجَلٍ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَقْدِرُ عَلَى نَقْصِ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ فَقَدْ کَفَر یعنی هستی هر پدیده ای درآسمان وزمین وابسته بهفت گزینه می باشد 1- مشیت 2-اراده 3- اندازه گیری 4- قضا5- اجازه6- کتاب7- اجل پس هرکس گمان کند که می تواند یکی ازاینها رانقض کند کافر است بنابراین خداوند است که می فرماید : ان الله خلقکم وماتعملون یعنی خداوند شما را وکارهای شمارامی آفریند وماحتی آفرینش خود راندیده ایم وبرجریان گزینه های هفتگانه اشراف نداریم اما آفرینش کارهایمان رامی بینیم که خداوند در برابر چشم وگوش ما خیر وشررا بااختیارمامی آفریند وخودش فرموده ماتری فی خلق الرحمن من تفاوت یعنی در آفرینش خدا تفاوتی نیست وهمانطور که کارهای ما آفریده می شود همانطورهمه آفرینش بدون جبر وتفویض آفریده شده ومی شوند واشاعره ومعتزله هردو برباطلند. و امام رضا علیه السلام فرموده اند : َ قَدْ عَلِمَ ذَوُو الْأَلْبَابِ أَنَ‏ الِاسْتِدْلَالَ‏ عَلَى مَا هُنَاکَ لَا یَکُونُ إِلَّا بِمَا هَاهُنَا وَ مَنْ أَخَذَ عِلْمَ ذَلِکَ بِرَأْیِهِ وَ طَلَبَ وُجُودَهُ وَ إِدْرَاکَهُ عَنْ نَفْسِهِ دُونَ غَیْرِهَا لَمْ یَزْدَدْ مِنْ عِلْمِ ذَلِکَ إِلَّا بُعْداً لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ عِلْمَ ذَلِکَ خَاصَّةً عِنْدَ قَوْمٍ یَعْقِلُونَ وَ یَعْلَمُونَ وَ یَفْهَمُون

 

یعنی همانا خردمندان می دانند که دلیل آوردن براموردور دست ممکن نیست مگر بهمین اموری که همین جاست وهرکس دانش آنرا با رأی خودش بگیرد وهستی آن را وادراک آن را ازپیش خود بداند بدون غیر خودش جز دور شدن ازدانش آن براو افزون نمی گردد بعلت اینکه خداوند دانش آن رانزد گروهی ویژه  نهاده است که آن گروه خردمند و دانا و فهمیده اند .     

 

تبیین – اشاعره ومفوضه هریک از قرآن اثبات مذهب خود را می کنند وهریک آیات مربوط بمذهب خود را ازجبر یاتفویض محکم می دانند و آیات مستدل دیگری را متشابه می گویند وچون خود راازعترت وخاندان وحی مستقل دانسته اند کتاب الله وعترتی راکه پیامبر صلی الله علیه وآله باهم میزان قرار داده اند فراموش کرده وبپیروی ازکسی که گفت کتاب الله فینا یکفینا عترت پیامبر را کنار گذارده گمراه شدند .

 

تبیین –تمام انبیاء واولیاء خدا که از سوی خدابرای ارشاد خلق آمدند مورد شکنجه وستم وزور مردم قرار گرفتند وهمه انبیاء و امامان واولیاء خدا و مؤمنین شهادت حضرت ابیعبد الله الحسین صلوات الله علیه را بزرگترین جبر خلق برخلق می دانند  وهیچ ولیی ونبیی وامامی از اولیاء خدا گناه این ستمکاری ها را بگردن خدا نگذارده بخصوص با عزاداری ها یشان برای حضرت سید الشهداء علیه السلام  ولعنت کردن قاتلینشان کاملا نفی جبر یا تفویض را نموده اند پس نه شهادت امام حسین صلوات الله علیه ویاران با وفایش جبر از سوی خدا بوده و نه خداوند امر کشتن آنانرا واگذار بقاتلین نموده است و کاملا اختیار بهشت وجهنم وجنایت وشهادت بانتخاب هریک از طرفین بوده است.  

 

تبیین – ستم برستم پیشه عدل است وداد وخداوند ستم ستمکاران رابخودشان برمیگرداند والعاقبة للمتقین پس اوست اشد المعاقبین فی موضع النکال والنقمة وعباراتی که درادعیه رسیده علاوه برمعنای توانا وچیره می تواند دربردارنده این معنا هم باشد مانند : انْتَ جَبّارُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ جَبَّارُ مَنْ فِی الارْضِ لا جَبّارَ فِیهِما غَیْرُک‏0 یا جبار الجبابرة - یاجَبَّارُ اغْفِرْ ذُنُوبِی وَ جُرْمِی‏- ِ یَا جَبَّارُ الْمُذَلِّلُ کُلَّ شَیْ‏ءٍ بِقَهْرِ عَزِیزِ سُلْطَانِه‏- یَا جَبَّارُ بِقُوَّتِکَ أَعِنِّی عَلَى الْجَبَّارِین‏

 

تبیین – گروهائی فکر کرده اند امر بین الامرین باید مرکب ازجبر وتفویض هردوباشد یعنی خدا هم زور وستم کرده وهم واگذار کرده واین واگذاری وستمکاری که ترکیب یافته شده است معنای امربین دوامرمیگردد چون ازهر دوامرو بین دوامراست نیمی ازاین نیمی ازآن واین کفر اوضح من الشمس است زیرا که خدای بی نیاز راهم نیازمند دانستن وهم دارای شریک قراردادن است ومعنای آن این است که خداهم محتاج است وهم شریک دارد واز دیدگاه آنان امربین امری حاصل چنین اعتقادی است . 

 

تبیین – ما راهمین بس که معتقد باشیم باینکه درآفرینش خدا جبر وتفویضی ازسوی خدا بجانب خلق نبوده ونیست چه در آفرینش ذوات وچه صفات وچه افعال وآن امر صحیح امری است میان جبر وتفویض که می تواند اختیار وانتخاب نام داشته باشد واما شناخت حقیقت اختیار کار علمای زیر دست است که تازمان شیخ احمد احسائی اع وعلمای کاملین پس از ایشان شرح وبسط داده نشده بود وحتی آقایان حاج محمد کریم کرمانی اع وحاج محمد باقر همدانی اع بفارسی هم این بحث را شرح وبسط داده اند وتنها اینهایند که توانسته اند حقیقت امر بین الامرین را بشاگردان وخواص خود بیاموزند وکتب ایشان موجود است که هرکس می تواند بقدر فهم خود برداشتهای صحیحی داشته باشد بطور مثال عرض میشود که صوفیه لعنهم الله ووحدت وجودیها می گویند پیدایش نجاسات ذاتیت ندارد و همه درواقع پاکند زیرا خداوند بد نمی آفریند واین راجبر تکوینی میگویند مانند اینکه نجاست تبدیل بکاهو می شود وپاک است وما کاهو رامی خوریم وازقبیل این اشکالاتست که قائل بانواع جبر یاتفویضها شده اند وما پاسخ کلی این مطلب را قبلا داده ایم دراینکه مردم ازخلقت آگاهی ندارند وما قبل وبعد خود شان راندیده اند وحتی ازآفرینش خود بیخبرند چگونه می توانند سرّ این امر رابدون آموزش از اولیاء خدا ازپیش خود بدانند وبطور جزئی هم روشن است که مثلا بول وغائط که استحاله بآب وگیاه شدند وپاکند قبل ازاینکه نجاست شوند هم غذا بوده اند وپاکند وعامل نجس شدن آن معده انسان است که ازنفس اماره سرچشمه گرفته یعنی بخشی ازغذا عقل شده ونیروی انسانی شده وبخشی ازآن شیطانی است که نجاسات نشانه آن شیطانند واین استحاله ، شیطان رجس نجس راپاک نکرده بلکه شیطان همیشه درطبیعت تصرف می کند وفساد ببار می آورد ونجاست خود را بر مواد می نشاند اما باز طبیعت ، آنرا ازخود دور می کند وآن نجاست درعالم نجاسات باقی می ماند ولی مانمیبینیم بیکساعت نجاست درمعده می آید و روی ماده می نشیند وباز مدتی درپای گیاه نجاست برمیگردد بعالم خودش وماده آزاد می گردد وبرهمین منوال میتوان سایر امور طبیعت رااندیشه کرد وسر اختیار رادر طبیعت بدست آورد

 

تبیین ازارشادالعوام  - فصل-  امیدوارم که بطوری آن قسم سیوم را بیان کنم که بفهمی و چندان جاهل هم نمانی بدانکه در این مسئله شکی نیست که هر چه غیر از خداست خلق خداست خواه جماد خواه نبات خواه حیوان خواه انسان خواه زمین خواه آسمان خواه این جهان خواه آن جهان خواه خودشان خواه صفاتشان چون نیکی و بدی و کفر و ایمان و امثال آنها همه خلق خدا هستند و نبوده‌اند و همه را خدا خلق کرده است و همه در دست قدرت اویند بطوری که اگر دمی التفات قدرت خود را از آنها بگیرد همه نیست و نابود خواهند شد و همه را مختار خلق کرده است و خیر و شری آفریده است که می‌توانند براه خیر روند و میتوانند براه شر روند و چنانکه خودشان خلق خدایند و خیر و شر هم خلق خداست اختیارشان هم خلق خداست پس خودشان را باید خدا نگاه دارد و کارهاشان را باید خدا نگاه دارد و صفاتشان را باید خدا نگاه دارد و اختیارشان را هم باید خدا نگاه دارد پس بندهٔ که در دست خداست کاری را که در دست خداست باختیاری که در دست خداست اختیار میکند بقدرتی که در دست خداست و اگر خدا حفظ خود را از او بگیرد نه خود اوست نه کارش نه صفتش نه اختیارش نه قدرتش پس حفظ خدا در تن او و کارش و صفتش و اختیارش و قدرتش چون جان است جان بی تن پیدا نیست و تن بی‌جان مرده است و برپا نیست پس کار باختیار بنده است ولی خودش و اختیارش هر دو در دست خدا است اگر کسی گوید بنده مختار نیست دروغ گفته و اگر کسی بگوید مختار است بطوری که خدا را دیگر دخلی نیست دروغ گفته است پس بنده در حال طاعت و معصیت همیشه محتاج بحفظ خدائی هست پس چون حفظ خدائی باید باشد اختیار نیست چرا که بنده بی حفظ خدائی کاری نمیتواند کرد و جبر نیست چرا که خدا بنده را مختار خلق کرده است و راه خیر و شر باو نموده اگر بطرف معصیت رفت حفظ خدائی همراه او می‌آید تااو را بمطلب خود رساند و اگر نیاید نرسد واگر بطرف طاعت میل کرد حفظ خدائی همراه او می‌آید تا اورا بمطلب برساند و اگر نیاید نرسد پس اگر میل بمعصیت کرد خدا او را جبر بمعصیت نکرده خواست برود خدا او را برد و اگر میل بطاعت کرد خدا او را جبر نکرده خواست برود خدا هم او را برد پس میل از بنده است بحفظ خدائی و قدرت و رسانیدن از خدا مثلی بتو بنمایم تا بچشم به‌بینی اگر تو در کشتی باشی و علم بردن کشتی ندانی ولی ناخدا باشد و بتو بگوید این راه دست چپ راه هلاکت است و راه دست راست راه هدایت و رستگاری حال تو اگر بخواهی بدست چپ بروی و ناخدا ترا نبرد نمیتوانی رفت اگر چه میل داری پس ناخدا ترا بحسب میل تو میبرد بدست چپ و هلاک میشوی و اگر میل بدست راست کنی و ناخدا تو را نبرد نمیتوانی رفت اگر چه میل داری پس ناخدا ترا بجهت میل تو میبرد بدست راست پس تو اختیار کلی نداری که بهر سمت بخواهی بروی بی ناخدا بروی و ناخدا هم بزور تو را نمیبرد بسوی چپ یا راست راه راست و چپ را بتو نموده و اختیار بتو داده و خود او هم تو را بهر طرف بخواهی میبرد چرا که او کریم است حاجت دوست و دشمن را بر می‌آورد و انعام خود را از مطیع و عاصی مضایقه نمی‌نماید هر کس هر چه بخواهد و از راه آن درآید میدهد پس کافر کافر شد بمیل خودش و قدرت خدا او را همراهی کرد تا بسرمنزل کفر رسانید و الا نمی‌رسید و مؤمن مؤمن شد بمیل خودش و قدرت خدا او را همراهی کرد تا بسرمنزل ایمان رساند و اگر گوئی میل را که داد میگویم خدا میلی باو عطا کرد که بهر دو طرف میتواند مایل شود و اگر بخواهی این را بچشم ببینی نظر کن در ظاهر خودت که مطابق باطن تو است مثلاً دستت می‌تواند سیلی به یتیم زند و میتواند صدقه بدهد در راه خدا و چشمت میتواند به نامحرم نظر کند و میتواند بقرآن نظر کند و گوشت می‌تواند بغنا گوش دهد و میتواند بذکر خدا گوش دهد و زبانت میتواند فحش بگوید و میتواند قرآن بخواند و همچنین سایر اعضایت همه قابلیت طاعت دارد و قابلیت معصیت دارد باطن تو هم مثل ظاهر تو است چنانکه دستی داری میلی هم داری که میشود بطرف طاعت برود و میتواند بطرف معصیت برود و روحی داری که میتواند اختیار طاعت کند و میتواند اختیار معصیت نماید و همه را خدا خلق کرده اما مختار خلق کرده است و خیر را هم خلق کرده است و شر را هم خلق کرده است حال بهر طرف میخواهی بروی ترا میبرد و رفتنِ تو را هم خلق میکند و این را هم بدان که هر شری برای دیگری شرّ است برای خودش شر نیست مثلاً سگ نجس است برای انسان که برطوبت با او ملاقات کند و اما برای خودش نجس نیست و خودش از خودش نباید کناره کند و نمی‌شود هم که کناره کند پس سگ برای تو نجس است نه برای خودش همچنین عمل شرّ برای تو خوب نیست نه برای خودش پس خدا آنرا برای خودش خلق کرده و ترا گفته پیش آن مرو که بتو ضرر دارد مثلاً مار را برای خودش خلق کرده و خودش بخودش زهر نمیزند ولی تو را زهر میزند و میکشد گفتند تو پیش آن مرو و الا خودش برای خودش خلق خداست همچنین همه ناشایستها خودش برای خودش ناشایست نیست برای تو ناشایست است پس خدا هر چیزی را بجا خلق کرده است و بتو گفته که مار تو را میکشد دست بدهان او مبر و فازهر تو را نفع دارد بخور و اختیار و قدرت و اعضا و عقل و هوش بتو داده و پیغمبران بتو گفتند و خدا بتو قدرت هم داد و قدرت خود را برای ناتمامی کارت بهمراهت کرد حال اگر طاعت کردی بقدرت خدا کردی و اگر معصیت کردی بقدرت خدا کردی پس نه زور است که تو را اختیار نباشد و نه واگذار است که قدرت او در کار نباشد بقدرت او تو مختاری و اگر طاعت کردی از لطف خود نعمت جاوید دهد و اگر معصیت کردی از خشم خود عذاب پاینده دهد پس خدا بندگان را ظلم نکند و بنده خود خود را ظلم کند دریاب که این مطلب باین نازکی را باین شسته رفتهٔ نخواهی یافت و دلیلهای این مطلب بسیار است بهمین اکتفا میشود . 

 

تبیین – گویند ما نبوده ایم وخدا بوده است وما نبوده ایم که بتوانیم آفرینش خود را بااختیار خود انتخاب کنیم واین سخن که ما در اول آفرینش باختیار خود خلق شده ایم معنا ندارد پس خدا جبر کرده که ما را آفریده است عرض میشود که مقدمه بحث درست است اما نتیجه گیری غلط است یعنی مانبوده ایم و خدا ما راآفریده است ولی آفریده شدن ما براساس ستم او برما نبوده بلکه او جود وبخشش کرده که بماهستی بخشیده وچون ماازاول خلقت خود وموجودات بیخبریم ادراک چگونگی باینکه تا باینجا آمده ایم رانداریم و دراینجا ادراک پلید آفریده شدن ارجاس ونجاسات رانداریم وادراک نداریم که بفهمیم حرامزاده چگونه حرامزادگی را پذیرفت وحال آنکه نبود که بتواند انتخاب کند همینقدر بما فهمانیده اند که حرامزاده قبل از حرامزاده شدن بود وحرامزادگی را انتخاب کرد ودر این دنیا هم اگر نیک عمل کند در بهشتی پائینتر از بهشتهای حلال زادگان نیکوکردار جایگاه دارد و نیزهمینقدر باین مضمون روایتست که باهل جهنم می گویند آیا می خواهید شما راازنعمت هستی ساقط کنیم که دیگر درجهنم هم نباشید آنها نخواهند پذیرفت زیرا عذاب نیست ونابود شدن مطلق هزاران برابر ازعذاب مقید بودن درجهنم بیشتر است پس «وجود»  بهشتی است که خداوند همه آفرینش را درآن بهشت می آفریندواصلا آفرینش اولیه یعنی بهشت وهرکس وهرچه بد یاپلید شد خودش آنرا اختیار کرده است چنانکه فرموده است ما أَصابَکَ‏ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ‏ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَ أَرْسَلْناکَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهیداً (79نساء ) واین آیه شریفه روشن می کند که آفرینش ما که بما اصابه کرده براساس حسنه خداست وتغییر یافتن خوبی ها بطرف زشتیها وبدیها وپلیدیها از خودخلق وخود ماست وتفکیک این دو امر از هم مشکل است چون دراین دنیا ترکیب شده ایم و لازم است که پیروی رسولان الهی کنیم و تصدیق کنیم وارسلناک للناس رسولا را وبدانیم کَفى‏ بِاللَّهِ شَهیداً.پس روشن استکه بدون پیروی از آل محمد صلی الله علیهم اجمعین فهمیدن امر خلقت واختیار تاریک است وبا ادراکهای کج سازگار نیست  وآنچه راکه معترضین اعتراض دارند مقدماتش قابل انکار نیست اما نتیجه گیری آن که گناه رابگردن خالق بگذاریم واو را ستمکار و جبرکننده وزور گو بخوانیم غلط است اما چهارم صلوات الله علیه دریک مناجات همه این نوع مقدمات را بخدا عرض می کنند اما نتیجه همانست که عرض شد ونباید از طریق جبریه گمراه شد  وآن عبارت درمناجات این است : إِلَهِی فِی هَذِهِ الدُّنْیَا هُمُومٌ وَ أَحْزَانٌ وَ غُمُومٌ وَ بَلَاءٌ وَ فِی الْآخِرَةِ حِسَابٌ وَ عِقَابٌ فَأَیْنَ الرَّاحَةُ وَ الْفَرَجُ إِلَهِی خَلَقْتَنِی‏ بِغَیْرِ أَمْرِی وَ تُمِیتُنِی بِغَیْرِ إِذْنِی وَ وَکَّلْتَ فِیَّ عَدُوّاً لِی لَهُ عَلَیَّ سُلْطَانٌ یَسْلُکُ بِیَ الْبَلَایَا مَغْرُوراً وَ قُلْتَ لِی اسْتَمْسِکْ فَکَیْفَ أَسْتَمْسِکُ إِنْ لَمْ تُمْسِکْنِی‏ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ثَبِّتْنِی بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ ثَبِّتْنِی بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى الَّتِی لَا انْفِصَامَ لَهَا یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ یَا مَنْ قَالَ ادْعُونِی‏ فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ‏ وَ قَدْ دَعَوْتُکَ یَا إِلَهِی کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی‏ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمِیعاد الی آخر دعا یعنی خدایا در این دنیا نگرانی ها  واندوه ها وغصه ها وآفت است ودرآخرت حساب و پاداش ببدیها ست پس آسودگی کجاست ؟ خدایا تو مرا بدون فرمان من آفریدی ومرا بدون اجازه من میمیرانی ودر درون من دشمنی گمارده ای که او برمن چیره است مرا از روی فریب درآفت ها می برد وبمن دستور داده ای که خود داری کن ، حال چگونه خود داری کنم اگر تو مرا نگه نداری خدایا صلوات فرست برمحمد وآل محمد ومرا در دنیا وآخرت برسخن ثابت پایدار بدار ومرا برریسمان محکمی که برایش ازهم گسیستنی نیست پاینده بدار ای رحم کننده ترین رحم کنندگان ای کسیکه فرموده ای مرابخوانید زیرا من نزدیکم همانا درخواست کننده را در همان هنگامی که درخواست می کند پاسخ می دهم پس ای خدای من ، من هم ترا همان گونه که دستور داده بودی خواندم وتو هم همانگونه که مرا وعده داده ای مستجاب گردان همانا تو وعده خود را خلاف نمی کنی......  

 

تبیین – روشن شد که آفرینش براساس جود خداست نه براساس جبر او وخدواند جبار جبری را که خلق برخلق  می کنند بنحو احسن جبران خواهد کرد وتفضل هم خواهد نمود واین جبر خلق برخلق عللی دارد که یکی ازآنها آزمایش و امتحان خلق است ودرستی راز این امر جز برپاکان درگاه الهی که بازوان قدرت اویند برکسی کشف نمی شود وآن گروه محمد وآل محمدند صلوات الله علیهم اجمعین چنانکه خداوند درباره همۀ کسانی که غیر محمد وآل محمدند فرموده است :

 

ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَلا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَماکُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُداً (51کهف)

 

یعنی آنان را بر آفرینش آسمانها و زمین و یا بر آفرینش خودشان آگاه نگردانیدم.ومن گمراه کنندگان را کمک وبازوی خود قرار نداده ام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ