سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
پیمان گرفتن پیامبرص ووصی او ع ازجنیان وپریان نویسنده: سما - شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳

                                               بنام خدا

پیمان گرفتن پیامبرص ووصی اوع ازجنیان وپریان

برای مسلمانی که در ولایت اهل بیت عصمت وطهارت صلوات الله علیهم اجمعین قرار گرفته  ودوست دوستانشان ودشمن دشمنانشان باشد ودر دائرۀ شریعتشان داخل شده باشد معنا ندارد که گرفتار جن وپری وهمزاد وامثال اینها گردد وهرگونه اظهار این امور از ضعف ایمانست اگر حرز ابی دجانه و معانی آنرا توجه کنیم بیشتر ازاینها را یقین خواهیم کرد وما نسخه ای ازآنرا با ترجمه تقریبی دراینجامی آوریم :


       

ترجمه 

                      بنام خداوند بخشنده مهربان

در کتاب بحار الانوار جلد 91صفحه 221آورده که ابودجانه انصاری نزد حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله شکایت کرد وعرضه داشت پدرو مادرم فدای شما باد ای پیامبر خداهمانا من در بخشی از شب بلند شدم وکسی از در وارد شد پوستش را دست کشیدم مانند پوست خارپشت بود حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله رو بحضرت علی بن ابی طالب علیه السلام نمودند وفرمودند حرزی برای ابی دجانه وبرای کسانی که بعد از او ازامتم می آیند بنویس  کسانی که با پریان وجن رودررو می شوند وکسانی که اجنه ای آنها را درپی شان میآیند حضرت علی علیه السلام عرضه داشتند چه بنویسم فرمودند بنویس (تمام حرزکه عربی آنراکه با ترجمه آن می آید  املا کردند ) سپس آنرا بابودجانه دادند برد وسط منزل گذاشت پس ابودجانه شنید که آن پری گفت سوگند بکسی که بحضرت محمد صلی الله علیه وآله فرمود : « قم  فانذر » ما را با این نامه سوزانیدی صبح که شد ابو دجانه نزد حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله آمد وجریان را عرض کرد حضرت فرمودند نامه را بردارد وآنرا نگه دار و اگر دوباره آمد باز در خانه بگذار ابو دجانه گوید تا رسول خدا صلی الله علیه وآله زنده بودند پس از آن نه خودم ونه اهل خانه ونه فرزندانم هیچ گزندی ندیدیم . واما ترجمه حرز: 

سپاس شایسته خداوندی است که آسمانها وزمین را آفرید وتاریکی ها و روشنی را قرار داد سپس کسانی که ناسپاسی پروردگارشان را کردند منحرف شدند این نوشته ای است از جانب حضرت محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله که عربی وهاشمی واهل مکه ومدینه وبطحاء وام القری می باشد دارای تاج و هَراوه وقضیب وناقه می باشد صاحب سخن لااله الاالله بسوی هرکس که در می زند می باشد مگر کسی که دری بخیر می کوبد اما بعد پس همانا برای ما وشما دربارۀ حق وسعتی هست پس اگر کوبندۀ درهمراه خشم وقهر روی آورده یا جهت دعوت باطل کننده ای آمده یا آزاردهنده وشکننده و جدا کننده است پس کسانی را که قرآن را حمل می کنند رها کنید وبسوی بت پرستان روانه گردید برسرشما شعله های آتش بدون دود وسیم گداخته ریخته می شود که دیگر یاری نمی شوید بسم الله وبالله ومن الله والی الله وغالبی جز خداوند وجود ندارد و احدی سوای خدا واحدی مثل اونیست بسبب خداوند باز می کنم و برخداوند توکل می نمایم صاحب این نوشته هر کجا باشد وبهر سو رو کند در حرز خداست پس باو نزدیک مشوید و او را بناله در نیاورید و باو ضرر نرسانید چه در حال نشستگی یا ایستادگی وچه در خوردن و یا نوشیدن چه در شستشو وچه در بین اسباب واساس چه درشب وچه در روز وهمینکه این نوشتۀ مرا شنیدید ازاو روی برگردانید بلااله الاالله که چیرۀ برهمه چیز است و او برتر ازهمه چیزاست واو عزیزترازهمه چیز است و او برهمه چیز تواناست خداوندا هرکس را که این نوشته براو آویخته است حفظ کن باسمی که آن برسراپردۀ عرش نوشته شده است که همانا مورد پرستشی جزالله نیست که براوهیچی چیره نمی شود و گریزنده ای از چنگ او رهائی نمی یابد و او را پناه می دهم بزنده ای که هرگز نمی میرد وبچشمی که هرگز نمی خوابد وبآن کرسی که هرگز زوال ندارد وبعرشی که کاستگی ندارد واوراپناه می دهم بنامی که در تورات وانجیل نوشته شده است وبنامی که در زبور مکتوب است وبنامی که در فرقان نوشته شده است واورا پناه می دهم بنامی که تخت بلقیس بسوی سلیمان بن داود قبل از اینکه چشمش بهم بخورد برده شد وبنامی که بسبب آن جبرئیل علیه السلام برحضرت محمد صلی الله علیه و آله در روز دوشنبه فرود آمد و بنامهای هشتگانه ای که در دل خورشید نوشته شده است وبنامی که ابرهای سنگین بسبب او سیرمی کنند وبنامی که رعد بحمد خدا و فرشتگان از ترس او تسبیح می کنند وبنامی که پروردگار عزیز وجلیل برای موسی بن عمران تجلی کرد وکوه از ریشه پاره پاره شد و حضرت موسی بیهوش افتاد وبنامی که روی برگ زیتون نوشته شده ودر آتش افکنده گشت ونسوخت وبنامی که خضر بسبب آن روی آب راه می رفت وپاهایش تر نمی شد وبنامی که عیسی علیه السلام درگهواره درحال کودکی سخن گفت وکور مادر زاد وپیس شفا داد وباذن خدا مرده زنده کرد وپناه می دهم اورا بنامی که یوسف علیه السلام بواسطۀ آن ازچاه نجات یافت وبنامی که یونس بسبب آن ازتاریکی رها شد و بنامی که دریا بسبب آن برای موسی علیه السلام وبنی اسرائیل شکافته شد وهربخشی از دریا مانند کوه بزرگی نمایان بود وپناه می دهم او را بنُه نشانه ایکه برحضرت موسیِ علیه السلام در طور سینا فرود آمد و پناه می دهم کسی را که این کتاب مرا همراه دارد از چشم هر بیننده ای و گوش هر شنونده ای و زبان هر گوینده ای و پای هر رونده ای ودلهای پاسدار وسینه های خراب و نفوس کافر وچشم همراه چه ظاهری چه باطنی واو را پناه می دهم از هرکس که بد می کند وخطا می کند وبرای آن می کوشد چه مرد باشد وچه زن ، وپناه میدهم اورا ازشرهرگرهی که زده اند وازمکرشان وسلاحشان وبرق چشمانشان وحرارت بدنهایشان واز شر جن وشیاطین وتوابع وجادوگران وازشرکسانی که در کوهها وجنگلها و ویرانی ها وآبادی هاهستند وازشر ساکن چشمه ها وساکن دریاها و ساکن راهها وپناه می دهم اورا از شرشیاطین واز شرهرغول وغوله و ساحر و ساحره وساکن وساکنه وتابع وتابعه وازشرآنها وشرپدرانشان و مادرانشان و ازشر پرواز کنندگان وپناه میدهم اورا بزندۀ پاینده وپناه میدهم دارنده این نوشته ام را ازشر سرگردانان وباشتباه اندازندگان و از شرپذیرنده و انجام دهنده و ازشرهرچشم افسونگر و گناهکار و ازشرداخل وخارج و از شر هر کوبنده و ازشرهرمتجاوزوستمگرواز شر دیوهای جن وانس و از شربادها و از شرهر عجمی و خواب و بیدار و پناه می دهم دارندۀ این نوشته ام را ازشر ساکن زمین واز شرساکن خانه ها وکنارگوشه ها و مزبله ها و از شرهرکس که خطا میسازد ویااشتیاق بآن دارد وپناه میدهم اورا ازشر هرچه که دیده ها نگاه می کنند ودلها پنهان می دارند وبرآن پیمان می گیرند و از شرکسیکه آزمند فرش و گهوارها ست و از شراموری که عزیمه پذیرنیست و از شرآنچه که چون یاد خدا برده می شود مانند سرب وآهن ذوب می شود وپناه می دهم دارندۀ این نوشته ام را ازشر ابلیس وشرشیاطین وازشرهرکس که گرهها را درست می کند واز شرکسانی که در هوا وکوهها ودریاها ساکنند و کسانی که در تاریکی ها وروشنی هستند وازشرکسانی که در چشمها جا گزیده اند و از شر کسانی که در بازارها راه می روند وکسانی که با جنبندگان و راه روندها و وحشی ها می باشند وازشرکسانی که دررحمها و در نیستانها هستند و از شر کسانی که در سینه های مردم وسوسه می کنند وچشم وگوش می دزدند و پناهنده می کنم کسی را که این نوشته مرا دارا می باشد ازنگاه وچشم زدن و گام وتکرار و دمیدن و چشمان جن و انسِ سرکش وازشر دور زننده و در زننده و تاریک کننده و وقت وارد شونده و اورا پناه می دهم ازشرهرعقد وسحریا وحشتزدگی یا اندوه یا غصه یا حزن یا فکریا وسواس وازهرمرضی که دامنگیرپسران آدم و دختران حوا می شود ازسوی بلغم یا تلخی سودا یا تلخی خون یا صفرا یا کم وزیاد شدن وازهربیماریی که داخل درپوست یا گوشت یا خون یارگ یا عصب می شود یا در نطفه یا درروح یا درگوش یادر چشم یا در مو یادربشره یا ناخن یا ظاهر یا باطن و پناه می دهم او را باموری که پناه برد بآنها حضرت آدم ابوالبشرعلیه السلام وشیث وهابیل وادریس و نوح و لوط وابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب و اسباط وعیسی وایوب و یوسف و موسی وهارون و داوود و سلیمان و زکریا ویحیی وهود و شعیب و الیاس وصالح والیسع ولقمان وذوالکفل وذوالنون وطالوت و عُزیر وعزرائیل و خضر علیهم السلام وحضرت محمد صلی الله علیه و آله اجمعین وهرفرشته مقربی وهرپیامبرمرسلی مگراینکه یکدیگررادور کنید ومتفرق کنید وزایل شوید از کسی که این نوشته من براو آویزان شده است بنام خداوند بخشندة مهربان جلیل جمیل محسن که هرچه را بخواهد کاملا انجام می دهد و پناه می دهم اورا بخدا و بآنچه خورشید از آن نورگرفته وماه ازآن پرتو یافته وآن زیر عرش نوشته شده لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ پس بزودی خداوند کفایت تراازآنها می کند حجت خدا نافذشد وپادشاهی خدا آشکار گردید و دشمنان خدا پراکنده شدند ووجه الله باقی ماند وتوای دارندۀ این نوشتۀ من درحرزخدا وناحیه وپیرامون وامان خداوندی خداهمسایه و ولی و پرهیز دهنده  توست هرچه را خدابخواهد میشود وآنچه را نخواهد نمی شود و همانا خداوند برهر چیزی تواناست وخداوند ازروی علم همه چیز را در نوردیده است وعدد هرچیزی را بشماره دارد و بطور آگاهی برخلق محیط است همانا خداوند و فرشتگانش درود بر پیامبرمی فرستند پس ای گروه مؤمنان درود براو بفرستید و کاملا تسلیم باشید مُهر کردم این نوشته را بمُهر کسی که تمام جوانب آسمانها وزمین بمُهر او ممهور شده است خاتم خداوند منیع وخاتم سلیمان بن داوود وخاتم محمّد صلی الله علیه وآله اجمعین آگاه باشید همانا دوستان خداهیچ ترسی برآنها نیست و هرگز اندوهگین نمی شوند همچنین است هر ملک مقربی وهر پیامبرمرسلی بخدائی که خدائی نیست جز او که پروردگار عرش بزرگ است                             

              بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

      حرز ابی دُجانه صحابی رضوان الله علیه

فی البحارج91ص221عَنْ أَبِی دُجَانَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ‏ أَنَّهُ شَکَا إِلَى النَّبِیِّ ص فَقَالَ لَهُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی خَرَجْتُ فِی بَعْضِ اللَّیْلِ فَإِذَا طَارِقٌ یَطْرُقُ فَمَسِسْتُ جِلْدَهُ فَإِذَا هُوَ جِلْدُ الْقُنْفُذِ فَالْتَفَتَ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام فَقَالَ اکْتُبْ حِرْزاً لِأَبِی دُجَانَةَ الْأَنْصَارِیِّ وَ لِمَنْ بَعْدَهُ مِنْ أُمَّتِی مَنْ یَخَافُ الْعَوَارِضَ وَالتَّوَابِعَ فَقَالَ عَلِیٌّ علیه السلام وَ مَا أَکْتُبُ یَا رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله قَالَ اکْتُبْ یَا عَلِیُ‏:

                        بسم الله الرحمن الرحیم

 الحمد لله الذی خلق السماوات و الأرض و جعل الظلمات و النور ثم الذین کفروا بربهم یعدلون‏ هذا کتاب من محمد رسول الله ص‏العربی الهاشمی المکی المدنی الأبطحی الأمی صاحب التاج و الهراوة و القضیب و الناقة صاحب قول لا إله إلا الله إلى من طرق الدار إلا طارقا یطرق بخیر أما بعد فإن لنا و لکم فی الحق سعة فإن لم یکن طارقا مولعا أو داعیا مبطلا أو مؤذیا مقتصما فاترکوا حملة القرآن و انطلقوا إلى عبدة الأوثان‏ یرسل علیکما شواظ من نار و نحاس فلا تنتصران‏ بسم الله و بالله و من الله و إلى الله و لا غالب إلا الله و لا أحد سوى الله و لا أحد مثل الله و أستفتح بالله و أتوکل على الله صاحب کتابی هذا فی حرز الله حیث ما کان و حیث ما توجه لا تقربوه و لا تفزعوه و لا تضاروه قاعدا و لا قائما و لا فی أکل و لا فی شرب و لا فی اغتسال و لا فی جبال و لا باللیل و لا بالنهار و کلما سمعتم ذکر کتابی هذا فأدبروا عنه بلا إله إلا الله غالب کل شی‏ء و هو أعلى من کل شی‏ء و هو أعز من کل شی‏ء و هو على کل شی‏ء قدیر ثم قال رسول الله ص لعلی بن أبی طالب ع یا أبا الحسن اکتب اللهم احفظ یا رب من علق علیه کتابی هذا بالاسم الذی هو مکتوب على سرادق العرش أنه لا إله إلا الله الغالب الذی لا یغلبه شی‏ء و لا ینجو منه هارب و أعیذه بالحی الذی لا یموت و بالعین التی لا تنام و بالکرسی الذی لا یزول و بالعرش الذی لا یضام و أعیذه بالاسم المکتوب فی التوراة و الإنجیل و بالاسم الذی هو مکتوب فی الزبور و بالاسم الذی هو مکتوب فی الفرقان و أعیذه بالاسم الذی حمل به عرش بلقیس إلى سلیمان بن داود ع قبل أن یرتد إلیه طرفه و بالاسم الذی نزل به جبرئیل ع إلى محمد ص فی یوم الإثنین و بالأسماء الثمانیة المکتوبة فی قلب الشمس و بالاسم الذی یسیر به السحاب الثقال و بالاسم الذی‏ یسبح الرعد بحمده و الملائکة من خیفته‏ و بالاسم الذی تجلى الرب عز و جل لموسى بن عمران فتقطع الجبل من أصله‏ و خر موسى صعقا و بالاسم الذی کتب على ورق الزیتون و ألقی فی النار فلم یحترق و بالاسم الذی یمشی به الخضر ع على الماء فلم تبتل قدماه و بالاسم الذی نطق به عیسى ع فی المهد صبیا و أبرأ الأکمه و الأبرص و أحیا الموتى بإذن الله‏و أعیذه بالاسم الذی نجا به یوسف ع من الجب و بالاسم الذی نجا به یونس ع من الظلمة و بالاسم الذی فلق به البحر لموسى ع و بنی إسرائیل‏ فکان کل فرق کالطود العظیم‏ و أعیذه بالتسع آیات التی نزلت على موسى بطور سیناء و أعیذ صاحب کتابی هذا من کل عین ناظرة و آذان سامعة و ألسن ناطقة و أقدام ماشیة و قلوب واعیة و صدور خاویة و أنفس کافرة و عین لازمة ظاهرة و باطنة و أعیذه ممن یعمل السوء و یعمل الخطایا و یهم لها من ذکر و أنثى و أعیذه من شر کل عقدهم و مکرهم و سلاحهم و بریق أعینهم و حر أجسادهم و من شر الجن و الشیاطین و التوابع و السحرة و من شر من یکون فی الجبال و الغیاض و الخراب و العمران و من شر ساکن العیون أو ساکن البحار أو ساکن الطرق و أعیذه من شر الشیاطین و من شر کل غول و غولة و ساحر و ساحرة و ساکن و ساکنة و تابع و تابعة و من شرهم و شر آبائهم و أمهاتهم و من شر الطیارات و أعیذه بیا آهیا شراهیا و أعیذ صاحب کتابی هذا من شر الدیاهش و الأبالس و من شر القابل و الفاعل و من شر کل عین ساحرة و خاطیة و من شر الداخل و الخارج و من شر کل طارق و من شر کل عاد و باغ و من شر کل عفاریت الجن و الإنس و من شر الریاح و من شر کل عجمی و نائم و یقظان و أعیذ صاحب کتابی هذا من شر ساکن الأرض و من شر ساکن البیوت و الزوایا و المزابل و من شر من یصنع الخطیئة أو یولع بها و أعیذه من شر ما تنظر إلیه الأبصار و أضمرت علیه القلوب و أخذت علیه العهود و من شر من یولع بالفراش و المهود و من شر من لا یقبل العزیمة و من شر من إذا ذکر الله ذاب کما یذوب الرصاص والحدید وأعیذ صاحب کتابی هذا من شر إبلیس و من شر الشیاطین و من شر من یعمل العقد و من شر من یسکن الهواء و الجبال و البحار و من فی الظلمات و من‏فی النور و من شر من یسکن العیون و من شر من یمشی فی الأسواق و من یکون مع الدواب و المواشی و الوحوش و من شر من یکون فی الأرحام والآجام و من شر من‏ یوسوس فی صدور الناس‏ و یسترق السمع و البصر: وأعیذ صاحب کتابی هذا من النظرة و اللمحة و الخطوة و الکرة و النفخة و أعین الإنس و الجن المتمردة و من شر الطائف و الطارق و الغاسق و الواقب و أعیذه من شر کل عقد أو سحر أو استیحاش أو هم أو حزن أو فکر أو وسواس و من داء یفترى لبنی آدم و بنات حواء من قبل البلغم أو الدم أو المرة السوداء و المرة الحمراء و الصفراء أو من النقصان و الزیادة و من کل داء داخل فی جلد أو لحم أو دم أو عرق أو عصب أو فی نطفة أو فی روح أو فی سمع أو فی بصر أو فی شعر أو فی بشر أو ظفر أو ظاهر أو باطن و أعیذه بما استعاذ به آدم ع أبو البشر و شیث و هابیل و إدریس و نوح و لوط و إبراهیم و إسماعیل و إسحاق و یعقوب و الأسباط و عیسى و أیوب و یوسف و موسى و هارون و داود و سلیمان و زکریا و یحیى و هود و شعیب و إلیاس و صالح و الیسع و لقمان و ذو الکفل و ذو القرنین و طالوت و عزیر و عزرائیل و الخضر علیه السلام و محمد صلى الله علیه و آله أجمعین و کل ملک مقرب و نبی مرسل إلا ما تباعدتم و تفرقتم و تنحیتم عمن علق علیه کتابی هذا بسم الله الرحمن الرحیم‏ الجلیل الجمیل المحسن الفعال لما یرید و أعیذه بالله و بما استنار به الشمس و أضاء به القمر و هو مکتوب تحت العرش لا إله إلا الله محمد رسول الله صلى الله علیه و آله أجمعین‏ فسیکفیکهم الله و هو السمیع العلیم‏ نفذت حجة الله و ظهر سلطان الله و تفرق أعداء الله و بقی وجه الله و أنت یا صاحب کتابی هذا فی حرز الله و کنف الله تعالى و جوار الله و أمان الله الله جارک و ولیک و حاذرک الله ما شاء الله کان و ما لم یشأ لم یکن أشهد أن الله على کل شی‏ء قدیر و أن الله قد أحاط بکل شی‏ء علما و أحصى کل شی‏ء عددا و أحاط بالبریة خبراإن الله و ملائکته یصلون على النبی یا أیها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما ختمت هذا الکتاب بخاتم الله الذی ختم به أقطار السماوات و الأرض و خاتم الله المنیع و خاتم سلیمان بن داود و خاتم محمد صلى الله علیه و آله أجمعین‏ ألا إن أولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون‏ و کل ملک مقرب أو نبی مرسل بالله الذی‏ لا إله إلا هو رب العرش العظیم‏

  ثم دفعه إلى أبی دجانة الأنصاری فوضعه فی وسط البیت فقال له أحرقتنا بالکتاب والذی قال لمحمد قم فأنذر قال فلما أصبح أبو دجانة جاء إلى النبی ص فقص علیه القصة فقال له النبی ص ارفع الکتاب واحرزه فإن عاد فضعه فی الدار فقال أبودجانة الأنصاری فو الله ما رأیت فزعة لأهلی ولا ولدی ولا عادحتى قبض رسول الله صلی الله علیه وآله

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ