سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
پیرامون جهان اجنه و پریان نویسنده: سما - پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳

 

پیرامون جهان اجنه و پریان

اکثرمردم درباره اجنه و پروش خرافات در اذهان خود واذهان دیگران بسبب شنیدن و نقل  حکایت ها وداستانهای جنی وتوهمات و سایر امور، واقعیت مطلب را دراندیشه ها واژگون ساخته اند


بسم الله الرحمن الرحیم

پیرامون جهان اجنه و پریان

اکثرمردم درباره اجنه و پروش خرافات در اذهان خود واذهان دیگران بسبب شنیدن و نقل  حکایت ها وداستانهای جنی وتوهمات و سایر امور، واقعیت مطلب را دراندیشه ها واژگون ساخته اند درحالی که جمعی خیال خود را راحت کرده اند و می گویند اصلا جنی وجود ندارد این سخنان همه خرافات است این گروه گرچه ازخیلی حقایق قرآن دورند ولی نسبت باین مطلب ازبسیاری ازمعتقدین بوجود جن که دروادیهای ضلالت دچار شده اند نزدیک تر بواقعیت هستند نهایت دربارۀ مبتلایان می گویند که این بیماران دچار توهم شده اند ولی پیگیر نشده اند که بفهمند توهم چیست ؟ وکجاست ؟ و اما معتقدین بوجود جن با ورود درمسیرهای منحرف و گوناگون گمراه شده اند یعنی با تفاسیر برأی خود و ساخته پرداخته های اذهان خود و داستانهائی که ازکودکی آنها را درذهن خود ثبت وضبط کرده اند و یا باعبادتها و ریاضتهای جاهلانه ویا با ورود درگناهان کبیره ومانند اینها آنچنان ازمقام انسانیت فرودآمده اند وپست شده اند که گاهی چون سخن از جن بمیان می آید اجنه ای را که پائین تر ازمقام انسانند از ما بهتران می خوانند  ومردم را ازواقعیت و حقیقت وضرورت اسلام دورمی سازند مقاله عربی فی امرالجن که از اعلم علمای دهر صادر شده وما آنرا یاد آورشده ایم هر مسلمان شیعه را در طرز تفکر صحیح نسبت باین امر ثابت قدم می گرداند زیرا حقیقت امر را بوسیله  کتاب وعترت و امور بدیهی و ضروری روشن ساخته اند بگونه ای که هیچ دانشمندی قبل ازایشان نتوانسته این چنین اهل ایمان را از منجلابی که از خرافات امراعتقاد بجن ساخته شده رهائی بخشد و درباره خلقت جن وخلقت انسان ابتدا استناد ایشان بقرآن است  که راه گشای طرز تفکر شیعه درامر جن است و نمایانگر امری بدیهی است آنجا که خداوند در سوره الرحمن فرموده است :

خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ کَالْفَخَّارِ (14)

یعنی خدا انسان را از گلی خشک شده آفرید مانند گل کوزه گر.

 

وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ (15) و جنّیان را از رخشنده شعله آتش خلق کرد.

و آن دانشمند بزرگ شیعی روشن نموده که آتش جسمی لطیف است که از هوا لطیف تراست وما هوارانمی بینیم پس چگونه ممکن است آتش غیبی راببینیم چراکه این آتشهای ظاهری نمونه ای ازآتش غیبی است ومظهر آنست که اگر مواد سوختنی نباشد می رود بعالم خودش اما هوا چنین نیست هواهمه اطراف ما رافراگرفته ولی آنرانمیبینیم واگر همین آتش ظاهری مانند هوا پائین بیاید وهمه جارافرابگیرد جنبنده ای روی زمین زنده نمی ماند و همچنین استناد فرموده بفرمایش حضرت علی امیر المؤمنین علیه السلام که فرموده است : انما تَحُدُّ الادواتُ انفسها وتشیر الآلات الی نظائرها که اشاره باین مطلب متقن استکه ابزار وآلات در هرکاری مخصوص همان کارست وبکار دیگری نمی آید پس با گوش نمی توان دید وباچشم نمی توان شنید واین بدن ظاهری ومشاعرپنجگانه اش آتش غیبی رادرک نخواهند کرد پس چگونه ممکن است جن راکه از شعلۀ بدون دودی ازآتش غیبی آفریده شده مشاهده کند بنابراین چشمان مردم از خاک آفریده شده ونمی تواند بجز امورخاکی وخاکیان رامشاهده نماید وآنچه باچشم دیده میشود مخلوط شدۀ باخاک است اگرچه دراعلای لطافتها باشد مانند عکس درآینه و عکس درآینه شبحی است که با ابزارآشکارشده که همان آینه باشد و آینه ازخاک است زیرا چشم آنرامی بیند سپس آن بزرگوار استناد فرموده بآیه 27سوره اعراف که خداوند فرموده است  

 إِنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ‏ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ  یعنی همانا آن شیطان و بستگانش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید.وقرآن ثابت کرده که شیطان وجن ازیک جنس و ازیک خمیره اند الا اینکه دراجنه مؤمنین وجود دارند و در آیه 50سوره کهف فرموده :

فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ کانَ‏ مِنَ‏ الْجِن‏ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ یعنی شیطان ازجنس جن بود برآدم سجده نکرد وازفرمان پروردگارش سرپیچی کرد پس نسل شیطان ازجن است و حال که خداوند در قرآن تصریح کرده براینکه جن دیده نمیشود در اسلام وتشیع چه کسی می تواند ادعا کند که جن دیده می شود درصورتی که اجنه برکیفیت آفرینش خود باقی هستند ونمی توانند تغییر خلقت خود را از آتش بدون دودی که در غیب است بدهند وشکل خود را بصورت موجودات خاکی که آشکار و محسوس است در آورند سپس استناد نموده ببرخی ازروایات قوی مانند بخشی مربوط باین مسأله ازروایتی درکتاب علل الشرایع ازامام محمد باقر علیه السلام که موافق باآیات یادشده است و فرموده اند که خداوند هنگام آفرینش حضرت آدم علی نبینا وآله وعلیه السلام فرمود:

وَ اُبِینُ‏ النَّسْنَاسَ‏ مِنْ أَرْضِی فَأُطَهِّرُهَا مِنْهُمْ وَ أَنْقُلُ مَرَدَةَ الْجِنِّ الْعُصَاةَ عَنْ بَرِیَّتِی وَخَلْقِی وَ خِیَرَتِی وَأُسْکِنُهُمْ فِی الْهَوَاءِ وَ فِی أَقْطَارِ الْأَرْضِ لَا یُجَاوِرُونَ نَسْلَ خَلْقِی وَأَجْعَلُ بَیْنَ الْجِنِّ وَ بَیْنَ خَلْقِی حِجَاباً وَلَا یَرَى نَسْلُ خَلْقِیَ الْجِنَّ وَلَا یُؤَانِسُونَهُمْ وَ لَا یُخَالِطُونَهُمْ وَ لَا یُجَالِسُونَهُم‏

یعنی خداوند فرمود من نسناس را(که طایفه ای فساد کننده بودند قبل ازجن) اززمینم جدامی کنم وآنرا ازوجودشان پاکیزه می گردانم وجایگاه اجنۀ سرکش وگناهکار را از آفریدها و خلق و خوبانم انتقال می دهم وآنانرا درهوا وکناره های زمین ساکن می کنم که بانسل آفریده من همسایگی نداشته باشند ومیان جن ومیان آفریده ام پرده می اندازم تا اجنه رانسل این آفریده ام نبینند وباآنها آمیزش وهمنشینی نداشته باشند وهمچنین بخشی ازروایتی که  در بصائر الدرجات درباره جنی که نامش هام بن هیم بود ازامام صادق روایت است که حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله بحضرت علی علیه السلام فرموند یاعلی بهام آموزش بده وبااو مدارا کن هام عرض کرد یا رسول الله این فردی که مراباو سپردی کیست ؟ زیراکه ما گروه جنیان دستورداریم که سخن نگوئیم مگر باپیامبر ویا وصی پیامبر صلوات الله علیهما وآلهما وآن بزرگوار دررساله اش متقن فرموده است که گوشهای جسمانی نمی توانند صدای اصوات روحانی را بشنوند بدلیل اینکه درهمان کتاب علل الشرایع روایتست که الرُّوحُ‏ جِسْمٌ‏ رَقِیقٌ قَدْ أُلْبِسَ قَالَباً کَثِیفا یعنی خود روح جسمی نرم است که قالب درشتی پوشیده است وتازمانی که جسم یا روح ازحالتی که دارند تغییر نکرده باشند جسم درشت نمی تواند روان  نرم ونازک راببیند وصدایش رابشنود چراکه درکتاب ارشاد المضلین ازامام محمد باقر علیه السلام روایت شده که مورد بحث ما ازآن این است که فرموده است : ثُمَّ خَلَقَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَرْضِ الْجِنَ‏ رُوحَانِیِّینَ‏ لَهُمْ أَجْنِحَةٌ فَخَلَقَهُمْ دُونَ خَلْقِ الْمَلَائِکَةِ وَ حَفِظَهُمْ أَنْ یَبْلُغُوا مَبْلَغَ الْمَلَائِکَةِ فِی الطَّیَرَانِ وَ غَیْرِ ذَلِک‏

یعنی سپس خداوند عزوجل جن رادرزمین آفرید که همه روح بودند ودارای بالها بودند ومرتبه آفرینش آنها از فرشتگان پائین تر بود وآنهارا نگه داشت ازاینکه بتوانند با فرشتگان پروازکنند ویاکارهای دیگر انجام دهند پس از این دو خبر دانستیم که اجنه روحانی هستند وروح جسمی لطیف است واجنه اجسامی لطیف وروحانی می باشند وتا بیننده یا دیده شونده از حالی که دارند تغییر نکنند قطعاً دیدن جن  وشنیدن صدایش ممکن نیست وآن بزرگوار این امر رااصلی ثابت وجزو بدیهیات نشان داده اند ومسلما  بدیهیات از ضروریات روشنتر است وچقدر گمراهند کسانی که توجهی باین امر واضح وروشن وبدیهی ندارند وخود راگرفتار انواع واقسام خرافات و خیالات واهی وپوچ می گردانند وبدون توجه باصل دیگرند  یعنی باید میان درک کننده ودرک شونده مناسبت باشد تاادراک حاصل گردد والا ادراک میسر نمیشود چنانکه کلام امیر المؤمنین علی علیه السلام است که انما تَحُدُّ الادواتُ انفسها وتشیر الآلات الی نظائرها .

آیا هیچ راهی برای ارتباط انسان باجن وجود ندارد؟

قبل از اینکه وارد ادامه سخنان آن مرحوم گردیم عرض میشود که دراین بحث مردم را میبینیم که بعضی راجن تسخیر کرده و بیمارند ومجنون ودیوانه یا مصاب یامصروع وامثال اینها نامیده میشوند و دراین قسم اشتباهی درموضوع بیماری نیست چراکه این بیماری یاژ‍نتیکی وارثی است و یا مربوط بزمان انعقاد نطفه است و یاعارضی است که گاهی مزمن است و گاهی موقت است و دارای عواملی است که  دو مورد از بزرگترین عوامل آنرا میتوان یکی دانش بدون فرمانبرداری وعبادت دانست  ودیگری عبادت بدون دانش و شناختِ فرماندهان الهی دانست که میتواند مربوط بعارضه مالیخولیا باشد که درمقاله مالیخولیا یاد آورشدیم  واین گروه از دیوانه ها در زمان جنون حکم شرعی برآنها بار نیست و تکلیفی ندارند اما کسانی که احکام شرعی برآنها بار میشود و مکلفند وماخذه خواهند شد آنهایند که مدعی هستند که باجن در ارتباطتند وازاجنه موکل دارند که برای ایشان کار میکنند که موضوع تشخیص راستگوئی و دروغگوئی این افراد بر عموم مردم پوشیده است وچون پوشیده است محل لغزش افکار از راه پایدارالهی است و گروهی ازمردم ساده هم مثل موم توی دست این گروهند حتی ازآخوندها اینها را بیشترمی پرستند پس مجنون مکلف نیست واین شیطنتها گرچه خودش نوعی جنون است اما چون هشیاری مدعی سرجایش باقیست و مختارست جهل مرکبی است که مثقال ذرة شرایره شامل حالش میشود وجالب اینجاست که لغت جن عربی است و گویای تمام معانی قرآنی وروائی و بدیهیت امرجن است و درفارسی بمعنای پنهان وپوشیده است وموجودی راکه خدا پنهان آفریده جز بسبب معجزه پیامبران وامامان نمی تواند از خلقتش تغییر هویت دهد   پس آن بزرگوار عنایت فرموده ودر ادامه بیانات خود این مطلب را بطور همه جانبه توضیح داده اند وفرموده اند : 

دیدن جن ممکن است باینگونه که درانسان حالتی پیداشود که دیدگاه روحانی داشته باشد تا نگاه کردن او با جهان اجنه برابر شود ویا اینکه جن غلیظ شود وباجهان انسان هم رتبه گردد دریکی ازاین دو صورت است که میشود پرتو شبح جن در مردمک چشم انسان منعکس شود تابتواند اورادرک کند و تا زمانی که جن غلیظ وخشن  نشود ازاو پرتوی صادر نمیشود وتا وقتی که شبحی خشن نداشته باشد درمردمک چشم خشن انسان منعکس نمیشود (زیرا اشباح این جهان خاکی وچشم انسان خاکی نسبت بجهان اجنه خشن است) همانگونه که قطعاً شبح آتش غیبی وهوا درمردک چشم نمی افتد.

واما افراد بیماری که جن زده میشوند ویاغش می کنند اینها را می بینیم که ادعای دیدن اجنه رادارند وقرینه ها هم نشانگر این است که راست می گویند (مستقیماً سخن درباره کسانی که  بخاطر اغراضی بدروغ ادعای دیدن جن را دارند یا ادعای موکل داشتن را دارند نیست) شکی نیست که در این افراد بیمار تغییری پیداشده که ارواحشان متوجه درون وباطن میشود بطوری که قطعاً وقتی که جن رابا حواس باطنی می بینند  جسمشان هیچ امر واضحی از این جهان را احساس نمیکند وتمام آنچه راکه می بینند مانند اموری استکه شخص خوابیده درعالم رؤیا مشاهده میکند وبرای این بیماران سستی وبیهوشی دست می دهد مانند شخص خوابیده که یقیناً این زندگانی دنیا را مانند زمان هوشمندی احساس نمی کنند وخودشان بعد ازبهوش آمدن باین مطلب اقرا دارند که دراین حالت چون روح از ظاهر بدن اٍعراض می کند یک سستی در اعضا احساس میکنند وباین سبب بطور جدی حواس ظاهری آنها ضعیف میشود گرچه بشدت خوابیدن نباشد اما می بینیم که جن را ازپشت پرده وبابستن چشم هم می بینند وازهمین جا متوجه میشویم که آنها جن رابا حواس ظاهری نمی بینند وصدای آنراباگوشهای ظاهری نمیشنوند زیرا اگرصدای جن درهواموج میزند همه کس آنرامیشنیدند پس می بینیم که شخص جنی میگوید که جنها شعر وآوازمی خوانند وطبل وطنبور وساز ودهل می زنند ولی ما نمیشنویم پس کشف کردیم که صداهای پریان درهوا موج نمی زند که اگر موج می زد ماهم آنها را می شنیدیم وقطعاً دانستیم که این افراد پریان را با حواس درونی وباطنی درک می کنند وشک وشبهه ای در این مطلب نیست بعد از اینکه صد نفر انسان سالم درخانه هستند ویک جنی ادعامی کند که جنهای زیادی دراینجامیباشند وچنین وچنان میگویند وآن افراد سالم نه چیزی میبینند ونه میشنوند .پس روشن شد که دیدن جن باینطور ممکن استکه انسان تغییر کند وروحش از ظاهر منصرف گردد ولو اندکی باشد مثل اینکه سنگینی کمی وسستی اندکی دراندام رخ دهد وشکی نیست که هرچه انسان از ظاهر این جهان بیشتر روبرتابد اجنه را واضح ترمی بیند ومسلماً تا کاملا ازاین عالم اجسام ظاهری رو برنتابد وازآن اٍعراض نکند اجنه راواضح وشفاف نمی بیند پس اگر اندکی سست شد سایه ای می بیند یاصدای وحشتناکی میشنود که مشعر آن حس مشترک نام دارد هرکس دراین موضوع شک دارد بعضی ازاینگونه بیماران راآزمایش کند وچشم وگوش او راببندد واز عالم اجنه ازاو بپرسد خواهد دید پاسخ می دهد والبته که بسته شدن چشم وگوش او او را ازدیدن وشنیدن جهان اجنه مانع نمیکند. وهمچنین ممکن است اجنه خشن ودرشت شوند تا بخشونت ودرشتی ابدان فرزندان آدم برسند وانسان آنها رادربرابرخود مشاهده کند ولی سخن در این است که آیا پریان باخواست واراده خود می توانند غلیظ شوند وآفرینش خدا را تغییر دهند وبا میل خود برای خود بدنهای غلیظ ودرشت وخشن مانند انسان خلق کنند یا اینکه این کار با معجزه پیامبر یا وصی پیامبر ممکن است آن هم در وقتی که می خواهند حجتی را برشخص منکر ظاهر کنند پس در این صورت حجج الهی برای پریان لباس خشنی ازعناصر درشت برمی گزینند وبرآنها می پوشانند پس هرکس برهانی دارد که بتواند ثابت کند که پریان باختیار وانتخاب ومیل وخواسته خود می توانند خلقت وآفرینش خود را از جوهریتی که دارند بجوهری دیگر تغییر دهند آن برهان را نشان دهد باوجودی که از امام صادق علیه السلام روایت شده که هیچ موجودی جز خدا نمی تواند جوهریت چیزی را تغییر بجوهریتی دیگردهد

(عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ قَالَ فِی الرُّبُوبِیَّةِ الْعُظْمَى وَ الْإِلَهِیَّةِ الْکُبْرَى لَا یُکَوِّنُ الشَّیْ‏ءَ لَا مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا اللَّهُ وَ لَا یَنْقُلُ الشَّیْ‏ءَ مِنْ جَوْهَرِیَّتِهِ‏ إِلَى جَوْهَرٍ آخَرَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَا یَنْقُلُ الشَّیْ‏ءَ مِنَ الْوُجُودِ إِلَى الْعَدَمِ إِلَّا اللَّهُ.-توحید صدوق ص68)

اما روایاتی که دربحار الانوار رسیده که خیلی ازمردم جن رامی دیده اند پس هرکس برهانی دارد بیاورد که بتواند ثابت کند که آنها جن را بدون تغییری در خلقت دیده اند و بدون اعجاز پیامبرصلی الله علیه یا امام علیه السلام آنهم برای اظهار حجت ونشان دادن اینکه جن ازرعیت آنهاست.کدام حدیث دلالت دارد براینکه پریان می توانند بخواست خود آشکارشوند که اگر چنین می بود درمجالس مردم ورفاقتهایشان ایجاد مزاحمت می کردند وبسیار آزار می دادند دانش آنها باین مقدارعقل وسیاست وحکمت نرسیده که بفهمند که در ظاهر شدن پریان فساد عالم است وازروی رحمت وحکمت جلو ظهور شان گرفته شده زیراکه آنها بمراتب از بنی آدم شرور ترند وخداوند آنها راپنهان داشته بخاطر زیادی شرارت و خباثتشان تا فرزند  آدم  ازآنها یاد نگیرند 

سپس آن دانشمند بزرگ شیعی فرق گذارده است میان تجلی جن برای بنی آدم وتجسم جن چراکه درامر خداوند هیچ جبری درملکش نیست وبزور بندگان را از گناه بازنمیدارد چه جن را وچه انس را ودرآنچه آنها رامختار قرار داده منع نمیکند شاید بتوان نظر ایشان رابرگرفته ازاین آیه شریفه دانست :

شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُون‏

 یعنی شیاطین جن وانس با الهامات وتجلیات باهم ارتباط دارند اما تجسم جن وروحانی شدن انس خلاف حکمت و آفرینش خداوند است خلاصه اینکه فرموده اند دلیلی ندارد کسی که گمان کند اجنه باختیار خودشان می توانند تجسم پیداکنند مگر همان مقدار که در کتابهای بچه گانه درکودکی خوانده اند که می گویند جن جسم رقیقی است که باشکال گوناگون درمی آید بجز شکل انبیاء ومرسلین ولی فرشته جسمی است نورانی که بهر شکلی ظاهر میشود حتی بشکل انبیاء ومرسلین مگر سگ وخوک

 قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین ام لکم کتاب فیه تدرسون ام لکم خبر عنه تخبرون مالکم کیف تحکمون

آیا سخن این بزرگوار که فرموده است جن توانائی خلقت وآفرینش بدنی مانند انسان راندارد بدرستی نزدیک است یا حرف کسانی که میگویند آنها باختیار خود می توانند برای خودشان بدنی مانند انسان بیافرینند

 أم خلقوا من غیر شیء أم هم الخالقون

و اما اینکه اجنه در زمان حضرت سلیمان علیه السلام آشکار شدند این امر بمعجزه و تسخیرحضرت سلیمان علیه السلام بود چنانکه درکتاب احتجاج از امام صادق علیه السلام روایت است که زندیقی از حضرت پرسید چگونه شیاطین بآسمان بالا می رفتند درحالی که آنها هم مانند سایر مردم  غلیظ ومتراکم بودند وبرای حضرت سلیمان علیه السلام ساختمان سازی میکردند ساختمانهائی که انسانها ازساختنش ناتوان بودند حضرت فرمودند : آنها راغلیظ کرده بودند همانگونه که مسخَّرشده بودند درحالی که آنها خلقی هستند رقیق و خوراک آنها وزش نسیم است و بهمین دلیل آنها بآسمان بالا می رفتند تا استراق سمع کنند وجسم متراکم نمی تواند بآسمان بالارود مگر با نردبان یاسبب دیگری تمام شد موضع حاجت از حدیث شریف و شکی نیست که همانا انسان ازجن اختیاراتش بیشتر است ونفسش قوی تراست پس حال که انسان نمی تواند جسمش را رقیق وغلیظ  کند چگونه جن می تواند باختیار خود جسمش را متراکم سازد وحال آنکه اجنه ناتوان وخوارهستند ودرجه آنها ازانسان پائین تراست که بتوانند جسم خود رامتراکم سازند پس بنص کتاب وسنت معلوم شد که اجنه باچشم این بدنها دیده نمیشوند وکسانی که آنها رامی بینند یا باچشم باطنی وحس مشترک می بینندویا بوسیله معجزه معصوم جهت اظهار حجت مشاهده می کنند زیرا دیدن اجنه وپریان برخلاف عادت اجسام است پس هرکس غیر ازاین گمان دارد برهانش راارائه کند وهرکس غیر ازاین بگوید بیهوده است بلکه نهایت استدلالاتشان این خواهد بود که بعضی از اصحاب معصومین علیهم السلام جن را نزد امامان یا درب منزلشان وامثال آن دیده اند وحال آنکه  این معجزه ای ازجانب معصومین علیهم السلام بوده است واین استدلال رابطور احتمال داده اند و هرگاه احتمال پیش آید استدلال باطل است پس کتاب وسنت بدون معارضی دلالت دارند بر اینکه جن با چشم سردیده نمیشود .         

 ادامه دارد

 

 

    

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ