سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
اعتراض معتقد نویسنده: سما - جمعه ۱٠ مهر ۱۳۸۸

 

بنام خدا

 

 اعتراض معتقد وجواب آن 

 

 

 

واقعا به دنبال چه هستی؟ هدفت را بنویس در همین جا می خوانمش «معتقد»

 

[ویرایش]

   


بنام خدا امام علیه السلام در روایتی باین مضمون فرموده اند که دو نفر که با هم هم صحبت ودوست می شوند اگرنام یکدیگرراندانند دوستی آنان احمقانه است لذا اول من دنبال این هستم که نام نویسنده این پیام را بدانم وباسطح فکر او آشنا شوم سپس با شرائط دینی وفکری هم از روی شناخت سخن بگوئیم چراکه المرآعلی دین خلیله یعنی انسان برروش دوستش می باشد و من دنبال دوست خوب هستم وشاید شما همانی ولی خود رامعرفی نکرده ای وعقاید خاص شما رانمی دانم

 باسمه تعالی

اینجانب عبد الله خدا پرست پسر محمد ساکن مشهد مقدس . حدود بیست سال سن و از اوایل زندگی دو را دور آشنا با مشایخ. هم اکنون برخی از کتب عربی و فارسی ایشان را خوانده و به قواعد عربی مسلط هستم . از علوم روز نیز اطلاعاتی دارم . عقاید خاصی ندارم غیر از عقاید مشایخ عظام . هدف خود را از ساخت دو وبلاگ خود به طور صریح و منطقی یاد آوری نمایید .

و السلام.

بنام خدا – ساخت وبلاک دوم بخاطر اینستکه وبلاک اول گنجایش یک کتاب را در یک جا نداشت مثل دلیل المتحیرین چنانکه بطور صریح در وبلاک دیگر مشاهده می کنید که در چند قسمت پخش شده است اما در اینجا یکجا آورده شده است اما علت ساخت وبلاک ارتباط بادوستان خدا وقطع ارتباط بادشمنان خداست چرا که هل الدین الا الحب والبغض ومرا اقوام ودوستانی در شهرستاها هست که قدری از اهل حسینیه و اکثرازسایر مردم دیگر می باشند که مرا مشاور قرار می دهند ومی خواهند وضعیت عقاید ما را بدانند و این مطلب هم روی وبلاک بطور صریح عنوان شده تحت عنوان « مشاورتحقیقاتی عقیدتی » واین وبلاک وسیلۀ خوبی است برای شفاف کردن مواضع عقیدتی دوست و دشمن آنهم بطور مسالمت آمیز و بدون درگیری جهت اصلاح نفس واهل و دوستان و ایجاد روابط حسنه ومحاسن فراوان دیگر که فرع برهمان حب و بغض است که عرض شد و توضیح آن یک مقاله جداگانه می طلبد وبهین صراحت گوئی اصولی اکتفا نمودم  والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

 

                         بنام خداوند عزیز وحکیم

پیام دهندۀمحترم : چون جنابعالی نوشته بودید که « عقاید خاصی ندارم غیر از عقاید مشایخ عظام » عرض می شود که « آقای کرمانی اعلی الله مقامه فرموده اند « نوشته دلیل عقل نویسندگان است وبلیغ تر است ازکسانیکه از جانب تو سخن می گویند وچیزی چند ازاحکام برآن جاری می شود که همان چیزها برگفتار انسان نیز جاری است و نوشته در بسیاری از جاها مؤثر تر از گفتار است زیرا که شخص در معانی و فحاوی ولحن آن تدبر می کند الی آخر کلامه اعلی الله مقامه  » پس ماهم قدری طبق میزان سخنان مشایخ بنوشتۀ شما نگاه کردیم ودیدیم که شروع امر شما دراولین پیام بدون نام خدا بود ونوشته بودید  « واقعا به دنبال چه هستی؟ هدفت را بنویس در همین جا می خوانمش « معتقد » » که این نوشته بدون نام خداست وشخصی که یکی از القاب او «معتقد» است ومسلط بر عربیت است آیا در فرمایشات این روایت را زیارت نکرده است که بدون نام خدا شروع باین پیام کرده بود  و آن این است  :« قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام وَ لَرُبَّمَا تَرَکَ فِی افْتِتَاحِ أَمْرٍ بَعْضُ شِیعَتِنَا- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَیَمْتَحِنُهُ اللَّهُ بِمَکْرُوهٍ- وَ یُنَبِّهُهُ عَلَى شُکْرِ اللَّهِ تَعَالَى وَ الثَّنَاءِ عَلَیْهِ- وَ یَمْحُو فِیهِ عَنْهُ وَصْمَةَ تَقْصِیرِهِ عِنْدَ تَرْکِهِ قَوْلَ بِسْمِ اللَّهِ- لَقَدْ دَخَلَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ یَحْیَى عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع- وَ بَیْنَ یَدَیْهِ کُرْسِیٌّ فَأَمَرَهُ بِالْجُلُوسِ عَلَیْهِ فَجَلَسَ عَلَیْهِ- فَمَالَ بِهِ حَتَّى سَقَطَ عَلَى رَأْسِهِ فَأَوْضَحَ عَنْ عَظْمِ رَأْسِهِ وَ سَالَ الدَّمُ- فَأَمَرَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ بِمَاءٍ فَغَسَلَ عَنْهُ ذَلِکَ الدَّمَ- ثُمَّ قَالَ ادْنُ مِنِّی فَوَضَعَ یَدَهُ عَلَى مُوضِحَتِهِ- وَ قَدْ کَانَ یَجِدُ مِنْ أَلَمِهَا مَا لَا صَبْرَ لَهُ مَعَهُ- وَ مَسَحَ یَدَهُ عَلَیْهَا وَ تَفَلَ فِیهَا- فَمَا هُوَ أَنْ فَعَلَ ذَلِکَ حَتَّى انْدَمَلَ فَصَارَ کَأَنَّهُ لَمْ یُصِبْهُ شَیْ‏ءٌ قَطُّ- ثُمَّ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَا عَبْدَ اللَّهِ- الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ تَمْحِیصَ ذُنُوبِ شِیعَتِنَا فِی الدُّنْیَا- بِمِحَنِهِمْ لِتَسْلَمَ لَهُمْ طَاعَاتُهُمْ وَ یَسْتَحِقُّوا عَلَیْهَا ثَوَابَهَا فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَدْ أَفَدْتَنِی وَ عَلَّمْتَنِی- فَإِنْ أَرَدْتَ أَنْ تُعَرِّفَنِی ذَنْبِیَ الَّذِی امْتُحِنْتُ بِهِ فِی هَذَا الْمَجْلِسِ- حَتَّى لَا أَعُودَ إِلَى مِثْلِهِ- قَالَ تَرْکُکَ حِینَ جَلَسْتَ أَنْ تَقُولَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ- فَجَعَلَ اللَّهُ ذَلِکَ لِسَهْوِکَ عَمَّا نُدِبْتَ إِلَیْهِ تَمْحِیصاً بِمَا أَصَابَکَ- أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص حَدَّثَنِی عَنِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ أَنَّهُ قَالَ- کُلُّ أَمْرٍ ذِی بَالٍ لَمْ یُذْکَرْ فِیهِ بِسْمِ اللَّهِ فَهُوَ أَبْتَرُ- فَقُلْتُ بَلَى بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی لَا أَتْرُکُهَا بَعْدَهَا- قَالَ إِذاً تَحْظَى بِذَلِکَ وَ تَسْعَد »  ترجمه (حضرت صادق علیه السلام فرمودند : چه بسا که یک شیعه در آغاز کاری بسم الله الرحمن الرحیم‏ را ترک کند  و خدا با پیشامد بدى او را بیازماید و او را برشکر و ستایش خدای تعالى آگاه  سازد و عیبی  را که در آن آزمایش از تقصیر ترک‏ بسم الله‏ پیدا کرده از او برطرف نماید. همانا عبد الله بن یحیى وارد برحضرت امیر مؤمنان علیه السلام  شد  و جلو آن حضرت یک چهارپایه بود واو را امربنشستن روی آن نمود واوهم روی آن نشست و آن چهار پایه  او را کج کرد تا بسر بر زمین خورد واستخوان سرش نمایان شد و خون روان گردید و امیرالمؤمنین علیه السلام  آبى طلبیدند  و خون را شستتند و فرمودند نزدیک من بیا  و دست بر جاى زخم نهادند - و او درد توانفرسائى داشت - حضرت دست مبارک بر آن کشیدند و آب دهان مبارک درآن افکندند که هنوز کارحضرت تمام نشده بود که فوراً بهم چسبید که گویا هیچ آسیبى بآن نرسیده بود ، سپس امیرالمؤمنین علیه السلام  فرمودند : اى عبد الله سپاس خدا را که پاک شدن گناهان شیعه ما را در دنیا بگرفتارى آنها قرار داد تا طاعاتشان سالم بماند ومستحق ثواب آن گردند عبد الله گفت :اى امیر مؤمنان بمن فائده رساندید و مرا آموختید اگر مایل باشید بمن بشناسانید آن گناهى را که برایش در این مجلس گرفتار بلا شدم تا تکرارمانند آنرانکنم ؟ حضرت فرمودند : آن گناه این‏بود که هنگام نشستن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ راترک کردی پس بخاطر فراموشی تو خداوند این برنامه رامقرر فرمود تا بسوی او زاری کنی وترا بوسیلۀ این مصیبت پاک گرداند ، آیا نمی دانی که  رسول خدا صلی الله علیه وآله  ازسخن خدای عز و جل بمن فرمود که : هر کار مهمى که در آن بسم الله گفته نشود بی سرانجام است ، گفتم : بقربانت پدر و مادرم از این پس آن را ترک نمی کنم  حضرت فرمودند : در این صورت بآن بهره‏مند و سعادتمند می شوی ‏) پیام دهنده خود رامسلط بعربی معرفی کرده ولی در رسم الخط بسمه تعالی آنهم درابتدای پیام دوم بسمه تعالی را باسمه تعالی نوشته بود که اگردرست  بود در قرآن هم باید باسم الله الرحمان الرحیم نوشته می شد وحال آنکه مرسوم چنین نیست وچون پیام اول کاملا بی نام ونشان بود بخصوص که در ذیل مقالۀ مناظره ایراد کرده  بود احتمال می رفت نویسندۀ آن  اهل سنت باشد وبحمد الله متن پیام دوم با توجه بمضمون روایتی که تذکرداده بودیم کمی اصلاح شده بود که اصل روایت این است « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا آخَى أَحَدُکُمْ رَجُلًا فَلْیَسْأَلْهُ عَنِ اسْمِهِ- وَ اسْمِ أَبِیهِ وَ قَبِیلَتِهِ وَمَنْزِلِهِ- فَإِنَّهُ مِنْ وَاجِبِ الْحَقِّ وَ صَافِی الْإِخَاءِ وَإِلَّا فَهِیَ مَوَدَّةُ حَمْقَاء »بحار 76ص 166 پس آن شبهه واحتمال را که پیام دهنده از اهل سنت باشد از بین برد ومعنای این حدیث نبوی این است که فرموده اند : هرگاه کسی از شما برادر یا دوست با مردی شد پس باید بپرسد اورا از نامش ونام پدرش وقبیله اش پس همانا این عمل از حقوق واجب وصفای برادری است وگرنه آن دوستی احمقانه خواهد بود. واین برنامۀ آن زمان امروزه بشکل مشخصات شخص در آمده است تااینکه طرف مقابل اطمینان کامل بدرستی آن حاصل کند تازه بعد از بیست وچهار ساعت یا بیشتر بعد از تحقیق وبدست آوردن صحت مشخصات پاسخ می دهند وآن مشخصات مثلاً در ثبت نام در خرید بلیط قطار چنین است :

نام ----------نام خانوادگی -------- شمارۀ شناسنامه -------- فرزند -----------تاریخ تولد ------- محل تولد ---------کد ملی ----------تلفن تماس ----------- آدرس ------- وغیر ذلک از مشخصاتی که شناسائی فرد را محرزمی کند ومسلماً پیام دهنده که از ما جواب صریح خواست وآن جواب را گرفت خودش مشخصات صریح اجتماعی خود را مبهم بیان کرد ومشمول  آتأمرون الناس بالبر وتنسون انفسکم گردید ولی ما از باب حمل اعمال مسلمین بصحت و بدلیل قرائن متن پیام پیام دهنده ، پاسخ دادیم چراکه همه کس عبد الله هستند ومسلمین همه خدا پرستند و فرزند حضرت محمد صلی الله علیه وآله می باشند ( انا وعلی ابوا هذه الامّة ) واین اسماء والقاب عمومیت دارد گرچه یقیناً باین نام وشهرت افرادی هستند واتفاقاً ممکن است درست هم باشد وبتواند عبد الله خدا پرست پسر محمد ساکن مشهد مقدس سایرمشخصات فردی خود را تکمیل کند ولی چون جواب ما شامل همۀ عبد الله ها وخدا پرستان وامت حضرت محمد صلی الله علیه وآله می شود دریغی از آن نکردیم والا یک شخص گمنام که بحکم ظاهرهیچگونه ولایت وتسلطی ازاو برخود نمی بینم ومن هم هیچ دخالت در امور او ندارم روی چه میزان از من می خواهد هدفم را صریح بنویسم اگر نمی نوشتم چه اتفاقی می افتاد وحالا که نوشتم امیدوارم که موجب درست اندیشی بیشتر ایشان گردد در هر صورت باهمۀ این ها بعضی گمان می کنند که این سؤال و جواب را خودم مطرح می کنم وپیام دهنده وشخص دیگری وجود ندارد ولی ازآنجا که نیت ما رضای خداست و نظر شرّی نداریم در صورتی که این تهمت تهمت نباشد وسائل ومسئول یک نفر باشد باز هم جنبۀ ارشادی را داراست وهیچ خلاف ضرورتی نشده است و این پیامها را بفرد و یا گروه خاصی نسبت نداده ایم که ادعای تهمت زدن کنند چنانکه در این باره پیامی هم داده بودند که آن هم بی نام ونشان بود وبحمد الله هنوز کسی در این وبلاک هرزگی نکرده است وتا  بحال مؤدبانه نظر داده اند که اگر چنان شود که در آن وبلاک انجام دادند وهرزگی نمودند در این وبلاک هم جلو نظر خواهی را خواهیم بست پس این مقاله را نمی بندیم وبرای سؤال وجوابهای عاقلانه باز خواهیم گذارد مگر جریانی پیش آید که حسابش رانکرده بودیم .

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ