سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
پرده ها راکه درید وسد ها راکه شکست؟ نویسنده: سما - پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٤

بسم الله الرحمن الرحیم

پرده ها راکه درید وسد ها راکه شکست؟

این هشداردرضمن مطالبی دریکصد وشصت وشش سال قبل بسال قمری توسط عالم زبر دست شیعه یعنی کریم بن ابراهیم اع که دارای کتب فراوانست نوشته شده است : 

 


 

بسم الله الرحمن الرحیم

پرده ها راکه درید وسد ها راکه شکست؟

این هشداردرضمن مطالبی دریکصد وشصت وشش سال قبل بسال قمری توسط علم زبر دست شیعه یعنی کریم بن ابراهیم اع که دارای کتب فراوانست نوشته شده است :  

«در مضرتهای دینی و دنیایی که بواسطه استیلای کفار بر بلدی برای مسلمانان آن بلد حاصل می‌شود.»

و چون اغلب مردم جاهلند و اطلاع بر عواقب امور ندارند و بسا آنکه به واسطه بعضی چوروها(چور: نوعی علف هرزه است که دربیابان ها می روید ومانع رشد سایر گیاهان شود) و اراجیف که فرنگیان و محبان ایشان در میان مردم می‌اندازند آنها هم باور کرده نعوذبالله قلباً میل کنند به ایشان و مخالفت کنند قول خدا را که میفرماید : ولاترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار(هود 113) یعنی میل نکنید به سوی آنان که ظلم کردند پس برسد به شما آتش و خدا می‌فرماید که: ان الشرک لظلم عظیم (لقمان 13) یعنی شرک ظلم بزرگی است و کی مشرکتر و ظالمتر از فرنگی است چنانکه خواهد آمد و داخل شوند بر مفاد قول خدا که میفرماید: و من یتولهم منکم فانه منهم (51مائده)یعنی هرکس ایشان را دوست دارد از ایشان محسوب می‌شود پس هرکس با فرنگی دوست شود از فرنگیان محسوب می‌شود و باو خواهد رسید آتشی که بآنها می‌رسد.

بلکه عرض می‌کنم که هرکس ایشان را واقعا دوست دارد از دین اسلام بیرون رفته و به دین فرنگی داخل شده زیرا که دین چیزی غیر از حب نیست دین حب است و حب دین چنانکه در احادیث بسیار وارد شده است که: هل الدین الا الحب؟ (کافی جلد 8ص80 عن ابی جعفر علیهماالسلام )آیا دین چیزی هست غیر از حب؟ پس هرکس ایشان را دوست داشت خدا را دشمن داشته چرا که خدا فرنگیان را دشمن می‌دارد و اگر فرضاً کسی گوید که خدا ایشان را دوست می‌دارد که اول کفر اوست و اول انکار مر قرآن و پیغمبر و آل‌پیغمبر را چرا که مقتضای بداهت فرمایشات آنها و ضروری امر ایشان این است که خدا کافران را دشمن می‌دارد و اگر اقرار دارد که خدا ایشان را دشمن می‌دارد پس اگر او دوست می‌دارد دشمن خدا را دشمن خداست باری کسانی که ایشان را دوست می‌دارند غافلند از ثمره این دوستی که بچه‌چیز ایشان ضرر می‌رساند و چگونه دین ایشان از دست ایشان می‌رود روز اول هم که کسی مسلمان می‌شد غیر از این نبود که با پیغمبر صلی الله علیه و آله  و مسلمانان دوست می‌شد و بطور مسلمانان و برضای پیغمبر صلی الله علیه و آله  حرکت می‌کرد پس اگر امروز هم کسی با فرنگیان دوست شود و به سیرت ایشان راه رود البته از ایشان محسوب می‌شود خداوند عالم وحی فرمود بیکی از پیغمبران که به بندگان من بگو که نخورند از طعام دشمنان من و نپوشند لباس دشمنان مرا و سلوک نکنند مانند سلوک دشمنان من که اگر چنین کنند آنها هم دشمن من خواهند بود چنانکه آنها دشمن منند (لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی وَ لَا تَسْلُکُوا مَسَالِکَ أَعْدَائِی فَتَکُونُوا أَعْدَائِی کَمَا هُمْ أَعْدَائِی.عیون اخبار الرضا ج2ص23)

پس خداوند چون راضی نشود که کسی سلوک کند به طور دشمنان چگونه راضی خواهد شد که دوست دارند دشمنان او را از یکی از اکابر که به لندن رفته بود و پناه به دولت انگلیس برده بود شنیدم که گفت چون به لندن رفتیم از ما میثاق گرفتند که با دوستان ما دوست باید باشید و با دشمنان ما دشمن و ما میثاق دادیم و برای ما مواجب قرار دادند نعوذبالله من غضب الله والله که اگر جمیع روی زمین چنین میثاقی دهند جمیعاً کافر و مخلد در آتش جهنم می‌شوند آیا فکر نمیکنی که با دشمنان ایشان دشمن شدن معنیش دشمن خداوند عالم و دشمن یکصد و بیست و چهارهزار پیغمبر و دشمن خاتم انبیاء و ائمه هدی و دشمن جمیع مؤمنین از اول دهر تا آخر دهر و دشمن جمیع ملائکه و دشمن جن مؤمن و سایر مخلوقات مؤمن شدن است؟ زیرا که این جماعت همه دشمن کافرند و فرنگی کافر است و اگر شخصی ایشان را کافر نمی‌داند که خودش کافر است و اگر کافر می‌داند و دشمن دشمنان او می‌شود دشمن کل حق و اهل حق شده است و باز کافر می‌شود خلاصه این‌طور کفرها ثمره عامی بودن و معاشرت با علما نکردن و از اول سن تا آخر یک کلمه حق نشنیدن و همه عمر را به لهو و لعب و هوا و هوس گذرانیدن و منهمک در دنیا شدن و اعتناء به دین و اهل دین نکردن است آخر انسان که پیغمبر نیست که خود حق را از کسی تعلیم نگرفته بداند پس باید تعلیم گرفت یا از پیغمبر یا از آنان که از پیغمبر روایت می‌کنند تا حقی فهمید و مردم که آن‌قدر مشغول بدنیا و لهو و لعب و هوا و هوسند که فرصت معاشرت با عالمی ندارند بهمان جهالت می‌مانند تا بزرگ می‌شوند پس مستبد برأی خود می‌شوند و رأی خود را می‏پسندند و تن خود را گنده و بزرگ می‏بینند می‏پندارند که عقل ایشان هم حال بزرگ است پس می‌افتند بکفرها و ضلالتها و جهالتها و نمی‌دانند که ثمره اعمال ایشان کجا بروز می‌کند باری غرض این است که میل کردن بفرنگی این‌قدر بد است چه جای آنکه بسنت و سیرت او راه روند چه جای آنکه آنها را راه ببلاد اسلام دهند و آن اشرار را بر رقاب مسلمانان مستولی نمایند والله العلی العظیم که اگر بفهمند اهل ایران باید راضی باشند به دولت پادشاه اسلام اگرچه آسیاب بر تخم چشم ایشان بگرداند و میخ بر فرق ایشان بکوبد و اکراه داشته باشند دول خارجه کافره را اگر چه الوف‏الوف انعامها و جایزه‏ها دهند و عزتها و منصبها بخشند چرا که با آن عذاب در دولت اسلام دین محفوظ و آخرت معمور و گناه مغفور می‌شود و با این راحت دین واژگون و آخرت سرنگون و گناه افزون می‌گردد و فرق میان این دو بسیار است برای مؤمن لکن آنچه من از مزاج اکثر اهل زمان و زمین مشاهده می‌کنم کاری بدست دین ندارند و اعتقادی بمعاد و جهنم ندارند و اقراری بخدا و رسل و صحف و کتب ندارند هرکس مستقل در پسند خود است و در پی دنیای خود بلکه عقل دنیایی هم ندارند چه جای دین از این جهت باین چاه‌های ضلالت و گمراهی می‌افتند بلکه چه بسیار مردم که سالهای دراز است که دست تولّا بدامن کفار زده‏اند و هروقت که نکبتی بایشان می‌رسید محزون وهروقت که دولتی بایشان می‌رسید مسرور بودند و مواجبها می‌گرفتند و فرنگی ایشان را برای چنین روزی ذخیره کرده بود و امروز روز ایشان است و خداوند رقیب هم از پی ایشان و در ابطال کیدشان و چه بسیار که بهمین آرزو جوان‌مرگ شدند و آن بقیه هم که مانده‏اند خداوند ایشان را ابداً ظفر نخواهد داد و مدار ملک را خدا بدست بندگان خود نداده و هرکس که از اسلام روگردان و بکفر بگرود نفعی نخواهد دید و زیان‏کار دنیا و آخرت است و اسلامی را که خدا وعده فرموده که در مغرب و مشرق عالم پهن کند و بر جمیع دول غلبه دهد مقهور دست مشتی کافر نخواهد فرمود باری این سخنان من بآنان که بواسطه خودپسندی در کفر و ضلالت افتاده‏اند ثمر نمی‌کند و «سخن را روی با صاحبدلان است» و مخاطب من جمعی از ضعفای مؤمنین که احتمال می‌رود که گول شیاطین جن و انس را خورده میلی بکفار کنند می‌باشد و این سعی و کوشش من برای حفظ قلوب ایشان است .

پس عرض می‌کنم که اولاً بدیهی است که انگلیس دوست با شما نیست و بایران هم نمی‏آید که نماز و روزه خود را اصلاح کند بلکه می‏آید برای تسخیر بلاد ایران و مقهورکردن مسلمانان و سلطنت در این مرز و بوم پس اگر بر این بلاد مسلط شود آیا این مبالغی که خرج می‌کند و این همه بذل و بخششی که می‌کند قربةًالی‌الله می‌کند و صدقه می‌دهد نه والله بلکه تجارتی است که می‏نماید و اضعاف مضاعف این را از رعیت می‌گیرد و بهر اسم و رسم که باشد اموال و املاک مسلمانان را صاحب می‌شود و خود ایشان را هم نوکر و سرباز خواهد کرد و بجنگ سایر مسلمانان خواهد فرستاد پس باید از برای خاطر کافر بی‏دین با دوستان امیرالمؤمنین علیه السلام  دعوا کنند و خون ایشان را برای آن بت‏پرستان بریزند و زن و بچه موالیان ائمه طاهرین را از برای خاطر دشمن خدا و رسول صلی الله علیه و آله  اسیر کنند و بلاد ایشان را برای خاطر آن اشرار تسخیر نمایند تفکر کن که در این معامله دنیای تو معمور می‌شود یا دین تو و از این گذشته مزاج آن نابکاران مزاجی است که از اجتماع و ازدحام خلق بسیار بسیار ترسان است و پس از استیلای‏خود نهی خواهند کرد از اجتماع در مساجد و تکایا و مجالس تعزیه و غیر آنها آیا هیچ مسلمی راضی می‌شود ببرطرف شدن آثار جماعات اسلامیه؟ و هم‏چنین آیا هیچ مسلمی را طاقت دیدن هست که مساجد عظیمه بلاد اسلام را کلیسا نمایند و بر گلدسته‌هایی که هزار سال اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله علیهما السلام  گفته شده است ناقوس بیاویزند و برای تبرک به زعم خودشان پنبه بشراب بزنند و بر در و دیوار مساجد بمالند و آیا هیچ مسلمی راضی می‌شود که اختیار در دست زنان بی‏شعور باشد که هرجا خواهند بروند و با هرکس خواهند بنشینند و هر وقت خواهند از خانه بیرون روند اینها هنوز بر ایران مسلط نشده حکم می‌کنند که زنان از مردان رو نگیرند آیا هیچ مسلمی راضی می‌شود که زن او آرایش کرده در میدانها بر سر دکانها بنشیند و بتماشاگاه‏ها برود و آیا هیچ مسلمی راضی می‌شود که در بازار مسلمانان چندین دکان شراب‏فروشی باشد و هرکس می‌خواهد علانیه بخرد و بخورد از زن و مرد و منعی نباشد و زنش مختارش باشد و زینت کند و بیاید در بازار شراب بخرد و بخورد و مست بشود و در بازارها و میدانها و صحراها و باغها با حال مستی بگردد و با الواط و اوباش بنشیند و آنچه می‌خواهد بکند نعوذبالله؟ آیا هیچ‌کس راضی می‌شود که اسم آزادی بر سر مردم بگذارند و هیچ‌کس صاحب‌اختیار دخترش و زنش و پسرش و غلامش و کنیزش نباشد؟ هرجا می‌خواهند بروند و هر کار می‌خواهند بکنند و با هرکس می‌خواهند بنشینند و در هر مجلس شرابی که خواهند حاضر شوند و با هر لوطی بخواهند بنشینند و نتواند حرف بزند که فلان کافر حکم کرده که ولایت آزادی باشد و نیک و بد در هر ولایت و اهل هر مذهب هست و از این جهت در هر بلدی چندین زن بد پیدا می‌شود اگر آن اشرار استیلا یابند آیا نه این است که آن زنان بد با آن کفار راه پیدا می‌کنند و چون قرار بر آزادی است احدی نمی‌تواند متعرض شود و شبی چندین هزار فرج بزنا شسته شود و چه بسیار نطفه‏ها که بسته شود از فرنگی ببین که عاقبت این امور چه خواهد بود و دیگر آنکه این بلهوسهای بجوانی و جهالت و دولت مغرور که طالب سرخ و زرد و رسم جدیدند وقتی که ندای آزادی بشنوند جمیعاً خود را به شکل و صورت فرنگی بیارایند و مجالس و محافل به رسم آن کفار بسازند و رسم نشست و برخاست و سایر خصال خود را بر نهج آنها بکنند و به کلی از اسلام و رسوم اسلام عری و بری شوند و دیگر آنکه دیوان‏خانها بسازند و حکام از جانب خود بنشانند و در مال و جان و عرض و ناموس مسلمانان به رسم خود حکم کنند و حدود به قاعده خود جاری کنند و بکلی رسم دین و حکم و قضای پیغمبر صلی الله علیه و آله  را براندازند و اگر زنت یا دخترت با کسی نزاعی کرده آن را در دیوان‏خانه عدالت حاضر کنند و هرطور می‌خواهند درباره آنها حکم کنند و اگر زنت از تو اکراه بهم رساند و بخواهد ارمنی شود برود کشیشان آنرا در ملأ عام غسل دهند و داخل دین ارمنی کنند و بانواع حیل جمیع اموال مردم را صاحب شوند و پولهای مردم را از دستشان باسم قرض نفعی بگیرند و تکه کاغذی بدست ایشان بدهند و مردم مثل شتر مهارشان در دست آنها باشد و از پی آنها بروند چنانکه در هندوستان بهمین روش سلوک کرده‏اند و دیگر آنکه هر بلهوسی که بواسطه میل بسرخ و زرد یا زنان هرزه ایشان یا از راه بی‏دینی بخواهد مرتد از اسلام شود احدی نتواند متعرض شود که آزادی است و به این واسطه جمع کثیری مرتد می‌شوند و احدی از علما و غیرهم را جرأت تنطق نباشد خاصه که مکتب‏خانه‌ها بسازند و معلم از خود بنشانند و کتابهای خود را بمردم بیاموزند و اطفال ساده را از بچگی بطریق نصرانی بارآورند و باسم آنکه مواجب از دولت می‌دهیم مردمان خام‏طمع اولاد خود را بمکتب آنها برند و اطفال خود را بکلی نصرانی کنند و در مجالس و محافل اشراف و سادات و علما گبر و یهود و ارمنی را بنشانند بلکه آنها را مقدم دارند بر علمای شیعه و سادات و ذریه رسول صلی الله علیه و آله  بجهت عداوت باطنی که دارند و احدی نتواند حرف بزند و اشرف مسلمین برای ادنای نصرانی کرنش و تعظیم نماید بجهت آنکه دولت دولت ایشان است بلکه از قرار مذکور حکمی است که باید بکنند و چنانکه یهودی و نصرانی و مجوس در دولت اسلام از اهل ذمه و خوار است مسلمین هم در دولت آنها ذلیل و خوار و اگر حرمتی امروز دارند از اندیشه ملک اسلام است و اگر ملک اسلام بدستشان آید دیگر اندیشه ندارند و یهودی که حال از راه ترس نفس نمی‌کشد در دولت ایشان جسور شود و فحش باسلام و رؤسای اسلام و ائمه انام گوید و کسی نتواند که حرف بزند که فلان کافر حکم کرده که موسوی بدین خود و عیسوی بدین خود همه رعیت پادشاهند هریک بدین خود راه روند و زن با هر نصرانی که رفیق شود آن نصرانی سرنزده در خانه تو درآید و شب در خانه تو در کنار زن تو بنشیند و بخوابد که آزادی است و اختیار با زن است و زنهای مسلمین مثل زنان آنها از بلهوسی لباس پوشند و مثل آنها در میهمانیهای عام در مجلس عام برقصند و شراب خورند چنانکه خود آنها می‏نشینند و می‌خورند و می‌کنند زنها با مردها در مجالس بر کرسی بنشینند و با مردمان غریب شوخی کنند و با آنها شراب خورند و در حمامهای مسلمین و مسجدهای  ایشان مرد و زن فرنگی داخل شود و نتوان سخن گفت امروز بآنها می‌توان گفت شما نجسید ولی فردا که دولت آنها شد دیگر این حرف را کسی جرأت نمی‌کند و سرنزده و بی‏اذن هرکس از زن و مرد فرنگی خواهد داخل خانه شود مانعی نباشد زیرا که این منع بجهت عصمت زنان است و اگر عصمت نباشد دیگر چه منع آه آه این بلهوسهای ایران که هنوز که چیزی نشده تدارک فرنگی شدن می‌گیرند و بعضی شده‏اند و از ترس شمشیر اسلام بوی اسلامی می‌دهند آن روز که آزادی شد و ترس اسلام برطرف شد چه می‌کنند والله که الوف اهل ایران بکلی فرنگی می‌شوند و از اسلام مرتد می‌شوند علانیه و احدی نفس نمی‌تواند کشید کولی‌های خود را بیارایند و در کوچه و بازار برقصانند و از هر گوشه صدای سازی برآید و از هر طرف عر و عر مستی آید و از یک‌طرف صدای ناقوس بلند باشد و از یک طرف یکی از اولاد رسول خدا را بدیوانخانه کشند که تو بفلان نصرانی بی‏حرمتی کرده ای و از یک طرف یکی از علما و صلحا را بمحل مؤاخذه برند که تو به فلان ارمنی بی‏ادبی کرده ای دختر فلان عزیز را بکشند که آزادی است و این عاشق آن نصرانی شده و پسر فلان شریف را ببرند که باید سرباز و توپچی باشد و افواج مسلمین را بگیرند و سرباز کنند آنوقت بهر فوجی صد کولی بدهند که در سفر و حضر همراهشان باشد و نوکر برای پادشاه بعمل آید و این خلق بی‏دین بی‏مروت علی‌الاتصال حرام‏زاده بسازند و باک نداشته باشند و گمان کنند که زن مفت است و قدغن هم که نیست و مردم در معاصی مانند آن بیمار شوند که از پرهیز درآمده یکدفعه به غذاهای بسیار رسد و از هرچه هرقدر می‌تواند با نهایت حرص بخورد ببین چه خواهد کرد امروز که دار اسلام است و ترس و حیای از مؤمنین و علما باقی اگر سه روز حاکم ولایت رخصت عام دهد که هرکس هرکار می‌خواهد بکند مردم هرزه انواع معاصی را در سر هر کوچه می‌کنند پس آن روز چه خواهد شد که بمعاصی تقرب بحاکم پیدا می‌کنند و حاکم خشنود می‌شود آه آه مردمی که امروز بسیرت فرنگی راه می‌روند آن روز چه خواهند کرد،

امور یضحک السفهاء منها                             و یبکی من عواقبها اللبیب

(نادان ازاین کارها می خندد ولی شخص دانا از عواقبش می گرید ) 

و آیا نه این است که این کفار مسلم نیستند و پیغمبر مسلمین را پیغمبر نمی‌دانند و امام مسلمین را امام نمی‌دانند و آیا نه این است که وقتی آنها را پیغمبر و امام ندانند حرمتی برای آنها قرار نمی‌دهند و چون حرمت قرار ندادند حرمتی برای روضه‏های مطهره آنها قرار نمی‌دهند و آیا نه این است که اگر مستولی شوند بطور بی‏حرمتی بحرم مقدس حضرت امام رضا سلوک خواهند کرد بلکه احتمال کلی می‌رود که آنها را بکوبند و قبه مطهره را خراب کنند یا آن آستان عرش‏بنیان را کلیسا بسازند و بر گلدسته‌های مقدس ناقوس آویزند و هم‏چنین با حرم معصومه و شاه‏عبدالعظیم سلوک خواهند کرد بلکه اگر ایران را گرفتند بعتبات عالیات هم سرایت خواهد کرد و آنها را هم خواهند کوبید یا کلیسا ساخت و البته از این اماکن بجهت اجتماع زوار هراس دارند و منع خواهند نمود آیا هیچ معاونت کننده هست که مرا اعانت کند در گریه و زاری آیا هیچ مساعدت کننده هست که مرا مساعدت کند در ناله و سوگواری آیا هیچ صاحب غیرتی هست که از این اوضاع آشفته شود آیا هیچ صاحب حمیتی هست که از این حکایت آتش خشمش مشتعل شود آیا هیچ متدینی هست که از استماع این حکایت دست دعائی به سوی آسمان برآرد والله مرگ گواراتر است از این که رسم دین محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله  را برانداخته ببینیم و آثار شرایع را برطرف ساخته مشاهده کنیم و امت او را مرتد و ذلیل در دست نصاری ببینیم خداوند نصاری را وعده کرده که آنها را ظفر بر کفار دهد و فرمود: و جاعل الذین اتبعوک فوق الذین کفروا الی یوم القیمة (و تا روز قیامت کسانی راکه از تو پیروی کردند بالای کفار قرار می دهم - آل عمران 55)

 (تمام آیه شریفه این است  إِذْ قالَ اللَّهُ یا عیسى‏ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ جاعِلُ‏ الَّذینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذینَ کَفَرُوا إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَةِ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فیما کُنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُونَ یعنی زمانی که خداوند بحضرت عیسی علی نبینا وآله وعلیه السلام فرمود : همانا من ترا می میرانم وبسوی خود بالا می برم وازمیان کفار پاکیزه ات می سازم و تا روز قیامت کسانی راکه از تو پیروی کردند بالای کفار قرار می دهم سپس باز گشت شما بسوی منست ودر میان شما درباره اختلافاتتان داوری خواهم نمود .)

 ای اهل ایران آیا کافر شده‏اید به خدای عزوجل آیا مرتد شده‏اید از دین محمد صلی الله علیه و آله  که نصرانی بر شما استیلا یابد و شما را مثل یهودی بذمه خود درآرد ای مغروران جاهل آیا غیرت نمی‌کنید و صبر می‌کنید که آثار محمد صلی الله علیه و آله  برافتد و دین او بکلی برطرف شود آیا گمان می‌کنید که اگر برای فرنگی ‏خدمتی کنید عزیز خواهید شد والله ذلیل‏تر از زن فاحشه خواهید گردید که در دست الواط افتاده باشد زیرا که شما ذلیل خواستید خدا و رسول را و عزیز خواستید جند شیطان و اعداء رحمن را و البته خداوند لباس مذلت بشما خواهد پوشانید و تلافی این را با شما خواهد کرد و طوری خواهد کرد که در اسلام داخل مرتدین و در کفر داخل اذلین باشید خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین (حج 11)خداوند عالم بحق قائم آل‏محمد علیهم السلام  که تیغ پادشاه جهان‏پناه روحنا فداه را بر فرق کفار قاطع گرداند و جنود مسعود او را ظفر دهد و اولیاء دولت قاهره را باهتمام و کوشش در دفع این اشرار کفار جد و جهد و نصروعون کرامت فرماید و الا والله این رعایای ایران که من می‏بینم و این بلهوسان و مغروران و هرزه‏گردان و منعمان و مفت‏خوران احدی را آن غیرت و حمیت نیست که از دین خدا دفعی کند یا در بند دین باشد یا از جان و اهل و مال خود کافری را دور کند یک طبیب فرنگی داخل یک ولایت مسلمان می‌شود آن قدر تملق از او می‌گویند و برضای او حرکت می‌کنند و از رنجش او حذر می‌کنند که با خدا چنین معامله نمی‌کنند و چه بسیار که خود را بسیرت و سنت او می‏آرایند و رفتار و کردار و صورت خود را بشکل او می‌کنند و لهجه خود را تغییر می‌دهند و بزیارت او هر روز می‌روند که صاحب چنین فرموده و صاحب اگر نروم می‌رنجد و وعده او را لاخلف فیه می‌دانند و قول او را صدق لاکذب فیه می‌انگارند و تدبیر او را حق لاباطل فیه می‏شمارند و شمایل او را حسن لاقبح فیه می‏بینند و سلوک او را صواب لاخطاء فیه می‌انگارند و چون وارسی (وارس : دارای منش) او را معصوم از هر عیب و نقص گمان می‌کنند اگر کسی او را بد گوید از او می‌رنجند و تکذیب می‌کنند و اگر کسی او را مدح گوید او را صاحب معرفت و صاحب سلیقه حساب می‏نمایند و حال آنکه بسا آنکه آن مردکه پینه‏دوز فرنگ است و آنجا اعتباری نداشته و گریخته از گرسنگی و آمده نانی تحصیل کند و طب هم نمی‌داند و بلهوسان ایران او را صاحب صاحب گویان بر خدا و رسول مقدم داشته‏اند حال این بلهوسان چه خواهند کرد اگر دولت دولت انگلیس شود و پرده حیا برداشته شود و اذن آزادی داده شود و کسی در مرتدشدن از شمشیر اسلام نترسد خداوندا تو را بعزت پاکان درگاهت و تو را بقرب نیکان بندگانت تو را بجاه و جلالی‏که بمحمد و آل‏محمد علیهم السلام  دادی و او را بر جمله کاینات برگزیدی و او را وعده نصرت بر کل عالم نمودی و ما را بنور او از ظلمت کفر بعرصه نورانی اسلام آوردی و بعزت آل‌اطهار او لاسیما صاحب امر و زمان و شریک قرآن و خلیفه رحمن عجل الله فرجه که ما را الی‌الآن باو عزیز و محترم داشتی و دین و جان و مال و عرض ما را ببرکت او مصون و محروس داشتی که پادشاه اسلام را بر این اشرار فجار ظفر بخش و جنود مسعود او را بزودی غلبه ده و ساحت ایران را از لوث آن فجار پاکی بخش و لباس مذلت بر مسلمین و مؤمنین مپوشان و آثار دین اسلام را برمینداز و مواضع عبادت خود را بتکده و معبد شیطان مگردان و از معاصی ما که بآن واسطه مستوجب این عقوبت شده‏ایم درگذر و بفضل و کرم خود با ما سلوک فرما و بسایر رعایا و برایای اهل ایران توفیق انزجار از معاصی خود و از تشبه باعدای خود عطا فرما و ایشان را غیرتی بر دفع از دین خود انعام نما و ایشان را بر سلوک به طور دین پیغمبر خود صلی الله علیه و آله  بدار و اگر خود را بصورت و سیرت اعدای تو داشته‏اند یا عداوت اولیای تو را ورزیده‏اند یا سعی در اطفاء حقی کرده‏اند یا نصرت اعدای تو را کرده‏اند یا انکار فضلی از فضایل آل‏محمد علیهم السلام  را از روی جهالت نموده‏اند یا باغراض دنیاوی با اولیاء تو بد سلوک کرده‏اند و خیال بد در ایشان نموده‏اند یا اهانت و بی‏اعتنائی بعلمای دین تو کرده‏اند یا بظنون و توهمات باطله با اولیای تو بد کرده‏اند و اهانت بدین تو و بمؤمنین و باولیای مقربین و انکار فضایل امیرمؤمنین علیه السلام  و اعانت منکرین و اذلال ناشرین و مقرین نموده‏اند و بآن واسطه مستحق استیلای جلادان و میرغضبان تو شده‏اند از عقوبت عام درگذر و ببرکت قائم آل‏محمد علیهم السلام  که از اخذ ایشان بطور عموم درگذر و عفو فرما چه بسیار که این امور را از راه جهالت کرده‏اند و تو ارحم الراحمینی ما را طاقت این عقوبت عام و بلای جمله اسلام نیست و نمی‏توانیم نام تو را گم شده و نام شیطان را زینت مجالس بینیم و نمی‏توانیم اولیاء تو را ذلیل و اعدای تو را عزیز مشاهده نماییم و مساجد تو را کلیسا بینیم و از عوض اعلان نام تو صدای ناقوس بشنویم و باز مسألت می‏نماییم بحق آن وسیله‌هایی که هیچ متوسلی به آنها هرگز خائب و خاسر نمی‌شود که پادشاه اسلام را بر این طغام ظفر بخش و ساحت ایران را بالکلیه از لوث اینها پاک کن و ثغور مسلمین را از شر اینها مصون دار و این خلق ضعیف را محتاج بجهاد عام مگردان که ابدا بانجام نمی‌رسد به جاه محمد و آل‏محمد صلواتک علیه و علیهم اجمعین و لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم باری دل از این غم خون و اشک جیحون است و کم کسی می‏بینم که بقدر این حقیر از ایشان و از عواقب این امر خائف باشد و چون غرض همین قدرها بود باین‌جا ختم شد.

تمام شد بر دست مصنفش کریم بن ابرهیم در هجدهم ماه رجب سنه هزار و دویست و هفتاد و سه هجری حامدا مصلیا مستغفرا، تمت.

 

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ