سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
عاق والدین نویسنده: سما - پنجشنبه ٧ آبان ۱۳٩٤

چه نیکوست اگر والدین فرزند خود راعاق کنند وچه گناه بزرگی است اگرفرزند

عاقوالدین شود


عاق والدین           

بسم الله الرحمن الرحیم

چه نیکوست اگر والدین فرزند خود راعاق کنند وچه گناه بزرگی است اگرفرزند عاق والدین شود جهت توضیح این مطلب عرض میشود که بسیاری از عوام الناس گمان می کنند که اگر یکی از والدین بفرزندش بگوید ترا عاق کردم ویا نزد مردم بگوید فرزندم را عاق کرده ام صیغها  ای بنام عاق جاری شده و قرآن وروایاتی که در باره عاق والدین وارد شده شامل حال اوست بخصوص بعضی از کسانی که خورده علمی یاد گرفته اند بامقدس بازی یا اغراض وبدست گرفتن سوژه ای جهت اعمال دشمنی ، احادیث وقرآن را روی شخص پیاده کرده هرچند که والد یا والده آن شخص امر نا مشروعی را تقاضا داشته باشند که احیاناٌ  باعث تعطیل ماندن احکام الهی شود مثل امور مواریث وتلف شدن اموال ونفوس ونوامیس  که برگشت آن مخالفت با اصالت حدیث متواتر انا وعلی ابوا هذه الامة است و او راازمزایای اجتماعی واخروی ممنوع ومحروم می دانند وعلت آن چندین امر است که ذیلا بعضی از آنها را در مقدمه یاد آور دوستان میشویم :

مقدمه:

اول – آشنا نبودن بااصول وفروع روایات اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام وضعف داشتن درمعارف وحقوق وعقوق ایشان علیهم السلام

دوم – ابتدا باید کلام خدا ومعصومین را از درگاهش وارد شد یعنی دانستن لغت صحیح عرب ولااقل  ادبیات عرب را درحد متداول باید متذکر بود زیرا خداوند فرموده  وَ هذا لِسانٌ عَرَبِیٌّ مُبین نحل 103در کافی جلد 1ص 52ازامام صادق علیه السلامست که فرموده اند: اعْرِبُوا حَدِیثَنَا فَإِنَّا قَوْمٌ فُصَحَاءُ یعنی حدیث ما را روشن بیان کنید زیرا ما گروهی فصیح هستیم بنابراین اول باید معنای عاق را وسپس جایگاه والدین وتفصیلات آن را فهمید بعد قضاوت کرد

سوم – بعد از اینکه ظاهر کلام خدا وامامان را صحیح معناکردیم لازم است که مراد ولحن را درکلامشان در روایات جستجوکنیم وهمینطور عامیانه چیزی نگوئیم  و این کار ممکن نیست مگر بارجوع بفقهاء آل محمد علیهم السلام چنانکه مطالبی  را که یاد آور میشویم از رجوع بفقهای آل محمد علیهم السلام یاد گرفته ایم مگر خطائی باشد که ازغفلت نویسنده است ویک علامت صدق و صفای این مقاله وامثال آن این است که با ساده ترین چاپ وامکانات دراختیار آشنایان قرار می گیرد و در وبلاک بطور رایگان پخش میشود درصورتی که اهل شعارهای توخالی مقالات یا کتابهایشان را با بهترین چاپ وشکل و تصاویر و زرق و برق ارائه می دهند و در سایت های پرخرج میگذارند وماندگار و مؤثر واقع نمیشود چون از معارف وحقایق  عاری وخالیست

فصل اول در شناختن معنی عاق است :

ازآنجاکه ازقدیم الدهر خوراک فراعنه مغز وافکار جوانان بوده وهست شالوده ای خشک درمیان افکار جامعۀ ایران از معنای عاق باقی مانده است چنانکه در ابتدا گذشت وحال آنکه عاق اسم فاعل است وفعل آن عقّ الرجل والدیه یعنی مرد پدر ومادرش راعاق کرد وحال آنکه مشهور برعکس است که میگویند پدر یا مادر فرزند راعاق کردند واین اصطلاحی که ازعقوق وعاق بین عوام رواج پیداکرده مراد خدا ومعصومین نیست گرچه درمعنای صحیح عاق گاه طرفینی هم اراده میشود اما باید متذکر بود که عقّ یعنی شَقَّ و قَطَعَ  بفارسی جداکردن و بریدن راگویند عاق والدین یعنی کسیکه از پدر ومادر جدا میشود ومی بُرد وعصیان میکند ورابطه های معنوی ومادی وعاطفی  خود راازآنها جدامی کند که در واقع ضمیر عاق برمی گردد بفرزند نه به والدین بلکه فرزندست که والدین راعاق می کند یعنی جدا می کند وقطع رحم کرده عاصی میشود وسرکشی می نماید  و گرنه دریک معنا  اگر پدر فرزندش راعاق کند عمرفرزند طولانی می شود وازبلاها محفوظ می ماند زیرا عق الرجل عن ابنه یعق إذا حلق عقیقته و ذبح عنه شاة یعنی پدر پسر را عاق کرد یعنی عقیقه نمود وطبق دستور شرع گوسفند برایش کشت چنانکه مشهور است پس اگر پدری یا مادری بگوید من فرزندم راعاق کردم دومعنا دارد معنای اول یعنی بااو قطع رحم کردم ودراین صورت والدین گناه کارند که قطع رحم نموده اند و فرزند گناهی ندارد ووالدین بگناه خود اعتراف نموده اند وعاصی شده اند ومعنای عاق در زبان عرب عاصی وسرکش است پس فرزند که سرکشی وسرپیچی از فرمان مشروع والدین کند عاق شده است وکمترین سرکشی هاونافرمانی ها گفتن اف دربرابرامر مشروع والدین است چنانکه در قرآن آمده است  ومعنای دوم این است که والدین می گوید فرزندمان راعاق کردیم یعنی عقیقه نمودیم وگوسفند کشتیم وثواب نموده اند برای برگشت باصل مطلب کلامی ازمولای کریم راازمواعظ ایشان یادآورمیشویم:

و از جمله عقوق این است که بپدر بگوئی اف، همینقدر که گفتی عاق پدر شده‏ای آتش جهنم برای تو واجب شده به همین گفتن اف، دیگر اگر اکتفا باین نکرد وبی اعتنائی کرد تا بفحش کشید مال او راتلف کرد باعلم باینکه او ابدا راضی نیست چنین کسی عاق است این راهم عرض کنم خیالتان نرسد عاق آن کسی استکه پدر بگوید باو که توعاق منی ، خیر ، عاق در زبان عرب یعنی عاصی نه این است که پدر کاری بایست بکند تا فرزند عاق شود، خیر. این نامربوط است، عجمها این را اینطور می‏گویند. عاق یعنی عاصی. پس عاصی پسر است اگر خلاف رأی پدر کرد عصیان کرده و عاصی شده. عاصی که شد عاق است، دیگر می‏خواهد پدر بگوید تو عاقی می‏خواهد نگوید، همین که عصیان پدر کرد عاق او است. و در این آخرالزمان کار به اینجا رسیده که پسران را ابدا هیچ احترام از پدران نیست، هیچ احترام از مادران نیست، هرزگی می‏کنند، می‏زنند مادران را. اینها از کارهائی است که در آخرالزمان شایع شده

فصل – فرق بین والدین وابوین معلوم است که والده کسی است که شخص از او زائیده میگردد وازاوبیرون می آید  ووالد کسی است که شخص از او هستی دنیوی پیدا نموده و ریشۀ پیدایش اوست در دنیا و والد ووالده درلغت اولی برای پدر ودومی برای مادر بکار می رود ووالدین یعنی پدر ومادرونکته دیگر اینکه والدین بپدر ومادر ملاصق گویند چنانکه امیر المؤمنین علیه السلام در باره آیه شریفه وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ در سوره بلد آیه 3 فرموده اند :  فَالْوَالِدُ رَسُولُ اللَّهِ صل الله علیه وآله وَ أَنَا وَ ما وَلَدَ یَعْنِی هَؤُلَاءِ الْأَحَدَ عَشَرَ وَصِیّاً صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِم‏ یعنی آن پدروفرزندانی راکه خداوند بآنها سوگند یاد می کند مراد از پدر رسول خدا صلی الله علیه وآله هستند ومن ومراد از فرزندان یازده وصی می باشند صلوات الله علیهم ولی ابوین چنین نیست باجداد هم آباء گفته میشودچنانکه خداوند از قول یوسف در قرآن فرموده :  وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائی‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوب‏ یعنی من پیروی روش پدرانم رانمودم که حضرت ابراهیم واسحاق ویعقوب باشند پس مفرد واژه ابوین یعنی واژه اب مخصوص پدر است حتی واژه ابت برای پدر است ومؤنث نیست واصلا تا درآن تاء تآنیت نیست بلکه تبدیل یاء بتاء است ویا ابتِ یعنی یا ابی واما ابوین گرچه بمعنی والدین است اما بتنهائی معنای اب و ابوین وسیع  ترازواژه والدین است دریک توجه اب بمعنی دارنده وصاحب میآید که از آن بکنیه تعبیر می آورند مانند ابوالعجائب یعنی دارنده شگفتها ابوالشرور دارنده شرارتها ابو الدواهی دارنده بلاها ابوافضل دارنده فضل وهمچنین ابوالاضیاف یعنی مهماندار ابوالیقضان یعنی خروس که میتوان درفرهنگ لغت امثال اینها را مطالعه کرد پس یکی از معانی تآویلی در فرمایش رسول خدا صلی الله علیه وآله که فرموده اند :  انا وعلی ابوا هذه الامة می تواند این باشد که من وعلی دو صاحب و دو مالک این امت هستیم ویکی دیگر از معانی باطنی ابوین نور ورحمت است که هرگاه این دو درمحل پاکیزه ای تجلی کنند یک مؤمن آفریده میشود  ونور جلوه رسول الله است صلی الله علیه وآله ورحمة جلوه امیرالمؤمنین است صلوات الله علیه بدلیل اینکه درکتاب محاسن جلد 1ص131است  :  عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ‏ قَالَ لِی یَا سُلَیْمَانُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ نُورِهِ وَ صَبَغَهُمْ فِی رَحْمَتِهِ وَ أَخَذَ مِیثَاقَهُمْ لَنَا بِالْوَلَایَةِ فَالْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِیهِ وَ أُمِّهِ أَبُوهُ النُّورُ وَ أُمُّهُ الرَّحْمَةُ فَاتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ‏ فَإِنَّهُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ الَّذِی خُلِقَ مِنْه‏

ازامام رضا علیه السلامست که بشخصی بنام سلمیان فرمود : ای سلیمان همانا خداوند تبارک وتعالی مؤمن را از نور خودش آفرید وآنها را در رحمت رنگ زد واز آنها پیمان برای ولایت ما راگرفت پس مؤمن برادر پدر ومادری مؤمن است پدرش نورست ومادرش رحمت است پس حرمت فراست مؤمن را نگه دارید  زیرا او با نور خداوندی که از آن نور آفریده شده می نگرد.

 پس با این نگرش معنای باطنی انا وعلی ابوا هذه الامة روشن است که ماده مؤمن از نور وصورت او ازرحمت می باشد   صلوات الله علیهما وآلهما 

فصل انواع ابوین :

بسی واضح استکه تولد جسمانی تولدی شبیه بسایر حیوانات است بلکه حین تولد از حیوانات هم ناتوان ترست پس هرطایفه ای فرزند خود را طبق روش واخلاق واعتقاد خود پرورش می دهد همچنین این قاعده جاریست در اسلام که هفتاد دوسه فرقه اند تنها یک فرقه اهل نجاتند وبقیه درهلاکتند چنانکه درخصالست  عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ جَمَاعَةِ أُمَّتِهِ فَقَالَ جَمَاعَةُ أُمَّتِی‏ أَهْلُ الْحَقِّ وَ إِنْ قَلُّوا ازپیامبراسلام درباره گروه امتشان پرسیده شده فرموده اند : گروه امت من اهل حق هستند ولو اندک باشند پس غیر از اهل حق که امت اجابت هستند بقیۀ اهل اسلام امت دعوتند در اینجاست که ابوین ایمانی برای اهل ایمان وابوین کفر برای کفار ومنافقین ومرتدین ضرور است  و ابوین ایمانی اهل حق امامان معصومین علیهم السلامند که این مقام از آنها جاری شده تابرتبه انبیاء گذشته وشیعیان کامل ونقبا ونجبای هرامامی رسیده وچون نقبا ونجبای امام زمان علیه السلام باخود حضرت غایبند بزرگان شیعه دراین زمانها متکفل این مقام شده اند ودرروایات ضعیفان شیعه  را که راه دین را نیاموخته اند  یتیم میدانند  چنانکه درکتاب سلیم بن قیس از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام روایتست : «فقیه‏ واحد ینقذ یتیما من أیتامنا المنقطعین عنّا و عن مشاهدتنا بتعلیم ما هو محتاج إلیه أشدّ على إبلیس من ألف عابد». یعنی یک فقیهی که نجات دهد یک یتیم از یتیم های مارا که از ما ودیدن ما منقطع شده باینکه آموزش دهد باو نیازمندیهایش را این فرد برای ابلیس از هزار عابد سخت تر ست ومشخص ومعین است که لغت منقطع از والدین با عبارات قاطع ازوالدین وقاطع رحم وعاق والدین فرق دارد ونمی توان ایتام آل محمد علیهم السلام را که دشمنان اهل بیت باهزاران برنامه ومکر وخدعه وتبلیغ وتحریف وبدعت وآراء فاسده از والدین جدا کرده اند عاق نامید گرچه عاق ومنقطع ظاهرا هردو محروم ازعلوم والدینند ولی ستمکاردر فاعل عاق خود اوست بعد از شناخت وآگاهی عاق وسرکش شده است اما ایتام آل محمد علیهم السلام مظلومندوستم برآنها شده ودشمن مانع آنها بوده وهست که موجبات محرومیتشان را دشمنان اهل بیت ازهزاران سال پیش فراهم ساخته ومی سازند پس فطرت های آنها دست نخورده است و بمجرد اشاره ای از سوی علمای برحق شیعه افکارشان ودلهایشان بسوی ساداتشان پرواز می کند هرکجا باشند فی مشارق الارض ومغاربها وسهلها وجبلها وبرها وبحرها واز برکت عنایت علمای کامل شیعه شب وروز در قرای ظاهره درآسایش فکری تمام سیر می کنند ولواینکه ابدانشان متفرق وجدای ازهم باشد چون خداوندامنیت راه فکری آنها را تضمین  کرده فرموده : سیروا فیها لیالی وایاماآمنین  وهمچنین است عاق بدور ونزدیکی نیست برادران حضرت یوسف نزدیک پدر بودند عاق شدند وحضرت یوسف دور ازپدر بود اما از پدر بریده نبود اتصال معنوی داشت بخلاف برادرانش که سرکشی کردند .  

فصل –در حد ومرز تکالیف ابوین است البته این مختصر جای ذکر روایات ومباحث ابوین یا والدین نیست وبرای شناخت  صحیح والدین  ظاهری وباطنی  و احکام عاق والدین باید بکتاب مبارک فصل الخطاب جلد 8وطریق النجاة جلد 3 فصول 17و18وامثال آن مراجعه کرد که آقای کرمانی اعلی الله مقامه در آنجاها بطور کامل روایات وآیات را آورده اند زیرا در روایتی درکافی جلد 7 صفحه 174از رسولخداست که فرموده اند إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ حَدّاً  

یعنی همانا خداوند برای هرچیزی حدی قرار داده مثلا درباره حد قبله فرموده اند ما بین المشرق والمغرب قبلة کله تمام ما بین مشرق ومغرب قبله است پس خود مشرق وخود مغرب وسمت شمال خارج از حد قبله است پس هرکس مختصری با قرائت قرآن سروکار داشته باشد می داند که مثلا  خداوند درسوره اسرا آیه 23 فرموده  : وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریما و به پدر و مادر احسان کنید. اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها «اوف» مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

 درآیه دیگر حدآنرا معین کرده و در سوره لقمان آیه 15فرموده : وَ إِنْ جاهَداکَ عَلى‏ أَنْ تُشْرِکَ بی‏ ما لَیْسَ‏ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفاً وَ اتَّبِعْ سَبیلَ مَنْ أَنابَ إِلَیَّ یعنی و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى، از آنان فرمان مبر، ودر دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن‏

پس امری را که دانش آن رانداری وشرک بخداست محل پیروی از والدین ظاهری نیست وپیروی نکردن موجب عاق شدن نمیگردد بلکه اگر پیروی کنی عاق والدین باطنی شوی وکسی که قرآن می خواند فراوان می بیند که خداوند در جاهای عدیده مردمی را که از پدرانشان پیروی می کنند مذمت کرده مثل اینکه خداوند  در سوره مائده از قول آنها فرموده قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ (104) یعنی گفتند همان روش هائی را که پدرانمان داشته اند ما را بس است آیا چنین نیست که پدرانشان هیچ دانشی نداشتند وهدایت نشده بودند پس درحدیثی طولانی ازاصبغ بن نباته در معنا ومراد باطنی ازعاق والدین درکتاب اثبات الهداة جلد 3ص49 از رسول خدا صلی الله علیه وآله تفسیر شده که بامیرالمؤمنین علیه السلام فرموده اند :

یَا أَبَا الْحَسَنِ أَلَا وَ إِنِّی وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ فَمَنْ عَقَّنَا فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَیْه یعنی ای اباالحسن آگاه باش که من وتو ابوین این امت هستیم پس هرکس عاق ماشود لعنت خدا براو باد پس از این حدیث شریف کاملا روشن است که مردم بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله اول عاق شدند وسپس مرتد گشتند جز چند نفری درکتاب اختصاصست عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ‏ ارْتَدَّ النَّاسُ‏ بَعْدَ النَّبِیِّ ص إِلَّا ثَلَاثَةَ نَفَرٍ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِیُّ وَ سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ ثُمَّ إِنَّ النَّاسَ عَرَفُوا وَ لَحِقُوا بَعْد . یعنی امام باقر علیه السلام فرمودند جز سه نفر بعد از رسول خدا ص مردم همه مرتد شدند وآنسه نفر مقداد و سلمان فارسی و ابوذر بودند وسایر مردم بعدا آشنا شدند وملحق گردیدند وحال بسنج اوضاع مردم زمانه را وببین آیا اکثر مردم عاق والدین حقیقی هستند یا نه ؟  اگر اکثریت مردم عاق نباشند امام زمان  عجل الله فرجه ظهور می فرمایند وبوی بهشت از پانصد سال مانده ببهشت بمشام اهل بهشت می رسد مگر اینکه بمشام عاق والدین ظاهری نخواهد رسید  پس بسنج وببین عاق والدین باطنی چه خواهد بود چرا که همین والدین ظاهری را باآن حقوق عظیمی که دارند باید فدای ابوین باطنی نمود باوجودی که هیچ مخالفتی هم بین پدر ومادر وبین امامان نباشد  باید با اخلاص گفت : بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ أُسْرَتِی یعنی ای امامان من پدر ومادرم واهل ومال وخانواده ام فدای شما باد وازامام صادق علیه السلام در کافی جلد 8صفحه 333آورده که بشخصی فرموده اند : عَادَیْتُمْ فِینَا الْآبَاءَ وَ الْأَبْنَاءَ وَ الْأَزْوَاجَ وَ ثَوَابُکُمْ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَا إِنَّ أَحْوَجَ مَا تَکُونُونَ إِذَا بَلَغَتِ الْأَنْفُسُ إِلَى هَذِهِ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ

یعنی حضرت از اصحاب قدر دانی کرده میفرمودند : شما ها در راه ما با پدرانتان وفرزندانتان وزنانتان دشمنی کردید وثواب شما برخداوند عز وجل است و بیشترین وقتی که شما ها بما اهل بیت نیازمند هستید زمانی است که نفستان باینجا می رسد حضرت اشاره بحلق مبارکش نمود یعنی لحظه جان دادن پس آیا بوی بهشت نزدیک ترست یا بوی امام زمان بلکه آن بزرگوار جزو نحن در نحن اقرب الیه من حبل الورید است پس چرا کمتر کسی بوی او رامیدهد این ها دلیل عاق والدین بودن حقیقی است .   

تااینجا بمقداری که مقصود از عاق والدین بود مرقوم شد وهمانگونه که گذشت اصل بحث را باجوانبش باید درامثال کتبی که ذکر شد جستجو نمود . والسلام   

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ