سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
اتحاد ، اختلاف1 نویسنده: سما - دوشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٤

      بسم الله الرحمن الرحیم

                      «اتحاد،اختلاف1»

وصلی الله علی محمد وآله الطیبن الطاهرین 

کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ


                 بسم الله الرحمن الرحیم

                      «اتحاد،اختلاف»1

وصلی الله علی محمد وآله الطیبن الطاهرین 

کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فیهِ إِلاَّ الَّذینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (213)البقره

خداوند در این آیه شریفه ابتداءً ازیک جریان خبر می دهد که مربوط بقبل از ظهور انبیاء در میان مردم است زیرا پس از اینکه  از دو فرزند حضرت آدم علیه السلام قابیل هابیل را کشت امر دین رفته رفته در پنهانی قرار گرفت وپیامبران ازمیان مردم پنهان می شدند ومردم درجهالت فرومی رفتند بگونه ای که قبل از ظهور حضرت نوح علی نبینا وآله وعلیه السلام کار مردم دنیا یکپارچه در گمراهی بود که ازکفر وایمان وشرک هیچ خبری نداشتند  ونسلها دراین شرایط بودند ودر همین شرایط بدنیا می آمدند ومیمیردند پس وقتی که قابیل هابیل راکشت سرنوشت جهان ومردم تغییر کرد وهمه چیز دگرگون شد وحضرت آدم علیه السلام این دگرگونی را مشاهده کرد واز روی اندوهی که باو روی آورد یک رباعی شعر سرود واو اولین کسی بود که شعر سرود وفرمود :

 

غَیَّرَتِ الْبِلَادُ وَ مَنْ عَلَیْهَا

 

فَوَجْهُ الْأَرْضِ مُغْبَرٌّ قَبِیحٌ‏

تَغَیَّرَ کُلُّ ذِی لَوْنٍ وَطَعْمٍ‏

 

 

وقَلَّ بَشَاشَةُالْوَجْهِ الْمَلِیحِ

     

یعنی شهرها با تمام کسانی که در آنها زندگی خواهند کرد دگرگون شد پس از این چهرۀ زمین گرد آلوده وزشت خواهد بود تمام رنگها ومزه ها زیبائی وشیرینی خود را ازدست دادند ودگرگون شدند دیگر چهرۀ با نمک زمین اندک شد

دومین کسی که شعر گفت ابلیس لعین بود که در پاسخ این اشعارآدم علیه السلام  گفت :

تَنحَّ عن البلاد وساکنیها      فبی فی الخلد ضاق بک الفسیح

وکنت بها وزوجک فی قرار      وقلبک من اذی الدنیا مریح

یعنی ای آدم تواز بهشت وساکنین بهشت رانده شدی پس بسبب من بود که آن جایگاه گسترده برتو تنگ آمد تو وهمسرت در آنجا در آرامش بودید ودلت از آزار دنیا کاملا آسوده بود و از امام صادق (ع) نقل شده که فرموده اند : قبل از کشته شدن هابیل بدست قابیل همه حیوانات وحشی و پرندگان و درندگان و سایر حیوانات به نحو مختلط با هم زندگی می‏کردند امّا بعد از آن از یک دیگر رمیده و وحشت کردند و هر یک بصورت نوعی جداگانه در آمد ،پس ازروایات ثابت شده که بعد از جریان کشته شدن هابیل بدست قابیل تا زمان ظهور امام زمان وزمان رجعت این وحشی گری ها بین مردم وحتی حیوانات خواهد بود پس بعد از ظهور امام زمان علیه السلام روزگاری برای این دنیا خواهد آمد که مانند قبل از کشته شدن هابیل شود وصلح جهانی بگونه برقرار شود که همه حیوانات وحشی و پرندگان و درندگان و سایر حیوانات به نحو مختلط با هم زندگی کنند  پس خداوند درباره این تغییر یافتگان می فرماید کان الناس امة واحدة یعنی قبل از آمدن پیامبرانی مانند حضرت نوح علیه السلام وبخصوص قبل ظهور حضرت محمد صلی الله علیه وآله رفته رفته مردم یکپارچه در بیخبری وگمراهی قرار گرفتند که آن دوران را دوران فترت ودوران جاهلیت گویند  فبعث الله النبیین تا اینکه خداوند پیامبران را برانگیخت ومردم را از یکپارچگی درنادانی نسبت بآفریدگارشان بیرون آوردند گرچه در امور دنیا بسیار پیشرفته بودند ودارای تمدنهایی چون کورش کبیر شده بودند اما انبیاء آمدند تا مردم را ازغفلت بیرون آورند وبآنها بفهمانند که این دنیا با تمام پیشرفتهایش محکوم بزوالست تمام اختراعات واکتشافات وفنون ازبین رفتنی است انبیاء آمدند تا بمردم بفهمانند  نابودی وجاودانگی یعنی چه ؟ سپس بآنها  بفهمانند که این دنیا با تمام آنچه در اوست  محکوم بنابودیست واز همین دنیائی که محکوم بفناست می توان بگونه ای بهرمند شد که برای انسان جهانی جاویدان  ساخته گردد  که آن جهان وآن انسان هر گز نابود نمیگردد وروش ساختن جهان جاویدان رابانسانها آموختند فبعث الله النبیین مبشرین ومنذرین پس باین منظور خداوند پیامبران را آشکار نمود تا بعد از اینکه مردم آفریدگار خود و آفریدگار هستی رابشناسند  آنها را بشارت دهند باینکه میتوان ازاین خانه خراب شدنی پلی ساخت بسوی جهان جاویدان وبسوی جهانی سرشار از نعمت ها وشادیها وبسوی لذت های بی کران وهمینطور از سوی دیگرمردم را ترسانیدند از دلبستگی باین دنیای فانی وسایر زشتیهایی که دوزخ جاوید را برای افراد می سازد وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ پس خداوند همراه پیامبران کتاب بحقی فرو فرستاد چنانکه می بینیم قرآن را همراه پیامبر ما فرو فرستاده است  لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیهِ تا اینکه پیامبرگرامی صلی الله علیه وآله  بوسیله قرآن در اموری که مردم  درآنها  اختلاف دارند حکم نماید حال چاره کار ما چیست زیرا قرآن هست اما پیامبرصلی الله علیه وآله  در میان ما نیستند  که بین ما حکم کنند بی شک کسی که بسبب قرآن باید میان مردم حکم کند باید خود پیامبر باشد  بدلیل خود آیه که فرموده أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ خداوند همراه پیامبران کتاب فرستاد تا هر پیامبری خودش از روی آن کتاب میان مردم حکم کند این آیه کاملا نشان می دهد که قرآن مال پیامبرست وخود او بوسیله قرآن مشکلات مردم راحل می کند حالا که خودش نیست چه باید کرد هرشیعه بابصیرتی می داند که پیامبراکرم صلی الله علیه وآله قرآن راتنها نگذاشته اند چون هیچکس نمی تواند کتاب بدون معلم رابفهمد آنهم کتاب خدارا واگر کسی کتاب بی معلم رامیخواندوخوب میفهمد بخاطر اینستکه ازمعلمهای قبلی خوب آموزش دیده والهام گرفته حالا این کتاب راخوب میفهمد بدون معلم واین امر نباید مارافریب دهد بلکه اصل این استکه کتاب بدون معلم وبدون صاحب فهمیده نمیشود باید صاحب کتاب خودش بیاید مرادش را بشاگردان بفهماند والا شاگردان هرکدام آنرا ازنزد خود جوری معنا میکنند که مراد صاحب کتاب نیست همانطور که می بینیم این همه تفاسیر برای قرآن نوشته اند بخصوص سنی ها آنقدر تفسیر نوشته اند که شیعه درمیان آنها گم است وچون هیچکدام جزوعترت رسول خدا نیستند ازمراد خداوند بیخبرند   لذا درکتاب کافی جلد یک صفحه 294 روایتستکه رسول خدا صلی الله علیه وآله فرموده اند : قَالَ إِنِّی تَارِکٌ‏ فِیکُمْ‏ أَمْرَیْنِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَیْتِی عِتْرَتِی أَیُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّکُمْ سَتَرِدُونَ عَلَیَّ الْحَوْضَ فَأَسْأَلُکُمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِی الثَّقَلَیْنِ وَ الثَّقَلَانِ کِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ وَ أَهْلُ بَیْتِی فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَهْلِکُوا وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُم‏

یعنی من در میان شما امت دو امر را باقی می گذارم اگر باین دو باهم چنگ بزنید هرگز گمراه نمیشود یعنی مثل اهل سنت نباشیم که فقط تنها بقرآن بچسبیم وآنرا ازپیش خود تفسیر کنیم یا فقط قرآن بخوانیم وبمعنا وتفسیر امامان معصوم علیهم السلام وبزرگان شیعه کار نداشته باشیم بلکه فرموده کتاب خدا همراه با عترت من یعنی با اهل بیت من باهمند وفرمود ای مردم گوش کنید  من تبلیغ خودم رانمودم وشما بزودی نزد حوض کوثر برمن وارد میشوید پس از شما خواهم پرسید که با ثقلین چه کردید و بهترین  معنای ثقلین دو امر گرانبهاست پس فرمود ثقلین کتاب خدا جل ذکره است و اهل بیت منند براینها سبقت مگیرید که هلاک میشوید وبآنها چیزی یاد ندهید زیرا آنها از شما داناترند اما این امت بعد از وفات رسول خدا چه ها که نکردند روضه ای ازاین مصائب در مفاتیح الجنان زیارت جامعه ائمة المؤمنین وارد شده است این زیارتنامه را مثل زیارت نامه جامعه کبیر برای هر امامی میتوان خواند اگر بمعانی این زیارت نامه توجه شود قدری از کلیات مصائب اهل بیت علیهم السلام درآن مندرج است که درجاهای دیگر کمترست در چند جمله ای از زیارت نامه است که می فرماید فلما مضی المصطفی صلوات الله علیه وآله اختطفوا العزة همینکه حضرت مصطفی صلی الله علیه وآله از دنیا رفتند عزت عترت را برای خود ربودند وانتهزوا الفرصة وفرصت راغنیمت شمردند وانتهکوا الحرمة وهتک حرمت عترت پیامبر را نمودند وغادروه علی فراش الوفاة و هنوز پیامبر اکرم در بستر وفات بودند که با آن بزرگوار مکر نمودند واسرعوا لنقض البیعة ومخالفة المواثیق المؤکدة وسرعت گرفتند برای شکستن بیعتی راکه روز غدیر خم کرده بودند و وبرای مخالفت با پیمانهایی که پیامبراکرم صلی الله علیه وآله تاکید کرده بودند پس هرگونه مصیبتی که بفکرشان رسید برسر عترت آورند حالا ببینید با کتاب وعترت چه کردند که در باره قرآن هم در همین زیارت نامه دریک جمله می فرماید وحرفت القرآن وبدلت الاحکام یعنی مصیبت را هم برکتاب خدا وارد کردند وهم برعترت پس قرآن راهم تحریف کردند واحکام را تغییر دادند وصلی الله علی محمد وآل محمد   

 

           

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ