سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
فی بیوت اذن الله ان ترفع ویذکرفیهااسمه نویسنده: سما - یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸

               بسم الله الرحمن الرحیم

استغاثه جستن عملی  بآیه شریفه

((فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَال))

 ﴿النور: ٣۶﴾

وپاسخ معترض


 بسم الله الرحمن الرحیم 

دریکی از توفیقات زیارت ولی نعمتم امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا علیه وعلی آبائه وابنائه المعصومین افضل التحیة والسلام تشرف زیارت داشتم که جلو روی امام رضا علیه السلام درنزدیک ترین مکان بضریح مقدس طبق برنامۀ همیشگی زیارت نامه می خواندم اما بنا بر برنامه ریزی پروردگارسمت چپم آقای کریم عبدالحسینی قرار گرفته بود دراواسط زیارت نامه خواندن پشت سرم خلوت شد آهسته یک قدم قهقری رفتم ، لحظاتی نگذشت که آقای عبد الحسینی صورت از سوی ضریح برگردانید وباعصبانیت وخشم بمن دستور داد که صدایت را کم کن زیرا حواس مراپرت کردی حقیر حال خود را بهم نزدم فقط این آیه شریفه را بعنوان پاسخ اجمالی قرائت نمودم « فی بیوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَیُذکَرَ فیها اسمُه» ولی ایشان قانع نشد وحملات زبانی را درهمان حالی که عرض شد تکرار نمود ومن هم بجز تکرارهمین آیه شریفه « فی بیوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَیُذکَر فیها اسمُه» هیچ گونه عکس العملی نشان ندادم هرچه سعی کرد سائر زائرین را بکمک خود بگیرد قضیه معکوس شد و زوارعلیه خودش شدند واو راازکارزشتش منع نمودند در همانحال آقای عبدالحسینی پرسید این آیه چه ربطی به ایجاد مزاحمتی که تو فراهم کرده ای دارد ؟ بازهم من همان آیه را خواندم زیرا در مقابل اُذُن الله وسَمع الله ازهمین مقدارجواب اجمالی هم ترس مؤاخذه شدن را دارم مشابه این برنامه هم در حرم پیامبرگرامی درحین زیارت نامه خواندن رخ داد وآن اتفاق این بود که یکی از افراد اهل سنّت اشاره بطرف قبله کرد وگفت خدااین طرف است چرا رو بقبر پیامبر کرده ای ودعا می کنی درآنجا تا این آیه شریفه را خواندم که « اَینَما تَوَلّوا فثَمَّ وَجهُ الله » ( یعنی بهر طرف روکنید همانجا وجه الله است) آن سنّی مبهوت شد وخجالت کشید و راه خود را گرفت ورفت درکربلا هم مشابه این اتفاقات را با جناب آقای سید باقریعنی برادر خانم آقای عبدالحسینی داشتیم که چون بزرگتری توانا در آنجا حضور داشته لازم بذکرنیست اما چون کریم آقا بآیۀ شریفۀ « فی بُیوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَیُذکَرَ فیها اسمُه » قانع نشدند جواب ایشان را در اینجا شرح می دهم گرچه بعضی از برادران مرامی ترسانند ومی گویند آیا نمی ترسی از پنجاه نفری که برای کشتن تو آقای جلالیان را سردار خود کرده اند و آقای کریم عبدالحسینی دارای موقعیتی استکه مشکلات قبل ترا چندین برابر مضاعف خواهد کرد بایشان عرض کردم که موقعیت ایشان از موقعیت عسکری و ملاموسی وخسروشاهی و محمد خان بالاتر نیست ما علیه آنها مقالۀ « آذر برتاتوره ها » و « دروغبندی ملاموسی وخسرو شاهی » و « وحدت ناطق بدعت است » را نوشته ایم که مثل کتاب « تیرشهاب بررد بابیه » در همین وبلاک پخش است واگر ایشان مثل ما غریب بود و یا فردی معمولی بود که مورد اعتنای گروهی نبود این مقاله رالازم نداشت اما سوابق نشان داده که اگرسکوت کنیم این قضیه رامثل سایرقضایا طوری وانمود می کند که پنجاه نفری که بسرکردگی رضا جلالیان اغفال شده بودند بشکل هرمی دربین مردم و گروهها رشد می کنند وچون ما مقر بکتاب وعترت وعلمای برحق اثناعشریه هستیم پس دربین شیعیان حق زندگی داریم لذا طبق فرمایش استاد معظم عرض می کنیم که :

ما راازطعنۀ دشمن چه باک باد        مرغ وجود در کف اوباز کرده ایم 

و روکردن و یا پشت کردن دنیا نباید درساختمان ایمان شخص تأثیرکند زیرا امیر المؤمنین علیه السلام فرموده اند : اِذا اَقبَلَت الدُّنیا عَلی اَحَدٍ اَعارَته مَحاسنَ غَیرِه وَاِذا اَدبَرَت عَنه سَلَبَته مَحاسنَ نَفسِهِ یعنی هرگاه دنیا بکسی روی آورد نیکی های دیگران رابرای اوعاریه می دهد ( یعنی عاقبت باید آنها را بصاحبش برگرداند ) وهرگاه دنیا از او رو برتابد نیکیهای خود اوراهم ازاو می رباید (وبالاخره مال ربوده شده بصاحبش برمی گردد) پس انسانیتِ فرد بااقبال وادبار دنیا کم وزیاد نمی شود دراین اقبال وادبار یک اختلاطی پیدامی شود وبعد هرعارضه ای سرجای خودش قرار می گیرد و صفاتی که ذاتیت دارند سرجای خود می مانند و یا بجای خود برمی گردند یعنی مراتب ایمان ویاصفات ضد انسانیت وکفر.لازم بیاد آوری است که عرض کنیم که در مقالۀ قبلی تحت عنوان سحر وجادو معانی لغوی سحر عرض شد که از میان آن معانی معنای اِنَّ للبَیانِ سِحراً روشن می شود وما بااینکه سراپا خود را اهل تقصیرمی دانیم اما قصد بازی کردن با الفاظ رانداریم هرکجا دلیل وبرهان اقامه شود وبفهمیم خود را با جان ودل موظف بپذیرش می دانیم وآنچه راهم که می نویسیم طبق دلائل وبراهینی است که دراختیار داریم وسعی کرده ایم آنها با کتاب وعترت موافق باشد وبرای برطرف شدن رخنه های خطا وغفلت هایمان از برادران خواسته ایم که : «اَحَبُّ اِخوانی الیّ مَن اَهدَی اِلیّ عُُُیوبی» پس کسانی که الفاظ بی معنا وگمراه کننده وبدون دلیل وبرهان را بدون پروا ایراد می کنند باالفاظ بازی می کنند وسحر بیان دارند که گروهها را منحرف می سازند وما واقعیتی را که خداوند بمقدار درک وفهم ما نشانمان می دهد بنوشته در می آوریم وازاومی خواهیم که جز در رضای خود ما را بکاری نگمارد وسکوت در برابر بعضی امور هم مورد رضای او نیست پس عرض می شود « فی بیوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَیُذکَرَ فیها اسمُه» ارتباط با قبل وبعد آیات دارد که شرح وتفسیر آن درمواعظ بزرگان دین فراوان است ومعنای تقریب بفارسی آن این است خداوند نور آسمانها وزمین است نمونۀ نورش چراغدانی است که درآن چراغی است که در آن شیشه ایست وآن شیشه گویا ستارۀ درخشانی است که در خانه هائی قراردارد که خداوند اجازه داده یعنی مقدرساخته است که آن خانه ها بلند و رفیع گردد و در آن خانه ها یاد خداوند شود وتسبیح کند برای او در صبح وشامگاهان «یُسبِّح لَه فیها بِالغُدُوِّ وَالآصالنور36» بخصوص در کتاب شریف کافی دربارۀ « فی بیوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَیُذکَر فیها اسمُه » روایاتی مؤید یکدیگر وارد شده مثل اینکه پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله با دست اشاره بخانۀ حضرت فاطمه سلام الله علیها نمودند وفرمودند افضل آن بیوت خانۀ علی و فاطمه صلوات الله علیهما وآلهما می باشد وسایرائمه فرموده اند که «هی بُیوتُ مُحمّدٌ رسولُ الله ص وبُیُوتُ عَلیٍّ ع مِنها » وهمچنین فرموده اند «بُیُوتُ آلِ مُحمَّد بَیتُ عَلیِّ وَفاطِمَةَ وَالحَسَنِ وَحَمزةَ وَ جَعفَر» ونیز « بُیُوتُ الانبیاءِ وَالرُّسُلِ وَالحُکَماءِ وَاَئِمَةِ الهُدی » قتاده نامی در حدیثی بامام محمد باقرعلیه السلام عرض می کند که من نزد فقها وابن عباس نشسته ام ولی دلم نزد هیچیک اضطرابی  پیدا نکرده مانند اضطرابی که در مقابل شما بمن دست می دهد حضرت فرمودند : آیا می دانی در کجا قرار گرفته ای تو در روبروی مقامی هستی که « فی بیوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَیُذکَرَ فیها اسمُه یُسبِّح لَه فیها بِالغُدُوِّ وَالآصالرجالٌ لاتُلهیهم تِجارةٌ ولابیعٌ عن ذِکراللهِ وَاَقامَ الصَّلوةَ وایتاء الزکوۀ » است  تودرهمچوجائی هستی وما آنها هستیم (که در آیه ذکرشده ) قتاده عرض کرد بخدا قسم راست فرمودی خداوند مرا فدای توگرداند بخدا قسم این خانه ها خانه های سنگی وگلی نیست پس بسی جای تعجب است که قریب سی سال است که هرساله بطور تکرار این آیۀ شریفه کنار گوش آقای کریم عبدالحسینی با بلند گوی قوی ولحن رسا ازبیان انسانهای کامل شرح وتفسیر می شود و بعد از سی سال درموقع درس پس دادن درحضورامام معصوم کلی روی از جانب آن ولیّ مطلق حق می گرداند وبطرف صورت من می جهد وچهرۀ مرا درمقابل زوار و ملائکه موکلین بآن بقعۀ مبارکه قبیح معرفی می کند و لو آنکه حقیر طبق نظر قیافه شناسی ایشان آنچنان باشم که درجلو امام رضا علیه السلام حکم صادر کرد اما نمی دانم که جواز این حکم بباطن رااز کجا آورد وحال آنکه ما درجائی ایستاده بودیم که همه اعتراف می کنیم که « لایَبقی مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَلانبیٌّ مُرسَلٌ وَلاصِدِّیقٌ و لا شهیدٌ وَلاعالمٌ وَلاجاهلٌ وَلادَنیٌّ وَلافاضِلٌ وَلامُؤمِنٌ صالحٌ وَلاجَبّارٌعَنیدٌ وَلاشیطانٌ مَریدٌ وَلاخَلقٌ فی ما بینَ ذلک شَهیدٌ الّا عَرَّفَهُم جَلالةَ اَمرِکُم وَعِظَمَ خَطَرِکُم .....» پس درحرمی که تمام سرکرده های عقل وجهل با لشگریان آنها لنگ انداخته اند نمی دانم چگونه تنها آقای کریم عبد الحسینی ازمیان آنهمه زوّار از امامش غافل شد وحواسش پرت شد و روی از سوی آن بزرگوار بطرف من برگردانید ولب بتوهین وجسارت گشود ودرآن حال آیه قرآن و زوار او را قانع نکردند ومرا ناچاربنوشتن این مقاله درجواب پاسخش نمود شاید مثل قتاده فکرکرده که خانه های سنگ و گِلی و ضریح و گنبد مراد نیست وحال آنکه اینهاهم بالتبع مرادند آیا می شود کسی رسول خدا صلی الله علیه وآله وائمۀ معصومین علیهم السلام را احترام کند ولی خانه ها ومشاهده مشرفه ایشان رااحترام نکند وخدای نکرده مصداقی برای « فی بُیوتٍ » قائل نباشد آنگاه ختم عملش باین باشد که نعوذ بالله راضی بتخریب مشاهد مشرفه گردد ویقیناً آقای عبدالحسینی چنین قصدی نداشته ولی حرکتش برای دشمنان رضایت بخش است و باعث تخریب اعتقادات دوستان ضعیف آل مُحمَّد صلوات الله علیهم اجمعین است واگر وهابیها خانۀ سنگی وگِلی ائمه راخراب کردند این گونه رفتارِ جسارت آمیز از افرادی متشخص درمشاهد مشرفه واماکن مقدس دل های مؤمنین را که قبور باطنی ائمۀ معصومین است خراب می کند پس طبق آیات و روایات ثابت شد که مکه و کربلا و تمام مشاهد مشرفه واماکن مقدسه و حسینیه ها ومدرسه هائی که برای تعلیم وتعلم علوم اهل بیت بنا شده است جزو بیوتی است که « اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَع وَیُذکَرَفیها اسمُه » زیرا بیوت جمع بیت است وشامل همۀ اماکن مقدسه می شود و در روایتی فرموده اند : « اَذِنَ اللهُ ای اَمَرَ اَو قَدَّرَ اَن تُرفَع بِالتَّعظیمِ وَ یُذکَر فیها اسمُه بِالتَّلاوَةِ وَالذِّکرِ وَالدُّعاءِ وَنُزولِ الوَحی وَبَیانِ الاَحکامِ » یعنی خداوند اجازه داده باین معنا که دستور داده یا تقدیر نموده که این خانه ها بتعظیم بلند ورفیع باشد و درآنها نام خداوند برده شود بوسیلۀ تلاوت وذکر ودعا ونزول وحی وبیان احکام واگرممکن شود ومقتضی باشد و دشمنان بگذارند درهمه این اماکن می توان ضَجّه وناله کرد و استغاثه نمود وصدا بدعا بلند کرد وحسین حسین گفت وازدحام نمود چنانکه سید مرحوم اعلی اللهُ مقامَه درضمن مطالبی درشرح این بیت شعر:

وتَزاحَموا وتَراکَموا وَتَوسَّلوا                  وَتَوقّعُوا وَتَخضّعُوا وَتَذَللوُا

 فرموده اند : «اِنّ تلک القُبّةَ المُشَرَّفةَ وَالقَبرَ المُنَوَّر وَذلکَ الامامَ الاَزهَرَ هُوَ بابُ اللهِ ومَصعَد الحوائج (الی ان قال اعلی الله مقامه ) تَزاحَموا اَی بَعد التَّهلیل والتَّکبیر وَالتَّسبیح فی جَلال قُدرةِ اللهِ تَزاحَموا للتَّوجُّه الی ذلک القَبرِالمقدَّسِ قَبرِ الامامِ علیه مِن اللهِ آلافُ التَّحیةِ وَالسَّلام بِاَجسامِهِم لانَّ المُزاحَمَةَ شأنُ الاجسامِ لِغَلظَتِها ...» یعنی همانا آن قبۀ مشرفه وقبر منور وآن امام درخشنده درگاه پروردگاراست وجای بالا رفتن حاجات است پس ایجاد تزاحم کنید یعنی بعد از لااله الاالله والله اکبر و سبحان الله در شکوهِ توانائی خداوند برای توجه کردن بآن قبرمقدس که بواسطۀ اجسامشان جلالت یافته  تزاحم کنید یعنی قبر امام که هزاران تحیت و سلام از خداوند براو باد زیرا مزاحمت شأن اجسام است چون غلظت دارند مسألۀ دیگری که لازم بذکراست این است که حقیر زیارت جامعۀ ائمة المؤمنین را که از راهنمائی های استاد معظم است می خواندم احتمالی می دهم الفاظی که در آن دعای شریف بود وجدان ایشان را بیدارکرده تااینکه از خود بیخود شده ونفهمیده چکار کرده است که در این صورت ایشان معذورند وهمان عذاب وجدان ایشان را کفایت می کند ولی طبق فرمایشات بزرگان وروایات اهل بیت که ملائکه مهلت می دهند وچند ساعت نمی نویسند شاید توبه وتدارک کند وما توبه و تدارک ایشان را ندیدیم و زیارت جامعۀ ائمة المؤمنین علیهم السلام در مفاتیح الجنان موجود است هرکسی می تواند بخواند واگر در جریان امرما باشد می تواند مطالب عمومی آنرا بسنجد ونتیجه گیری کند  خلاصه معنی تقریبی بیت شعرمذکوراین است : نزد قبرامام علیه السلام تزاحم کنید وجا تنگ نمائید وانبوه جمعیت بسازید وتوسل بجوئید وچشم امید داشته باشید وخضوع وذلّت پیدا کنید امّا بحث تخریب اماکنی که ازابتدا باسم دین برای نابودی دین بنا می شود سرجای خود باقی است مثل ساختن مسجد ضرار در زمان رسول الله صلی الله علیه وآله که رسول خدا صلی الله علیه وآله دستور بتخریب وآتش زدن آنرا دادند زیرا از ابتدا بمنظور ضررزدن باسلام و مسلمین بناشد چنانکه خداوند درسورۀ توبه آیۀ 109و110درآیات بعد ازآن فرموده است « أفَمَن أسَّسَ بنیانَه علی تقوی مِن الله و رِضوانٍ خیرٌأمَن أسَّسَ بنیانَه علی شَفاجُرُفٍ هارٍفانهارَبه فی نارِ جهنّمَ إنَّ اللهَ لایَهدی القومَ الظالمینَ لایزال بُنیانُهم الّذی بَنو رَیبةٌ فی قُلوبِهِم الّا أن تََقَطَّعَ قُلوبُهم وَاللهُ عَلیمٌ حَکیمٌ » ترجمه تقریبی فارسی این است که (آیا کسی که بنیاد مسجد را برتقوی و خوشنودی پایه گذاری کند بهتر است یاکسی که آنرا برلب وادی فرو رونده بپا کند که آنرا بسوی آتش جهنم فروکشد همانا خداوند گروه ستم کاران راهدایت نمی کند همیشه این بنائی راکه ساخته اند مایۀ شک دردلهایشان می باشد مگر این که دلهایشان تکه پاره گردد وخداوند دانا ودرستکاراست) پس هرمکانی که ازابتدا برای صدمه زدن بمکتب بزرگان شیعه وجهان اسلام تهیه وبنا شود محکوم بتخریب وآتش است واین مطلب فرق دارد بااینکه جائی ابتدا براساس تقوی ساخته شود وبعد آنجا را بانحراف بکشانند زیرامحرّفین غاصبند آنها باید اصلاح شوند و آن مکان برقوّت اسلامی خود باقی است چنانکه امام زمان صلوات الله علیه وقتی تشریف بیاورند علمائی را که در مسجد کوفه علیه ایشان اقدام می کنند خواهند کُشت ومسجد کوفه برقوّت خود باقی بوده و جلالتش بیشتر برملا می گردد پس ما حسینیه ای را که در تشکّل و پایه ریزی آن شاهد بودیم براساس تقوی و تعلیم و تعلم زیر سازی شد وهمۀ برادران موظفند که اجازه ندهند که منحرّفین در آنجا فعالیتهای خلاف اِحیای امر بزرگان دینِ شیعۀ اثناعشری داشته باشند چنانکه درهمین اواخر خود من شاهد بودم که یک صوفی در آنجا منبر رفت واثبات وحدت وجود کرد و روضۀ بدون سند واهانت بار خواند و جمعی هم بپای روضه اش های های گریستند وبعضی هم از ترس رسوائی بیشتر، پنجاه نفر را بسر کردگی رضا جلالیان برای ممنوعیت ما وآگاه نشدن اهل حق از امور پشت پرده بسیج نمودند چنانکه درهمان وقتی که رضا جلالیان ما را تهدید کرد من بیکی از افرادی که پناه بردم همین آقای عبد الحسینی بود ایشان گفتند بهمان دلائلی که شما خودتان می دانید و ما هم می دانیم این برنامه ها پیش می آید که سربسته خود را جزو پنجاه نفر معرفی کرد اما تا وقتی که داخل حرم مطهر وارد چنین برنامۀ رسوائی نشده بود وظیفۀ استناد بجملات مبهم ومتشابه ایشان را نداشتم و اگر جائی عین سخن مبهم ایشان را نوشته ام نام ایشان را نبرده ام اکنون سخنان متشابه ایشان رد بمحکم کلام وعمل ایشان که درحرم مطهرواقع شد گردید پس متخلفینی که نام آنها درمقاله برده می شود کاروحالشان پوشیده نیست و طبق فتاوی کتاب مبارک غیبت و سایر فرمایشات لازم بود که باین وظیفه عمل کنیم و نوعاً اهل حق آن فرمایشات را هم دیده اند وممکن است جریانی پیش آید که درمقاله ای دیگر وارد بحثش بشویم امیدوارم که آن زیاتنامه خواندن حقیرمورد قبول درگاه الهی و حضرت رضا علیه السلام واقع شده باشد و باعث بطلان سحرِ سُخن چینی های سی  سالۀ برادرانِ اهلِ حق گردد چنانکه در مقالۀ سحر وجادو روشن شد ودر وبلاک پخش ومانند همۀ مقالات دیگر قابل مطالعه وچاپ می باشد . وصلّی اللهُ عَلی مُحمَّدٍ وَآلِهِ الطَّیبینَ الطّاهرینَ. 

قسمت دوم

پیام ذیل بعنوان نظریه در وبلاک در یافت شد که پس از آن پاسخداده شده : 


        پیرامون   

 

فی بیوت اذن الله ان ترفع ویذکر فیهااسمه

یکشنبه 18 بهمن1388 ساعت: 23:22

توسط:احمدی نژاد

... و اما در مورد این مشکل شما، من ارجاع می دهم به اساتید زبان عرب: "فی بیوت اذن الله ان ترفع". ترفع مربوط به خانه ها میشود آقای انوشه نه بلند کردن صدا . بعدش هم که خب "یذکر فیها اسمه" که اون هم با موضوع شما ارتباطی نداره. آقای انوشه! من شما رو خیلی دوست دارم. من دوستتون دارم. من خوبی شما رو می خوام. ولی شما دارید من رو مجبور می کنید که کارنامه تون رو رو کنم. شما در دوره خودتون خیلی اشتباهات مرتکب شدید. الان هم دارید میشید. خیلی از اون اشتباهات رو ما گفتیم خودتون هم فهمیدید الان هم نمی خوام دست بذارم روش ولی دارید منو مجبور می کنید. می خواین اشتباهات وحشتناک شما رو که تو زندگی تون مرتکب شدید بگم؟ بگم؟ بگم؟ ....

 وب سایت   پست الکترونیک

       
 


                                بسم الله الرحمن الرحیم

اَعوذُ بِعِزَّةِ اللَّهِ وَ اَعوذُ بِقُدرَةِ اللَّهِ وَ اَعوذُ بِجَلالِ اللَّهِ وَأَعوذُ بِعَظَمَةِ اللَّهِ وَأَعوذُ بِجَمعِ اللَّهِ، وَأعوذُ بِرَسولِ اللَّهِ وَاَعوذُ بِاَسماءِ اللَّهِ مِن شَرِّ ما اَحذَرُ وَ مِن شَرِّ ما أَخافُ عَلى دینی – چون مطمئن شدیم که باز گذاردن نظر خواهی ، آدرس فرستنده ونام اورا در دستگاههای امنیتی اینترنتی معین می کند ودیگر خودمان متهم بنوشتن نظریاتی مثل نوشتۀ دریافتی بالا نمی شویم باب نظر خواهی راگشودیم که نظریه بالا دریافت شد وعلی رقم تذکرات قبلی که عرض شده کلام بدون نام خدا ابتریعنی دم بریده است چون مورد تأیید خدا واولیاء خدا نیست وما از تهدیداتی که برمبنای دین خدا وشریعت رسول خدا صلی الله علیه وآله و فرمایشات ائمۀ معصومین صلوات الله علیهم اجمعین  وبزرگان شیعه نیست پروا نمیکنیم وبدون شک نویسندۀ عبارات فوق از آنها ست که استاد معظم از زبان حال آنها در یک نوار مرتب می فرمایند « قرار ما براین نیست که مؤدب بشویم » وکسی که قرار برمؤدب شدن ندارد هرچه خواهد بگوید وهر چه خواهد بنویسد و افرادی بطور مزاحمت تلفنی بدتر از آنچه راکه اومی خواهد بگوید بما گفته اند و ملائکه  نوشته اند اکنون که او هم همان گفته ها رامی خواهد بنویسد پس مکتوب کند تا ملائکه نیز بار دیگر تهمت ها را بنام اوثبت وضبط کنند چنانکه درتابلو مقالۀ دفاعیه هم مشابه آنچه را نویسنده می خواهد بگوید مشاهده می کنیم  وما هم نوشتۀ او و نوشته های خودمان را بکرام الکاتبین املاء می کنیم وباهمین توجه ونیت که عرض شد می نویسیم واز خداوند می خواهیم که ما را از خطا ولغزش حفظ کند واگر خطائی اتفاق افتاد ما را توفیق جبران آنرا عنایت نماید اما اینکه نوشته که :

 « و اما در مورد این مشکل شما، »

حقیر در این مورد هیچ مشکلی نداشته و ندارم و اگر مشکلی داشته باشم حل آن دربیان استاد معظم وفرمایشات بزرگان دین است ونویسنده  از آن با خبرنشده که بتهمت پناه می برد واما اینکه نوشته :

« فی بیوت اذن الله ان ترفع":

ترفع مربوط به خانه ها میشود آقای انوشه نه بلند کردن صدا » خود ما هم در اول مقاله همینطور معنا کرده ایم وشما دراین خانه ها صدا بغیر ذکر خدا بلند کردید ورفعت آنرا زیر سؤال بردید اگرباورندارد قسمت معنا وشواهدی روائی راکه دربارۀ فی بیوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَعَ وَیُذکَرَ فیها اسمُه ذکر کرده ایم دوباره مطالعه کند واگر دراول آن مقاله اتفاق داخل حرم را ذکر کرده ام نگفته ام مرجع کلمۀ « ترفع » بلند کردن  صدا می باشد ودر موقع نوشتن کاملاً در این جهت حواسم جمع بوده وبی توجهی نکرده ام بلکه مقصود روشن است که می خواستم بمتعرض بفهمانم که آن مکان شریف جای این حرفها نبود آنجا محلی است که «اذن الله ان ترفع ویذکر فیها اسمه» وعیناً در کربلا استاد معظم در بین من و جناب آقای سید باقر همین فرمایش را داشتند که « اینجا جای این حرفها نیست» پس قهراً وقتی که انسان درجائی قرار گرفت که پناهگاه بی پناهان وجایگاه شفاعت کنندۀ گناه کاران است واحساس می کند که بسوی عزت وجلال و قدرت وعظمت وجمع خداوند پناه برده است یقیناً صدای آنهمه زوار را نخواهد شنید وهیچ صدائی او را از سید و مولایش غافل نخواهد کرد چون بااعتقاد می خواند که « یَا مَنْ لَا یَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ ٍ وَ لَا بَصَرٌ عَنْ بَصَرٍ و یَا مَنْ لَا یُغَلِّطُهُ السَّائِلُون‏ وَ لَا یَشْغَلُهُ غَضَبٌ عَنْ رَحْمَةٍ ولاَیشغله دعوةُ داعٍ دَعاه‏ و لَا یَشْغَلُهُ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ ولَا یَشْغَلُهُ خَلْقُ وَاحِدٍ عَنْ خَلْقِ آخَر» واین بندۀ گناه کار درگاه ائمه معصومین هم نخواستم حواسم را از جهت امام علیه السلام خارج کنم بلکه میخواستم که آن شخص متعرض راهم متوجه جلالت و بلندی شأن ومقام آن خانه کنم شاید حیا کند و دست بردارد وبیش از خواندن آن آیه شریفه حتی چشم بطرف متعرض نگردانیدم پس بنا برعقیدۀ خود متعرض ، اوبود که صدایش را به عجمی وغیرقرآن بلند کرد ونه تنها صدا رابلند کرد جسارت هم نمود ودر حضور امام علیه السلام  رو از امام علیه السلام بطرف من گردانید وشماتت نمود که بعضی از زوار او را منع کردند و حال آنکه ما درحضور « فی بیوت اذن الله ان ترفع ویذکر فیها اسمه » بودیم ومن هرگز این آیه شریفه را تجزیه وترکیب نکرده بودم که بغلط بنویسم «اسمه» فاعل فعل مفعولی «ترفع» می باشد چون از قبل می دانسته ام که ترفع مؤنث است وبه بیوت برمی گردد ویذکر مذکر است که فاعل مفعولی آن« اسمه» می باشد پس معلوم شد که قبل از ارجاع دادن نویسنده باساتید زبان عرب درمعنای تحت اللفظی این آیه شریفه اختلاف نداشته ایم وباز دوباره این مطلب را یاد آور می شوم که صدای من جز آقای کریم عبد الحسینی کسی دیگر را باعتراض نیاورد و این واضح است که  برای چه بود و در فرض اینکه صدای من سخت وبلند بود وحالت صراخ را داشت که صراخ بمعنای فریاد و صدای سخت وبلند است آیا امام رضا علیه السلام صراخ المستصرخین و غیاث المستغیثین نیستند ؟ اگر متعرض نمی پذیرد توحید سی سالۀ او ازمکتب استبصار نیست وباید توحید راازسربگیرد وبداندآنچه دربارۀ مادر ذهن سپرده و تهدید  بگفتن می کند از قبیل همین برداشت های نادرست است چنانکه بزودی برملا خواهد شد و اکثرآنها در مقالات قبلی ما جواب داده شده کوکسی که قدم درست وراست درمیان بگذارد واز منافع شخصی خود بگذرد ومسئولیت احساس کند و بفهمد که این نوشته ها از سوز دل برمی خیزد نه از صرف  لغت پرانی وانشاء پردازی گذشته از اینها چرانویسنده فرمایشات سید مرحوم رانادیده گرفته که در مقاله قبلی یادآور شده ایم و درهمان دورۀ حضور ما در حسینیه استاد معظم دربارۀ شرح آن یک منبررفتندیعنی دربارۀ :

 وتَزاحَموا وتَراکَموا وَتَوسَّلوا                   وَتَوقّعواوا وَتَخضّعُوا وَتَذَللوُا

که سید مرحوم فرموده اند : «اِنّ تلک القُبّةَ المُشَرَّفةَ وَالقَبر المُنَوَّر وَذلکَ الامامَ الاَزهَرَ هُوَ بابُ اللهِ ومَصعَد الحوائج (الی ان قال اعلی الله مقامه ) تَزاحَموا اَی بَعد التَّهلیل والتَّکبیر وَالتَّسبیح فی جَلال قُدرةِ اللهِ تَزاحَموا للتَّوجُّه الی ذلک القَبرِالمقدَّسِ قَبرِ الامامِ علیه مِن اللهِ آلافُ التَّحیةِ وَالسَّلام بِاَجسامِهِم لانَّ المُزاحَمَةَ شأنُ الاجسامِ لِغَلظَتِها ...» یعنی همانا آن قبۀ مشرفه وقبر منور وآن امام درخشنده درگاه پروردگاراست وجای بالا رفتن حاجات است پس ایجاد تزاحم کنید یعنی بعد از لااله الاالله والله اکبر و سبحان الله در شکوهِ توانائی خداوند برای توجه کردن بآن قبرمقدس که بواسطۀ اجسامشان جلالت یافته  تزاحم کنید یعنی قبر امام که هزاران تحیت و سلام از خداوند براو باد زیرا مزاحمت شأن اجسام است چون غلظت دارند

  واما اینکه نوشته:

« بعدش هم که خب "یذکر فیها اسمه" که اون هم با موضوع شما ارتباطی نداره»

کسی که زیارت نامه خواندن مأثور از اهل بیت را ربطی بموضوع زیارت امام رضا نداند وبرگشتن از امام را و رو کردن بزائررا و توهین کردن باو را و غافل شدن از امام را در حضور امام درست پندارد پس براسلام وایمان بعد از آن سلام ودیگر جای بحث ندارد موضع خود رانزد اهل بیت علیهم السلام ومؤمنین مشخص کرده است خودش بگوید اسمش چیست ؟ اگر نمی داند از سایرمسلمین ومؤمنین وهمان زواری که اورامنع کردند بپرسد می گویند چکاره است

واما اینکه نوشته

« منو مجبور می کنید. می خواین اشتباهات وحشتناک شما رو که تو زندگی تون مرتکب شدید بگم؟ بگم؟ بگم؟ .... »

عرض می شود که همانگونه که نویسنده خواست معنی کلام خدا را باساتید زبان عرب ارجاع دهد وقبل از ارجاع روشن شد ما هم کلام ایشان را بعلماء علم بلاغت ارجاع دادیم و جواب آمد که « الکنایة ابلغ واقرب من التصریح» یعنی این کنایات نویسنده از آن تصریحات فحش دهندۀ بما که نمونۀ کوچکی ازآن درمقالۀ دفاعیه ثبت است و ازفحش ها و تهمت های گذشته و نیزاز بعضی تلفن های مزاحمی رساتر و نزدیکتر برذالت های اخلاقی است پس نویسنده بیش از آنچه را که در نظر داشت بگوید گفت وبار دیگر در تمام اتهامات وترورهای شخصیتی علیه ما شرکت کرد وهمه می دانند که باین لحاظی که در آنیم حکم امور زندگی کسی ربط بامور خارج از زندگی او را ندارد و اگر هم اشتباه وحشتناکی بوده زائیده تهمتهائی است که امثال نویسنده بارها مشغول بوده وهستند واشتباه یعنی خطا و در کفایة المسائل مخطی را درحال خطا مکلف نمی دانند پس بهتر است نویسنده قبل از اقدام باین عمل انتحاری مقالۀ « دوعامل تخریب » ما را بخواند شاید بیش ازاین خود را ضایع نکند واین ماهستیم که او را دوست داریم و نمی خواهیم خود را بهلاکت اندازد ولی چنانکه اگر ایشان مجبور شد آنچه را که در درون پرورانیده بیرون بریزد اشکالی ندارد زیرا شخص مجبور در حال اجبار تکلیفی ندارد پس اگر این بگم بگم بگم ها را شرح دهد اگر منطقی باشد با منطق درست انشاءالله پاسخ داده می شود اگر تهمت و فحش باشد ما از کودکی در امر فحش وتهمت که بخواهیم با فحش و تهمت پاسخ دهیم یا خدای نکرده ابتدا بآن کنیم عاجز بوده وهستیم چه قلمی باشد وچه زبانی  وبارها شده که بعضی ازکسانی که اگر اسم آنها را ببرم نویسنده می شناسد (که شاید امثال او ذهن او را آلوده کرده اند اگر خود نویسنده جزو تهمت زننده گان اولیه نباشد) جلو من ایستاده اند وگفته اند تو هر چه ادب بخرج بدهی من بیشتر فحش می دهم تا عصبانی شوی وتوهم بفحش دادن و تهمت زدن مبتلا شوی ولی بتوفیق خداوند هرگز اصرار بر دروغ گفتن نداشته ام وقصد فحش دادن وتهمت زدن نکرده ام واز اقدام باین امور عاجزم وچون امثال نویسنده می دانند که عاجزیم تهمت می زنند وشرائطی بوجود می آورند که بتوانند تهمت را در اذهان واقعیت جلوه دهند چنانکه در مقاله سحروجادو اشاراتی داشته ایم بعد آن اتهامات ساحرانه را شایع می کنند تا بمقاصد خود برسند مثل اینکه کاملاً افرادی راباسم می شناسیم که برای اعمال ناشایست درحسینیه محاکمه شدند ولی بعد برای رفع تهمت از خود رفتند همان کارهائی را که خود کرده بودند بما نسبت دادند  چرا که تا کسی را خوار جلوه نمی دادند بعزت پوشالی نمی رسید بهمین علت نویسنده نوشته مرا مجبور مکن والا می گویم  زیرا عزت پوشالی خود را در خطر می بیند  در هرصورت نویسنده  در انجام کاری که مجبوراست تکلیفی ندارد تا از اجبار درآید و شاید بعداً پاسخ ما او را از اجبار درآورد مثل دیوانه ای که قرآن را سوزانید وبعد از افاقه تکلیف بیزاری پیدا کرد  از کاری که در حال جنون کرده بود وچون معذور بود پشت سرش نماز خوانده شد واما اگرجناب نویسنده مجبور نشد ودر حال اختیار به تهدیداتی که کرده عمل نمود در این صورت اگرخصوصیات زندگی مرا بطور واقع بیان کرد غیبت نموده که اززنا بدتراست  واگر بطور غیر واقع نشرداد تهمت زده که ازغیبت بسیار شدیدتراست بلکه سخن چینی نموده چنانکه در مقاله سحروجادو بیان شد  واکنون هم که بطور کنایه باین عمل تهدید می کنید هرسه این گناهان را کرده چراکه اهل بلاغت بطور اتفاق فرموده اند الکنایة ابلغ من التصریح درهرصورت من مقالۀ قبلی را خیلی مجمل وسربسته نوشتم و در این مقاله بمقدار افشاگری نویسنده توضیحی دادم واگر جریانی پیش آمد در مقالۀ بعدی بنام  « فرازهای تطبیقی » از زیارت جامعۀ ائمة المؤمنین علیهم السلام یاد آور خواهیم شد

واما اینکه نوشته آقای انوشه! من شما رو خیلی دوست دارم. من دوستتون دارم. من خوبی شما رو می خوام. ولی شما دارید من رو مجبور می کنید که کارنامه تون رو رو کنم.

عرض می شود که یکی از دوستان می فرمایند دوستیش را درحرم مطهر امام رضاعلیه السلام نشان داد بخصوص که شاهدی چون امام رضا علیه السلام درآنجا حضورخاص هم داشتند چون ائمه علیهم السلام حی ومیت ندارد پس عرض می شود کارنامۀ هرکسی دست امام زمان علیه السلام است که هفته ای یک بار، نامۀ اعمال ما بآن بزرگوارعرضه می شود چنانکه در فرمایشات توضیح داده اند وهمه کارنامه ها سرجمع می شود برای قیامت وما هم عرصه ها ئی  که  درمقام  نقص و عصیان بسر می بریم نمی توانیم کارنامه برای هم درست کنیم وهرچه درست کنیم تهمت نامه است آیا چشم باز نکرده وببیند که در دادگاهها کسی راکه کاملا محاکمه کرده اند وخودش هم اقرار و اعتراف کرده است باز هم او را متهم می گویند چون کارنامۀ رعیت در دست صاحبان آنهاست بدست من وتو نمی دهند وقتی بدست ما می دهند که در قیامت حاضر شویم ومی فرمایند:اقْرَأْ کِتابَکَ کَفى‏ بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسیباً یعنی کارنامه ات رابخوان وکافی است که خودت محاسبۀ اعمال خود راعلیه خود بنمائی وچون خداوند فرموده است بَلِ الْإِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصیرَةٌ عرض می شود که کارنامۀ جعلی که دردست نویسنده است تهمت نامه ایست که هیچ ملک و فرشته ای آنرا ننوشته بلکه دیکته های شیطان است که هیچ معصومی آنراتأیید نمیکند حتی هیچ عالم بحقی پایش راامضا نمی کند و طبق ضوابط ومقررات همین دنیا چنانچه بهرعنوانی خود ما هم پائینش راامضاکرده باشیم بازهم نام مامتهم است ونام امثال نویسنده تهمت زننده می باشد که مدرک تهمت زدنش دردست اوست چنانکه فرموده اند :

بسر مناره اشتر بشد وفغان برآورد

                                       که نهان شدم من اینجا نکنیدم آشکارا

پس چقدر غرور آمیز است کلام این نویسنده که نوشته :

« خیلی از اون اشتباهات رو ما گفتیم خودتون هم فهمیدید الان هم نمی خوام دست بذارم روش ولی دارید منو مجبور می کنید.»

ونمی داند که درآن زمان گفتند وما دروغ آنها را فهمیدیم وهرچه تذکردادیم آنها نفهمیدند که دروغ می گویند بناچارازآنچه گفتیم ونوشتیم توبه کردیم وعوض آنها هم توبه کردیم واین عمل راتا قیامت تکرار می کنیم چنانکه در مقالۀ توبه تکلیفی همگانیست یاد آورشده ایم واما اینکه نوشته

« شما در دوره خودتون خیلی اشتباهات مرتکب شدید. الان هم دارید میشید.»

عرض می شود اگرازدیدگاه اولیاء خدا باشد ماهمه در عرصۀ گناه ونقصان هستیم و دوره معنا ندارد همۀ ما همیشه نه تنها در حال اشتباه هستیم بلکه در حال گناهیم واینکه نویسنده گذشته وحال مارادرحال اشتباه می بیند نسبت باولیاء خدا بماتخفیف داده است چراکه اشتباه کننده مادامی که در اشتباه است تکلیفی ندارد وما دوست داشته وداریم که اگراشتباهی داریم که برخلاف انسانیت ودین حق است بشنویم وترتیب اثربدهیم و تذکر درست دادن یکی از وظایف مؤمن است بخصوص اگر طرف مثل ما آماده پذیرش باشد چنانکه امام صادق علیه السلام فرموده اند :

إِنَّمَا یُؤْمَرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یُنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ مُؤْمِنٌ فَیَتَّعِظُ أَوْ جَاهِلٌ فَیَتَعَلَّمُ وَ أَمَّا صَاحِبُ سَوْطٍ وَ سَیْفٍ فَلا

یعنی همانا امربمعروف ونهی از منکر کسی می شود که مؤمن وپند پذیر باشد یا جاهلی باشد که در خواست آموزش دارد ولی کسیکه دارای شلاق و شمشیر است لازم نیست که امر ونهی شود وما نمی دانیم نویسنده  ما را از کدام  منکری که بطور استمرار در، سی سال درحال انجامش هستیم نهی می کند وبکدام معروفی که انجام نمی دهیم امر می کند و حال آنکه در حرم مطهر امام رضا علیه السلام  روشن شد که پشت بآمرین حقیقی کرد که در واقع واضح ترین نوع  امر بمنکر ونهی از معروف را نمود چرا که امام علیه السلام اصل هرخیر ومعروفی می باشد  پس اگر پشت گرمی باستاد معظم دارد ماهم بایشان پشت گرم بوده وهستیم وایشان الان هم می گویند رفقا چنین وچنان گفتند ومن نفیا و اثباتا در این قضایا هیچ نقشی نداشته ام پس ما چونکه از امر تعلیم وتعلم ولوبامطالعه کتب حقه باشد دست بر نداشته ایم هنوز درحسینیه هستیم بدون تأویل چون حسینیه برای تعلیم وتعلم بپاشد وکسانی که گوش بفرمایشات ندارند وتعلیم وتعلم راببازی گرفته اند از حسنیه بیرون رفته اند بدون تأویل باطل چنانکه عرض شد وچون کربلا محل شهادت امام علیه السلام است وما که برکن رابع قائلیم می دانیم که از نور کربلا باید در حسینیه ها بیفتد وقتی افتاد مسلماً عده ای باید فدا بشوند ومااز کسانی بودیم که فدا شدیم ازاین رو نویسنده از فداکاری ما تعبیر به « اشتباهات وحشتناک » آورده وجالب اینکه گفته «مرتکب شدید ودارید میشد » که درست معنای همان هدف ماست که فداکاری کردیم وفدا شدیم و بازهم می خواهیم فدا شویم پس تهدیدات نویسنده وعده های پاداشهای نیک پروردگار است بما که حامل آن از آنها بیخبراست و توضیح بیش از این را اهل حق خودشان فهمیده اند وما بطور پراکنده در مقالاتمان یاد آورشده ایم تکرار آن باعث عادی شدن امورمهم میشودکه هیچکس ازماها یعنی طرفین اهل عمل بآن نیستم

اما اینکه نوشته:

« آقای انوشه! من شما رو خیلی دوست دارم. من دوستتون دارم. من خوبی شما رو می خوام »

البته صرف نظر از ما قبل وما بعد آن کلامی است که از روی انسانیت برمی خیزد وسخن اهل احسان است « هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ‏ » ولی نویسنده معلوم نیست کیست ؟ در بالای پیام نوشته « توسط :احمدی نژاد » وما باآقای کریم عبدالحسینی گفتگو داریم واگر عمل ناشایستی ازایشان دیده شد از آن عمل بیزاریم نه از ذات او وهرگاه توبه کند باید اظهار دوستی خود رابااو بکنیم واما هویت آقای احمدی نژاد برای ما روشن نیست و او را نمی شناسیم بخصوص که کسانی که در امر مشائخ و بزرگان شیعه بامن اظهار دوستی می کنند مرامحمدی صدا می کنند ودوستی خود رااینطور می فهمانند وسائر مردم همان انوشه می گویند لذا فعلا جواب این عبارت در بوتۀ ابهام باقی می ماند تا بعد خداوند چه پیش آورد همینقدر ثابت شد که معترض خوبی رااز بدی تشخیص نمی دهد پس چگونه می تواند خوبی رابرای حقیر بخواهد والسلام .

1-      http://www.totonjieh.persianblog.ir/

2-      http://www.totonjieh.blogfa.com

3-      پست الکترونیکیmostafa.anoosheh@yahoo.com

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ