سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
قطب عالم امکان نویسنده: سما - یکشنبه ٢ مهر ۱۳٩٦
بسم الله الرحمن الرحیم 
قطب عالم امکان 

بسم الله الرحمن الرحیم 
🌎قطب عالم امکان 🌎
با توجه بفرمایشات مرکز عالم امکان حجت بن الحسن المهدی عجل الله فرجه در جایگاهی با رمز بیت الحمد هستند که چهار وزیر اطراف آن بزرگوار میباشند که دستورات وفیض ها ابتدا بآن چهار نفر میرسد که اوتادند یعنی حضرت عیسی وحضرت الیاس وحضرت خضر وحضرت ادریس علی نبینا وآله وعلیهم السلام بعد از ایشان بتعداد بیشتری میرسد که نقبا باشند وسپس بمقامات بعدی افاضه میشود که نجبا باشند ونقبا و نجبا هم کلی وجزیی دارند که همه اینها مانند نور که منیر را مینمایاند قطب عالم هستی را برای کاملین شیعه مینمایانند روی این جهت اقطابند وهمه اینها مانند منیرشان حضرت مهدی عجل الله فرجه غایبند وخداوند دل گروهی را صفا میبخشد که میتوانند حکایتها ی علوم و افاضات این گروه غایب رابنمایند بدون ادعای رؤیت که اولین کاملی که وظیفه اظهار پیدا کرد احمد بن زین الدین احسایی اعلی الله مقامه بود سپس کاظم بن ابن القاسم درخشنده نور آنگاه کریم بن ابراهیم سپس محمد باقر همدانی اعلی الله مقامهم اینها مقامات افاضات و علوم آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین را در جهان منتشر کردند هر کس اهل بصیرت باشد میفهمد حکایت قطب کردن قطب حقیقی نمیشود نور خورشید تمام خورشید را نشان میدهد قطبیت اورا میرساند اما خورشید نمیشود بنا براین هیچ جایگاهی برای لزوم وحدت ناطق شیعی نمیماند چرا که وحدت صفت مرکز است وشیعیان باتعددشان وحدت نمایند چنانکه ذرات نور با بی نهایت بودنشان همه یک منیر را مینمایانند پس اثبات لزوم وحدت ناطق شیعی بدعتی بیش نیست و در خلقت وحکمت و شریعت غیر ممکن است وهرگز ثابت نمیشودو این است یکی از مواضعی که اصل را فرع قرار داده اند وفرع را اصل وقتی که باب واحدی برای امام قرار دادند وابواب را محتاج یک باب خیال کردند حالا آن یک باب چه غایب باشد چه ظاهر باشد از قرآن وروایات وضروریات شیعه خارج است واین همان مذهب بابیه است که فرمایشات حقه را فرع برآن گرفته وباب ناطق خیالی خود را پشت کتب اهل حق مخفی نموده است وحال آنکه ناطق آنها اگر غایب است وتمام فیوض باو میرسد فرقی با مرکز عالم ندارد پس کفر است واگر ناطق آنها ظاهر است مانند ظهور علی محمد باب است بلکه خودشان میگویند غایب است اگر ناطق غایب توسط کاملین ظاهرین سخن میگوید ظاهرین ناطقند واو صامت است نطق مال اینهاست وحال آنکه میبینیم بعد از آقای کرمانی درکرمان چشمه جوشانی پیدا نشد که از محکمات قرآن وروایات تجاوز نکند مگر آقای همدانی اعلی الله مقامه که علوم شیخ راتفسیر کند وتوان رفع شکوک وشبهات خلق را بر اساس ما قال آل محمد قلنا ومادانوا دنا داشته باشد پس ناطق غایب کوسه ریش پهن است وممکن نیست ولزوم وحدت ناطق شیعه موهوم است ووجود خارجی ندارد وضد ونقیض است چه غایب چه ظاهر چگونه اعتقاد بیک موهوم دارند اینستکه از بهائیت بدترند پس اگر میگویند ناطق واحد یعنی اکمل الکاملین که غایب است چرابجای وحدت ناطق نمیگویند نجیب چون درفرمایشات میخوانند که فرموده اند نجبا هم متعددندو باوحدت ناطق نمیسازد پس چنین تدلیسی کرده اند که نامش رالزوم وحدت ناطق گذارده اند که بدعت است وموهومی بیش نیست واگر درهمین مختصر تامل کنند ودلایلش را در فرمایشات ببینند هیچ جای رخنه و مفری برای مخترع وحدت ناطق باقی نمیماند
  نظرات ()
مطالب اخیر روضه خان کیست ؟ ارتباط با جن خاتمه ناصریه پند وعبرت تزاحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه
کلمات کلیدی وبلاگ