سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
دوران جاهلیت نویسنده: سما - دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩

                        بسم الله الرحمن الرحیم

                           دوران جاهلیت

             اجمالی درمعنا ومراد از اهل جاهلیت

 


                            بسم الله الرحمن الرحیم

                                  دوران جاهلیت

 وآنچه واضح است این است که پیدایش جاهلیت براثر فترت  وفاصله افتادن بین آمدن وبعثت انبیاء واوصیاء است و غیبت انبیاء هم بخاطر عدم قابلیت خلق است که براثر ناسپاسی نعمت هدایت ، آن وجودات مقدس را آزار میدادند وبشهادت می رسانیدند وبدین سبب مشمول عذاب جهلونادانی که بزرگترین عذابهاست می شدند چنانکه فرمودهاست : لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیاءُسَنَکْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَالْحَریقِ (١٨١)آل عمران- و امام صادق علیه السلام جمله ایدرحدیث پاسخ بیک زندیق دارند که فرمودند : إِنَّ الْکِهَانَةَکَانَتْ فِی الْجَاهِلِیَّةِ فِی کُلِّ حِینِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ یعنی همانا پیشگوی درجاهلیت بود درهر زمانی که فترت وفاصله از پیامبران واقع می شد .ومسلم این فاصله وفترت منحصر بفاصله زمان بین حضرت عیسی علیه السلام وحضرت محمد صلی الله علیه وآله نبود گرچه این نمونه بزرگ وبارز آنست وهمچنین مسلم است که حجت خدا هرگز از روی زمین برداشته نمیشده ونمی شود چراکه لو لا الحجة لساخت الارض باهلها اگر حجتی در روی زمین نباشد زمین واهل زمینی نمی ماند وامیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند :  مَا بَرِحَ لِلَّهِ عَزَّتْ آلَاؤُهُ فِی الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ وَ فِی أَزْمَانِ الْفَتَرَاتِ عِبَادٌ نَاجَاهُمْ فِی فِکْرِهِمْ وَ کَلَّمَهُمْ فِی ذَاتِ عُقُولِهِمْ یعنی همیشه برای خداوندی که بخشش های اوگرانقدراست دراجزای زمانها ودر دوران فترت ها (وغیبتحجج)بندگانیست که او را دراندیشه می خوانند وخداوند هم دردرون عقل هایشان با آنها سخن می گوید .  پس اولیاءخدا در زمان فترت وجاهلیت در مخفیگاهها ومعابد دور دست بسر می بردند چنانکه در روایات روشن است وحضرت سلمان فارسی از آنها بود که برای ظهور اسلام خود را برسول خدا صلی الله علیه وآله رسانید و اهل قلم برای عقاید واخلاق واعمال دوران جاهلیت کتابها نوشته اند وبحث های دامنه داری آورده اند که مقصود ما از این مقاله همین است که بدانیم مراد ازجاهلیت چیست ودوران آن چگونه است در ظاهر قرآن جاهلیت باقید ظن جاهلیت و حمیت جاهلیت وحکم جاهلیت وتبرج جاهلیت چنین آورده شده است : یَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِیَّةِ- أَ فَحُکْمَ الْجاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ - إِذْ جَعَلَ الَّذینَ کَفَرُوا فی‏ قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَالْجاهِلِیَّةِ- وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى‏- واما معنای جاهلیت بدون قید راامام باقر علیه السلام درحدیثی میفرماید : لَا یَعْرِفُونَ حَقّاً وَ لَا یَدِینُونَ دِیناً یعنی اهل جاهلیت نه حقی را می شناختند ونه بدینی پابند بودند . زیرا عقیده ای بعقاید عقلی وفکری دینی نداشتند وپابند بشریعتی و آدابی از امور انسانیت ودین نبودند این معنای اصلی وبدون قیدجاهلیت است اما وقتی مقید می شود هر قیدی بخشی ازامورجاهلیت را نشان می دهد پس وقتی بعقاید پوچ آنها توجه شود شرک وبت پرستی وامثال آنست وچون باخلاق ورفتارشان توجه شود گسترش پیدا می کند چنانکه می بینیم درقرآن و روایات باصول ویا بعضی از فروع آن تصریح گردیده است که اگر پیامبراسلام صلی الله علیه وآله آشکار نشده بودند ما بهمان زندگی نکبت بار وخدایان پوشالی و بت پرستی وسنگ وچوب پرستی و بی قانونی وبد تراز هرحیوانی مشغول بودیم واز پیش خود هیچ راهی بسوی نور ورشد وکمال ودین پیدا نمی کردیم و خداوند برای نجات بشر حضرت محمد صلی الله علیه وآله را مبعوث نمود چنانکه می فرماید 

« یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلى‏ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشیرٍ وَ لا نَذیرٍ فَقَدْ جاءَکُمْ بَشیرٌ وَ نَذیرٌ وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ» (١٩المائده)

وحضرت امیر علیه السلام می فرمایند:

أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ ابْتَعَثَهُ وَ النَّاسُ یَضْرِبُونَ فِی غَمْرَةٍ وَ یَمُوجُونَ فِی حَیْرَةٍ قَدْ قَادَتْهُمْ أَزِمَّةُ الْحَیْنِ وَ اسْتَغْلَقَتْ عَلَى أَفْئِدَتِهِمْ أَقْفَالُ الرَّیْنِ

یعنی گواهى مى‏دهم که حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله) بنده او و فرستاده اوست.اورا بر انگیخت درحالى که مردم سخت درگرداب- نادانى- گرفتار بودند وافسار زمان جاهلیت آنها را می کشید، و دلهایشان را قفلهای زنگارپوشانیده بود .وظاهراً اهل کتاب غیر از اهل جاهلیت می باشند چون آنها بالاخره به پیامبری و کتابی معتقدند ولو اینکه اثری از آن در میانشان نبود اما عقاید ورفتارشان بااهل جاهلیت فرق داشت گرچه از دیدگاه اهل حق الکفر ملة واحدة است اما ما بحثمان دربارۀ روشن شدن معنای اهل جاهلیت است والا تعمیم معنای آن مسلم است چنانکه شیخ اوحد اعلی الله مقامه درشرح الزیاره در باره پیروی از امامان معصوم می فرماید : من لم‌یتول و لم‌یتبرأ و  لم‌ یتابع الائمة علیهم السلام فی افعالهم و اعمالهم و اقوالهم  لیس بمسلم ای لیس بکامل الایمان الذی هو الاسلام الکامل  کما قال تعالی ان الدین عند الله الاسلام او لیس بمسلم بل هو کافر کفر الجاهلیّة الاولی و انما کنا عند اللّه مسلمین بفضلهم و انما یقال ان کل من سوی شیعتهم کافر لما روی فی کثیر من الاخبار مثل ما رواه فی الخصال بسنده عن مالک الجهنی قال سمعت اباعبداللّه علیه السلام یقول ثلاثة لایکلمهم  اللّه یوم القیمة و لاینظر الیهم و لایزکیهم و لهم عذاب الیم من ادعی اماماً لیست امامته من اللّه و من جحدَ اماماً امامته من عند اللّه و من زعم انّ لهما فی الاسلام نصیباً

– یعنی هرکس دوستی (اولیاءخدا) وبیزاری (از دشمان خدا) نداشته  باشد وامامان معصوم را در رفتار و کردارسخنانشان پیروی نکند مسلمان نیست  یعنی ایمان کاملی که اسلام کامل باشد ندارد همانگونه که خداوند متعال فرموده است « همانا دین نزد خداوند اسلام است » یا اینکه او کافر است بمانند کفر جاهلیت اولیه وهمانا ما درنزد خداوند بفضل محمد وآل محمد صلوات الله علیهم اجمعین مسلمانیم وهمانا گفته شده کههرکس غیر از شیعۀ چهارده معصوم باشد کافر است بخاطر روایاتی که در بیشتر اخبار رسیده است مثل روایتی که درخصال آورده است ازمالک جهنی که گوید شنیدم امام صادق علیه السلام فرمودند : سه گروه هستند که خداوند روز قیامت با آنها سخن نمی گوید وبسوی آنان نگاه نمی کندوآنها راپاک نمی گرداند و برای آنها عذاب دردناکی است ١- کسی که امام (معصومی ) را بپذیرد که امامتش از طرفخدا نباشد ٢- کسی که انکار کند امام (معصومی) را که امامتش ازجانب خداوند است ٣- کسی که گمان کند که برایین دو در اسلام بهره ای می باشد . یک دقتی که در اینفرمایش می باشد کلمه جاهلیت اولی است یعنی این سه گروه گرچه با الفاظ اسلام آشنا شده بودند ولی بااهلجاهلیت اولی محشورند چون بردلهایشان قفل بوده وحق درآنها راه نیافته است چرا که أَقْفَلْتُ البابَ: درب را قفلکردم، این عبارت را براى هر مانعى که در سر راه رسیدن انسان یا گرفتن و انجام چیزى باشد آن را مثل زده‏اند و مى‏گویند: فلانٌ مُقْفَلٌ عن کذا: او از آن کار بازمانده و به آن نرسیده، خداى تعالى گوید: أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها

چنانکه دراین حدیث ملاحظه می شود

: کَنْزُ الْفَوَائِدِ لِلْکَرَاجُکِیِّ، ذَکَرُوا أَنَّ أَبَا حَنِیفَةَ أَکَلَ طَعَاماً مَعَ الْإِمَامِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ  مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمَا الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ فَلَمَّا رَفَعَ الصَّادِقُ ع یَدَهُ مِنْ أَکْلِهِ  قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ هَذَا مِنْکَ وَ مِنْ رَسُولِکَ ص  فَقَالَ أَبُو حَنِیفَةَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَجَعَلْتَ مَعَ اللَّهِ شَرِیکاً فَقَالَ ع لَهُ  وَیْلَکَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ یَقُولُ فِی کِتَابِهِ وَ ما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ  اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَقُولُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی مَوْضِعٍ آخَرَ وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ  سَیُؤْتِینَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ فَقَالَ أَبُو حَنِیفَةَ وَ اللَّهِ لَکَأَنِّی مَا قَرَأْتُهُمَا قَطُّ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ وَ لَا سَمِعْتُهُمَا إِلَّا فِی هَذَا الْوَقْتِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع بَلَى قَدْ قَرَأْتَهُمَا وَ سَمِعْتَهُمَا وَ لَکِنَّ اللَّهَ  تَعَالَى أَنْزَلَ فِیکَ وَ فِی أَشْبَاهِکَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها وَ قَالَ  اللَّهُ تَعَالَى کَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُون بحارالأنوار ج : ١٠ ص : ٢١ 

یعنی ذکر کرده اند که ابوحنیفه همراه امام صادق علیه السلام  غذائی خوردند وهمینکه امام صادق علیه السلام از  خوردنشان دست کشیدند گفتند : سپاس خدائی راشایسته است که پروردگار جهانیان است خدایا این غذا از جانب تو واز سوی فرستاده تو است صلی الله علیه وآله ابوحنیفه گفتای اباعبدالله آیا همراه خدا شریکی قرار دادی ؟ پس حضرت باوفرمودند : وای برتو باد همانا خداوند تبارک وتعالی در کتابش فرموده : آنها(لشگر تو ای پیامبر) فقط از این جهت (ازدشمن) انتقام مى‏گیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل(و کرم) خود، بى ‏نیاز ساختند (سوره توبه آیه ٧۴) ودرجای دیگرمی فرماید : اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان داده راضى باشند، و بگویند: خداوند براى ما کافى است بزودى خدا و رسولش، از فضل خود به ما مى‏بخشند(توبه۵٩) پس ابوحنیفه گفت بخدا قسم گویا که من این دو آیه را هرگز از کتاب خدا نخوانده بودم وبجز دراین وقت نشنیده ام پس امام صادق علیه السلام فرمودند : آری همانا تواین دو آیه را هم خوانده بودی وهم شنیده بودی ولی خداوند در بارۀ تو ودربارۀ اشباه تو نازل کرده استکه : آیا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟! (٢۴محمد) بلکه اعمالشان چون زنگارى بر دلهایشان نشسته است! (مطففین ١۴) . پس آیاتی راکه ابوحنیفه خیال می کند می فهمد وتفسیرهم می کند باوجود زنگار وقفلی که خداوند بردلش زده خالی از هدایت وعینجهل وجاهلیت اولی است بهمین ترتیب امر جاهلیت وقفل بودن دلها در اعصار جاریست که الفاظ کتب حق واهل حق کاملا مفت و مجانی بذل وبخشش شده که گاهی نمونه های کوچکی ازصاحبان دلهای قفل شده در این وبلاک نظر داده اند وبعضی را بنمایش گذارده ایم شاید قفلشان باز شود وبخود آیند وتوبه کنند وما هم آنرا برداریم وبحمد الله مدتی است که دستشان هم به پیروی از دلشان قفل شده سخن ناروا نمی نویسند پس سخن در جاهلیت اولی بود که چرا مقید باولی شده است پاسخ این مطلب در این حدیث شریف نهفته است :

  عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ ع فِی قَوْلِهِ تَعَالَى وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى‏  قَالَ أَیْ سَتَکُونُ جَاهِلِیَّةٌ أُخْرَى  بحارالأنوار     ٢٢     ١٨٩

 یعنی امام صادق علیه السلام از امام محمد باقر علیه السلام  در باره آیه شریفه :

وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى‏ (33-احزاب)

فرمودند : بزودی جاهلیت دیگری هم خواهد بود . یعنی مانند ایام فترتِ پیامبران خواهد شد ومردم نهحقی خواهند شناخت ونه بدینی پابند خواهند بود و مسلم بعد از پیامبراسلام صلی الله علیه وآله پیامبری نخواهد بود که ایام فترت بین دو پیامبر پیش آید بلکه بعد از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام وغیبت امام زمان عجل الله ظهوره دوران فترت که نتیجه اش بجاهلیت دیگری می رسد بوقوع پیوست واین باز نه بآن معناست که حقی روی زمین باقی نمی ماند بلکه بهمان معناست که در باره زمان فترت پیامبران گفته شد یعنی اهل حق در نهایت گمنامی وکمیابی می باشند پس جاهلیت جامعه براثر فترت شد وفترت براثر کشتن و استیصال انبیاء واولیاء خدا واقع میشود باهمه اینها  هرگز حجت از زمین برداشته نشده ونمیشود وجاهلیت در مردم خوش ذات رخنه نمی کند چنانکه امام صادق علیه  السلام می فرمایند :

النَّاسُ مَعَادِنُ کَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ فَمَنْ کَانَ لَهُ فِی الْجَاهِلِیَّةِ أَصْلٌ فَلَهُ فِی الْإِسْلَامِ أَصْلٌ یعنی مردم معادنی هستند مانند معادن طلا ونقره پس هرکس درجاهلیت اصلی داشته است پس برای او در اسلام اصلی میباشد چون گروهی هستند که فطرتشان عالی است واحکامجاهلیت بآن رنگ نمی زند مطلب لازمی که باید توجه کرداین است که وقتی گفته میشود جاهلیت یعنی دورانی که مردمحقی را نمی شناسند وبدینی پابند نیستند معنایش این نیست کههیچ قانون وحکمی ندارند بلکه معنایش این است که هیچقانونی الهی و حکم خدائی و شناخت وحیانی در میانشان نیست پس اهل جاهلیت چه بسا قوانین مجرب ومداومی هم وضع می کردند ومی کنند که عجائب چند گانه جهان ازنشانه های آنهاست وقطعاً احکام منتج ازانقلاب رنسانسوتمدنهای باستانی کهن را هم دربر می گیرد و مراد ازرنسانس بازگشت عهد هنر و ادبست . نخست در ایتالیا مایهگرفت و از آن پس در فرانسه و آلمان و اسپانیا و هلند بسط و انتشار یافت و هنرمندان آن دوره شاهگارها یی بوجودآوردند که تا امروز از آنها عالیتر و نیکوتر اثری پیدا نشدهاست بازاین باین معنا نیست که احکام اسلام باهنر وزیبائیمغایرت دارد درهر صورت اهل جاهلیت دارای قوانینواحکامی بوده اند که اسلام آنها را احکام جاهلیت شمردهباین حدیث شریف توجه کنیم که چگونه جاهلیت برگشته که گویا ازاسلام بوئی بمشام نمی رسد :

حَنَانٌ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ صَعِدَ رَسُولُ اللَّهِ صالْمِنْبَرَ یَوْمَ فَتْحِ مَکَّةَ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذْهَبَ عَنْکُمْ نَخْوَةَ الْجَاهِلِیَّةِ وَ تَفَاخُرَهَا بِآبَائِهَا أَلَا إِنَّکُمْ مِنْ آدَمَ ع وَ آدَمُ مِنْ طِینٍ أَلَا إِنَّ خَیْرَ عِبَادِ اللَّهِ عَبْدٌ اتَّقَاهُ إِنَّ الْعَرَبِیَّةَ لَیْسَتْ بِأَبٍ وَالِدٍ وَ لَکِنَّهَا لِسَانٌ نَاطِقٌ فَمَنْ قَصَرَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ یُبْلِغْهُ حَسَبُهُ أَلَاإِنَّ کُلَّ دَمٍ کَانَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ أَوْ إِحْنَةٍ وَ الْإِحْنَةُ الشَّحْنَاءُ فَهِیَ تَحْتَ قَدَمِی هَذِهِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ الکافی     8     246

یعنی امام محمد باقر علیه السلام فرمودند : پیامبرخدا صلی الله علیه وآله در روز فتح مکه بالای منبر رفتند پس فرمودند : ای مردم خداوند ازشما بزرگ منشی جاهلیت و بزرگ فروشی بپدران دورۀ جاهلیت راازشما برده است همانا شما ازآدم هستید وآدم ازخاک است آگاه باشید همانا بهترین بندگان خدا با تقواترین آنهاست همانا عرب بودن بپدر فرزندی نیست ولیکن عرب بودن زبانی گویا است که هرکس کردارش ازآن کوتاه باشد حسبش بآن نمی رسد آگاه باشید هرخونی که در جاهلیت ریخته می شده وهردشمنیزیر پای منست تاروز قیامت . پس اهل جاهلیت هم قانوندارند چنانکه امام صادق علیه السلام می فرمایند : الْحُکْمُحُکْمَانِ حُکْمُ اللَّهِ وَ حُکْمُ الْجَاهِلِیَّةِ فَمَنْ أَخْطَأَ حُکْمَ اللَّهِ حَکَمَ بِحُکْمِ الْجَاهِلِیَّةِ

 یعنی حکم دو حکم است یکی حکم خداست ودیگر حکم جاهلیت است پس هر قانون وحکمی که ازجانب وحی نباشد ومشتق از وحی وکتاب خدا وسنت پیامبر  وفرمایشات ائمه هدایت نباشد بدون شک مشمول حکم جاهلیت است وحمایت کردن وتعصب نشان دادن وپشتیبانیاز دین ازصفات مؤمن ومجاهدین در دین خداست وهمان عدل واحسان است که می فرماید :

إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ  الْإِحْسانِ که فرموده اند فَالْعَدْلُ الْإِنْصَافُ وَ الْإِحْسَانُ التَّفَضُّل‏ ولی برعکس یعنی حمایت کردن وتعصب نشان دادن وپشتیبانی از احکام غیر خدا وقوانین ساختۀ دست بشر راقرآن حمیت جاهلیت شمرده وفرموده است : إِذْ جَعَلَ الَّذینَ کَفَرُوا فی‏ قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ الْجاهِلِیَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُعَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْوى‏ وَ کانُواأَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیماً (26) الفتح

 یعنی:  آنگاه که کافران در دلهاى خود خشم و نخوتجاهلیّت داشتند؛ پس خداوند آرامش و سکینه خود را بر پیامبر خویش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقیقت تقوا همراه نمود، و آنان از هر کس لایق تر و زیبنده آن بودند؛ و خداوند به همه چیز دانا است. اما امورجاهلیت واهل جاهلیت گرچه ناحقی وبی دینی است ولی احکام وقوانین دارند ومثل اعمال قوم لوط نیست که همه اش فسق وفجور وبی قانونی باشد گرچه هردو ازنظر واقع بجهنم منتهی می شوند بلکه کسانی که از اینها منظم ترند و روش و رفتار درست ودینی را بدون تعقل وتفکر وبدون تحقیق از پدران  ویا از محیط برحسب عادت بخود گرفته اند محکوم باهل  جاهلیت هستند چنانکه خداوند می فرماید

: وَ إِذا قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا  عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ١٠۴)

و هنگامى که به آنها گفته شود: «به سوى آنچه خدا  نازل کرده، و به سوى پیامبر بیایید!»، مى‏گویند: «آنچه پدران خود را برآن یافته‏ایم، ما را بس است!»؛ آیا مگر چنین نبودکه پدران آنها چیزى نمى‏دانستند، و هدایت نیافته بودند؟! (١٠۴) پس موارد فراوانی در قرآن واحادیث از عقاید و قوانین واحکام وصفات و اعمال ورفتار جاهلیت ذکر شده که بمقدار میسور قدری دراینجا ذکر می شود :

١-  یکی از احکام زمان جاهلیت این بود که ارث شاملمردان میشود وشامل زنها نمیشود ازاین جهت بود که حضرت زهرا در خطبه ای که ایراد نمودند استناد بقرآن کرده می فرمایند : وَ أَنْتُمْ تَزْعُمُونَ أَلَّا إِرْثَ لَنَا «أَ فَحُکْمَالْجاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ  أَ فَلَا تَعْلَمُونَ 50المائده» بَلَى تَجَلَّى لَکُمْ کَالشَّمْسِ الضَّاحِیَةِ أَنِّی ابْنَتُهُ أَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ، أَ أُغْلَبُ عَلَى إِرْثِیَهْ [إِرْثِی‏]. یَا ابْنَ أَبِی قُحَافَةَ، أَ فِی کِتَابِ اللَّهِ أَنْ تَرِثَ أَبَاکَ وَ لَا أَرِثَ أَبِی لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا بحارالأنوار     29     226

یعنی وشما مردم گمان می کنید که ارث برای مانیست « آیاحکم جاهلیت رامی جویند و چه کسی برای گروهی که یقینپیدا می کنند از خدا بهتر حکم دارد 50 مائده»پس آیا شما نمی د انید بلکه (خوب می دانید) همانا مانند خورشید در وسطروز برای شما آشکار شده است که همانا من دخترپیامبرصلی الله علیه وآله می باشم ای مسلمانان آیا باید مندربارۀ ارثم مغلوب شوم ای فرزند ابی قحافه آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببری ومن از پدرم ارث نبرم ؟! ودر این فرمایش حضرت فاطمه سلام الله علیها آغازگران احکام جاهلیت ثانوی را معرفی ورسوا نمودند .  1-  تبرج جاهلیت – درلغت تبرج تَبَرُّجاً [برج‏] تِ المرأةُ یعنی  زن خود را آرایش کرد. بُرج : آشکار شدن. وگفته اند تبرّج آنست که زن زیبائیهاى خود را اظهار کند و اصل آن بمعنى ظهور است و بعبارت دیگر از آن جهت برج گویند که ظاهر و هویداست. وجمع برج بروج است که درقرآن آمده :  بُرُوجٍ مُشَیَّدَة - تَبارَکَ الَّذی جَعَلَ فِی السَّماءِ بُرُوجا که اولی بمعنای کاخ ودومی بمعنی منازل سیارات در آسمان است همانگونه که شخص در قصر و فلک در برج درکمال شوکت وزیبائی است زنی هم که خود را آرایش می کند وزینت و زیبائی خود را در معرض دید همگان قرار می دهد چنین موقعیتی پیدا می کند وقرآن حقیقت این رفتار را بتبرج جاهلیت یعنی زینتِ آشکار ازروی نادانی تعبیر آورده است واین عمل در جاهلیت اولی درزنان شیوع داشته ولی در جاهلیت دیگر بمردان هم سرایت کرده است چنانکه پیامبراسلام صلی الله علیه وآله بابن مسعود خبر داده فرمودند :  یَا ابْنَ مَسْعُودٍ- سَیَأْتِی مِنْ بَعْدِی أَقْوَامٌ یَأْکُلُونَ طَیِّبَ الطَّعَامِ وَ أَلْوَانَهَا- وَ یَرْکَبُونَ الدَّوَابَّ وَ یَتَزَیَّنُونَ بِزِینَةِ الْمَرْأَةِ لِزَوْجِهَا- وَ یَتَبَرَّجُونَ تَبَرُّجَ النِّسَاءِ وَ زِیُّهُنَّ مِثْلُ زِیِّ الْمُلُوکِالْجَبَابِرَةِ- وَ هُمْ مُنَافِقُو هَذِهِ الْأُمَّةِ فِی آخِرِ الزَّمَانِ- شَارِبُونَبِالْقَهَوَاتِ لَاعِبُونَ بِالْکِعَابِ رَاکِبُونَ الشَّهَوَاتِ- تَارِکُونَالْجَمَاعَاتِ رَاقِدُونَ عَنِ الْعَتَمَاتِ مُفْرِطُونَ فِی الْعَدَوَاتِ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى- فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ- وَ اتَّبَعُواالشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا

- اى پسر مسعود: گروهى پس ازمن بیایند که غذاهاى رنگین و گوارا میخورند، خودروها راسوار شوند ومانند زنان که براى شوهر آرایش میکنند آرایشکنند آرایش خود را مانند زنان بدیگران نشان دهند لباسشانلباس پادشاهان ستمگر باشد اینان در آخر الزمان منافقانامتند باده‏گسارى کنند، نرد ببازند، سوار برهواها باشند ،اجتماع را واگذارند و نماز خفتن را نخوانند، زیاده روى درستم کنند و خداى تعالى میفرماید: فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌأَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا  سورهمریم آیه 6 یعنی پس نسلى بعد از ایشان باقی ماند که نمازرا ضایع کردند و از شهوت‏ها پیروى نمودند پس بزودیسرگذشت خود را ملاقات خواهند نمود.

٢-   حمیة الجاهلیة حمایت جاهلانه که قبلا هم بآن اشاره شد از اموری است که بزرگان دین و بزرگان مکاتب استبصاراز آن نهی کرده اند وشیعیان کامل دوستانشان را از عمل بوسیله دفاع جاهلانه برحذر داشته اند  حال حمیت جاهلانه چیست ؟ البته قبلا عرض شد که همان پشتیبانی بیخردانه است که منشأ آن نفس اماره بالسوء می باشد که فرد بوسیله فحش ونا سزا وسخنان ناروا و دلائل بی محتوا از باطلدفاع کند ویا اینکه بسبب ادله پوچ وهتاکی و فحاشی ورزائل دیگر از حق واهل حق  پشتیبانی کند وچه بسا کلمات شریفی وافراد بزرگی را هم سپرکند تا بتواند بحمایتجاهلانه خود ادامه دهد چنانکه روز مره می بینیم وگاهینمونه هائی هم در این وبلاک بچشم خورده واسم های شریفی مثل استاد معظم ویا مکتب استبصار ویا باقریه وامثال آن از الفاظ شریف را ابزار حمایت های جاهلانهخود کرده اند یکی از سرانشان در حضور خودم جهت دفاع از استاد می گفت شما فکر می کنید که ایشان اینقدر فلان است که شما آمده اید از فلان کس دفاع کنید واو نمی فهمد که هم تهمت بما می زند وهم توهین باستاد می کرد چنانکه نقل میکنند راننده اتوبوسی تند می رفت یک نفر بدفاع ازمسافرین نزد راننده رفت وگفت : مگر این مسافرهای لامذهب وبی دین جانشان را از جوی آب خیابان گرفته اند که تواینقدر تند می روی پس حمیتهای جاهلانه وتعصبهای وحشیانه روشن است واحتیاجی بتوضیح بیشتر ندارد در کتاب کافی از امیر المؤمنین و رسول خدا صلوات الله علیهما وآلهما روایتست که

: إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلَى کُلِّ فَحَّاشٍ بَذِی‏ءٍ قَلِیلِ الْحَیَاءِ لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّکَ إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لِغَیَّةٍ أَوْ شِرْکِ شَیْطَانٍ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّه وَ فِی النَّاسِ شِرْکُ شَیْطَانٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَ مَا تَقْرَأُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ  الکافی  ٢ ص٣٢۴ - یعنی همانا خداوند بهشت را حرام کرده است برهر فحاش دشنام دهنده وبی حیائی که هرچه بگوید و یا باوبگویند باکی نداشته باشد پس همانا اگر او را بررسی کنی او را فرزند زن بد کاره یا شرک شیطان خواهی یافت عرض شد ای رسول خدا آیا در مردم شرک شیطان وجود دارد ؟ پس رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند مگر سخن خدای عز وجل را نخوانده ای :(که خداوند بشیطان فرمود :) در اموال و فرزندان مردم شرکت پیداکن !( الاسرا64 )- در هر صورت در اینجا تذکر بکسانی می دهم که در این وبلاک فحش ونامربوط نوشته اند ویا حمیت های جاهلانه بخرج داده اند که باعث رسوائی آنها نزد مکاتب استبصار و اهل حق گردیده است واز شدت رسوائی در جمعیت برای نجات خود از ما می خواهند که این وبلاک را جمع کنیم بدانند که البته این راهش نیست بلکه راهش این است که اولا از حمیتهای جاهلانه دست بردارند واز فحاشی هائی که نوشته اند واتهاماتی که وارد نموده اند توبه کنند وبا معرفی خود واعلان نام اصلی خود از پشت پردۀ خیانتکاری در این وبلاک بیرون بیایند آنگاه ما هم موظفیم سخنان آنها را نادیده گرفته محو نمائیم والا ما هر مقاله ای که مینویسیم برخشم آنها افزوده میشود وقهرا حمیت جاهلانه را ادامه خواهند داد واز طرف ما حمیت جاهلانه ای نخواهند دید چنانکه در کتاب خصال از  پیغمبرخدا صلی الله علیه وآله روایتست که فرمود هر که بوزن خردلى تعصب در دل دارد خداى عز و جل در قیامت او را با اعراب جاهلیت محشور کند ونیز فرمود

: مَنْ تَعَصَّبَ أَوْ تُعُصِّبَ لَهُ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الْإِسْلَامِ مِنْ عُنُقِه‏

پس ما را با کسی جز حق وسخنان حق کاری نیست وآنچه از وقایعی که رخ داده بود ازباب تذکرجهت اصلاح امر آخرت واخوت با برادران دینی برخود لازم دیدیم دیگر پس از آن « انی القیت عصای فلا اخاف سحر الساحرین »ماعصای راستگوئی وخلوص خود را افکندیم پس از این از جادوی تهدید ها و تهمتها وفحش ها وحمیت های جاهلانه نمیهراسیم واین مسؤولیت ما درباب اصلاح امر آخرت واخوت بپایان رسیده است تا بعد از این از کار خدا چه پیش آید.

٣- یکی دیگر از احکام دوران جاهلیت این بود که شهر مکه را بزرگ می شمردند وبآن قسم نمی خوردند اما ریختن خون حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله را در آن شهرحلال دانستند باین جهت خداوند فرموده است

: لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ  وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَد

پس قریش هر نوع آزار و اذیتى را در مکه حرام میدانستند و وقتى که از حرم خارج میشدند اگر کسى یک شاخ از درخت داخل مکه را بر خود مى‏آویخت باو کارى نداشتند با این روشى که داشتند ناسزاگفتن و تکذیب پیامبر صلى اللَّه علیه و آل و سلم را حلالمى‏شمردند در حالیکه شهر مکه را تعظیم می کردند .

۴- یکی از احکام دوران جاهلیت قسم خوردن بغیر خدا بود مثل و حیاتک‏ یعنی بجان تو سوگند ومثل قسم یاد کردنباختران چنانکه در کتاب کافی از قول امام صادق علیهالسلام استکه کَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِیَّة یَحْلِفُونَ بِهَا َ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ

فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُوم

یعنی اهل جاهلیت بستارگان سوگند یاد می کردند وخداوند نازل کرد :

فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُوم

پس چون اهل جاهلیت بستارگان سوگند یاد می کردند خداوند بجایگاه ستارگان قسم خورده است چراکه مواقع نجوم محلی استکه ملائکه از آنجا بشیاطین تیر اندازی می کنند که نتوانند بآسمانها بالاروند چنانکه در دوران فترت وجاهلیت بالا می رفتند و تقدیرات الهی را از تقدیر کنندگان الهی می شنیدند وبرای کهنه وجادوگران خبرمی آورند ولی بیمن قدوم وتولد حضرت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله همه با تیرشهاب از آسمانها رانده شدند وخداوند ازاین واقعه  خبر داده استکه

وَ حَفِظْناها مِنْ کُلِّ شَیْطانٍ رَجیمٍ (الحجر-١٧) اِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبینٌ (الحجر١٨)

 یعنی ماآسمان راازهر شیطان رانده شده ای حفظ نموده ایم مگر کسی که استراق سمع نماید که شعله آتشی روشن وآشکار در پی او می رود    

۵-   یکی از اعمال اهل جاهلیت غذا خوردن نزد اهل مصیبت بود چنانکه امام صادق علیه السلام می فرماید: الْأَکْلُ عِنْدَ أَهْلِ الْمُصِیبَةِ مِنْ عَمَلِ أَهْلِ الْجَاهِلِیَّةِ وَ السُّنَّةُ الْبَعْثُ إِلَیْهِمْ بِالطَّعَامِ کَمَا أَمَرَ بِهِ النَّبِیُّ صلی الله علیه وآله فِی آلِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام لَمَّا جَاءَ نَعْیُهُ یعنی غذا خوردن نزد اهل مصیبت از کارهای اهل جاهلیت بود وسنت پیامبر صلی الله علیه وآله این است که برای اهل مصیبت غذا ببرند چنانکه پیامبر صلی الله علیه وآله درباره آل جعفر فرزند ابی طالب علیه السلام در وقتی که خبر وفاتش رسید دستوربآن  دادند. ومتاسفانه این عمل جاهلانه امروزه در جامعه ما رایج شده است وشمردن یکی یکی ازبعضی اعمال واحکام جاهلیت خالی از فائده نیست ولی بطور کلی می دانیم که عقل ازاکثر سرها رفته وأَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شده است پس الان هم دوران جاهلیت است چنانکه در  ارشادالعوام آمده است :  شک نیست که اول چیزی که خدا خلق کرده نور مقدس آل‌محمد است علیهم السلام و ایشانند که در نزد خدا دوست‌تر خلقند چرا که حبیب خدا هستند چنانکه در دعاست لا حبیب الا هو و اهلهیعنی حبیبی جز پیغمبر و اهل بیتش نیست پس ایشانند عقل کل و عقل مادام که از سر انسان مخفی است انسان جاهل است و چون عقل بسر انسان جلوه کند عالم شود و شخص بعلم درست سلوک کند و اصلاح خود نماید و از ضرردار دوری کند و نفع برای خود تحصیل کند پس باین جهت این زمان زمان جاهلیت باشد که عقل از عالم مخفی است و جهال اصلاح نفس خود نتوانند کرد و عبادت خدا چنانکه باید نتوانند کرد اگر چه بقدر آنکه بحد تمیز رسیده‌اند بتوانند کاری کرد ارشاد العوام ج3 وشیخ مرحوم اعلی الله مقامه در کتاب العصمة والرجعة بجاهلیت دوم وجاهلیت سوم هم تصریح دارند وفرموده اند : عنه صلی الله علیه و آله یقول من قاتلنی فی الاول و قتل اهل بیتی فی الثانیة حشره الله فی الثالثة مع الدجال ، اقول الظاهر ان الاولی هی الجاهلیة الاولی من المشرکین کابی‌سفیان و فی الثانیة ای فی الجاهلیة الثانیة یعنی الردة بعد موته کمعویة قاتل علیا و یزید بن معویة قاتل الحسین علیه السلام حشره الله فی الجاهلیة الثالثة و هی خروج الدجال- وهمچنین در کتاب شرح عرشیه در ضمن مطالبی می فرماید :  المراد بالجاهلیة الاولی ما قبلَ بعثة نبیّنا محمد صلی اللّه علیه و اله.......والجاهلیّةالثانیة ما قبلَ ولایةِ امیرالمؤمنین علیه السلام شرح العرشیه3  

 یعنی از پیامبرگرامی صلی الله علیه وآله روایتست که میفرمود : هرکس با من در ابتدا جنگید وسپس در مرحلۀ دوم با اهل بیت من جنگید خداوند او را در مرحلۀ سوم با دجال محشور خواهد کرد شیخ اوحد اعلی الله مقامه می فرماید مراد از جنگ اول در این حدیث شریف جاهلیت اولی است مانند جنگ ابوسفیان  ومراد از جنگ  دوم جاهلیت دومی است که بعد از وفات پیامبرصلی الله علیه وآله اتفاق افتاد مثل معاویه که باحضرت علی علیه السلام جنگید ومانند یزید ابن معاویه که با امام حسین علیه السلام جنگ کرد  که خداوند او را باجاهلیت سوم محشور خواهد کرد و مراد از جاهلیت سوم خارج شدن دجال است و نیزفرموده است : مراد از جاهلیت اول قبل از مبعوث شدن پیامبر صلی الله علیه وآله است ومقصود از جاهلیت دوم قبل از ولایت امیر المؤمنین علیه السلام است . پس جاهلیت منحصر بدوران قبل از بعثت نیست چنانکه قبلا بحث شد . 

۶- یکی از اعمال جاهلیت نسب شناسی تکلّفی است زیرا کهعلم نسب شناسی سه گونه است موهبتی الهی و تکلیفی وتکلفی اولی مخصوص حضرات پیامبر واوصیاء علیهم السلام است چنانکه امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند :

  أُعْطِیتُ تِسْعاً لَمْ یُعْطَهَا أَحَدٌ قَبْلِی سِوَى النَّبِیِّ ص لَقَدْ فُتِحَتْ لِیَ السُّبُلُ وَ عَلِمْتُ الْمَنَایَا وَ الْبَلَایَا وَ الْأَنْسَابَ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ

  یعنی بمن نه فضیلت داده شده که بهیچ کس قبل از من نداده‏اند بجز پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله برای من تمام راهها گشوده شد و دانستم مرگ و میرها و بلاها و نژادها را و تمییز بین حق وباطل را.واما نژاد شناسی  تکلیفی آن است که انسان مکلف است باینکه از زنا ولواط و ارضای شهوت نامشروع پرهیز کند چرا که این امور باعث فساددرنژاد و انساب است چنانکه در سؤال وجواب زندیقی با امام صادق علیه السلام چنین آمده است : فَلِمَ حَرَّمَ الزِّنَا؟ قَالَ لِمَا فِیهِ مِنَ الْفَسَادِ وَ ذَهَابِ الْمَوَارِیثِ وَ انْقِطَاعِ الْأَنْسَابِ لَا تَعْلَمُ الْمَرْأَةُ فِی الزِّنَا مَنْ أَحْبَلَهَا- وَ لَا الْمَوْلُودُ یَعْلَمُ مَنْ أَبُوهُ وَ لَا أَرْحَامَ مَوْصُولَةٌ وَ لَا قَرَابَةَ مَعْرُوفَةٌ قَالَ فَلِمَ حَرَّمَ اللِّوَاطَ؟ قَالَ مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ لَوْ کَانَ إِتْیَانُ الْغُلَامِ حَلَالًا لَاسْتَغْنَى الرِّجَالُ عَنِ النِّسَاءِ وَ کَانَ فِیهِ قَطْعُ النَّسْلِ وَ تَعْطِیلُ الْفُرُوجِ وَ کَانَ فِی إِجَازَةِ ذَلِکَ فَسَادٌ کَثِیرٌ قَالَ فَلِمَ حَرَّمَ إِتْیَانَ الْبَهِیمَةِ؟ قَالَ کَرِهَ أَنْ یُضَیِّعَ الرَّجُلُ مَاءَهُ وَ یَأْتِیَ غَیْرَ شَکْلِهِ وَ لَوْ أَبَاحَ ذَلِکَ لَرَبَطَ کُلُّ رَجُلٍ أَتَاناً یَرْکَبُ ظَهْرَهَا وَ یَغْشَى فَرْجَهَا وَ کَانَ یَکُونُ فِی ذَلِکَ فَسَادٌ کَثِیرٌ فَأَبَاحَ ظُهُورَهَا وَ حَرَّمَ عَلَیْهِمْ فُرُوجَهَا وَ خَلَقَ لِلرِّجَالِ النِّسَاءَ لِیَأْنَسُوا بِهِنَّ وَ یَسْکُنُوا إِلَیْهِنَّ وَ یَکُنَّ مَوَاضِعَ شَهَوَاتِهِمْ وَ أُمَّهَاتِ أَوْلَادِهِم‏

یعنی : زندیق از امام صادق علیه السلام  پرسید: خداوند چرا زنا را حرام کرد؟ حضرت فرمودند : زیرا رهاوردى جز فساد و بهم خوردن مواریث و قطع نسب ندارد، در آن هیچ زنى نمى‏داند چه کسى او را باردار کرده، و نه فرزندمى‏داند پدرش کیست، در نتیجه عارى از قوم و خویشى خواهد بود. پرسید: چرا لواط را حرام کرده؟ فرمود: اگر نزدیکى با پسران آزاد بود دیگر مردها توجّهى به زنان نمى‏کردند و نسل بریده مى‏شد و خلقت زنان عبث مى‏ماند و در این جواز (لواط) فسادى بزرگ نهفته است.پرسید: چرا نزدیکى با حیوانات را حرام کرد؟سپس حضرت فرمودند : براى آدمى زشت است که آب خود را در موجودى غیر شکل خود قرار دهد، و اگر این عمل را جایز کرده بود هر مردى یک اتان (ماچه الاغ) مى‏گرفت هم سوارش مى‏شد و هم با آن نزدیکى مى‏کرد، و این فساد بسیارى در برداشت، پس سوار شدن پشت آن را حلال و نزدیکى را حرام ساخت، و براى مردان زنان را خلق فرمود تا نزد ایشان أنس گرفته و آرام گیرند، تا همانها موضع [دفع‏] شهوت و مادر فرزندانشان باشند!!.واما نسب شناسی تکلفی که باقواعد ساختگی و نقل قول اقوام وشایعات محلی یازبانزدهای جامعه ونقل سلسله یا پراکنده اقوال قرونوامثال اینها تشکل یافته می یابد ازروشها و اعمال زمان جاهلیت است وبرای آشنائی به تکلفی بودن وخود رابزحمت بیهوده انداختن در راه اکتساب درکتاب قواعد آقای حاج محمد کریم اعلی الله مقامه می فرمایند: 

ان طریقة قدماء اصحابنا التی وقع علیها التقریر و کانواعلیها فی زمان الائمة علیهم السلام و بعدهم و فی الغیبة الصغری و طائفة منهم فی الکبری ایضا الی یومنا هذا تصحیح الاخباربالقرائن و ان علم الرجال هو علم النسابة فی زمان الجاهلیةثم عمل به العامة العمیاء لاختلال نظام دینهم و احتیاجهم الی التشبث بکل حشیش فتمسکوا بعلم النسابة و هو من سیرةالعرب فاغتر بهم الشیعة بعد ما آل حالهم کحالهم فی غیبة امامهم فعملوا بسیرتهم- واذا وقع علیهم القول اخرجنا لهم دابةمن الارض تکلمهم ان الناس کانوا بآیاتنا لایوقنون – 82نمل- و خیر الامور تلادها و شر الامور محدثاتها فاعمل بطریقةاصحابک و صحح الاخبار بالقرائن.

یعنی روش گذشتگاناصحاب ما که تقریر برآن واقع شده ودر زمان ائمه علیهمالسلام وبعد از ایشان ودر غیبت صغری وگروهی هم درغیبت کبری تااین زمانی که مادر آنیم  برآن بوده اند که تصحیح اخبار بوسیله قرائن انجام می یافته است وهمانا علم رجال همان علم وهنر نسب شناسی زمان جاهلیت است که عامه کوردل بآن عمل کردند چون نظام دینشان از هم پاشیده است ونیازمند بآویختن بهر علفی بودند پس چنگ زدند بعلم نسابه یعنی نسب شناسی واین برنامه جزو سیرۀ عرب بود که شیعه هم بعد از این که در غیبت امامشان برگشتِ حالشان مثل حال آنها شد  فریب عامۀ کور دل را خورد و بروش آنها عمل کردند - و هنگامى که حکم خدا علیه آنها صادر گردد جنبنده‏اى را از زمین براى آنها خارج مى‏کنیم که با آنان سخن می گوید که مردم به آیات ما ایمان نمى‏آوردند.(82نمل) – وبهترین امور اموری استکه زاد وولد داشته باشد (یعنی تفریع از اصلی شود وریشه دار باشد ) و بدترین امور اموریست که تازه پیدا شده باشد (یعنی بی اصل وبی ریشه وبدعت باشد) پس توهم بروش اصحابت عمل کن واخبار را بوسیله قرائن تصحیح کن . وهمچنین این حدیث معروف همین امر را روشن ساخته :

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَسْجِدَ فَإِذَا جَمَاعَةٌ قَدْ أَطَافُوا بِرَجُلٍ فَقَالَ مَا هَذَا فَقِیلَ عَلَّامَةٌ قَالَ وَ مَا الْعَلَّامَةُ قَالُوا أَعْلَمُ النَّاسِ بِأَنْسَابِ الْعَرَبِ وَ وَقَائِعِهَا وَ أَیَّامِ الْجَاهِلِیَّةِ وَ بِالْأَشْعَارِ وَ الْعَرَبِیَّةِ فَقَالَ النَّبِیُّ ص ذَاکَ عِلْمٌ لَا یَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا یَنْفَعُ مَنْ عَلِمَه‏

یعنی حضرت موسی ابن جعفر از پدران بزرگوار شان علیهم السلام نقل کرده اند که حضرت رسول صلی الله علیه وآله داخل مسجد شدند ناگاه دیدند گروهى گرد مردى را گرفته‏ اند پرسیدند :جریان چیست ؟ گفتند: علّامه یعنی مرد بسیار دانائى است حضرت پرسیدند : علّامه یعنی چه ؟ گفتند: داناترین مردم است به نژادها ووقایع عرب و بدوران جاهلیّت و شعرها و عربیّت حضرت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند : این دانشی استکه کسی راکه بآن آگاه نباشد ضرر نمی رساند، وکسی راکه بآن آگاهی دارد سودی نمی بخشد. فرمایشاتی دیگر ازبزرگان در باره عقاید و اخلاق ورفتار اهل جاهلیت از کتاب ارشاد العوام حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و ایشان وقتی آمدند که جمیع مردم الا قلیل قلیل گمراه بودند جمعی بت‌ پرست بودند و آن بیشتر خلق عالم بودند و بعضی اهل ملت و کیشی بودند که معتبرترینشان مجوس و یهود و نصاری بودند اما احوال مجوس و بت‌پرستی و آتش‌پرستی و بی‌دینی ایشان که واضح است و اما یهود مشرک و کافر و منکر حضرت عیسی و بی توریة و کتب سماوی بودند و همه بخودرأیی گرفتار بودند و در رد پادری ثابت کرده‌ایم که یهود کتب آسمانی الحال ندارند و مذهبی پابرجا ندارند و اما نصاری که مشرک بودند بخدای عزوجل بعضی عیسی را خدا میگفتند بعضی پسر خدا میگفتند و بعضی بخدایان ثلاثه قائل شدند و همه مردم اهل جاهلیت و ضلالت بودند و بتها در خانه خدا چیده و بر سر کوهها نصب کرده آنها را میپرستیدند و هر قومی خدائی داشتند ..................

این مردم را حیا و خوف منع میکند اگر اسبابی پیدا شود چنانکه شد برمیگردند بجاهلیت اولی بالطوع و الرغبة و هیچ قوت نفسی نمیخواهد خود کمک حال خود را میکنند بلی قوت نفس نگاه داشتن مردم است که مرتد نشوند و بر اسلام بمانند ...............................

شک نیست که اول چیزی که خدا خلق کرده نور مقدس آل‌محمد است علیهم السلام و ایشانند که در نزد خدا دوست‌تر خلقند چرا که حبیب خدا هستند چنانکه در دعاست لا حبیب الا هو و اهله یعنی حبیبی جز پیغمبر و اهل بیتش نیست پس ایشانند عقل کل و عقل مادام که از سر انسان مخفی است انسان جاهل است و چون عقل بسر انسان جلوه کند عالم شود و شخص بعلم درست سلوک کند و اصلاح خود نماید و از ضرردار دوری کند و نفع برای خود تحصیل کند پس باین جهت این زمان زمان جاهلیت باشد که عقل از عالم مخفی است و جهال اصلاح نفس خود نتوانند کرد و عبادت خدا چنانکه باید نتوانند کرد اگر چه بقدر آنکه بحد تمیز رسیده‌اند بتوانند کاری کرد.........

فصل  - بدانکه اولاً واجب است در این مسئله و باقی مسائل هم که این مقدمه را بدانی که حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله تشریف‌فرمای این عالم شدند در وقتی که مردم بعضی بت میپرستیدند و بعضی سنگها را میپرستیدند و بعضی درختها را میپرستیدند و بعضی حیوانات را میپرستیدند مانند گاو و امثال آن و بعضی آفتاب و ماه و ستارگان را میپرستیدند و بعضی آتش میپرستیدند و همچنین همه در وادی ضلالت حیران و سرگردان و در میان عرب ظاهر شد که عصبیت آنها و حمیّت و کبر آنها از همه کس بیشتر بود و تعصب بتها و طریقه جاهلیت خود را از همه کس بیشتر میکشیدند پس آن بزرگوار آمد و طریقه حقه و ملت بیضا را در میان مردم آشکار کرد...................... 

ادامه دارد

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ