سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
آزمایشات گوناگون نویسنده: سما - جمعه ۱٩ فروردین ۱۳٩٠

 

                             بسم الله الرحمن الرحیم

                                  آزمایشات گوناگون

برای این امر وبلاک جداگانه ای نیاز است زیرا در این وبلاک در باره عقیده گفتگو می شود و ما نمی خواهیم این وبلاک تبدیل بکشکول شود  و همچنین برای سهولت مراجعه  دوستان تا وقتی که این بحث نیاز به وبلاک جداگانه ای نداشته باشد بهمین مقاله یا بیشتر اکتفا می کنیم تا بعدا شرایط چه اقتضائی داشته باشد ونیزبعضی دوستانی که حضورا برای مشاوره مراجعه دارند سؤالاتی دارند که برای سهولت پاسخشان را باین مقاله ارجاع  میدهیم   


عوامل امراض عمومی

عوامل امراض بسیار است اما آنچه حقیر تجربه کرده ام امراض عمومی ابتدا وارد عضویا چند عضوی می شوند که در بدن از همه اعضا ضعیف ترند و علت ضعف آن از بکار غیر طبیعی گرفتن و فشار وارد کردن  بیش از حد برآن عضو است و حتی اگر مرض مادر زادی باشد باز هم این سخن صدق می کند  چرا که عامل آن کارهای غیر طبیعی و رعایت نکردن امور شرعی از جانب والدین و شرایط نامساعد بوده  است عموما سه عامل کلی  در بروز امراض در هر فصلی دخالت محسوسی دارند 1- ورود استرس 2- وضیت نابسامان معده 3- سرماخوردگی وزکام که اگر بیمار توجه کند در موقع پیدایش عارضه اش هر سه این امور دست بدست هم داده اند تا از ترکیب آنها این بیماری در بدن وعضو ضعیف بروز کرده است .

 

عوامل جن زدگی

درباره جن زدگی حرف و سخن بسیار است و من همیشه بمراجعین می گویم که من نه جن دیده ام  و نه ملک چون خداوند در قرآن از وجود جن وملک خبر داده و آثار اعمال آنها راکه در جهان وجود دارد بما تفهیم کرده اند اذعان می کنیم که جن و ملک وجود دارند وآنچه از قرآن وروایات وسخنان علمای دین دیده ام فهمیده ام که جن مقامش از انسان پائین ترست و انسان بر جن شرافت دارد پس کسی که جن براو مسلط شود وجن زدگی پیدا می کند مسلما از درجه انسانیت پائین افتاده چنانکه خداوند چهار پا را برای سواری دادن بانسان قرار داده و انسانی که بچهار پا سواری دهد انسان نیست البته بحثی که شیاطین واجنه بانسان صدمه می زنند جدای از این بحث است چرا که صدمه خوردن های جزئی که بانسانیت وعقل ربطی ندارد غیر از ادعای آمیزش با جن است که عقل را زائل کرده است و این بحث در مورد کسانی است که مدعی میشوند جن می بینند وبا آنها آمیزش دارد و برای آنها کار می کند و یا آنها برای او کار می کنند و یا خبر رد و بدل می کنند و یا وسوسه در آنها ایجاد می کنند و یا باهم مکالمات دارند و یا رقص و آواز می بینند و می شنوند و ما بیمارانی را از زن ومرد دیده ایم که مدعی هستند در بیداری حتی داخل نماز جن با آنها مقاربت می کند  و سائر بیماریهائی که در بعضی ازمردم مشاهده می شود که در این بین کسانی هم هستند که  بجن تهمت می زنند وما چند مورد را مشاهده کردیم که مدعی بودند جن اسباب خانه آنها را جابجا می کنند و یا لباسهای آنها را حتی در تن آنها پاره پاره می کنند ولوازم منزلشان را بیرون می برند و حتی پولهایشان را می دزدند  که با مراجعه و تست زماندار اعضای خانواده معلوم شد کار بعضی از خود اعضای خاواده بوده است که بعد از روشن شدن موضوع مشکلشان بکلی برطرف شد و معلوم شد بجن تهمت می زدند و ما مقداری از اموری که باعث جن زدگی شده و دیده ایم  و یا مرویست یاد آور می شویم  :

       

1-   تنها خوابیدن در خانه

2-   عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ جَعَلَ اللَّهُ الْحَدِیدَ فِی الدُّنْیَا زِینَةَ الْجِنِّ وَ الشَّیَاطِینِ فَحُرِّمَ عَلَى الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ أَنْ یَلْبَسَهُ فِی الصَّلَاةِ إِلَّا أَنْ یَکُونَ الْمُسْلِمُ فِی قِتَالِ عَدُوٍّ فَلَا بَأْسَ بِه‏ - یعنی امام صادق علیه السلام فرمودند آهن در دنیا زینت پری وشیاطین است پس برمرد مسلمان حرام است که در نماز آنرابپوشد مگر اینکه در جنگ با دشمنی باشد   

3-    ترک بسم الله الرحمن الرحیم در امورکار وزندگی

4-   پیامبراسلام صلی الله علیه وآله از جماع در شب اول ووسط وآخر ماه نهی کردند وفرمودند ترس تعلق نوعی جن (خبال) برکودک را دارد زیرا مجنون هم اول و وسط وآخرماه اورا جن می گیرد

5-    حرکات سریع بدون بسم الله الرحمن الرحیم انجام دادن بخصوص آب جوش در مزبله یا باغچه ریختن

6-    تنها گشتن دربیابانه وکوهها واماکن وحشتناک وسفر تنها

7-    گفت وشنید داستانهای جنّی وروحی بخصوص تماشای فیلمهای ازاین قبیل مخصوصا برای کودکان وهمچنین تماشای اعمال جنسی و فیلمهای سکسی وماهواره ای بویژه برای نوجوانان

8-    نداشتن تقوا و گناه کردن بخصوص گناهان کبیره وهمجنسبازی وزنا و لواط و مصرف مشروب الکلی و مصرف مواد روان گردان ولو یکبار باشد و امثال اینها

9-    نداشتن رفیق دینی و معلمی دانای در شرع واخلاق واعتقاد وزندگی کردن در کشور ها ی کفر وزندقه

10-      در خوردن گوشت استخوان را بلب ودندان کشیدن

11-      بی نظافتی وبی باکی از کثافات یا نجاسات در لباس ومنزل ومحیط زندگی وکار وپاک نکردن تارعنکبوت وآشغال وامثال آن 

12-     ترک خوردن گوشت کردن تاچهل روز یا چهل روز پی در پی گوشت خوردن که باید درگوش اواذان گفت

13-     شراب – قمار – عاشقی – اعتیاد –اطاعت غیر خداکردن –رقص وموسیقی وترانه وآوازهای اهل فسق وفجور

14-     ساده لوحی وبی دانشی

15-     سوزانیدن پوست پیاز

16-     ترک امور وشؤون انسانیت چه شرعی چه اخلاقی چه عقیدتی ریشۀ تمام جن زدگی هاست یعنی بی دینی

17-     ترس ووهم داشتن وخیالاتی بودن وانحطاط فکری

18-     درس خواندن ومطالعۀ بدون رویه وآداب

19-     عبادت وریاضت های بیجا ونامشروع ویا زیاد

20-     اذیت کردن حیوانات اهلی وحلال گوشت وغیر موذی که باانسان انس می گیرند وبرای انسان مفید واقع می شوند غیراز مذمومات

21-     یک لنگ کفش پاکردن باعث دیوانگی وجن زدگی  است

گمانهای دانشنما

دربین دانشجویان ودانشمندان دینی علوم غریبه کاربردهائی دارد که اختصاص بخودشان دارد والفاظی  ازآن ها بشکل گمانهای دانشنما درمیان مردم وجود دارد که باندازه بهره مندی در کمی ازافراد کوشش گر کاربردهای مقطعی مشاهده میشود که مجالی برای تحقیق وبررسی دانشجویان نوپا باقی نمی گذارد تا آنها هم بتوانند از آن روش پیروی کنند از این رو می بینیم گروهی سالها در انتظار کشف اسرار بسر می برند وهمیشه بااموری مبهم سروکار دارند تااینکه بعضی مبتلا شده اند به پیداکردن نقشه گنج وکندن قبور و سیر وسفر در اماکن متروکه وبعضی مبتلا شده اندبریاضتهای سخت وبعضی مشغول شده اند بالفاظ وحروف ونقوش وبعضی مبتلاشده اند باوراد نامعلوم وگروهی سالها شاگردی پیری رامی کنند که شاید یک کلمه از رازهای این کارها را باو یاد بدهد و سطحی تر از همه گروهی شیاد وبیسواد هستند که با ترکیب امور حقه بازی وشعبده وکلاه برداری با قرآن وادعیه باوعدهای خارق العاده ودروغ  مردم را سرکیسه می کنند وپولهای کلان از آنها می گیرند وحالا هم در اینترنت ازاین مطالب پر است ومادر مقاله سحر جادو اجمالا بحثی کلیدی در نوع این امور داشتیم که کسانی برای انکار اصل وریشه این دانشها بپا خاسته اند ومطالب شگفتی را برای پوچ بودن این علوم عنوان می کنند که انتقاداتشان همه برمی گردد بکسانی که بدون بررسی حقیقت متمسک بقواعدی ناتمام شده اند که از کمره قواعد اولیاءخدا برداشته اند وبا قیاسات وآراء که بابوجود این مزخرفات باز هم دانشمندان متفکرامروز می گویند این علوم شبه علم است ونمی توانند بطور کلی همه را نادیده بگیرند وحال آنکه ماده جهان علم وصنعت بر اصول این علوم برپاست چنانکه می بینیم مبنای بخشی ازسیستم نرم افزارهای کامپیوتری برصفر ویک استوار است وقانون صفر ویک ها ازاصول قواعد اولیه علم رمل است وهمچنین براساس علم حروف واعداد تلگراف وتلفن وکد بندی ها ی کنترل انسانها واموراتشان وکنترل اتفاقات در آسمان وزمین وغیر ذلک انجام می پذیرد وعلم شیمی برگرفته از بخشی از کیمیاست که علم فیزیک ازصورت این ماده گفتگودارد حالا مخترعین ومکتشفین وتکنولوژی ها ازیک طرف ودانشمندان خبره دینی از سوی دیگر مغز این پوسته ها را برداشته اند و پوستش را برای بی خردان وبازی گران وشیادان و حقه بازان وساده لوحان گذارده اند وجالب این که این ساده لوحان بوسیله این پوستهای بی خاصیت وپردرد سر ادعاها هم می کنند وحال آنکه اهل دنیای پیشرفته باکمال اطمینان از تکنولوژی بهره برداری می کنند ودر راه خیر وشر بنحولازم ازآنها استفاده می کنند ولی مخترعینشان هیچ ادعائی نکرده اند چراکه مخترع ومکتشف حاصل زحمتش را دراختیار عموم قرارمی دهدوهمه بعلت کارآنها پی می برند و طالبین می توانند از روش آنها بهره مند گردند.

علم اعداد وحروف 

تصرفات در اعداد وحروف دریای بیکرانی استکه ازروز روشنتراست وچون در مقابل هر حرفی بانحاء مختلف عددی گذارده اند وآن عدد را رمز یا نیرو یا باطن وامثال اینها برای آن حرف می دانند دراذهان گروه زیادی جای دلیل برهان را گرفته است واستدلالات خود را برمبنای  درستی نمی گذارند واز طرفی افرادی که با استدلالات سروکار دارند وقتی باینگونه دلیلها برمی خورند همه را به باد مسخره وبی اعتباری می گیرند وظاهراهم حق باآنهاست آنچه من آزموده ام دیده ام که این گونه تصرفات مثل تصرفات قالبهای شعری است شعرابتدا انسانها را بگونه ای بخود جلب می کند که بدون دلیل وبرهان در مقابلش سکوت می کنند واگر بسیار موزون وخوش قافیه باشد اکثرا آنراحفظ می کنند وزیاد دیده ایم که یک جمله موزون وظاهرا زیبا راگروهی شعار خود می کنند و حال آنکه از لحاظ معنا واستدلال بی محتواست وهمه گول خورده بودند پس شاعرمی تواند در قالب شعر سخن حق را بگنجاند ومی تواند سخن باطل را بگنجاند ودر جائی که سخن باطل را می گنجاند خداوند درباره اش در قرآن فرموده است : وَ الشُّعَراءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ (224شعرا) یعنی شاعران کسانى هستند که گمراهان از آنان پیروى مى‏کنند . ومعلوم است که ازشعر شاعرو شخص او کسی پیروی نمیکند مگر همج رعاع باشد که بهر طرف باد شعارها می وزد حرکت کند وخداوند بهمین اکتفا نکرده در ادامه می فرملید :أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ وادٍ یَهِیمُون‏ آیا نمى‏بینى آنها در هر وادى سرگردانند؟ (225)   وَ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ ما لا یَفْعَلُونَ (226) وهمانا آنها سخنانى مى‏گویند که عمل نمى‏کنند؟! (226) خداوند در ادامه آیات مبارکات گروه اهل حق را مجزا کرده  می فرماید : اِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَکَرُوا اللَّهَ کَثیراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ (227) مگر کسانى که ایمان می آورند و کارهاى شایسته انجام مى‏دهند وخدارا بسیار یادمى کنند، و پیروز میگردند بعد از اینکه مورد ستم واقع مى‏شوند و آنها که ستم کردند به زودى مى‏دانند که بازگشتشان به کجاخواهد بود ! (227) لذا امام صادق علیه السلام درباره این آیه شریفه می فرمایند : هَلْ رَأَیْتَ شَاعِراً یَتَّبِعُهُ أَحَدٌ إِنَّمَا هُمْ قَوْمٌ تَفَقَّهُوا لِغَیْرِ الدِّینِ فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوایعنی آیا شاعری رادیده ای که کسی از اوپیروی نماید همانا این شعرا گروهی هستند که برای غیر دین فقیه می شوند پس گمراه می شوند وگمراه می کنند .عرض می شود فقاهتی که پایش بجائی بند نباشد مثل فرورفتن در الفاظ بدون معنا است ومسلماهر کاری که نه خدادستورداده ونه پیامبر واوصیائش ملاک دین و دلیل حقانیت قرارداده اند نام آن کار درقرآن وادی وبیابان سرگردانی است که درنتیجه زحماتی که می کشند حروف وکلماتی بزبان می آورند که نمی توانند بآنها جامه عمل بپوشانند پس قواعد علم اعداد وحروف درحکم قواعد شعر است چنانکه  در قالب شعر می توان هم سخن حق وهم باطل گنجانید در حروف واعداد هم بعینه چنین کارهائی می توان کرد وبلکه فراوان انجام داده اند وهرگروهی بنفع خود وبضرر دشمنشان از اعداد وحروف اموری را دلیل قرار د اده اند شیعه برعلیه سنی وسنی برعلیه شیعه و یهود ونصارا برعلیه یکدیگر بهائی برضد اسلام و مسلمان علیه سایرمذاهب حتی گروههای کوچک این کارهارا برعلیه هم می کنند خاطرم هست که حدود سی سال پیش شخصی بنام آقای شاهنگیان اشعاری سرود برعلیه من وچند نفر دیگر واسامی ما را با امور زشت بحساب ابجد حساب کرده بود وفرستاده بود من هم مقابله بمثل کردم اسم خودش وکمک کارانش را باحساب ابجد با اموری مطابق کردم وبرایش فرستادم ونوشتم که این امور دلیل حق یا باطل بودن کسی نمی شود پس اگر کسی حوصله کند می تواند خیلی اموررابااعداد وحروف بهم ربط بدهد که در خارج نه تنها هیچ واقیتی ندارد بلکه خلاف آن مبرهن وثابت است مثلا حروف حُسن با حروف نحس یکی است ولی در معنا کاملا ضدیت دارد وباهم جمع نمی شوند یک نفر حروف علی صراط حق نمسکه را برای عمر مرتب ساخته بود ومی گفت حروف عمر همه اش از حروف نورانی است یک شیطان پرست هم می تواند بگوید ابلیس بحساب ابجد می شود منجی پس بگویند نعوذ بالله ابلیس نجات دهنده است این افراد مثل یک سمساری یا اوراق فروش نشسته اند ولوازم وقطعات دزدی و حراجی و بازیافتی را برای پیشبرد اهداف خود جور می کنند شما هم اگر بیکار بودید براحتی می توانید آزمایش کنید وبدانید که این گونه افراد چقدر از سخنان اهل حق دورند .  

پیداکردن دزد

یکی از شگردهای شیادان که مردم درکار آنها سخت در شگفتند را بدست آوردم مدتها چند نفر از معروفترین این گروه را زیر نظر داشتم اطرافیان بعضی از آنها قیافه های تابلوی ازاعتیاد وگردن کلفتی وارزال واوباشی داشتند حتی دفتر دار یکی ازآنها بسیار واضح تابلو بود نمی دانستم چگونه مردم باین شیادان اعتماد می کنند تا کم کم بابعضی از نزدیکان یکی ازآنها آشنا شدم و روابط اوراباهمکارش نیز تحت مطالعه قرار دادم تا این که باین واقعیت پی بردم که این آقایان خودشان رئیس دزد ها وبزه کارانند حالا شما خواننده محترم شاید فکر کنید من مبالغه کردم یا می خواهم این افراد خدمتگذار را ضایع کنم نه این یک واقعیت است که آنراتحقیق کردم این آقایان بادزدها وبزه کارها قرارداد دارند هرماشین یا مالی راکه دزد ها ازدست داده اند یا بمشکل خورده یادست پلیس افتاده وقتی صاحبش مراجعه می کند باو آدرس می دهند وبعضی ازمال باخته گان را تا نزدیک مالشان می برند اما صاحبان اموال قادر بگرفتنش نیستند چون قبلا بادزد ها هماهنگ شده که فقط جهت جذب مردم این کار راانجام دهند واین برنامه ها مردم ساده لوح راباین شیادان مطمئن می کند حالا بعضی ها اگرمراجعه باین شیادان هم نمی کردند مالشان برمی گشت وچون مراجعه کردند ومالشان هم برگشت فکر می کنند عنایت این شیاد بوده وعده زیادی هم مراجعه می کنند ونتیجه نمی گیرند چراکه نه شانس یاری کرده ونه برای دزد ها صرف داشته ویا از قلمرودزدهای این شیاد خارج بوده پس باید بفال گیر دیگری مراجعه کنند شاید اوبرایشان کاری بکند  حالا معنای لشگریان جنی راکه همراه فالگیرهاهستند فهمیدم چون جن یعنی موجود پنهان وتمام سارقهائی که مدد کار فالگیرهاشده اند از نظرمردم پنهانند ومخفیانه تنها فالگیر آن اجنه را می بیند و گزارشات امور سرقت وبزهکاریها را بآنها می دهد اما مردم ساده لوح بیچاره چه اعتقاداتی باینها دارند ازیک مراجعه کننده پرسیدم فکرمی کنید این شخص با چه کسانی سروکار دارد ازروی اعتقاد واطمینان کاذب پاسخ دادمعلوم است این شخص با پیامبران درتماس است وآنها بااو سخن می گویند وزنی درتهران مدعی اموری بود که مریدانی از باسوادها ودکترومهندس داشت وگروهی از کاسب های فعال وثروتمند گول شیادیهایش را خوره بودند که چند مرتبه هم دستگیرشده بود ولی از فعالیت دست برنمی دارد وباعوض کردن جا ومکان کارش راادامه می دهد یکی ازمریدان جوان وپا ی بندش رفته بود درب منزلش کاری داشت پشت در شنیده بود که شوهر آن زن که راننده کامیون بود با زن سخنان زشت ونامربوط رد وبدل می کردند  وآن مرد بآن زن می گفته که من بودم که ترا باین موقعیت رسانیدم وقرآن رابدستت دادم تا بتوانی توی مردم ادعا بکنی حالا می خواهی بخودم بفروشی آن جوان تا این جر وبحث ها راشنیده بود از آنها متنفر شده بود واتفاقا دختری رابعقد این جوان درآورده بودند که ازآن دختر هم متنفر شد واوراطلاق داد وخودم شاهد طلاقشان بودم وهرچه خواستیم لااقل طلاق صورت نگیرد آن جوان نپذیرفت. 

                         بسم الله الرحمن الرحیم                              

                           لوح غالب ومغلوب                              

نام طرفین را بحساب ابجد کبیر تبدیل کرده اگردراسم الف مقصوره بود مانند مصطفی ویا اسم مرکب باشد مانند محمد علی الف و دو اسم مرکب را باید حساب کرد و جمع هر اسم را آنقدر بلامرتبه کنند تاهرکدام بعددی از 1تا 9 رسد حال این دو عدد که حاصل از دواسم شد بتناسب حالاتشان غالب ومغلوب دارند :

اگر هر دو اسم فرد ومساوی باشند طالب غالب ومطلوب مغلوبست که منحصرند در 1و3و5و7و9

واگر هردواسم زوجند ومساوی مطلوب غالب وطالب مغلوبست که منحصرند در 2و4و6و8

واگر در دونام ارقام از1و2و3و4و5و6و7و8و9 مختلف بودند اگر هردو فرد ومختلف شدند ویاهردو  زوج ومختلف شدند اسمی که عددش کمتر است غالب است ولی اگر یکی زوج ودیگری فرد باشد اسمی که عددش بزرگترست غالبست    

9

8

7

6

5

4

3

2

1

هو

 

1

8

1

6

1

4

1

2

طالب

1

9

2

7

2

5

2

3

مطلوب

2

2

3

8

3

6

3

4

طالب

3

1

3

9

4

7

4

5

مطلوب

4

2

4

4

5

8

5

6

طالب

5

3

5

1

5

9

6

7

مطلوب

6

4

6

2

6

6

7

8

طالب

7

5

7

3

7

1

7

9

مطلوب

8

6

8

4

8

2

8

8

طالب

9

7

9

5

9

3

9

1

9

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد  

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ