سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
ضرب المثل نویسنده: سما - چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠

 بسم الله الرحمن الرحیم

  وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فی‏ هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ

ضرب المثل چیست وچرا بکار برده می شود ؟


گفته شده ضرب المثل معنا را بذهن نزدیک می کند ونیز گفته اند اصولا ضرب المثل ها نشانه ای از ویژگی های فرهنگ یک جامعه هستند که برای انتقال بهتر پیام گوینده استفاده می شوند. هر چند این ضرب المثل ها معمولا حاوی حکمتی هستند اما هیچ گاه به تنهایی دلیل یک نظر و تصمیم نمی باشند و به اصطلاح حجیت ندارند یعنی اگر شخصی فارغ از آن که موضوعی را با منطق صحیح بررسی کند صرفا بر اساس ضرب المثل ها درباره آن موضوع به تصمیم برسد، این امر از سوی دیگران کاری غیرعقلانی محسوب می شود.پس وقتی درست دقت کنیم می بینیم که بسیاری از حکمتهای ناقص هست که شبیه ضرب المثل ازآنها استفاده می شود اما ضرب المثل نیست مثل الباطل یموت بترک ذکره زیراکه حق هم اگر یاد نشود ضعیف میگردد چونکه مرگ برای حق معنا ندارد ولی شهید می شود وحق کشی فراوانست وظاهرا شهید هم مثل مرده است وما سخنی از او نمی شنویم پس چه حق چه باطل وقتی ترک یادش شود از میان می رود اما همین جمله در جای مناسب درست است ولی بسیاری رادیده ایم که برای حق کشی از جمله الباطل یموت بترک ذکره استفاده می کنند ومردم را رام خودشان می نمایند و با تهمت طرف مقابل را باطل معرفی می کنند.  پس ملاک این است که ما اول معنای ضرب المثل را بدانیم وآن این استکه ضرب بمعنای زدن است وعرب از فعل ضرب بجای بسیاری از افعال استفاده می کند درست مانند فارسی زبانان که از زدن بجای بسیاری از افعال استفاده می شود مثل حرف زدن بجای سخن گفتن مثال زدن بجای آوردن مانند و دور زدن قدم زدن شانه زدن وامثال اینها و ضرب المثل یعنی نمونه آوردن ونمونه ومثال برای یک اصلی یا قانونی یاحکمتی که مشکل است می آورند تا با توجه باین نمونه آن اصل روشن شود پس هر مَثَلی یک مُمَثَّلی لازم دارد و قطعا وقتی بوسیله مَثَل اصل معنا را فهمیدیم دیگر با مَثَل کاری نیست این وسیله ای بود برای درک مُمَثّل ویا قاعده و یا حکمت و قانون ومعنی یاهرچیز دیگر که شبیه بآن اصل است پس برای روشن شدن همین مطلب مثال بحضرت عیسی علیه السلام وآن کسی که شبیه او بود می زنیم که باَ کشتن مثال عیسی حضرت عیسی کشته نشد چنانکه خداوند در قرآن می فرماید : وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسیحَ عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذینَ اخْتَلَفُوا فیهِ لَفی‏ شَکٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ یَقیناً- یعنی سخن نصارا این بود که ما مسیح عیسی ابن مریم پیامبر خدا را کشتیم ولی او را نکشتند و بدار نیاویختند و برای آنها مشتبه شد وهمانا کسانی که درباره حضرت عیسی اختلاف کردند درباره اش درشک هستند هیچ علم بعیسی نداشتند مگر اینکه پیروگمان بودند وبطور یقین او را نکشتند حالا اگرعیسی را مُمَثّل وآن حواریکه شبیه او بود وکشته شد مَثَل بنامیم هر کس تنها بمَثَل اعتفاد کند گمراه است چون مَثَل یعنی شبیه عیسی  راکه ططیانوس نام داشت کشتند ولی مُمَثَّل یعنی خود عیسی  زنده است پس در قرآن ظاهرا قریب پنجاه مَثَل شمرده اند ولی حق این استکه مثل های قرآن خیلی زاده برآنست که بشماره ما درآید واین ها که شمرده اند همین لفظ مثل را گرفته اند وحتی کسانی که معانی تشبیهات قرآن رادر یافته اند به قشری بودن کسانی که بیش از دویست ضرب المثل استخراج کرده اند آگاهند وبعضی کاف تشبیه را که تنها حدود شصت کما دارد بحساب نیاورده اند درهرحال این مََثَل ها پلی است برای فهمیدن مُمَثَّلها و در روایات  هم ضرب المثل فراوان است حتی ائمه  دربین سخنان خود بضرب المَثَل های همان زمان استناد میجستند و باید دانست که المثال یقرب من جهة ویبعد من جهات یعنی مثال زدن از یک جهت انسان را بمطلب نزدیک می کند ولی از جهات دیگر از مطلب دور می کند پس لازم است که همان جهتی راکه ضرب المثل زننده بآن اشاره دارد توجه کرد تا گمراهی حاصل نشود زیرا در کلام اولیاء مثل ازجهتی عین ممثل است واز جهاتی غیر ازآنهاست مثل عکس شخص در آئینه که عین اوست درحالیکه غیر اوست مطلب دیگر این است که ضرب المثلهای غیر معصوم  گاهی مطابق با مُمَثَّل هست وگاهی نیست وهمچنین مثل زدن کاری استکه روزمره همه کس در گفتگوهایشان دارند ولازم نیست ضرب المثل استاندارد ودرغالب مخصوصی باشد بلکه هرکسی که کار مبهمی را با امری که بتجربه رسیده روشن کند ضرب المثل زده واین امر هم در گفتگوها  فراوانست پس هرکس مستقیما بضرب المثل ها استناد کند مانند نصارا دراشتباه میافتد وبزرگان دین اگر می فرمایند الباطل یموت بترک ذکره باطل بودن باطلی را در سخنان قبل ثابت کرده اند مثل بطلان امر بهائیت که در رسائل مختلف باثبات رسانیده اند حالا برای جلوگیری ازتکرار باطل وشیوع آن می فرمایند الباطل یموت بترک ذکره و این نوع امثله فراوانست که بتنهائی بجائی بند نیست مثل الناس علی دین ملوکهم و کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا و الخیر فیما وقع والمرء حریص علی ما منع وسکوت علامت رضایت است و توبه گرگ مرگ است وامثال اینها که دروس و کتابهای ضرب المثل فراوان نوشته شده است ودر قرآن وروایات وسخنان علما وحکما و اهل هر فنی بسیاریافت میشود.

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ