سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
حرفه اولیا نویسنده: سما - پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

        

                               بسم الله الرحمن الرحیم

                                    حرفۀ اولیاء

الحمد لله الذی خلق الانسان و علمه ما لم یعلم  وجعله قابلاً لما یشاء وکیف یشاء

وهداهالنّجدین ثم أغناه وأقناه فمنهم سعید ومنهم شقی وصلی الله علی ساداتنا محمد

وآله الطیبین الطاهرین المعصومین  واما بعد :

 


جهت آگاهی بحرفۀ انبیاء واولیاء وپیروی ازآنان این اوراق یاد داشت می شود امیداست مورد استفاده خودم ودوستانم قرار بگیرد چراکه بضرورت ادیان آسمانی واضح است که  ازامررسالت گرفته تا امر امامت وولایت وسائر شؤون ابلاغ دین که اولیاء خدا بعهده داشته اند آن امور وشؤون حرفۀ آنان نبوده و نیست چنانکه درآیات قرآن بارها یاد آور شده که وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاَّ عَلى‏ رَبِّ الْعالَمینَ یعنی پیامبر می فرماید که من برای امر رسالت وپیامبری از شما پاداشی درخواست نکرده ام بلکه پاداش من برعهده پروردگار جهانیان است بنا براین روایت شده که « کان رسول الله صلی الله علیه وآله اذا نظرالی الرجل فأعجبه قال: هل له حرفة فإن قالوا لا قال : سقط من عینی قیل وکیف ذلک یا رسول الله ؟ قال لأنّ المؤمن إذا لم یکن له حرفه یعیش بدینه» بحار100ص9 یعنی یکی از رفتارهای پیامبر خدا ( که درود خدا براووخاندانش باد) این بود که هرگاه بمردی توجه می نمود وحضرت را بشگفت می آورد آن بزرگوارمی پرسید که آیا برای این شخص حرفه ای هست ؟ اگر درجواب می گفتند نه" می فرمود : این شخص ازچشم من افتاد از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله پرسش شد که چرا این جوان از چشم شما افتاد ؟ حضرت فرمودند زیرا چون که مؤمن اگر حرفه نداشته باشد معیشتش رابسبب دین خواهد گذراند  0ومسلم است که هرگز انبیاء نیامده اند که پیامبری خود را شغل وحرفه معرفی کنند و نعوذ بالله دین را دکّان درآمد خویش  قراردهند0 وچون بین دوستان این بحث مورد گفتگو است که حرفه گرفتن دین وارتزاق ازطریق دین چه حکمی دارد ؟ جهت روشن شدن موضوع این یاد داشت برداشته می شود وهرکس هم که بعد ازمطالعه بمطلب صوابی برخورد کرد  با ایراد آن دراین راستا حق را کمک کند تا همه دراجر هم سهیم  باشیم چرا که آیات و روایاتی که دراین موضوع بنوشته درآمده همه مؤید یکد یگرند وهرکدام جهتی ازجهات بحث را روشن می کند پس چه بسا کسی که فطرتش ازسبک روایات معصومین علیهم السلام منحرف باشد دربین این روایات تعارض ببیند وشاید سؤالی که دراین موضوع مطرح شده است شباهتی بسؤال یحیی ابن اکثم از امام  جواد علیه السلام دارد که ازحضرت پرسید : چه می فرمائید دربارۀ مُحرمی که صیدی را می کشد ؟ حضرت پرسیدند ؟ آیا آن شخص ازاحرام خارج شده بود یا هنوز مُحرم بوده ؟ آیا درحال دانائی بوده ویا در حال نادانی ؟ آیا عمدا این عمل را انجام داده یا ازروی خطا بوده ؟ آیا نابالغ بوده یا بالغ بوده ؟ وآیا آزاد بوده ویا بنده بوده ؟ آیا در ابتدای اعمال بوده ویا درحال برگشت ازآنها بوده ؟ آیا آن صید ازپرندگان بوده یا از غیر پرنده ؟ وآیا ازصید های کوچک بوده ویا ازصیدهای بزرگ ؟ وآیا إصرارباین عمل دارد ویا ازکارش پشیمان است ؟ وآیا صید را درشب ودر آشیانه اش شکار کرده یا اینکه در روز بطور آشکار بانجام رسانیده ؟ وآیا اقدام آن شخص مُحرم برای عمره بوده و یا  برای حج بود ه است 0 پس شکی نیست که از لوازم عمده امردین ؛ تعلیم وتعلم علوم دینی و نشرفضائل ویاد مصائب آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است ومسأله حرفۀ اولیاء را بهتراست بعد ازخواندن کتاب لؤلؤ مرجان علامۀ میرزاحسین نوری مطالعه کرد وآن کتاب فارسی است وچاپ شده ودربازارفراوان است ومربوط بأمرروضه خوانی است وروضه خوان مخلص را ازریاکارمشخص کرده است اما برای این مطلب هرکسی دراین زمینه می تواند بمقدار دامنه وگستردگی فکرش بفروع آن توجه داشته باشد که آیا برفرض درستکاری معلّم ومدّاح ومبلّغ ومرجع وآخوند ؛ نفس تبلیغ دین حرفه است یا نه ؟ دراینجا قدری ازاحادیث وفرمایشات وحرفۀ اولیاء آورده میشود وهمچنین قدری ازاموری که خیلی ها جزوحرفه اولیاء خیال کرده اند ولی در قرآن وروایات خلاف آن بیان شده است خاطرنشان می شود دیگرفهم وفقاهت وقضاوت با خواننده  محترم باشد چراکه « لکلّ حقّ حقیقة ولکلّ صواب نوراً» وبسی واضح است که اموری هست که ابتداءً درامردین ودنیا مشترک است مثل نویسند گی وحسابداری واموری هم هست که مخصوص امردین است مثل آموزش احکام دین واموری هم هست که نتیجه ظاهرآن درهمین دنیا دیده می شود وبمرورزمان ازبین می رود مثل معماری وبنّائی ومکانیکی که مخلوط شدن این سه باهم احکام ثانویه ای پیدا می کند مثل معماری مسجد ونوشتن قرآن که برای تفکیک وفهم آنها باید بفقیه آل محمد علیهم السلام مر اجعه کرد وسعیی که دراین نوشته انجام شده براین مبنا بوده که توجه بفرمایشات اولیاء خدا درباره نوع حرفۀ آنها وحرفۀ مؤمنین داشته باشیم آن هم بطور اجمال شاید بکارکسانی که پای بند بدین هستند وازضروریات این مسأله بغفلت افتاده اند بیاید  والّا لوازم این بحث بکتب فراوانی جریان پیدا می کند مثل  مسآله روزی ورزق که مورد گفتگوی این اوراق نیست گرچه شرعاً لازمۀ حرفه داشتن طلبِ رزق حلال است و پیامبرِگرامی صلّی الله علیه وآله  فرمودند : روزی"  بنده را شدید تر ازاجلش می جوید0 ولذا حرفه داشتن یک تکلیف است چه روزی کم باشد چه زیاد چه نفع داشته باشد چه احیانا ضررکند وحتّی کسی که مالی دارد خوب نیست که کارش را رها کند در کفایة المسائل می فرمایند : ترک تجارت نباید کرد اگر چه تاجرمحتاج بتجارت  نباشد وترک تجارت ناقص می کند عقل راوحتی خداوند روزی مؤمن راازجائی می دهد که گمان نمی برده است وخمس وزکات وکفارات ودیات وغیرذلک که اسلام مقررفرموده است داروهائی استکه  برای درمان کمبودهای اجتماعی مصارف خاص خودش رادارد که درمحل خود مضبوط است ودارو خوراک وغذا نمیشود چنانکه راوی می گوید خدمت امام صادق علیه السلام عرض کردم:مردی می میرد وخانواده ای بجا می گذاردآیا بخانواده اش می توان زکات پرداخت ؟ حضرت فرمودند بلی تا زمانیکه رشد کنند وبالغ شوند ودنبال کار بروند اگر زکات ازآنها قطع شود ازکجا زندگانی را بگذرانند عرض کردم آنها اهل معرفت نیستند حضرت فرمودند امرمیّت ایشان درمیان ایشان محفوظ می ماند ومحبت دین پدرشان بآنها عرضه می شود وآنها هم بیدرنگ بسوی دین پدرشان می شتابند پس هرگاه بالغ شدند وبسوی غیرازشما برگشتند بآنها زکات ندهید  0                کافی3ص54                                                 پس بدیهی است که  خمس وزکات ودیه وجایزه وصله وهدیه وکفاره وغیرذلک موضوع اشتغال وحرفه نبوده ونیستند0 پس حکمت خداوند دراینکه برای انسان امربداشتن حرفه کرده است درفکربشرگنجایش ندارد همین قدرها می بینیم که مثلا نظام آمیزش وترقی وتکامل اجتماعی بآن بستگی دارد وتمام افراد جامعه ازشریف ودنیّ وشاه وگدا احتیاج ونیازمند ی حیاتی بصاحبان حرفه وکسبه دارند ودقتی دیگراینکه اکثراولیاء خدا درتمام عمریک حرفه خاص نداشته اند پس مقصود این است که با دست خود برای إمرارمعاش کار می کرده اند درروایتست که هرکس ترک تجارت کند عقلش کم می شود ودرروایتی هرکس تجارت کند ازمردم بی نیاز می گردد وهرشغل مشروعی شأنی ازشؤون تجارت است چنانکه در روایات رسیده است  پس معلوم است که هد ف ازحرفه داشتن منحصربأمرارتزاق نیست بلکه اموروحکمت های فراوانی مورد توجه شارع مقدس می باشد که مقصود مال اندوزی نیست 0   چه زیبا فرموده است امیرالمؤمنین علیه السلام 

دع الحرص علی الدنیا       وفی العیش فلاتطمع

 

ولا تجمع  من  المال          فلاتدری لمن تجمع

 

ولاتدری آفی ارضک        ام فی غیرها تصرع

 

فإنّ  الرزق     مقسوم        و کدّ  المرء  لا  ینفع

 

فقیر  کل   من   یطمع         غنی   کل   من یقنع   

          بحار103ص33

ازابن عباس روایتست که حضرت آدم علیه السلام کشاورزبود وحضرت ادریس علیه السلام خیّاط بود وحضرت نوح علیه السلام نجّاربود وحضرت هود وشعیب وصالح تاجر بودند وحضرت ابراهیم علی نبّینا وآله وعلیه السلام وحضرت لوط زراعت کاربودند وحضرت موسی چوپان بود وحضرت داوود زره می ساخت وحضرت سلیمان خوّاص بود (خوّاص بمعنای سازنده اشیائی مثل بوریا با برگ خرما است چنانکه در کتاب ورّام نوشته که آنحضرت قفّاف بود یعنی با برگ درخت خرما زنبیل می ساخت ومی فروخت وپول آنرا خوراک می کرد ومی خورد و بدلیل آیه قرآن که می فرماید « والّشیاطین کلّ بنّاء وغوّاص » می توان  درباره حضرت سلیمان گفت که آن حضرت با واسطه هم بنّا وهم غوّاص بوده است که شیاطینی که اسیر اوبودند کارگران و فعلۀ آن بزرگواربودند وامّا بدون واسطه خوّاص بود پس آن بزرگوار هم خوّاص بود وهم بنّا بود وهم غّواص )  وحضرت عیسی علیه السلام  جهان گرد بود وحضرت محمد صلی الله علیه و آله  دلاوری بود  که  روزی اش زیر نیزه اش بود0     

 بحار103ص56 

امام صادق علیه السلام ازامیرالمؤمنین علیهماالسلام روایت می کنند که خداوند وحی کرد بداوود علیه السلام  که تو بنده شایسته ای هستی ولی چرا ازبیت المال می خوری وبا دست خود کاری انجام نمی دهی پس حضرت داوود علیه السلام چهل روز گریان بود سپس خداوند وحی کرد بآهن که برای داوود نرم شوپس خداوند آهن را برای داوود نرم کرد پس هر روزی یک زره می ساخت وآنرا بهزار درهم می فروخت تا اینکه سیصد وشصت زره ساخت وسیصد وشصت هزاردرهم فروخت وازبیت المال بی نیاز گشت0

                                                   کافی 5ص74                                                 و فرمود که همانا امیرالمؤمنین علیه السلام هزار بنده را با دسترنج خود آزاد نمود وحضرت را مشاهده می کردند وحال آنکه دانه های بسیاری ازخرما با خود همراه داشتند ازآن بزرگوار پرسیده شد ای اباالحسن این ها چیست که بهمراه دارید حضرت درجواب می فرمود که درخت خرماست انشاءالله سپس آن دانه ها را می کاشت ویکی ازآنها را باقی نمی گذاشت              کافی 5ص75

 درروزهای گرم دراطراف شهر مدینه ودرراهها امام محمد باقرعلیه السلام وهمچنین امام جعفر صادق علیه السلام را درحال زحمت کشی وعرق ریختن مشاهده می کردند و بمعترض می فرمودند : « خرجت فی طلب الرزق لأستغنی عن مثلک اکفّ بها نفسی وعیالی عنک وعن النّاس »  یعنی برای طلب رزق بیرون آمدم تا ازمانند توئی بینیازباشم وخودم وخانواده ام راازنیاز بتووبمردم نگه دارم راوی می گوید من رفتم امام باقرعلیه السلام را موعظه کنم ولی امام علیه السلام مرا موعظه نمود (وحضرت درآن حال کارمی کردند وعرق می ریختند و ازبسیاری فربهی بدوغلام سیاه تکیه کرده بودند)  پس عرض کردم بزرگی مثل شما که ازبزرگان قریش هستید درچنین ساعتی ودرچنین حالی برای طلب دنیا زحمت می کشد اگر در این حال اجل شما را دریابد چکار خواهید کرد ؟ حضرت فرمودند : اگر دراین حال مرگ مرا دریابد من درفرمانبرداری خدای عزوجل هستم 0ابی بصیر نقل می کند که امام صادق علیه السلام می فرمودند :همانا من درآب وزمین خود کارمی کنم تا اینکه عرق می کنم وحال آنکه کسانی را دارم که بجای من انجام وظیفه نمایند ولی این کار برای این است که خداوند عزوجل بداند که من دنبال روزی حلال هستم وهمچنین حضرت امام رضا علیه السلام درزمین خود آنقدر کارمی کردند که عرق ازپاهای مبارکش جاری بود ودرجواب علی ابن ابی حمزه فرمودند : کسانیکه بهتر ازمن بودند با دست خود کار می کردند وآنها رسول خدا صلی الله علیه وآله وامیرالمؤمنین وپدرانم علیهم السلام بودند که همه آنها با دست خود کارمی کردند وکارکردن با دست ازکارهای انبیاء ومرسلین واوصیاء و صالحین می باشد 0

 اسماعیل جابر می گوید در باغ امام صادق علیه السلام خدمت حضرت رسیدم درحالیکه حضرت بیلی در دست مبارک داشتند وبوسیله آن آب رابازمی کردند وبرتن مبارکش پیراهنی شبیه کرباس بود وازبس تنگ بود گویا آنرابرتن مبارکش دوخته بودند وشخص  دیگری آن حضرت را درهمین احوال با بیل ولنگ ضخیمی مشاهده کرد که عرق ازپشت مبارکش می ریخت وازحضرت موعظه خواست حضرت فرمودند :  همانا من دوست دارم که مرد بسبب حرارت خورشید درطلب معیشت اذیت شو                                                                                                          کافی 5 ص  76                                                       درکتاب خصال ازقول امام صادق علیه السلام آورده است که فرمودند : شیعه سه نوع هستند شیعه ای که دوستدار وامان بخش است که اوازما است و شیعه ای که بوسیله ما خود را می آراید وما بهرکس که بسبب ما خود را بیاراید زینت می بخشیم وشیعه ای که بوسیله ما دنبال خوراک است وهرکس بسبب ما دنبال خوراک باشد فقیرمی گردد0

 

حمزة بن حمران می گوید شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمودند : هرکس بسبب علمش دنبال خوراک باشد درویش می گردد عرض کردم از شیعیان ودوستان شما گروهی هستند که دانش های شما را برمی دارند وآنها را درمیان شیعه شما توزیع می کنند وآنها هم ایشان را از احسان وصله ونیکی کردن دست خالی نمی گذارند پس حضرت فرمودند آنها ازکسانی نیستند که بسبب دانش دنبال خوراک (مستأکل )هستند بلکه مستأکل بسبب دانش خود کسی است که فتوامی دهد بدون دانش وبدون راهنمائی ازطرف خداوند عزوجل و بخاطرطمعی که دراندک مال فانی دنیا دارد حقوق(خلق) را باطل می کند 0            بحار2ص117فصل الخطاب ص9

در حدیثی طولانی د رباره اشتراط ساعت رسول خدا صلی الله علیه وآله بحضرت سلمان فرمودند نزدیک ظهورساعت مساجد را مانند معبد یهود ونصارا می آرایند ومناره ها بلند می شود وصفها زیاد می شود با دلهائیکه با هم دشمن هستند وزبانهائیکه دارای اختلاف می باشند  واقوامی پیدا می شوند که قرآن را برای غیر خدا می آموزند وقرآن را ابزارسرود قرار می دهند وگروهی فقیه (یعنی مجتهد) می شوند برای غیر خدا واولاد زنا فراوان میشود وبا قرآن آواز خوانی می کنند ودردنیا فرو می ریزند  سلمان عرض کرد یارسول الله  آیا اینها شدنی خواهد بود حضرت فرمود آری سوگند بکسی که جانم دردست اوست (اینها شدنی خواهد بود)                                                                   بحار6ص308                                                                

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: هرکس تقواو پرهیزگاری در دین خدا نداشته باشد خداوند او را بیکی از سه خصلت مبتلا می کند : یا اینکه می میراند اورا در جوانی و یا اورا درخدمت سلطان می اندازد ویا اورا درروستاها ساکن می گرداند  بحار76ص156      درکتاب مبارک فصل الخطاب ازفقه الرضوی آورده اند که امام رضاعلیه السلام فرمود: مردم را بوسیله آل محمد علیهم السلام مخورید پس همانا بسبب آل محمد نان خوردن  کفر است وهمچنین نوشته اند که امام صادق علیه السلام فرمودند که هرکس سخن پیامبروامام را برای سود دنیا بخواهد درآخرت هیچ بهره ای نخواهد داشت وهرکس مقصودش ازآن خیرآخرت باشد خداوند خیر دنیا وآخرت را باو خواهد داد 0 امام محمد باقر علیه السلام فرمودند : هرکس آموزش دین کند برای اینکه بوسیله آن سربلندی برعلماء کند ویا ستیزه با مردم ساده کند یا بسبب آن روی مردم را بطرف خود بگرداند وبگوید من رئیس شما هستم پس چنین شخصی جایگاه خودش را پر از آتش جهنم نموده است همانا ریاست شایستگی ندارد مگربرای اهلش     کافی1ص47 – فصل الخطاب درمجموعه ورّام آورده که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند : کار مردان نیک خیاطی است وشغل زنان نیکوکارریسندگی است وپیامبر صلی الله علیه وآله لباسش را خودش می دوخت وکفشش را خودش می دوخت وبیشتر کار پیامبر صلی الله علیه وآله درخانه اش خیاطی بود 0 وهمچنین نقل کرده که هرگاه عالم حرفه ای ویا آب وزمینی نداشته باشد پلیس وخدمت کار این ستمکاران است0ودرهمان کتاب درتفسیر« رجال لاتلهیهم تجارةٌ ولابیعٌ عن ذکرالله» آورده استکه این بزرگواران کسانی بودند که آهنگری وکفاشی می کردند پس گاهی می شد که یکی پتک را برای کوبیدن بلند می کرد ودیگری درفش را درمحل دوخت فروبرده بود که صدای اذان شنیده می شد این یکی درفش را ازمحل دوخت خارج نمی کرد وآن یکی پتک را نمی کوبید وآن را می انداخت  وبسوی نمازبرمی خواست 0 ودرهمان کتاب است که حضرت داوود گذر کرد بکسی که کفش می ساخت پس فرمود : ای فلانی کارکن وبخور پس همانا خداوند دوست دارد کسی را که کار می کند ومی خورد ودوست ندارد کسی را که می خورد وکار نمی کند  0

امام صادق علیه السلام فرمودند : خانه ای را که کرایه داده شود ونانی که فروخته شود جزو معیشت است                                  بحار78 ص240

امام صادق علیه السلام فرمودند : کسیکه برای خانواده اش زحمت می کشد مانند کسیستکه در راه خدا جهاد می کند وهمانا کسی که در تنگنا قرار گرفته است وبمقدار نیرو دادن بخود واهل خود کار می کند ودنبال حرام نمی رود مانند مجاهد در راه خداست ودر روایتی فرمود امیر المؤمنین صلوات الله علیه هیزم جمع می کرد وآب می آورد وجاروب می کرد وحضرت فاطمه سلام الله علیها آرد می ساخت وخمیرمی نمود ونان می پخت ودرروایتی امام محمد باقر علیه السلام فرمودند : همانا حضرت فاطمه علیها السلام پذیرفتند که برای حضرت علی علیه السلام کار خانه وخمیرکردن ونان پختن وجاروب کردن را انجام دهند وحضرت علی علیه السلام هم پذیرفتند که اموری راکه مربوط آن طرف درب منزل است وآوردن هیزم وغذارا بانجام رسانند                                       مستدرک13ص25

درکتاب ارشاد القلوب نقل شده است که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام زمانیکه ازجهاد دست می کشیدند بآموزش دادن مردم وداوری نمودن میان آنها می پرداختند وچون ازاین هم خلاص می شدند درباغی که مال خودشان بود مشغول می شد ند ودرآن با دست خود کار می کرد ند وآن بزرگوار با همه اینها ذ کرکننده خدای متعال بودند0                                            مستدرک 13ص25                              

وامام رضا علیه السلام فرمودند : کسیکه درپی کاری چیزی ازفضل خدا می جوید که خانواده اش را حفظ نماید أجراو ازمجاهد در راه خداوند عزوجل  بزرگتر است 0     کافی5 ص86و88

امام صادق علیه السلام  درباره شخصی که گفته بود که هرآئینه  من درخانه ام می نشینم ونماز می خوانم وروزه می گیرم وپروردگارم رامی پرستم فرمود : این شخص یکی از سه گروهی است که دعایشان مستجاب نمیشود0                   کافی 5 ص77                      

امام صادق علیه السلام فرمودند : دنیا خوب کمکی برای آخرتست ودرحدیثی فرمود : خیری نیست در کسی که دوست ندارد برای حفظ آبرویش وپرداخت قرضش وصله کردن رحمش ازراه حلال مال جمع کند 0                                                     کافی 5 ص72

عبد الله مسعود بسوی رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد پس عرض کرد : یا رسول الله  فلان أعرابی یک ناقه با بچه اش بمن داده است پس رسول خدا صلی الله علیه وآله پرسید ند چرا ای پسر مسعود ؟ پس عرض کرد همانا من چهار سوره ازکتاب خدا باو می آموختم پس حضرت فرمود برگردان براوای پسر مسعود پس همانا مزد گرفتن برقرآن حرام است                     بحار103ص60

امام صادق علیه السلام بحسّان معلم  فرمودند برای آموزش دادن مزد مگیر می گوید : عرض کردم آیا برای آموزش دادن شعرونامه نویسی شرطِ  گرفتنِ چیزی بگذارم ؟ فرمود آری بعد ازاینکه بچه ها درآموزش نزد تو برابر باشند وهیچیک را بردیگری ترجیح ندهی (یعنی کسی راکه برای تعلیم غیرقرآن پول میدهد دردرس قرآن بردیگران ترجیح مده ) وراوی دیگر خدمت حضرت عرض کرد این گروه سنّی می گویند مالی که ازراه معلّمی بدست آید سُحت است (یعنی حرام اندرحرام است ) حضرت فرمودند دشمنان خدا دروغ می گویند همانا می خواهند که قرآن را تعلیم نکنند وحال آنکه اگر کسی دیه فرزندش را بمعلم بدهد برای معلم روا خواهد بود .کافی 5 ص121

درفقه الرضا علیه السلام استکه : مزد گرفتن معلم برای آموزش دادن قرآن هرگاه شرط مزد گرفتن کند  حرام است یا معلمی که فقط قرآن را بآموزنده می آموزد مزدش حرام است چه شرط کند چه شرط نکند0                                                 

                                                        مستدرک13ص116                                  

درتفسیرقمی درباره آیه شریفه : « إقرأ وربّک الأکرم الّذی علّم بالقلم » آورده است که یعنی بخوان بنام کسیکه بمردم نوشتن آموخت زیرا بوسیله علم کتابت امور دنیا وآخرت درشرق وغرب جهان باتمام می رسد  حضرت علی علیه السلام فرمودند هرکس برای آموزش دادن قرآن مزدی بگیرد در آخرت مزدش همان خواهد بود                                                من لایحضره الفقیه 3ص178

درکتاب مستدرک الوسائل آورده است که حضرت سلمان علیه السلام بوریا می بافت وحال آنکه امیرمدائن بود وآنرا می فروخت وازآن امرارمعاش می کرد ومی گفت : دوست ندارم بغیر دسترنج خود بخورم وبوریا بافی را درمدینه آموخته بود ودریکی ازجواب نامه هایش بعمرخطاب نوشت: اما اینکه دراعتراض بمن درباره زنبیل بافتن ونان جو خوردن نوشته بودی این دو امر ازاموری نیست که بسبب آنها مؤمن مورد سرزنش وتوبیخ قرار بگیرد بخدا قسم ای عمرنان جو خوردن وازبرگ درخت خرما زنبیل بافتن وبی نیازی جستن ازخوراک ونوشیدنی آنچنانی برترودوست داشتنی تراست نزد خداوند ازغصب مؤمنی و ادعای اموریکه حقِ شخص نمی باشد (مقصودش غصب خلافت وامر خلافت بود) واین عمل بتقوا نزدیک تراست وهمانا دیدم رسول خدا صلی الله علیه وآله هرگاه  بنان جو می رسید میل می نمود وبآن سبب خوشحال می شد وازآن ناراحت نمی گردید                مسترک 13 ص 59

وحتی خزرجی که ازعلماء عامه است ازامام حسن مجتبی علیه السلام روایت کرده است که حضرت سلمان فرمانده سی هزارنفربود وعبائی که درآن برای آنها خطبه می خواند نیمی ازآن فرش ونیمی دیگرآن رواندازش بود  وارتزاقش ازدسترنج خودش بود دردعای ندبه آمده است که :« ثم جعلت أجرمحمّد صلواتک علیه وآله مودّتهم  فی کتابک فقلت لاأسألکم أجراً علیه الّا المودّة فی القربی (شوری23) وقلت ما أسآلکم مِن أجر فهو لکم (سبا47) وقلت ما أسألکم مِن أجرالاّ مَن شاءَ أن یتّخذ إلی ربّه سبیلاً(فرقان 57) فکانوا هم السبیل الیک والمسلک الی رضوانک»  یعنی  خداوندا سپس پاداش حضرت محمد صلواتک علیه وآله را درکتاب خود دوستی آنان قرار دادی پس فرمودی: برای رسالتم بجزدوستی قربا (یعنی خاندان پیامبرص ) پاداشی قرارنداد ه ام وهمچنین فرمودی : هرپاداشی ازشما خواسته ام پس آن برای خودتان بوده است ونیزفرمودی : پاداشی ازشما نمی خواهم مگرکسی که بخواهد بسوی پروردگارش راهی انتخاب نماید پس آن بزرگواران بسوی توراه شدند وبسوی بهشت توروش گردیدند000  امام زمان صلوات الله علیه دراین دعا درتفسیر این سه آیه پاداش رسالت پیامبرگرامی ص را جزدوستی خاندانش چیزی دیگرقرارندادند ومسأله مزد نخواستن انبیاء درامررسالتشان یکی ازضروریات ومسلمیات ومحکمات قرآن است چنانکه تنها درسوره شعرا این آیه شریفه  چهار مرتبه درشأن انبیاء تکرار شده است که می فرماید  : « وَما اَسألُکُم مِن اَجرإن أجریَ الّا علی ربِّ العالمین » یعنی  : ( پیامبرانی که نامشان دراین سوره ذکرشده است هریک بامّت  خود می گفتند ) من ازشما پاداشی نمی خواهم عهده دارپاداش من پروردگارجهانیان است0 اما وقتی درغیرامرتبلیغ دین کاری انجام می دادند چه بسا توقع پاداش داشتند چنانکه حضرت موسی علی نبینا وآله وعلیه السلام بخاطراینکه حضرت خضر علیه السلام دیواری را بدون مزد تجدید بنا کرد بایشان اعتراض کرد وگفت : (( لوشئتَ لَاتّخدتَ علیه أجراً )) یعنی بخاطر این زحمتی که کشیدیم می توانی ازاهل این شهرمزدی طلب کنی و مزد گرفتن لازمه آن بود0 وآن کشتی که حضرت خضر علیه السلام سوراخ نمود مربوط بمؤمنینی زحمتکش بود که با آن عمل آنرا برای آنها ازشرّظالم  نگه داشت امام صادق علیه السلام فرمودند : که هیچ پادشاه سرکش وستمگری نیست مگر اینکه همراه اومؤمنی هست که بوسیله آن مؤمن خداوند ازسایر مؤمنین ( دفع شرارتهای ستمگران را) می کند واین مؤمن درآخرت ازهمه مؤمنین کم بهره تراست  بخاطر همراهی که با شاه داشته است کافی 5ص111

امام محمد باقرعلیه السلام فرمودند که رسول خدا صلی الله علیه وآله هدیه را میل می فرمود وصدقه را نمی خورد ومی فرمود بیکد یگر هدیه بدهید پس همانا هدیه کینه نفس را برمی چیند ودشمنی های پنهانی ولجاجت ها را برطرف می سازد   کافی5ص143

ازامام باقر علیه السلام پرسیده شد درباره جائزه های کسانیکه بزورچیره شده اند پس حضرت فرمود : همانا امام حسن وامام حسین علیهماالسلام جوائزمعاویه را می پذ یرفتند چراکه آن دو بزرگوارشایسته همه آنچه بآنها می رسید بودند وآنچه دردست کسانی که بزورچیره شده اند می باشد همه  برآنها حرام است ولی برای مردم وسعت دارد  بشرطی که بدرستی بسوی آنها برسد وآنرا ازحقش بگیرند 0                                       مستدرک ج13ص181

امام صادق علیه السلام  درباره سخن خداوند عزوجل ( درسوره هود آیه 113- ) میل واعتماد مکنید بسوی کسانیکه ستم کرده اند که شما را آتش درمی یابد فرمود : مقصود شخصی است که نزد سلطان می رود پس دوست د ارد بماند تا اینکه شاه دست کند درکیسه اش پس باو چیزی بدهد ودرروایتی فرموده اند مقصود ازاین آتش خلود نیست .کافی 5ص108

راوی خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد چه فتوا می دهید درباره کسی که نزدیک کارهای سلطان می شود محل درآمدی هم ندارد مگر ازطریق کارهای سلاطین ومن باین شخص می گذرم پس براووارد می شوم  واوهم مرا مهمان می کند وبمن نیکی می کند وچه بسا دستور پول ولباس برای من می دهد وسینه من ازاین جریان تنگ می شود پس امام صادق علیه السلام فرمود : بخور وبگیر ازاوکه برای تو گوارا است ولی برخود اوبارگناه خواهد بود  0 تهذیب6ص338                                                                                وامام صادق علیه السلام فرمودند : کسیکه بقاء ظالمین را دوست داشته باشد پس همانا دوست داشته است که خداوند معصیت شود خداوند خود را برنابودی ستمکاران ستوده پس فرموده است : « فقطع دابرالذین ظلموا والحمد لله ربّ العالمین» یعنی پس بریده باد دنباله کسانیکه ستم کردند وسپاس مخصوص پروردگارعالمیان است                                                            مستدرک13ص121

 درخاتمه برای مشخص شدن نوع معاملات مشروع ونامشروع  ترجمه احادیثی ازکفایة المسائل آورده می شود می فرماید : هرچه را که شارع اذن داده ازچیزهائی که بندگان بآن محتاجند وقوام ونظام امرشان بآنها ست ازمأکولات ومشروبات وملبوسات ومساکن ومزارع ومناکح وهرچیزی که صلاح ایشان درآن است ازجهتی ازجهات پس جمیع آنها حلال است خرید آنها وفروش آنها وامساک آنها واستعمال آنها وهبه آنها وعاریه آنها وهرچه را که نهی کرده اند ازآن وفساد وخرابی عباد درآن بوده ازجهت خوردن وآشامیدن یا کسب کردن آن یا نکاح آن یا ملک آن یا امساک آن یا بخشیدن آن یاعاریه دادن آن یک راه فسادی در آن بود ه مثل معامله ربا واسباب لهو ولعب وبازیها ازچیزهائیکه تقرب بسوی خدا درآن نیست وتقویت می کند کفروشرک ونفاق را ویا استخفاف حق واهل حق در آنست پس جمیع آنها حرام است وصلی الله علی محمد وآله الطیبن الطاهرین 0

                            قسمت دوم ازحرفه اولیاء

                            بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد وآل محمد همانطورکه درقسمت قبل باجمالی بودن این بحث اشاره شد وبعد ازپخش قسمت اول تاکنون کسی دراین راستاادامه بحث رادنبال نکرد لذا برای روشنترشدن مطلب ادامه ترجمه روایات درزمینه حرفه اولیاء بکمک سخنان مناسب یادداشت می شود امید است مورد استفاده وعمل خودم ودوستان قرار بگیرد و اساتید محترم هم برای توضیح وتکمیل این بحث ازتذکروتوضیح و ازیاری حق کوتاهی نکنند گرچه معنای درست حرفه متبادربذهن عموم هست اما برای اطمینان کامل بمعانی اولیه ولغوی آن مروری می شود ماده این لغت ازاین جاست  حَرِفَ لِعِیالِهِ : کَسَبَ مِن ههنا وَ ههنا ریشه این لغت بمعنای تلاش جوانبی  برای خانواده کردن است ودرفارسی حرفه پیشه وشغل وکاروکسب شخص راگوئیم که بسبب آن روزی بدست می آید ودرعرب هم همین طور است -  کانت ضیعة العرب سیاسة الابل ای حرفتهم -   اکنون ترجمه چند روایت درامرحرفه اولیاء از مستدرک الوسائل یاداشت می شود : ازکتاب  جعفریات از قول امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده ازاجداد طاهرینش تا حضرت علی بن ابیطالب علیهم السلام که درباره سخن خداوند تبارک وتعالی درسوره نجم آیه 48 که فرموده : «إنّه أغنی وأقنی» فرمود : «أغنی کلّ انسان بمعیشته وأرضاه بکسب یده » یعنی خداوند هرانسانی را بسبب  معیشتش بی نیاز گردانید واورا بسبب کسبی که با دست خودش انجام می دهد راضی و خوشنود کرد[1] . درتوضیح نگاشته می شود که معیشت یعنی زندگانی واسباب زندگانی وزیست کردن که خداوند برای زندگی کردن هرکسی چشمه درآمدی را مقررنموده است و باید فرق بین معیشت وکاسبی را توجه داشت چنانکه گفته اند « هرکه ازکسب خویش إعراض نماید نه ازاسباب معیشت خویش تواند ساخت ونه دیگران درتعهد تواند داشت» بعضی گفته اند خود کارزندگی است ولی این سخن کسانی است که مردم را می دوشند ومثل چهارپایان بدنیا چسبیده اند والا این آیه شریفه و فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام روشن کرد که کسب وحرفه برای امر معیشت وگذران زندگی وتداوم زیستن واموری دیگر که مورد توجه اولیاء است می باشد ولغت معیشت که بمنظورآن پیشه اتّخاذ می گردد  درسه جای قرآن آمده است:

1- درباره نصاب فرموده است : ومن أعرض عن ذکری فانّ له معیشة ضنکا یعنی هرکس ازامیرالمؤمنین علیه السلام که قاسم ارزاق خلق است رو بگرداند زندگانی تنگی خواهد داشت وحتی دررجعت بوسیله قاذورات مؤمنین  زندگانی می کنند طه 124

2- نحن قسمنا معیشتهم فی الحیوة الدنیا « 32 زخرف» - یعنی ما تقسیم  کردیم رزق خلق را در زندگانی دنیا ومعنای نحن جمع است یعنی محمد وآل محمد علیهم السلام ید الله هستند وخداوند بسبب آن بزرگواران خلق را رزق می د هد- دراین آیه شریفه زندگانی دنیا ظرف معیشت است وازسخنان قبل برمی آید که دراینجا مراد رزق باشد زیرا رزق ازطرق مختلف بانسان میرسد چنانکه درباره این آیۀ شر یفه امیرالمؤمنین علیه السلام معیشتهای خلق را بیان فرموده اند و ازجمله می فر ماید که خدای سبحانه ما را آگاه نموده است که « موضوع » اجاره یکی از« صورتهای » زندگانی ومعایش خلق است « تاآخرخبر»0

3 – وکم اهلکنا من قریة بَطِرت معیشتَها یعنی چه بسیار هلاک کرده ایم شهرهائی راکه نسبت بزندگانی واسباب زندگی ناسپاسی نمودند دراین قسمت از آیۀ شریفه معیشت بهمان معنای زندگانی واسباب زندگانی است

پس روشن است که خداوند استکه انسان را- إغناء و- بینیاز در زندگانی می کند وهمچنین اورا خوشنود- وإقناء- بسبب کاروحرفه ای که با دست خود انجام می دهد می نماید 0وکاروحرفه اسباب و ابزارمعاش وزندگی هستند نه اینکه کارعین زندگی وخود معیشت باشد و انسان خود را زندانی حرفه اش گرداند و از زندگی و سایرامورعبادی بخصوص آموزش های دینی بی بهره بماند و یا اینکه دین را حرفه و شغل اتخاذ نماید امام صادق علیه السلام بیکی از نوادگان امام حسن علیهما السلام فرمودند : همانا جدّ من و جدّ تو هزار بنده را از دسترنج خود آزاد نمود [2]ودرهمین کتاب ازمجمع البیان نقل می کند که حواریون پیروی حضرت عیسی علی نبینا وآله وعلیه السلام را می کردند باین موقعیت رسیده بودند که هرگاه گرسنه می شدند بحضرت عیسی علیه السلام عرض می کردند که ای روح خدا ما گرسنه ایم سپس آن بزرگواردستش را بر روی زمین می زد - چه درکوه وچه دردشت – ودوگرده نان برای هرانسانی ازآنان بیرون میآورد که آنها را میل می کردند پس هرگاه که تشنه می شدند عرض می کردند یا روح الله تشنه شده ایم پس آن حضرت دست مبارکش را برزمین می زد- چه درکوهستان وچه دردشت – پس آب بیرون می آورد وآنها می نوشیدند0 تااینکه خدمت حضرت عرض کردند که یا روح الله چه کسی ازما بر تراست ؟ ماهرگاه اراده کنیم بما غذا داده می شود وهر زمان که بخواهیم سیراب می شویم" وهمانا ایمان بتوآورده ایم وترا پیروی نموده ایم حضرت درجوابشان فرمود : برترازشما کسی است که با دست خود کار می کند و از کسب خود می خورد حواریون پس ازآن امرشان بآ نجا رسید که لباس شوئی می کردند و مزد می گرفتند.

وهمچنین ازنهج البلاغه نقل کرده که حضرت داود علیه السلام از برگ درخت خرما حصیروامثال آنرا با دست خود می بافت وبهمنشینان خود می گفت کدامیکِ شما عهده دارفروش آن می شود ؟ وآن حضرت ازبهای فروش آن نان می خورد0ونیز ازکتاب جامع الأخباروغیره  ازرسول خدا صلی الله علیه وآله آورده استکه همانا آن بزرگوار فرمود : هرکس ازدسترنج خودش تغذیه کند مانند برق درخشان ازپل صراط می گذرد ودرروایتی هرکس ازدسترنج خودش حلال تغذیه کند تمام دربهای بهشت برایش گشود ه می شود تا ازهرکدام بخواهد وارد بهشت شود وهمچنین فرمود : هرکس ازدسترنج خودش بخورد خداوند بسوی اوبرحمت می نگرد سپس هرگزاوراعذاب نمی کند ونیزفرمود هرکس ازدسترنج خودش بخورد روزقیامت درشمار انبیاء می باشد وثواب انبیاء را دریافت می کند ونیزازآن بزرگوارازپاکیزه ترین کسب ها پرسیده شد درجواب فرمود : کارکردن مرد با دست خویشتن وهرخرید وفروش پسندیده ای 0اما اینکه امام صادق علیه السلام فرموده اند : گروهی ازمردم روزی آنان درشمشیرقرارداده شده ودسته ای رزقشان درتجارت نهاده شده است وجمعی روزی آنان درزبانشان قرارگرفته است کافی جلد5ص 314 جوازشغلهای مشروع دیگررا فرموده اند وبهترین شغلها همان است که فرموده اند0

وامام محمّد باقرعلیه السلام ازقول پدربزرگوارش علیهم السلام4-مستدرک13 فرمود: درکارها پیشه ای  نزد خداوند تعالی بهترازکشاورزی نیست وبغیرازحضرت ادریس که خیاط بود خداوند همه پیامبران را کشاورز مبعوث کرده است وازکتاب سلیم بن قیس آورده که حضرت علی علیه السلام می فرمود : دوگروه هستند که شکمشان پرمی شود ولی سیر نمی گردند ومیل اوپایان نپذیرد بکی کسیستکه حرص طلب دنیا اوراگرفته است ازآن سیر نمیشود ودیگرکسی که آزمند وحریص دردانش می باشد ازدانش سیرنمیشود پس هرکس که بمقداری که خداوند برای اوحلال کرده است بسنده کند سالم می ماند وهرکس که آنراازطریق نا مشروع بدست آورد هلاک می شود وهرکس علم راازاهلش بگیرد وبآن عمل کند نجات می یابد وهرکس بوسیله علم هدفش دنیا باشد هلاک می شود وبهره اش همان خواهد بود ورسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند که خداوند می فرماید : هرکس پروا نکند که ازچه دریچه ای پول بدست می آورد من هم روز قیامت پروا نمیکنم که اورا ازکدام در وارد جهنم کنم                     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1-مسترک 13ص23

1-مستدرک13ص

13

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ