سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
سُبحه - مسباح نویسنده: سما - سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱

 

                           بسم الله الرحمن الرحیم

 

             سُبحه - مسباح

 

سُبحه دروزن فُعله مثل لقمه استکه طبق مناسباتی که در کتاب مبارک تبصره یادآور شده اند  برای امور زیادتی و جای جدا کردن نیزتناسب دارد چنانکه لقمه از زیادتی یامقداری از خوراک جدا می شود سُبحه هم از مقداری از مواد جهت شمارش ذکر انتخاب می گردد ودرلغت سُبحه یعنی  مهره ها ودانه های تسبیح متعارف چون اززیادتی مواد ساخته می شود 


                   بسم الله الرحمن الرحیم

                         سُبحه - مسباح

سُبحه دروزن فُعله مثل لقمه استکه طبق مناسباتی که در کتاب مبارک تبصره یادآور شده اند  برای امور زیادتی و جای جدا کردن نیزتناسب دارد چنانکه لقمه از زیادتی یامقداری از خوراک جدا می شود سُبحه هم از مقداری از مواد جهت شمارش ذکر انتخاب می گردد ودرلغت سُبحه یعنی  مهره ها ودانه های تسبیح متعارف چون اززیادتی مواد ساخته می شود وبسخن زیاد هم سُبحة الکلام گویند چنانکه درکتاب معانی الاخبار ازامام صادق علیه السلام از پدرانشان از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل کرده اند إِنَّ أَحَبَّ السُّبْحَةِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سُبْحَةُ الْحَدِیثِ وَ أَبْغَضَ الْکَلَامِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ التَّحْرِیفُ قِیل‏یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا سُبْحَةُ الْحَدِیثِ قَالَ الرَّجُلُ یَسْمَعُ حِرْصَ الدُّنْیَا وَ بَاطِلَهَا فَیَغْتَمُّ عِنْدَ ذَلِکَ فَیَذْکُرُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَا التَّحْرِیفُ فَکَقَوْلِ الرَّجُلِ إِنِّی لَمَجْهُودٌ وَ مَا لِی وَ مَا عِنْدِی‏  یعنی همانا دوستدار ترین سُبحه بطرف خدا سبحه سخن است ونا پسند ترین سخن بسوی خدا تحریف است پرسیده شد ای پیامبر ص سبحه سخن چیست ؟ فرمودند : این استکه مرد حرص بدنیا وبیهودگی آنرا می شنود ونزد آن غمگین می شود سپس بیاد خدامی افتد (وتسبیح اورامی کند ن خ )عرض شد ای پیامبرخدا ص تحریف چیست ؟ فرمودند  : این استکه شخص بگوید درسختی قراردارم ونزد من هیچی نیست (باوجودیکه هم داراست وهم نزد او چیزی هست ن خ ). پس سُبحه یعنی « مهره‏هائى که بیک رشته پیوسته و بآنها تسبیح شمارند » وخود تسبیح یعنی گفتن سبحان الله چون بروزن تفعیل است چنانکه امام صادق علیه السلام می فرمایند «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَدْعُوَ فَمَجِّدِ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَ‏  وَ احْمَدْهُ وَ سَبِّحْهُ‏ وَ هَلِّلْهُ وَ أَثْنِ عَلَیْهِ، وَ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ النَّبِیِ‏  وَ آلِهِ، ثُم‏سَلْ تُعْطَ». یعنی هرگاه که می خواهی دعا کنی ابتدا تمجید خداوند کن سپس حمد او را بجا آوربعد او را تسبیح کن آنگاه تهلیلش نما پس ازآن ثنای براو فرست و درود بفرست بر محمد یعنی پیامبر وآل اوبعد درخواست کن ومورد عنایت قرارمیگیری . وثلاثی مجرد تسبیح  سَبَحَ چندین معنا دارد که یکی از آنها سَبَحَ فی الکلام است یعنی بسیار سخن گفت که مناسبت دارد با آیه شریفه وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثیراً سَبَحَ سَبْحاً و سَبَاحَةً یعنی  سیر کرد و گذشت. ونیز بمعنای شناورشد است و این معنى براى عبور سریع ستارگان در فضا است، مثل: (وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ‏ 33/ انبیاء) یعنی هریک در مدارخود شناورند و نیز براى دویدن اسب، در آیه: (وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً- 3/ نازعات) . و در مورد با سرعت و شتاب رفتن در کار، آیه: (إِنَّ لَکَ فِی النَّهارِ سَبْحاً طَوِیلًا- 7/ مزّمل). تسبیح منزّه دانستن و تنزیه خداى تعالى است و اصلش عبور و گذشتن با شتاب در پرستش و عبادت خداوند است، واژه تسبیح: به طور کلّى  در عبادات چه زبانى، چه عملى و چه در نیّت، به کار مى‏رود. در آیه: (فَلَوْ لا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ‏ - 43/ صافّات) که گفته‏اند او از نمازگزاران بود ولى شایسته‏تر است که به هر سه قسمت (گفتن، عمل و نیّت) از عبادات حمل شود. استفاده از مفردات راغب- درهر صورت درفرهنگ رایج ما بجای سُبحه لغت تسبیح رابکار می برند ودراصل آن ابزار و وسیله ای است برای حفظ تعداد ذکر که همه ادیان برای شمارش ازآن کمک می گیرند  پس  تسبیح بمعنی سبحان الله گفتن است چون تکبیر که الله اکبر و تحمید الحمدالله گفتن است. و آنچه حالا به تسبیح مشهور شده سبحه بضم سین است که منظور از آن مهره‌هاییست که عدد تسبیح بآن شمارند و استعمال کلمه تسبیح که به معنی مهره های به رشته کشیده می باشد و برای شمارش عدد تسبیحات و تحمیدات و تکبیرات به کار می رند ازغلطهای مصطلح در فارسی به حساب می آید مگر اینکه ازباب تسمیه مظروف بظرف باشد مانند جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ که نهر جاری نیست بلکه آب درنهر جاریست که خداوند جریان آب را بنهرنسبت داده همچنین تسبیح عمل ذاکراست که بروسیله حفظ شمارش تسبیح کننده نام نهاده اند واین بعید است چراکه لغت مسباح درعرب وجود دارد وفارسها می توانستند بجای تسبیح این رابکارگیرند زیرا مسباح مانند مفتاح اسم آلت است .وگفته اند المسباح‏: ما یسبح به و یعد به الاذکارونیز گفته شده فی القاموس: السبحة خرزات للتسبیح تعد و الدعاء و صلاة التطوع. پس معلوم شد که دراصل به دانه ها سبحه و بمجموع برشته درآمده مسباح گویند وبمسباح سبحه نیز گویند

تاریخ سُبحه

تاریخ نشان می دهد  که از دورانهای نه چندان دورمردم جهان تسبیح را بصورت طوق و به منظور زینت از مهره های مختلف بکار می برده اند، بعضی قائلند که تسبیح از دوران مسیحیت پیدا شده و مسیحیان تسبیح های طویلی را که از انتهای آن صلیب می آویختند به گردن می آویختند. استفاده تسبیح در برهه هائی حکم زینت را پیداکرده و برای جنس دانه های این تسبیح از همه چیز استفاده می کرده اند که اغلب آنها شیشه ای بوده وگفته شده کشیش های نستورین که در شرق می زیستند از آن برای ذکر اوراد استفاده کردند و بعضی از کاتولیک ها نیز بهمین منظور آنرا بکار میبردند که دلالت می کند که اصل آن از جانب آموزش ها ی انبیا بوده که بعدا بتحریف کشانده شده است. اما پرتستان‌ها (واژه انگلیسی پروتستان به معنی معترض و مخالف سرسخت است و این دلیل به پیروان مکتب دینی پروتستانیسم اطلاق می‌شود که آنها در مقابل شماری از قوانین کلیسای کاتولیک روم ایستادند که آنها شاخه ای از مسیحیت می باشند مانند وهابی های زمان ماکه با اسباب و ابزاری همچون ضریح وگنبد وسایروسائل ریز و درشت مبارزه کرده ومی کنند  . این فرقه در فاصله ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۵ شکل گرفت، این گروه بر حقیقتی که در معنای تحت الفظی انجیل وجود داشت تأکید داشتند. بعد از محاکمه اسکوپز که به محاکمه میمون معروف شده‌است، پروتستانهای بنیادگرا آشکارتر عقاید خود را ترویج کرند و خود را از مسیحیت لیبرال متمایز کردند. محاکه میمون که در سال ۱۹۲۵ در دیتون در ایالت تنسی ایالات متحده آمریکا صورت گرفت، یک معلم به خاطر تدریس تئوری تکامل تدریجی داروین که مغایر با قوانین ایالتی بود به پرداخت ۱۰۰ دلار جریمه محکوم شد.) هیچوقت بدین شکل از تسبیح استفاده نکردند و حتی استعمال آنرا بدان منظور منفور می دانند زیرا می گویند در کتاب خدا راجع بآن اشاره‌ای نرفته و بطور کلی کسانی را که از تسبیح به منظور دینی استفاده می کردند تقبیح کرده و به اوهام پرستی و خرافات متهم کرده اند. زیرا بر این عقیده اند که عیسی تقلید و اوهام پرستی را منع می کند و استعمال تسبیح و امثالهم را از احکام مردم حساب می کند نه از احکام خدا. «آنگاه که کاتبان و فریسیان اورشلیم نزد عیسی آمده گفتند، چرا شاگردان تو از تقلید مشایخ تجاوز می نمایند، او در جواب گفت، شما نیز به تقلید خویش از حکم خدا چرا تجاوز می کنید سپس عبادت را عبث می کنند زیرا که احکام مردم رابه منزله ی فرائض تعلیم میدهند. (انجیل متی باب 15 ) .» گفته شده که  تسبیح از مسیحیت به اسلامیت رسوخ کرده چون اسلام اصولاً در شرق پیشرفته و نستورین های شرقی از تسبیح به منظورهای دینی استفاده می کردند. اما چون اصل حفظ شمارش امری است که قهرا و بطور بدیهی مورد نیاز بوده مسلما از آموخته های انبیاءاست که مردم طبق سلیقه های خود درآن دخل وتصرفات کرده اند تا اینکه چنین بازبینی شده است :

تقسیم بندی کلی تسبیح

بعضی از تحلیل گران برای دانستن انواع و اقسام تسبیح تقسیم بندیهائی درباره آن به ترتیب زیر انجام داده اند:

الف ـ تقسیم بندی از لحاظ ساختمان.

ب ـ تقسیم بندی از لحاظ تعداد دانه.

ج ـ تقسیم بندی از لحاظ طرز ساخت و نوع کار.

د ـ تقسیم بندی از لحاظ نوع جنس دانه.

هـ ـ تقسیم بندی از لحاظ کشورهای سازنده.

و ـ تقسیم بندی از لحاظ شکل دانه.

اینک به شرح هر یک از تقسیمات فوق می پردازیم:

الف - تقسیم بندی از لحاظ ساختمان

1ـ سر تسبیح که منگوله ایست و اغلب برای زینت در تسبیح های گران قیمت با منجوق هایی از جنس خود  تسبیح و یا گاهگاهی از سنگ های قیمتی بافته می شود و خود منگوله نیزاکثراً زربفت می باشد بر مرغوبیت تسبیح می افزاید. سر تسبیح ها اصولاً یک منگولیست ولی گاهی سر تسبیح های گران قیمت می باشد می توان یافت و در این نوع سر تسبیح های دو منگوله از یکرشته منشعب می شود.

2ـ شیخک ها عموماً از جنس خود دانه های تسبیح میباشند و در هر تسبیحی شیخک به کار میبرند و تسبیح های دو شیخکی بندرت یافت می شود. ساختمان شیخک ها از دانه های خود تسبیح به مراتب بزرگترند ، و اخیراً نیز ابتکاراتی در ساختن شیخک های تسبیح های جدید به کار می برند و عدسی های بسیار کوچک محدب و ذره بینی با فیلمهای مثبت میکرونی که از اماکن مقدس برداشته شده در داخل شیخک کار می گذارند.

3ـ دانه ها ـ دانه های تسبیح که قسمت اصلی را تشکیل می دهند و تعداد و اقسام آن به تقسیم بندی احتیاج دارد که در قسمتهای بعدی به شرح آن می پردازیم.  

4 ـ عدسک ـ تعداد عدسکها دو تا می باشد و تسبیح را به سه قسمت اصلی تقسیم می کند و جنس آنها نیز از جنس خود دانه های تسبیح می باشد. عدسک ها که از اسمشان نیز بر می آید اکثراً به شکل دانه های عدس می باشند ولی در بعضی تسبیح ها به شکل خود دانه های تسبیح ولی بسیار ریز درست می کنند.

ب ـ تقسیم بندی از لحاظ تعداد دانه‌ها

1ـ تسیبح 25 دانه ای که به چهار یکه معروف است و اخیراً بسیار جنبه تفننی پیدا کرده و اغلب جنس دانه های آن از کائوچو و یا چوبهای سخت بوده و از لحاظ ساختمان نسبت به سایر تسبیح ها دانه های این نوع تسبیح درست تر میباشد.

2ـ تسبیح سی و چهار دانه ای که تسبیح اصلی (تسبیح اولیه که برای شمارش 34 سبحان الله بکار میرفته) می باشد و اغلب جنس دانه های آن از گل قبرهای اماکن متبر که می باشد که با قالب گیری ساخته می شود.

3ـ تسبیح صد دانه ای که تسبیح فعلی است و بوسیله دو عدسک به سه قسمت تقسیم می شود. دو قسمت 33 دانه ایست که طرفین قسمت 34 دانه ای قرار دارد و معمولاً یک قسمت برای تحمید (حمد گفتن) و دیگری برای تهلیل (لا الله الا الله گفتن) یا تکبیر (الله اکبر گفتن) و قسمت وسط برای تسبیح (سبحان الله گفتن) بکار می رود.

4ـ تسبیح هزار دانه ای که به تسبیح ذکر معروف است و اهل ذکر و مخصوصاً دراویش از آن برای ذکر استفاده می کنند و استعمال آنرا دلیل کثرت زهد وتقوی خیال کرده اند چنانکه شاعرگوید:

ای طبل بلند بانگ و در باطن هیچ  

                                     بی توشه چه تدبیر کنی وقت بسیچ

روی طمع از خلق بپیچ ار مردی 

                                   تسبیح هزار دانه بر دست مپیچ(نپیچ)

جنس دانه های این تسبیح نیز از جنس تسبیح های 100 دانه ای و 34 دانه ای می باشد.

ج ـ تقسیم بندی از لحاظ طرز ساخت

1ـ تراش و برش ـ در این نوع تسبیح سازی، دانه های تسبیح را به طرز تراش درست می کنند و عموماً از سنگ های قیمتی و گاهی از صدف و استخوان و چوب نیز برای این امر استفاده می کنند.

2ـ قالب گیری ، در این نوع تسبیح چنانکه گفته شد از خاک اماکن متبرکه و به طرز ریخته گری و قالب گیری دانه‌های تسبیح را درست می کنند.

د ـ تقسیم بندی از لحاظ نوع جنس

این قسمت نیز به دو قسمت دریایی و زمینی تقسیم می شود:

1ـ دریایی ـ مواد اولیه تسبیح های دریایی منشأ دریایی دارد و طرز ساختشان اکثراً به سبک تراشکاری است. تسبیح های دریایی نیز به سه قسمت عمده تقسیم می شود:

الف ـ سنگ ها – از سنگ های دریایی با تراشکاری دانه های تسبیح درست می کنند.

ب ـ گیاهان ـ از گیاهان دریایی مانند مرجانها و ستاره دریایی بوسیله تراش تسبیح های نسبتاً گران قیمت تهیه می کنند ودیگر اینکه ازمغزکشکولهای دراویش که منشأ دریایی داردنیزتسبیح هایی می تراشند.

2ـ زمینی ـ تسبیح های زمینی همه منشأ زمینی دارند یعنی مواد اولیه دانه های آنها از مواد سطح زمین تشکیل می یابد. تسبیح های زمینی به چهار قسمت تقسیم می شوند :

الف ـ گیاهان ـ در قسمت گیاهان معمولاً از صمغ ها(که درعامه بآن زِنج گویند)و رنگهای تسبیح های می سازند که به تسبیح های بلورین معروفند و دیگر از چوب درختانی سخت و خوشبو که رنگهای خوبی نیز دارند تسبیح های به سبک تراش ساخته اند و از یُسر که دانه های خوشبو دارد نیز می سازند.

ب – خاک وفلزات – چنانکه گفته شد بسبک ریخته گری از خاک تسبیح درست میکنند که معمولاً برای قرص بودن، به گل این تسبیحات براده های ریز فلزات را اضافه می کنند از خود فلزات نیز به سبک تراش و قالب گیری تسبیح هایی می ساخته اند.

ج – حیوانات زمینی – از استخوان حیوانات زمینی مانند عاج فیل و استخوان شتر تسبیح ها یی بسبک تراش درست می کرداند. و همچنین از شاخ بعضی از حیوانات مخصوصاً شاخ گوزن که گرانقیمت تر می باشد.

د – سنگها – از سنگهای قیمتی چون عقیق که یک قسمت کوارتز بی شکل و به رنگهای مختلف سرخ و آلبالوئی می باشد و از یشم که یک نوع کوارتز می باشد و به رنگهای سفید و کبود و سبز تیره یافت می شوند و از شبق نیز درست می کنند واز یاقوت وزمرد نیز درست کرده اند واز یک نوع سنگ نیز هندیها تسبیح هایی درست کرده اند که به عین الهره (چشم گربه) معروفست.

هـ - تقسیم بندی از لحاظ کشورهای سازنده و شهرهایی که در آنجا تسبیح ساخته می شود با ذکر جنس و سبک هر یک

1 – ایران – شهرهای ایران که در آن تسبیح می سازند عبارتند از:

الف – کرمانشاه – در کرمانشاه تسبیح های گِلی خوب درست می کردند، این شهر از لحاظ به عمل آوردن گِل تسبیح سر آمد سایر شهرهای ایران بوده است.

ب – مشهد – در مشهد به علت اینکه شهر مقدسی است و زائرین بسیار دارد تسبیح سازی نسبت به سایر شهرها رواج بیشتری دارد ولی تسبیح های خوبی در آنجا درست نمی کنند زیرا دانه های ‌آن بعلت خوب بعمل نیاوردن گِل آن همه شکننده می باشند.

ج – جوین – در جوین تسبیح های بسیار عالی درست می کردند که به تسبیح های علیمرادی معروفند. در عباس آباد و سبزوار و بطور کلی در تمام شهر های استان مشهد تسبیح درست می کنند.

2 – کشورهای خارجی:

1 – آلمان – در آلمان تسبیح هایی از چوب سندل که درختی است سخت و در هند بسیار میروید و از صمغ یسرها درست می کردند.

تسبیح های صمغی را کهربایی می گفتند، چون اینگونه تسبیح ها در اثر مالش و گرداندن در دست، الکتریسیته مالشی در خود ذخیره می کردند و خاصیت جذب و دفع چیزهای بسیار سبک چون قطعه کاغذ و مخصوصاً کاه در آنها پیدا می شد از اینجهت به تسبیح های کهربایی معروف شده و این نوع تسبیح ها نیز بر دو قسمند یک قسم که آتشگیرند و بآنها بارقه می گویند و نوع دیگر که آتشگیر نیست و بآب حیات موسومند.

2 – چین – در چین از حدید و نقره و طلا تسبیح هایی می ساختند و تسبیح های چینی اکثراً فلزی بوده و نوعی از آنها را حدید سینی (چینی) می گفتند و ضمناً در چین تسبیح های گلی (از رس چین) درست کرده و روی آنها مینا کاری می کردند که از لحاظ هنری ارزش بسیاری دارد. و از ابتکارات هنری چینیها به شمار می رود.

3- ترکیه – در استانبول تسبیح هایی درست می کردند که جنس آنها استخوانی بوده و تمام تسبیح های ساخت ترکیه به تسبیح های استخوانی معروفست و بسیار خوشتراش و گرانقیمت میباشد و اغلب از عاج و شاخ و شیر ماهی میتراشیدند.

4 – افغانستان – در افغانستان تسبیح های معروف شاه مقصودی درست میکردند که به تسبیح های پادزهری نیز معروف می باشد که برنگ سبز روشن است.

(و بدینجهت است که رنگهای سبز روشن را پادزهری گویند)، و چون جنس سنگهای این تسبیح طوری بوده که زهرکش بوده بدانجهت به تسبیح های پادزهری (ضدزهری) معروف گردیده اند.

5 – هندوستان – در هندوستان اغلب تسبیح های چوبی درست می کردند و ساختن تسبیح از چوب از کارهای هندیان است و چون سندل و ‌آبنوس در هندوستان پرورش میافت این امر باعث گردید که هندیان از چوبهای سندل و آبنوس تسبیح بسازند، گذشته از اینها در هندوستان تسبیح هایی از عقیق نیز می ساختند که بسیار خوشتراش بودند. و تسبیح های دیگری نیز درست می کرده اند که هفت مهره و دل ربا و دهنه فرنگ از آنجمله اند.

6 – یمن در تسبیح های عقیق بسیار عالی و خوشتراش می ساختند که به تسبیح های یمانی معروفند.

و - تقسیم بندی از لحاظ شکل دانه:

1- دوکی – دوکی‌ها عموماً بوسیله تراش درست میشوند.

2- خرمایی یا سنجدی – این نوع تسبیح ها دانه هایی بشکل دانه های سنجد یا خرما دارند و اغلب جنس آنها از چوب است و دانه های بسیار درشتی دارند.

3- کروی – کروی ها همیشه بسبک ریخته گری درست می شوند زیرا بشکل کره و مدور بسیار مشکل می‌باشند.

مرغوبیت – مرغوبیت تسبیح ها را می توان در جور بودن و یکدست بودن دانه‌ها خلاصه کرد. تسبیح های مرغوب شاه مقصود رنگ های یکنواخت دارند و نا مرغوب آنها دارای رگه و لکه می باشد. در تسبیح های استخوانی که بسبک تراش درست می شوند مرغوبیتشان در تراش خوب و دانه های یک اندازه می باشد. تسبیح های گلی و ریخته گری گرانقیمت نیز به دو دسته معروف کار عبدالله و کار سید تقسیم می شوند که کار عبدالله را بعضی بهتر می دانند و مرغوبیت این تسبیح ها بستگی به دوام و قرص بودن دارد که بوسیله مخلوط کردن گل تسبیح با براده های بعضی فلزات (مخصوصاً در تسبیح های گلی گرانقیمت از براده های طلا استفاده می کنند) و خوب بعمل ‌‌‌آوردن گل تأمین می گردد. تسبیح‌هایی هم هست که به تسبیح های نقره کوب معروفند و جنس دائه های مرغوب آنها از یُسراست و بر روی این دانه‌ها از میخ های کوچک نقره برای زینت استفاده کرده‌اند  که مرغوبیت آنها بستگی به جنس نقره نیز دارد.    

سُبحه درشیعه :

آنچه ازآثاروسخنان چهارده معصوم بجا مانده دلالت می کند که سُبحه در انبیاء گذشته وجود داشته واسلام مصدق آثار انبیاءاست واین امر بدیهی جزء احکام نسخ شده توسط اسلام نیست که گمان کرده اند ازمسیحیت داخل اسلام شده زیرا امر بدیهی قابل نسخ شدن نیست اما کیفیت وجنس آن محل تأمل است مانند ظروف و احکام ظروف که بدون ظرف که نمی توان غذا خورد اما کیفیت و جنس ظروف مسائلی دارد که مؤمن رعایت می نماید پس چه بسا درباره حفظ شمارش از بند های انگشتان استفاده می کردند چنانکه در کتاب التذکرة فی النحو صفحه 263آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه در فصل عقود الانامل آموزش می دهند که بوسیله بندهای دست راست وچپ شمارش تا ده هزار را می توان حفظ نمود. 

پس دلیل برسبحه در اسلام روشن است چنانکه امام حضرت صادق- علیه السّلام-  درباره استخاره گرفتن با سبحه فرموده اند: سوره حمد یکبار و سوره اخلاص «قُلْ هُوَ اللَّهُ احَدٌ» سه بار میخوانى و بر محمّد و آل او پانزده بار درود میفرستى «میگوئى: اللّهم صلّ على محمّد و آله» سپس میگوئى:اللّهمّ انّى اسالک بحقّ الحسین و جدّه و أبیه و امّه و اخیه و الائمّة من ذرّیّته ان تصلّى على محمّد و آل محمد و ان تجعل لی الخیرة فی هذه السّبحة و ان ترانى ما هو الاصلح لی فی الدّین و الدّنیا، اللّهمّ ان کان الاصلح لی فی دینى و دنیاى و عاجل امرى و اجله فعل ما انا عازم علیه فامرنى و الاّ فانهنى انّک على کلّ شی‏ء قدیر یعنى بار خدایا بحقّ و سزاوارى حسین و پدر مادرى و پدر و مادر و برادر و پیشوایان از فرزندان او من از تو میخواهم که بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و براى من در این سبحه خیر و نیکى قرار دهى و آنچه را که در دین و دنیا براى من شایسته‏تر است به بینى «مقدّر فرمائى» بار خدایا اگر کارى را که تصمیم دارم در دین و دنیایم و هم اکنون پس از این براى من شایسته‏تر است مرا بآن امر کن و اگر نه پس نهى فرما، زیرا تو بر هر چیز توانائى. سپس یک قبضه «مشت» از سبحه میگیرى و میشمارى و میگوئى: سُبحانَ اللَّهِ وَ الْحُمْدُ لِلَّهِ، وَ لا الهَ الاَّ اللَّهُ، تا آخر قبضه پس اگر دانه آخر سُبحانَ اللَّهِ بود در بجا آوردن و بجا نیاوردن اختیار دارى، و اگر الْحُمْدُ لِلَّهِ، بود آن امر است «بجا آور» و اگر لا الهَ الاَّ اللَّهُ، بود آن نهى است «بجا نیاور») .

واما کیفیت تسبیح :

درکتاب مبارک کفایة المسائل می فرمایند مسأله : مستحب است که تسبیحی که سی وچهار دانه باشد وازتربت حضرت سید الشهداء علیه السلام باشد بهمراه مؤمن باشد وبآن حساب اذکار را نگاه دارند چراکه ازجمله پنج چیز است که مؤمن نباید خالی ازآنها باشد وتسبیح می کند چنین تسبیحی دائماً اگرچه صاحب آن مشغول کار دیگر باشد وثواب آن ازبرای صاحب آن نوشته خواهد شد چنانکه دراحادیث وارد شده وخلافی درآن نیست وآن پنج چیز : مسواک وشانه و سجاده وتسبیح سی وچهار دانه ازتربت سید الشهداء علیه السلام وانگشتر عقیق است .

درفصل الخطاب است که قَالَ الصادق علیه السلام  السُّجُودُ عَلَى طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع یُنَوِّرُ إِلَى الْأَرْضِ السَّابِعَةِ وَ مَنْ کَانَ مَعَهُ سُبْحَةٌ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع کُتِبَ مُسَبِّحاً وَ إِنْ لَمْ یُسَبِّحْ بِهَا

درکتاب مبارک جامع الاحکام می فرمایند :

(یب‌) یستحب اتخاذ المسباح من التربة الحسینیة علی مشرفها السلام .

(یج‌) یستحب ان یکون عدد حباتها بعدد التکبیرات لان المؤمن لایخلو من خمسة سواک و مشط و سجادة و سبحة فیها اربع و ثلثون حبة و خاتم عقیق .

وَ رُوِیَ‏ أَنَّهُ لَمَّا حُمِلَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِلَى یَزِیدَ عَلَیْهِ اللَّعْنَةُ هَمَّ بِضَرْبِ عُنُقِهِ فَوَقَّفَهُ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُوَ یُکَلِّمُهُ لِیَسْتَنْطِقَهُ بِکَلِمَةٍ یُوجِبُ بِهَا قَتْلَهُ وَ عَلِیٌّ ع یُجِیبُهُ حَسَبَ مَا یُکَلِّمُهُ وَ فِی یَدِهِ سُبْحَةٌ صَغِیرَةٌ یُدِیرُهَا بِأَصَابِعِهِ وَ هُوَ یَتَکَلَّمُ فَقَالَ لَهُ یَزِیدُ عَلَیْهِ مَا یَسْتَحِقُّهُ أَنَا أُکَلِّمُکَ وَ أَنْتَ تُجِیبُنِی وَ تُدِیرُ أَصَابِعَکَ بِسُبْحَةٍ فِی یَدِکَ فَکَیْفَ یَجُوزُ ذَلِکَ فَقَالَ ع حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ جَدِّی ص أَنَّهُ کَانَ إِذَا صَلَّى الْغَدَاةَ وَ انْفَتَلَ لَا یَتَکَلَّمُ حَتَّى یَأْخُذَ سُبْحَةً بَیْنَ یَدَیْهِ فَیَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَصْبَحْتُ أُسَبِّحُکَ وَ أُحَمِّدُکَ-وَ أُهَلِّلُکَ وَ أُکَبِّرُکَ وَ أُمَجِّدُکَ بِعَدَدِ مَا أُدِیرُ بِهِ سُبْحَتِی وَ یَأْخُذُ السُّبْحَةَ فِی یَدِهِ وَ یُدِیرُهَا وَ هُوَ یَتَکَلَّمُ بِمَا یُرِیدُ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَتَکَلَّمَ بِالتَّسْبِیحِ وَ ذَکَرَ أَنَّ ذَلِکَ مُحْتَسَبٌ لَهُ وَ هُوَ حِرْزٌ إِلَى أَنْ یَأْوِیَ إِلَى فِرَاشِهِ فَإِذَا أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ قَالَ مِثْلَ ذَلِکَ الْقَوْلِ وَ وَضَعَ سُبْحَتَهُ تَحْتَ رَأْسِهِ فَهِیَ مَحْسُوبَةٌ لَهُ مِنَ الْوَقْتِ إِلَى الْوَقْتِ فَفَعَلْتُ هَذَا اقْتِدَاءً بِجَدِّی ص فَقَالَ لَهُ یَزِیدُ عَلَیْهِ اللَّعْنَةُ مَرَّةً بَعْدَ أُخْرَى لَسْتُ أُکَلِّمُ أَحَداً مِنْکُمْ إِلَّا وَ یُجِیبُنِی بِمَا یَفُوزُ بِهِ وَ عَفَا عَنْهُ وَ وَصَلَهُ وَ أَمَرَ بِإِطْلَاقِه‏

فی الوافی
أنّ الصادق علیه السلام لمّا ورد الى العراق اجتمع الناس إلیه فقالوا یا مولانا تربة قبر الحسین علیه السلام شفاء من کلّ داء فهل هی أمان من کلّ خوف؟ فقال نعم؛ إذا أراد أحدکم أن یکون آمنا من کلّ خوف فلیأخذ سبحة من تربته و یدعو بدعاء لیلة المبیت على الفراش ثلاث مرّات ثمّ یقبّلها و یضعها على عینیه و یقول: اللّهم إنّی أسألک بحقّ هذه التربة و بحقّ صاحبها و بحقّ جدّه و بحق أبیه و بحقّ أخیه و بحق ولده الطاهرین اجعلها شفاء من کلّ داء و أمانا من کلّ خوف و حفظا من کلّ سوء ثمّ یضعها فی جیبه فان فعل ذلک فی الغداة فلا یزال فی أمان اللّه حتّى العشاء و ان فعل ذلک فی العشاء فلا یزال فی أمان اللّه حتّى الغداة

فی وسائل الشیعة

وَ عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ: مَنْ أَدَارَ سُبْحَةً مِنْ تُرْبَةِ الْحُسَیْنِ ع مَرَّةً وَاحِدَةً بِالاسْتِغْفَارِ أَوْ غَیْرِهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ سَبْعِینَ مَرَّةً وَ أَنَّ السُّجُودَ عَلَیْهَا یَخْرِقُ الْحُجُبَ السَّبْعَ.

مستدرک الوسائل:

مَنْ سَبَّحَ بِسُبْحَةٍ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع تَسْبِیحَةً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَرْبَعَمِائَةِ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَرْبَعَمِائَةِ سَیِّئَةٍ وَ قُضِیَتْ لَهُ أَرْبَعُمِائَةِ حَاجَةٍ وَ رُفِعَ لَهُ أَرْبَعُمِائَةِ دَرَجَةٍ ثُمَّ قَالَ ع وَ تَکُونُ السُّبْحَةُ بِخُیُوطٍ زُرْقٍ‏ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِینَ خَرَزَةً وَ هِیَ سُبْحَةُ مَوْلَاتِنَا فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ ع لَمَّا قُتِلَ حَمْزَةُ عَمِلَتْ مِنْ طِینِ قَبْرِهِ سُبْحَةً تُسَبِّحُ بِهَا بَعْدَ کُلِّ صَلَاة

هر که یک بار تسبیح گوید بسبب مسباحی از تربت امام حسین علیه السّلام ، خداوند چهار صد حسنه براى او ثبت مى‏کند و چهار صد گناه از او مى‏بخشد و چهار صد حاجت او را برآورده مى‏سازد و درجات او را چهار صد مرتبه بالا مى‏برد. سپس امام علیه السّلام مى‏فرماید:

مسباح بانخهای سبزی بود که سی وچهار مهره داشت واین سُبحه مربوط به شهبانوی ما  حضرت فاطمه علیها السّلام بود ولى هنگامى که عموى پیامبر حمزة بن عبد المطّلب به شهادت رسید آن حضرت از تربت آن شهید مسباحی ساختند.

عَنْ صَاحِبِ الزَّمَانِ ع‏ أَنَّهُ کَتَبَ إِلَیْهِ یَسْأَلُهُ عَنِ السَّجْدَةِ عَلَى لَوْحٍ مِنْ طِینِ الْقَبْرِ هَلْ فِیهِ فَضْلٌ فَأَجَابَ ع یَجُوزُ ذَلِکَ وَ فِیهِ الْفَضْلُ قَالَ وَ سَأَلَهُ هَلْ یَجُوزُ لِلرَّجُلِ إِذَا صَلَّى الْفَرِیضَةَ أَوِ النَّافِلَةَ وَ بِیَدِهِ السُّبْحَةُ أَنْ یُدِیرَهَا وَ هُوَ فِی الصَّلَاةِ فَأَجَابَ ع یَجُوزُ ذَلِکَ إِذَا خَافَ السَّهْوَ وَ الْغَلَطَ وَ سَأَلَهُ هَلْ یَجُوزُ أَنْ یُدِیرَ السُّبْحَةَ بِالْیَدِ الْیَسَارِ إِذَا سَبَّحَ أَوْ لَا یَجُوزُ فَأَجَابَ ع یَجُوزُ ذَلِکَ وَ الْحَمْدُ لِلَّه‏

عَلِیُّ بْنُ مُوسَى بْنِ طَاوُسٍ فِی أَمَانِ الْأَخْطَارِ وَ فِی مِصْبَاحِ الزَّائِرِ عَنِ الصَّادِقِ ع‏ أَنَّهُ قِیلَ لَهُ تُرْبَةُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ فَهَلْ هِیَ أَمَانٌ مِنْ کُلِّ خَوْفٍ فَقَالَ نَعَمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یَکُونَ آمِناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ فَلْیَأْخُذِ السُّبْحَةَ مِنْ تُرْبَتِهِ وَ یَدْعُو بِدُعَاءِ الْمَبِیتِ عَلَى الْفِرَاشِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ یُقَبِّلُهَا وَ یَضَعُهَا عَلَى عَیْنَیْه

ادامه دارد 

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ