سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
جلوه حدیث بی سند نویسنده: سما - یکشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٢

بسم الله الرحمن الرحیم

جلوۀ حدیث بی سند

مراقب افکارت باش که گفتار تو خواهند شد مراقب گفتارت باش که کردار تو خواهند شد مراقب کردارت باش که عادت تو خواهند شد ومراقب عاداتت باش که شخصیتت خواهند شد ومراقبت شخصیتت باش که سرنوشت تو خواهد شدتحقیق ادامه دارد

 

 

 

 

 


 

سلام
این حدیث واسه خودش دنیایه...
ممنون

سلام 
این روایت آیا سند هم دارد؟
اگر دارد لطفا بنویسید

کلامی سراسر نوراست

سلام 
این روایت آیا سند هم دارد؟
اگر دارد لطفا بنویسید

کلامی سراسر نوراست

عالی است

این نقل از کجاست؟

جالب است

مرسی

می‌شه لطفا بفرمایید این حدیث کجای نهج‌البلاغه یا بحارالانوار آمده و متن عربی حدیث چیه؟

اینطوری هم گفته اند : 

مراقب همنشینت باش که افکارت میشود

مراقب افکارت  باش که گفتارت میشود

مراقب گفتارت باش که رفتارت  میشود

مراقب رفتارت  باش که سرنوشتت میشود

مراقب سرنوشتت باش که عاقبتت میشود.

حضرت علی (ع)

سلام علیکم
این حدیث نیست .

سلام 
قبلا این عبارت رو یه جایی به عنوان حدیث دیدم.
احتمالا بتونم تا یک هفته دیگه بهت سندشو بگم.

سلام 
قبلا این عبارت رو یه جایی به عنوان حدیث دیدم.
احتمالا بتونم تا یک هفته دیگه بهت سندشو بگم.

 

من در موردش چیزی نمی دونم ولی کلامه خیلی کامل و جالبیه من که خیلی خوشم اومد

 

با سلام خدمت شما دوست عزیز
این حدیث از امام علی (ع) نیست 
من یک حدیث پیدا کردم شاید منظور شما این حدیث بوده باشه

 

شرح‏صدوده‏کلمه صفحه‏ى 273 
حقیقت او بى‏اطلاعى سخن نگو زیرا گفتار تو دلیل و شاهد عقل و فهم تست و گفتارت مى‏فهماند که نمى‏فهمى و بدین راه نرفته‏اى و عبارت و لفظ تو خبر از شناسائى تو مى‏دهد یعنى لفظ تو معرف تست و از او دانسته مى‏شود که ازین امر بى‏خبرى مثل آنکه کسى که از زرگرى خبر ندارد هر گاه تکلم کند تعبیر به تیشه واره و چوب و میخ میکند یا آنکه از نجارى بى‏اطلاع است تعبیر به طلا و نقره و بوته و نشادر میکند از این رو گفته‏اند: (تکلّموا تعرفوا فانّ المرء مخبوّ تحت لسانه) و حاصل آنکه نباید آدمى در امرى که بى‏خبر است دخالت کند چه از جهت گفتار و چه از جهت رفتار زیرا رفتار بى‏دانش و گفتار بى‏معرفت مایه رسوائى شخص و بى آبروئى است از این رو امیر (ع) گوید: (دع القول فیما لا تعرف، و الخطاب فیما لم تکلّف) پس چون کلام خبر از عقل مى‏دهد در صورت ندانستن نگوید حکیم ناصر گوید:

نیست مرگست و هست هست حیات

 نیست کفر است و هست هست ایمان‏

مرگ جهلست و زندگى دانش‏

 مرده نادان و زنده دانایان‏

جهل مانند نیست علم چو هست

 جهل چون درد و علم چون درمان‏

هست مانند علم دانا مرد

 نیست گردد بجاهلى نادان‏

آنکه از نیست هست کردنش

 او براحت همى رسد به هوان‏

و آن که او هست و نیست خواهد شد

 سوى زندان کشندش از بستان‏

نیست را هست صنع یزدان کرد

هست را نیست صنعت شیطان‏

اى اخى دوزخ و بهشت ببین

 بى‏گمان شو ز مالک و رضوان‏

آنچه دانا بداندش هستست‏

 کس ندانست نیست را سامان‏

هست و دانش قرین و جفتانند

 نیست با جهل هر دوان زوجان‏

جهد کن تا ز نیست هست شوى‏

 برهانى روان ز بار گران‏

به با هست و جفت بد با نیست

 ببهى جان ز نیستى برهان‏

کاتب حروف گوید:

کفر و جهلست قرین عدم و ممات

 دین و علمست ردیف و وجد و حیات‏

جاهلست مرده گر چه جان دارد

 عالمست زنده ار چه مات وفات‏

استاد خاورى گفته:

هر با خردى که پى بدانش برده

از چشمه خضر آب حیوان خورده‏

نادان مرده است گر چه باشد زنده‏

 

 دانا زنده است گر چه باشد مرده

دوشنبه، ٢٩ مهر ۱۳٩٢  - ۶:۴۳ ‎ب.ظ
سلام. تقریبا برام مبرهن شده که انتساب این کلام -البته حکیمانه- به حضرت امیر کذبی بیش نیست. اما بنا به گفته‌ی کسی گفتم باز هم جستجویی در وب بکنم، که به اینجا رسیدم. چون آخر مطلب نوشتین بازم تحقیق می‌کنین، خواستم بپرسم آیا تحقیقاتتون به جایی رسیده؟ ما اینجا یه بحثی در این مورد داشتیم: http://www.afsaran.ir/link/392538#LinkComment_1049373
نویسنده:afsardoost
پاسخ:

سلام آنچه بنظرم می رسد کلامی است تحریف شده وهدف ازآن اثبات حرکت جوهریه ملاصدراباشد که باطل است زیرا افکار تبدیل بگفتار نمی شود بلکه افکار درجای خود و گفتار درجای خود و کردار درجای خود وعادات درجای خود وشخصیت در عالم خود وسرنوشت درحیطه خودست هیچ تبدیلی درکار نبست وهمچنین اگر بنا برشمارش مراتب ارزشهای انسانی باشد عادت جزو ارزشها نیست بلکه جزو انحطاط های بشر است ونیزاگر مراتب انسان رامعرفی کرده بازهم درهم وبرهم است وبرای آشنائی بامراتب انسان نیازبرجوع بکتابهائی مانند رجوم الشیاطین ودره نجفیه وامثالهم دارد والسلام
 

 

سه‌شنبه، ۳٠ مهر ۱۳٩٢  - ٩:۴٧ ‎ب.ظ
حَقُّ اللِّسانِ إِکرامُهُ عَنِ الخَنى وَتَعویدُهُ الخَیرَ وَتَرکُ الفُضولِ الَّتى لافائِدَةَ لَها وَالبِرُّ بِالنّاسِ وَحُسنُ القَولِ فیهِم علی‌بن‌الحسین - بحارالأنوار، ج71، ص286، ح41 عَوِّد لِسانَکَ لینَ الکَلامِ وَ بَذلَ السَّلامِ، یَکثُر مُحِبّوکَ وَ یَقِلَّ مُبغِضوکَ امیرالمومنین - غررالحکم، ح 6231 عَوِّد نَفسَکَ حُسنَ النِّیَّةِ وَ جَمیلَ المَقصَدِ، تُدرِک فى مَباغیکَ النَّجاحَ امیرالمومنین - غررالحکم، ح 6236 به هر روی، باز هم راهنمایی و لطفتان سپاسگزارم.
نویسنده:afsardoost
پاسخ:

سلام این تعوید تربیتی است که شامل نفس یازبان میشود وبسیار متفاوتست باعاداتی که فرموده اند غالبوا العادات البته درحال حاضر دسترسی بکتاب و لوازم خودم ندارم امامغلوب عادات شدن نهی شده و آنکه می گوید مراقب افکارت باش که گفتار تو خواهند شد خواسته بگوید خودفکرقول می شود وحال آنکه فکر فکر است قول قول وقول ازروی فکرممدوح است وقول ازروی بی فکری مذموم عادت هم همینطور است
نویسنده: سما - ۱/۸/۱۳٩٢ - ۱:۴٢ ‎ب.ظ
 

 

[IP: 91.99.163.159 ]سه‌شنبه، ۳٠ مهر ۱۳٩٢  - ۴:۳۳ ‎ب.ظ
از پاسخ کامل شما متشکرم، البته در یاد نداشتم که اضافه کنم حقیر در سلک شیخیه نیستم، تا در این باب، منابع و نظراتی از غیر متصوفه معرفی می‌فرمودید. قصد مجادله ندارم، که نه در سطح شمایم و نه طلبه. لیکن بر پاره‌ای از فرمایشاتتان اشکالاتی چند دارم. در باب  ارتباط یا بی‌ربطی گفتار و رفتار و غیر آن، اگر چه فی‌الحال مستندی ندارم، علی‌هذا بسیاری بر این اعتقادند که تار و پود عالم ارقام به هم پیوسته است، و به گمانم این امر تا حدودی نیز شهودیست و بی‌نیاز از سند. و در این کلام نیز -چنان که خود واقفید- فی‌الواقع سخن از در کار بودن نوعی ارتباط است، و نه قلب و تبدیل. از این بحث که بگذریم، فرمودید: «عادت جزو ارزشها نیست بلکه جزو انحطاط های بشر است». نمی‌دانم واقعا تقریر حضرت عالی از این جمله چیست، علی‌ای‌حال اگر "عادت" ذاتا نکوهیده می‌بود، نمی‌بایست بدین پایه در کلام بزرگان دین از آن سخن می‌رفت و در باب آن توصیه. لذا ذیلا مواردی از این دست را برایتان به طور مستند ذکر می‌کنم: حَقُّ اللِّسانِ إِکرامُهُ عَنِ الخَنى وَتَعویدُهُ الخَیرَ وَتَرکُ الفُضولِ الَّتى لافائِدَةَ لَها وَالبِرُّ بِالنّاسِ وَحُسنُ القَول
نویسنده:afsardoost
پاسخ:

سلام شناخت لحن امامان علیهم السلام کار ساده ای نیست ودرایت علمای برحق البته لازم است والا فرموده اند من ضعفت یقینه تعلق بالاسباب ورخص لنفسه بذلک واتبع العادات - ونیز فرموده اند بغلبة العادات الوصول الی اشرف المقامات - ونیز فرموده اند غیروا العادات یسهل علیکم الطاعات -لذا الانقطاع عن العادات کمال است واسیر عادات شدن انحطاط است
نویسنده: سما - ۱/۸/۱۳٩٢ -
کشنبه، ۵ آبان ۱۳٩٢  - ۶:۳٢ ‎ب.ظ
باز هم متشکرم
نویسنده:afsardoost
 
 
تا جایی که میدونم این متن به زرتشت مربوط میشه! لطفا با سند بگید
نویسنده:سارا
پاسخ:

سلام ممنونم اما سند وکتاب زردشتی اش راذکر فرمائید
 
  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ