سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
احکام فارسی نماز بخش دوم نویسنده: سما - چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢

                                     بسم الله الرحمن الرحیم

 الحمدللّه رب العالمین و الصلوة و التسلیم على محمد و آله الطاهرین‏   و لعنة الله على

اعدائهم اجمعین. 
 

اما بعد؛ فیقول العبد المسکین الرهین محمد الملقب بالباقر المحتاج الى ربه الغافر:

دنباله بخش اول 

در سجده شکر 


     در سجده شکر و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است سجده شکر از براى هر نعمتى که خداوند عطا کند و هر بلائى که رفع کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب مؤکّد است سجده شکر بعد از هر نمازى خصوص نمازهاى پنج‏گانه چراکه هر نقصى که در نماز واقع شده سجده شکر رفع مى‏کند آن نقص را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است در سجده شکر که سینه و شکم را به زمین بچسبانند و ذراعها را بلند نکنند بلکه بر زمین، فرش کنند و بچسبانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که اول پیشانى را بر زمین گذارند و دعایى که وارد شده بخوانند، و بعد طرف راست صورت را بر زمین گذارند و دعایى که وارد شده بخوانند، و بعد طرف چپ صورت را بر زمین گذارند و دعایى که وارد شده بخوانند، و بعد پیشانى را بر زمین گذارند و دعایى که وارد شده بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است طول دادن سجده شکر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در سجده شکر صد مرتبه بگویند شُکْراً شُکْراً و صد مرتبه بگویند عَفْواً عَفْواً. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کمتر چیزى که کفایت مى‏کند در سجده شکر این است که شُکْراً لِلَّهِ بگویند به قدرى که نفس قطع شود و کمتر این است که سه مرتبه بگویند شُکْراً لُلَّهِ.
 مسأله -  مستحب است سجده شکر از براى هر نعمتى که متجدد شود و هر بلایى که رفع شود. و اگر در حال سوارى باشند پیاده شوند و صورت خود را بر خاک گذارند، و اگر مانعى از پیاده شدن باشد سر را بر قرپوس زین گذارند، و اگر نتوانند طرف صورت را بر کف دست گذارند و حمد کنند خدا را، و اگر در میان مردم باشند و از شهرت بترسند دست خود را در زیر شکم خود گذارند و چنان به مردم اظهار کنند که دردى گرفته بر شکم و حمد کنند خدا را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در سجده شکر بگویند: اَللَّهُمَّ اِنّى‏ اُشْهِدُکَ وَ اُشْهِدُ مَلائَکِتَکَ وَ اَنْبِیاءَکَ وَ رُسُلَکَ وَ جَمیعَ خَلْقِکَ اَنَّکَ اَنْتَ اللَّهُ رَبّى‏ وَ الاِسلامُ دینى‏ وَ مُحَمَّداً نَبِیّى‏ وَ عَلِیّاً وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ وَ عَلِىَّ بْنَ مُوسى‏ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ وَ عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ وَ الْحُجَّةَ بْنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ اَئِمَّتى‏ بِهِمْ اَتَوَلّى‏ وَ مِنْ اَعْدائِهِمْ اَتَبَرَّءُ پس سه مرتبه بگویند: اَللَّهُمَّ اِنّى‏ اُنْشِدُکَ دَمَ الْمَظْلُومِ  و بعد سه مرتبه بگویند: اَللَّهُمَّ اِنّى‏ اُنْشِدُکَ بِایوائِکَ عَلى‏{ -  قوله دم المظلوم یعنى الحسین علیه‏السلام؛ منه اعلى اللّه مقامه.} نَفْسِکَ لاَعْدائِکَ لَتُهْلِکَنَّهُمْ بِاَیْدینا وَ اَیْدِى الْمُؤْمِنینَ اَللَّهُمَّ اِنّى‏ اُنْشِدُکَ بِایوائِکَ عَلى‏ نَفْسِکَ لاَوْلِیائِکَ لَتُظْفِرَنَّهُمْ بِعَدُوِّکَ وَ عَدُوِّهِمْ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْمُسْتَحْفِظینَ مِنْ آلِ‏مُحَمَّدٍ پس سه مرتبه بگویند: اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْأَلُکَ الْیُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ پس طرف راست صورت را بر زمین گذارند و بگویند: یا کَهْفى‏ حینَ تُعْیینِى الْمَذاهِب وَ تَضیقُ عَلَىَّ الاَْرْضُ بِما رَحُبَتْ یا بارِى‏ءَ خَلْقى‏ رَحْمَةً بى‏ وَ کُنْتَ عَنْ خَلْقى‏ غَنِیّاً صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْمُسْتَحْفِظینَ مِنْ آلِ‏مُحَمَّدٍ پس طرف چپ صورت را بر زمین گذارند و سه مرتبه بگویند: یا مُذِلَّ کُلِّ جَبّارٍ وَ یا مُعِزَّ کُلِّ ذَلیلٍ قَدْ وَ عِزَّتَکَ بَلَغَ مَجْهُودى‏ فَرِّجْ عَنّى‏ پس پیشانى را بار دیگر بر زمین گذارند و صد مرتبه بگویند شُکْراً شُکْراً پس حاجات خود را از خداوند طلب نمایند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که بعد از سجده شکر دست خود را به موضع سجود خود بمالند و مسح کنند صورت و سایر اعضاى بدن را تا هر جایى که دست به آن برسد که سبب ایمنى از امراض خواهد بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در وقت منصرف شدن از نماز از طرف راست منصرف شوند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    در چیزهایى است که نماز را مى‏شکند و باطل مى‏کند آن را
    و امور متعلّقه به آنها و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  باطل مى‏کند نماز را آنچه که باطل‏کننده وضو و طهارت باشد هرگاه در بین نماز صادر و حاصل شود و تفصیل آن در جاى خود گذشت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین نماز از روى تعمّد تکلّم کند به کلامى غیر از قرآن و ذکر و دعاء، نماز او باطل مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سلام بیجا از روى عمد به یکى از صیغه‏هایى که در سلام گذشت، نماز را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  پشت به قبله کردن در بین نماز واجبى، نماز را باطل مى‏کند در حال اختیار. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى بطلان نماز را به آن، مخصوص به حال تعمّد دانسته‏اند نه در حال سهو و در احادیث این تفصیل نیست.
 مسأله -  منحرف شدن از سمت قبله به تمام بدن در حال اختیار در نماز واجبى، نماز را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى بطلان نماز را مخصوص به حال تعمّد دانسته‏اند نه در حال سهو و این تفصیل در احادیث نیست.
 مسأله -  خنده قهقهه و صدادار در بین نماز، نماز را باطل مى‏کند نه تبسّم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  گریه صدادار از براى دنیا یا میّتى در بین نماز، نماز را باطل مى‏کند نه گریه از خوف خداى تعالى، چراکه گریه از خوف خدا از افضل اعمال است. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى مکروه دانسته‏اند و بعضى گریه صدادار را مبطل نماز دانسته‏اند اگرچه از خوف خدا هم باشد و اعتنایى نیست به قولى که برخلاف نص است.
 مسأله -  تمام نماز واجبى هرگاه قبل از داخل شدن وقت آن واقع شود، آن نماز باطل است و کفایت نمى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هر فعل کثیرى که محوکننده هیئت نماز باشد نماز واجبى را باطل مى‏کند. چنانکه از احادیث استنباط مى‏شود و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین نماز از روى عمد ناله کند، نماز او باطل مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى مکروه دانسته‏اند و صریح احادیث تقویت مى‏کند قول اول را.
 مسأله -  حرام است در نماز که دست بر روى دست گذارند و این عمل بدعتى است از عامّه. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء آن را موجب بطلان نماز دانسته‏اند و خلافى در حرمت آن نیست.
 مسأله -  مکروه است چشم برهم گذاردن در بین نماز مگر در حال رکوع. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن با دفاع بول و غایط. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن با کفشى که تنگ باشد و پا را بیفشارد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز بازى‏کردن با دست و سر و ریش و سایر اعضاء. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز تمطّى و تثاوب که به اصطلاح فارسیان کمان‏کشى و دهن‏درّه مى‏گویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز شکستن انگشتان و کشیدن آنها بطورى‏که صدا کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز تشبیک انامل و داخل کردن انگشتان در میان یکدیگر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز کسالت کردن و خود را به خواب دادن و خود را سنگین داشتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز بینى پاک کردن و آب دهن انداختن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز مشغول شدن به کارى که دخلى به نماز ندارد مثل آنکه به اطراف نظر کنند و به کتابى و مصحفى و انگشترى نظر کنند بطورى‏که بخوانند و در صورت زنهاى محرم تأمّل کنند، اما زنهاى نامحرم که جایز نیست تأمّل کردن در آنها. و مثل آنکه سنگریزه‏ها را بر روى زمین مساوى کنند، یا آنها را بیندازند، و اصلاح لباس کنند، و ناخن خود را قطع کنند و امثال اینها از امورى که دخلى به نماز ندارد و جزء نماز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است تورّک در حال قیام، یعنى دستها را بر ورکها گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در حالى که استعمال شیاف کرده باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است سلام کردن بر نمازگزار و واجب است بر او ردّ سلام بطورى‏که سلام کرده‏اند. پس اگر سلامٌ علیک گفته‏اند جواب گوید سلامٌ علیک و نگوید علیک‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه نمازگزار عطسه کند مستحب است که بگوید اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى النَّبِى وَ آلِه و همچنین مستحب است که هرگاه مؤمنى عطسه کند نمازگزار این قول را بگوید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هر کلامى که دعا و ذکرى باشد در بین نماز جایز است. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در بین نماز حاجتى به‏هم‏رسد جایز است که اشاره کنند با سر و یا دست، یا ریگى بیندازند، یا دستى به جایى بزنند که صدا کند تا کسى که حاجت به او دارند ملتفت شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است تنحنح کردن و تسبیح کردن از براى اعلام غیر در بین نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است در بین نماز صدا را به ذکر و تسبیح بلند کردن به جهت بیدار کردن کسى که خواب است. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه بینى در حال نماز به خون افتاد و در طرف راست و چپ و پیش رو آبى باشد و ممکن باشد شستن آن بطورى‏که رو از قبله نگردد، باید شست بینى را و نماز باطل نمى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در بین نماز عقربى یا مارى یا گزنده دیگر نزدیک شود، آن را بکشد اگرچه به قدر گامى پیش رود و رو را از قبله نگرداند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است در بین نماز کشتن شپش و کیک و پشه و امثال آنها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است آشامیدن آب در نماز وتر اگر بترسد که صبح شود و تشنه بماند در روزه خود اگرچه دو سه قدم برود و آب را بردارد و بیاشامد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى زن که طفل خود را در حال تشهد بردارد و بر دامن خود گذارد و او را شیر دهد و از گریه ساکت کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است خارانیدن بدن و پاک کردن چیزى از لباس و اصلاح کردن لباس و خلال کردن در بین نماز، و اگر این کارها را نکنند در بین نماز بهتر و افضل است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در بین نماز حاجتى به چند قدمى راه رفتن شود، جایز است رو به قبله راه رفتن بطورى‏که رو از قبله نگردد ولکن در بین راه رفتن قرائت نکنند تا موضعى که ساکن شوند و آن وقت قرائت کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است در بین نماز شمردن آیات با دست و اصلاح موضع سجود و هموار کردن ناهمواریهاى موضع سجود و پاک کردن خاک از پیشانى و صورت. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز نیست قطع نماز و شکستن آن بعد از تکبیرةالاحرام در حال اختیار مگر به جهت ضرورتى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که غلامى یا حیوانى از او بخواهد بگریزد، یا مدیون او بخواهد از او فرار کند، یا کسیه پولى یا متاعى را در موضعى گذارده باشد که بترسد ببرند و معطّل بماند و ناچار باشد به رفتن از براى این امور، پس اگر رفتن ممکن باشد بطورى‏که روى او از قبله نگردد و طول زیاد نکشد، از پى حاجت خود مى‏رود و بعد نماز خود را تمام مى‏کند و اگر در رفتن ناچار روى او از قبله مى‏گردد، یا طول زیاد مى‏کشد، مرخّص است که نماز خود را بشکند و چون رفع حاجت خود را کرد نماز را از سر گیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه طفلى رو به آتش رود، یا حیوانى بخواهد متاعى را ضایع کند، جایز است منع کردن آنها در بین نماز و مادام که تکلّمى نکنند و رو از قبله نگردد نماز را باید تمام کرد و اگر تکلّمى کرد و رو از قبله گشت، نماز را باید از سر گرفت. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
    فصل-‏ در شک در عدد رکعات نماز است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در عدد رکعات نماز و بیشتر احتمال در اقل رود، مثل شک در میان یک و دو، یا در میان دو و سه، یا در میان سه و چهار و احتمال اقل بیشتر از اکثر رود، یعنى احتمال یک رکعت بودن بیشتر رود در شک میان یک و دو، و احتمال دو رکعت بیشتر رود در شک میان دو و سه، و احتمال سه رکعت بیشتر رود در شک میان سه و چهار، پس در این صورتها بناى نماز را باید بر کمتر گذارد و نماز را تمام کرد و حکم جمیع نمازهاى واجبى و سنّتى این است که در این صورت بناى نماز را بر اقل گذارند و مظنّه را قائم‏مقام علم دانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه شک در عدد رکعات نماز واقع شود و بیشتر احتمال در زیاده رود، بناى نماز را باید بر زیاده گذارد در هرنمازى و مظنه را باید قائم‏مقام علم قرار داد مثل مسأله سابقه مگر آنکه در نمازهاى واجبى بعد از نماز، مستحب است سجده سهو. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در عدد نمازها و شک مساوى باشد در زیاده و کمى و احتمال به طرفى بیشتر نرود، بعضى از فقهاء بناى بر اقل گذاردن را در هرنمازى جایز دانسته‏اند و از احادیث هم دلیل آورده‏اند ولکن بیشتر از فقهاء به تفصیلى که ذکر مى‏شود قائل شده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک مساوى‏الطرفین واقع شود در میان رکعات نمازهاى واجبى دورکعتى و سه‏رکعتى، مثل نماز صبح و نماز مغرب، و همچنین نماز جمعه و نمازهایى که باید در سفر دو رکعت باشد، باید نماز را از سر گرفت. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء به آن فتوى داده‏اند و آن‏قدر بى‏اعتنا به خلاف بوده‏اند که خلافى نقل نکرده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در دو رکعت اول از نمازهاى چهاررکعتى، باید نماز را از سر گرفت. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند مثل مسأله سابقه.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در نمازهاى چهاررکعتى در میان دو و سه قبل از اکمال سجدتین، نماز را باید از سر گرفت. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در میان دورکعت و سه‏رکعت در نمازهاى چهاررکعتى بعد از اکمال سجدتین، بناى نماز را بر سه رکعت باید گذارد و نماز را تمام کرد و سلام گفت و بعد از سلام یک رکعت ایستاده باید بجا آورد با حمد تنها بدون سوره و رکوع کرد با دو سجود و تشهد خواند و سلام گفت و اسم این نماز، نماز احتیاط است. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در میان سه رکعت و چهار رکعت، خواه قبل از اکمال سجدتین باشد یا بعد از آن، بناى نماز را بر چهار رکعت باید گذارد و نماز را تمام کرد و سلام گفت و بعد از سلام، یک رکعت ایستاده یا دو رکعت نماز نشسته باید بجاآورد از براى احتیاط با حمد تنها بدون سوره و مخیّر است شخص در میان یک رکعت ایستاده و دو رکعت نشسته. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در میان دو رکعت و چهار رکعت، پس اگر قبل از اکمال سجدتین شک حاصل شده نماز را از سر باید گرفت و اگر بعد از اکمال سجدتین شک حاصل شده بناى نماز را بر چهار رکعت باید گذارد و نماز را تمام کرد و سلام گفت و بعد از سلام دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بجاآورد با حمد تنها بدون سوره. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در میان دو رکعت و سه رکعت و چهار رکعت بعد از اکمال سجدتین، بناى نماز را بر چهار رکعت باید گذارد و نماز را تمام کرد و سلام گفت و بعد از سلام دو رکعت نماز احتیاط ایستاده با حمد تنها باید بجاآورد و بعد از آن دو رکعت دیگر نماز نشسته با حمد تنها باید بجاآورد که اگر اصل نماز در واقع دو رکعت بوده، دو رکعت احتیاط ایستاده تمام آن باشد و اگر در واقع سه رکعت بوده، دو رکعت نماز نشسته که به جاى یک رکعت محسوب است تمام آن باشد و اگر در واقع چهار رکعت بوده، نمازهاى احتیاط نافله‏اى است و ثواب آنها را مى‏دهند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  نمازهاى احتیاط را به قصد وجوب باید بجاآورد پس هرگاه بعد از انجام آنها معلوم شد که نماز اصل ناقص بوده، نمازهاى احتیاط آن را تمام کرده و اگر معلوم شد که نماز اصل ناقص نبوده، ثواب نمازهاى احتیاط را به صاحبش خواهند داد و اگر معلوم نشد، در نزد خداوند جلّ‏شأنه معلوم و ممضى است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در میان چهار رکعت و پنج رکعت و بیشتر، بناى نماز را بر چهار باید گذارد و نماز را تمام کرد و سلام گفت و بعد از سلام دو سجده سهو باید کرد با تشهد خفیف و سلام به طورى که خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى از احکام غیرمنصوص که در این صورت گفته‏اند اعتنائى به آنها نیست.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در میان سه رکعت و پنج رکعت، یا در میان سه و چهار و پنج رکعت، بناى نماز را بر چهار رکعت باید گذارد و نماز را تمام کرد و سلام گفت و بعد از سلام دو رکعت نماز احتیاط نشسته با حمد تنها باید بجاآورد که اگر نماز اصل در واقع سه رکعت بوده تمام شود و دو سجده سهو از براى احتمال زیادتى باید بعمل آورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در بین نماز به طورى که شخص نداند چند رکعت نماز کرده و چند رکعت باقى مانده، نماز را باید از سر گرفت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه بعد از تمام نماز و سلام آن شکى حاصل شود در عدد رکعات نماز، اعتنائى به آن شک نباید کرد و چیزى بر شخص نیست و عملى نباید بکند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل‏- در شک در افعال نماز است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  هرگاه در حال قیام قبل از شروع در استعاذه و قرائت شکى حاصل شود که آیا تکبیرةالاحرام را گفته یا نگفته، واجب است که تکبیرةالاحرام را بگوید و هرگاه در حال استعاذه و قرائت یا در سایر افعال نماز شکى حاصل شد که آیا تکبیرةالاحرام را گفته یا نگفته، آن شک اعتبار ندارد و اعتنائى به آن شک نباید کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در حال قیام شکى حاصل شود که آیا حمد و سوره خوانده یا نخوانده، باید آنها را بخواند و اگر در حال رکوع یا سایر افعال نماز شک حاصل شود که آیا حمد و سوره را خوانده یا نخوانده، آن شک اعتبارى ندارد و اعتنائى به آن نباید کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در بین خواندن سوره شک حاصل شود که آیا حمد را خوانده یا نخوانده، آن شک اعتبارى ندارد و باید سوره را تمام کرد و چیزى بر شخص لازم نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در بین رکوع یا سجود یا تشهد شکى حاصل شد که آیا ذکر یکى از حالات سابقه را کرده یا نکرده، آن شک اعتبارى ندارد و اعتنائى به آن نباید کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در بین حالت بعد شکى حاصل شود که آیا حالت سابقه بعمل آمده یا نه، مثل آنکه در حال تشهد شکى حاصل شود که آیا سجود بعمل آمده یا نه، و در حال سجود شکى حاصل شود که آیا رکوع بعمل آمده یا خیر، و همچنین در هرحالت لاحقه بالنسبه به حالت سابقه، چنین شکى اعتبار ندارد و اعتنائى به آن نباید کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه بعد از سجود شکى حاصل شود که آیا یک سجده بعمل آورده یا دو سجده، باید یک سجده دیگر بجاآورد چراکه محل آن نگذشته. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه بعد از گذشتن وقت نمازى شکى حاصل شود که آیا نماز را در وقتش بجاآورده یا نیاورده، آن شک اعتبارى ندارد و نباید نمازى بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که کثیرالشک باشد اعتبارى به شک او نیست و نباید عملى به جهت شک خود بکند و آن کسى است که در سه حالت پى‏درپى شک کند. مثل آنکه در رکعت اول شک کند و در رکعت دوم هم شک کند و در رکعت سوّم هم شک کند، یا در حال قرائت شک کند که آیا تکبیرةالاحرام را گفته یا نگفته و در حال رکوع هم شک کند که آیا قرائت کرده یا نکرده و در حال سجود هم شک کند که رکوع بعمل آورده یا نیاورده، پس چنین کسى که در سه حالت پى‏درپى شک کند، یا آنکه خود اقرار کند که او کثیرالشک است، اعتنائى به شک خود نباید بکند تا شیطان از او دور شود و او را به شک نیندازد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه از براى امام جماعتى شکى حاصل شود در عملى از اعمال نماز و مأموم شک نداشته باشد، اعتبارى به شک امام نیست و باید تابع مأموم شود و نباید به جهت شک خود عملى بجاآورد و هرگاه از براى مأموم شکى حاصل شود و امام شک نداشته باشد اعتبارى به شک مأموم نیست و باید تابع امام شود و نباید عملى بجاآورد به جهت شک خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه از براى کسى مظنه حاصل شود که فعل منافى نماز از او صادر شده، و یا فعلى که باید بکند ترک کرده و یقین به فعل منافى و ترک فعل واجب ندارد، نماز او صحیح است و بعد از نماز، دو سجده سهو باید بعمل آورد. چنانکه در احادیث وارد شده و اعتنائى نیست به خلاف نص.
    فصل‏- در شک در نوافل و امور متعلقه به آنها است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  شک در عدد رکعات نوافل و افعال آنها، آنها را فاسد و باطل نمى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نافله‏گزار مخیّر است که در شک خود بنا را بر اقل گذارد یا بر اکثر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در شک در عدد رکعات نوافل، بنا را بر اقل گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در شک در عدد رکعات نوافل بنا را بر اکثر گذاردند، نماز احتیاطى نباید بجاآورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    در سهو در افعال و اذکار نماز و امور متعلقه به آن است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  هرگاه از روى سهو و فراموشى بدون طهارت، نمازى بجاآورده شد آن نماز باطل است و اعاده نماز در وقت و خارج وقت لازم است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه از روى سهو نمازى را پیش از وقت آن بجاآوردند باید نماز را اعاده کرد در وقت آن و خارج وقت آن، و کفایت نمى‏کند نمازى که پیش از وقت بجاآورده شده از نماز فرضى که خداوند جلّ‏شأنه قرار داده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه از روى سهو نماز واجبى را رو به قبله بجانیاوردند، آن نماز کفایت نمى‏کند از فرضى که خدا قرار داده. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که فراموش کند اذان و اقامه را و داخل نماز شود، نماز او صحیح است ولکن مستحب است که برگردد و اذان و اقامه بگوید و نماز را بعد از اذان و اقامه از سر گیرد اگر پیش از رکوع به یادش آید که اذان و اقامه نگفته، خصوص اگر پیش از قرائت به یادش آید، خصوص در ترک اقامه که تأکید برگشتن و گفتن آن از ترک اذان و برگشتن به آن بیشتر است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که فصلى از فصول اذان و اقامه را فراموش کرد و بعد به یادش آمد، برمى‏گردد به آن فصل فراموش‏شده و آن را مى‏گوید و بعد به ترتیب باقى اذان و اقامه را مى‏گوید و آنها را تمام مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین گفتن اقامه به یادش آید که اذان نگفته، یا به یادش آید که فصلى از فصول اذان را نگفته، برمى‏گردد و اذان مى‏گوید، یا فصل فراموش‏شده را مى‏گوید و باقى فصول اذان را به ترتیب مى‏گوید و بعد از آن اقامه مى‏گوید. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى نیّت نماز را فراموش کند، نماز او باطل است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که فراموش کند تکبیرةالاحرام را و بعد به یادش آید که نگفته در هرحالى از حالات نماز، نماز او باطل است و باید تکبیرةالاحرام را بگوید و نماز را از سرگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که فراموش کند قرائت را و پیش از رکوع به یادش آید، قرائت مى‏کند و هرگاه در بین رکوع و بعد از آن در یکى از حالات نماز به یادش آید که قرائت نکرده، نماز او صحیح است و بعد از سلام نماز، قرائت را قضاء مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که فراموش کند جهر و اخفات را، یا نداند وجوب آنها را، نماز او صحیح است و چیزى بر او نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که فراموش کند رکوع را و پیش از سجود به یادش آید که رکوع نکرده، برمى‏گردد و مى‏ایستد مطمئناً و رکوع مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که فراموش کند رکوع را و در بین سجود و بعد از آن به یادش آید که رکوع نکرده، نماز او باطل است و باید نماز را از سرگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که فراموش کند ذکر رکوع را و در حال رکوع به یادش آید، باید ذکر کند و هرگاه بعد از رکوع به یادش آید که ذکر رکوع را فراموش کرده، نماز او صحیح است و بعد از سلام نماز، باید ذکر رکوع را قضاء کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در نمازهاى شبانه‏روزى واجبى از روى فراموشى در یک‏رکعت دورکوع کند نماز او باطل است. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که فراموش کند ایستادن بعد از رکوع را و پیش از سجود به یادش آید برمى‏خیزد و اگر بعد از سجود به یادش آید مى‏گذرد. چنانکه از احادیث استنباط مى‏شود و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که فراموش کند یک سجده را و پیش از رکوع به یادش آید، باید آن سجده را بجاآورد و بعد از آن به ترتیب هر فعلى را که باید بجاآورد، بجاآورد. و اگر در حال رکوع و بعد از آن به یادش آید، بعد از سلام نماز باید آن سجده را قضاء کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که هر دو سجده را فراموش کند و پیش از رکوع به یادش آید، برگردد و هر دو سجده را بجاآورد و بعد از آن هر فعلى را که باید بجاآورد به ترتیب بجاآورد. و اگر در حال رکوع و بعد از آن به یادش آید نماز او باطل است و باید نماز را از سرگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که فراموش کند ذکر سجود را هرگاه در حال سجود به یادش آید ذکر مى‏کند و هرگاه بعد از سربرداشتن به یادش آید بعد از سلام نماز آن ذکر را قضاء مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى سهو در یک‏رکعت از نمازهاى واجبى یک سجده زیاد بجاآورد، بعد از سلام نماز دو سجده سهو بجاآورد و کسى که از روى سهو در یک رکعت دوسجده زیاد بجاآورد، نماز او باطل است. و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که تشهد اول را فراموش کند و پیش از رکوع به یادش آید مى‏نشیند و تشهد را مى‏خواند و بعد از آن برمى‏خیزد و به ترتیب آنچه باید بجامى‏آورد و هرگاه در حال رکوع و بعد از آن به یادش آید نماز را تمام کند و بعد از سلام تشهد را نشسته رو به قبله قضاء کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که تشهد آخر را فراموش کند و بعد از سلام به یادش آید، تشهد را بخواند و بعد از آن سلام گوید و هرگاه کسى تشهد و سلام را فراموش کند و از نماز منصرف شود، یا سلام را فراموش کند و از نماز منصرف شود، هروقت به یادش آمد رو به قبله بنشیند و آنچه را که فراموش کرده قضاء کند با طهارت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در صورت اول نیست و در باقى، بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى عمد یا از روى فراموشى یک رکعت تمام زیاد کرد بر فرضى که خدا قرار داده، یا یک رکعت کم کرد و منصرف شد از نماز، آن نماز باطل است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که فراموش کند یک رکعت از نماز را یا بیشتر، مادام که حدثى صادر نشده و از نماز منصرف نشده و رو از قبله نگشته به یادش آید، تتمه نماز را بجامى‏آورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در نوافل از روى فراموشى یک رکعت زیاد شد، نافله صحیح است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
    مطلب
    در سجده سهو و کیفیت آن و امور متعلّقه به آن است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  آنچه واجب است در سجده سهو همان دو سجده است و تکبیرى و تسبیحى و ذکرى در آن دو سجده واجب نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که در هریک از دو سجده سهو بگویند بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللَّه اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ یا بگویند بِسْمِ اللّه وَ بِاللَّه اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُه.
 مسأله -  مستحب است که بعد از دو سجده سهو تشهد خفیف بخوانند و سلام بگویند به این‏طور: اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلّا اللَّه وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُه. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است از براى امام جماعت هرگاه بخواهد سجده سهو بجاآورد که پیش از سجده تکبیر بگوید و بعد از سربرداشتن از سجده، تکبیر بگوید تا مأمومین بدانند که سهو کرده. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  ذکر در سجود و تشهد خفیف و سلام از براى امام جماعت تأکید استحباب دارد. چنانکه از احادیث استنباط مى‏شود و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  محل دو سجده سهو بعد از سلام نماز است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه از روى فراموشى و سهو کسى در بین نماز، سلام بیجایى گفت بعد از سلام نماز باید دو سجده سهو بجاآورد و همچنین هرگاه کسى از روى سهو در بین نماز سخنى گفت که دخلى به نماز ندارد، باید دو سجده سهو بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى یک سجده را فراموش کرد و به یادش نیامد تا رکوع کرد، بعد از سلام نماز و قضاى سجده باید دو سجده بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى تشهد را فراموش کرد و به یادش نیامد تا آنکه رکوع کرد، بعد از سلام نماز و قضاى تشهد دو سجده سهو بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى شک کرد در عدد رکعات نماز در میان سه و چهار، و بیشتر گمانش به چهار بود و بنا را بر چهار گذارد، بعد از سلام نماز دو سجده سهو بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى از روى فراموشى در محلّى که باید نشست در بین نماز برخاست و در محلى که باید برخاست نشست، بعد از سلام نماز دو سجده سهو بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى از روى فراموشى در محلى که باید قرائت کند تسبیح کرد و در محلى که باید تسبیح کند قرائت کرد، بعد از سلام نماز دو سجده سهو بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى شک کند در رکعات نماز در میان چهار و پنج، بعد از سلام نماز دو سجده سهو بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى شک کند در رکعات نماز در میان سه و پنج، بعد از سلام نماز و عمل احتیاط به طورى که گذشت دو سجده سهو بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى شک کند در عدد رکعات و گمان او به طرف بیشتر، بیشتر رود و بناى نماز را چنانکه تکلیف او است بر بیشتر گذارد، بعد از سلام نماز دو سجده سهو بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در احادیث وارد شده که سجده سهو از براى هر زیاده و نقصانى است که در نماز واقع شود از روى سهو و همچنین وارد شده که سجده سهو در محلى است که شخص نداند که زیاد شده یا کم شده، اما کسى که به یادش آید چیزى را که ترک کرده و بعد از نماز تدارک کند آن را، سجده سهوى بر او لازم نیست. پس از احادیث معلوم مى‏شود که در هرموضعى که فعلى و قولى از نماز ترک شده از روى فراموشى و بعد از نماز تدارک شده و قضاى آن بعمل آمده، اگر سجده سهوى هم فرموده‏اند بجاآورند مستحب خواهد بود نه واجب. مثل یک سجده فراموش‏شده و تشهد فراموش‏شده که تدارک و قضاى آنها بعد از نماز به طور وجوب باید بعمل آید به خلاف محلى که تدارکى و قضائى بعمل نیامده مثل شک در میان چهار و پنج که به طور وجوب، دو سجده سهو باید بعمل آید از براى سهوى که معلوم نیست که در واقع نماز چهار رکعت بوده یا پنج رکعت بوده.
 مسأله -  هرگاه امام جماعت سهوى کرد و مأموم سهو نکرده، اعتبارى به سهو امام نیست و باید تابع مأموم شود، و هرگاه مأموم سهوى کرد و امام سهو نکرده اعتبارى به سهو مأموم نیست و باید تابع امام شود و این امر در بین نماز متصوّر است مثل آنکه امام در محل نشستن، از روى فراموشى بخواهد برخیزد و مأموم بداند که باید نشست، یا مأموم از روى فراموشى بخواهد برخیزد و امام سهو نکرده و مى‏نشیند. و این امر در چیزهایى که مخصوص به امام و مأموم هم هست جارى است مثل آنکه امام از روى سهو در جاى جهر، اخفات بخواهد بکند و در جاى اخفات بخواهد جهر کند و مأموم سهو نکرده باشد و او را اعلام کند و مثل آنکه مأموم در رکعت سوّم و چهارم از روى فراموشى حمد یا تسبیح نخواند، پس متذکر شود که امام مشغول حمد یا تسبیح است، پس او هم مى‏خواند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه مأموم ذکرى را که خود باید بکند فراموش کرد و بعد به یادش آید که فراموش کرده، تدارکى و قضائى و سجده سهوى بر او نیست و اذکار امام تلافى سهو او را کرده مگر تکبیرةالاحرام که اگر نگفته نماز او باطل است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه امام سهوى کرد که تدارک‏پذیر است و مأموم حفظ آن را نکرده، امام بعد از سلام نماز تدارک آن را باید بکند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سجده سهوى در نماز نافله و در نماز احتیاط و در خود سجده سهو نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل‏- در نماز مسافر است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  واجب است شکستن نمازهاى چهاررکعتى در سفر چنانکه واجب است تمام‏کردن آنها در حضر بطورى‏که تفصیل آن ذکر خواهد شد ان شاء اللّه تعالى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نمازهاى دو رکعتى و سه رکعتى مثل نماز صبح و نماز مغرب هرگز قصر نمى‏شود نه در سفر و نه در حضر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سفرى که باید در آن نماز چهار رکعتى را قصر کرد و دو رکعت بجاآورد از هشت فرسخ کمتر نباید باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مسافت هشت فرسخ معتبر، تفاوت ندارد در رفتن تنها یا رفتن و برگشتن مثل چهارفرسخ رفتن به جایى و چهارفرسخ برگشتن از آنجا مادام که قصد اقامه ده‏روز در سر چهارفرسخى نباشد اگرچه همان روزى که مى‏رود برنگردد و چند روزى بدون آنکه قطع‏کننده سفرى از براى او به هم رسد در آنجا باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  فرسخ معتبر سه میل است و هر میلى چهار هزار ذراع است بنابر مشهور در میان فقهاء. پس فرسخ شرعى دوازده هزار ذراع خواهد بود.
 مسأله -  هشت فرسخ معتبر در بیابان و دریا مساوى است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حد ترخّص که چون مسافر از آنجا گذشت باید نماز را قصر کند و روزه را افطار کند و چون از سفر برگشت و به آنجا رسید باید نماز را تمام کند، موضعى است که صداى اذان مؤذنین که در وطن اذان مى‏گویند به آنجا برسد و از آنجا به بعد صدا نرسد. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  شرط است در قصر نماز، قصد طى مسافت هشت فرسخ یا بیشتر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین سفر قصد کند که در مکانى ده روز یا بیشتر بماند، باید نماز را تمام کند مثل حضر و روزه را هم بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین سفر قصد کرد که در مکانى ده روز بماند و بعد از قصد کردن از قصد ماندن برگشت و هنوز نماز تمامى بجا نیاورده، باید نماز را قصر کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین سفر قصد کرد که ده روز در مکانى بماند و بعد از آنکه نماز را تمام کرد اگرچه یک نماز باشد از قصد ماندن ده روز برگشت، باید باقى نمازها را هم تا در آن مکان است تمام کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین سفر در بین نماز قصد کرد که ده روز اقامه کند، باید نماز را تمام کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین نماز اول از قصد ماندن ده روز برگشت، پس اگر دو رکعت بیشتر نشده باید نماز را قصر کند و اگر در رکعت سوّم داخل شده، نماز را تمام مى‏کند و بعد از نماز، اعاده نماز به طور قصر احوط است. چنانکه در احادیث وارد شده و در صورت اول خلافى نیست و در صورت دوم بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که قصد اقامه ده روز و بیشتر ماندن در محلّى را کرد و نماز را تمام کرد، در بین ایام اقامه رفت به جایى که مسافت آن کمتر از چهار فرسخ بود باید نماز را تمام کند، چه در رفتن و چه در برگشتن و چه در محل اقامه، چراکه قطع سفر او به اقامه شده و رفع حکم اقامه را نمى‏کند مگر سفر هشت فرسخى با قصد، یا فسخ عزیمت اقامه قبل از آنکه نماز تمامى بجاآورد. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در بین سفر وارد شد به محلى که به طور تردید چند روز ماند بدون قصد ده روز ماندن و هر روز خیال مى‏کند که فردا مى‏روم و بر همین حالت یک‏ماه در آن مکان ماند، پس اگر بعد از آن در آن مکان بماند، باید نماز را تمام کند اگرچه یک روز بیشتر نماند، اگرچه یک نماز باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین سفر به وطن برسد به طور عبور کردن، پس تا در وطن خود است نماز را باید تمام کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین سفر برسد به مزرعه خود، یا به زمینى که مالک آن است اگرچه بیش از یک درخت مالک نباشد ولکن آن مکان وطن او نباشد، مختار است که نماز را تمام کند یا قصر کند مادام که در آن محل است، و بعد از تجاوز از آنجا قصر مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که قصد سفر کرد و بیرون رفت و بعد از بیرون رفتن از قصد سفر برگشت و خواست برگردد، پس اگر چهار فرسخ یا بیشتر راه رفته و فسخ عزیمت سفر کرده، نماز را قصر مى‏کند و هرگاه کمتر از چهار فرسخ رفته و فسخ عزیمت سفر کرده، نماز را در برگشتن تمام مى‏کند اگرچه در رفتن قصر کرده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در حرم مکّه معظّمه و حرم مدینه مشرّفه و حرم امیرالمؤمنین صلوات‏اللّه علیه و حرم حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام مسافر مخیّر است که نماز را تمام به انجام رساند یا قصر کند، و نماز تمام در این اماکن چهارگانه بهتر است از قصر. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و حرم مکه و مدینه و حرم سیدالشهداءعلیه‏السلام هریک چهار فرسخ در چهار فرسخ است و موافق روایتى حرم سیدالشهداء علیه‏السلام از هریک از جوانب چهارگانه پنج فرسخ است و مشهور در میان فقهاء همان قول اول است و حرم حضرت امیرالمؤمنین صلوات‏اللّه علیه کوفه و حوالى آن است و نجف اشرف قبرستان کوفه بوده و ملحق است به کوفه چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است در این اماکن مشرّفه چهارگانه نوافل بسیار بجاآوردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى را که به اکراه به سفرى ببرند، پس اگر قصد طى مسافت هشت فرسخ را دارد، نماز را باید قصر کند و اگر قصد سفر ندارد و دایم در خیال گریختن و برگشتن است، باید نماز را تمام کند مگر در برگشتن که اگر مسافت به قدر هشت فرسخ و بیشتر است باید نماز را قصر کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  شرط است در قصر نماز حلّیّت سفر، پس هرگاه کسى سفر کند از براى ظلم و ستم و ضرر رسانیدن به مال و جان مسلمین، باید نماز را تمام کند و روزه را در وقتش بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که طى مسافت کند با قصد به جهت صید و شکارکردن، پس هرگاه محض هوى‏ و هوس است باید نماز را تمام کند و روزه را در وقتش بگیرد و اگر صید و شکار از براى قوت خود و عیال خود است، باید نماز را قصر کند و روزه را افطار کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى به جهت قوت خود و عیال خود به شکار رود و نداند که هشت فرسخ یا بیشتر خواهد رفت یا نخواهد رفت و قصد مسافت معتبر ندارد، نماز را در رفتن تمام مى‏کند و در برگشتن هرگاه به قدر هشت فرسخ است قصر مى‏کند و اگر کمتر از هشت فرسخ است نماز را تمام مى‏کند و همچنین است حکم کسى که از عقب گریخته مى‏رود و نمى‏داند که چقدر خواهد رفت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى قصد کند سلطان جائرى را در سفر خود، باید نماز را تمام کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که به قصد هشت فرسخ یا بیشتر مشایعت کند برادر مؤمن خود را، نماز را قصر مى‏کند و مشایعت برادر مؤمن و قصرکردن افضل است از ترک مشایعت و نماز را تمام‏کردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  شرط است در قصر کردن نماز اینکه سفر کسب شخص مسافر نباشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مُکارى و شتردار و کشتى‏بان و ساربان و شبان و قاصدى که کار او قاصدى است و تاجرى که تجارت او در رفتن از جایى به جایى است و بیابان‏نشینان که از پى آب و علف مى‏روند و هرکس که سفر را مثل این جماعت کسب خود قرار داده باشد، نماز را باید تمام کنند مثل حاضر به تفصیلى که بعد ذکر مى‏شود ان شاء اللّه تعالى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مُکارى و جمّال در سفر اول باید قصر کنند و در باقى سفرها باید نماز را تمام کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه مُکارى و جمّال در محلى ده‏روز یا بیشتر ماندند، خواه آن محل وطن ایشان باشد یا شهرى دیگر باشد، خواه با قصد اقامه ده‏روز مانده باشند یا بدون قصد اقامه مانده باشند، در سفر اوّلى که بعد از ماندن ده‏روز است باید نماز را قصر کنند و در باقى سفرها تمام کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه مُکارى و جمّال به سرعت بروند نه به طور متعارف -  که به اصطلاح دو منزل یکى بروند -  باید نماز را قصر کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه مُکارى و جمّال همیشه در راه مکه معظّمه بروند و برگردند و سفرشان منحصر به سفر مکه معظّمه باشد، باید نماز را قصر کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسانى که سفر کسب ایشان است غیر از مُکارى و جمّال، هرگاه در محلى ده‏روز یا بیشتر ماندند -  مثل بیابان‏نشینان -  و بعد از آن، از آن مکان رفتند به مکانى دیگر، نباید نماز را قصر کنند. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و حکم ایشان در این باب مثل حکم مُکارى و جمّال نیست، و خلافى که مستند آن از احادیث نیست اعتنایى به آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى از روى جهل و نادانى نماز را در سفر تمام کرد، یا از روى نادانى در محلى که قصد اقامه ده‏روز یا بیشتر کرده بود نماز را قصر کرد، نباید نماز را اعاده کند و چیزى بر او نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى از روى فراموشى در جایى که باید نماز را قصر کند تمام کرد، یا در جایى که باید تمام کند قصر کرد، پس هرگاه در وقت نماز به یادش آمد اعاده باید کند نماز را بطورى‏که باید کرد، و هرگاه بعد از گذشتن وقت نماز به یادش آمد نباید قضا و اعاده کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى از روى نادانى در سفر نماز مغرب را قصر کرد، نباید اعاده کند نماز را بعد از دانستن اینکه نماز مغرب را نباید قصر کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  نافله‏هاى ظهر و نافله‏هاى عصر در سفر ساقط است و باقى نوافل نمازها و نوافل شب در سفر و حضر مستحب است در محل خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در حضر وقت نماز بر او داخل شد و مبادرت به نماز نکرد تا آنکه سفر کرد، در سفر نماز را قصر باید بکند و کسى که در سفر وقت نماز بر او داخل شد و نماز نکرد تا آنکه وارد حضر شد، باید نماز را تمام کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است بعد از هر نمازى که قصر شده سى‏مرتبه سبحان‏اللّه و الحمدللّه و لااله‏الّااللّه و اللّه‏اکبر خواندن از براى تمام نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل‏
    در نماز خوف و امور متعلّقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  واجب است که نماز چهار رکعتى را در حال خوف قصر کنند و دورکعت بجاآورند، چه در سفر باشد و چه در حضر، بطورى که خواهد آمد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که خائفین به جماعت نماز کنند به این‏طور که جمعى در مقابل دشمن مى‏ایستند و جمعى مشغول نماز مى‏شوند و اقتداء مى‏کنند به امام. پس امام یک رکعت نماز مى‏کند با ایشان و بعد از سجده‏ها مى‏ایستد و آن جماعت یک رکعت دیگر را خود بجامى‏آورند و سلام مى‏گویند و مى‏روند در مقابل دشمن. پس آن جماعتى که نماز نکرده‏اند مى‏آیند و اقتداء مى‏کنند به امام و امام یک رکعت دیگر را با ایشان بجامى‏آورد و بعد از دو سجده مى‏نشیند و آن جماعت برمى‏خیزند و یک رکعت دیگر را خود بجامى‏آورند. پس چون نشستند امام تشهد مى‏خواند و سلام مى‏گوید و ایشان هم سلام مى‏گویند و در نماز مغرب جایز است از براى امام که یک رکعت را با جماعت اول بجاآورد و دو رکعت دیگر را با جماعت دوم، یا دو رکعت را با جماعت اول بجاآورد و یک رکعت دیگر را با جماعت دوّم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که بترسد از دشمنى و دزدى و درنده‏اى، چه در سفر باشد و چه در حضر، نماز چهار رکعتى را باید قصر کند و به هرطورى که ممکن است باید بجاآورد اگرچه در حال سوارى باشد و اگرچه با تیمم باشد با نمد و یال حیوان سوارى خود و اگرچه رو به قبله نباشد و اگرچه نتواند رکوع و سجود به عمل آورد. پس با سر اشاره کند از براى رکوع و سجود، در رکوع کمتر و در سجود بیشتر سر را فرود آورد و هرقدر میسر شد روى خود را به قبله کند خصوص در وقت تکبیرةالاحرام و نماز نکند مگر در آخر وقت. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در بین جنگ و شمشیرزدن ممکن نشود اشاره‏کردن از براى رکوع و سجود، کفایت مى‏کند که از براى هررکعتى یک تکبیر بگویند پس از براى همه نمازها دو تکبیر مى‏گویند از براى دورکعت و در نماز مغرب سه تکبیر مى‏گویند از براى سه‏رکعت و هرگاه میسر باشد باید از براى رکوع و سجود اشاره کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  اسیرى را که بسته‏اند به هرطورى که مى‏تواند باید نماز کند اگرچه به طور ایماء و اشاره باشد و قصر نمى‏کند نماز را مگر در سفر یا خوف. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مُحارب تکبیرةالاحرام را رو به قبله مى‏گوید و از براى رکوع و سجود اشاره مى‏کند اگر میسر باشد و به هرسمتى که حیوان سوارى او مى‏رود رو مى‏کند و هرقدر از واجبات نماز را که مى‏تواند و میسر است بجامى‏آورد و هرچه میسر نیست از او ساقط است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که خائف است و از دشمنى و دزدى و درنده‏اى فرار مى‏کند مختار است که در حال سوارى حمد و سوره را بخواند یا پیاده شود و بر روى زمین حمد تنها بخواند و حمد و سوره را در حال سوارى خواندن بهتر است از پیاده‏شدن و به حمد تنها اکتفاکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
    مطلب ‏
    در نماز جمعه و بعض امور متعلّقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  روز جمعه افضل روزها و افضل عیدها است که مضاعف مى‏شود در آن حسنات و محو مى‏شود در آن گناهها و سیئات و بلند مى‏شود در آن درجات و شب جمعه مثل روز آن است از براى عبادات. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نماز جمعه واجبى است از واجبات عظیمه اسلام. به ضرورت اهل اسلام و ایمان چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اقامه نماز جمعه مخصوص امام معصوم علیه‏السلام و نائب خاص او است. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در زمان غیبت امام علیه‏السلام مستحب است اختیارکردن آن در عوض نماز ظهر و نماز ظهر ساقط مى‏شود به اقامه آن. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  نماز جمعه دو رکعت است مثل نماز صبح مگر آنکه در رکعت اول قنوتى بعد از قرائت پیش از رکوع و در رکعت دوم قنوتى بعد از رکوع دارد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  ده‏نفر معافند از حضور نماز جمعه: صغیر و پیر و مجنون و مسافر و مملوک و زن و مریض و کور و کسى که بیش از دوفرسخ دور باشد از موضعى که نماز جمعه برپا مى‏شود و معذورى که به جهت خوفى و عذرى نتواند حاضر شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 
 مسأله -  هرگاه مملوک و زن و مسافر حاضر شدند معاف نیستند و باید نماز کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هر مسافرى که نماز جمعه را به انجام رساند به جهت میل و رغبتى که به نماز جمعه دارد، عطا مى‏کند خدا به او ثواب صدنماز جمعه که در حضر کرده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  نماز جمعه مخصوص به شهرها نیست و در دهات و قریه‏ها هم مى‏توان بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کمتر عددى که نماز جمعه به آن منعقد مى‏شود پنج نفر است یکى امام و چهار مأموم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه هفت نفر باشند واجب مى‏شود اقامه آن در زمان حضور. و منشأ هفت نفر، امام است و قاضى او و مدّعى و مدّعى‏علیه و دو شاهد و کسى که حد را جارى مى‏کند و در صورتى که امام علیه‏السلام خود بنفسه حکم کند و حد را جارى کند پنج‏نفر مى‏شوند و این عدد پنج یا هفت، منشأ اجتماع پنج و هفت است اگرچه مدّعى و مدّعى‏علیه و دو شاهد نباشند و مرافعه در میان نباشد. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نماز جمعه را به جماعت باید بجاآورد و جایز نیست به طور فرادى‏ بجاآوردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است که در میان دوموضعى که در هر دوموضع نماز جمعه برپا مى‏شود یک فرسخ فاصله باشد. پس هرگاه یک فرسخ فاصله نباشد باید همه جمع شوند و اقتدا به یک امام کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است در نماز جمعه خواندن دو خطبه پیش از نماز و این دو خطبه عوض دو رکعت از چهار رکعت نماز ظهر است که ساقط شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در خطبه اول حمد و ثناى الهى و تقدیس او باید کرد و در خطبه دوم حمد و ثناى الهى و صلوات بر محمّد و آل‏محمّد و مستحب است که هریک از ائمه راعلیهم‏السلام اسم ببرند در صلوات فرستادن و استغفار از براى مؤمنین و مؤمنات و دعا از براى ایشان و دعا از براى فرج و اعذار و انذار حاضرین باید باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است که خطیب بایستد بر پایه منبر و چون خطبه اول را خواند سوره مختصرى مثل سوره توحید بخواند. پس بنشیند بر مستراح و آن پایه‏اى است بالاتر از آن پایه که بر او ایستاده به قدرى که فاصله شود در میان دو خطبه. پس برخیزد و خطبه دوم را بخواند و تکلّم نکند بغیر خطبه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  ابتداى خواندن خطبه اول زوال شمس باید باشد و روایتى هم رسیده که قدرى پیشتر هم جایز است به قدرى که در بین خطبه خواندن شمس زائل شود. پس چون خطبه را خواندند باید فرود آیند و مشغول اذان و اقامه و نماز شوند بدون مهلت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت نماز جمعه مُضیَّق است و آن از ابتداى زوال شمس است تا یک ساعت. و ساعت مبهم است و از احادیثى که وارد شده که وقت نماز عصر در روز جمعه وقت نماز ظهر است در سایر روزها، و وقت اول نماز ظهر در سایر روزها تا وقتى است که سایه هرچیزى به قدر دو قدم بلند شود و از احادیثى که وارد شده که هرگاه یک رکعت از نماز جمعه را درنیابند نماز ظهر را چهار رکعت بجاآورند و نفرمودند نماز جمعه بجاآورند، معلوم مى‏شود که بعد از زوال به قدرى که خطبه بخوانند و دو رکعت نماز بجاآورند وقت نماز جمعه است و بعد از آن وقت نماز جمعه گذشته از این جهت مى‏فرمایند چهار رکعت بجاآورند و اگر وقت نماز جمعه باقى مانده بود مى‏فرمودند به جماعت نماز جمعه دیگر بجاآورند مثل آنکه هرگاه نماز ظهر را با امامى درنیافتند با امامى دیگر مى‏توان به جماعت دریافت، چون وقت آن باقى است. بارى هرگاه تدبّرى در احادیث وارده شود اشکالى در مُضیَّق بودن وقت نماز جمعه باقى نخواهد ماند و معیّن کردن وقت آن را تا آنکه سایه هرچیزى به قدر آن شود از موضع زوال، خالى از اشکال نیست بلکه بدون اشکال وقت آن بعد از زوال است به قدر خطبه خواندن و دورکعت نماز کردن.
 مسأله -  مستحب است که خطیب در وقت خطبه خواندن تکیه کند بر عصاى خود یا بر کمانى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است که خطبه نماز جمعه پیش از نماز باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که خطیب سلام کند بر مردم چون رو کند به ایشان پیش از شروع در خطبه. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  خطیب پشت به قبله و رو به مردم باید باشد و مردم رو به منبر و خطیب باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سزاوار است که مردم گوش دهند به خطبه و تکلّم نکنند تا آنکه خطیب فارغ شود از خطبه. پس اگر بخواهند، تکلّم کنند بعد از خطبه. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  سزاوار است که حالت مردم در بین خطبه، حالت نماز باشد و التفات به اطراف نکنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سزاوار نیست که مردم در بین خطبه مشغول به نمازى شوند مگر آنکه پیش از شروع به خطبه مشغول نماز شده باشند. پس در دورکعتى سلام گویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین خطبه خواندن حاضر نباشد و در وقت نماز حاضر شود و اقتدا کند، کفایت مى‏کند او را نماز جمعه او. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که به یک رکعت نماز جمعه برسد و اقتدا کند، نماز جمعه را دریافته و یک رکعت دیگر را خود به انجام رساند بعد از سلام امام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که امام را در رکعت دوم دریافت، پس اگر پیش از تکبیر رکوع اقتدا کرد یک رکعت دیگر را خود به انجام مى‏رساند و اگر در حال رکوع ملحق به امام شد، نماز جمعه از او فوت شده و باید نماز ظهر را به انجام رساند. پس خود سه‏رکعت دیگر را به انجام مى‏رساند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى دیگر ملحق شدن در حال رکوع را ادراک یک رکعت دانسته‏اند و گفته‏اند یک رکعت دیگر را به انجام رساند و نص صریح در قول اول است.
 مسأله -  کسى که اقتدا کند و از کثرت جمعیت و ازدحام نتواند رکوع و سجود کند به همراه امام، پس بایستد تا آنکه مردم برخیزند از براى رکعت دوم. پس آن شخص خود رکوع کند و سجود و برخیزد و ملحق شود به امام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که اقتدا کند و رکوع کند به همراه امام و ازدحام مردم مانع شود او را از سجود تا آنکه برخیزند از براى رکعت دوم، پس در رکعت دوم ازدحام مانع شود او را از رکوع کردن و در سجود ملحق شود به امام، قصد کند که این دو سجده از براى رکعت اول باشد پس خود یک رکعت دیگر را به انجام رساند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که ازدحام مانع شد او را از سجود در رکعت اول و رکوع در رکعت دوم و ملحق شد به امام در سجود در رکعت دوم و دو سجده را با امام به عمل آورد و قصد نکرد که این دو سجده از براى رکعت اول باشد، کفایت نمى‏کند آن دو سجده نه از براى رکعت اول و نه از براى رکعت دوم. پس خود باید دو سجده دیگر بجاآورد از براى رکعت اول و بعد برخیزد و یک رکعت تمام با رکوع و سجود به انجام رساند. چنانکه در احادیث وارد شده و اعتنایى نیست به خلافى که مخالف نص است.
 مسأله -  کسى که فراموش کند که با امام رکوع و سجود کند و بعد در بین نماز به یادش آید که رکوع یا سجود نکرده، خود رکوع و سجود مى‏کند و ملحق مى‏شود به امام. چنانکه در احادیث وارد شده و اعتنایى نیست به خلافى که مخالف نص است.
 مسأله -  مستحب است که بعد از حمد در رکعت اول نماز جمعه و ظهر روز جمعه، سوره جمعه بخوانند و در رکعت دوم بعد از حمد سوره اذا جاءک المنافقون بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است جهر در نماز جمعه و نماز ظهر جمعه در قرائت، و بعضى واجب دانسته‏اند جهر را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى نیست مگر در وجوب و استحباب جهر و اعتنایى نیست به خلافى که مخالف نص است.
 مسأله -  نوافل روز جمعه بیست رکعت است که در هروقتى مى‏توان کرد و ده‏رکعت پیش از زوال و ده‏رکعت در عصر آن روز. و شش‏رکعت در صبح و شش‏رکعت قدرى بعد از آن و شش‏رکعت قدرى بعد از آن و دورکعت در وقت زوال و دورکعت هم در عصر رسیده که تمام بیست و دو رکعت شود. چنانکه در احادیث رسیده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در هر روز مستحب است صلوات فرستادن بر محمّد و آل‏محمّدصلى الله وعلیه وآله صدمرتبه و در روز جمعه هزارمرتبه و ثواب صلوات مقابل است با ثواب هفتاد حج مقبول. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقتى که خطیب خطبه مى‏خواند در روز جمعه و وقتى که نصف قرص آفتاب غروب کرده، وقت استجابت دعا است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است در روز جمعه شارب زدن و ناخن گرفتن و اگر ناخن بلند نباشد سوهان کردن و تنظیف کردن و نوره کشیدن و خود را معطر کردن و تزیین کردن و لباسهاى نظیف پوشیدن و وسعت بر عیال دادن و مجامعت کردن و تصدق کردن و زیارت قبور رفتن و استغفار از براى خود و مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات احیاء و اموات کردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در روز جمعه سفر کردن پیش از نماز جمعه، و بعد از نماز جمعه سفر مبارک است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در روز جمعه شعر خواندن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اعمال و عبادات و نمازهاى نافله و خواندن قرآن و سوره‏هاى مخصوصه در شب و روز جمعه بسیار است و این مختصر گنجایش آنها را ندارد و در هرکتابى که از براى عمل نوشته باشند یکى از فقهاء، جایز است عمل‏کردن و الحمدللّه.
    در نماز عیدین و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  نماز عید اضحى و عید فطر واجبى است از واجبات اسلامیه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نماز عیدین واجب نیست مگر با حضور امام معصوم علیه‏السلام و حضور هفت‏نفر مأموم یا پنج‏نفر. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  نماز عیدین در زمان غیبت امام علیه‏السلام مستحب است. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  نماز عیدین را به جماعت و فرادى‏ مى‏توان بجاآورد و شرط آن جماعت نیست مثل نماز جمعه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در نماز عید اذانى و اقامه‏اى نیست ولکن منادى ندا مى‏کند اَلصَّلوة اَلصَّلوة اَلصَّلوة. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نماز عید دو رکعت است در رکعت اول بعد از قرائت حمد و سوره، پنج تکبیر باید گفت و بعد از هر تکبیرى قنوت باید خواند. پس تکبیرى از براى رکوع مى‏گوید و رکوع مى‏کند و به سجود مى‏رود و بعد از دو سجده برمى‏خیزد از براى رکعت دوم. پس در رکعت دوم بعد از خواندن حمد و سوره، چهار تکبیر باید گفت و بعد از هرتکبیرى قنوت باید خواند پس تکبیرى از براى رکوع مى‏گوید و رکوع مى‏کند و بعد از آن به سجود مى‏رود و بعد از دو سجده تشهد مى‏خواند و سلام مى‏گوید مانند سایر نمازها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى نیست مگر آنکه بعضى از فقهاء تکبیرات نُه‏گانه و قنوتها را مستحب دانسته‏اند و اغلب فقهاء به قول اول فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که دستها را بلند کنند در وقت گفتن هر تکبیرى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  خواندن هرسوره‏اى جایز است و مستحب است خواندن سوره والشمس در رکعت اول و سوره هل اتیک حدیث الغاشیة در رکعت دوم. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هر قنوتى جایز است در نماز عید و مستحب است خواندن این قنوت: اَللَّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاءِ وَ الْعَظَمَةِ وَ اَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ اَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ اَهْلَ التَّقْوى‏ وَ الْمَغْفِرَةِ اَسْأَلُکَ فى‏ هذَا الْیَوْمِ الَّذى‏ جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه‏ ذُخْراً وَ مَزیداً اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى‏ عَبْدٍ مِنْ عِبادِکَ وَ صَلِّ عَلى‏ مَلائِکَتِکَ وَ رُسُلِکَ وَ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِنات وَ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُسْلِمات اَلاَحْیاءِ مِنْهُمْ وَ الاَمْوات اَللَّهُمَّ اِنّى‏ اَسْأَلُکَ مِنْ خَیْرِ ما سَأَلَکَ بِه‏ عِبادُکَ الْمُرْسَلُونَ وَ اَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ ما اَعاذَ بِکَ مِنْهُ عِبادُکَ الْمُرْسَلُونَ. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است در روز عید اضحى و عید فطر غسل‏کردن و خود را معطرکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت نماز عیدین از اول طلوع آفتاب است تا اول زوال. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است در نماز عید دو خطبه خواندن مثل دو خطبه نماز جمعه مگر آنکه خطبه نماز جمعه باید پیش از نماز باشد و خطبه عیدین باید بعد از نماز عید باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در خطبه عیدین واجب نیست گوش‏دادن، پس هرکس مى‏خواهد گوش مى‏دهد و هرکس مى‏خواهد از پى کار خود مى‏رود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است در عید فطر پیش از نماز، افطارکردن و در عید اضحى بعد از نماز از گوشت قربانى خوردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است در عید فطر افطارکردن به تربت حضرت سیدالشهداءعلیه‏السلام و خرما و مستحب است افطاردادن مردم به تربت مقدّسه و خرما. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى نماز عید به صحرا رفتن و بر روى زمین نماز کردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که منبرى که از براى خطبه عید است از گِل باشد که جابه‏جا نشود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است که نماز عید را در زیر سقف بجاآورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است که نماز عید را بر روى فرش و حصیر و بوریا و امثال آنها بجاآورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مسافر نماز عید مگر در منى‏ که نباید نماز عید بکند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  نماز عید در هرجایى مستحب است مگر در روز عید در منى‏ که نماز عیدى در آنجا نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در روز اول ماه شوال پیش از ظهر ثابت شود که ماه را دیده‏اند افطار مى‏کنند و نماز عید را بجامى‏آورند و هرگاه بعد از ظهر ثابت شد که ماه دیده شده افطار مى‏کنند و نماز عید را در فرداى آن روز بجامى‏آورند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مریض و مسافر و زن لازم نیست که به نماز عید حاضر شوند و هرگاه حاضر شدند مستحب است که نماز کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است که زنها به نماز عید حاضر شوند مگر پیرزنهاى فقیر از براى تحصیل رزق. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کیفیت رفتن به نماز عید این است که چون آفتاب طالع شود غسل کنند از براى عید و امام عمامه سفیدى که از پنبه باشد بر سر گذارد و یک طرف آن را بر روى سینه و یک طرف آن را بر کتف خود بیندازد و دامن لباسها و زیرجامه خود را بالا زند تا نصف ساق پاهاى خود. همه مردم به این هیئت خود را درآورند و امام عصایى به دست بگیرد که سر آن نیزه باشد و پاهاى او برهنه باشد و همه مردم پابرهنه باشند. پس به این هیئت بیرون آید و مردم در پیش روى او بروند و همه پیاده باشند و سر خود را به آسمان بالا کند و چهار تکبیر بگوید. پس چون از در خانه خود بیرون آید بایستد و بگوید: اللّه‏اکبر اللّه‏اکبر اللّه‏اکبر اللّه‏اکبرُ عَلى‏ ماهَدانا اَللّهُ اَکْبَرُ عَلى‏ ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاَْنْعامِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى‏ ما اَبْلانا و همه مردم صداهاى خود را بلند کنند به گفتن این کلمات و هر ده‏قدم که برود بایستد و سه‏مرتبه تکبیر بگوید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سیرت مسلمین بر این بوده که در نماز عید جهر کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که از راهى که رفته‏اند به نماز عید، از راهى دیگر برگردند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است در عید فطر که بعد از پنج نماز که اول آنها بعد از نماز مغرب شب عید و آخر آنها بعد از نماز عصر روز عید است این تکبیرات را بخوانند اَللّه‏اکبر اَللّه‏اکبر لااِلهَ‏اِلّااللّه وَ اللّه‏اکبر اَللّه‏اکبر وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اَللّه‏اکبرُ عَلى‏ ماهَدانا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى‏ ما اَبْلانا. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است در عید اضحى که بعد از پانزده نماز تکبیرات مذکوره را بخوانند اگر در منى باشند که اول آنها بعد از نماز ظهر روز عید است و آخر آنها بعد از نماز صبح روز چهارم، و اگر در سایر بلاد باشند بعد از ده‏نماز مستحب است که اول آنها بعد از نماز ظهر روز عید و آخر آنها بعد از نماز صبح روز سوّم است و در عید اضحى این کلمات را زیاد باید گفت: وَ اللّهُ اکبرُ عَلى‏ ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاَْنْعامِ. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که بعد از نوافل هم تکبیرات را بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که دستها را در وقت گفتن تکبیرات قدرى بلند کنند و حرکت دهند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرقدر بخواهند تکبیرات را مکرر بخوانند جایز است. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که زنها هم تکبیرات را بخوانند لکن صداى خود را بلند نکنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه صبح عید طالع شد سفر نکنند تا آنکه نماز عید را بجاآورند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء مکروه دانسته‏اند سفر را پیش از نماز عید و بعضى حرام دانسته‏اند بعد از طلوع آفتاب و قبل از نماز عید، و اقوى قول اول است اما پیش از طلوع صبح سفر جایز است بدون کراهت و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است که با سلاح حرب از براى نماز عید بیرون روند بدون ضرورتى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است بجاآوردن نوافل -  چه اداء باشد و چه قضاء -  در روز عید پیش از نماز عید و بعد از آن تا زوال آفتاب در جمیع بلاد غیر از مدینه طیّبه که دورکعت نماز در مسجد پیغمبر صلى الله وعلیه وآله مستحب است پیش از نماز عید. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.

    در نماز آیات و امور متعلقه به آن است و در آن دو فصل است:
 
    فصل-  در اسباب و کیفیت آن و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  نماز آیات واجبى است از واجبات اسلامیه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اسبابى که موجب نماز آیات است علاماتى است که در آسمان و زمین گاهى ظاهر مى‏شود مثل گرفتن آفتاب و ماه و بادهاى شدید که تاریک مى‏کنند هوا را و زلزله و هر امر مخوفى که از  آسمان گاه و بیگاه ظاهر مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نماز آیات واجب است بر جمیع مکلفین از مرد و زن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نماز آیات دو رکعت است و ده‏رکوع و چهارسجود دارد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کیفیت نماز آیات این است که بعد از تکبیرةالاحرام قرائت کنند حمد و سوره را و تکبیر بگویند و رکوع کنند و بعد از رکوع بایستند و تکبیر بگویند و حمد و سوره بخوانند و تکبیر بگویند و قنوت بخوانند و تکبیر بگویند و رکوع کنند و همچنین پیش از هر رکوع جفتى قنوت بخوانند بعد از قرائت حمد و سوره و هر رکوع طاقى بدون قنوت است بعد از حمد و سوره. پس ده‏رکوع و پنج قنوت است، دوقنوت در رکعت اول پیش از رکوع دوم و چهارم و بعد از رکوع پنجم سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ مى‏گویند و تکبیر مى‏گویند و به سجود مى‏روند و دو سجده بجامى‏آورند و بعد از آن برمى‏خیزند از براى رکعت دوم. پس پیش از رکوع ششم و هشتم و دهم قنوت مى‏خوانند و بعد از رکوع دهم سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ مى‏گویند و تکبیر مى‏گویند و به سجود مى‏روند و دو سجده بجامى‏آورند و بعد از آن تشهد مى‏خوانند و سلام مى‏گویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است طول دادن نماز آیات و خواندن سوره‏هاى طولانى مثل سوره یس و سوره نور و کهف و حجر و انبیاء و امثال آنها و طول‏دادن رکوع و سجود به قدر قرائت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله - جایز است که یک سوره را قسمت کنند و هرقسمتى را پیش از هررکوعى بخوانند و هرگاه یک سوره را قسمت کنند یک حمد کفایت مى‏کند در رکعت اول و بعد از حمد یک قسمت از سوره را مى‏خوانند و رکوع مى‏کنند و در رکوعهاى بعد حمد را نباید اعاده کنند و یک قسمت سوره را پیش از سایر رکوعها مى‏خوانند و رکوع مى‏کنند و در رکعت دوم نیز یک حمد پیش از رکوع اول مى‏خوانند و بعد از آن یک قسمت از سوره را مى‏خوانند و رکوع مى‏کنند و پیش از سایر رکوعها حمد را اعاده نمى‏کنند و همان یک قسمت از سوره را مى‏خوانند و رکوع مى‏کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه یک سوره تمامى را بخوانند، حمد را باید اعاده کرد پیش از سوره. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است طول دادن در نماز در کسوف آفتاب بخصوص، چراکه کسوف شمس شدیدتر است از سایر علامات و آیات. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است جهر به نماز آیات و جهر به قرائت آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که به جماعت بجاآورند نماز آیات را خصوص هرگاه تمام قرص گرفته باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که نماز آیات را در مساجد بجاآورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل- در احکام نماز آیات و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:-
 مسأله -  هرگاه قرص آفتاب یا قرص ماه گرفت، یا یکى دیگر از آیات مخوفه ظاهر شد باید مبادرت کرد به نماز آنها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه نماز را تمام کردند و هنوز قرص منجلى نشده یا رفع سایر آیات مخوفه نشده مستحب است که نماز آنها را مکرر کنند تا آنکه قرص روشن شود و رفع آیات مخوفه شود. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى از قدماء اعاده را واجب دانسته‏اند و اقل قلیلى به اعاده قائل نشده‏اند مطلقاً و در احادیث شواهد از براى قول اول بسیار است.
 مسأله -  هرگاه آیات در وقت یکى از نمازهاى شبانه‏روزى اتفاق افتد، پس اگر وقت هردو وسعتى داشته باشد که هریک را بجاآورند وقت آن دیگرى نگذرد و آن دیگرى هم در وقت خود بعمل آید مستحب است که نماز یومیه را بجاآورند و بعد از آن مشغول به نماز آیات شوند. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى در آن نیست.
 مسأله -   هرگاه وقت به قدرى باشد که یکى از نمازها در آن بعمل آید واجب است که نماز یومیه را بجاآورند و نماز آیات را بعد از آن قضاء کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه وقت نماز یومیه وسعت داشته باشد و وقت نماز آیات مضیّق باشد، واجب است که نماز آیات را در وقت خود بجاآورند و بعد از آن مشغول به نماز یومیه شوند. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه آیات در وقت یکى از نوافل اتفاق افتد واجب است که مبادرت کنند به نماز آیات. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى مشغول شد به نماز آیات و نماز یومیه را بجانیاورده و در بین نماز معلوم شد که وقت نماز یومیه تنگ شده که اگر نماز آیات را تمام کند نماز یومیه او قضاء شود، واجب است که نماز آیات را قطع کند و نماز یومیه را بجاآورد و بعد از آن مشغول نماز آیات شود و از همان جایى که قطع کرده شروع کند و نماز آیات را به انجام رساند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه آفتاب یا ماه گرفتند و کسى ندانست که آنها گرفته‏اند تا وقتى که روشن و منجلى شدند، پس هرگاه تمام قرص آفتاب یا ماه گرفته شده واجب است قضاى نماز آنها و هرگاه بعض قرص گرفته شده قضایى بر او نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که دانست که آفتاب یا ماه گرفته و فراموش کرد نماز کند، یا آنکه مسامحه کرد در نمازکردن تا آنکه روشن و منجلى شدند، واجب است بر او قضاى نماز خواه تمام قرص گرفته باشد یا بعض آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شب بیدار شد و دانست که ماه گرفته و کسالت کرد و نماز نکرد، مستحب است که در فرداى آن شب غسل کند و نماز را قضاء کند به قصد وجوب. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه آفتاب و ماه گرفتند و کسى سوار باشد و نتواند پیاده شود، باید نماز کند در حال سوارى مثل سایر نمازها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى مشغول به نماز آیات شد و پیش از تمام شدن نماز قرص منجلى شد، یا سایر آیات رفع شد، واجب است که نماز را تمام کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نماز زلزله قضاء نمى‏شود و وقت آن موسَّع است تا آخر عمر و هروقت نماز کنند اداء است و قضاء نشده اگرچه مبادرت به آن بهتر است. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در حال زلزله مانعى باشد از نمازکردن، مثل جنابت و حیض، بعد از غسل‏کردن باید نماز کنند. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و در صورت اول خلافى نیست و در صورت دوم بعضى از فقهاء خیال کرده‏اند که چون حایض نباید نماز حال حیض را قضا کند نباید نماز زلزله را هم بجاآورد و غافل شده از اینکه نماز زلزله قضا نشده و وقت آن باقى است مثل آنکه هرگاه زنِ حایض در اول وقت حایض باشد و در آخر وقت پاک شود باید غسل کرده نماز کند و بعضى خیال کرده‏اند که اوقات موسّعه مثل وقت نماز ظهر جمیع اوقات و اجزاء اوقات موجب نماز است به خلاف زلزله که موجب نماز همان حال زلزله است و حالات بعد موجب نماز نیست و رفع این خیال را مى‏کند که اگر در بلدى زلزله شود و بر اهل بلدى دیگر بعد معلوم شود که زلزله شده اتفاقى فقهاء است که اهل بلدى که نمى‏دانستند زلزله شده و بعد دانستند باید نماز زلزله بجاآورند بلکه فرض مسأله را در بلد واحدى هم مى‏توان کرد که بسا بعضى مردم ندانستند که زلزله شده و بعد دانستند و باید نماز کنند و حال آنکه در حال جهل به زلزله مکلّف به نماز نبودند و بعد از دانستن زلزله موجبى به خیال این بعض نبود و حال آنکه اتفاقى فقهاء است که بعد از دانستن زلزله باید نماز کرد اگرچه در حال جهل مکلّف به نماز نبودند. بارى بعد از تدبّر اشکالى در وجوب نماز بر حایض نیست بعد از غسل در زلزله چراکه شرط تکلیف به نماز که عقل مکلف است در حال زلزله موجود است و در آن حال مانعى از اداى نماز هست که حیض باشد، پس بعد از رفع مانع باید نماز کرد چراکه وقت باقى است.
 مسأله -  هرگاه زن در حال آفتاب گرفتن و در حال ماه گرفتن و امثال آنها حایض باشد و بعد از انجلاء قرص پاک شود، نباید نماز آیات بجاآورد چراکه وقت نماز گذشته و قضایى هم بر حایض نیست. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در محلى زلزله مکرّر اتفاق افتد، از براى هریک، نمازى جداگانه باید کرد. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در محلى زیاد زلزله شود مستحب است که مردم روز چهارشنبه و پنج‏شنبه و جمعه را روزه بگیرند و در روز جمعه غسل کنند و خود را پاکیزه کرده بیرون روند به صحرا و دعا کنند که خداوند رفع کند آن را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه رو به باد تکبیر گویند باد ساکن شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  آیه مبارکه اِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّمواتِ وَ الاَْرْضَ اَنْ‏تَزُولا وَ لاِنْ زالَتا اِنْ اَمْسَکَهُما مِنْ اَحَدٍ مِنْ بَعْدِه‏ اِنَّهُ کانَ حَلیماً غَفُوراً را در وقت زلزله چنانکه وارد شده بخوانند و در هربلایى سماوى و ارضى مناسب است خواندن آن.
 مسأله -  جایز نیست بدگفتن و دشنام‏دادن به بادها و کوهها و ساعات و روزها و شبها و دنیا. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه بعضى مکروه دانسته‏اند و بعضى جایز ندانسته‏اند.
    فصل -  در فضیلت و استحباب نماز جماعت و وجوب آن در محل خود است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  نماز جماعت افضل است از نماز فرادى‏ به بیست‏وهفت درجه اگر امام عالم نباشد، و اگر امام عالم باشد هزار درجه افضل و بهتر است، و اگر در مسجد جامع واقع شود و امام عالم نباشد دوهزار و هفتصد درجه بهتر است، و اگر امام عالم باشد صدهزار درجه افضل است از نماز فرادى‏. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و اعتنایى به مخالفت مخالف نص نیست.
 مسأله -  کسى که قدم زند و برود از براى نماز جماعت، به هرقدمى که برمى‏دارد هفتادهزار حسنه در نامه اعمال او مى‏نویسند و بلند مى‏شود مقام او در دار قُرب الهى هفتادهزار درجه. پس اگر در این حال بمیرد موکّل مى‏کند خداوند عالم جلّ‏شأنه به او هفتادهزار ملَک را که زیارت کنند او را در قبر او و بشارت دهند او را به آنچه مهیا شده از براى او و مونس او باشند در تنهایى او و استغفار کنند از براى او تا روزى که مبعوث مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نماز مغرب و عشاء و نماز صبح را در مسجد به جماعت بجاآورد گویا که تمام شب را احیا کرده و با عبادت به روز آورده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که ترک کند نماز جماعت را به جهت بى‏میلى که به نماز و جماعت مسلمین دارد بدون علتى و عذرى، نمازى از براى او نیست در آخرت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  قبول نمى‏شود در آخرت نماز همسایه مسجد هرگاه حاضر نشود به جماعت مسلمین در مسجد مگر آنکه مریض باشد یا عذرى و خوفى از براى او باشد؛ و از هر طرفى از اطراف مسجد تا چهل خانه همسایه مسجدند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است بر مسلمین که غیبت کنند تارک نماز جماعت را، و ساقط کنند عدالت او را، و دورى کنند از او، و زن به او ندهند و زن از او نگیرند، و مشورت از او نکنند، و با او نخورند و نیاشامند تا آنکه به نماز جماعت حاضر شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى کور که حاضر شود به نماز جماعت اگرچه باید ریسمانى از خانه خود بکشد تا محلى که جماعت برپا مى‏شود از براى دست‏گرفتن آن ریسمان و حاضرشدن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نماز شبانه‏روزى پنج‏گانه را به جماعت بجاآورد سزاوار است که گمان هرخیرى در او رود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است اختیار جماعت اگرچه باید قدرى نماز را به تأخیر اندازد امام تا با مردم نماز کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى منفردى که نماز کرده اگر برسد به جماعتى که اعاده کند نماز را به جماعت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى کسى که اهلیت دارد از براى امامت و نماز کرده و بعد جمعى بخواهند نماز جماعت کنند که اعاده کند نماز خود را به جماعت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نوافل و نمازهاى مستحبى را به جماعت نمى‏توان کرد و بدعت است مگر در بعضى از نمازها چنانکه گذشت و خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  شرط هیچ نمازى جماعت نیست مگر نماز جمعه که واجب است که به جماعت برپا شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نماز عیدین را در زمان غیبت به جماعت و فرادى مى‏توان کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که مبتلا شود به اینکه با مخالفین نماز کند از روى تقیّه و نتواند که خود نماز کند و بعد به جماعت ایشان حاضر شود، پس نماز کند با ایشان و چنین اظهار کند که اقتداء کرده و در واقع اقتداء نکند و خود اذان و اقامه بگوید و بعد از تکبیرةالاحرام آهسته قرائت کند اگرچه خود نشنود قرائت خود را. و هرگاه امام ایشان زودتر از قرائت فارغ شود کفایت مى‏کند او را حمد تنها و اگر او زودتر فارغ شود از قرائت، تسبیح و تهلیل کند تا آنکه امام ایشان فارغ شود از قرائت و هرگاه حمد را تمام نکرده امام ایشان به رکوع رود، حمد را قطع کند و به همراه او رکوع کند و هرگاه امام ایشان را در رکوع بیابد و نتواند قرائت کند، تکبیرةالاحرام بگوید و رکوع کند و آن رکعت افضل رکعات نماز او محسوب خواهد بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى کسى که مبتلا شده به حضور جماعت مخالفین که در منزل خود از براى خود نماز کند و بعد به جماعت ایشان حاضر شود، یا آنکه بعد از حضور به جماعت ایشان نماز خود را اعاده کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در وقت باریدن به قدرى که زمین تر شود و در وقت بادهاى سخت اذن داده‏اند که در منزل خود نماز کنند و به جماعت حاضر نشوند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جماعت منعقد مى‏شود در غیر نماز جمعه و عیدین به دونفر و بیشتر که یکى امام باشد و یکى و بیشتر مأموم، اگرچه مأموم زن باشد یا مریض باشد، اگرچه نشسته نماز کند یا طفل ممیّز باشد در طرف راست امام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
*«کتاب الصلوة - مطلب بیست وهفتم - در نماز جماعت و فضیلت و استحباب آن و وجوب آن در جاى خود - فصل دوم - در امامت جماعت و امور متعلقه به آن است»*
    فصل
    در امامت جماعت و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  امام جماعت باید شیعه اثناعشرى باشد و جایز نیست اقتداکردن شیعه اثناعشرى به کسى که اثناعشرى نباشد مگر در حال تقیّه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست اقتدا کردن به فاسق اگرچه اثناعشرى باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست اقتدا کردن به کسى که حال او معلوم نیست که عادل است یا فاسق. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست اقتدا کردن به غیر بالغ از براى بالغ. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه امامت کند غیر بالغ، نماز خود او صحیح است و نماز مأمومین بالغین باطل است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست امامت زن از براى مردان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  شرط است در امامت جماعت اینکه امام در جمیع امور دینیّه تابع ائمه اثناعشرعلیهم‏السلام باشد در اعمال و عقاید خود، پس باید غالى نباشد و هیچ‏یک از ائمه‏علیهم‏السلام را خدا نداند بلکه ایشان را اولى‏الامر و اولیاى خدا و اوصیاء و خلفاى رسول‏خداصلى الله وعلیه وآله بداند و منکر فضلى از فضایل ایشان نباشد و ایشان را زائل و نازل نکند از مراتب و مقاماتى که خداوند عالم جلّ‏شأنه از براى ایشان قرار داده و باید خدا را جسم نداند و ظالم نداند بلکه خدا را هیچ مخلوقى نداند و به صفات هیچ مخلوقى او را متّصف نکند و آیه شریفه لیس کمثله شى‏ء را معتقد باشد و باید ائمه طاهرین علیهم‏السلام را مطاع خود داند و ایشان را جاهل و غافل و فراموشکار امر الهى نداند و باید ایشان را معصوم داند از سهو و نسیان و خطا و لغزش در امر الهى و باید در جمیع امور دینیه خود تابع ایشان باشد و بس، و تابع یهود و نصارى و مجوس و سایر ادیان باطله نباشد و باید دوست باشد با دوستان ائمه طاهرین علیهم‏السلام و دشمن باشد با دشمنان ایشان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  شرط است در امامت جماعت که امام عادل باشد و متجاهر به فسق و جسور در ارتکاب ذنوب و شارب‏الخمر و آکل مال حرام و رشوه و عاقّ والدین و دروغگو و اهل بدعت در دین و مذهب نباشد و از دست و زبان او مردم در امان باشند بطورى‏که اگر از آشنایان و اهل محله او بپرسى، بجز ذکر خیرى از او نکنند. و چون معامله بکند ظلم نکند و به حق خود قانع باشد و چون وعده بکند وفا کند و محافظت کند اوقات نمازهاى پنج‏گانه شبانه‏روزى را و آنها را از روى تعمّد به تأخیر نیندازد مگر به جهت عذرى و به نماز جماعت در پنج وقت حاضر شود و تخلّف از جماعت نکند مگر به جهت عذرى. پس چنین کسى عادل است و جایز است نماز کردن با او. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست اقتداکردن به حرامزاده و دیوانه و مرتد و اهل بدعت در دین و مذهب. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست اقتدا کردن به کسى که ختنه نشده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است اقتدا کردن به کسى که ناخوشى جذام و برص داشته باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که خود مى‏داند که حرامزاده است، یا ختنه نکرده است، یا ناخوشى جذام دارد، یا پیس است، یا حد شرعى بر او وارد است، یا مبدع در دین و مذهب است و مرتد است و مردم خبر ندارند از حال او، سزاوار نیست که امامت کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است امامت‏کردن کسى که با تیمم نماز مى‏کند از براى کسانى که با وضو و غسل نماز مى‏کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است امامت‏کردن کسى که فالج است از براى کسانى که صحیح‏اند. و همچنین مکروه است امامت کسى که مقیّد باشد و او را بسته باشند از براى کسانى که مقیّد نیستند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است امامت‏کردن کسى که نشسته نماز مى‏کند از براى کسانى که ایستاده نماز مى‏کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است امامت‏کردن کسى که مأمومین کراهت داشته باشند که اقتدا به او کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است مقدّم شدن بر صاحب منزل در امامت هرگاه صاحب منزل اهلیّت از براى امامت داشته باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است مقدّم شدن بر اعلم و اعرف هرگاه در میان مردم باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است امامت‏کردن مسافر از براى حاضرین و امامت‏کردن حاضر از براى مسافرین. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است امامت‏کردن کور هرگاه اهلیت از براى امامت داشته باشد و اعلم و افضل و افصح از مأمومین باشد، هرگاه او را به قبله دلالت کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است امامت‏کردن غلام زرخرید هرگاه اهلیت از براى امامت داشته باشد و اعلم و افقه از مأمومین باشد و راضى باشند به امامت او. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است امامت‏کردن کور و غلام زرخرید هرگاه اعلم و افصح و اقرأ از مأمومین نباشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل ‏-  در مأمومین و امور متعلقه به ایشان است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  جایز نیست که مأمومین مقدّم بایستند بر امام به سمت قبله در حال نماز و هرگاه مقدّم ایستادند نمازشان باطل است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است که مأمومین در طرف راست امام مساوى امام بایستند در حال نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است که مأموم در طرف چپ امام، مساوى او بایستد. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه مأموم در طرف چپ امام ایستاد، مستحب است از براى امام که او را به طرف راست خود ببرد اگرچه در بین نماز باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه مأموم یک نفر مرد باشد اگرچه طفل باشد، یا مریض باشد که نشسته نماز کند، مستحب است که در طرف راست امام مساوى او بایستد و هرگاه متعدد باشند در عقب او بایستند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه مأموم یک نفر زن باشد مستحب است که پست‏تر از امام بایستد در طرف راست امام بطورى‏که محل سجده او مساوى زانوى امام و پاى او واقع شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه مأموم مردى و زنى باشند مستحب است که مرد در طرف راست امام مساوى او بایستد اگرچه طفل یا بنده باشد و زن در پشت سر امام بایستد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است که در میان ستونها صف بکشند و ستونها فاصله باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه مأمومین مرد باشند نباید حائلى و دیوارى در میان ایشان و امام باشد بطورى‏که امام را نبینند، بلکه باید بعضى امام را مشاهده کنند و بعضى مشاهده کنند کسانى را که امام را مشاهده مى‏کنند اگرچه به واسطه‏هاى بسیار باشد. مثل آنکه صف آخر مشاهده کنند صفى را که در پیش روى ایشان است و ایشان مشاهده کنند صفى را که در پیش روى ایشان است تا برسد به صف اول که بعضى از آنها مشاهده کنند امام را و همچنین است حال دو طرف صف اول که بعضى بعضى را مشاهده کنند تا برسد به کسانى که خود مشاهده مى‏کنند امام را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه مأمومین زنها باشند، یا بعضى از ایشان زن باشد جایز است که حائلى در میان آنها و امام و سایر مأمومین از مردان باشد بطورى‏که زنها مشاهده نکنند امام و سایر مأمومین را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است که صفهاى پیش کوتاه‏تر یا بلندتر باشد از صفهاى عقب. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکان مأمومین نباید پست‏تر و پایین‏تر باشد از مکان امام ولکن هرگاه بلندتر باشد مثل دکانى و سطح بامى جایز است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در زمین سراشیب و سرابالایى که خداوند عالم جلّ‏شأنه وضع کرده مى‏توان نماز جماعت بجاآورد اگرچه مکان امام در بلندى و مکان مأمومین در پستى واقع شود. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که مقام امام با مقام مأمومین مستوى باشد و بلندى و پستى نداشته باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  فاصله در میان امام و مأمومین و در میان هرصف عقبى با صف پیش بقدرى باید باشد که چون سجده کنند دیگر فاصله‏اى باقى نماند و اگر فاصله باقى بماند اگرچه به قدر وجبى باشد آن امام، امام ایشان نیست و نماز ایشان باطل است مگر در بعضى جاها چنانکه خواهد آمد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که صفها تمام باشد و خللى و فرجه‏اى در آنها نباشد و شانه‏هاى مأمومین در هرصفى مقابل هم باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در صفى جا تنگ شود و در صف پیش یا در صف عقب فرجه‏اى باشد، جایز است که بعضى پیش روند در صف پیش، یا پس روند در صف عقب و رو را از قبله نگردانند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  افضل صفها در نماز جماعت صف پیش است که متصل به امام است و افضل صفها در نماز میّت صف عقب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  طرف راست هرصفى افضل است از طرف چپ بقدرى‏که نماز جماعت افضل است از نماز فرادى‏ و هرقدر به امام نزدیک‏تر بایستند از طرف راست افضل است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سزاوار است که مردمان عاقل باهوش در صف اول نزدیک به امام بایستند که هرگاه امام چیزى را فراموش کند آنها به یاد او بیاورند و هرگاه سهوى کند، آنها او را متذکر کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل ‏
    در احکام نماز جماعت و امور متعلقه به آن است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  واجب است بر مأمومین متابعت امام در افعال، پس چون امام تکبیرةالاحرام گوید ایشان هم بگویند، و چون رکوع کند ایشان هم رکوع کنند، و چون از رکوع راست شود ایشان هم راست شوند، و چون به سجود رود ایشان هم به سجود روند و همچنین تا آخر نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه مأموم پیش از امام تکبیرةالاحرام گفت و بعد دانست که امام تکبیرةالاحرام را نگفته، پس بعد از آنکه امام تکبیرةالاحرام را گفت باید مأموم تکبیرةالاحرام را اعاده کند و کفایت نمى‏کند او را تکبیرةالاحرامى که پیش از امام گفته. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که پیش از امام به رکوع رفت، پس اگر از روى عمد پیشتر به رکوع رفته باید به حال رکوع بماند تا آنکه امام رکوع کند و با امام در رکوع باشد تا آنکه امام راست شود و او هم متابعت کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى سهو پیش از امام به رکوع رفت و بعد دانست که امام رکوع نکرده، باید از رکوع راست شود پس چون امام رکوع کرد او هم متابعت کند و رکوع کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که پیش از امام از رکوع راست شد، پس اگر از روى عمد راست شده به همان حال باید بماند تا آنکه امام راست شود و اگر از روى سهو پیشتر راست شده باید رکوع کند و بعد از آنکه امام راست شد او هم متابعت کند و راست شود. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى عمد پیش از امام به سجود رفت باید به حال سجود بماند تا آنکه امام سجود کند، پس با امام در سجده باشد تا آنکه امام سر از سجده بردارد و او هم متابعت کند و سر از سجده بردارد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى سهو پیش از امام به سجود رفت و بعد دانست که امام به سجده نرفته، باید سر از سجده بردارد و چون امام به سجده رود او هم متابعت کند و به سجده رود. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى عمد پیش از امام سر از سجده برداشت باید به همان حال بماند تا آنکه امام سر از سجده بردارد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى سهو پیش از امام سر از سجده بردارد باید به سجده رود و با امام سر از سجده بردارد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى سهو پیش از امام به رکوع رفت، یا پیش از امام از رکوع راست شد، یا پیش از امام به سجود رفت، یا پیش از امام سر از سجده برداشت و امام زود به او ملحق شد، چیزى بر او نیست و نماز او صحیح است. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که پیش از امام برخاست، یا پیشتر نشست، باید رجوع کند به حالى که امام در آن حال است، خواه از روى عمد مخالفت کرده باشد یا از روى سهو، مگر آنکه امام زود به حال او برسد پس چیزى بر او نیست و نماز او صحیح است. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  واجب است بر امام که در دو رکعت اول از نماز قرائت کند و جایز نیست که مأمومین در آن دو رکعت حمد و سوره بخوانند و واجب است بر ایشان که گوش دهند به قرائت امام در نمازهاى جهریه اگر صداى امام و همهمه او را بشنوند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که از روى ترس در پشت سر مخالف و فاسق نماز مى‏کند، باید گوش به قرائت او ندهد و خود باید قرائت کند اگرچه به هموارى و آهستگى باشد، و اگرچه در دل قرائت کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در نمازهاى جهریه هرگاه مأمومین صداى امام و همهمه او را نشنوند مستحب است که قرائت کنند و هرگاه صدا و همهمه او را بشنوند مستحب است که در دل خود تسبیح کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در نمازهاى غیر جهریه مستحب است که مأمومین تسبیح کنند و دعا بخوانند و پناه به خدا برند از شرّ شیطان و حمد کنند او را و صلوات بفرستند بر محمّد و آل او علیهم‏السلام در حال قرائت امام. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 
 مسأله -  هرگاه دو نفر در پهلوى هم نماز کنند و هردو قصد امامت کرده باشند نماز هردو صحیح است، و هرگاه هردو قصد مأمومیت کرده باشند نماز هردو باطل است چراکه هیچ‏یک قرائت نکرده‏اند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و از این معلوم مى‏شود که نماز جماعت منعقد مى‏شود اگرچه مأموم در طرف چپ امام واقع شود.
 مسأله -  چون مؤذّن گفت قدقامت الصلوة کسانى که از براى نماز جماعت حاضر شده‏اند مستحب است که برخیزند و بایستند. پس اگر امام حاضر است که نماز مى‏کنند و اگر امام حاضر نیست یکى از مأمومین که اهلیّت دارد از براى امامت، امامت مى‏کند و اذن امام راتب در چنین صورتى شرط نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در دو رکعت آخر هرگاه امام تسبیح بخواند مستحب است که مأمومین حمد بخوانند و هرگاه امام حمد بخواند مستحب است که مأمومین تسبیح بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در دو رکعت آخر، مأموم حمد خواند و پیش از امام فارغ شد، مستحب است که حمد و ثناى الهى بگوید تا آنکه امام فارغ شود و جایز است که آیه آخر حمد را نخواند تا آنکه امام فارغ شود، پس آن آیه را بخواند و با امام رکوع کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در نمازهایى که جایز است اقتداکردن، مثل نمازهاى واجبه شبانه‏روزى، جایز است که هرنمازى را به هرنمازى اقتدا کنند. مثل اینکه نماز ظهر را اقتدا کنند به نماز ظهر و به نماز عصر و به نماز مغرب و به نماز عشاء و به  نماز صبح، و همچنین هریک را مى‏توان اقتدا کرد به هریک خواه هردو نماز قضاء باشد یا هردو نماز اداء باشد، یا یکى اداء باشد و یکى قضاء باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که چون جماعتى برپا شد اقتدا کنند اگرچه پیشتر نماز خود را کرده باشند، پس همان نماز را اعاده کنند به جماعتى که برپا شده خواه نماز خود را به طور فرادى‏ کرده باشند یا به جماعت، و خواه در نماز سابق امام باشد یا مأموم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که مشغول به نمازکردن شد و در بین نماز جماعتى برپا شد، مستحب است که نماز خود را در دورکعتى سلام بگوید و آن را از براى خود نافله قرار دهد و نماز خود را به جماعت بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که رسید به جماعتى که از نماز فارغ شده‏اند جایز است که بدون اذان و اقامه مشغول نماز شود و هرگاه اذان و اقامه هم بگوید بدعتى نکرده و مستحبى بجاآورده. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در هرحالى از حالات نماز کسى اقتدا کند، به ثواب نماز جماعت مى‏رسد اگرچه در حال تشهد آخر باشد لکن هرگاه پیش از رکوع یا در حال رکوع تکبیرةالاحرام گوید و اقتدا کند، یک رکعت اول نماز خود را دریافته و هرگاه تکبیرةالاحرام را بعد از رکوع امام گفته و اقتدا کرده، رکعت اول نماز خود را بعد از آنکه امام ایستاد از براى رکعت بعد قرار دهد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه مأموم امام را در حال تشهد دریافت، تکبیرةالاحرام مى‏گوید ایستاده و مى‏نشیند و تشهد را مى‏خواند محض متابعت‏کردن امام. پس اگر امام برخاست از براى رکعت بعد او هم برمى‏خیزد و رکعت اول نماز خود را از آنجا قرار مى‏دهد که برخاسته، و اگر امام سلام گفت او سلام نمى‏گوید و برمى‏خیزد و نماز خود را مى‏کند و ثواب نماز جماعت از براى او نوشته مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه امام در رکوع باشد و احساس کند که کسى مى‏آید که اقتدا کند، مستحب است که رکوع خود را طول دهد و ذکر رکوع را یک‏برابر و دوبرابر مکرر کند تا آنکه آن شخص به رکوع او برسد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى امام که از جاى خود برنخیزد تا آنکه کسانى که در بین نماز به او اقتدا کرده‏اند نماز خود را تمام کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى امام که مشغول به نافله شود تا آنکه کسانى که در بین نماز به او اقتدا کرده‏اند نماز خود را تمام کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى امام که بشنواند به کسانى که اقتدا به او کرده‏اند آنچه را که او مى‏خواند در بین نماز، و سزاوار نیست که مأمومین بشنوانند به امام آنچه را که مى‏خوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى امام که در دعاهایى که در بین نماز مى‏خواند شریک کند با خود مأمومین را، و مکروه است از براى او که دعاء را مخصوص خود قرار دهد و جفا و خیانت با ایشان کرده اگر دعا را مختص خود کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى امام که رعایت کند در نماز خود ضعیف‏تر مأمومین را و نماز خود را طول ندهد بقدرى که اقویا طاقت دارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که مى‏رود که به نماز جماعت برسد و ایشان را در رکوع بیند و بترسد که تا برود که متصل شود به صف، ایشان از رکوع سربردارند، جایز است از براى او که در همان مکان رو به قبله در حال ایستادگى تکبیرةالاحرام بگوید و رکوع کند و چون امام از رکوع راست شود او هم راست شود و در همان مکان به همراهى امام سجود کند. پس اگر امام بعد از سجود برخاست او هم برخیزد و برود تا خود را به صف برساند و اگر امام بعد از سجود نشست از براى تشهد خواندن، او هم در همان مکان با امام تشهد بخواند و چون امام برخاست او هم برخیزد و برود و به صف برسد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و اگر امام بعد از تشهد سلام گفت، خود را به صف رسانیدن ضرور نیست.
 مسأله -  کسى که نرسیده به صف رکوع کرد و مى‏تواند خود را برساند به رکوع امام، در حال رکوع برود و خود را به صف برساند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که در حال رفتن از براى رسیدن به صف که گامها را برندارند و پاها را به زمین بکشند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در رکعت اول و رکعت دوّم به امام اقتدا مى‏کند نباید حمد و سوره بخواند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در رکعت دوّم امام اقتدا کرد نباید حمد و سوره در آن رکعت بخواند ولکن قنوت را باید با امام بخواند و چون امام تشهد خواند باید با امام تشهد بخواند محض متابعت و چون امام برخاست از براى رکعت سوّم خود که آن رکعت دوّم مأموم است، مأموم باید قرائت کند و قنوت بخواند و بعد از آنکه امام سر از سجود برداشت از براى خود تشهد بخواند و خود را به امام برساند در حال ایستادگى و اگر نتواند تمام حمد را بخواند تسبیح کند خدا را و رکوع کند با امام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در رکعت سوّم امام اقتدا کرد باید قرائت کند در آن رکعت و رکعت بعد، چراکه رکعت اول و دوّم خود او است و هرگاه امام پیش از آنکه او از قرائت فارغ شود رکوع کند، مأموم باید متابعت کند در رکوع کردن و نباید تمام کند قرائت خود را که به رکوع امام نرسد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در رکعت چهارم امام اقتدا کرد باید قرائت کند و اگر در اواسط رکعت اقتدا کرد بقدرى‏که مى‏تواند باید قرائت کند و بعد از سجود امام مستحب است که با امام تشهد بخواند و چون امام سلام گفت او سلام نگوید و برخیزد و نماز خود را تمام کند و هرگاه بعد از سجود امام هم بخواهد برخیزد و نماز خود را تمام کند جایز است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در هر رکعتى از رکعات که در حال رکوع امام و اندکى پیش از رکوع امام کسى اقتدا کرد، رکعت اول نماز خود را دریافته اگرچه قرائتى و ذکرى و تسبیحى در آن رکعت نکرده باشد و چیزى بر او نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در رکعت سوّم امام اقتدا کرد، در رکعت چهارم امام که رکعت دوّم او است بعد از سجود امام تشهد را باید با امام بخواند پس اگر مى‏خواهد برمى‏خیزد و باقى نماز خود را تمام مى‏کند و مستحب است که بنشیند تا آنکه امام سلام گوید ولکن او سلام نگوید و بعد برخیزد و نماز خود را تمام کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که تشهد را محض متابعت و برکت مى‏خواند مستحب است که زانوهاى خود را بلند کند و آن تشهد کفایت از تشهد خود او نمى‏کند و خود او در موضع تشهد خود باید تشهد خود را بخواند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در رکعت دوّم امام اقتدا کرد و امام در رکعت آخر خود سهو کرد و یک رکعت زیاد نماز کرد، مأموم نباید اعتناء کند به رکعت زیاد امام و خود او باید نماز خود را تمام کند بعد از رکعت آخر امام نه رکعت سهو امام، و نماز او صحیح است اگرچه امام اگر دانست که یک رکعت زیاد نماز کرده نماز او باطل باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى سهو با امام رکوع نکرد تا آنکه امام سجده کرد، رکوع مى‏کند و خود را به امام مى‏رساند و نماز او صحیح است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از کثرت ازدحام مأمومین نتوانست با امام رکوع کند تا آنکه امام به سجود رفت، رکوع مى‏کند و خود را به امام مى‏رساند در سجود. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از کثرت ازدحام مأمومین نتوانست رکوع و سجود بجاآورد تا آنکه امام سر از سجده برداشت، رکوع مى‏کند و سجود مى‏کند و خود را به امام مى‏رساند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى سهو پیش از امام سلام گفت چیزى بر او نیست و نماز او صحیح است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که تعجیل داشته باشد به جهت حاجتى، جایز است که پیش از امام سلام گوید و از پى حاجت خود برود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که اقتدا کرد و تکبیرةالاحرام را گفت و بعد فراموش کرد ذکر رکوع و سجود و تشهد را و هیچ ذکرى و تسبیحى نکرد تا آخر نماز ولکن رکوع و سجود و تشهد را بجاآورده، چیزى بر او نیست و نماز او صحیح است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هیچ اعتبارى به شک امام نیست با حفظ مأموم و امام باید تابع مأموم شود و به مقتضاى شک خود عمل نکند، و هیچ اعتبارى به شک مأموم نیست با حفظ امام و مأموم باید تابع امام شود و به مقتضاى شک خود عمل نکند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه امام مسافر باشد و مأمومین مسافر نباشند، چون امام از نماز فارع شود کسى از مأمومین را نایب کند و مقدّم دارد تا باقى نماز مأمومین را تمام کند، یا خود ایشان بعضى را مقدّم دارند تا باقى نماز را با ایشان تمام کند به شرط آنکه آن کسى که مقدّم مى‏شود عادل باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه بعضى عدالت را در شخص مقدّم شرط ندانسته‏اند.
 مسأله -  هرگاه امام در بین نماز بمیرد، بعضى از مأمومین را که اهلیّت از براى امامت دارد مقدّم دارند که نماز را تمام کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر در شرط عدالت مقدّم چنانکه گذشت.
 مسأله -  هرگاه حدثى از امام صادر شود در بین نماز، یکى از مأمومین را که عادل باشد مقدّم دارد تا نماز را تمام کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر در شرط عدالت چنانکه گذشت.
 مسأله -  هرگاه امام بعد از نماز به یادش آید که جُنب است، یا وضوء ندارد، نماز مأمومین صحیح است و نباید اعاده کنند اگرچه امام باید غسل کند یا وضوء بسازد و اعاده کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست. و هرگاه در بین نماز به یادش آمد، مقدّم دارد کسى را که نماز را با قوم تمام کند و خود منصرف شود. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود.
 مسأله -  واجب نیست بر امام که اعلام کند مأمومین را به عدم طهارت خود و هرگاه اعلام کرد نماز ایشان صحیح است و نباید اعاده کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه شخصى امامت کرد و بعد معلوم شد که یهودى یا از سایر فِرَق کفار بوده، نباید مأمومین نماز خود را اعاده کنند مگر آنکه به کفر او مطلع باشند در حال نماز، پس باید نماز خود را اعاده کنند. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه شخصى امامت کرد و بعد از نماز معلوم شد که روى او به قبله نبوده ولکن مأمومین رو به قبله بوده‏اند، نماز مأمومین صحیح است و نباید اعاده کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شخصى امامت کند و قصد نماز نکند و بعد از نماز مأموم بفهمد که امام نیّت نماز نکرده، نماز مأموم صحیح است و نباید اعاده کند اگرچه امام گناه کرده. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه امام از نماز جماعت فارغ شود و بخواهد نافله‏اى بجاآورد، مستحب است که منحرف شود از مقامى که ایستاده بود و نافله بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است امامت‏کردن مردان از براى مردان و زنان و جایز نیست امامت کردن زنان از براى مردان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  زن هرگاه عادله باشد مى‏تواند امامت کند از براى زنان ولکن پیش نایستد و زنها از طرف راست و چپ او صف بکشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در صف پیش مکانى خالى باشد مکروه است که شخص به تنهایى در عقب صف بایستد از براى نماز جماعت. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در صف پیش جا تنگ باشد جایز است که شخص به تنهایى در عقب صف بایستد از براى نماز و مکروه است که خود را به عنف داخل صف کند و جا را بر مردم تنگ کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که شخصى که به تنهایى در عقب صف مى‏ایستد، مقابل امام بایستد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که تازه مکلّف شده، یا تازه مسلمان شده و میسّر نیست از براى او که یاد گیرد نماز را و نماز کند، واجب است بر او که اقتدا کند. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى در آن نیست.
    در قضاى فوائت و نمازهایى که در وقت آنها از شخص فوت شده‏
    و امور متعلقه به آنها است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  قضایى نیست بر شخص مکلّف از نمازهایى که در حال صِغَر و پیش از مکلّف‏شدن از او فوت شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  قضایى نیست بر شخص مکلّف از نمازهایى که در حال جنون از او فوت شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  قضایى نیست بر زن از نمازهایى که در ایام حیض و نفاس بجانیاورده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  قضایى نیست بر شخصى که کافر بوده -  مثل یهود و نصارى و مجوس و کفارى که اهل کتاب آسمانى نیستند -  و مسلمان شده از نمازهایى که در حال کفر خود بجانیاورده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  از هفتاد و دو فرقه اسلام هرگاه شخصى بر بصیرت شد و شیعه اثناعشرى شد، هرنمازى که در حال گمراهى از او فوت شده باید قضا کند و هرنمازى را که بجاآورده نباید اعاده کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه شخصى بیهوش شود و غش کند به جهت مرضى که عارض او شده، پس هرگاه از اول وقت نمازى تا آخر آن بیهوش افتاده، قضایى به طور وجوب بر او نیست اگرچه مستحب است که قضا کند نمازى را که در حال بیهوشى از او فوت شده ولکن هرگاه در اول وقت یا اواسط آن یا آخر آن بیهوش باشد و نمازى از او فوت شود، باید قضا کند آن نماز را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هر نمازى را که بدون طهارت بجاآورند -  خواه از روى عمد باشد و خواه از روى سهو و فراموشى -  آن نماز را باید اعاده کرد در وقت و قضا کرد در خارج وقت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هر نمازى که در وقت آن از مکلّف فوت شود -  خواه از روى عمد باشد و خواه از روى غفلت و فراموشى و خواه به جهت خواب بودن -  باید قضا کرد آن نماز را در خارج وقت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت نماز قضاء هر وقتى است که شخص بیادش آید که نمازى از او فوت شده هرگاه آن وقت، مخصوص نماز حاضرى نباشد. و هرگاه آن وقت بقدرى باشد که بیش از نماز حاضرى را نتوان در آن بجاآورد و وسعت ندارد، نماز حاضرى را باید بجاآورد و جایز نیست نماز قضا در آن وقت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه وقت وسعت داشته باشد و بتوان نماز حاضرى و نماز قضا را در آن بجاآورد، جایز است هریک را مقدم داشتن بر دیگرى ولکن مستحب است که نماز قضا را مقدّم دارند. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى مقدّم‏داشتن نماز قضا را واجب دانسته‏اند هرگاه یک نماز فوت شده باشد و بعضى مقدّم داشتن نماز قضا را مطلقاً واجب دانسته‏اند اگرچه نمازهاى عدیده فوت شده باشد و مختار، قول اول است.
 مسأله -  کسى که نماز قضا بر ذمّه او است مى‏تواند که نافله بجاآورد و مستحب است که قضا را مقدّم دارد بر نافله. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است قضاى نافله‏هاى شبانه‏روزى و هرگاه عاجز باشد از قضاکردن آنها مستحب است که تصدق دهد از براى هر دورکعتى مدّى از طعام. پس اگر عاجز باشد از هر چهاررکعتى مدّى از طعام تصدّق کند و هرگاه از این هم عاجز باشد از براى نافله‏هاى روز یک مدّ و از براى نافله‏هاى شب یک مدّ طعام تصدّق کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نمازهاى عدیده بر ذمّه او باشد و بخواهد آنها را قضا کند، اذان و اقامه مى‏گوید از براى نمازى که اول شروع مى‏کند و بعد از آن به اقامه تنها اکتفا مى‏کند از براى سایر نمازها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و هرگاه اذان را نیز از براى هرنمازى بگوید جایز است و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هر نمازى که اول فوت شده باید اول آن را قضا کرد و بعد از آن نمازى که بعد از آن فوت شده و به همان ترتیبى که فوت شده باید قضا کرد در صورتى که معلوم باشد ترتیب نمازهاى فوت شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که فوت شده از او یکى از نمازهاى پنج‏گانه و نمى‏داند که کدام است، دورکعت نماز مى‏کند که اگر در واقع نماز صبح از او فوت شده قضاى آن باشد، و سه‏رکعت دیگر مى‏کند که اگر در واقع نماز مغرب از او فوت شده قضاى آن باشد، و چهاررکعت دیگر بجامى‏آورد که در واقع هریک از نماز ظهر و عصر و عشاء از او فوت شده قضاى آن باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و از حدیثى که در این باب وارد شده معلوم مى‏شود که هرگاه شخص نداند ترتیب نمازهاى فوت‏شده را واجب نیست که شخص نمازهاى بسیار بجاآورد در حال قضاکردن از براى اینکه ترتیب حاصل شود چنانکه بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه نماز جمعه فوت شود نباید قضا کرد به دورکعت بلکه باید چهار رکعت قضا کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه روز عید فطر بعد از ظهر ثابت شود دیدن ماه، در روز بعد در صبح آن مى‏توان نماز عید کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در سفر نماز شکسته از او فوت شده قضا مى‏کند شکسته اگرچه در حضر قضا بجاآورد، و کسى که نماز تمام از او فوت شده باید تمام قضا کند اگرچه در سفر قضا بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در سفر وقت نماز بر او داخل شد و نماز نکرد تا آنکه به وطن رسید و هنوز وقت نماز باقى است پس نماز از او فوت شد، باید نماز تمام قضا کند و کسى که در حضر وقت نماز بر او داخل شده و نماز نکرد تا رفت به سفر و در سفر نماز از او فوت شد، باید نماز شکسته قضا کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست نماز قضاء بجاآوردن در حال سوارى هرگاه قضاى نمازهاى واجبى باشد چراکه وقت آن فوت نمى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى هرمؤمنى که قضا کند از هرمؤمنى میّت نماز و روزه و حج او را تبرّعاً و هرگاه مؤمنى تبرّعاً قضا کرد از میّتِ مؤمنى، از ولىّ میّت ساقط مى‏شود قضاکردن از براى او. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه بر ذمّه میّت عبادتى باشد و چیزى از عبادات واجبه بر او از او فوت شده باشد، باید از اصل ترکه او اخراج شود و اولیاى او قضا کنند، خواه خودشان و خواه اجیر کنند کسى را که قضا کند. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه نماز آیات از کسى فوت شود، پس هرگاه در وقت آن فهمیده که آن آیات واقع شده باید قضاء کند آن را و هرگاه در وقت وقوع آیات نفهمیده و بعد از آن خبر به او رسیده، پس در گرفتن آفتاب و ماه هرگاه تمام قرص گرفته باشد باید قضا کند و هرگاه تمام قرص نگرفته باشد قضاى آن واجب نیست و در سایر آیات مطلقاً قضا واجب است چه در وقت وقوع آنها فهمیده باشد یا بعد از آن خبر به او رسیده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى نذر معیّنى کرد که در روز معینى در ماه معینى در سال معینى نمازى بکند و در آن روز معیّن نماز از او فوت شود، قضاى آن نماز واجب نیست. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
    در نمازى است که شخص مکلّف آن را بر خود واجب کرده به نذرى‏ یا عهدى یا قسمى و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  نذرى که معتبر است از جانب شارع این است که شخص مکلّف بگوید لِلَّهِ عَلَىَّ هکذا اِنْ حَصَلَ کَذا یعنى از حق خدا است بر ذمّه من، فى‏المثل نمازى، اگر صحّت حاصل شود از براى مریض من فى‏المثل. پس چون مریض او صحّت یافت آن نماز واجب مى‏شود بر او. پس هرگاه صیغه نذر را نخواند و در دل قصد کرد که اگر مریض من صحّت یافت نماز مى‏کنم، آن نذر اعتبارى ندارد و واجب نیست بر او نمازکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  صیغه عهد هم مثل صیغه نذر موجب عهد است و اگر صیغه خوانده نشود عهدى واجب نمى‏شود و صیغه عهد این است که بگویند عاهَدْتُ اللَّهَ اَنْ‏اُصَلِّىَ اِنْ صَحَّ مَریضى‏ یعنى عهد کردم با خدا اینکه نماز کنم اگر مریض من صحّت یابد. پس چون مریض صحّت یافت نماز واجب مى‏شود. پس هرگاه صیغه عهد خوانده نشود و شخص در دل خود عهدى کند، نماز واجب نشود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  به قسَم یادکردن به خدا از براى عملى مشروع، آن عمل واجب مى‏شود و قسَم به غیر خدا چیزى را واجب نمى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در هریک از نذر و عهد و قسَم جایز است که با شرطى باشد. مثل آنکه اگر مریضى صحّت یافت نماز کنم و جایز است که بدون شرطى باشد مثل آنکه بگوید لِلَّهِ عَلَىَّ کَذا یعنى از حق خداست بر من که نماز کنم مثلاً، و همچنین است حکم در عهد و قسَم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  چیزى را که نذرى و عهدى از براى آن مى‏کنند، یا قسَم از براى آن یاد مى‏کنند، باید خلاف شرع و مرجوح نباشد و هرگاه آن چیز مرجوح و خلاف شرع باشد هیچ‏یک از نذر و عهد و قسَم واجب نمى‏کنند چیزى را. مثل آنکه نذر و عهد کند که اگر فلان مؤمن صدمه‏اى به او رسید من نماز مى‏کنم، پس چنین نذرى و عهدى یا قسَمى، نمازى واجب نمى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در نذر و عهد و قسَم باید آن کارى که مى‏خواهد بکند مشروع باشد، پس اگر مشروع نباشد چیزى را واجب نمى‏کند. مثل آنکه نماز پنج‏رکعتى نباید باشد چراکه نماز پنج‏رکعتى مشروع نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و چون هریکم از کتاب نذر و عهد و قسَم در موضع خود خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى، بیش از این مناسب نیست که در اینجا تفصیل ذکر شود. 
    فصل‏- در نمازهایى است که در هر سال مستحب است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  در ماه مبارک رمضان هزار رکعت نماز مستحب است به این‏طور که از شب اول تا شب بیستم در هرشبى بیست رکعت نماز کنند که بعد از نماز مغرب و نافله آن هشت رکعت، و بعد ازنماز عشاء دوازده رکعت نماز بجاآورند و در شب نوزدهم علاوه بر بیست رکعت، صد رکعت دیگر بجاآورند که مجموع، پانصد رکعت شود. و در دهه آخر هرشبى سى‏رکعت نماز بجاآورند که بعد از نماز مغرب و نافله آن دوازده رکعت و بعد از نماز عشاء هجده رکعت بجاآورند و در شب بیست‏ویکم و بیست‏وسوّم در هرشبى علاوه بر سى‏رکعت، صدرکعت بجاآورند که مجموع، پانصدرکعت شود و مجموع این هزاررکعت غیر از نافله شب است که سیزده رکعت باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه کیفیت بجاآوردن این نمازها به طورهاى دیگر هم رسیده است.
 مسأله -  در هریک از شب نوزدهم و بیست‏ویکم و بیست‏وسوّم ماه رمضان که شبهاى احیاء است دورکعت نماز مستحب است که در هررکعتى بعد از حمد هفت‏مرتبه سوره قُلْ هُوَ اللّه باید خواند و بعد از نماز هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ اَتُوبُ اِلَیْه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در شب عید فطر دورکعت نماز مستحب است در رکعت اول بعد از حمد هزار مرتبه سوره قل هو اللّه و در رکعت دوم بعد از حمد یک مرتبه سوره قل هو اللّه باید خواند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز بیست و پنجم ذیقعده دورکعت نماز مستحب است، پس چون آفتاب بلند شد دورکعت نماز باید کرد در هررکعت بعد از حمد سوره والشمس پنج مرتبه باید خواند و بعد از سلام لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلّا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ باید گفت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز اول ماه ذیحجه دو رکعت نماز مستحب است در رکعت اول بعد از حمد صد مرتبه سوره انّا انزلناه و در رکعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سوره قل هو اللّه باید خواند و این نماز معروف است به نماز حضرت فاطمه علیهاالسلام و این روز روزى است که تزویج آن حضرت در آن واقع شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه در روز ششم هم تزویج آن حضرت وارد شده.
 مسأله -  از شب اول ماه ذیحجه تا شب دهم در هرشبى دورکعت نماز مستحب است در میان نماز مغرب و عشاء در هر رکعتى حمد و قل هو اللّه یک مرتبه و آیه شریفه وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلثینَ لَیْلَة وَ اَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّه‏ اَرْبَعینَ لَیْلَة وَ قالَ مُوسى‏ لاَِخیهِ هرُونَ اخْلُفْنى‏ فى‏ قَوْمى‏ وَ اَصْلِحْ وَ لاتَتَّبِعْ سَبیلَ الْمُفْسِدینَ را باید خواند. پس چون کسى این نماز را به این کیفیت بجاآورد شریک خواهد بود در ثواب حاجیان اگرچه حج نکرده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز عرفه دو رکعت نماز مستحب است، پس هرکس دو رکعت نماز بجاآورد پیش از آنکه مشغول خواندن دعا شود و اعتراف کند به گناهان خود، بیامرزد خدا گناهان گذشته و گناهان آینده او را و شریک خواهد بود در ثواب واقفین در عرفه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز عید غدیر دورکعت نماز مستحب است، پس هرکس نیم‏ساعت پیش از ظهر غسل کند و دورکعت نماز بجاآورد و در هررکعت بعد از حمد سوره توحید را ده‏مرتبه و آیةالکرسى را ده‏مرتبه و سوره انّا انزلناه را ده‏مرتبه بخواند، مقابل مى‏شود نماز او در نزد خداوند عالم جلّ‏شأنه با صدهزار حجه مقبوله و هرگاه در آن وقت آن نماز فوت شود قضا کند آن را بعد از آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و سجده شکر بعد از آن و گفتن صدمرتبه شُکْراً لِلَّهِ در آن وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز بیست و چهارم ذیحجه که روز مباهله است دو رکعت نماز مستحب است و کیفیت آن مثل نماز عید غدیر است و به هرطورى که بخواهند بجاآورند جایز است و بعد از آن هفتاد مرتبه استغفار مستحب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در شب اول ماه محرّم صد رکعت نماز مستحب است در هررکعتى بعد از حمد سوره توحید بخوانند. و دورکعت نماز هم در آن شب رسیده در رکعت اول بعد از حمد سوره انعام و در رکعت دوّم بعد از حمد سوره یس بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در شب عاشورا چهار رکعت نماز مستحب است در آخر شب، در هررکعتى بعد از حمد ده‏مرتبه آیةالکرسى و ده‏مرتبه سوره توحید و ده‏مرتبه سوره فلق و ده‏مرتبه سوره قل اعوذ برب الناس بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز عاشورا بهترین اعمال این است که چون آفتاب بلند شود غسل کنند و جامه پاکیزه بپوشند و آستین دستها را بالا زنند و زیرجامه را بالا کشند که ساق پاها نمایان باشد مانند مصیبت‏زدگان و بروند به بیابانى که کسى در آنجا نباشد، یا در روى بامى یا مکانى دیگر که کسى در آن نباشد و چهار رکعت نماز بجاآورند با خضوع و خشوع و اطمینان و در رکعت اول بعد از حمد سوره قل یاایها الکافرون و در رکعت دوّم بعد از حمد سوره توحید و در رکعت سوّم بعد از حمد سوره احزاب و در رکعت چهارم بعد از حمد سوره منافقین بخوانند، یا هرسوره‏اى که میسر باشد، و بعد از سلام نماز روى خود را به سوى قبر مقدّس سیدالشهداء علیه‏السلام کنند و سلام کنند و صلوات بفرستند بر آن بزرگوار و لعنت کنند کشندگان و ظالمین و راضین به اعمال ایشان را لعنهم اللّه بعدد مافى علمه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شب اول ماه رجب بعد از نماز مغرب بیست رکعت نماز بجاآورد و در هررکعتى بعد از حمد سوره توحید بخواند، محفوظ مى‏شود در نفس خود و مال خود و عیال خود و اولاد خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در ماه رجب شصت رکعت نماز بجاآورد و در هررکعتى بعد از حمد سوره قل یاایها الکافرون را سه مرتبه و سوره قل هو اللّه را یک‏مرتبه بخواند، خداوند عالم جلّ‏شأنه دعاى او را مستجاب کند و به او عطا کند ثواب شصت حجه و شصت عمره مقبوله. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شبى از شبهاى ماه رجب دو رکعت نماز بجاآورد و در هررکعتى بعد از حمد پنجاه‏مرتبه سوره توحید بخواند مثل آن است که صدسال روزه گرفته باشد و خداوند عالم جلّ‏شأنه به او عطا کند صد قصر در بهشت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که غافل نشود از شب جمعه اول ماه رجب که آن را ملائکه «لیلةالرغائب» مى‏نامند و در روز پنج‏شنبه اول ماه روزه بگیرد و در شب جمعه اول، دوازده رکعت نماز بجاآورد در میان نماز مغرب و عشاء و بعد از فارغ‏شدن از نماز هفتادمرتبه صلوات بفرستد بر محمّد و آل او علیهم‏السلام و بگوید اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِه و بعد از آن به سجود رود و هفتادمرتبه در سجود خود بگوید سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ پس سر از سجود بردارد و بگوید رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّاتَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِىُّ الاَْعْظَمُ و بعد از آن باز به سجود رود و بگوید سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ چنانکه در سجده اول گفت پس طلب کند در سجود خود حاجت خود را، پس حاجت او برآورده شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در شب نیمه ماه رجب دوازده‏رکعت نماز مستحب است در هررکعتى بعد از حمد هرسوره‏اى که بخواهد بخواند یک‏مرتبه، و بعد از فراغ از دوازده‏رکعت هریک از سوره حمد و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس و قل هو اللّه احد و آیةالکرسى را چهارمرتبه بخواند و بعد از آن چهارمرتبه سُبْحانَ‏اللَّهِ وَ الْحَمْدُلِلَّهِ وَ لااِلهَ‏اِلّااللَّهُ وَ اَللَّهُ‏اَکْبَرُ را بخواند و بعد از آن اَللَّهُ اَللَّهُ رَبّى‏ لااُشْرِکُ بِه‏ شَیْئاً ماشاءَ اللَّهُ لاقُوَّةَ اِلّا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ را بخواند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نیست مؤمنى که در ماه رجب سى‏رکعت نماز بجاآورد، ده‏رکعت در روز اول آن و ده‏رکعت در روز نیمه آن و ده‏رکعت در روز آخر آن و در هررکعتى بعد از حمد سه‏مرتبه سوره قل هو اللّه احد و سه مرتبه سوره قل یاایها الکافرون بخواند مگر آنکه آمرزیده شود از جمیع گناهان خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در شب بیست و هفتم ماه رجب دوازده رکعت نماز مستحب است و در هررکعتى بعد از حمد هریک از سوره قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس و قل هو اللّه احد را چهار مرتبه بخوانند و چون از نماز فارغ شوند در همان مکان چهارمرتبه لااِلهَ‏اِلّااللَّهُ وَ اَللَّهُ‏اَکْبَرُ وَ اَلْحَمْدُلِلَّهِ وَ سُبْحانَ‏اللَّهِ وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلّا بِاللَّهِ را بخوانند و بعد هرچه بخواهند از خدا طلب کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نیست مؤمنى که در روز بیست و هفتم ماه رجب که روز مبعث است دوازده رکعت نماز بجاآورد در هررکعتى بعد از حمد هرسوره‏اى که میسر باشد بخواند پس چون از نماز فارغ شد از جاى خود حرکت نکند و چهارمرتبه سوره حمد بخواند و چهارمرتبه لااِلهَ‏اِلّااللَّهُ وَ اَللَّهُ‏اَکْبَرُ  وَ سُبْحانَ‏اللَّهِ وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلّا بِاللَّهِ را بخواند و بعد از آن چهارمرتبه اَللَّهُ اَللَّهُ رَبّى‏ لااُشْرِکُ بِه‏ شَیْئاً را بخواند مگر آنکه هرچه خواهد از خدا طلب کند که خدا اجابت کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شب اول ماه شعبان دوازده رکعت نماز بجاآورد و در هررکعتى بعد از حمد پانزده‏مرتبه سوره قل هو اللّه احد را بخواند، خداوند عالم جلّ‏شأنه عطا کند به او ثواب دوازده هزار شهید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شب اول ماه شعبان دو رکعت نماز بجاآورد و در هررکعتى بعد از حمد سى‏مرتبه سوره قل هو اللّه احد را بخواند و چون سلام نماز گوید بگوید اَللَّهُمَّ هذا عَهْدى‏ عِنْدَکَ اِلى‏ یَوْمَ الْقِیمَةِ محفوظ ماند از شرّ ابلیس و جنود او و عطا کند خداوند عالم به او ثواب صدیقین را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  زینت مى‏شود آسمانها در هر پنج‏شنبه از ماه شعبان، پس کسى که دورکعت نماز در آن بجاآورد و در هررکعتى بعد از حمد صد مرتبه سوره قل هو اللّه احد بخواند و چون از نماز فارغ شود صد مرتبه صلوات بفرستد بر محمّد و آل‏محمّدصلى الله وعلیه وآله خداوند عالم جلّ‏شأنه روا کند هر حاجتى که دارد در امر دنیا و آخرت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  شب نیمه شعبان از جمله شبهاى قدر است و بهترین شبها است بعد از شبهاى قدر ماه رمضان. پس کسى که صد رکعت نماز در آن بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد ده‏مرتبه سوره قل هو اللّه احد بخواند و چون از نماز فارغ شود ده‏مرتبه آیةالکرسى بخواند و صدمرتبه سبحان‏اللّه بگوید، خداوند عالم جلّ‏شأنه صد گناه کبیره او را بیامرزد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شب نیمه شعبان دو رکعت نماز بجاآورد و در رکعت اول بعد از حمد سوره قل یاایها الکافرون بخواند و در رکعت دوم بعد از حمد سوره قل هو اللّه احد بخواند پس چون از نماز فارغ شود سى‏وسه مرتبه سُبحان‏اللّه و سى‏وسه مرتبه الحمدللّه و سى‏وچهار مرتبه اللّه‏اکبر بگوید و بعد به سجود رود و در سجود بیست مرتبه یاربّ بگوید و هفت مرتبه یامحمّد بگوید صلى الله وعلیه وآله و ده‏مرتبه لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلّا بِاللَّهِ و ده‏مرتبه ماشاءاللّه و ده‏مرتبه لا قُوَّةَ اِلّا بِاللَّه بگوید پس صلوات بفرستد بر محمّد و آل او صلى الله وعلیه وآله و سؤال کند از خداوند عالم حاجات خود را، برآورده شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز نوروز روزه بدارد و غسل کند و پاکیزه‏ترین جامه‏هاى خود را بپوشد و خود را به عطرهاى خوب معطّر کند و چون از نماز ظهر و عصر و نوافل آنها فارغ شود چهار رکعت نماز بجاآورد و در رکعت اول بعد از حمد ده‏مرتبه سوره انّا انزلناه بخواند و در رکعت دوّم بعد از حمد ده‏مرتبه سوره قل یاایها الکافرون بخواند و در رکعت سوّم بعد از حمد ده‏مرتبه سوره قل هو اللّه احد و در رکعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس بخواند و چون از نماز فارغ شود سجده شکر بجاآورد و دعا کند، گناهان پنجاه ساله او آمرزیده شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز اول هر ماهى دو رکعت نماز بجاآورد و در رکعت اول بعد از حمد سى‏مرتبه سوره قل هو اللّه احد بخواند و در رکعت دوم بعد از حمد سى‏مرتبه سوره انّا انزلناه بخواند و تصدّق بدهد هرقدرى که میسر باشد، سلامتى تمام آن ماه را از براى خود خریده است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل‏- در نمازهایى است که در هر هفته مستحب است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  کسى که در شب شنبه چهار رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد سه مرتبه آیةالکرسى و یک مرتبه سوره توحید بخواند و بعد از نماز سه‏مرتبه آیةالکرسى بخواند، خداوند عالم جلّ‏شأنه بیامرزد او را و بیامرزد پدر و مادر او را و از جمله کسانى باشد که رسول خدا صلى الله وعلیه وآله شفیع او باشد در روز قیامت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز شنبه چهار رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد سه‏مرتبه سوره قل یاایها الکافرون بخواند و چون از نماز فارغ شود یک‏مرتبه آیةالکرسى بخواند، مى‏نویسد خداى تعالى از براى او به عدد مردهاى یهودى و به عدد زنهاى یهودیه عبادت یک سال. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شب یکشنبه چهار رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد یک مرتبه آیةالکرسى و یک مرتبه سوره سبّح اسم ربک الاعلى و یک مرتبه سوره قل هو اللّه احد بخواند، مى‏آید در روز قیامت و حال آنکه صورت او مانند ماه شب چهارده تابان است و خداوند عالم جلّ‏شأنه حظّ وافرى به واسطه عقل او به او رساند تا وقت مردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز یکشنبه چهار رکعت نماز بجاآورد و در هررکعتى بعد از حمد آیه شریفه آمَنَ الرَّسُولُ را تا آخر سوره بقره بخواند مى‏نویسد خداى تعالى از براى او به عدد هر مرد نصرانى و به عدد هر زن نصرانیه عبادت هزار سال. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شب دوشنبه چهار رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى هفت‏مرتبه سوره حمد و یک مرتبه سوره انّا انزلناه بخواند و چون از نماز فارغ شود صدمرتبه اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ و صد مرتبه اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ جَبْرَئیل بگوید، خداوند عالم جلّ‏شأنه عطا کند به او هفتاد هزار قصر در بهشت که در هرقصرى هفتاد هزار خانه است و در هر خانه‏اى هفتاد هزار اطاق و در هر اطاقى هفتاد هزار کنیز است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز دوشنبه چهار رکعت نماز بجاآورد بطورى‏که در شب آن ذکر شد، از براى او خواهد بود آنچه که براى نماز شب آن ذکر شد. و کسى که در روز دوشنبه دو رکعت نماز بجاآورد در وقتى که روز بلند شده باشد و در هر رکعتى بعد از حمد یک مرتبه آیةالکرسى و یک مرتبه قل هو اللّه احد و یک مرتبه قل اعوذ برب الفلق و یک مرتبه قل اعوذ برب الناس بخواند و چون از نماز فارغ شود ده‏مرتبه استغفار کند و ده‏مرتبه صلوات فرستد بر محمّد و آل‏محمّد صلى الله وعلیه وآله بیامرزد خداوند عالم جلّ‏شأنه جمیع گناهان او را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شب سه‏شنبه دو رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد یک مرتبه آیةالکرسى و یک مرتبه سوره قل هو اللّه احد و یک مرتبه آیه شهد اللّه انه لا اله الّا هو تا سریع الحساب بخواند، آنچه از خداوند عالم جلّ‏شأنه طلب کند به او عطا کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز سه‏شنبه در میان روز بیست رکعت نماز بجاآورد و در هررکعتى بعد از حمد یک مرتبه آیةالکرسى و سه‏مرتبه سوره قل هو اللّه احد بخواند، تا هفتاد روز از براى او گناهى نخواهد بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شب چهارشنبه دو رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد یک مرتبه آیةالکرسى و یک مرتبه سوره قل هو اللّه احد و یک مرتبه سوره انّا انزلناه بخواند، بیامرزد خداوند عالم جلّ‏شأنه گناهان گذشته و گناهان آینده او را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز چهارشنبه دوازده رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد سه‏مرتبه قل هو اللّه احد و سه‏مرتبه قل اعوذ برب الفلق و سه‏مرتبه قل اعوذ برب الناس بخواند، منادى ندا کند از جانب عرش که اى بنده خدا! عمل از سرگیر که خدا آمرزید گناهان گذشته و گناهان آینده تو را.
 مسأله -  کسى که در شب پنج‏شنبه در میان نماز مغرب و عشاء دو رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد پنج‏مرتبه آیةالکرسى و پنج‏مرتبه سوره قل هو اللّه احد و پنج‏مرتبه قل یاایها الکافرون و پنج‏مرتبه قل اعوذ برب الفلق و پنج مرتبه قل اعوذ برب الناس بخواند و چون از نماز فارغ شود پانزده‏مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ بگوید و ثواب آن را از براى والدین خود قرار دهد، پس حق ایشان را بجاآورده.
 مسأله -  کسى که در شب جمعه یا روز جمعه یا شب پنج‏شنبه یا روز پنج‏شنبه چهار رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى هفت‏مرتبه سوره حمد و یک‏مرتبه سوره انّا انزلناه بخواند و بعد از فارغ‏شدن از نماز صدمرتبه اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ و صدمرتبه صَلِّ عَلى‏ جَبْرَئیل بخواند، عطا کند خداوند عالم به او هفتادهزار قصر در بهشت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و در نمازهاى ایام هفته به غیر از این کیفیت مذکوره، به طورهاى دیگر نیز در احادیث وارد شده و ذکر جمیع آنها موجب تطویل است و هرکس آنها را در کتبى که از براى عمل نوشته شده ببیند و بخواهد عمل کند جایز است.
 و چند نماز در ایام هفته از حضرت امام علىّ‏النقى علیه‏السلام رسیده که فرموده‏اند که در کتب پدران خود خوانده‏ام، پس دوست داشتم که آنها را در ضمن چند مسأله ذکر کنم:
 مسأله -  کسى که در روز شنبه چهار رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد سوره قل هو اللّه احد و آیةالکرسى بخواند، خداوند عالم جلّ‏شأنه او را در درجه نبیّین و شهداء و صالحین ثبت فرماید وَ حَسُنَ اُولئِکَ رَفیقاً. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز یکشنبه چهار رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد سوره تبارک الذى بیده الملک بخواند، خداوند عالم جلّ‏شأنه او را در بهشت جاى دهد بطورى‏که به هرطورى که مى‏خواهد و میل دارد بشود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز دوشنبه ده‏رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد ده مرتبه سوره قل هو اللّه احد بخواند، خداوند عالم جلّ‏شأنه قرار دهد از براى او نورى در روز قیامت که روشن کند تمام موقف را تا آنکه غبطه برند بر او تمام خلقى که در آنجا هستند که کاش نور ایشان هم مثل نور او بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز سه‏شنبه شش‏رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد آیه شریفه آمن الرسول را تا آخر سوره بقره بخواند، و بعد از آن سوره اذا زلزلت الارض را یک مرتبه بخواند، خداوند عالم جلّ‏شأنه بیامرزد گناهان او را تا آنکه خلاص شود از آنها مثل روزى که از مادر متولد شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز چهارشنبه چهار رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد سوره قل هو اللّه احد را یک مرتبه و سوره انّا انزلناه را یک مرتبه بخواند، خداوند عالم جلّ‏شأنه توبه بر او دهد و توبه او را قبول کند و تزویج کند به او حورى از حورعین. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز پنج‏شنبه ده‏رکعت نماز بجاآورد و در هررکعتى بعد از حمد ده‏مرتبه سوره قل هو اللّه احد بخواند، ملائکه به او بگویند که حاجات خود را بطلب تا عطا شود به تو. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز جمعه چهار رکعت نماز بجاآورد و در هر رکعتى بعد از حمد سوره تبارک الذى بیده الملک را یک مرتبه و حم سجده را یک‏مرتبه بخواند، خداوند عالم جلّ‏شأنه او را داخل بهشت کند و شفاعت او را در اهل‏بیت او قبول کند و او را نگاه دارد از فشار قبر و هولها و ترسهاى روز قیامت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.

    فصل‏
    در نمازهاى هدیه است از براى ائمه طاهرین علیهم‏السلام در ایام هفته‏
    و امور متعلقه به آن و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  کسى که قرار دهد در میان خود و خدا که ثواب نمازهاى یومیه او که نمازهاى پنج‏گانه باشد از براى پیغمبر و امیرالمؤمنین علیه‏السلام و اوصیاى بعد از او صلوات‏اللّه علیهم باشد، مضاعف کند خداوند عالم جلّ‏شأنه ثواب نماز او را و زیاد کند ثواب او را چندین برابر ثواب نماز او به قدرى که در تعداد و شماره آن نفس قطع شود و پیش از آنکه روح او از بدن او بیرون رود ائمه طاهرین سلام‏اللّه علیهم اجمعین به او بگویند که اى فلان! هدیه تو نزد ما است و الطاف تو از براى ما است، پس این است روزى که باید جزاى هدیه خود را دریابى و عوض لطفهاى تو به تو برسد. پس خوشا به حال تو و چشم تو روشن باد و گوارا باشد از براى تو آنچه مى‏رسى به آن.
 راوى عرض کرد که چگونه هدیه کند نماز خود را؟ فرمودند که نیّت کند ثواب نماز من از براى ایشان باشد. و اگر میسر باشد زیاده بر نمازهاى یومیه پنج‏گانه نمازى بجابیاورد اگرچه دو رکعت باشد و آن را هدیه یکى از ایشان قرار دهد، پس افتتاح نماز را مثل افتتاح نماز واجبى به هفت تکبیر یا سه تکبیر یا یک تکبیر قرار دهد و بعد از ذکر رکوع و سجود، سه‏مرتبه بگوید صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ پس چون تشهد خواند و سلام گفت بگوید اَللَّهُمَّ اَنْتَ السَّلامُ وَ مِنْکَ السَّلامُ یا ذَاالْجَلالِ وَ الاِکْرام صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِه وَ اَبْلِغْهُمْ عَنّى‏ اَفْضَلَ التَّحِیَّةِ وَ السَّلام اَللَّهُمَّ اِنَّ هذِهِ الرَّکَعات هَدِیَّةٌ مِنّى‏ اِلى‏ عَبْدِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ رَسُولِکَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللَّه خاتَمِ النَّبِیّینَ اَللَّهُمَّ تَقَبَّلْها مِنّى‏ وَ اَبْلِغْهُ اِیّاها عَنّى‏ وَ اَثْبِتْنى‏ عَلَیْها اَفْضَلَ اَمَلى‏ وَ رَجائى‏ فیکَ وَ فى‏ نَبِیِّکَ وَ وَصِىِّ نَبِیِّکَ وَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ اَوْلِیائِکَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ یا وَلِىَّ الْمُؤْمِنینَ و نماز را مخصوص هریک از ایشان علیهم‏السلام که بجاآورد در دعاء اسم شریف او را ذکر کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز جمعه مستحب است که هشت رکعت نماز بجاآورند، چهار رکعت هدیه از براى رسول خدا صلى الله وعلیه وآله و چهار رکعت هدیه از براى حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز شنبه مستحب است که چهار رکعت نماز بجاآورند از براى هدیه امیرالمؤمنین‏علیه‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز یکشنبه مستحب است که چهار رکعت نماز بجاآورند از براى هدیه حضرت امام‏حسن‏علیه‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز دوشنبه مستحب است که چهار رکعت نماز بجاآورند از براى هدیه حضرت امام‏حسین علیه‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز سه‏شنبه مستحب است که چهار رکعت نماز بجاآورند از براى هدیه حضرت امام زین‏العابدین علیه‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز چهارشنبه مستحب است که چهار رکعت نماز بجاآورند از براى هدیه حضرت امام محمّدباقر علیه‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز پنج‏شنبه مستحب است که چهار رکعت نماز بجاآورند از براى هدیه حضرت صادق علیه‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز جمعه باز هشت رکعت نماز مستحب است، چهار رکعت هدیه حضرت پیغمبر صلى الله وعلیه وآله و چهار رکعت هدیه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز شنبه چهار رکعت نماز مستحب است از براى هدیه حضرت کاظم‏علیه‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز یکشنبه چهار رکعت نماز مستحب است از براى هدیه حضرت امام‏رضاعلیه‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز دوشنبه چهار رکعت نماز مستحب است از براى هدیه حضرت امام محمّدتقى‏علیه‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز سه‏شنبه چهار رکعت نماز مستحب است از براى هدیه حضرت امام على‏النقى علیه‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز چهارشنبه چهار رکعت نماز مستحب است از براى هدیه حضرت امام حسن عسکرى علیه‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز پنج‏شنبه چهار رکعت نماز مستحب است از براى هدیه صاحب‏الزمان علیه و على آبائه صلوات‏اللّه الملک المنّان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و این نمازها در عرض دو هفته به انجام مى‏رسد از براى هدیه چهارده معصوم‏علیهم‏السلام.

    فصل‏- در نماز هدیه از براى سایر مؤمنین است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  نماز هدیه از براى هر مؤمنى مى‏توان بجاآورد، چه مرده باشند و چه زنده. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در شب اول قبر هر مؤمنى دو رکعت نماز مستحب است از براى هدیه او، در رکعت اول بعد از حمد یک مرتبه آیةالکرسى و در رکعت دوم بعد از حمد ده‏مرتبه سوره انّا انزلناه، یا در رکعت اول بعد از حمد دومرتبه سوره قل هو اللّه احد و در رکعت دوم بعد از حمد ده‏مرتبه سوره الهیکم التکاثر بخوانند، یا آنکه بعد از حمد هرسوره‏اى که میسر است بخوانند و چون از نماز فارغ شوند بگویند اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها اِلى‏ قَبْرِ فلان و اسم میّت را ذکر کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در میان شب برخیزد و دو رکعت نماز بجاآورد و در سجود خود دعا کند از براى چهل مؤمن از برادران دینى خود و اسم ایشان را ذکر کند و حاجات خود را از خدا طلب کند، خداوند حاجات او را برآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در نماز هدیه از براى میّت، بعد از حمد هرسوره‏اى جایز است و مستحب است که بعد از حمد سوره انّا انزلناه و سوره انا اعطیناک الکوثر بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نماز هدیه را در هروقتى مى‏توان بجاآورد ولکن مستحب است که از براى والدین در روز بجا بیاورند و از براى اولاد در شب بجاآورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شب پنج‏شنبه در میان نماز مغرب و عشاء دو رکعت نماز بجاآورد و در هررکعتى بعد از حمد آیةالکرسى پنج‏مرتبه و قل هو اللّه احد پنج‏مرتبه و قل یاایها الکافرون پنج‏مرتبه و قل اعوذ برب الفلق پنج‏مرتبه و قل اعوذ برب الناس پنج‏مرتبه بخواند و بعد از نماز پانزده مرتبه اَسْتَغْفِرُاللّه بگوید و ثواب آن را هدیه کند از براى والدین خود، حق ایشان را اداء کرده چنانکه گذشت.
    فصل‏- در سایر نمازهاى مستحبى است که در امور مهمه وارد شده
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  هرکس بخواهد که خداوند عالم جلّ‏شأنه راضى کند از او کسانى را که حقوق چند به گردن او دارند که از اداى آن حقوق عاجز است و ذمه او را برى‏ء کند از حقوق ایشان، پس چهار رکعت نماز بجاآورد در هر وقتى که بخواهد به این کیفیت که در رکعت اول بعد از حمد بیست و پنج مرتبه سوره قل هو اللّه احد بخواند و در رکعت دوم بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره مذکوره را بخواند و در دو رکعتى بعد از تشهد سلام بگوید و در رکعت سوّم بعد از حمد هفتاد و پنج مرتبه سوره توحید بخواند و در رکعت چهارم بعد از حمد صد مرتبه سوره مذکوره را بخواند و از خداوند عالم جلّ‏شأنه بخواهد که صاحبان حقوق او را از او راضى کند. پس اگر صاحبان حقوق او به عدد ریگ بیابان باشند خداوند عالم جلّ‏شأنه همه ایشان را از او راضى خواهد کرد به فضل و سعه رحمت خود و مى‏گذرد از صراط مانند برق به سوى بهشت بدون حساب، و داخل مى‏شود در بهشت با کسانى که اول داخل بهشت مى‏شوند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که نمازهاى چند از او فوت شده و نمى‏داند که چقدر از او فوت شده و نادم و پشیمان است از فوت‏شدن آنها و نمى‏تواند قضا کند آنها را، پس در شب دوشنبه پنجاه رکعت نماز بجاآورد هر دو رکعتى به یک سلام و در هر رکعت بعد از حمد یازده مرتبه سوره قل هو اللّه احد بخواند. پس چون از نماز فارغ شود صدمرتبه استغفار کند و صدمرتبه سبحان‏اللّه گوید و صدمرتبه صلوات فرستد بر محمّد و آل‏محمّد علیهم‏السلام پس خداوند جلّ‏شأنه محاسبه نمازهاى فوت شده را که نتوانسته قضاء کند با او نخواهد کرد اگرچه صدسال باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در هر روز یا در هر هفته یا در هر ماه یا در هر سال نماز جعفر طیّار را بجاآورد آنچه گناه در مابین دو نماز جعفر مرتکب شده آمرزیده شود و هردعایى که بعد از آن خوانده شود مستجاب گردد و کیفیت آن این است که آن چهار رکعت نماز است به دو سلام. در رکعت اول بعد از حمد سوره اذا زلزلت الارض و در رکعت دوم بعد از حمد سوره والعادیات و در رکعت سوّم بعد از حمد سوره اذا جاء نصر اللّه و الفتح و در رکعت چهارم بعد از حمد سوره قل هو اللّه احد را بخواند و بعد از قرائت حمد و سوره پانزده مرتبه سُبحانَ اللّه و الحَمد للّه و لا اِلهَ اِلّا اللّهُ و اللّهُ اکبر بخواند، و در هر رکوعى ده‏مرتبه، و بعد از هر رکوعى ده‏مرتبه، و در هر سجودى ده‏مرتبه، و بعد از هر سجودى ده‏مرتبه تسبیحات مذکوره را بخواند که مجموع تسبیحات در چهار رکعت سیصد است و مجموع مفردات تسبیحات هزار و دویست است که خداوند عالم جلّ‏شأنه مضاعف کند ثواب آنها را و بنویسد در نامه اعمال عمل‏کننده، دوازده‏هزار حسنه که هر حسنه‏اى بزرگتر باشد از کوه اُحُد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و این نماز را در هر وقتى از شب و روز مى‏توان بجاآورد.
 مسأله -  کسى که در روز جمعه نماز اعرابى را بجاآورد در نزد بلندشدن آفتاب، داخل بهشت شود به ضمانت رسول خدا صلى الله وعلیه وآله و هنوز از جاى خود حرکت نکرده آمرزیده شود گناهان او و گناهان پدر و مادر او. و آن نماز ده‏رکعت است، در رکعت اول بعد از حمد هفت مرتبه سوره قل اعوذ برب الفلق بخوانند، و در رکعت دوم بعد از حمد هفت مرتبه سوره قل اعوذ برب الناس بخوانند پس در رکعت دوم سلام گویند و بعد از سلام هفت مرتبه آیةالکرسى بخوانند و بعد از آن هشت رکعت دیگر به دو سلام بجاآورند، هر چهار رکعتى به یک سلام و از جمله نوافلى که مى‏توان در دو رکعتى سلام نگفت همین نماز اعرابى است. پس در هر رکعتى از این هشت رکعت یک مرتبه سوره حمد و یک مرتبه سوره اذا جاء نصر اللّه و بیست و پنج مرتبه سوره قل هو اللّه احد بخوانند و بعد از قرائت در هر رکعتى سُبحانَ اللّهِ رَبِّ الْعَرْشِ الْکَریمِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که دو رکعت نماز بجاآورد و هر سوره‏اى که بخواهد بخواند و رکوع و سجود را به اطمینان بجاآورد از براى آمدن باران، خداوند عالم جلّ‏شأنه به عدد قطرات بارانى که نازل مى‏شود و به عدد برگهاى گیاهانى که از آن قطرات مى‏روید حسنه در نامه اعمال او مى‏نویسد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که هرگاه باران در موسم خود نیاید نماز استسقاء را مثل نماز عید در بیابان به جماعت بجاآورند و کیفیت نماز عید گذشت. و مستحب است که امام رداى خود را برگرداند و باطن آن را ظاهر و ظاهر آن را باطن و طرف راست آن را به طرف چپ و طرف چپ آن را به طرف راست خود قرار دهد. و از جمله نوافلى که مى‏توان آن را به جماعت بجاآورد، نماز استسقاء است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که گرسنه شود و اسباب ظاهرى از براى تحصیل غذا از او منقطع باشد، دو رکعت نماز بجاآورد و بعد از نماز بگوید اَللَّهُمَّ اِنّى‏ جائِعٌ فَأَطْعِمْنى‏. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که بخواهد از گناهان خود توبه کند مستحب است که غسل کند و دو رکعت نماز بجاآورد و بعد از آن توبه کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که عیال‏بار باشد و قرض زیادى داشته باشد، دو رکعت نماز بجاآورد با اطمینان و تمامیت رکوع و سجود و توجه کند به خداوند به واسطه محمّد و آل‏محمد صلى الله وعلیه وآله و بعد از نماز بگوید یا ماجِدُ یا کَریمُ یا واحِدُ یا کَریمُ اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ‏اللّهِ اِنّى‏ اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَى اللَّهِ رَبِّکَ وَ رَبِّ کُلِّ شَىْ‏ءٍ اَنْ‏تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِه‏ وَ اَسْأَلُکَ نَفْحَةً مِنْ نَفَحاتِکَ وَ فَتْحاً یَسیراً وَ رِزْقاً واسِعاً اَلُمَّ بِه‏ شَعْثى‏ وَ اَقْضى‏ بِه‏ دَیْنى‏ وَ اَسْتَعینُ بِه‏ عَلى‏ عِیالى‏. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که ترسى و خوفى از چیزى و کسى داشته باشد، دو رکعت نماز بجاآورد و بعد از آن دعا کند تا خداوند رفع کند ترس او را و دفع کند دشمن او را. و بعضى از دعاها در این باب بخصوص وارد شده و در مصباح کفعمى و غیر آن مذکور است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که دینى بر ذمّه او باشد، یا از ظلم ظالمى بترسد، در تاریکى شب دو رکعت نماز بجاآورد و در رکعت اول بعد از حمد آیةالکرسى بخواند و در رکعت دوم بعد از حمد آیه مبارکه لَوْ اَنْزَلْنا هذَا الْقُرْءانَ عَلى‏ جَبَلٍ را تا آخر سوره حشر بخواند و بعد از نماز، قرآن مجید را بر سر گذارد و بگوید بِحَقِّ هذَا الْقُرْءانِ وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِه‏ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ یا اَللَّهُ ده مرتبه یا محمّد ده‏مرتبه یا علىّ ده‏مرتبه یا فاطمة ده‏مرتبه یا حسن ده‏مرتبه یا حسین ده‏مرتبه یاعلى‏بن‏الحسین ده‏مرتبه یا محمّدبن‏على ده‏مرتبه یا جعفر بن محمّد ده‏مرتبه یا موسى بن جعفر ده‏مرتبه یا على بن موسى ده‏مرتبه یا محمّد بن على ده‏مرتبه یا على بن محمّد ده‏مرتبه یا حسن بن على ده‏مرتبه یا حجة بن الحسن ده‏مرتبه. پس حاجات خود را سؤال کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که بخواهد در امر مهمى استخاره کند بگیرد سه‏رقعه و در هریک بنویسد بسم اللّه الرحمن الرحیم خِیَرَةٌ مِنَ اللَّهِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ لفلان بن فلانة اِفْعَلْهُ و بگیرد سه رقعه دیگر و در هریک بنویسد آنچه ذکر شد و در آخر آنها به جاى اِفْعله بنویسد لاتَفْعله پس شش رقعه را در زیر جانماز خود گذارد و دو رکعت نماز کند و چون از نماز فارغ شود به سجده رود و صدمرتبه بگوید اَسْتَخیرُ اللَّهَ بِرَحْمَتِه‏ خِیَرَةً فى‏ عافِیَةٍ پس بنشیند و بگوید اَللَّهُمَّ خِرْ لى‏ و اختَر لى‏ فى جمیعِ امورى فى یُسْرٍ مِنْکَ وَ عافِیَةٍ پس دست خود را بزند به رقعه‏ها و آنها را درهم کند و بعد از آن یکى‏یکى از آنها بیرون آورد پس اگر سه رقعه پى‏درپى بیرون آمد که افعل بر آنها نوشته، عمل کند و اگر سه رقعه پى‏درپى بیرون آمد که لاتفعل بر آنها نوشته، عمل نکند و اگر یکى بیرون آمد که افعل بر آن نوشته و یکى بیرون آمد که لاتفعل بر آن نوشته، پس بیرون آورد یک‏یک را تا پنج رقعه. پس اگر افعل بیشتر است عمل کند و اگر لاتفعل بیشتر است ترک کند امرى را که قصد کرده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در میان نماز مغرب و عشاء دو رکعت نماز بجاآورد و در رکعت اول بعد از حمد سیزده مرتبه سوره اذا زلزلت الارض بخواند و در رکعت دوم بعد از حمد پانزده مرتبه سوره قل هو اللّه احد بخواند. پس اگر در هر ماهى چنین نمازى را یک مرتبه بجاآورد از جمله متّقین محسوب شود و اگر در هرسالى یک مرتبه بجاآورد از جمله محسنین محسوب شود و اگر در هر شب جمعه بجاآورد از جمله نمازگزاران محسوب شود و اگر در هر شب بجاآورد در بهشت با رسول‏خدا صلى الله وعلیه وآله خواهد بود و حساب ثواب او را کسى بغیر از خدا نداند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه خداوند عالم جلّ‏شأنه عطا کند نعمت جدیدى را، یا دفع کند بلایى را، مستحب است که دو رکعت نماز بجاآورند از براى شکر نعمت. در رکعت اول بعد از حمد سوره قل هو اللّه احد و در رکعت دوم بعد از حمد سوره قل یاایها الکافرون بخوانند و در رکوع و سجود رکعت اول اَلْحَمْدُ لِلَّهِ شُکْراً شُکْراً حَمْداً بخوانند و در رکوع و سجود رکعت دوم اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى‏ اِسْتَجابَ دُعائى‏ وَ اَعْطانى‏ مَسْأَلَتى‏ بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که دشمنى داشته باشد که از او بترسد، دو رکعت نماز بجاآورد و رکوع و سجود طولانى بجاآورد پس چون سلام گوید، بگوید رَبِّ اِنّى‏ مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که محبوس باشد و بخواهد خلاص شود، در تاریکى شب چهار رکعت نماز بجاآورد و بعد از آن بگوید یا مُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِنْ بَیْنِ رَمْلٍ وَ طینٍ وَ ماءٍ وَ یا مُخَلِّصَ اللَّبَنِ مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ وَ یا مُخَلِّصَ الْوَلَدِ مِنْ بَیْنِ مَشیمَةٍ وَ رَحِمٍ وَ یا مُخَلِّصَ النّارِ مِنْ بَیْنِ حَدیدٍ وَ حَجَرٍ وَ یا مُخَلِّصَ الاَرْواحِ مِنْ بَیْنِ الاَحْشاءِ وَ الاَمْعاءِ خَلِّصْنى‏ مِنْ حَبْسِ فلان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که اراده تزویج کند مستحب است که دو رکعت نماز بجاآورد و از خداوند عالم طلب کند زنى را که معین دنیا و آخرت او باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که اراده دخول کند، در اول امر دو رکعت نماز بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.

    خاتمه‏
    در ذکر احادیثى چند است در تأکید استحباب نماز شب:
 -  از حضرت صادق سلام‏اللّه علیه مروى است که فرمودند: اَلْمالُ وَ الْبَنُونَ زینَةُ الْحَیوةِ الدُّنْیا اِنَّ الثَّمانِیَةَ رَکَعات یُصَلّیهَا الْعَبْدُ آخِرَ اللَّیْلِ زینَةُ الاْخِرَةِ.
 -  و فرمودند شَرَفُ الْمُؤْمِنِ صَلوتُهُ بِاللَّیْلِ وَ عِزُّ الْمُؤْمِنِ کَفُّهُ عَنْ اَعْراضِ النّاسِ.
 -  و فرمودند نماز شب سفید مى‏کند روى انسان را و معطّر مى‏کند بوى انسان را و مى‏کشاند رزق انسان را.
 -  و شخصى به آن حضرت شکایت کرد از پریشانى خود تا آنکه نزدیک شد به اینکه شکایت کند از گرسنگى. فرمودند آیا نماز شب مى‏کنى؟ عرض کرد بلى. فرمودند دروغ مى‏گوید کسى که گمان کند که در شب نماز مى‏کند و در روز گرسنه بماند.
 -  و فرمودند برخاستن از براى نماز شب صحّت است از براى بدن و رضاجویى خدا است و تمسّک است به اخلاق پیغمبران و تعرّض است از براى رحمت الهى.
 -  و فرمودند که شخص برمى‏خیزد از براى نماز شب پس کسالت خواب او را به طرف راست و چپ مى‏اندازد و ذقن او به سینه او مى‏خورد، پس امر مى‏کند خداوند عالم جلّ‏شأنه که درهاى آسمان گشوده شود، پس خطاب مى‏کند به ملائکه خود که نظر کنید به سوى بنده من که خود را به تعب انداخته در تقرّب به من از براى عملى که من واجب نکرده‏ام بر او به امید یکى از سه‏چیز: از براى آمرزیدن من گناه او را، یا تجدید توبه، یا زیاد کردن رزق او. شاهد باشید اى ملائکه من که من جمع کردم از براى او هرسه آنها را.
 -  و فرمودند بیدارى از براى نماز شب معنى آیه شریفه است که فرموده سیماهُمْ فى‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ اَثَرِ السُّجُودِ.
 -  و فرمودند نیست کسى که در میان شب بیدار نشود یک دفعه یا دو دفعه یا بیشتر، پس اگر برخاست از براى نماز شب که موفق بر آن شده و اگر برنخاست پس شیطان بول مى‏کند در گوش او. آیا نمى‏بینید که چون از خواب بیدار شود سنگین و کسل و متحیّر است؟
 -  و فرمودند لَیْسَ مِنْ شیعَتِنا مَنْ لَمْ‏یُصَلِّ صَلوةَ اللَّیْلِ انتهى.
 و قدختمنا کتاب الصلوة بذکر تلک الاحادیث لیکون ختامه مسکاً فیه فلیتنافس المتنافسون

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ