سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
احکام فارسی نماز بخش اول نویسنده: سما - چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢

                                    بسم اللّه الرحمن الرحیم‏                               

 الحمدللّه رب العالمین و الصلوة و التسلیم على محمد و آله الطاهرین‏و لعنة الله على

اعدائهم اجمعین. 

اما بعد؛ فیقول العبد المسکین الرهین محمد الملقب بالباقر المحتاج الى ربه الغافر:

 کتاب الصلوة‏

 در تعداد نمازها است و در آن چند فصل است:


 

   فصل‏

  در تعداد نمازهاى واجبى است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  نمازهاى یومیه واجب است. به ضرورت اسلام و ایمان و کتاب خدا و احادیث ائمه هدى علیهم‏السلام و اجماع جمیع علماء و فقهاء و منکر آن کافر و مرتد است به ضرورت مذهب شیعه اثناعشرى و اجماع جمیع علماء و فقهاى ایشان و کتاب خدا مجملاً و احادیث ائمه هدى علیهم‏السلام مفصّلاً و عوام‏الناس محتاج نیستند به تقلید از علماء در وجوب آن.
 مسأله -  عدد نمازهاى شبانه‏روز پنج است که نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء و صبح باشد. و وجوب اینها به ضرورت اسلام و ایمان و اجماع جمیع علماء و فقهاء و احادیث ائمه هدى علیهم‏السلام معلوم شده و عوام‏الناس در وجوب آنها محتاج به تقلید از علماء نیستند چراکه خود مى‏دانند وجوب آنها را و علماء تصریح کرده‏اند که در ضروریات دین و مذهب عوام‏الناس محتاج به تقلید نیستند.
 مسأله -  نماز ظهر در حضر چهار رکعت است و نماز عصر مثل آن و نماز مغرب سه‏رکعت است و نماز عشاء چهار رکعت است و نماز صبح دو رکعت است. به ضرورت اسلام و ایمان و اجماع جمیع علماء و فقهاء و احادیث ائمه هدى علیهم‏السلام.
 مسأله -  نمازهاى چهار رکعتى در سفر قصر مى‏شود بطورى‏که خواهد آمد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وجوب نماز جمعه به طورى که خواهد آمد ان شاءاللّه به ضرورت اسلام و ایمان و اجماع جمیع علماء و فقهاء و احادیث ائمه هدى علیهم‏السلام معلوم شده.
 مسأله -  وجوب نماز عید فطر و عید اضحى بطورى‏که خواهد آمد ان شاءاللّه تعالى به ضرورت دین و مذهب و اجماع جمیع علماء و فقهاء و احادیث ائمه هدى‏علیهم‏السلام معلوم شده.
 مسأله -  وجوب نماز آیات بطورى‏که خواهد آمد ان شاءاللّه تعالى به ضرورت اسلام و ایمان و اجماع جمیع فقهاء و احادیث ائمه هدى علیهم‏السلام معلوم شده.
 مسأله -  وجوب نماز طواف واجب به اتفاق و اجماع جمیع فقهاء و احادیث ائمه هدى علیهم‏السلام معلوم شده.
 مسأله -  وجوب نماز میّت بطورى‏که گذشت به ضرورت اسلام و ایمان و اتفاق و اجماع جمیع علماء و فقهاء و احادیث ائمه هدى علیهم‏السلام معلوم شده.
 مسأله -  وجوب هر نمازى که به نذر و عهد و قسَم بطور شرع هر ملکفى بر خود واجب کند به اتفاق و اجماع جمیع فقهاء و آیات کتاب مجملاً و احادیث ائمه هدى‏علیهم‏السلام مفصّلاً معلوم شده.
 تذکره -  اگر غافلى گمان کند که مسائل ضروریه دین و مذهب آن است که عوام‏الناس هم آنها را بدانند و حال آنکه بسیارى از مردم را مى‏یابیم که بسیارى از ضروریات را نمى‏دانند.
 جواب -  این است که مقصود از عوام‏الناس کسانى هستند که مستضعف نباشند مانند اطفال، و خرف نباشند مانند بعضى پیران، و سفیه و مجنون نباشند و علاوه بر اینها بى‏مبالات به دین و مذهب نباشند مانند بسیارى از اهل روزگار که در بند مسائل دینیه نیستند. و چه‏ بسیارى  که فرق میان شیعه و عامه را نمى‏دانند و چه‏ بسیارى که عدد ائمه را نمى‏دانند با اینکه در دنیا دارى موشکافند. آیا نه این است که رجعت جمیع ائمه طاهرین علیهم‏السلام در این دنیا از جمله ضروریات مذهب است و محل گفتگوى خاصه و عامه بوده از صدر اسلام تا این ایام و بسیارى نمى‏دانند. پس کسانى که مستضعف و بى‏مبالات نباشند و عوام باشند، بلکه هیچ درس نخوانده باشند اگر در بند دین‏دارى باشند، آنها مسائل ضروریه دین و مذهب را مى‏دانند. و مقصود از مسائل ضروریه دین و مذهب این است که شخص مکلف اگرچه درس هم نخوانده باشد و اگرچه زن هم باشد آن را بداند به شرط آنکه بى‏مبالات نباشد مثل آنکه بسیارى از مرد و زن مى‏دانند که نکاح مادر و خواهر و دختر و عمه و خاله و امثال آنها حرام است، و شراب حرام است و گوشت سگ و خنزیر نجس و حرام است.و اگر غافلى گمان کند و متحیّر شود که چرا مردم بعضى از ضروریات را مى‏دانند و بعضى را نمى‏دانند ؟ 
 جواب آنکه امورى را که شب و روز در آنند و به اصطلاح عام‏البلوى است مى‏دانند اما چیزهایى را که گاهگاه مى‏شنوند مثل رجعت ائمه علیهم‏السلام به جهت بى‏مبالاتى نمى‏دانند. پس نباید از این مطلب غافل شد و علاوه بر این کسانى هم که مستضعف نیستند و بى‏مبالات هم به دین و مذهب نیستند و دربند دین و مذهب خود هستند بسى واضح است که به تدریج مسائل ضروریه دین و مذهب را یاد مى‏گیرند و نه این است که به یک‏دفعه دانا شوند به جمیع مسائل ضروریه دین و مذهب و مع‏ذلک علم به مسائل ضروریه دین و مذهب از علماء و فقهاء تجاوز کرده و به عوام‏الناس هم رسیده مثل حرمت گوشت خنزیر و خمر، و نجاست آنها مثل نجاست بول و غایط و مثل حرمت نکاح مادر و دختر و خواهر و امثال آنها و همین‏ها را هم به یک‏دفعه نیاموختند و به تدریج یاد گرفتند و حال اینکه بسیارى از ایشان هیچ درس هم نخوانده‏اند و ملّا نیستند و چون شرح و بسط این مطلب در رساله «ردّمسئول» و رساله «میزان» و غیر آنها شده، در این کتاب بیش از این مناسب نیست که تفصیل دهم.
در تعداد نمازهاى مستحبى و نوافل شبانه‏روزى است‏‏
  و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  نافله‏هاى شبانه‏روزى دو مقابل نمازهاى واجبى شبانه‏روزى است به این تفصیل که هشت رکعت پیش از نماز ظهر است و هشت رکعت پیش از نماز عصر است و چهار رکعت بعد از نماز مغرب است و دو رکعت نشسته بعد از نماز خفتن است و هشت رکعت بعد از نصف شب است و سه رکعت بعد از آن است و دو رکعت پیش از نماز صبح است که مجموع سى و چهار رکعت است چراکه دو رکعت نشسته بعد از نماز عشاء یک رکعت ایستاده حساب مى‏شود. چنانکه تفصیل اینها در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است مداومت کردن بر بجاآوردن نافله‏هاى شبانه‏روزى چراکه آنها رفع مى‏کند نقصانهایى را که در نمازهاى واجبى واقع شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آنها نیست.
 مسأله -  افضل نافله‏هاى شبانه‏روزى نافله صبح است و بعد از آن افضل از باقى نافله‏ها، یک رکعت نافله وتر است و بعد از آن دو رکعت نافله ظهر است و بعد از آن نافله‏هاى مغرب است و بعد از آن نافله‏هاى شب است و بعد از آنها نافله‏هاى روز است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آنها نیست.
 مسأله -  جایز است ترک‏کردن نافله در حال همّ و غم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است ترک کردن نافله در هر حال چراکه کسى که ملاقات کند خداى عزّوجلّ را با اینکه فرائض او را بجاآورده از او سؤال نمى‏کند از نوافل، ولکن خوفى که هست این است که آیا فرائض بدون نوافل قبول خواهد شد یا آنکه چون نقصانها در آنها واقع شده بدون نوافل قبول نخواهد شد و نوافل را از براى رفع نقصانهاى فرائض قرار داده‏اند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نافله‏ها از او ترک شده قضاى آنها را مستحب است که بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نافله‏هاى بسیار از او فوت شده و نداند که چقدر فوت شده مستحب است که آن قدر قضاء بجاآورد که از بسیارى نداند که چقدر بجاآورده، یا آن‏قدر بجاآورد که یقین کند که آن‏قدرى که از او فوت شده بیشتر نبوده و بهتر این است که آن‏قدر قضا کند که بداند بیشتر از فوت‏شده بجاآورده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نافله‏ها از او فوت شده و عاجز است از قضا کردن آنها مستحب است که به عوض هر دو رکعتى مدى از طعام تصدّق کند. پس اگر عاجز باشد از این، به عوض هر چهار رکعتى مدى از طعام تصدّق کند. پس اگر از این هم عاجز باشد به عوض نافله‏هاى روز مدى تصدق کند و از براى نافله‏هاى شب مدى؛ و قضا کردن بهتر است. و جمیع اینها در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نافله‏هاى چند از او فوت شده و مشکل است از براى او قضا کردن آنها، قضا نکند آنها را اما بر خود قرار دهد که بعد از آن ترک نکند آنها را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که به جهت مشغول‏بودن به تحصیل معاش لابدّى نتواند نافله‏ها را بجاآورد، یا به جهت مشغول بودن به رفع حاجتى از مؤمنى نتواند بجاآورد چیزى بر او نیست ولکن اگر به جهت محض اشتغال به جمع‏کردن دنیا و حریص بودن در جمع متاع دنیا ترک کند نافله‏ها را، پس بر او است قضاى آنها و اگر قضاء نکرد ملاقات کند خدا را در حالتى که استخفاف و اهانت کرده به آنها و ضایع کرده حرمت رسول‏خداصلى الله وعلیه وآله را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که فوت شده از او نافله‏ها به جهت مرضى، تأکیدى در قضاى آنها نیست و اگر قضاى آنها را بجاآورد خیرى از او جارى شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در نافله عصر اکتفا به شش‏رکعت مى‏توان کرد و در نافله مغرب اکتفا به دورکعت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  طول دادن نماز نافله و طول ندادن نماز واجبى از عبادت شمرده مى‏شود و رسول خدا صلى الله وعلیه وآله از همه مردم زود و تندتر نماز مى‏کرد و نماز او از نماز همه مردم تمام‏تر بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آنها نیست.
 مسأله -  جمیع نمازهاى نافله دورکعتى است مگر نماز اعرابى که چهار رکعت به یک سلام است و نماز شفع و وتر که سه‏رکعت به یک سلام است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در نماز شفع و وتر اگر حاجتى باشد جایز است که به دو سلام بجاآورند. پس دو رکعت شفع را به یک سلام تمام مى‏کنند و بعد هر حاجتى که هست به انجام مى‏رسانند از خوردن و آشامیدن و جماع‏کردن و امثال آنها، پس تطهیر مى‏کنند و یک رکعت وتر را به یک سلام به انجام مى‏رسانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نافله‏هاى ظهر و عصر در سفر ساقط است و نافله‏هاى شب و باقى نمازها برقرار خود است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى بعد از ظهر مسافر شد نافله‏هاى ظهر و عصر را بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  نافله‏هاى شب هرگاه از مسافر فوت شد قضاى آنها را بجاآورد اگرچه در روز باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نافله‏ها را در حال سوارى و در حال راه‏رفتن مى‏توان کرد و از براى رکوع و سجود با سر اشاره مى‏توان کرد، از براى رکوع کمتر و از براى سجود بیشتر و اگر میسر باشد که رکوع و سجود را بر زمین کنند بهتر است و اگر تکبیرةالاحرام و رکوع و سجود را رو به قبله بجاآورند بهتر است. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  نافله‏ها را ایستاده بجاآورند افضل است و مى‏توان آنها را نشسته بجاآورد و مستحب است که دو رکعت نشسته را به یک رکعت ایستاده حساب کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
است


  فصل‏
   در مطلق اوقات نمازها است  و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  هریک از نمازهاى واجبى شبانه‏روزى را در وقت آن باید بعمل آورد و پیش از وقت جایز نیست و اگر پیش از وقت بعمل آمد باید در وقت آن اعاده کرد و آنچه پیش از وقت بعمل آمده کفایت نمى‏کند مگر در بعضى حالات چنانکه خواهد آمد ان شاءاللّه تعالى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  از براى هریک از نمازهاى پنج‏گانه دو وقت است: وقت اختیارى که اول وقت است و وقت اضطرارى است که آخر وقت است. پس اول وقت از براى کسى است که عذرى از براى اقامه نماز نداشته باشد و آخر وقت از براى کسى است که در اول وقت عذرى داشته باشد مثل آنکه خوابیده باشد یا غافل باشد به جهت اشتغال به امرى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اول وقت نماز، رضاى خدا است و آخر وقت، عفو خدا است و عفو نمى‏شود مگر از معصیت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  فضل اول وقت نماز بر آخر آن مثل فضل آخرت است بر دنیا. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است مداومت بر نماز کردن در اول وقت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است تأخیر انداختن نماز در آخر وقت بدون عذرى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است مهیا شدن از براى نماز پیش از وقت آن و انتظار کشیدن و در مسجد نشستن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.

    فصل‏  در تعیین وقت نماز ظهر و امور متعلقه به آن است   و در آن چند مسأله است:
  
 مسأله -  اول وقت نماز ظهر زوال قرص آفتاب است از دائره نصف‏النهار و آن معلوم مى‏شود در روى زمین به اینکه سایه هر چیزى بعد از آنکه کوتاه شده از سمت مغرب به نهایت کوتاهى، بلند شود به سوى مشرق و در احادیث از براى آسان‏کردن این مطلب فرموده‏اند که مى‏گیرى چوبى را که بلندى آن یک ذراع و چهار انگشت باشد و مى‏کوبى آن را به زمین که چهار انگشت فرو رود. پس نگاه مى‏کنى که چون سایه آن بعد از کوتاه‏شدن در نهایت کوتاهى، زیاد شد پس بدان‏که قرص آفتاب زایل شده و وقت نماز ظهر داخل شده. و خلافى در این مطلب نیست.
 مسأله -  آخر وقت نماز ظهر به قدر اداى نماز عصر به غروب آفتاب مانده است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت اختیارى نماز ظهر از اول زوال قرص آفتاب است تا آنکه سایه هر چیزى به اندازه آن زیاد شود. مثل آنکه چوبى که یک‏ذراع بلندى آن است سایه آن یک‏ذراع بلند شود و بیفزاید بر سایه سابق آن و سایه سابق را جزء این یک‏ذراع نباید حساب کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند و بعضى وقت اختیارى را به قدر دو قدم سایه بلندشدن دانسته‏اند.
 مسأله -  وقت اضطرارى نماز ظهر بعد از وقت فضیلت است تا نزدیک غروب آفتاب به قدرى که نماز عصر اداء شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  از اول زوال تا آنکه سایه دو قدم زیاد شود وسعت وقت است از براى کسى که نافله مى‏کند. پس در ظرف این مدت اگر نمازهاى نافله و نماز ظهر بجا آید در وقت فضیلت واقع شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
فصل

   در وقت نماز عصر است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  بعد از زوال آفتاب به قدرى که نماز ظهر بجابیاید، وقت مخصوص به نماز ظهر است و بعد از مقدار اداى نماز ظهر، وقت مشترک است از براى نماز ظهر و عصر تا آنکه به مقدار اداى نماز عصر وقت باقى بماند به غروب آفتاب پس آن وقت مخصوص به نماز عصر است. پس در هر وقت از اوقات مشترکه نماز ظهر و عصر بع ترتیب بجا آید در وقت واقع شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت اول نماز عصر بعد از اداى نماز ظهر است در اول زوال تا آنکه سایه هر چیزى دو برابر آن شود. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى به قدر چهار قدم بلند شدن سایه را وقت اول عصر دانسته‏اند.
 مسأله -  وقت اضطرارى نماز عصر بعد از وقت اول آن است تا غروب آفتاب.
 مسأله -  بعد از بلند شدن سایه دو قدم از اول زوال تا آنکه سایه چهار قدم بلند شود، وسعت است از براى کسى که نافله عصر را بجامى‏آورد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه یک رکعت نماز در وقت خود واقع شود و باقى رکعات در خارج وقت واقع شود، آن نماز ادا است و قضاء نشده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.


    فصل‏
    در وقت نماز مغرب است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  وقت نماز مغرب، غروب حقیقى آفتاب است تا آنکه به قدر اداى نماز عشاء باقى بماند به نصف شب. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  غروب حقیقى آفتاب معلوم مى‏شود به زایل شدن سرخى از سمت مشرق و گذشتن آن از بالاى سر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه بعضى گذشتن سرخى را از بالاى سر قید نکرده‏اند و همان زوال از سمت مشرق را کافى دانسته‏اند و راه نجات عمل‏کردن به قول اول است.
 مسأله -  وقت اول نماز مغرب که وقت اختیارى و وقت فضیلت است از اول غروب حقیقى است تا آنکه سرخى از سمت مغرب زایل شود. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  وقت اضطرارى نماز مغرب که فضیلت ندارد بعد از سقوط سرخى است تا آنکه به نصف شب به قدر اداى نماز عشاء باقى بماند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  در وقت اختیارى نماز مغرب فُسحه و وسعتى نیست چراکه نافله‏اى پیش از آن نیست به خلاف نماز ظهر و عصر که پیش از آنها وسعتى بود به قدر اداى نافله آنها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که به خواب رفته باشد یا فراموش کرده باشد که نماز کند، و یا نتواند نماز کند، یا حائضى که بعد از نصف شب پاک شود، نماز مغرب را بعد از نصف شب مى‏تواند به قصد اداء بجابیاورد تا آنکه به طلوع صبح به قدر اداى نماز عشاء وقت باقى بماند. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.

    فصل‏
    در وقت نماز خفتن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  بعد از غروب حقیقى آفتاب به قدرى که نماز مغرب اداء شود، وقت مشترک است از براى نماز مغرب و عشاء به ترتیب تا آنکه باقى بماند به نصف شب به قدر اداى نماز عشاء، پس آن‏وقت مخصوص به نماز عشاء خواهد بود چنانکه بعد از غروب حقیقى به قدر اداى نماز مغرب، وقت مخصوص به مغرب بود. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  نصف شب معلوم مى‏شود به اینکه ستاره‏هایى که در اول شب طلوع کرده‏اند میل کنند از بالاى سر به سمت مغرب. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت اول نماز عشاء بعد از اداى نماز مغرب است تا ثلث شب. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  وقت دوم نماز عشاء بعد از ثلث شب است تا نصف شب. چنانکه در احادیث وارد شده و بعد از ربع شب تا نصف شب هم در احادیث وارد شده و فتاوى هم بر نسق احادیث هست.
 مسأله -  بعد از اداى نماز مغرب تا آنکه سرخى از جانب مغرب ساقط شود وسعتى است از براى تأخیر نماز عشاء به جهت بجاآوردن نافله نماز مغرب. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در وقت نماز عشاء به خواب رفته باشد، یا نماز را فراموش کرده باشد، یا به جهت امرى نتوانسته نماز کند، یا حائضى بعد از نصف شب پاک شود، رخصت داده‏اند که بعد از نصف شب تا طلوع صبح نماز را اداء کند. و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.

    فصل‏
    در وقت نماز صبح است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  وقت نماز صبح، طلوع روشنى و سفیدى است که از سمت مشرق ظاهر مى‏شود و بر روى افق پهن مى‏شود و آن صبح صادق است، نه آن سفیدى که بلند مى‏شود و زایل مى‏شود و آن صبح کاذب است. و وقت نماز صبح ممتد است از طلوع صبح صادق تا طلوع آفتاب. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت اول نماز صبح که وقت اختیارى و وقت فضیلت است از ابتداى طلوع صبح صادق است تا آنکه روشنى آسمان را فراگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت دوم نماز صبح که وقت اضطرارى است و فضیلتى در آن نیست بعد از فراگرفتن روشنى صبح است آسمان را تا طلوع آفتاب. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  از ابتداى طلوع صبح صادق تا آنکه روشنى صبح ظاهر شود، وسعتى است از براى تأخیر نماز صبح و نافله‏کردن پیش از آن. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء به آن فتوى داده‏اند.

    فصل‏
    در احکام متعلقه به اوقات نمازهاى یومیه است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  جایز است نماز کردن در اول وقت از براى کسى که نماز قضاء بر ذمّه او است. چنانکه در احادیث وارد شده و محققین از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  جایز است نماز کردن در اول وقت از براى کسى که مدیون است، و تأخیر نماز زیاد نمى‏کند بر او مگر تضییع نماز را. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  جایز است نافله کردن از براى کسى که نماز قضاء بر ذمّه او است. چنانکه در بعضى احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  جایز است قضاء کردن نماز فوت شده در وقت نماز حاضر تا آنکه وقت به قدر اداى نماز حاضر باقى بماند، پس در آن وقت نماز حاضر را باید ادا کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه بعضى مقدم داشتن نماز قضا را بر نماز اداء واجب دانسته‏اند تا آنکه وقت به قدر اداى نماز اداء باقى بماند.
 مسأله -  کسى که یک رکعت نماز را در آخر وقت بجاآورد و وقت گذشت در باقى رکعات، نماز او ادا شده و قضا نشده، خواه نماز واجب باشد یا مستحب. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که گمان کرد که وقت نماز داخل شده و مشغول شد به نمازکردن و در بین نماز، وقت داخل شد و معلوم شد از براى او که او پیش از دخول وقت مشغول به نماز کردن شده، نماز او صحیح است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که تا یقین به دخول وقت نکنند مشغول به نماز نشوند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است اعتماد کردن به اذان مؤذّنین و ایشان امینند از براى مؤمنین در نماز و روزه ایشان مادام که خیانت ایشان ظاهر نشده باشد. پس اگر معلوم شد خیانت مؤذّنى که گاهى پیش از دخول وقت اذان گوید و گاهى بعد از گذشتن اول وقت اذان گوید، اعتمادى به اذان او نباید کرد. چنانکه جمیع اینها در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روزهاى ابر هرگاه مظنه حاصل شود به دخول وقت ظهر به واسطه خواندن خروسها سه‏دفعه، و پى‏درپى خواندن آنها، اعتماد مى‏توان کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه خداوند عالم قرص آفتاب را محجوب کرد به ابر، وسعت قرار داده از براى مؤمنین که مشغول به نماز نشوند تا یقین کنند به دخول وقت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در هر روز ابرى، امام علیه‏السلام زجر مى‏کند قرص آفتاب را در وقت ظهر تا ظاهر شود که ظهر شده، تا حجت خدا را تمام کند بر بندگان و معلوم شود که کى دربند نماز است و کى ضایع‏کننده آن است مگر آنکه به جهت عقوبتى ظاهر نکند آن را در روز ابرى.
 مسأله -  هرگاه به واسطه ساعات معروفه که در این زمانها متداول است، یا سایر موازین مرور اوقات، معلوم شود دخول وقت، اعتماد به آنها مى‏توان کرد. چنانکه محققین از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مسافر در اول زوال نماز مى‏کند چراکه نافله نباید بکند. پس اگر بخواهد جمع کند نماز ظهر و عصر را جایز است که قدرى نماز ظهر را به تأخیر اندازد تا بعد از فراغ از آن وقت نماز عصر بشود آنگاه جمع کند هردو را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که جمع کند نماز ظهر را با نماز عصر، یعنى در میان آن‏دو نافله نکند، حاجت او برآورده مى‏شود و همچنین است جمع‏کردن در میان نماز مغرب و عشاء و نافله را بعد از دو نماز بجاآورد. و این امر مخصوص به منفرد است و در نماز جماعت، نافله را نباید ترک کرد در میان دو نماز مگر عذرى باشد. و تفصیل این مطلب در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
*«کتاب الصلوة - مطلب دوم - در وقت نمازهاى واجبى شبانه‏روزى است - فصل نهم - در مواضعى است که تأخیر نماز از اول وقت نماز جایز است‏بلکه مستحب است»*
    فصل- ‏در مواضعى است که تأخیر نماز از اول وقت نماز جایز است‏ بلکه مستحب است
    و در آن چند مسأله است: 
 مسأله -  جایز است تأخیر نماز مغرب و عشاء از براى کسى که از عرفات کوچ مى‏کند به مزدلفه، پس در مزدلفه نماز مغرب و عشاء را بجامى‏آورد اگرچه ربع شب یا ثلث آن گذشته باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است نافله گزاردن در اول وقت نماز ظهر و نماز عصر و نماز عشاء و نماز صبح. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که زن مستحاضه تأخیر اندازد نماز ظهر را تا آخر وقت آن تا جمع کند در میان نماز ظهر و نماز عصر به غسل واحد به امید اینکه خون استحاضه از او رفع شود در آخر وقت. و همچنین مستحب است بر او تأخیر نماز مغرب تا آخر وقت آن به امید رفع خون از او. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که مشغول به نماز قضاء است و وقت نمازى داخل مى‏شود در بین نماز قضاء، نماز قضاء را به انجام مى‏رساند و بعد از آن مشغول به نمازى مى‏شود که وقت آن داخل شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه بعضى از فقهاء واجب دانسته‏اند تأخیر نماز حاضر را تا آخر وقت و مقدم داشتن نمازهاى قضاء را.
 مسأله -  کسى که چهار رکعت از نماز شب را بجاآورده پس صبح طالع شد، باقى نمازهاى شب را به انجام مى‏رساند و بعد مشغول به نماز صبح مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر اینکه برخلاف تصریح احادیث کسى گمانى کرده باشد.
 مسأله -  در احادیث وارد شده که هرکس یک رکعت از نافله بجاآورد، تمام نافله‏هایى که از براى نمازى وارد شده به انجام رساند و بعد مشغول نماز یومیه شود. و بعضى از فقهاء به این فتوى داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه روزه‏دار در وقت نماز مغرب زیاد گرسنه باشد که نفس او با او منازعه کند، افطار مى‏کند و بعد مشغول به نماز مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در وقت نماز مغرب جمعى از روزه‏داران مشغول به خوردن غذا شوند و انتظار از روزه‏دارى بکشند، با ایشان بخورد و بعد مشغول به نماز شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که گمان کند که وقت نمازى داخل شده و یقین ندارد، مستحب است بر او که تأخیر اندازد نماز را تا یقین کند به دخول وقت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در وقت نماز احتیاج به تخلّى دارد، تخلّى مى‏کند و بعد تطهیر کرده مشغول نماز مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در وقت نماز آب ندارد، نماز را به تأخیر اندازد تا آب بیابد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که مأیوس باشد از یافتن آب، مستحب است که نماز را در آخر وقت بجاآورد با تیمم. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مسافرى که نزدیک به وطن و بلد اقامه رسیده، مستحب است که نماز را به تأخیر اندازد تا بعد از ورود نماز را تمام کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسانى که در اول وقت نماز مبتلا به ناخوشى سلس‏البول و اسهال و خون استحاضه و سایر ناخوشیهایى که مانع از تطهیر و نماز کردن است مى‏شوند، تأخیر مى‏اندازند نماز را تا آخر وقت به امید اینکه عذر ایشان رفع شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  امام جماعت تأخیر مى‏تواند انداخت نماز را تا مأمومین جمع شوند و نماز را به جماعت گزارند ولکن از وقت فضیلت به تأخیر نیندازد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر کسى از نص خارج شود.
 مسأله -  هرگاه در اول وقت اغتشاش حواسى باشد و در آخر وقت رفع شود، جایز است تأخیر نماز تا با توجه و آرامى حواس نماز کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در تابستان تأخیر نماز ظهر جایز است تا آنکه سایه هر چیزى به قدر آن بلند شود از براى سرد شدن هوا، و همچنین تأخیر نماز عصر جایز است تا آنکه سایه هر چیزى دو برابرِ آن شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در وقت نماز عریان است تأخیر اندازد نماز را تا جامه‏اى بیابد و نماز کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    مطلب ‏
    در اوقات سایر نمازهاى واجبى است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  ابتداى وقت نماز جمعه، زوال آفتاب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  امتداد وقت نماز جمعه به قدرى است که دو خطبه را بخوانند و اذان بگویند و نماز کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و قدماى اصحاب به آن فتوى داده‏اند و بعضى از فقهاء امتداد وقت آن را به قدرى تعیین کرده‏اند که سایه شاخص از موضع زوال، دو قدم بلند شود و این مطلب از احادیث استنباط مى‏شود چراکه در احادیث فرموده‏اند که وقت نماز عصر در روز جمعه، وقت نماز ظهر است در سایر روزها. و معلوم است که در سایر روزها به جهت اداى نافله ظهر تعیین فرموده‏اند که تا سایه شاخص از موضع زوال دو قدم بلند شود وقت نافله ظهر است و بعد از آن وقت نماز ظهر است پس چون در روز جمعه نافله‏اى نیست از براى نماز ظهر، نماز جمعه در وقت نافله به انجام خواهد رسید. پس چون سایه دو قدم بلند شد نماز عصر را باید کرد به خلاف سایر روزها که وقت نماز عصر بعد از اداى نافله‏هاى ظهر و اداى نماز ظهر و نافله‏هاى عصر است که تقریباً سایه به قدر چهار قدم بلند شده و جمعى از متأخرین امتداد وقت نماز جمعه را بقدرى گفته‏اند که سایه شاخص به قدر شاخص بلند شود و ادعاى اشتهار بلکه بعضى از ایشان ادعاى اجماع بر مطلب خود کرده‏اند ولکن در نزد محقق معلوم است که چون سایه به قدر شاخص بلند شود وقت فضیلت نماز عصر هم گذشته چراکه وقت فضیلت آن بقدرى است که سایه به قدر چهار قدم بلند شود به اتفاق جمیع فقهاء چه جاى امتداد وقت نماز ظهر. پس این قول خالى از ضعف نخواهد بود لاسیّما که در احادیث، تنگى وقت نماز جمعه رسیده و اصرار در تعجیل اداى آن رسیده. حتى آنکه دو خطبه را پیغمبر صلى الله وعلیه وآله قبل از زوال آفتاب تمام فرمودند و در ابتداى زوال، شروع به نماز فرمودند و امتداد وقت تا آنکه سایه بقدر شاخص شود منافات با فعل و قول معصومین علیهم‏السلام دارد.
 مسأله -  اول وقت نماز عیدین طلوع آفتاب است. پس چون آفتاب طالع شد مهیا مى‏شوند از براى نماز و بیرون مى‏روند به مصلّى‏ و نماز را به انجام مى‏رسانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت نماز گرفتن آفتاب و ماه، وقتى است که آن دو گرفته شود. پس نماز باید کرد پس اگر بعد از نماز آن دو منجلى شوند که نماز آنها کرده شده و اگر بعد از نماز، منجلى نشده‏اند مستحب است که مکرر نماز کنند تا آنها منجلى شوند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت نماز ترسهاى آسمانى و بادهاى سرخ و سیاه و زلزله وقتى است که آنها حادث شوند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت نماز قضاء وقتى است که شخص متذکر آن شود و به یادش آید که نماز قضاء بر ذمّه او است مگر در وقت مخصوص به نمازهاى حاضره که باید نمازهاى حاضره را ادا کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت معیّنى از براى نماز طواف و نماز احرام و نماز میّت نیست. پس بعد از طواف هر وقت بخواهند نماز طواف را بکنند مى‏کنند، و در مواقیت هر وقت خواستند جامه احرام مى‏پوشند و نماز مى‏کنند، و هر وقت بخواهند بر میّت نماز مى‏کنند بعد از تغسیل و تکفین.
   در اوقات نافله‏هاى نمازهاى یومیه و رواتب و احکام آنها است‏ و اوقات سایر نافله‏ها در مواضع ذکر آنها ذکر خواهد شد ان شاء اللّه تعالى 

    فصل-  در اوقات آنها است  و در آن چند مسأله است:

 مسأله -  وقت نافله ظهر از وقتى است که زوال آفتاب شده تا آنکه سایه به قدر دو قدم بلند شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت نافله عصر بعد از اداى نماز ظهر است تا آنکه سایه به قدر چهار قدم بلند شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت نافله مغرب بعد از اداى نماز مغرب است در اول وقت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت نماز وتیره بعد از اداى نماز عشاء است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت نماز شب، نصف شب است تا آنکه باقى بماند به صبح به قدر اداى نماز شفع و وتر و نافله صبح.
 مسأله -  وقت نافله شفع و وتر بعد از اداى نماز شب است، و صبح کاذب محبوب‏تر اوقات اداى شفع و وتر است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وقت نافله نماز صبح از وقتى است که شش‏یکِ شب باقى مانده باشد تا آنکه روشنى صبح ظاهر شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
*«کتاب الصلوة - مطلب چهارم - در اوقات نافله‏هاى نمازهاى یومیه و رواتب و احکام آنها است‏ - فصل دوم - در احکام نوافل رواتب است»*
    فصل  در احکام نوافل رواتب است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  نافله به منزله هدیه است هر وقت بجاآورند قبول مى‏شود ولکن در اوقاتى که سابقاً مذکور شد بعمل آید بهتر است. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  نافله را پیش از اوقات مذکوره و بعد از آن مى‏توان کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  نافله‏هاى روز قضا نمى‏شود تا روز باقى است و نافله‏هاى شب قضا نمى‏شود تا شب باقى است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه از موضعى که زوال شد دو قدم سایه بلند شد، باید ابتدا کرد به نماز ظهر و هرگاه چهار قدم بلند شد باید ابتدا کرد به نماز عصر. و بعضى از فقهاء حرام دانسته‏اند ابتدا کردن به نافله را در این دو وقت.
 مسأله -  جایز است نافله گزاردن در هر وقت مادام که نماز واجبى قضا نشود. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که منفرد نماز واجبى را در اول وقت بجاآورد و نافله آنها را بعد از فراغ از آنها بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى یک رکعت از نافله‏هاى ظهر را بجاآورد و سایه دو قدم بلند شد، تمام هشت رکعت نافله را بجاآورد و بعد به نماز ظهر مشغول شود چنانکه هرگاه کسى یک رکعت از نافله‏هاى عصر را بجاآورد و سایه به قدر چهار قدم بلند شود، تمام هشت رکعت را بجاآورد و بعد از آن به نماز عصر مشغول شود و همچنین است این حکم در نافله‏هاى شب. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است تفریق نماز شب، به این‏طور که چهار رکعت بجاآورند و بعد مشغول دعا شوند و بعد چهار رکعت دیگر را بجاآورند و مشغول دعا و استغفار شوند و بعد سه رکعت نماز شفع و وتر را بجاآورند و نزدیک طلوع فجر دو رکعت نافله صبح را بجاآورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در آخر شب برخیزند و نمازهاى شب را یک‏دفعه بجاآورند و بخوابند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است که در شبهاى کوتاه تابستان نمازهاى شب را در اول شب بجاآورند و همچنین جایز است از براى جوانى که خواب بر او غلبه دارد و بیدار نمى‏شود و مسافرى که مى‏ترسد که نماز شب از او فوت شود به جهت سردى آخر شب یا مانعى دیگر که در اول شب نمازهاى شب را بجاآورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  قضاى نماز شب افضل است از مقدم داشتن آن در اول شب و کسى که بر خود قرار دهد که نماز شب را قضا کند، موفق خواهد شد بر برخاستن در شب و نماز کردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در آخر شب برخاست و چهار رکعت از نمازهاى شب را بجاآورد و بترسد که صبح طالع شود، نماز شفع و وتر را بجاآورد و چهار رکعت باقى را بعد قضا کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه قسمى دیگر هم جایز است که تمام نمازهاى شب را بجاآورد اگرچه صبح طالع شود.
 مسأله -  کسى که عادت به برخاستن در شب و نماز کردن دارد و به حسب اتفاق در شبى به خواب افتاد تا صبح طالع شد، نمازهاى شب را بجاآورد و بعد نماز صبح را ادا کند در وقت فضیلت و از وقت فضیلت آن را به تأخیر نیندازد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در آخر شب بیدار شد و مى‏ترسد که مبادا صبح زود طالع شود، نماز شفع و وتر و نافله صبح را بجاآورد چراکه اهتمام در اداى نماز شفع و وتر و نافله صبح بیشتر است. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است که شخص بعد از نماز عشاء دو رکعت نماز بجاآورد، پس اگر در میان شب بیدار شد که نمازهاى شب را به ترتیب بجاآورد و اگر بیدار نشد تا نزدیک طلوع صبح، پس یک رکعت نماز بجاآورد که با آن دو رکعتى که در اول شب بجاآورده شفع و وتر محسوب شود. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در آخر شب بیدار شد و گمان کرد که صبح نزدیک است پس نماز شفع و وتر و نافله صبح را بجاآورد و بعد معلوم شد که شب باقى است، شش‏رکعت دیگر نماز مى‏کند که با آن دو رکعتى که از براى نافله صبح کرده هشت رکعت شود و نافله صبح را بعد بجاآورد و شفع و وترى که پیشتر بجاآورده از براى او محسوب است. و جایز است که یک رکعت نماز بجاآورد و بیفزاید به نماز وترى که بجاآورده تا با نماز شفعى که بجاآورده چهار رکعت شود و چهار رکعت دیگر بجاآورد از براى نماز شب، و شفع و وتر را اعاده کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است نافله ابتدائى پیش از طلوع آفتاب و بعد از عصر و بعضى جایز ندانسته‏اند در این دو وقت نافله ابتدائى را.
 مسأله -  قضاى نماز شب بعد از صبح و عصر از سرّ آل‏محمّد صلى الله وعلیه وآله است. چنانکه در احادیث وارد شده و محققین از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  افضل اوقات قضاى نمازهاى شب، شب است خصوص در آخر شب و افضل اوقات قضاى نوافل روز، روز است اگرچه قضاى آنها در هر وقتى که ممکن شود جایز است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در آخر شب بیدار شد و مى‏ترسد که مبادا صبح زود طالع شود، تعجیل کند در نمازهاى شب و به حمد اکتفا کند و سوره دیگر نخواند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  افضل اوقات نمازهاى شب، نصف شب است و مراد هشت رکعت است چراکه افضل اوقات نماز شفع و وتر، صبح کاذب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مادامى که شک در طلوع صبح صادق باشد نافله مى‏توان کرد و همچنین در هر وقتى از اوقات نمازهاى شبانه‏روزى که شکى در دخول آنها باشد نافله مى‏توان کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 
    فصل  در قبله و تعیین آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  کعبه قبله است از براى مسلمین. به ضرورت ایشان و اجماع جمیع علماى ایشان و کتاب خداى تعالى مجملاً و احادیث ائمه هدى علیهم‏السلام مفصّلاً.
 مسأله -  کعبه قبله است از براى اهل مسجدالحرام و مسجد قبله است از براى اهل حرم و حرم قبله است از براى اهل دنیا. چنانکه در احادیث وارد شده و اتفاق جمیع فقهاء بر این است مگر آنکه بعضى دقتى به خیال خود کرده‏اند که اگر فرض کنیم که کسى در حرم نظر کند و عین کعبه را مشاهده کند، آن جاهایى که از مسجد مقابل کعبه نیست قبله آن شخص نخواهد بود و این خیال منافات دارد با صریح قول خداوند جلّ‏شأنه که فرموده فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُما کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ و شطر، سمت و جهت است و منافات دارد با توسعه‏اى که در احادیث در امر قبله قرار داده‏اند به اتفاق جمیع فقهاء و منافات دارد با وسعتى که در دین قرار داده‏اند و عسر و حرج را از دین برداشته‏اند و عسر و حرج شدیدى است، بلکه به طور عادت محال است که عین کعبه از براى غیر مشاهدین معلوم شود که مقابل است با شخص غائب.
 مسأله -  کعبه و سمت آن قبله است از زیر زمین گرفته تا آسمان و فرق نمى‏کند که در قعر چاهى به سمت آن نماز کنند یا در سر کوهى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حجر اسماعیل على نبیّنا و آله و علیه‏السلام از کعبه نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در احادیث ستاره جدى را از براى تعیین قبله قرار داده‏اند از براى اهل بلاد بعیده و خلافى در آن نیست ولکن در هر بلدى به طور خاصى باید آن را قرار داد و این امر را آسان کرده محرابهاى مسجدهاى مسلمین و قبرهاى ایشان که از زمان معصوم علیه‏السلام تا این زمانها عمل مسلمین بر آن بوده. پس در هر بلدى که قبله آن به واسطه عمل مسلمین و به واسطه قواعد علمیه معیّن شده و محرابها و قبرها را رو به قبله قرار داده‏اند، رو به قبله ایستادى و دانستى که جدى در پشت سر یا پشت کتف راست، یا در سر دوش راست یا غیر اینجاها واقع است، در بیابانهاى هر بلدى به همان‏طور باید قبله را تعیین کرد و در این مطلب خلافى نیست.
*«کتاب الصلوة - مطلب پنجم - فصل دوم - در احکام متعلقه به قبله است»*
    فصل
    در احکام متعلقه به قبله است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  واجب است رو به قبله کردن در حال نماز واجبى در حال اختیار. به ضرورت اسلام و ایمان و اجماع جمیع فقهاء و کتاب خدا و احادیث ائمه هدى‏علیهم‏السلام.
 مسأله -  واجب است رو به قبله کردن در حال نماز میّت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه از روى عمد نماز واجبى را به غیر سمت قبله بجاآورند آن نماز باطل است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  ذبح حیوانات و نحر آنها باید رو به قبله باشد و هرگاه از روى عمد و دانایى رو به غیر قبله ذبح و نحر شوند، حرام و نجس خواهند بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  بیشتر از فقهاء واجب دانسته‏اند که در وقت احتضار کف پاهاى محتضر و روى آن به قبله باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى مستحب دانسته‏اند و احوط عدم ترک آن است.
 مسأله -  بیشتر از فقهاء واجب دانسته‏اند که در وقت غسل‏دادن میّت، میّت را بر هیئت محتضر رو به قبله بخوابانند و بعضى مستحب دانسته‏اند و احوط عدم ترک آن است.
 مسأله -  واجب است که میّت را در لحد رو به قبله بخوابانند. چنانکه در احادیث وارد شده و قلیلى مستحب دانسته‏اند.
 مسأله -  آیه شریفه اَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ در نافله نازل شده چنانکه در احادیث وارد شده. پس نوافل را رو به هر سمتى مى‏توان بجاآورد.
 مسأله -  افضل آن است که در حال اختیار، نوافل را رو به قبله بجاآورند. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است افتتاح نوافل و رکوع و سجود آنها رو به قبله باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -   کسى که از روى نادانى رو به غیر قبله مشغول به نماز شد و در بین نماز دانست قبله را، پس اگر در مابین مشرق و مغرب از قبله منحرف است روى خود را به سوى قبله مى‏کند و نماز را به انجام مى‏رساند و اگر پشت به قبله است، نماز را قطع مى‏کند و مى‏گردد رو به قبله و نماز را از سر مى‏گیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که بعد از فراغ از نماز دانست که نماز را منحرف از قبله بجاآورده، پس اگر در مابین مشرق و مغرب منحرف بجاآورده نباید اعاده کند و اگر پشت به قبله بجاآورده باید اعاده کند و اگر وقت نماز گذشته، باید قضاء کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  واجب است جهدکردن در امر قبله که به علاماتى که شارع قرار داده قبله را معیّن کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اخبار مسلمین در بلد اسلام کفایت مى‏کند در امر قبله. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کور مى‏تواند تقلید کرد از بینا در امر قبله. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در امر قبله متحیّر شود و به هیچ علامتى نتواند سمت قبله را معیّن کند، به چهار سمت چهار نماز مى‏کند به طورى که هر سمتى مقابل سمت دیگر باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء به آن فتوى داده‏اند و اگر وقت تنگ باشد، یک‏نماز به یک سمت کفایت مى‏کند و بعضى از فقهاء یک نماز به یک سمت را کافى دانسته‏اند و سه نماز به سه سمت دیگر را مستحب دانسته‏اند و قول اول اقوى و اقرب به احتیاط است.
 مسأله -  نماز واجبى را در حال اختیار در سوارى نمى‏توان کرد مگر اینکه ناخوشى باشد که نتواند پیاده شود، یا عذرى دیگر باشد مانند سردى شدیدى که مانع است از پیاده شدن. پس روى خود را به قبله مى‏کند و نماز مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نمى‏تواند بایستد و نماز کند، رو به قبله راه مى‏رود و نماز مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و محققین از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که مى‏ترسد از دزد و درنده و امثال آنها و مى‏خواهد خود را به آبادى برساند و وقت نماز هم تنگ است، تکبیرةالاحرام را رو به قبله مى‏گوید و در حال راه رفتن یا در حال سوارى نماز مى‏کند رو به هر سمتى که باشد، و اگر بتواند رکوع و سجود را رو به قبله و بر روى زمین بجاآورد باید بجاآورد و اگر نمى‏تواند به اشاره اکتفا مى‏کند رو به هر سمتى که باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در کشتى نماز مى‏کند قبله را معیّن مى‏کند و روى خود را به سوى قبله کرده نماز مى‏کند و هر قدر کشتى مى‏گردد او هم مى‏گردد که روى او همیشه به سوى قبله باشد و اگر نمى‏تواند بگردد پس نماز مى‏کند به هر سمتى که کشتى مى‏گردد و اکتفا مى‏کند به همان تکبیرةالاحرام که رو به قبله واقع شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اگر در کشتى قبله معلوم نشود، به چهار سمت نماز مى‏کند چنانکه در بیابان مى‏کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند و بعضى گفته‏اند که رو به سر کشتى نماز کند و حدیث هم به این‏طور وارد شده.
 مسأله -  هرگاه در کشتى باد شدیدى کشتى را بگرداند به طورى که ممکن نشود که بگردند و روى خود را به قبله کنند در بین نماز، پس روى خود را به سینه کشتى باید کرد در بین نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند
    فصل‏
    در لباس نمازگزار است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  واجب است پوشانیدن عورت در حال نماز و باطل مى‏شود نماز بدون ستر عورت در حال اختیار. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  عورت، قُبُل و دُبُر است در مرد و زن و چون مرد عورتین را پوشانید در حال نماز، کفایت مى‏کند او را اگرچه باقى بدن او عریان باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است که زن آزاد در حال نماز تمام بدن خود را بپوشاند سواى صورت و دستها تا بند دست و قدمها. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء به آن فتوى داده‏اند و قلیلى همان ستر قُبُل و دُبُر را کافى دانسته‏اند.
 مسأله -  واجب نیست بر کنیزان، پوشیدن سر و گردن در حال نماز اگرچه صاحبان اولاد باشند از مالک خود یا مکاتبه و مدبره باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کنیزى که بعضى از آن آزاد باشد، سر و گردن و موى سر را باید بپوشاند در حال نماز مثل زن آزاد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در حال نماز عورت او مکشوف باشد و او نداند تا از نماز فارغ شود، نماز او صحیح است و اگر در بین نماز دانست بپوشاند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که مردان از ناف تا زانوى خود را بپوشانند در حال نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست نماز کردن در پوست میته اگرچه بند نعل باشد و اگرچه دباغى شده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است نماز کردن در چیزى که حیات در آن حلول نکرده مثل مو و شاخ و استخوان و امثال آنها اگر میته حلال‏گوشت باشد و پاک باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست نماز در پوست حیوان حرام‏گوشت سواى آنچه بعد ذکر مى‏شود اگرچه حیوان آن ذبح شده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و بیشتر از فقهاء جایز ندانسته‏اند نماز کردن در مو و پشم و پر و سایر چیزهایى که از حیوان حرام‏گوشت است و ادعاى اجماع بر این مطلب کرده‏اند و راه نجات در پیروى ایشان است.
 مسأله -  جایز است نماز کردن در پوست و موى خز. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  جایز است نماز کردن در پوست و موى سنجاب. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  باکى نیست به مو و چرک مسلم اگر در جامه باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست اکتفا کردن به جامه نازکى که عورت از زیر آن پیدا است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست از براى مردان نماز کردن در جامه‏اى که از ابریشم محض بافته باشند و کج هم مثل ابریشم است، چنانکه جایز نیست از براى ایشان پوشیدن آن در غیر حال نماز مگر در وقت ضرورت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست از براى زن نماز کردن در جامه‏اى که از ابریشم محض باشد اگرچه جایز است براى او پوشیدن آن در غیر حال نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  جایز است نماز کردن در جامه‏اى که بافته باشند از ابریشم و چیزى دیگر که نماز در محض آن مى‏توان کرد مثل پنبه و کتان و مو و پشم و کُرک حیوان حلال‏گوشت اگرچه ابریشم آن بیشتر باشد به طورى که در عُرف صدق کند که این جامه را از ابریشم و غیر آن بافته‏اند ولکن به این‏طور نباشد که در کناره آن بافته، قدرى از غیر ابریشم بافته باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است نماز کردن در جامه‏اى که سجاف آن از حریر محض باشد اگرچه آن سجاف به قدر چهار انگشت بسته پهن باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  جایز است نماز کردن در جامه‏اى که ابریشم و کج در میان آن گذارده باشند و بافته زیر و روى آن از غیر ابریشم محض باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتنا باشد در آن نیست.
 مسأله -  جایز است نماز کردن در چیزى که ستر عورت نکند اگر از ابریشم محض باشد مانند بند زیرجامه و قیتان و کلاه و جوراب و امثال آنها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست و در بعضى از اخبار نهى از آن شده و آن نهى محمول بر کراهت است.
 مسأله -  جایز است که حریر محض به همراه انسان باشد در حال نماز مثل آنکه دستمال ابریشم در جیب و بغل باشد. و خلافى که محل اعتنا باشد در آن نیست چراکه آن را نپوشیده.
 مسأله -  جایز نیست از براى مردان پوشیدن جامه زربافت و دست کردن انگشتر طلا -  چه در حال نماز چه در غیر حال نماز -  و جایز است از براى زنها در هر دو حال. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  طلا و انگشتر طلا در جیب و بغل باشد مى‏توان نماز کرد و نهى نرسیده. و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست نماز در جامه آهنین در غیر حال جنگ و ضرورت، اما اگر آهنى با نمازگزار باشد آن را بپوشاند که ظاهر نباشد و مکروه است ظاهر بودن آن در حال نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  باکى نیست نماز کردن در جورابى که ساق نداشته باشد و همچنین هر پاپوشى که ساق نداشته باشد. چنانکه از امام عصر عجّل‏اللّه فرجه روایت شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند و نهیى که در احادیث وارد شده محمول بر کراهت است چراکه اذن از معصوم‏علیه‏السلام رسیده و در رسیدن اذن خلافى نیست.
 مسأله -  جایز نیست نماز کردن در جامه‏اى که نجس شده باشد مگر در حال ضرورت و چیزهایى که بعد ذکر مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که زخمى و دملى دارد که خون از جراحت و دمل او بیرون مى‏آید، تا جراحت و دمل او التیام نیافته هرقدر خون آنها به لباس برسد مى‏تواند نماز کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اگر خون از خود شخص مکلّف باشد و خون حیض و نفاس و استحاضه نباشد و رشحات خون شخص در جامه او باشد که اگر جمع شود آن رشحات به قدر درهمى و کمتر از آن باشد، چنین خونى در لباس باشد مى‏توان در آن لباس نماز کرد. چنانکه در حدیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند و بعضى همین‏قدر که کمتر از درهم باشد اگرچه جمع باشد و رشحات هم نباشد جایز دانسته‏اند، و بعضى اگر خون از غیر شخص مکلف هم باشد غیر از دماء ثلثه جایز دانسته‏اند، و بعضى خون سگ و خوک را استثناء کرده‏اند با دماء ثلثه و مختار همان عنوان اول است که خالى از شک است و مراد از قدر درهم را به قدر وسعت ناخن ابهام تعیین کرده‏اند و بعضى به قدر وسعت گودالى کف دست معیّن کرده‏اند و این تعیین‏ها هم در احادیث نیست ولکن چون وزن درهم معیّن است و در وقت سکه زدن قدرى پهن مى‏شود مثل نیم‏قران این زمان، پس تعیین به قدر ناخن ابهام نزدیکتر است به احتیاط.
 مسأله -  جایز است نماز کردن در چیزى که نپوشاند عورت را اگر نجس شده باشد مثل بند زیرجامه و جوراب و کفش و کلاه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است نماز کردن در چیزى که نجس شده باشد اگر در جیب و بغل باشد مثل دستمال نجسى اگر نجاست از حیوان غیر مأکول‏اللحم نباشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست پوشیدن جامه غصبى در حال نماز و غیر نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست

    فصل‏  در مستحبات لباس نمازگزار و امور متعلقه به آن است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است که در حال نماز، لباس بسیار بپوشند چراکه جمیع آنها تسبیح مى‏کنند خدا را و ثواب تسبیح از براى نمازگزار است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است پوشیدن زیرجامه در حال نماز، چراکه هر رکعتى از نماز در آن مقابل است با چهار رکعت بدون آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان نماز کردن با عمامه، چراکه دو رکعت نماز با عمامه مقابل چهار رکعت است بدون آن؛ و هر رکعتى مقابل چهار رکعت هم رسیده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است استعمال عطریات و خوشبو کردن جامه در حال نماز خصوص با مشک، چراکه هر رکعتى از نماز با عطر بهتر است از هفتادرکعت نماز بدون عطر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است نماز کردن در نعل عربى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان که بپوشانند سینه خود را تا زانوها و پایین‏تر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان که اگر در زیرجامه تنها یا در پیراهن به تنهایى نماز کنند، چیزى بر دوش خود بیندازند اگرچه ریسمانى  یا بند شمشیر و کمان باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که مردان در دو جامه بر روى هم نماز کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که زنها در سه جامه بر روى هم نماز کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در لباسى که عزّت و وقعى نداشته باشد نماز کنند به جهت اظهار خضوع و ذلّت در نزد خداوند عالم جلّ‏شأنه و به جهت آنکه باک نداشته باشد که آن به گرد و خاک آلوده شود که مشغول نشود به آن و از توجه به سوى خداوند عالم باز نماند مگر در روز جمعه و روزهاى عید که مستحب است به جامه‏هاى فاخره خود را زینت کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که انگشتر نقره که نگین آن عقیق باشد در حال نماز به دست راست کنند، چراکه دو رکعت نماز با انگشتر عقیق مقابل است با هزار رکعت نماز بدون آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است نماز در انگشترى که نگین آن جزع باشد، چراکه نماز در آن هفتاد نماز محسوب مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که جامه از پنبه و کتان باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که جامه سفید باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل‏ در مکروهات لباس نمازگزار و امور متعلّقه به آن است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در جامه‏هاى سیاه، سواى عمامه و عبا و موزه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در لباسى که رنگ شده باشد به زعفران و گل کافشه و زیاد رنگ برداشته باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در حال نماز بستن زیرجامه بر روى پیراهن، چراکه این کار اهل جاهلیت بوده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در حال نماز توشح، یعنى یک طرف پارچه را در زیر بغل راست گذارند و طرف دیگر آن را بر روى دوش چپ اندازند، چه در زیر پیراهن این کار را بکنند یا بر روى پیراهن بکنند، چراکه این کار اهل جاهلیت بوده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در حال نماز پوشانیدن صورت اگر بر روى زمین نماز کنند، اما در حال سوارى اگر نماز کنند باکى نیست پوشانیدن رو، به شرط آنکه شخص همهمه خود را بشنود. حتى آنکه اگر زن بى‏نقاب نماز کند بهتر است از آنکه نقاب بیندازد و پیشانى خود را بپوشاند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در لباسى که عاریه کرده باشند از شارب‏الخمر پیش از شستن آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در جامه یهود و نصارى پیش از شستن آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در جامه‏اى که از نصرانى خریده باشند پیش از شستن آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در لباسى که صورت حیوانات در آن نقش شده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است نماز در انگشترى که صورت حیوانى در آن نقش باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است از براى زن که نماز کند در خلخالى که صدا داشته باشد، اما در خلخال بى‏صدا باکى نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در لباسى که جنب به حرام در آن عرق کرده باشد پیش از شستن آن. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند و بعضى جایز ندانسته‏اند در آن نمازکردن را چراکه عرق جنب به حرام را نجس دانسته‏اند چنانکه بعضى از احادیث دلالت مى‏کند.
 مسأله -  مکروه است گشودن تکمه جامه و بندهاى آن در حال نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است که پشت مردى که امامت مى‏کند مکشوف باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است که با شمشیر نماز کند کسى که امامت مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است با خضاب نماز کردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن بدون تحت‏الحنک، چراکه اگر مبتلا شود به مرضى که دوا نداشته باشد نباید ملامت کند مگر خود را که ترک تحت‏الحنک کرده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن زن بدون گردن‏بندى و زینتى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در پوستى که خریده باشند از کسى که پوست میته را به دباغى پاک مى‏داند اگر مشتبه باشد، اما اگر معلوم باشد که پوست میته است و دباغى شده که جایز نیست نماز کردن در آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آنچه ذکر شد نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در لباس زنى که متهم باشد که اجتناب از نجاست نمى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در دستمالى که غیرى دست به آن پاک کرده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
    فصل‏ در احکام کسانى است که لباس ندارند و برهنه‏اند
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  عریان اگر بیابد چیزى را که عورت خود را به آن بپوشاند، مانند برگ درختى یا گیاهى یا غیر آنها، واجب است بر او که عورت خود را بپوشاند به آنها و نماز کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  عریان اگر نیابد چیزى را که بپوشاند عورت خود را و بیابد گودالى را که محجوب کند او را از نظرها، داخل آن گودال مى‏شود و نماز مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و بعضى از فقهاء گفته‏اند که رکوع و سجود را بجاآورد و بعضى گفته‏اند که به اشاره رکوع و سجود کند و از براى هریک وجهى هست، چنانکه به طور عموم و خصوص در احادیث وارد شده و مکلّف را مخیّر کرده.
 مسأله -  عریان، دست خود را بر روى قُبُل خود مى‏گذارد و دُبُر او پوشیده است به الیتین او و نماز مى‏کند به طور اشاره و رکوع و سجود نمى‏کند، بلکه از براى رکوع سر خود را به زیر مى‏آورد و از براى سجود بیشتر از رکوع سر را به زیر مى‏آورد و مختار است که ایستاده نماز کند یا نشسته، و بهتر این است که مرد ایستاده نماز کند و زن نشسته. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  عریان اگر لباس نجسى بیابد و نیابد آبى که آن را بشوید، مختار است که عریان نماز کند یا با لباس نجس، اگر ایمن باشد از سردى و گرمى، و اگر ایمن نیست باید در لباس نماز کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  جماعت برهنه‏گان مى‏توانند نماز جماعت کنند به این‏طور که مى‏نشینند و امام ایشان به قدر زانوى خود پیشتر مى‏نشیند و نماز مى‏کنند به طور اشاره و رکوع و سجود نمى‏کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  عریان اگر شمشیرى بیابد مستحب است که آن را در وقت نماز حمایل خود کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سزاوار نیست که عریان در اول وقت نماز کند چراکه شاید تا آخر وقت لباسى بیابد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.

  در مکان نمازگزار و احکام و امور متعلقه به آن است‏
    فصل‏ در مکانهایى است که جایز است نماز کردن در آنها و جایز نیست‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  جایز نیست نماز کردن در مکان غصبى بدون اذن مالک آن در حال اختیار. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست نماز کردن در میان آب و گِل و حدّ گِلى که نماز در آن جایز نیست این است که پیشانى بر آن قرار نگیرد و در آن فرو رود. پس اگر کسى مبتلا شد در میان آب و گِل نماز مى‏کند و رکوع مى‏کند اما از براى سجود، به طور اشاره سر خود را به زیر مى‏آورد و بر روى گِل سجده نمى‏کند و تشهد و سلام را ایستاده مى‏خواند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست نماز کردن در مکانى که پیشانى بر آن قرار نگیرد و در آن فرو رود در حال اختیار، مثل خرمن گندم و جو و خرمن کاه و امثال آنها مانند زمین شوره‏زار و نمدهاى کلفت که پیشانى در آنها فرو رود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست نماز کردن بر روى برف در حال اختیار، چراکه پیشانى در آن فرو مى‏رود و قرار نمى‏گیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست نماز کردن در مکان نجس که تر باشد و نجاست آن تعدى کند به رخت و بدن در حال اختیار. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست سجده کردن بر مکان نجس اگرچه خشک باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و حدیث حصیر هم دلالت دارد و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست نماز واجبى در حال اختیار بر پشت حیوانات در حال سوارى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست نماز واجبى در محمل و کجاوه در حال اختیار. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست نماز واجبى در هر مکانى که مانع باشد از ایستادن و نشستن و رکوع و سجود کردن در حال اختیار. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است نماز کردن بر روى کرسى و تخت و امثال آنها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است نماز کردن بر روى تختى که در میان دو درخت و امثال آن آویخته باشند اگر مسطح باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است نماز در هر مکانى که نهى نکرده باشند از آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -   جایز است نماز کردن بر روى فرش ابریشم اگرچه پوشیدن آن در نماز جایز نیست ولکن پیشانى باید بر روى چیزى باشد که سجده بر آن جایز است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است نماز بر روى زمینى و فرشى که نجس باشد اگر خشک باشد و نجاست آن به لباس و بدن سرایت نکند ولکن چیزى که بر آن سجده مى‏کند باید پاک باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد بعد از ورود اخبار در آن نیست.
 مسأله -  زمینهایى که مالکى دارد و دیوارى به دور آنها نکشیده‏اند از براى منع مردم، جایز است در آن نماز کردن بدون اذن مالک مانند زمینهایى که مالکى ندارد مثل بیابانها و همچنین جایز است نماز کردن در مکانهایى که مالک از براى عموم مردم عمارت کرده که داخل شوند در آنها و خارج شوند از آنها، مانند حمامها و کاروانسراها. چنانکه در احادیث وارد شده و سیرت مسلمین بر این جارى گشته و خلافى در آن نیست مگر آنکه بعضى از فقهاء در بعضى از این مواضع کراهت نداشتن مالک را شرط دانسته‏اند.
    فصل‏ در مکانهایى است که مستحب است در آنها نماز کردن‏
    و امور متعلقه به آنها و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است نماز کردن در مسجد چراکه در هر گامى که رو به مسجد مى‏روند تا برمى‏گردند ده‏حسنه مى‏نویسند و ده‏سیئه محو مى‏کنند و ده‏درجه بلند مى‏کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است نماز کردن در مسجدهایى که شرافت مخصوصى دارند و آنها مسجدالحرام و مسجد پیغمبر صلى الله وعلیه وآله در مدینه و بیت‏المقدس و مسجد کوفه و مسجد سهله و مسجد خیف در منى و مسجد غدیر خم و مسجد قبا و مسجد براثا در کنار بغداد است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است نماز کردن در حایر سیدالشهداء علیه‏السلام و در حرم آن بزرگوار در پشت سر، و در حرم سایر ائمه طاهرین علیهم‏السلام خصوص در پشت سر ایشان‏علیهم‏السلام. و جایز نیست نماز کردن در مشاهد ائمه طاهرین علیهم‏السلام در پیش روى ایشان به طورى که قبور مقدسه ایشان در پشت سر واقع شود، و جایز است نماز کردن در بالاى سر و پایین پاى ایشان به شرط آنکه قبور مقدسه ایشان مقدّم باشد و نمازکننده مقدّم بر قبور ایشان و مساوى قبور ایشان واقع نشود. چنانکه از امام زمان عجّل‏اللّه‏فرجه سؤال شده در این باب و جواب فرموده‏اند که اَلاِْمامُ لایُقَدَّمُ وَ لایُساوى‏.
 مسأله -  مستحب است که زنها نماز کنند در پنهان‏تر مکانى از مواضع خانه خودشان، پس نماز ایشان در پستوى اطاق ایشان بهتر است از نماز در اطاق، و نماز در اطاق بهتر است از نماز در صحن خانه ایشان، و نماز در خانه خودشان بهتر است از نماز در مسجدها، و افضل مسجدهاى ایشان خانه‏هاى ایشان است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در مسجدها و مشاهد مقدسه سبقت گرفت به مکانى از مکانها، او مستحق آن مکان است در یک شبانه‏روز و نمى‏رسد غیرى را که در آن مکان سکنى‏ کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
   فصل‏- در مکانهایى است که مکروه است نماز کردن در آنها
   و امور متعلقه به آن و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در مواضعى که نجس شده باشد و عین نجاست در آنها نباشد و آنها خشک باشد، و اگر خشک نباشد جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد بعد از نص در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در حمام اگر مکانى که نماز مى‏کنند پاک باشد، و اگر پاک نباشد جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز در جاهایى که از براى بول و غایط ساخته‏اند، اگر مکانى که مى‏خواهند نماز کنند خشک باشد یا پاک باشد والّا جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در جایگاه و خوابگاه شتر و اسب و قاطر و الاغ مگر آنکه خوف تلف مال در دور شدن از آنجا باشد. پس جاروب کنند و آب بپاشند و نماز کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن بر روى خانه مورچه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در مجراى آبها و در رودخانه‏ها خصوص نماز جماعت که در میان رودخانه کراهت شدید دارد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در میان راهها، خواه در خط راه باشد یا در جاهایى که در میان خطهاى راه واقع است. پس نماز را در کنار راه از طرف راست و چپ باید کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در زمین شوره‏زار و کویر اگر زمین مسطحى در حوالى آن یافت شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن بر روى برف و اگر ناچار شد چیزى بر روى آن اندازند و نماز کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن بر روى قبرها و رو بسوى آنها و در میان آنها مگر آنکه در میان نمازگزار و قبرها ده‏ذراع فاصله باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن بر روى حصیرها و بوریاهایى که یهود و نصارى در خانه‏هاى خود انداخته‏اند و بر روى آنها نشسته‏اند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در جایى که در آنجا شرابى یا سایر مست‏کننده‏ها باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در اطاقى که در آن صورتهاى انسان و سایر حیوانات باشد، و کراهت شدید مى‏شود اگر در سمت قبله باشد و تخفیف مى‏یابد به اینکه در زیر پا باشد یا پشت سر که اهانت به آنها شود، یا در سقف یا در چپ و راست باشد که دیده نشود در حال نماز، یا آنکه به واسطه رنگهاى خارجى آنها را تغییر دهند و به صورت اشجار بیرون آورند، یا یک چشم آنها را کور کنند. و زایل مى‏شود به اینکه بپوشانند آنها را، یا بشکنند، یا سر آنها را قطع کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در اطاقى که در آن بول کرده باشند، یا ظرفى که در آن بول کرده‏اند در آنجا باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در اطاقى که در آن سگ باشد، بلکه مکروه است نماز کردن در خانه‏اى که در آن سگ باشد مگر آنکه سگ، سگ شکارى باشد و در را بر روى آن بسته باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در اطاقى که در آن مجوسى باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن رو به آتش و رو به چراغ، خصوص اگر آویخته باشد، خصوص اگر نمازگزار از اولاد آتش‏پرستان باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در اطاقى که در آن جنب باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن بر روى خرمن گندم و جو اگر آن را به گِل اندود کرده باشند و اگر اندود نکرده باشند جایز نیست نماز کردن بر روى آن. و همچنین مکروه است نماز کردن بر روى خرمن کاه و یونجه و امثال آنها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است که نماز واجبى را در میان خانه کعبه بجاآورند، اما نافله مستحب است در میان آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد بعد از ورود نص در آن نیست.
    فصل‏ در احکام مسجدها و امور متعلقه به آنها است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است ساختن مسجد اگرچه کوچک باشد و اگرچه در جایى زمینى را مسطح کنند و دور آن را سنگچین کنند. چراکه هرکس مسجدى بسازد در دنیا، خداوند عالم جلّ‏شأنه خانه‏اى در بهشت از براى او بسازد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که شخص در خانه خود قرار دهد مکانى را از براى نماز کردن و ثواب آن ثواب مسجد است و احکام آن احکام مسجد نیست. یعنى مى‏توان آن را تغییر داد و مکانى دیگر را مسجد قرار داد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست بعد از ورود نص.
 مسأله -  مستحب است تعمیر کردن مساجد اگر خرابى داشته باشند و آن علامت ایمان است. چنانکه در آیات و احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که پایه‏ها نصب کنند در مسجد و حشیش و گیاه بر روى آنها بیندازند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که حجابى در میان مسجد و آسمان نباشد، یعنى مسجد بى‏سقف باشد مگر در حال ضرورت، و در زمان غیبت اذن داده‏اند در سقف‏زدن مسجدها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است خوشبو کردن مسجد بواسطه دودکردن چیزهاى خوشبو مثل عود و کندر و امثال آنها در آن در هر هفته. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است روشن کردن چراغ در مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است جاروب کردن مسجد و بیرون بردن خاکروبه از آن بخصوص روز پنجشنبه و شب‏جمعه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است تطهیر کردن از براى داخل شدن در مسجد و نشستن در آن. و مراد از تطهیر، وضو و غسل و تیمم است هریک در محل خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که طهارتخانه مسجد در درب مسجد باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که ته کفش را در درب مسجد نظر کنند که مبادا ملوّث باشد و داخل مسجد شوند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است دعا خواندن در وقت داخل شدن در مسجد و در وقت بیرون آمدن از آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است سبقت گرفتن بر مردم در وقت داخل شدن در مسجد و تأخیر جستن از مردم در وقت بیرون آمدن از مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در وقت داخل شدن در مسجد پاى راست را پیش گذارند و در وقت بیرون آمدن از آن، پاى چپ را پیش گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است مکث کردن در درب مسجد بعد از بیرون آمدن از آن و دعا خواندن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است زیاد رفتن در مسجدها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در هر مسجدى که داخل شدى دو رکعت نماز از براى تحیّت مسجد بجاآورى و بى‏نماز از مسجد بیرون نروى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که چیزهاى نجس را داخل نکنند در مسجد هرگاه خشک باشند و سرایت نکنند، اما در صورت سرایت که جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل‏ در امور مکروهه متعلقه به مسجدها است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مکروه است که دیوار مسجد را کنگره‏دار بسازند و مستحب است که بى‏کنگره باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است عبور از هر مسجدى بدون آنکه نمازى در آن بجاآورند، اگرچه دو رکعت نماز تحیّت باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است خرید و فروش در مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است جارى کردن احکام و حدود در مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است بلند کردن صدا در مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است خواندن شعر در مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است انداختن آب دهن و اخلاطى که از سینه کنده مى‏شود در مسجد و کفاره آن دفن آن است. و هرگاه ناچار شوند به این کار، در سمت چپ و در زیر پاى خود بیندازند و اگر در حال نماز نباشد روى خود را از قبله بگردانند و رو به قبله نیندازند و مستحب است فروبردن آن به جهت تعظیم مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است خوابیدن در مسجدالحرام و مسجد پیغمبر صلى الله وعلیه وآله و جایز است خوابیدن در سایر مسجدها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است اینکه داخل شود در مسجد کسى که چیز بدبویى مانند سیر و پیاز خورده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است کسب کردن در مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است شمشیر از غلاف کشیدن و آویختن شمشیر در سمت قبله در مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است کشف کردن ناف و رانها تا زانوها در مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است انداختن سنگریزه در مسجد و مراد این است که مردم ریگ به یکدیگر نیندازند در مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است که همسایگان مسجد به مسجد نروند از براى نماز و در خانه خود نماز کنند و حدّ همسایگى مسجد، چهل‏خانه است از چهار جانب مسجد. مگر آنکه عذرى باشد در نرفتن مسجد مثل بادى و بارانى و سایر عذرها. و اگر کسى بدون عذرى به مسجد نرود از براى نماز از همسایگان مسجدى، سزاوار نیست از براى سایر مؤمنین با او خوردن و آشامیدن و مشورت‏کردن و زن به او دادن و زن از خانواده او گرفتن. و اگر نرفتن مسجد به حدّ استخفاف برسد در دولت حق، خانه او را خواهند سوزانید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است بیرون آمدن از مسجد بعد از شنیدن اذان تا آنکه نماز را در آن بجاآورند مگر آنکه بیرون روند به نیّت آنکه برگردند و در آن نماز کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است قصه گفتن در مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است ذکر دنیا و فرورفتن در باطل و کار بى‏فایده در مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نقش کردن صورتها در مسجد و جایز است نوشتن قرآن و دعاء و ذکر خداوند در سمت قبله آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است ساختن مناره‏هاى بلند در مسجد و ساختن قصرهاى بلند در آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه اگر مناره‏ها و قصرها سرزن خانه‏هاى مردم باشد بعضى از فقهاء جایز ندانسته‏اند.
 مسأله -  مکروه است اندود کردن سقف مسجد مگر مسجد خاصى که در خانه‏ها قرار داده‏اند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است تمکین کردن از داخل شدن دیوانگان و اطفال بى‏تمیز در مسجد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء حرام دانسته‏اند تمکین‏کردن از داخل‏شدن ایشان را و این قول اقوى و اقرب به احتیاط است.
   فصل‏ در کارها و چیزهایى است که حرام است در مسجدها به عمل‏آوردن‏
    و تفصیل بعضى از آنها در کتاب طهارت گذشت‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  حرام است تغییر دادن مسجدها از وضعى که در سابق بناشده (نباشد- نسخه افست) مگر به جهت وسعت دادن آنها. چنانکه در احادیث وارد شده و اعتنایى نیست به فتواى کسى که برخلاف نص فتوى داده.
 مسأله -  مسجدهاى مخصوصه‏اى که در خانه‏ها قرار مى‏دهند جایز است تغییر آنها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  حرام است که در مسجدها کارى بکنند که آن کار مانع باشد از نمازکردن و عبادت‏کردن در آن، مثل آنکه آیین ببندند و چیزى در آن بگذارند مانند تابوت و تخت و غیر آنها که نتوان در آنها ایستاد و نماز و عبادت کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 
 مسأله -  حرام است نجس کردن مسجدها و واجب است تطهیر کردن آنها از نجاستها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است بیرون بردن اجزاى مسجد مانند خشت و آجر و سنگ آن از آن، و واجب است برگردانیدن آن به آن یا به مسجدى دیگر هرگاه چیزى از آن بیرون بردند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 
    فصل‏
    در چیزهایى است که سجده بر آن جایز است از براى نماز
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  جایز است سجده کردن بر زمین و سنگ و خاک. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است سجده کردن بر چوب و برگ درختها و گیاهها اگرچه سبز و تر باشد، اگر مأکول و ملبوس بنى‏آدم نباشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است سجده بر حصیر و بوریا اگرچه فرش باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است سجده بر گچ و آهک. چنانکه در احادیث وارد شده و اعتنایى نیست به خلاف آن‏که بعد از رسیدن آتش به آنها جایز ندانسته بعد از رسیدن نص.
 مسأله -  جایز است سجده بر کاغذ اگرچه نوشته باشد ولکن بر کاغذ نوشته مکروه است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتنا باشد در آن نیست.
 مسأله -  جایز است سجده‏کردن بر فرش و لباس در حال تقیه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اگر در جایى زمین آن‏قدر گرم باشد که پیشانى را بسوزاند و نباشد چیزى که سجده بر آن جایز باشد، یا اگر باشد به حدى گرم باشد که نتوان بر آن سجده کرد، جایز است که فرشى و لباسى بر روى زمین اندازند و بر آن سجده کنند و اگر حایلى نباشد جایز است که کف دست را بر زمین گذارند و بر پشت دست سجده کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست
    فصل‏ در چیزهایى است که مستحب است سجده بر آنها
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  افضل چیزهایى که سجده بر آن جایز است تربت حضرت سیدالشهداءعلیه‏السلام است، چه خاک باشد یا مهرى از آن ساخته باشند. چراکه نور آن تا هفت طبقه زمین را منوّر مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است سجده بر زمین. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است سجده بر خمره و آن چیزى است که از برگ خرما مى‏بافند به شکل مهر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
*«کتاب الصلوة - مطلب هشتم - در چیزهایى است که سجده بر آنها جایز است از براى نماز و چیزهایى‏ که سجده بر آن مستحب است و چیزهایى که سجده بر آن جایز نیست‏ - فصل سوم - در چیزهایى است که سجده بر آنها جایز نیست‏ »*
    فصل‏ در چیزهایى است که سجده بر آنها جایز نیست‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  جایز نیست سجده بر طلا و نقره و سایر معدنها. چنانکه احادیث در بعضى به خصوص رسیده و در بعضى به عموم دلالت دارد و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست سجده بر شیشه و بلور. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست سجده بر خاکستر، چراکه از چوب و گیاه به عمل آمده نه از زمین. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست سجده بر خوردنیهاى انسانى مانند نان و سایر چیزهاى خوردنى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست سجده بر هیچ چیز حیوانى اگرچه خوردنى نباشد مانند استخوان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست سجده بر پنبه و کتان و چیزهایى که از آنها مى‏بافند در حال اختیار، اگرچه از زمین به عمل آمده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست سجده بر نمک و برف. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست سجده بر چیزى که نجس شده باشد اگرچه خود آن چیز بدون نجاست سجده بر آن جایز باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در بعضى از احادیث رسیده که سجده بر قیر مکن، و در بعضى احادیث رسیده که باکى نیست سجده بر قیر، چراکه از زمین به عمل آمده و فقهاء بعضى جایز دانسته‏اند و بعضى جایز ندانسته‏اند سجده بر آن را و بعضى به طور کراهت جایز دانسته‏اند و این قول نزدیکتر است به صواب و جمع میان احادیث هم شده.
 مسأله -  آنچه در این مطلب ذکر شد از چیزهایى که سجده بر آن جایز است، یا سجده بر آن جایز نیست، مخصوص مکان پیشانى است. پس سایر مواضع سجود مثل موضع کف دستها و سر زانوها و سر انگشتان بزرگ پاها اگر غیر از آن چیزهایى باشد که سجده بر آن جایز است باکى نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل-  در احکام چیزهایى که در پیش روى نمازگزار اتفاق مى‏افتد

    و بعض امور مناسبه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مکروه است که زن مقدّم باشد بر مرد در حال نماز، بلکه مکروه است که مساوى باشند و زایل مى‏شود کراهت به اینکه فاصله باشد در میان مرد و زن ده‏ذراع. و بعضى از فقهاء جایز ندانسته‏اند که زن مقدّم باشد بر مرد یا مساوى باشد در حال نماز مگر به فاصله ده‏ذراع و باطل دانسته‏اند نماز ایشان را به تفاصیلى چند ولکن بعد از ورود احادیثى چند در اینکه باکى نیست، در حمل احادیث ناهیه بر کراهت در نزد ما اشکالى نیست. چنانکه بعضى از فقهاء هم فتوى داده‏اند و بنابر این فتوى جمع در میان احادیث مختلفه هم شده و هیچ‏یک طرح نشده. پس احادیث متعدده در اختلاف درجات کراهت رسیده، پس کمتر فاصله‏اى که رسیده این است که سینه مرد مقدّم باشد بر زن و بهتر این است که یک‏وجب مقدّم باشد و بهتر این است که یک‏ذراع مقدّم باشد و بهتر این است که به قدرى مقدّم باشد که نتوان گام برداشت و بهتر از همه این است که ده‏ذراع فاصله باشد. و اگر در میان مرد و زن دیوارى و پرده‏اى حایل باشد رفع مى‏شود کراهت اگرچه آن حایل بلند نباشد و یکدیگر را ببینند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه وقت نماز وسعت داشته باشد و مرد و زن در مکانى باشند که زن در سمت قبله آن مکان باشد، یا مرد و زن مساوى باشند و طورى باشد که ممکن نباشد که فاصله قرار دهند، پس اول مرد نماز کند و چون او از نماز فارغ شد زن نماز کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  این احکامى که در این فصل تا کنون ذکر شد مخصوص مکانهاى غیر مکه معظّمه است و در آن مکان شریف، مرد و زن هرطور بایستند در حال نماز، نماز ایشان نقصى ندارد و کراهتى عارض نمى‏شود و فاصله در میان ایشان ضرور نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن رو به عذره. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن رو به آتش و رو به سوى قندیلى که در آن چراغى و آتشى باشد و کراهت شدید مى‏شود اگر قندیل در مکان مرتفعى در سمت قبله واقع باشد یا آویخته باشد و کراهت شدیدتر مى‏شود از براى کسى که از اولاد آتش‏پرستان باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن رو به سوى صورت حیوانات و صورت انسان هرگاه در سمت قبله واقع شده باشد و کراهت شدید مى‏شود از براى کسى که از اولاد بت‏پرستان باشد و رفع کراهت مى‏شود به اینکه بپوشانند آنها را به چیزى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن به سوى دیوار بیت‏الخلا اگر رطوبت آن از دیوار ظاهر شده باشد در سمت قبله و رفع کراهت مى‏شود به اینکه چیزى حایل کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن به سوى شمشیر و آهنى که در سمت قبله واقع باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن به سوى قبرهاى غیر ائمه علیهم‏السلام و در میان آنها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن به سوى مصحفى و کتابى که گشوده باشد در سمت قبله و باکى نیست اگر گشوده نباشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن رو به سوى مردى که در سمت قبله ایستاده باشد، و همچنین مکروه است نماز کردن رو به سوى زنى که در سمت قبله روبروى نمازگزار ایستاده باشد یا نشسته باشد، و رفع مى‏شود کراهت به گذاردن سُتره در میان خود و میان آن که در پیش روى او واقع شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن به سوى سگى و خرى که در سمت قبله باشند و رفع مى‏شود کراهت به گذاردن سُتره در میان خود و میان آنها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که نمازگزار سُتره قرار دهد به جهت احتراز از آنچه در پیش روى او واقع شود و امر به احتراز شده باشد، و کفایت مى‏کند در سُتره اینکه دیوارى یا عصایى یا کمانى یا سنگى یا کومه خاکى و اگر اینها نباشد خطى در سمت قبله در میان محل سجده خود و میان آنچه در سمت قبله واقع است قرار دهند. و از براى پیغمبر صلى الله وعلیه وآله چوبدستى بود به قدر ذراعى که آن را در سمت قبله در جلوى محل سجده خود مى‏گذاردند به جهت احتراز از مرورکنندگان در پیش روى او. و جمیع آنچه ذکر شد در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  از محل سجده به قدر خوابیدن گوسفندى و بهتر آنکه به قدر خوابیدن اسبى مأمن است از براى نمازگزار، پس اگر ستره را به قدر خوابیدن گوسفندى دور از محل سجده گذارند، احتراز از عبورکنندگان و چیزهایى که احتراز از آنها باید کرد، شده. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.

- در اذان و اقامه و امور متعلقه به آنها است - 
    فصل‏-  در ثواب مؤذن و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مؤذّنى که از براى خدا اذان گوید مانند جهادکننده‏اى است که در راه خدا شمشیر کشیده باشد. و کسى که للّه هفت‏سال اذان بگوید مى‏آید در روز قیامت و حال آنکه گناهى از براى او نیست، و کسى که چهل‏سال للّه اذان بگوید مبعوث مى‏کند او را خداوند عالم جلّ‏شأنه در روز قیامت و از براى او است عمل چهل صدیق، عملى مقبول و مبرور. و از براى مؤذن ثوابى است در میان اذان و اقامه مثل ثواب شهیدى که در خون خود غلطیده باشد در راه خدا. و کسى که بر خود قرار دهد که در مسجدى از مسجدهاى خدا اذان گوید از براى خدا، عطا مى‏کند به او ثواب چهل‏هزار هزار پیغمبر. و احادیث در این خصوص بسیار است و همین‏قدرها در قدر اذان و مؤذّن کافى است.
 مسأله -  کسى که اذان و اقامه بگوید از براى هر نماز واجبى، دو صف ملائکه در عقب او نماز کنند و اگر اذان نگوید و به اقامه اکتفا کند یک صف از ملائکه در عقب او نماز کنند.
 مسأله -  شرط است در مؤذّن که عارف باشد و صحیح اذان گوید و اگر غلط اذان گوید اکتفا به اذان و اقامه گفتن او نباید کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که مؤذّن از اخیار باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست که اذان را واگذارند به ضعیفان مردم به جهت بى‏اعتنائى به آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است که طفلى که به حدّ بلوغ نرسیده اذان گوید اگر صحیح اذان گوید و مى‏توان اکتفا به اذان او کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که به صداى بلند اذان گویند چراکه به عدد اشخاصى که صداى اذان را مى‏شنوند حسنه از براى مؤذّن نوشته مى‏شود ولکن نه به حدى صدا را بلند کنند که به تعب افتند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که آهسته اذان گوید به طورى که خود صداى خود را نشنود، اذان او از براى او کافى نیست مگر آنکه کر باشد یا مانعى باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که الف و هاء را فصیح بگویند که شبیه به حرفى دیگر نباشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که فصیح‏ترین مردم اذان گوید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که باطهارت و وضو اذان گویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که ایستاده اذان گویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که بر روى بلندى و دیوارى اذان گویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مناره از بدعتهاى اهل بدعت است و از شرع پیغمبر صلى الله وعلیه وآله نیست. چنانکه در احادیث وارد شده.
 مسأله -  مستحب است که رو به قبله اذان گویند به خصوص در حال گفتن شهادت به توحید و نبوت که تأکید در استقبال به قبله در آن شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در حال اذان گفتن دو انگشت را در دو گوش گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است گرفتن اجرت از براى اذان گفتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است در حال اقامه گفتن و تأکید شده بیش از اذان که با طهارت و وضو باشند و ایستاده و رو به قبله بگویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اذان و اقامه از براى زنها تأکیدى ندارد و کفایت مى‏کند از براى آنها که بگویند: اللّه اکبر و اشهد ان لا اله الّا اللّه و انّ محمّداً رسول‏اللّه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.

    فصل‏-  در چیزهایى است که اذان و اقامه از براى آنها گفتن مستحب است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است اذان در وقت هریک از نمازهاى پنج‏گانه بعد از دخول وقت آنها مگر در صبح که اذن داده‏اند که اندکى پیش از طلوع صبح اذان بگویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان و زنان اذان و اقامه گفتن از براى هریک از نمازهاى شبانه‏روزى پنج‏گانه، خواه اداء باشد یا قضا باشد یا اعاده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است اقامه گفتن از براى مردان و تأکید استحباب گفتن آن از براى مردان بیش از اذان است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است اذان گفتن از براى کسى که شیطان اصرار دارد در وسوسه او، پس اذان گفتن رفع مى‏کند وسوسه را و دفع مى‏کند غول را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که سوء خلق عارض او شده مستحب است در گوش او اذان بگویند از براى رفع آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است اذان گفتن از براى کسى که مبتلا است به امراض و ناخوشى‏ها و کسى که کم اولاد است، پس اذان گفتن در وقت نمازها رفع مى‏کند اسقام را و زیاد مى‏کند اولاد را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است اذان گفتن در گوش راست و اقامه گفتن در گوش چپ مولودى که تازه متولد شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که فراموش کند اذان و اقامه را تا داخل در نماز شود، پس اگر پیش از رکوع به یادش آید که اذان و اقامه را نگفته مستحب است از براى او که برگردد و اذان و اقامه بگوید و نماز را از سر گیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نماز قضا مى‏کند مرخّص است که اذان و اقامه بگوید از براى نماز اول و در باقى نمازها از براى هریک به اقامه تنها اکتفا کند و اذان را مکرر نکند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز عرفه مرخّص کرده‏اند که اذان از براى نماز عصر نگویند و به اقامه اکتفا کنند چراکه در روز عرفه مستحب است که جمع کنند در میان نماز ظهر و عصر، یعنى نافله در میان آنها نکنند و اذان نگویند تا زود مشغول خواندن دعاهاى وارده شوند. و همچنین رخصت داده‏اند از براى کسى که از عرفات رو به منى‏ مى‏رود که از براى نماز عشاء اذان نگوید چراکه حاجیان /صاحبان افست نماز مغرب را به تأخیر مى‏اندازند تا آخر وقت آن که مى‏رسند به مشعر و جمع مى‏کنند در میان نماز مغرب و عشاء، یعنى نافله در میان آنها بجانمى‏آورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اذان سوّم در روز جمعه بدعت است. و فقهاء در تعیین آن اختلافها کرده‏اند به تأویلات بعیده، و بعضى از محققینِ ایشان اذان سوّم را که بدعت است اذان عصر دانسته‏اند بدون تأویلات بعیده که اذان اول، اذان نماز صبح جمعه است و اذان دوم اذان ظهر جمعه است و اذان سوّم اذان عصر جمعه است که بدعت است و نباید گفت و در سایر احادیث هم اشاره به این مطلب هست که مراد اذان عصر است و الحمدللّه.
 مسأله -  کسى که ملحق مى‏شود به جماعتى که نماز جماعت مى‏کنند، اقتدا مى‏کند بدون اینکه اذان و اقامه بگوید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در نماز جماعت یک نفر اذان و اقامه مى‏گوید و سایر مردم نباید هریک از براى خود اذان و اقامه بگویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که ملحق شود به جماعتى که نماز جماعت ایشان به انجام رسیده و صفوف ایشان متفرّق نشده، مرخص است در ترک اذان و اقامه و اگر بخواهد اذان و اقامه بگوید جایز است، بلکه مستحب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که بشنود اذان و اقامه گفتن کسى دیگر را مرخّص است که بدون اذان و اقامه نماز کند و اگر اذان و اقامه هم بگوید جایز است، بلکه مستحب است. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
    فصل‏-  در کیفیت اذان و اقامه و عدد فصول آنها و امور متعلقه به آنها است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  کیفیت اذان و عدد فصول آن بنا بر مشهورترین روایات و فتاوى فقهاء هجده فصل است به ترتیب خاص و کیفیت خاصه به این‏طور که چهار اللّه‏اکبر و دو اشهد ان لا اله الّا اللّه و دو اشهد انَّ محمّداً رسول‏اللّه و دو حىّ على الصلوة و دو حىّ على الفلاح و دو حىّ على خیر العمل و دو اللّه‏اکبر و دو لا اله الّا اللّه.
 مسأله -  عدد فصلهاى اقامه بنا بر مشهورترین روایات و فتاوى فقهاء هفده فصل است و ترتیب فصلهاى آن مثل ترتیب اذان است و در اول دو اللّه اکبر است و بعد از حىّ على خیر العمل دو قد قامت الصلوة و در آخر آن یک لا اله الّا اللّه است.
 مسأله -  شهادت به امارت امیرالمؤمنین علیه‏السلام و ولایت آن بزرگوار و سایر ائمه طاهرین علیهم‏السلام بعد از شهادت به توحید و نبوّت بالاستقلال در هر موضعى مستحب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و شعار شیعه اثنى‏عشرى این است که در اذان و اقامه، بعد از شهادت به توحید و نبوّت، شهادت به امارت و ولایت آن بزرگوار صلوات‏اللّه و سلامه علیه مى‏دهند.
 مسأله -  در اذان و اقامه در هر موضعى که اسم مبارک پیغمبر صلى الله وعلیه وآله ذکر شود، صلوات بر او و آل او فرستادن واجب است. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در سفر در وقت تعجیل، رخصت رسیده که اذان و اقامه را طاق‏طاق بگویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اقامه گفتن جفت‏جفت بدون اذان بهتر است از اذان و اقامه با هم طاق‏طاق. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  ترتیب، شرط است در اذان و اقامه. پس اگر در فصلى از فصلهاى اذان و اقامه سهوى و نسیانى و خطائى واقع شد و بعد معلوم شد، باید برگشت و ذکر آن را گفت و بعد به ترتیب اذان و اقامه را به انجام رسانید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه نقصى در یکى از فصول اذان واقع شد و به یاد نیامد تا آنکه مشغول به اقامه گفتن شد، یا آنکه بعد از فراغ از اقامه به یاد آمد که نقصى در یکى از فصلهاى اذان واقع شده، اعتنا نباید کرد و نباید برگشت به آن فصل. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه نقصى در یکى از فصلهاى اقامه واقع شد و بعد از داخل شدن در نماز و رکوع کردن به یاد آمد، نباید برگشت به آن فصل. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است ساکن کردن آخر هر فصلى از فصلهاى اذان و اقامه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که اذان را به تأنّى بگویند و اقامه را به سرعت بگویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که فاصله قرار دهند در میان اذان و اقامه به سجودى و نشستنى، یا به خواندن دعاهایى که بخصوص وارد شده، یا به تسبیحى و تحمیدى، یا به دو رکعت نماز و از سنّت است نافله کردن در میان اذان و اقامه ظهر و عصر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که فرادى‏ نماز مى‏کند کافى است از براى او در فصل میان اذان و اقامه، برداشتن گامى رو به قبله با پاى راست. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  امامى که انتظار مى‏کشد آمدن جمعى را جایز است از براى او که مکرر کند هریک از فصلهاى اذان و اقامه را دومرتبه و سه‏مرتبه از براى جمع شدن مأمومین. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مریضى که نتواند اذان و اقامه بگوید، در دل خود اذان و اقامه بگوید. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.

    فصل‏ در احکام اذان و اقامه است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  اذانى نیست مگر بعد از دخول اوقات نمازهاى پنج‏گانه مگر در صبح. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  رخصت رسیده در اذان صبح که قدرى پیش از طلوع صبح بگویند از براى اعلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست ولکن به آن اذان نمى‏توان نماز کرد.
 مسأله -  مستحب است حکایت کردن اذان در هر حال، اگرچه در خلاء باشد. و مراد از حکایت کردن اذان این است که مؤذّن هر فصلى را که بگوید هرکس بشنود همان فصل را بگوید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است تکلم کردن در بین اقامه گفتن در نماز جماعت براى امام و مأمومین، و اگر امام تکلم کرد اعاده کند اقامه را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است تکلم کردن در میان اقامه و شدید مى‏شود کراهت در تکلم کردن بعد از گفتن قد قامت الصلوة. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است تکلم کردن در میان اذان و اقامه در نماز صبح. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است اکتفا کردن به اذان و اقامه غیر اگر بشنوند آن دو را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اگر امامى بشنود اذان و اقامه غیر را و تکلم نکند، جایز است از براى او که اکتفا به آنها نماید و نماز کند با قوم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه مؤذّن یکى از فصول اذان را ناقص گفت و کسى بخواهد اکتفا کند به اذان او، پس آنچه را که مؤذّن ناقص گفته او خود تمام بگوید و اکتفا کند به اذان او. چنانکه در احادیث وارد شده و اعتنائى نیست به خلاف کسى که برخلاف نص چیزى گفته.
 مسأله -  کسى که در بین اذان گفتن حدثى از او صادر شد، نباید اذان را اعاده کند اما اگر در بین اقامه گفتن حدثى از او صادر شد مستحب است که اقامه را بعد از تطهیر اعاده کند. چنانکه در احادیث وارد شده و اعتنائى نیست به خلاف کسى که برخلاف نص چیزى گفته.
 مسأله -  کسى که از روى تقیّه اقتداء کند به مخالف، اذان و اقامه را در دل خود بگوید و اگر مهلتى ندارد و مى‏ترسد که به رکوع نرسد، دومرتبه قد قامت الصلوة مى‏گوید و دومرتبه اللّه‏اکبر و یک‏مرتبه لا اله الّا اللّه و داخل نماز مى‏شود با ایشان. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است اعتماد کردن به اذان مؤذّنین در نماز و افطار، مگر آنکه مؤذّنى باشد که به تجربه معلوم شده باشد که اذان را به وقت نمى‏گوید، پس اعتمادى به اذان او نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است که امام اذان بگوید و دیگرى اقامه بگوید، و جایز است که دیگرى اذان بگوید و امام اقامه بگوید، و جایز است که هر دو را امام بگوید، و جایز است که هر دو را دیگرى بگوید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه مؤذّن گفت قد قامت الصلوة کسانى که مى‏خواهند نماز جماعت کنند باید برپا بایستند و مهیاى نماز جماعت باشند و نباید در این وقت نافله بجاآورند چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و هرگاه در این وقت امام حاضر نشد یکى از جماعتى که حاضرند امامت مى‏کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
    فصل‏  در نیّت است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  صحیح نیست نماز و سایر عبادات مگر به قصد امتثال امر الهى و این قصد از اعمال قلب است چنانکه اعمال ظاهره از افعال جوارح است و چنانکه جوارح بدون قلب میّت است و بجز عفونت ثمرى نخواهد بخشید اعمال ظاهره از جوارح هم بدون قصد امتثال امر الهى اثرى نخواهد داشت مگر عفونت عُجب و کِبر و سایر چیزهایى که سبب دورى از دار قرب الهى است. بارى وجوب قصد و نیّت امتثال امر الهى که تعبیر آورده‏اند به قصد قربةً الى اللّه و طلباً لمرضات اللّه و للّه و فى‏اللّه و لوجه‏اللّه و امثال اینها در عبادات، محل اتفاق جمیع علماى ابرار است، بلکه داخل ضروریات دین و مذهب است که از علماى ابرار تجاوز کرده و به عوام‏الناس هم رسیده که مى‏دانند که علمى که از براى خدا نیست مقبول درگاه الهى نخواهد بود و این مطلب مطابق است با کتاب و سنّت و عقول اهل ادیان و الحمدللّه.
 مسأله -  عبادتى که از روى ریاء و سمعه و از براى غیر خدا باشد باطل است و در واقع عبادت نیست اگرچه در صورت ظاهره مانند عبادت باشد مثل عکس در آئینه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هر نمازى به هر نیّتى که ابتدا شده باشد باید به انجام برسد مگر در بعضى از مواضع که ذکر آنها خواهد آمد. پس هرگاه در نمازى شروع کرد به قصد وجوب و بعد گمان کرد که نافله است و بعد ملتفت شد که در ابتداء به قصد وجوب شروع کرده، پس آن نماز را به انجام مى‏رساند به طور وجوب. و هرگاه در ابتداء به قصد نافله شروع کرد در نماز و بعد گمان کرد که نماز واجبى است، پس ملتفت شد که در ابتداء به قصد نافله شروع در نماز کرده، آن نماز را به طور نافله به انجام مى‏رساند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز جمعه در نماز ظهر و جمعه بعد از خواندن حمد، سوره قل هو اللّه احد را خواند مستحب است که آن نماز را نافله حساب کند و در دورکعتى سلام گوید و بعد شروع کند به نماز ظهر و بعد از حمد، سوره جمعه بخواند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که مشغول شد به نماز واجبى و یک رکعت نماز کرد پس آمد امام عادلى که مى‏خواهد با او نماز جماعت کند مستحب است که آن نماز را نافله قرار دهد و در دو رکعتى سلام گوید و بعد با امام نماز جماعت کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که مشغول شود به نماز عصر و در بین نماز ملتفت شود که نماز ظهر را نکرده، آن نماز را نماز ظهر قرار مى‏دهد و بعد از فارغ شدن، نماز عصر را بجامى‏آورد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نماز عصر را به انجام رسانید و بعد از فارغ شدن از نماز ملتفت شد که نماز ظهر را نکرده، آن نماز را نماز ظهر قرار مى‏دهد و نماز عصر را از سر مى‏گیرد و به انجام مى‏رساند. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  کسى که مشغول شود به نماز مغرب و در بین نماز ملتفت شود که نماز عصر را نکرده، آن نماز را به چهار رکعتى تمام مى‏کند و نماز عصر قرار مى‏دهد و نماز مغرب را از سر مى‏گیرد. و اگر بعد از سلام نماز مغرب به یادش آمد که نماز عصر را نکرده، نماز عصر را قضاء مى‏کند و بعد مشغول نماز عشاء مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  کسى که مشغول شود به نماز عشاء و در بین رکعت اول یا رکعت دوم یا رکعت سوّم به یادش آید که نماز مغرب را نکرده، پس آن نماز را نماز مغرب قرار مى‏دهد و در رکعت سوّم سلام مى‏گوید و بعد نماز عشاء را از سر مى‏گیرد و به انجام مى‏رساند. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  کسى که بعد از سلام نماز عشاء چهار رکعتى به یادش آمد که نماز مغرب را نکرده، باید نماز مغرب را بکند و بعد نماز عشاء را اعاده کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نماز عشاى او قصر است و بعد از سلام در دورکعتى به یادش آید که نماز مغرب را نکرده، یک رکعت دیگر به آن مى‏افزاید و آن را نماز مغرب قرار مى‏دهد و بعد از سلام، نماز عشاء را از سر مى‏گیرد و به انجام مى‏رساند. چنانکه از احادیث استنباط شده.
 مسأله -  کسى که مشغول نماز صبح شود و در بین نماز به یادش آید که نماز عشاء را نکرده، پس آن نماز را قضاى نماز عشاء قرار مى‏دهد و به طور نماز عشاء آن را تمام مى‏کند و بعد اذان و اقامه مى‏گوید و نماز صبح را از سر مى‏گیرد و به انجام مى‏رساند. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  در بین هر نماز شبانه‏روزى که به یاد آید که نماز سابقى فوت شده مى‏توان آن نماز را قضاى نماز فوت‏شده قرار داد و به طور نماز فوت شده تمام کرد و بعد مشغول نماز حاضرى شد مادام که وقت نماز حاضرى تنگ نشود. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند و بعضى از فقهاء تقدیم نماز قضا را بر نماز حاضرى واجب دانسته‏اند تا آنکه وقت نماز حاضرى تنگ شود.
    فصل‏- در تکبیرةالاحرام و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  ابتداى نماز تکبیرةالاحرام است با نیت و نماز، نماز نیست مگر به تکبیرةالاحرام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که تکبیرةالاحرام را ترک کند از روى عمد یا از روى فراموشى، باید نماز را از سر گیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر فقهاء به آن فتوى داده‏اند و قلیلى در صورت سهو، اعاده نماز را لازم ندانسته‏اند و فتواى اکثر اقرب به احتیاط و احتیاط راه نجات است.
 مسأله -  کسى که ایستاده باید نماز کند تکبیرةالاحرام را باید ایستاده بگوید و کسى که باید نشسته نماز کند تکبیرةالاحرام را باید نشسته بگوید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است شروع کردن در نماز به سه تکبیر یا پنج تکبیر یا هفت تکبیر، و هفت تکبیر افضل است و هریک را بخواهند تکبیرةالاحرام قرار دهند مخیّرند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که سه تکبیر بگویند و این دعا را بخوانند: اَللَّهُمَّ اَنْتَ الْمَلِکُ الْحَقُّ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّى‏ ظَلَمْتُ نَفْسى‏ فَاغْفِرْ لى‏ ذَنْبى‏ اِنَّهُ لایَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلّا اَنْتَ بعد از آن دو تکبیر دیگر بگویند و بعد این دعا را بخوانند: لَبَّیْکَ وَ سَعَدَیْکَ وَ الْخَیْرُ فى‏ یَدَیْکَ وَ الشَّرُ لَیْسَ اِلَیْکَ وَ الْمَهْدِىُّ مَنْ هَدَیْتَ لا مَلْجَأَ مِنْکَ اِلّا اِلَیْکَ سُبْحانَکَ وَ حَنانَیْکَ تَبارَکْتَ وَ تَعالَیْتَ سُبْحانَکَ رَبَّ الْبَیْتِ بعد از آن دو تکبیر دیگر بگویند پس این دعا را بخوانند: وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى‏ فَطَرَ السَّمواتِ وَ الاَْرْضَ عَلى‏ مِلَّةِ اِبْرهیم وَ دینِ مُحَمَّدٍ وَ هُدى‏ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ حَنیفاً مُسْلِماً وَ ما اَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ اِنَّ صَلوتى‏ وَ نُسُکى‏ وَ مَحْیاىَ وَ مَماتى‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ لا شَریکَ لَهُ وَ بِذلِکَ اُمِرْتُ وَ اَنَا مِنَ الْمُسْلِمینَ و بعد بگویند: اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ و شروع کنند به خواندن حمد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 و در کافى روایت کرده دعایى را از براى افتتاح نماز و آن دعا این است: اَللَّهُمَّ اِنّى‏ اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ وَ اُقَدِّمُهُمْ بَیْنَ یَدَىْ صَلوتى‏ وَ اَتَقَرَّبُ بِهِمْ اِلَیْکَ فَاجْعَلْنى‏ بِهِمْ وَجیهاً فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ مَنَنْتَ عَلَىَّ بِمَعْرِفَتِهِمْ فَاخْتِمْ لى‏ بِطاعَتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ وَ وِلایَتِهِمْ فَاِنَّهَا السَّعادَة وَ اخْتِمْ لى‏ بِها فَاِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیرٌ. پس نماز مى‏کنى و چون از نماز فارغ شدى مى‏گویى: اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى‏ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ فى‏ کُلِّ عافِیَةٍ وَ بَلاءٍ وَ اجْعَلْنى‏ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ فى‏ کُلِّ مَثْوىً وَ مُنْقَلَبٍ اَللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیاهُمْ وَ مَماتى‏ مَماتَهُمْ وَ اجْعَلْنى‏ مَعَهُمْ فِى الْمَواطِنِ کُلِّها وَ لاتُفَرِّقْ بَیْنى‏ وَ بَیْنَهُمْ اَبَداً اِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیرٌ و کسى که این دعا را بخواند با محمّد و آل‏محمّد است علیهم‏السلام چنانکه از حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام رسیده.
 مسأله -  کسى که امام را در حال رکوع دریابد و یک تکبیر بگوید و به رکوع رود کفایت مى‏کند او را از تکبیرةالاحرام و تکبیر رکوع. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که امام تکبیرةالاحرام را بلند بگوید و جایز است که جمیعِ تکبیرات را بلند بگوید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مأموم تکبیرةالاحرام را آهسته بگوید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  منفرد مخیّر است در بلند گفتن و آهسته گفتن تکبیرةالاحرام. و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است بلند کردن هر دو دست در وقت گفتن هر تکبیرى و حد بلند کردن دستها تا نحر است و نباید از گوشها بگذرد و کف دستها باید رو به قبله باشد و انگشتان به هم بسته باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  تکبیراتى که مستحب است در بین نمازهاى پنج‏گانه شبانه‏روزى نود تکبیر است: تکبیرى قبل از رکوع و تکبیرى بعد از آن، و تکبیرى بعد از سجود اول و تکبیرى قبل از سجود دوم و تکبیرى بعد از سجود دوم در هر رکعتى، و تکبیرى قبل از قنوت در رکعت دوم هریک از نمازهاى پنج‏گانه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و بلندکردن دستها در هریک از آنها مستحب است و خلافى در آن نیست.‏
    در قیام و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  ایستادن در حال تکبیرةالاحرام و در حال خواندن حمد و سوره و در حال خواندن تسبیحات در هر رکعتى از نمازهاى واجبى واجب است اگر مانعى و عذرى از ایستادن نباشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و نزدیک است به اینکه ضرورت اسلام و ایمان بر وجوب آن قائم باشد.
 مسأله -  مستحب است که انگشتهاى پاها رو به قبله باشد و به اعتدال بایستند و میل به سمتى نکنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان پاها را به هم نچسبانند و به قدر چهار انگشت فاصله در میان پاها قرار دهند و بیش از یک وجب فاصله قرار ندهند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى زنها که پاهاى خود را به هم بچسبانند و فاصله در میان آنها قرار ندهند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است میل به سمتى کردن و بر روى یک پا ایستادن و پا به پا شدن و گاهى میل به پاى چپ ایستادن و گاهى میل به پاى راست ایستادن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان که دستها را بر روى رانهاى خود گذارند در حالتى که انگشتها به هم بسته باشند در حال ایستادن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى زنها که دستهاى خود را بر روى پستانهاى خود گذارند در حال ایستادن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که نظر به مهر و موضع سجود باشد در حال ایستادن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است تکیه کردن بر چیزى در حال ایستادن مگر از براى مریضى که بدون تکیه نتواند بایستد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است در حال نماز ملتفت شدن به چپ و راست و نظر کردن به اطراف. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در حال نماز بازى کردن با سر و ریش و سایر اعضاى خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است رو به قبله راه‏رفتن اما در حال راه‏رفتن قرائت نکند مگر در حال ضرورت. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  کسى که عاجز است از ایستادن نشسته نماز مى‏کند و کسى که عاجز است از نشستن خوابیده نماز مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که قادر باشد بر ایستادن و از روى فراموشى تکبیرةالاحرام را نشسته بگوید اعتنایى به آن نکند و برخیزد و تکبیرةالاحرام را ایستاده بگوید و مشغول نماز شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که عاجز است از ایستادن نشسته نماز مى‏کند و هرگاه در بین نماز قوّتى در خود یافت که مى‏تواند برخیزد، واجب است که برخیزد و ایستاده نماز کند به قدرى که مى‏تواند بایستد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که مى‏تواند به تکیه کردن بر دیوارى و عصایى ایستاده نماز کند جایز نیست که نشسته نماز کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مریضى که نمى‏تواند ایستاده ساکن شود و مى‏تواند ایستاده راه برود، رو به قبله راه مى‏رود و قرائت مى‏کند و ایستاده نماز مى‏کند و جایز نیست که نشسته نماز کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حد مرضى که باید نشسته نماز کرد به خود مریض واگذار است و او بر نفس خود بر بصیرت است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه طبیب ماهرى حکم کند که ایستادن ضرر دارد از براى مریض، جایز است که نشسته نماز کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  کسى که نشسته نماز مى‏کند جایز است که دو زانو بنشیند، یا مربع بنشیند، یا پاهاى خود را دراز کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  کسى که نمى‏تواند نشسته نماز کند خوابیده نماز کند و به دست راست بخوابد، و اگر نمى‏تواند بر دست چپ بخوابد، و اگر نمى‏تواند بر پشت بخوابد و روى او به قبله باشد مانند محتضر و نماز کند. چنانکه در احادیث وارد شده و چندان خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که خوابیده نماز مى‏کند، از براى رکوع و سجود با سر اشاره مى‏کند، از براى رکوع کمتر و از براى سجود بیشتر سر را به پایین مى‏اندازد. و اگر نتواند سر را حرکت دهد، از براى رکوع و سجود با چشم خود اشاره کند، از براى رکوع کمتر و از براى سجود بیشتر چشم را برهم گذارد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که مبتلا شود به مرضى که علاج آن موقوف باشد بر خوابیدن، پس بخوابد به طورى که علاج شود و نماز را در حال خوابیدن به انجام رساند و از براى رکوع و سجود به طورى که گذشت اشاره کند.
 مسأله -  جایز است نشسته نافله کردن بدون مرضى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در نافله، دو رکعت نشسته را به جاى یک رکعت ایستاده حساب کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در نمازهاى واجبى هرگاه تکلیف، نماز نشسته باشد، هر رکعتى نشسته به جاى یک رکعت ایستاده محسوب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در نمازهاى نشسته هرگاه چیزى از سوره را باقى گذارند و بایستند و آن را بخوانند و رکوع کنند، نماز ایستاده محسوب خواهد شد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در کشتى هرگاه ممکن شد ایستاده نماز کنند و هرگاه نشد قدرى منحنى شوند و نماز کنند و هرگاه به طور انحناء هم نشد نشسته نماز کنند و واجب نیست بیرون آمدن از کشتى و ایستاده نماز کردن. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند ولکن در صورتى که ممکن باشد بیرون آمدن و نماز ایستاده کردن اقرب به احتیاط است و راه نجات در آن است.‏
    در قرائت و امور متعلقه به آن است 
  فصل‏-  در قرائت حمد و سوره است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  خواندن حمد واجب است در هر دو رکعت از نماز دو رکعتى و در هر دو رکعت از نمازهاى سه رکعتى و چهار رکعتى از نمازهاى شبانه‏روزى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله - بسم اللّه الرحمن الرحیم جزء سوره حمد است و یکى از آیات هفتگانه حمد است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که تازه مسلمان باشد و حمد را حفظ نداشته باشد کفایت مى‏کند او را تکبیرى و تسبیحى در نماز تا آنکه یاد گیرد حمد و سوره و اذکار نماز را. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  یک سوره تمام نه کمتر و نه زیادتر بعد از خواندن حمد در نمازهاى شبانه‏روزى باید خواند. و بیشتر از فقهاء واجب دانسته‏اند و بعضى مستحب دانسته‏اند چراکه در احادیث در حال تعجیل، ترک آن وارد شده و راه نجات، خواندن آن است در حال اختیار.
 مسأله -  در نماز آیات، تبعیض سوره جایز است. چنانکه در موضع خود خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى.
 مسأله -  سوره‏هاى متعدده و بعضى از یک سوره را در نمازهاى نافله مى‏توان خواند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کفایت مى‏کند از براى گنگ اینکه زبان خود را حرکت دهد در قرائت و سایر اذکار نماز به قدرى که سایر مردم طول مى‏دهند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  بیشتر از فقهاء واجب دانسته‏اند بر مردان بلند خواندن حمد و سوره را در نماز صبح و در هر دو رکعت اول از نماز مغرب و نماز عشاء چنانکه واجب دانسته‏اند آهسته خواندن حمد و سوره را در دو رکعت اول از نماز ظهر و نماز عصر در غیر روز جمعه، خواه در سفر و خواه در حضر، خواه در نماز جماعت و خواه در فرادى‏ باشد. چنانکه سیرت پیغمبر صلى الله وعلیه وآله و ائمه طاهرین علیهم‏السلام و شیعیان ایشان بر این بوده چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و بعضى از فقهاء امر جهر و اخفات را از امور مستحبه دانسته‏اند و راه نجات، متابعت سیرت قدیمه است.
 مسأله -  راه نجات در جهر به قرائت حمد و سوره است در دو رکعت اول از نماز ظهر روز جمعه و نماز جمعه. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى از روى عمد در مقام جهر، اخفات کرد و در مقام اخفات، جهر کرد باید نماز را اعاده کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى نادانى یا از روى فراموشى در موضع جهر، اخفات نمود و در موضع اخفات، جهر کرد چیزى بر او نیست و نباید اعاده کند نماز را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در قنوت و ذکر رکوع و سجود و سایر اذکار و در تشهد، جهر و اخفات مساوى است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در رکعت آخر نماز مغرب و در دو رکعت آخر نماز عشاء و ظهر و عصر، سیرت فقهاء و مقلدین قدیماً و حدیثاً بر این بوده که آهسته بخوانند. و بعضى از فقهاء هم تصریح کرده‏اند بر وجوب اخفات مگر آنکه بعضى از اخباریین متأخرین به جهت بعضى از شبهات، به وجوب جهر قائل شده‏اند خصوص در نماز جماعت از براى امام. و حق در مسأله این است که چیزى را که تصریح نفرموده‏اند و به ابهام واگذارده‏اند به مقتضاى حدیث شریف ابهموا ماابهمه اللّه و اسکتوا عماسکت اللّه باید به ابهام باقى بماند و تصریح به وجوب اخفات یا جهر نشود، ولکن در اینکه عمل فقهاء بلکه مقلدین قدیماً و حدیثاً بر اخفات بوده شکى نیست و هرگاه احدى از فقهاء به وجوب جهر قائل شده بود پیش از متأخرین، مخفى نبود. پس تصریح به وجوب جهر، خالى از سستى و سخافت نیست.
 مسأله -  جهرى از براى زنها نیست مگر آنکه زنى امامت کند از براى زنهاى دیگر. پس بلند کند صداى خود را به قدرى که خود بشنود در نمازهاى جهریه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در نافله‏هاى شب، جهر و در نافله‏هاى روز اخفات کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل‏ در تعیین بعضى از سوره‏ها است در بعضى از نمازها
    و امور متعلقه به آنها و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  بیشتر از فقهاء بسم اللّه الرحمن الرحیم را از براى هر سوره‏اى جزء آن سوره دانسته‏اند به غیر از سوره برائت، و بعضى در غیر سوره حمد آن را جزء سوره ندانسته‏اند. و روایات بسیار وارد شده که هر کتابى که از آسمان نازل شده در اول آن بسم‏اللّه بوده و اول سوره‏اى که بر پیغمبر صلى الله وعلیه وآله نازل شده سوره اقرأ است و از این معلوم مى‏شود که بسم‏اللّه در سوره اقرأ بوده پیش از نزول سوره حمد. پس قول اول محکم‏تر است اگرچه در بعضى از اخبار اذن در نخواندن بسم‏اللّه در بعضى از سوره‏ها رسیده باشد مثل اینکه تبعیض سوره‏ها هم در بعضى مواضع رسیده.
 مسأله -  افضل سوره‏ها در نمازها سوره انا انزلناه و سوره قل هو اللّه احد است مگر آنکه در بعضى از اوقات، بعضى دیگر از سوره‏ها در بعضى از نمازها فرموده‏اند بخوانید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که بخواهد سوره‏اى را در نماز بخواند به جهت ثوابى که در خواندن آن سوره فرموده‏اند و ترک کند خواندن آن سوره را و بخواند سوره قدر و توحید را به جهت فضلى که دارند، پس خداوند عالم جلّ‏شأنه ثواب سوره قدر و توحید را به او خواهد داد و ثواب آن سوره را هم که ترک کرده به جهت فضل این دو سوره به او خواهد داد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سوره عمّ و سوره غاشیة و سوره لااقسم بیوم‏القیمة، هریک از این سوره‏ها و سایر سوره‏هایى که به قدر این سوره‏ها هستند در نماز ظهر وارد شده. و سوره سبّح اسم ربک الاعلى و سوره والشمس و سوره غاشیة هریک از این سوره‏ها و شبیه این سوره‏ها در نماز عشاء وارد شده و سوره قل هو اللّه و سوره اذا جاء نصر اللّه و سوره اذا زلزلت و امثال آنها هریک در نماز عصر و نماز مغرب وارد شده.
 مسأله -  در حدیثى فرموده‏اند که واجب است بر هر مؤمنى که از شیعیان ما است که بخواند در شب جمعه در نماز، سوره جمعه و سوره سبّح اسم ربک الاعلى را و در نماز ظهر روز جمعه، سوره جمعه و سوره منافقین را، و در نماز صبح روز جمعه هم سوره جمعه و سوره توحید وارد شده، و در شب جمعه و صبح جمعه و ظهر جمعه و عصر جمعه، سوره جمعه و منافقین وارد شده، و در نماز صبح روز دوشنبه و روز پنج‏شنبه در رکعت اول سوه هل‏اتى و در رکعت دویم سوره غاشیة وارد شده. و خلافى در استحباب اختیار این سوره‏ها در این نمازها نیست.
 مسأله -  مستحب است که در رکعت اول نافله ظهر بعد از حمد، سوره قل یاایها الکافرون بخوانند و در باقى نافله‏هاى ظهر و در تمام نافله‏هاى عصر بعد از حمد، سوره توحید بخوانند و در رکعت اول نافله مغرب بعد از حمد، سوره قل یاایها الکافرون و در باقى رکعتها بعد از حمد سوره توحید بخوانند. و در نماز وتیره بعد از حمد، سوره اذا وقعت الواقعة و سوره توحید بخوانند و در هریک از دو رکعت اول از نماز شب، بعد از حمد، سى مرتبه سوره توحید بخوانند و در چهار رکعت بعد به طور نماز جعفر طیّار بجاآورند. و در دو رکعت دیگر سوره تبارک الذى بیده الملک در رکعت اول و سوره هل‏اتى در رکعت دوم بخوانند و در دو رکعت نماز شفع بعد از حمد در هر رکعتى سه مرتبه سوره توحید بخوانند و در رکعت وتر بعد از حمد سه مرتبه توحید و یک مرتبه قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس بخوانند و در نافله صبح در رکعت اول بعد از حمد سوره قل یاایها الکافرون و در رکعت دوم بعد از حمد سوره قل هو اللّه احد بخوانند و روایات در اختیار سوره‏ها از براى نمازها مختلف رسیده و بعضى از آنها در موقع خود بعد از این خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى.
    فصل‏- در ذکر آن چیزى است که باید خواند در رکعت سوّم و چهارم‏
    از نمازهاى شبانه‏روزى و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  واجب است خواندن حمد به تنهایى بدون سوره دیگر، یا تسبیح در رکعت سوّم و چهارم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مخیّر است نمازگزار در میان خواندن حمد یا تسبیح و هریک را که خواند دیگرى ساقط مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  رکعت اول و دوّم از جمله واجباتى است که خداوند عالم جلّ‏شأنه واجب کرده و رکعت سوّم و چهارم از جمله واجباتى است که پیغمبر صلى الله وعلیه وآله واجب کرده پس تسبیح را در آن قرار دادند تا فرق باشد در میان آنچه خدا واجب کرده با آنچه پیغمبر صلى الله وعلیه وآله واجب کرده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  افضل، در رکعت سوّم و چهارم تسبیح است چراکه مبناى آنها بر آن شده. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  در بعضى از احادیث وارد شده که سوره حمد مشتمل است بر حمد و ثناء و تسبیح خدا و اختیار حمد افضل است و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند و نمازگزار هریک را به قصد افضلیت اختیار کرد ثواب او را به او مى‏دهند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در نماز جماعت امام و مأموم برخلاف یکدیگر اختیار کنند حمد و تسبیح را. پس اگر امام تسبیح کند مأموم حمد بخواند و اگر امام حمد بخواند مأموم تسبیح کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  تسبیحات اربع اکمل تسبیحات است در رکعت سوّم و چهارم و آن سبحان اللّه و الحمدللّه و لا اله الّا اللّه و اللّه اکبر است و یک‏مرتبه گفتن کافى است در هر رکعتى و سه‏مرتبه گفتن مستحب است در هر رکعتى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سبحان اللّه و الحمدللّه و لا اله الّا اللّه سه مرتبه گفتن که مجموع نُه مرتبه باشد نیز وارد شده و سه سبحان‏اللّه هم وارد شده و الحمدللّه و سبحان اللّه و اللّه اکبر هم وارد شده و یک سبحان‏اللّه هم وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به کفایت هریک داده‏اند.
 مسأله -  کسى که مریض باشد یا زیاد شک کند در نماز مستحب است که اختیار کند تسبیح را در رکعت سوّم و چهارم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل‏ در احکام قرائت و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است استعاذه در رکعت اول پیش از شروع در قرائت و بهتر قولى در استعاذه این است که بگوید اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است جهر به بسم اللّه الرحمن الرحیم اگرچه در نمازهاى اخفاتیه باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است ترتیل در قرائت، یعنى کلمات را به سرعت زیاد نخوانند و مکث زیاد نکنند و به طور اقتصاد و میانه‏روى بخوانند و حفظ وقوف و اداى حروف به طور صراحت کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در هر آیه که تخویفى و ترغیبى است و حالتى از براى نمازگزار است که بخواهد مکرر آن آیه را بخواند و گریه کند و عبرت گیرد جایز است مکرر خواندن آن، بلکه مستحب است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  جایز نیست آمین گفتن بعد از قرائت حمد بلکه در جمیع نماز چراکه آن از کلمات نصارى است که عامه آن را در نماز خود مى‏گویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و بسیارى از فقهاء آن را باعث بطلان نماز مى‏دانند.
 مسأله -  در نماز جماعت هرگاه امام از قرائت حمد فارغ شد و مأموم بخواهد چیزى بگوید، بگوید الحمد للّه رب العالمین. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به استحباب آن داده‏اند.
 مسأله -  در نمازهاى واجبى شبانه‏روزى دو سوره بعد از حمد در یک رکعت نباید خواند و در نمازهاى نافله جایز است که سوره‏هاى متعدده بعد از حمد در یک رکعت بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  چهار سوره‏اى که سجده واجب در آن است در نماز نباید خواند و بعضى از فقهاء جایز ندانسته‏اند خواندن آنها را در نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى مکروه دانسته‏اند و نخواندن آنها در نماز راه نجات است.
 مسأله -  کسى که بخواهد در بین نماز راه برود به طورى که روى او از قبله نگردد، در بین راه رفتن قرائت نکند و برود به آن موضعى که مى‏خواهد پس ساکن شود و قرائت کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء به آن فتوى داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است که در بین نماز باز ایستند از قرائت به جهت گوش دادن به کلام سخنگویى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هر کلامى که ذکر خدا و رسول او صلى الله وعلیه وآله در آن باشد و با خدا تکلم کنند، جایز است در بین نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است که یک سوره در دو رکعت بعد از حمد خوانده شود مگر سوره توحید که بدون کراهت در هر دو رکعت مى‏توان خواند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است که در نمازهاى یک شبانه‏روزى سوره توحید خوانده نشود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى به خواندن سوره‏اى مشغول باشد و فراموش کند بعضى از کلمات آن را، آن سوره را ترک کند و سوره توحید بخواند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى در نماز سوره‏اى را مى‏خواند و در بین خواند آن سوره بخواهد سوره دیگر بخواند جایز است که آن سوره را ترک کند و هر سوره که مى‏خواهد بخواند مگر سوره توحید و سوره جحد که عدول از آنها به سوره دیگر نباید کرد مگر در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه چنانکه خواهد آمد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى از فقهاء در جواز عدول از سوره‏اى به سوره‏اى شرط دانسته‏اند که در سوره اول از نصف تجاوز نکرده باشند و در صورت تجاوز از نصف، جایز ندانسته‏اند عدول را، و بعضى مکروه دانسته‏اند عدول را بعد از تجاوز از نصف، و در این قول جمع بین الاخبار هم شده و محکم‏تر از قول اول به نظر مى‏رسد.
 مسأله -  هرگاه در ظهر روز جمعه یا در نماز جمعه بعد از حمد شروع شد به سوره توحید، مستحب است که آن را تمام نخوانند و عدول کنند به سوره جمعه و منافقین، یا آنکه آن نماز را در دو رکعتى سلام گویند به قصد استحباب و نماز ظهر، یا جمعه را از سر گیرند. و بعضى از فقهاء در صورت تجاوز از نصف، نماز را به قصد استحباب کردن اولى‏ از عدول دانسته‏اند و در احادیث هم اشاره به این مطلب هست.
 مسأله -  کسى که در بین خواندن سوره فراموش کرد باقى آن را و سوره دیگر خواند و بعد از خواندن آن سوره به یادش آمد تتمّه سوره سابقه، سوره سابقه را نباید اعاده کند و باید به همان سوره که تمام آن را خوانده اکتفا کند و رکوع کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است خواندن سوره توحید به یک نفس و مستحب است در یکى از مواضعِ وقفِ آیاتِ آن نفس کشیدن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سوره والضحى‏ و اَلَمْ‏نَشرح یک سوره‏اند و همچنین سوره اَلَمْ‏تَرَ و لأیلاف یک سوره‏اند. پس اگر در نمازهاى شبانه‏روزى واجبى شروه به سوره سابقه شد سوره لاحقه آن را هم با بسم اللّه الرحمن الرحیم باید خواند که کمتر از یک سوره تمام خوانده نشود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و روایت شده که سوره انفال و براءت هم یک سوره‏اند و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در حال تعجیل و ضرورتى، به حمد تنها مى‏توان اکتفا کرد و سوره نخواند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در وقتى که وقت نماز تنگ شده باشد نباید شروع کرد به سوره‏هاى طولانى که نماز، به خواندن آنها قضا شود. بلکه اگر به خواندن سوره، نماز قضا شود نباید سوره‏اى به غیر از حمد خواند و به همان باید اکتفا کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در ظهر جمعه هرگاه سوره‏اى غیر از سوره جمعه و منافقین خوانده شود مستحب است اعاده کردن نماز و خواندن سوره جمعه و منافقین در آن، چه در سفر باشد یا در حضر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سوره قل اعوذ برب الفلق و سوره قل اعوذ برب الناس به اتفاق علماى شیعه اثناعشرى از سوره‏هاى قرآنند. چنانکه در احادیث وارد شده اگرچه در قرآن ابن‏مسعود نبوده، پس هریک را در نمازهاى واجبى و مستحبى مى‏توان خواند و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که از روى تقیه اقتدا کند به مخالفین، قرائت کند در دل خود اگر ممکن نباشد تلفظ کردن به آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    مطلب ‏-  در رکوع است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  وجوب رکوع در نماز، محل اتفاق جمیع فقهاء است و وجوب آن مثل وجوب خود نماز به حد ضرورت رسیده. مطابق با کتاب خدا و احادیث ائمه هدى علیهم‏السلام.
 مسأله -  واجب است در رکوع در حال اختیار، خم‏شدن به قدرى که سر انگشتان به زانوها برسد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  واجب است سکون و اطمینان در رکوع به قدر ذکر کردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است ذکر کردن در حال اطمینان در رکوع. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در هر رکعتى یک رکوع است نه زیاده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که پیش از ذکر رکوع بگویند: اَللَّهُمَّ لَکَ رَکَعْتُ وَ لَکَ اَسْلَمْتُ وَ بِکَ آمَنْتُ وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ وَ اَنْتَ رَبّى‏ خَشَعَ لَکَ قَلْبى‏ وَ سَمْعى‏ وَ بَصَرى‏ وَ شَعْرى‏ وَ بَشَرى‏ وَ لَحْمى‏ وَ دَمى‏ وَ مُخّى‏ وَ عَصَبى‏ وَ عِظامى‏ وَ ما اَقَلَتْهُ قَدَماىَ غَیْرَ مُسْتَنْکِفٍ وَ لا مُسْتَکْبِرٍ وَ لا مُسْتَحْسِرٍ پس ذکر رکوع را بگوید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کفایت مى‏کند در ذکر رکوع، مطلق ذکر مثل سبحان‏اللّه و الحمدللّه و لااله‏الّااللّه و اللّه‏اکبر و صلّى اللّه على محمّد و آله، یعنى هریک از اینها کفایت مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِه‏ را در رکوع اختیار کنند و مستحب است که سه مرتبه بگویند و بهتر پنج مرتبه و بهتر هفت مرتبه است. و این ذکر عظیم‏ترین ذکرها است در رکوع به طورى که بعضى از فقهاء آن را معیّناً واجب دانسته‏اند.
 مسأله -  مستحب است اختیار کردن سبحان‏اللّه سه مرتبه در رکوع به طورى که بعضى از فقهاء ذکر رکوع را منحصر دانسته‏اند در سبحان ربى العظیم و بحمده یا سه سبحان‏اللّه.
 مسأله -  ذکر رکوع را هرقدر بیشتر بگویند بهتر است حتى آنکه سى‏وسه مرتبه ذکر رکوع از معصوم علیه‏السلام شمرده شده. و در بعضى احادیث تا شصت مرتبه شنیده شده.
 مسأله -  مستحب مؤکد است که ذکر رکوع را سه مرتبه بگویند، حتى آنکه در حدیثى وارد شده که هرکس دو مرتبه بگوید ثلث نماز او ناقص است و هرکس یک‏مرتبه بگوید دوثلث نماز او ناقص است و هرکس هیچ نگوید نمازى از براى او نیست. و از این است که بعضى از فقهاء سه مرتبه را واجب دانسته‏اند ولکن بعد از رسیدن سایر احادیث در کفایت کردن یک مرتبه و در کفایت کردن ذکر مطلق، معلوم مى‏شود تأکید استحباب سه مرتبه.
 مسأله -  مستحب مؤکد است تکبیر گفتن از براى رکوع در حال قیام. حتى آنکه بعضى از فقهاء واجب دانسته‏اند.
 مسأله -  مستحب است که هر دو دست را در حال گفتن اللّه‏اکبر بلند کنند به طورى که در تکبیرةالاحرام گذشت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که دست راست را پیش از دست چپ بر زانوى راست گذارند و دست چپ را بعد از آن بر زانوى چپ گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که پشت را در حال رکوع مثل کمان خم نکنند و راست باشد به طورى که اگر قطره روغنى بر روى آن باشد به سمتى میل نکند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در حال رکوع گردن را بکشند و سرنگون نباشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان که کف دستها را پر کنند به سر زانوها و جمیع انگشتها منفرج و گشوده باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که زانوها در حال رکوع به عقب گشته باشد و خم نباشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان که فاصله در میان قدمهایشان در حال رکوع یک وجب باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که نظر در حال رکوع در میان دو قدم باشد یا چشمها را برهم گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است بعد از ذکر رکوع ایستادن به طورى که مهره‏هاى پشت بر روى هم قرار بگیرد به طور اعتدال، و واجب است آرام گرفتن در حال ایستادن بعد از رکوع. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است گفتن سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ در حال برخاستن از رکوع و آرام‏گرفتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مأموم که بعد از برخاستن از رکوع بگوید اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ چون امام بگوید سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است تکبیر گفتن بعد از رکوع در حال قیام و آرام‏گرفتن و دستها را بلند کردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان که دستها را پیش از زانوها بر زمین گذارند در وقت فرودآمدن از براى سجود بعد از رکوع. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان که دستها را با هم یک‏دفعه بر زمین گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى زنها که در حال رکوع انگشتان دستها را در بالاى زانوها بگذارند که زیاد خم نشوند که عقب آنها بلند شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى زنها که در وقت نشستن از براى سجود زانوى خود را پیش از دستهاى خود بر زمین گذارند که عقب آنها بلند نشود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است برداشتن دست از روى زانو در بین رکوع و دوباره گذاشتن از براى حاجتى مثل خارانیدن بدن و غیر آن ولکن صبرکردن و برنداشتن افضل است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  منفرد مخیّر است در جهر و اخفات در ذکر رکوع و مستحب است از براى امام جهر و از براى مأموم اخفات. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است قرائت کردن در حال رکوع. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
    در سجود و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  واجب بودن دو سجده در هر رکعتى از نماز، به اتفاق جمیع فقهاء و علماء بلکه به ضرورت اسلام و ایمان مطابق با کتاب خدا و احادیث ائمه هدى‏علیهم‏السلام معلوم شده.
 مسأله -  یکى از دو سجده از جمله فریضه‏اى است که خداوند عالم جلّ‏شأنه واجب قرار داده و دیگرى را پیغمبر صلى الله وعلیه وآله واجب قرار داده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  بعد از فارغ شدن از رکوع و راست ایستادن، باید فرود آمد براى سجود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان که در فرودآمدن از براى سجود دستها را پیش از زانوها بر زمین گذارند و زنها بر دو الیه خود بنشینند و بعد دستها را بر زمین گذارند که عقب آنها بلند نشود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که هر دو دست را یکدفعه با هم بر زمین گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است سجده کردن در نماز در حال اختیار بر هفت عضو که پیشانى و دو کف دستها و دو زانوها و دو سر انگشتان بزرگ پاها باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که سر بینى را هم بر زمین گذارند در سجود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در هریک از این عضوها مسمّى کافى است که بر مواضع خود گذارده شوند اگرچه به قدر سر انگشتى باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است که هریک از عضوها در موضع خود قرار گیرد و بر هیئت سجود آرام گیرند در حال اختیار به قدر ذکرکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که پیش از ذکر سجود بگویند: اَللَّهُمَّ اِنّى‏ لَکَ سَجَدْتُ وَ بِکَ آمَنْتُ وَ لَکَ اَسْلَمْتُ وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ وَ اَنْتَ رَبّى‏ سَجَدَ وَجْهى‏ لِلَّذى‏ خَلَقَهُ وَ شَقَّ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ تَبارَکَ اللَّهُ اَحْسَنُ الْخالِقینَ و بعد ذکر سجود کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  ذکر مطلق کفایت مى‏کند در سجود چنانکه در رکوع گذشت. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کفایت مى‏کند یک مرتبه ذکر کردن چنانکه در رکوع گذشت. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است سه مرتبه ذکر کردن و بهتر پنج مرتبه و بهتر هفت مرتبه است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که در میان ذکرها اختیار کنند سُبْحانَ رَبِّىَ الاَعْلى‏ وَ بِحَمْدِه‏ را و این ذکر بالاترین ذکرهاست در سجود و مستحب است سه مرتبه گفتن آن. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است در سجود گفتن سه سبحان‏اللّه پى‏درپى و اکتفا کردن به آن و یک مرتبه هم کفایت مى‏کند چنانکه در رکوع گذشت. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است در سجود و رکوع صلوات فرستادن بر محمّد و آل اوصلى الله وعلیه وآله و صلوات بر او و آل او، تسبیح و تهلیل و تحمید خداى تعالى است و جایز است که اکتفا کنند در ذکر رکوع و سجود به همین که بگویند صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ محمّد و آله. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان که در سجود ذراعهاى خود را بلند کنند مانند دو بال و بر زمین نگذارند و به رانها و زانوها نچسبانند و کف دستها را بر زمین گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است در سجود که انگشتهاى دستها به هم چسبیده باشد و سر انگشتها رو به قبله بر زمین گذارده شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که کف دستها مقابل با سر شانه‏ها و صورت بر زمین گذارده شود و محاذى زانوها نباشد و نزدیک صورت بر زمین گذارده نشود و قدرى منحرف باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که نظر در حال سجود به طرف سر بینى باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى زنها که در حال سجود اعضاى آنها به هم جمع باشد و ذراع آنها بر زمین باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که موضع قدم و موضع سجود مساوى باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است که موضع سجود بلندتر باشد از موضع قدم به قدر چهار انگشت بسته. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در زمین سراشیب جایز است سجود کردن خواه پیشانى در بلندى واقع شود یا قدمها در بلندى باشد به شرط آنکه بتوان سجده کرد و آن بلندى و پستى از وضع خود زمین باشد نه آنکه ساخته باشند مانند دکانها و سکوها. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه پیشانى واقع شود بر موضع ناهموارى، یا واقع شود بر روى چیزى که سجده بر آن جایز نیست، مى‏توان کشید آن را تا برسد به زمین هموار و چیزى که سجده بر آن جایز است. و مى‏توان سر را از آن موضع برداشت و بر زمین هموار و چیزى که سجده بر آن جایز است گذاشت به شرط آنکه ننشینند که بعد از نشستن سر را بر زمین گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در پیشانى دُملى و بُثُورى باشد، باید موضع سجود را به اندازه آن گود کرد تا پیشانى بر زمین قرار گیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در موضعى از پیشانى دملى یا جراحتى باشد، موضعى که صحیح است بر زمین باید گذارد، و هرگاه تمام مجروح باشد ابروى راست را باید بر زمین گذارد، و هرگاه آن هم مجروح باشد ابروى چپ را باید گذارد، و اگر در آن هم مانعى باشد ذقن و چنه را باید بر زمین گذارد از براى سجود. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است در حال سجود دست را برداشتن از براى خارانیدن بدن و باز بر جاى خود گذاردن، و برنداشتن و صبر کردن افضل است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که دستها در حال سجود بر زمین واقع شود نه بر روى فرش و امثال آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است پف کردن و دمیدن در موضع سجود از براى رفع گرد و غبار اگر کسى در جنب مصلّى باشد که گرد به او نشیند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در سجود خاکى و ریگى به پیشانى بچسبد جایز است پاک‏کردن آن با دست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است که موضع سجود را با دست هموار کنند اگر ناهموار باشد و سنگریزه در آن باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که اثر سجود در پیشانى باشد و مکروه است که شخص دیده شود و در پیشانى او اثر سجود نباشد، و حاصل مى‏شود اثر سجود در پیشانى به زیاد سجده‏کردن و محکم گذاردن پیشانى بر زمین. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است سربرداشتن از سجده اولى بعد از ذکر و نشستن و آرام گرفتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است بعد از سجده اولى تکبیر گفتن و دستها را بلندکردن همراه تکبیر در حال نشستن به آرامى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است به طور تورّک نشستن در میان دو سجده چنانکه در تشهد کیفیت آن خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است استغفار کردن در میان دو سجده و دعائى که وارد شده بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در میان دو سجده که دستها را از زمین برندارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که نظر در حال نشستن بر دامن باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در حال استقرار در نشستن تکبیر بگویند از براى سجده دوم و دستها را در حال تکبیر بلند کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است که سجده دوم را بعد از نشستن و آرام گرفتن به عمل آورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است تکبیر گفتن و دستها را به همراه تکبیر بلندکردن بعد از سجده دوم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است بعد از سجده دوم نشستن و آرام گرفتن و بعد از آرامى برخاستن از براى رکعت دوم و رکعت چهارم در رکعت اولى و رکعت سوّم. چنانکه در احادیث وارد شده و محققین از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و این جلسه را ائمه علیهم‏السلام به عمل مى‏آوردند و امر به آن مى‏کردند و رؤساى ضلالت اعتناء به آن نمى‏کردند.
 مسأله -  واجب است بعد از نشستن و آرام‏گرفتن، برخاستن از براى رکعت دوم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر در وجوب نشستن.
 مسأله -  مستحب است از براى مردان که در حال برخاستن، دستها را بر زمین گذارند و به آنها تکیه کنند و بعد زانوها را از زمین بردارند پیش از برداشتن دستها و برخیزند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که کف دستها باز باشد و انگشتان به هم بسته باشد بر روى زمین نه آنکه انگشتان در کف دست جمع باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى زنها که دستها را بر زمین نگذارند مانند مردان در وقت برخاستن که عقب آنها بلند نشود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در حال برخاستن بگویند: بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِه‏ اَقُومُ وَ اَقْعُدُ وَ اَرْکَعُ وَ اَسْجُدُ. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است سجده کردن بعد از خواندن آیه سجده بر خواننده و گوش‏دهنده در چهار سوره «الم‏تنزیل» و «حم‏سجده» و «والنجم» و «اقرأ». چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است سجده کردن بعد از خواندن و گوش دادن در یازده موضع دیگر در سوره‏هایى که ذکر مى‏شود و آنها سوره اعراف و سوره رعد و سوره نحل و سوره بنى‏اسرائیل و سوره مریم و سوره حج در دو موضع آن و سوره فرقان و سوره نمل و سوره ص و سوره اذا السّماء انشقّت. چنانکه در عمومات احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  طهارت در سجدات قرآن -  چه واجب باشد و چه مستحب -  شرط نیست بلکه جنب و حائض هم باید سجده کنند در چهار سوره به طور وجوب و در سایر سوره‏ها به طور استحباب. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  وجوب رو به قبله سجده‏کردن در سجدات قرآنیّه از احادیث معلوم نمى‏شود اگرچه رو به قبله سجده کردن بى‏اشکال و بى‏نقص است.
 مسأله -  مستحب است در سجده، تلاوت ذکر مطلق و لا اِلهَ اِلّا اللَّهُ حَقّاً حَقّاً و لا اِلهَ اِلّا اللَّهُ ایماناً وَ تَصْدیقاً و لا اِلهَ اِلّا اللَّهُ عُبُودِیَّةً وَ رِقّاً سَجَدْتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً وارد شده و عباراتى دیگر نیز وارد شده.
 مسأله -  تکبیرى قبل از سجدات تلاوت، و تشهد و سلامى بعد از آنها نیست و تکبیرى بعد از آنها مستحب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که فراموش کرد سجده تلاوت را، هر وقت به یادش آید باید سجده کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.

    در قنوت و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  سیرت ائمه طاهرین علیهم‏السلام و شیعیان ایشان بر این بوده که قنوت را در حال اختیار ترک نمى‏کردند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  بعضى از فقهاء قنوت را واجب دانسته‏اند و بیشتر آن را مستحب دانسته‏اند و احتیاط تمام در این است که در حال اختیار ترک نکنند آن را.
 مسأله -  جایز است ترک قنوت در حال تقیه و کفایت مى‏کند که سه‏مرتبه بسم اللّه الرحمن الرحیم بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  قنوت در هر نمازى در رکعت دوم بعد از قرائت و قبل از رکوع است مگر در بعضى نمازها به طورى که خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  قنوت در نماز جمعه در هر دو رکعت است، در رکعت اولى بعد از قرائت و قبل از رکوع و در رکعت دوم بعد از رکوع است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  قنوت در نماز آیات در هر دو رکعت است بعد از قرائت و قبل از هر رکوع جفتى، یعنى قبل از رکوع دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در رکعت دوم نماز شفع و در رکعت سوّم که نماز وتر است قنوت هست. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  در نماز عیدین در هر دو رکعت قنوت است چنانکه خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است تکبیر گفتن از براى قنوت، پیش از قنوت و بعد از آن و دستها را بلند کردن در حال تکبیر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که هر دو دست را بلند کنند در مقابل صورت به طورى که کف دستها رو به آسمان باشد و پشت آنها رو به زمین، و انگشتان باز باشد متصل به یکدیگر به غیر از انگشت بزرگ که باید باز باشد و متصل نباشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  دعاهاى بسیار در حال دست برداشتن وارد شده و کفایت مى‏کند سه سبحان‏اللّه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  بهترین دعاها از براى قنوت یا مَنْ اَظْهَرَ الْجَمیلَ وَ سَتَرَ الْقَبیحَ است تا آخر.
 مسأله -  رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الاَعَزُّ الاَجَلُّ الاَکْرَمُ وَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ دعاى مختصرى است جامع که وارد شده در قنوت.
 مسأله -  دعاى بخصوصى لازم نیست خواندن و هر حاجتى که شخص دارد همان حاجت را از خداى تعالى طلب نماید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است در قنوت نفرین کردن به دشمن و اسم بردن او اگر مستحق نفرین باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است در قنوت صلوات فرستادن بر محمّد و آل‏محمّدصلى الله وعلیه وآله و اسم بردن هریک از ایشان و شفیع قرار دادن ایشان علیهم‏السلام در نزد خداى تعالى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که بعد از خواندن قنوت کف دستها را برنگردانند از مقابل صورت و سینه خود و به آرامى پایین آورند دستها را به طورى که کف آنها رو به خود شخص باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در نمازهاى نافله شب و روز، بعد از خواندن قنوت کف دستها را به سر و صورت بمالند و در نمازهاى واجبى چنین نکنند بلکه به طورى که در مسأله سابقه گذشت عمل کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است در قنوت نماز وتر استغفار هفتاد مرتبه و العفو گفتن سیصد مرتبه و هذا مَقامُ الْعائِذِ بِکَ مِنَ النّارِ گفتن هفت مرتبه و دعا و استغفار کردن از براى مؤمنین و مؤمنات. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 و اگر استغفار کنند از براى چهل مؤمن یا صد نفر یا بیشتر یا کمتر سبب قبول شدن استغفار و استجابت دعوات خواهد بود. چنانکه از عموم احادیث ظاهر مى‏شود.
 و مستحب است که در قنوت وتر دست چپ را در مقابل صورت نگاه دارند و با دست راست عدد استغفار و سایر اذکار را حفظ کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است جهر در قنوت خصوص از براى امام و مستحب است اخفات از براى مأموم در قنوت و سایر اذکار. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر در اخفات از براى مأموم که بیشتر از فقهاء مستحب دانسته‏اند.
 مسأله -  مکروه است در قنوت نمازهاى واجبى که دستها را از مقابل صورت بالاتر برند و از سر بگذرانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است طول دادن قنوت در غیر نماز جماعت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در تکبیر پیش از قنوت کف دستها باید رو به قبله باشد در حال برداشتن و انداختن و در تکبیر بعد از قنوت کف دستها باید رو به خود شخص باشد در حال انداختن و پایین آوردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    مطلب ‏
    در تشهد و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  واجب است تشهد در هر نماز در رکعت دوم در نماز دو رکعتى و در رکعت دوم و رکعت آخر در نماز سه رکعتى و چهار رکعتى بعد از دو سجده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است نشستن از براى تشهد به قدر خواندن ذکر تشهد در نمازهاى واجبى در حال اختیار. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است نشستن در تشهد به طور تورّک، یعنى پاى چپ را از طرف راست بیرون آورند و پشت پاى راست را در کف پاى چپ گذارند و بر روى پاى چپ نشینند و مردان زانوهاى خود را متصل به یکدیگر نکنند و قدرى فاصله در میان زانوها قرار دهند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و بر این هیئت نشستن استدعاى این است که حق را برپا کن و باطل را بمیران چنانکه در احادیث وارد شده.
 مسأله -  مستحب است از براى زنها که رانها و زانوهاى خود را متصل به یکدیگر کنند و قدرى زانوها را از زمین بردارند و دستهاى خود را بر روى پستانهاى خود گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که دستها با انگشتهاى بسته بر روى رانها گذارده شود و پشت دستها به آسمان باشد و کف آنها بر روى رانها و این هیئت دستها هیئت خوف و رهبت است از خداوند عالم جلّ‏شأنه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در حال تشهد نظر به دامن باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که پیش از شهادتین بگویند بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وَ خَیْرُ الاَْسْماءِ لِلَّهِ. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و دعاهاى دیگر وارد شده که ذکر آنها موجب تطویل است.
 مسأله -  واجب است ذکر شهادتین و صلوات بر محمّد و آل‏محمّد صلى الله وعلیه وآله در تشهد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه بعضى در وجوب صلوات تأمّلى دارند.
 مسأله -  ذکر تشهد به طورى که در احادیث وارد شده این است: اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. و خلافى در آن نیست و بعضى از عبارات دیگر هم وارد شده ولکن کسى به وجوب آنها قائل نشده.
 مسأله -  مستحب است که بعد از ذکر تشهد در تشهد اول بگویند: وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ فى‏ اُمَّتِه‏ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جهر و اخفات در تشهد جایز است مگر آنکه مستحب است از براى امام جهر کردن و شنوانیدن به مأمومین چنانکه مستحب است از براى مأمومین اخفات. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در وقت برخاستن از تشهد اول بگویند: بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِه‏ اَقُومُ وَ اَقْعُدُ یا تکبیر بگویند در بلند شدن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که مردان در وقت برخاستن کف دستهاى خود را بر زمین گذارند و تکیه به آنها کنند و بعد زانوها را بردارند و زنها بلند شوند بدون اینکه تکیه بر دستهاى خود کنند تا عقب آنها بلند نشود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    مطلب ‏
    در سلام و امور متعلقّه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  ابتداى نماز و تحریم آن به تکبیرةالاحرام است، و انتهاى آن و تحلیل آن به سلام است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سلام نماز واجب است بعد از تشهد اول در نماز دو رکعتى و بعد از تشهد دوم در نماز سه رکعتى و چهاررکعتى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است سلام بر محمّد و آل‏محمّد و سایر پیغمبران و ملائکه بعد از ذکر تشهد و قبل از سلام واجب به این‏طور که: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ اَلسَّلامُ عَلى‏ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدُاللَّهِ خاتَمِ‏النَّبِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَى الاَْئِمَّةِ الرّاشِدینَ الْمُهْتَدینَ اَلسَّلامُ عَلى‏ جَمیعِ اَنْبِیاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِه‏ وَ مَلائِکَتِه‏. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه بعضى این سلام را کافى دانسته‏اند از براى خروج از نماز و بعد از ورود نص بر خلاف اعتنایى به خلاف نیست و بعضى از دعاها هم وارد شده که ذکر آنها موجب تطویل است.
 مسأله -  به گفتن سلام بر پیغمبر و آل او صلى الله وعلیه وآله و انبیاء و مرسلین و ملائکه، شخص از نماز خارج نمى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  سلامى که واجب است گفتن آن و به آن شخص از نماز خارج مى‏شود اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلى‏ عِبادِ اللَّهِ الصّالِحینَ یا اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست مگر آنکه لفظ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ را بعضى واجب دانسته‏اند و بعضى مستحب دانسته‏اند و دلیل استحباب اقوى است.
 مسأله -  هریک از این دو سلام را که شخص گفت کفایت مى‏کند در اداى سلام واجب و فراغ از نماز به عمل مى‏آید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلى‏ عِبادِ اللَّهِ الصّالِحینَ را با اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ جمع کنند اگرچه اداى واجب به سلام اول شده و خروج از نماز حاصل شده و سلام دوم مستحب خواهد بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در وقتى که مى‏گویند اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ قصد کنند دوملکى را که بر دوش راست و چپ نشسته‏اند و با سر بینى اشاره کنند به دوش راست چراکه ملک موکّل به حسنات بر دوش راست نشسته، پس او را محل تحیّت قرار دهند و سلام را بر هر دو وارد آورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى امام که قصد کند دو ملک و مأمومین خود را در گفتن اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ و با گوشه چشم اشاره کند به طرف راست خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مأمومین که سه سلام بگویند پس قصد کنند به یکى از آنها امام و دو ملک را و در سلام دوم قصد کنند کسانى را که در طرف راست او هستند از مأمومین و دو ملک را و در سلام سوّم قصد کنند کسانى را که در طرف چپ او هستند از مأمومین و دو ملک را، و اگر در طرف چپ او کسى نباشد از مأمومین به دو سلام اکتفا کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل‏- در مطلق تعقیب است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است دعا خواندن و طلب کردن حاجتهاى دنیا و آخرت از خداوند عالم جلّ‏شأنه بعد از هر نماز واجبى و سنّتى و اسم این عمل در عقب هر نماز، تعقیب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  تعقیب رساننده‏تر است به رزق از رفتن در بلاد به جهت تحصیل رزق. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  تعقیب خواندن بعد از هر نمازى افضل است از نافله گزاردن بعد از آن مگر در جایى که بخصوص رسیده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است بعد از نمازهاى شبانه‏روزى پنج‏گانه تکبیر گفتن سه‏مرتبه و دستها را در وقت گفتن هر تکبیرى بلند کردن تا نحر و گردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است بلند کردن هر دو دست در بالاى سر بعد از نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است بعد از نماز خواندن این دعا: اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى‏ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ فى‏ کُلِّ عافِیَةٍ وَ بَلاءٍ وَ اجْعَلْنى‏ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ فى‏ کُلِّ مَثْوىً وَ مُنْقَلَبٍ اَللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیاهُمْ وَ مَماتى‏ مَماتَهُمْ وَ اجْعَلْنى‏ مَعَهُمْ فِى الْمَواطِنِ کُلِّها وَ لاتُفَرِّقْ بَیْنى‏ وَ بَیْنَهُمْ اَبَداً اِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیرٌ پس هرکس دعاى افتتاحى که پیش ذکر شد و این دعا را بعد از نماز بخواند، محشور خواهد شد با محمّد و آل‏محمّد صلى الله وعلیه وآله. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که پیش از آنکه پاها را از هیئت تورّک حرکت و تغییر دهد تسبیح فاطمه زهرا علیهاالسلام را بخواند و آن تسبیح بعد از نماز، افضل و احبّ است از هزار رکعت نماز و بهتر است از جمیع تعقیبها و ذکرها، چراکه اگر ذکرى بهتر از آن بود پیغمبر صلى الله وعلیه وآله همان را تعلیم حضرت فاطمه علیهاالسلام فرموده بودند و ذکر کردن آن باعث آمرزش گناهان است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که بعد از ذکر کردن تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام بگویند: لااله‏الّااللّه و بعد از آن استغفار کنند سه مرتبه.
 مسأله -  تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام سى و چهار اللّه‏اکبر است و سى و سه الحمدللّه و سى و سه سبحان‏اللّه و در بعضى احادیث که سبحان‏اللّه را پیش از الحمدللّه فرموده‏اند مطابق روایات عامه است و محمول بر تقیه. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در تکبیرات سهو شد و زیاده از سى و چهار گفته شد، بنا را بر سى و سه باید گذارد و یک تکبیر دیگر گفت، و هرگاه در تحمیدات سهو شد و زیاده از سى و سه گفته شد بنا را بر سى و دو باید گذارد و یک الحمدللّه دیگر گفت و هرگاه در تسبیحات سهو شد و زیاده از سى و سه گفته شد ممضى است و تسبیحى دیگر نباید گفت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که تسبیحى که سى و چهار دانه باشد و از تربت حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام ساخته شده باشد به همراه مؤمن باشد و به آن حساب اذکار را نگاه دارند چراکه از جمله پنچ چیز است که مؤمن نباید خالى از آنها باشد و تسبیح مى‏کند چنین تسبیحى دائماً اگرچه صاحب آن مشغول کار دیگر باشد و ثواب آن از براى صاحب آن نوشته خواهد شد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و آن پنچ چیز مسواک و شانه و سجاده و تسبیح سى و چهار دانه از تربت حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام و انگشتر عقیق است.
 مسأله -  هرگاه در عدد تسبیح فاطمه علیهاالسلام شکى بهم رسید بنا را بر یقین باید گذارد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام را تعلیم اطفال کنند چنانکه نماز را تعلیم ایشان مى‏کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است بعد از هر نماز سى مرتبه یا چهل مرتبه گفتن تسبیحات اربع سبحان‏اللّه و الحمدللّه و لااله‏الّااللّه و اللّه‏اکبر.
 چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که منصرف نشوند از نماز مگر به لعنت کردن بنى‏امیه و چهار مرد و چهار زن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که بعد از هر نمازى طلب کنند از خداوند عالم جلّ‏شأنه بهشت را و پناه برند به او از جهنم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است صلوات فرستادن بر محمّد و آل‏محمّد صلى الله وعلیه وآله بعد از هر نمازى و در هر روزى صد مرتبه و در روز جمعه هزار مرتبه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کمتر چیزى که کفایت مى‏کند در تعقیب هر نمازى این است که بخوانند: اَللَّهُمَّ اِنّى‏ اَسْأَلُکَ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ اَحاطَ بِه‏ عِلْمُکَ وَ اَعُوذُ بِکَ مِنْ کُلِّ سُوءٍ اَحاطَ بِه‏ عِلْمُکَ اَللَّهُمَّ اِنّى‏ اَسْأَلُکَ عافِیَتَکَ فى‏ اُمُورى‏ کُلِّها وَ اَعُوذُ بِکَ مِنْ خِزْىِ الدُّنْیا وَ عَذابِ الاْخِرَةِ. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست و دعاى مختصر جامعى است از براى حاجات دنیا و آخرت.
 مسأله -  مستحب است خواندن آیةالکرسى و آیه شَهِدَ اللَّهُ تا سَریعُ الْحِسابِ و آیه قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تا بِغَیْرِ حِساب بعد از هر نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است خواندن این دعا در عقب هر نماز فریضه: لا اِلهَ اِلّا اللَّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ وَ اَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ اَعَزَّ جُنْدَهُ وَ غَلَبَ الاَحْزابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیى‏ وَ یُمیتُ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیرٌ. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب مؤکّد است که پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب آن ده مرتبه هریک از این تهلیلات و تعویذات را بخوانند و تهلیلات این است: لا اِلهَ اِلّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیى‏ وَ یُمیتُ وَ هُوَ حَىٌّ لایَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْر وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیرٌ و تعویذات این است: اَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمیعِ الْعَلیمِ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطینَ وَ اَعُوذُ بِکَ رَبِّ اَنْ یَحْضُرُونَ اِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه بعضى واجب دانسته‏اند آن را به جهت آنکه فرموده‏اند که هرگاه فراموش شد باید قضاء کند آن را در وقت تذکر، چنانکه فرائض را باید قضاء کرد. و تعقیبات مفصّله در احادیث وارد شده و ذکر همه آنها موجب تطویل است و در هر کتابى که از براى عمل‏کردن نوشته شده مى‏توان به آن کتاب رجوع کرد و عمل کرد پس هرکس بخواهد به آنها رجوع کند.
 مسأله -  چیزى که به نماز ضرر مى‏رساند، به تعقیب هم ضرر مى‏رساند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  رخصت داده‏اند از براى کسى که شغلى دارد که از پى شغل خود برود و تعقیب بخواند مادام که باوضو باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل - در تعقیبات مخصوصه بعضى از نمازها است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است که بعد از نماز صبح و بعد از نماز مغرب هفت مرتبه بخوانند: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که بعد از نماز صبح صد مرتبه صلوات بفرستند بر محمّد و آل‏محمّد صلى الله وعلیه وآله. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است استغفار بعد از نماز صبح و بعد از نماز عصر هفتاد مرتبه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است خواندن سوره انا انزلناه بعد از نماز عصر ده مرتبه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است نشستن بعد از نماز عصر به قدر یک ساعت از براى خواندن دعا و تعقیب. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است نشستن بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب از براى دعا و تعقیب خواندن.
 چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در هر صبح این دعا را بخوانند: اَبْتَدِأُ یَوْمى‏ هذا بَیْنَ یَدَىْ نِسْیانى‏ وَ عَجَلَتى‏ بِسْمِ اللَّهِ وَ ماشاءَ اللَّه.
 مسأله -  مستحب است خواندن سوره توحید در تعقیب نماز صبح یازده مرتبه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در هر صبح و هر شام سه مرتبه بخوانند: اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى‏ فى‏ دِرْعِکَ الْحَصینَةِ الَّتى‏ تَجْعَلُ فیها مَنْ تُریدُ.
 مسأله -  مکروه است تکلّم کردن بعد از نماز مغرب و در بین چهار رکعت نافله مغرب. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ