سما
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سما
آرشیو وبلاگ
      اعتقادی (بنام خدا آزادی وبلاکهای ((طتنجیه )) برای خداست و بهیچ حزب وگروهی وابسته نیست . سما .)
کتاب روزه نویسنده: سما - سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢

      بسم اللّه الرحمن الرحیم‏        

 الحمد للّه ربّ العالمین و الصلوة و السلام على اشرف المرسلین‏ و خاتم النبیین و آله

اجمعین و اللعنة على اعدائهم‏ و مخالفیهم الى یوم الدین

کتاب روزه از کفایة المسائل           

 

   فصل‏:  :-_  در امور متعلقه به ماه رمضان است و در آن چند مسأله است    


                    بسم اللّه الرحمن الرحیم‏        
 الحمد للّه ربّ العالمین و الصلوة و السلام على اشرف المرسلین‏ و خاتم النبیین و آله اجمعین و اللعنة على اعدائهم‏ و مخالفیهم الى یوم الدین.
              کتاب روزه از کفایة المسائل            

  فصل‏:  در امور متعلقه به ماه رمضان است و در آن چند مسأله است
 مسأله -  واجب است روزه ماه رمضان. به کتاب خدا و احادیث ائمه هدى علیهم‏السلام و اتفاق و اجماع جمیع علماء و ضرورت اهل اسلام و ایمان.
 مسأله -  کسى که حلال داند نگرفتن روزه را در ماه رمضان بدون عذرى کافر است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که واجب داند گرفتن روزه ماه رمضان را و بدون عذرى افطار کند فاسق است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  ثابت مى‏شود ماه رمضان به دیدن ماه نو و به شهادت‏دادن دو مرد عادل و به شهادت جمعى که علم عادى حاصل شود که ماه نو را دیده‏اند و به گذشتن سى‏روز از ماه شعبان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر از کسانى که ماه رمضان را همیشه سى‏روز تمام مى‏دانند به جهت احادیثى که وارد شده.
 مسأله -  جایز نیست عمل‏کردن به حساب منجّمین و اخبار ایشان در بودن ماه‏نوى اگرچه علم عادى حاصل شود که شبى را که اول ماه گفته‏اند اول ماه خواهد بود حتى آنکه خود منجم اگر مسلمان است نمى‏تواند به حساب خود عمل کند اگرچه علمى عادى به محکم‏بودن حساب خود داشته باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  شهادت زنها و شهادت مخالفین در دیدن ماه نو اعتبارى ندارد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه به شهادت عدلین یا به شیاع یا به سایر علائم، علم عادى حاصل شود از براى اهل بلدى که اهل بلدى دیگر ماه نو را دیده‏اند -  چه در اول ماه رمضان و چه در اول ماه شوال -  باید روزه بدارند از اول ماه رمضان و عید کنند در اول ماه شوال اگرچه اهل بلد مذکور ماه نو را ندیده باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اغلب اوقات ماه شب اول پیش از شفق غروب مى‏کند و در شب دوّم بعد از شفق غروب مى‏کند و در شب سوّم سایه شخص در مهتاب ظاهر مى‏شود و بسا آنکه ماه در شب اول طوق نداشته باشد و در شب دوّم طوق داشته باشد. و در احادیث هم ذکرى از این علامات هست ولکن این علامات در ماههاى تمام و ماههاى ناقص تخلف مى‏کند و بسا آنکه در ماههاى تمام ماه شب اول بعد از شفق غروب کند و بسا آنکه طوق زند و بسا آنکه سایه شخص در شب دوّم ماه ظاهر شود. پس از این جهت از این علامات نمى‏توان معلوم کرد اول هرماهى را و مشهور در میان فقهاء این است که اعتمادى به این علامات نکنند در تعیین ماه نو.
 مسأله -  بسا آنکه در میان روز، ماه نو را کسى که دیده او قوى است مشاهده کند و ممکن است که پیش از ظهر یا بعدازظهر دیده شود. پس اگر پیش از ظهر دیده شد غالب این است که در شب پیش ممکن‏الرؤیه بوده و اگر بعدازظهر دیده شود از شب آینده خواهد بود. و در احادیث هم ذکرى از این هست ولکن این امر هم در ماههاى تمام و ماههاى ناقص تفاوت مى‏کند و در هواى صاف و غبار و نسبت به چشمها در قوّت و ضعف تفاوت مى‏کند. پس بمحض اینکه کسى ماه نو را پیش از ظهر دید نمى‏توان حکم کرد که شب گذشته شب اول ماه بوده و بسا آنکه در بعضى از ماههاى تمام در هواى صاف چشم تندى قبل از زوال هم ماه شب آینده را ببیند چنانکه بعد از زوال مى‏بیند. پس از این جهت مشهور در میان فقهاء این است که هرگاه قبل از زوال هلال دیده شد آن روز را اول ماه حساب نمى‏کنند اگرچه بعضى اعتناء کرده‏اند.
 فصل‏ : در اول وقت امساک از مفطرات و آخر آن و امور متعلقه به آن است‏ و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  اول وقتى که باید احتراز کرد از چیزهایى که فاسد مى‏کند روزه را طلوع صبح صادق است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  صبح صادق روشنى و سفیدى است که در افق مشرق ظاهر مى‏شود و پهن مى‏شود نه آن سفیدى که پیشتر ظاهر مى‏شود و بلند مى‏شود و بعد گُم مى‏شود که به اصطلاح آن صبح کاذب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  آخر وقتى که نباید احتراز کرد از چیزهایى که روزه را فاسد مى‏کند غروب حقیقى آفتاب است که به اصطلاح آن را مغرب مى‏گویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مغرب معلوم مى‏شود به زایل‏شدن سرخى از سمت مشرق و احتیاط در آن است که زایل‏شدن سرخى را از سمت‏الرأس اعتبار کنند به این‏طور که از روى زمین تا نصف آسمان از سمت مشرق سرخى باقى نماند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  ملعون است کسى که صبح صادق را آن وقتى داند که ستاره‏ها مخفى شوند و مغرب را وقتى داند که ستاره‏ها مشبَّک و ظاهر شوند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  جایز است به کاربردن چیزهایى که حلال است و روزه را فاسد مى‏کند از مغرب تا طلوع صبح صادق در ماه رمضان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست به کاربردن چیزهایى که فاسد مى‏کند روزه را بدون عذرى از طلوع صبح صادق تا مغرب در ماه رمضان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است به کاربردن چیزهایى که حلال است و روزه را فاسد مى‏کند در تمام شب تا وقتى که یقین به صبح نکرده از براى کسى که مى‏خواهد روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه دونفر نظر کنند به افق مشرق و یکى یقین کند که صبح طالع شده و یکى شک کند که آیا صبح طالع شده یا نشده، پس آن‏که یقین به طلوع کرده باید احتراز کند از مفطرات و آن‏که شک دارد مى‏تواند که احتراز نکند پس بخورد و بیاشامد تا وقتى که یقین کند به طلوع صبح. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه دو نفر نظر کنند و یکى یقین کند که مغرب شده و یکى شک کند که آیا مغرب شده یا نشده، پس آن‏که یقین کرده که مغرب شده مى‏تواند مفطرى استعمال کند و آن‏که یقین نکرده باید احتراز کند از مفطرات تا وقتى که یقین کند که مغرب شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نظر کرد به افق و چنان یافت که صبح طالع نشده پس خورد و آشامید یا مفطرى دیگر بجاآورد، پس بعد از آن معلوم شد که آن وقتى که مفطر بجاآورده صبح بوده، روزه او صحیح است و چیزى بر او نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نظر کرد و چنان یافت که مغرب شده پس مفطرى بجاآورد پس بعد از آن معلوم شد که روز باقى بوده و مغرب نشده، باید احتراز کند در آن‏وقت از مفطرات و روزه او صحیح است و چیزى بر او نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه قضاى آن روزه مستحب است.
 مسأله -  مؤذّنین امناى مسلمین‏اند در نمازشان و روزه‏شان مگر آنکه خیانت کسى معلوم شده باشد که پیش از وقت یا بعد از وقت اذان مى‏گوید. پس کسانى که خیانت آنها معلوم نشده امینند و مى‏توان به اذان ایشان اقتدا کرد و روزه گرفت و افطار کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که زنى به او خبر داد که شب باقى است پس مفطرى بجاآورد پس بعد از آن دروغ آن زن معلوم شد، باید آن روز را روزه بگیرد و قضاى آن روز را هم بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که کسى به او خبر داد که صبح طالع شده و گمان کرد که او شوخى مى‏کند و دروغ مى‏گوید پس مفطرى بجاآورد، پس بعد از آن معلوم شد که آن شخص راست گفته و صبح بوده، آن روز را روزه باید بگیرد و قضاى آن روزه را هم باید بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که در ماه رمضان بلکه در غیر ماه رمضان در وقتى که شک در آن است که آیا صبح شده یا نه، مفطرى بجانیاورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.

 فصل‏ : در قصد و نیّت روزه است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  نیّت امتثال امر الهى در روزه و سایر عبادات، روح اعمال است و بدون نیّت امتثال و تقرّب الهى و امثال آن، عبادات صحیح نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شب نداند که ماه رمضان داخل شده و نیّت روزه‏داشتن نکرد و چون صبح شد معلوم شد که ماه رمضان است و مفطرى بجانیاورده، همان وقتى که دانست که ماه رمضان داخل شده نیّت روزه کند اگرچه لمحه‏اى پیش از مغرب باشد و روزه او صحیح است. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و اعتنایى نیست به خلافى که مخالف نص است.
 مسأله -  کسى که در غیر ماه رمضان در شب، نیّت روزه‏گرفتنِ فرداى آن شب را نداشت و چون روز شد خواست که روزه بگیرد در آن روز، چه از براى قضاى روزه ماه رمضان و چه از براى نذر غیر معیّنى، مى‏تواند قصد روزه کند پیش از ظهر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست. اما در نذر معیّن در صورتى که شب، غافل بوده و نیّت نکرده و چون روز مى‏شود متذکّر مى‏شود که باید در این روز روزه بگیرد و مفطرى هم بجانیاورده، در هروقتى از روز که باشد باید قصد روزه کند و روزه او صحیح است. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود.
 مسأله -  کسى که در ماه رمضان در شب قصد روزه‏گرفتن فرداى آن شب را ندارد -مثل آنکه قصد سفرى در نظر دارد -  و چون روز مى‏شود به سفر نمى‏رود، باید قصد روزه کند در هروقتى باشد از روز و روزه او صحیح است. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى به جهت قضاى روزه ماه رمضان روزه گرفت جایز است که افطار کند پیش از ظهر اگر نیّت روزه را در روز کرده، اما اگر نیّت روزه را در شب کرده مکروه است که افطار کند لکن اگر روزه گرفت تا بعدازظهر جایز نیست افطارکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که روزه مستحبى بگیرد جایز است که افطار کند در هروقتى از روز که بخواهد ولکن مکروه است که بعدازظهر افطار کند و اگر از شب نیّت کرده پیش از ظهر و بعدازظهر هردو مکروه است افطارکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى کسى که روزه مستحبى گرفته که افطار کند در نزد برادران دینى خود و اظهار نکند که من روزه دارم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که بخورانند روزه‏دارى را که روزه مستحبى گرفته و مستحب است از براى روزه‏دار که اجابت کند و افطار کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که از براى نذر غیرمعیّنى روزه گرفته مثل آنکه نذر کرده بود که در یک پنج‏شنبه روزه بگیرد و از براى او مهمانى مى‏رسد، جایز است از براى او که بهمراهى مهمان افطار کند و در پنج‏شنبه دیگر روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست. ولکن اگر نذر، نذر معیّنى باشد مثل آنکه نذر کرده باشد که پنج‏شنبه اول ماه معیّنى را روزه بگیرد جایز نیست از براى او افطارکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که روزه گرفت روزى را -  خواه به نیت واجب و خواه به نیت مستحب -  و نمى‏دانست یا غافل بوده که ماه رمضان داخل شده و بعد معلوم شد که روزه او در ماه رمضان اتفاق افتاده، آن روزه از براى ماه رمضان محسوب مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و اعتنایى نیست به قولى که مخالف نص است.

 فصل‏  در چیزهائى است که روزه را فاسد مى‏کند و امور متعلقه به آن‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  خوردن و آشامیدن و جماع‏کردن در قُبُل خواه انزال شود منى یا نشود، و انزال‏کردن منى خواه به جماع‏کردن باشد یا بدون آن، هریک از این چهار که از روى تعمّد و تذکّر اتفاق افتد روزه را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در آب فرورفتن به طورى که سر به زیر آب رود از روى تعمّد و تذکّر روزه را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  قى‏کردن از روى تعمّد و تذکّر روزه را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  غبار غلیظ از روى تعمّد و تذکّر به حلق رسانیدن روزه را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  اماله کردن با مایعات و چیزهاى تر و روان از روى تعمّد و تذکّر روزه را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در شب جنب شده و از روى تعمّد و تذکر به جنابت باقى بماند تا اینکه صبح شود باید روزه آن روز را قضاء کند و کفاره بدهد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در اوّل شب جنب شده خوابید و بیدار نشد تا صبح طالع شد روزه او صحیح است و چیزى بر او نیست اما اگر از خواب بیدار شد و مسامحه کرد در غسل‏کردن تا آنکه به خواب رفت و بیدار نشد تا صبح، باید آن روز را روزه بدارد و قضاى آن را هم بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  حائضى که در شب از خون حیض پاک شود و از روى تعمّد و تذکّر مسامحه کند در غسل‏کردن تا صبح شود، روزه آن روز را باید قضا کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  زنى که باید غسل استحاضه کند در شب و از روى تعمّد و تذکّر غسل نکند تا صبح شود، روزه آن روز را باید قضاء کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى تعمّد و تذکّر دروغى ببندد بر خدا و رسول و ائمه طاهرین علیهم‏السلام در حال روزه‏بودن در ماه رمضان، باید آن روزه را قضا کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  اجتناب کردن از جمیع مفطرات و چیزهایى که روزه را باطل مى‏کند واجب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.

فصل‏:  در احکام روزه‏ دار و امور متعلقه به او است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  کسى که از روى نادانى عملى که باطل‏کننده روزه است از او سرزد روزه او صحیح است و قضائى و کفاره‏اى بر او واجب نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و اعتنائى نیست به قولى که مخالف نص است.
 مسأله -  کسى که از روى فراموشى خورد یا آشامید یا سایر چیزهایى که روزه را باطل مى‏کند بجاآورد و بعد از تذکّر اجتناب کرد، روزه او صحیح است و قضائى و کفاره‏اى بر او نیست چه در روزه واجبى باشد یا در روزه مستحبى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روزه ماه رمضان خورد و آشامید از روى عمد نه به جهت عذرى، واجب است بر او قضاى آن روزه بعد از ماه رمضان و واجب است که به علاوه قضا کفاره بدهد و کفاره آن این است که یک بنده آزاد کند یا دوماه پى‏درپى روزه بگیرد یا شصت مسکین اطعام کند هرمسکینى را به مُدى از طعام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در ماه رمضان در روز جماع کند با زن حلال خود واجب است بر او قضاى آن روزه و کفاره به طورى که گذشت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در یک روز ماه رمضان چندین دفعه بخورد و بیاشامد، یک کفاره کفایت مى‏کند از براى او و کسى که چندمرتبه جماع کند کفایت نمى‏کند یک کفاره بلکه از براى هر جماعى یک کفاره باید بدهد. پس اگر ده‏مرتبه مثلاً جماع کرده ده‏کفاره باید بدهد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که به حلالى افطار کرد یک کفاره از براى او کفایت مى‏کند مثل آنکه کسى بخورد یا بیاشامد یا با زن حلال خود جماع کند. اما اگر به حرامى روزه خود را باطل کند مثل آنکه شراب مست‏کننده بیاشامد، یا با نامحرمى جماع کند، کفاره جمع باید بدهد یعنى یک‏بنده باید آزاد کند و دوماه پى‏درپى هم باید روزه بگیرد و شصت مسکین را هم باید طعام دهد و هر سه کفاره را باید با هم بدهد. و اگر در یک روز چند دفعه به حرام مفطرى بجاآورد از براى هر دفعه باید کفاره جمع بدهد. پس هر سه کفاره را از براى هر دفعه باید بدهد پس اگر ده‏مرتبه مثلاً مفطر حرام را بجاآورده، ده کفاره جمع باید بدهد که مجموع سى کفاره مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روزه ماه رمضان به طور اکراه جماع کرد با زنى و آن زن راضى به فعل او نبوده و تمکین او را نداشت، یک کفاره از براى خود و کفّاره دیگر هم از براى زن باید بدهد اما اگر زن تمکین او را کرده و اکراهى در کار نبوده، زن کفاره خود را باید بدهد و مرد کفاره خود را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که با زن خود بازى کند در روز ماه رمضان تا انزال کند و منى از او جدا شود، باید قضا کند روزه خود را و کفاره بدهد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در وجوب قضاء نیست و وجوب کفاره مشهور است.
 مسأله -  در قضاى روزه ماه رمضان هرگاه پیش از ظهر کسى جماع کرد کفاره بر او نیست و هرگاه بعد از ظهر جماع کرد واجب است بر او کفاره به این‏طور که ده مسکین را طعام بدهد به هر مسکینى مُدى از طعام. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در حضر مفطرى بجاآورد که موجب کفاره بود و بعد در همان روز سفر کرد، کفاره از او ساقط نمى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که از روى عمد در روزه واجبى در آب فرورود بطورى‏که سر او به زیر آب رود، واجب است بر او که قضاى آن روزه را بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى عمد در حال روزه‏داشتن دروغ ببندد بر خدا و رسول و ائمه طاهرین علیهم‏السلام باید آن روزه را قضا کند اگر آن روزه واجب است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در غیر وضوى واجبى مضمضه کند و آب بدون اختیار به حلق او فرو رود مستحب است که قضاى آن روزه را بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -   کسى که از روى عمد قى کند واجب است بر او که روزه خود را قضا کند اگر روزه او واجب است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 فصل‏ : در چیزهایى است که استعمال آنها مکروه است از براى روزه ‏دار  و امور متعلقه به آن و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار جویدن سقز و قندران و سایر صمغها اگر چیزى از آن فرو نرود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در مرجوحیّت آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار مکیدن هسته میوه‏ها اگر چیزى از میوه به آن نچسبیده باشد والّا جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار چشیدن طعم چیزها اگر چیزى از آنها فرو نرود والّا جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار که آب را در دهن نگاه دارد و آن را به تندى حرکت دهد، چه در وضو و غسل و چه در غیر آنها، اگر چیزى از آن فرو نرود والّا جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار که آب را به بینى بالا کشد به قوّت و سختى، چه در وضو و غسل و چه در غیر آنها، اگر چیزى از آن به حلق فرو نرود والّا جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار کشیدن انفیه به بینى اگر چیزى به حلق فرو نرود والّا جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى مرد جوان بازى‏کردن با زن و ملامسه با او در حال روزه به جهت ترس از انزال. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى مرد پرشهوت بوسیدن زن در حال روزه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى مرد روزه‏دار نظر دوختن به زن خوش‏صورت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار سرمه‏کشیدن و کراهت زیاد مى‏شود اگر در سرمه چیزى باشد که طعم آن اثر کند به حلق، مثل مشک. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار ریختن دوایى در چشم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار مسواک‏کردن با چوب تر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار بوییدن گلها و ریاحین بخصوص نرگس. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار که خود را با مشک معطر کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار که خود را مشغول کند به لذّتى از لذّتها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار که جامه تر بپوشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى زن روزه‏دار داخل‏شدن در آب و مکث‏کردن و از براى مرد کراهتى نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار حجامت‏کردن و فصدکردن و خون از بدن بیرون‏کردن اگرچه به کندن دندان باشد خصوص اگر خوف ضعف در آن باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار که حجامت کند غیر را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار به حمام‏رفتن اگر خوف ضعف داشته باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار فروبردن آب دهن خود را اگر مضمضه کرده باشد پیش از آنکه آب دهن بیندازد سه‏مرتبه یا یک‏مرتبه. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار خوابیدن بعد از احتلام و پیش از غسل‏کردن اگر در روز محتلم شده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار جدال و نزاع‏کردن و قسم‏یادکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 فصل‏:  در چیزهایى است که مستحب است از براى روزه‏دار
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که کتمان کند روزه خود را مگر آنکه از او بپرسند، پس جایز نیست دروغ گفتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار مسواک‏کردن به مسواک خشک. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که خود را به عطرهاى غیر مشک معطر کند خصوص در اول روز. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار خواب قیلوله و آن خوابى است که قدرى پیش از ظهر باید خوابید تا در وقت ظهر بیدار شوند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که جمیع اعضاى خود را حفظ کند از آنچه خدا کراهت دارد آن را، پس چشم او روزه باشد و نظر نکند به چیزى که خدا به آن راضى نیست و گوش او روزه باشد و گوش ندهد به چیزى که خدا به آن راضى نیست و زبان او روزه باشد و نگوید چیزى که خدا به آن راضى نیست و دست او روزه باشد و نکند کارى که خدا به آن راضى نیست و پاى او روزه باشد و نرود به راهى که خدا به آن راضى نیست و همچنین در باقى اعضاء و جوارح خود روزه باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که متحمل شود جهل جاهلان را و هرکس از روى جهالت با او رفتار کند کریمانه بگذرد و به روى خود نیاورد و اغماض کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که چون کسى به او دشنام دهد جواب نگوید و بگوید: «انى صائم سلام علیک لااشتمک کماتشتمنى». چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که دعاهایى که وارد شده در وقت افطار و در وقت سحر بخواند و تلاوت کند قرآن را خصوص در ماه رمضان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که نماز مغرب را پیش از افطار بجاآورد مگر آنکه نفس او با او منازعه کند یا جماعتى انتظار او را بکشند در افطارکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است افطار کردن به حلوا و رطب و خرما و شکر و مویز و سویق و قاووت و آب نیم‏گرم و شیر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است سحر خوردن خصوص در ماه رمضان و بهتر چیزى که وارد شده خرما و مویز و قاووت و آب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است افطاردادن روزه‏دار در وقت غروب خصوص در ماه رمضان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار افطار کردن اگر برادران ایمانى او را به افطارکردن دعوت کنند اگرچه نزدیک غروب باشد هرگاه روزه او روزه مستحبى باشد و افطارکردن او و اجابت دعوت برادران ایمانى بهتر است از براى او از روزه‏داشتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که هرگاه روزه او روزه مستحبى است کتمان کند روزه خود را و چون برادران ایمانى مشغول غذا شوند و او را دعوت کنند اجابت کند و نگوید که من روزه‏ام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
  فصل‏: در امورى است که مختار است روزه‏ دار در آنها و مباح است براى او و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  جایز است از براى مرد روزه‏دار داخل آب شدن و مکث‏کردن در آب به طورى که سر او زیر آب نرود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار که تبرید کند و خود را خنک کند به آب ریختن بر سر و آب پاشیدن بر بوریا و نشستن بر آن و ترکردن بادزن و بادزدن بر خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار استعمال فتائل و شیاف. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار به حمام رفتن و حجامت‏کردن اگر خوف ضعف نداشته باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار چکانیدن روغن و دوا در گوش. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار آب در دهن کردن و آن را حرکت‏دادن و ریختن و آب از بینى بالا کشیدن به طور ملایمت و سستى که آب به حلق فرو نرود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار سرمه در چشم خود کشیدن اگر مشکى داخل سرمه نباشد و سرمه طعمى نداشته باشد که در حلق او اثر کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار که بمکد زبان زن خود را و زن بمکد زبان شوهر خود را ولکن آب دهن یکدیگر را فرو نبرند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار بوسیدن دهن اطفال ولکن آب دهن ایشان را فرو نبرند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار جویدن غذا از براى اطفال و مرغان ولکن عین غذا را فرو نبرند و اگر طعم غذا اثر کرد به حلق او باکى نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار چشیدن مَرَق هرگاه لزومى داشته باشد ولکن مَرَق را فرو نبرند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  باکى نیست از براى روزه‏دار به داخل‏شدن دود و غبار و مگس در حلق او، اما تعمّد نباید بکند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار مکیدن انگشتر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار فروبردن آب دهن خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار فروبردن اخلاطى که از سر و سینه او کنده مى‏شود و در دهن او قرار مى‏گیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  باکى نیست از براى روزه‏دار به غذایى که بهمراه آروغ از حلق او مى‏آید به دهن او. و احتیاط در آن است که آن را فرو نبرند اگرچه بعضى از فقهاء جایز دانسته‏اند فرو بردن آن را و در احادیث هم وارد شده.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار که آب را در دهن خود نگاه دارد و بریزد بر چیزى و آن را به آن بشوید ولکن فرو نبرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى در شب جُنُب شده و غسل نکرده تا صبح، جایز است از براى او که در صبح غسل کند و روزه مستحبى بدارد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى در ماه رمضان در شب جُنُب شده و نتوانست غسل کند و تیمم کرد و چون صبح شد غسل کرد، روزه او صحیح است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 فصل‏: در کسانى است که روزه بر ایشان واجب یا جایز است‏ و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  روزه ماه رمضان واجب است بر هر شخص بالغ عاقل که مسافر و مریض نباشد و خالى از حیض و نفاس باشد. چنانکه در آیات و احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  روزه واجب مى‏شود بر شخص مکلّف به نذر و عهد و قسم بطورى‏که قرار داده در میانه خود و خدا. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  روزه‏اى که از براى کفاره قرار داده شده بطورى‏که در محل خود خواهد آمد، واجب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  قضاى ماه رمضان واجب است بطورى‏که در محل خود خواهد آمد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است روزه گرفتن از براى زنى که خون استحاضه مى‏بیند اگر ایام استحاضه او در ماه رمضان یا در سایر ایام روزه‏هاى واجبى اتفاق افتاده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مکلّفین که چون پسر نُه‏ساله شود او را به روزه‏گرفتن ماه رمضان بدارند، بلکه هروقت که بتواند روزه بدارد مستحب است که او را به روزه‏گرفتن بدارند اگرچه قبل از نُه‏سالگى باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 فصل‏:  در کسانى است که روزه بر ایشان واجب نیست‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  واجب نیست روزه‏گرفتن بر طفلى که به حدّ بلوغ نرسیده و واجب نیست قضاى روزه‏اى که در حال طفولیت نگرفته بعد از کبیر شدن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب نیست روزه‏گرفتن بر دیوانه مادام که دیوانه است و واجب نیست بر او قضاى روزه‏اى که در حال جنون نگرفته بعد از افاقه و صحّت‏یافتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب نیست روزه‏گرفتن بر کسى که بدون استعمال مسکرى به جهت مرضى بیهوش شده و در تمام شب و روز بیهوش است در ماه رمضان، و واجب نیست قضاى آن در وقت صحّت و امکان روزه‏داشتن ولکن مستحب است که بعد از صحّت‏یافتن و امکان قضاءکردن، قضاى روزه روزهاى بیهوشى را بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
  فصل‏ : در کسانى است که روزه بر آنها حرام است و روزه آنها صحیح نیست، و روزهایى که روزه در آنها حرام است، و روزه‏هایى که حرام است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  صحیح نیست روزه از حائض اگرچه نزدیک به غروب حائض شود، یا آنکه در شب حائض باشد و اندکى بعد از صبح پاک شود. پس قضاى آن روز و قضاى تمام ایام حیض را باید روزه بگیرد اگر ایام حیض او در ماه رمضان یا در ایام سایر روزه‏هاى واجبى اتفاق افتاده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  صحیح نیست روزه از زنى که صاحب نفاس است در ایام نفاس او و واجب است بر او قضاى روزه‏هاى ایام نفاس اگر در ماه رمضان یا در ایام سایر روزه‏هاى واجبى اتفاق افتاده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  صحیح نیست روزه از کسى که مریض است و روزه‏گرفتن ضرر به او رساند و باعث شدت ناخوشى او یا باعث هلاکت او شود و واجب است بر او قضاى ایام ناخوشى اگر ناخوشى او در ماه رمضان یا در سایر ایام روزه‏هاى واجبى اتفاق افتاده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  صحیح نیست روزه از کسى که مسافر است به تفصیلى که باید ذکر شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است روزه‏گرفتن در روز عید فطر و در روز عید قربان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است روزه گرفتن در ایام تشریق بر کسى که در منى‏ باشد و مراد از ایام تشریق، روز یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذیحجّه است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست که محل اعتناء باشد.
 مسأله -  حرام است روزه وصال و مراد از وصال آن است که دو روز پى‏درپى روزه بگیرند و در شبى که فاصله میان دو روز است افطار نکنند، یا آنکه چون در مغرب غذا خوردند تمام شب و روز را روزه باشند و در سحر غذا نخورند و مفطرى در شب بجانیاورند، یا آنکه چون سحر غذا خوردند بعد از آن مفطرى بجانیاورند تا سحرى دیگر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است روزه دهر و مراد آن است که در تمام سال روزه بگیرند و در هیچ روزى از روزهاى تمام سال افطار نکنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است روزه صَمْت و مراد آن است که در میان روز در حال روزه داشتن سکوت کنند و تکلّم نکنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است روزه نذر معصیت، یعنى نذر کنند که اگر میسّر شد که فلان معصیت از من صادر شود به شکرانه آن روزه بگیرم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 اما اگر از براى شکرانه نباشد بلکه از براى آن باشد که خود را به تعب اندازد اگر معصیت از او صادر شود، از براى احتراز از معصیت و کراهت از آن، نذر منعقد و روزه داشتن جایز و واجب خواهد بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است روزه روز عاشورا به قصد تبرّک چراکه آن روزى است که تَبَرَّکَتْ به آل‏زیاد و آل‏مروان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است روزه‏گرفتن در روز دوشنبه به قصد تبرّک چراکه آن روز روز تبرّک بنى‏امیه است، اما به قصدى که مرضىّ و محبوب خدا باشد روزه بگیرند جایز است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 فصل‏ در روزهایى است که روزه در آنها مکروه است، و در کسانى که‏ روزه‏گرفتن مکروه است از براى ایشان، و در بعض احوال‏ و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مکروه است روزه‏گرفتن در سه‏روز بعد از عید فطر و در سه‏روز بعد از عید قربان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است روزه‏گرفتن در روز عرفه اگر ضعف آن مانع باشد از خواندن دعاهایى که در آن روز وارد شده، یا در دیدن ماه ذیحجه شکّى باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است روزه‏گرفتن در روز جمعه هرگاه در روز چهارشنبه و پنجشنبه روزه نگرفته باشند از براى حاجات مخصوصى. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است روزه مستحبى گرفتن از براى فرزند بدون اذن پدر و مادر. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است روزه مستحبى گرفتن از براى زن بدون اذن شوهر. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است روزه مستحبى گرفتن از براى کسى که او را دعوت کنند به غذاخوردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است روزه مستحبى گرفتن از براى غلام و کنیز بدون اذن مالک آنها. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است روزه مستحبى گرفتن از براى مهمان بدون اذن میزبان و روزه‏گرفتن میزبان بدون اذن مهمان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 فصل‏ در احکام مسافر است در روزه‏نداشتن و داشتن و امور متعلقه به آن‏ و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  کسى که سفر کسب او نباشد جایز نیست از براى او که در سفر در ماه رمضان روزه بگیرد و همچنین قضاى روزه ماه رمضان را جایز نیست که در سفر بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که مى‏داند که روزه ماه رمضان و قضاى آن در سفر جایز نیست و در سفر روزه گرفت، روزه او صحیح نیست و باید در غیر سفر قضاى آن را بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در سفر روزه ماه رمضان را بگیرد و حال آنکه مى‏داند که رسول‏خداصلى الله وعلیه وآله نهى کرده از روزه‏گرفتن آن در سفر مثل کسى است که روزه ماه رمضان را افطار کند در حضر و حال آنکه مى‏داند که رسول‏خدا صلى الله وعلیه وآله امر کرده که روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نمى‏داند که روزه ماه رمضان و قضاى آن در سفر جایز نیست و از روى نادانى در سفر روزه گرفت، روزه او صحیح است و قضایى بر او واجب نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که سفر کسب او است مانند مُکارى و جمّال -  و تفصیل مسأله در کتاب صلوة گذشت -  واجب است بر او که روزه ماه رمضان را بگیرد اگرچه در سفر باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که سفر او حرام باشد -  مثل کسانى که به جهت ایذاى مسلمین و اضرار به ایشان سفر مى‏کنند -  واجب است بر ایشان که روزه ماه رمضان را بگیرند اگرچه در سفر باشند و سفر کسب آنها نباشد. و تفصیل مسأله در کتاب صلوة گذشته، پس در هرجایى که باید نماز را تمام کرد روزه ماه رمضان را هم باید گرفت و در هرجایى که باید نماز را شکست روزه را هم باید افطار کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است روزه سه‏روز در سفر به عوض قربانى از براى کسى که قربانى نداشته باشد و پول قربانى نداشته باشد در سفر حج که در منى‏ قربانى کند اگرچه نماز را قصر کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است روزه هجده‏روز در سفر از براى کسى که پیش از غروب آفتاب از عرفات کوچ کند رو به منى‏ از روى عمد به عوض شترى که باید نحر کند در منى‏ اگر عاجز باشد و نداشته باشد شترى و پول شترى که در روز عید نحر کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است روزه‏گرفتن در سفر به جهت کفاره صید حرم و کفاره تراشیدن سر از براى محرم از جهت اذیت چرک و شپش. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است روزه‏گرفتن در سفر از براى کسى که بخواهد معتکف شود در مسجدالحرام و مسجد پیغمبر صلى الله وعلیه وآله در مدینه و در مسجد مدائن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است روزه سه‏روز در مدینه طیبه روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه در سفر از براى عمل مخصوصى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نذر کرده که روز معینى را روزه بگیرد پس سفرى از براى او اتفاق مى‏افتد، آن روزه را در سفر افطار مى‏کند و روزى دیگر را به عوض آن روز روزه مى‏گیرد. و هرگاه در وقت نذر کردن چنین نذر کرده که اگر در سفر هم باشم روزه مى‏گیرم، جایز است از براى او روزه‏گرفتن در سفر. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که مسافر است و پیش از ظهر به وطن خود مى‏رسد و در سفر مفطرى بجانیاورده، اگرچه در سفر محتلم شده باشد و جُنُب وارد شود، باید قصد روزه کند اگر در ماه رمضان است و روزه او صحیح است و قضایى بر او نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در ماه رمضان سفر کند پس اگر پیش از ظهر بیرون مى‏رود آن روزه را در سفر افطار مى‏کند و قضاى آن را باید بگیرد و اگر بعد از ظهر بیرون مى‏رود باید آن روز را روزه بگیرد و روزه او صحیح است و قضایى بر او نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مسافرى که در ماه رمضان بعد از ظهر به وطن برسد، خواه در بین سفر مفطرى بجاآورده باشد یا مفطرى بجانیاورده باشد، یا پیش از ظهر به وطن برسد و در بین سفر مفطرى بجاآورده باشد، مستحب است که در وطن تتمه روز را امساک کند از مفطرات محض حرمت ماه رمضان و قضاى آن روز را در هردو صورت باید بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است جماع‏کردن در روز ماه رمضان از براى مسافر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مسافر که در بین سفر سیر نخورد و سیراب نشود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است سفرکردن در ماه رمضان پیش از شب بیست‏وسوّم مگر به جهت سفر مکه معظّمه، یا به جهت مشایعت برادر مؤمن، یا به جهت استقبال او، یا به جهت حفظ مال خود، یا به جهت حفظ جان و مال برادر مؤمن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است روزه مستحبى در بین سفر مگر سه‏روز روزه در مدینه طیّبه که در بین سفر مکروه نیست از براى عمل مخصوصى. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 فصل‏: در احکام مریض و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  هر مرضى که روزه‏داشتن به آن ضرر رساند نباید روزه داشت و کسى که روزه گرفت در حال ناخوشى که روزه ضرر دارد براى آن، روزه او صحیح نیست و اگر روزه بر ذمه او است باید در وقتى دیگر بعد از ناخوشى بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حدّ معیّنى از براى مرض نیست و خود مریض امین است در ناخوشى خود. پس اگر مى‏داند که روزه‏گرفتن ضرر دارد از براى ناخوشى او نباید روزه بگیرد و اگر مى‏داند که روزه‏گرفتن از براى ناخوشى او ضرر ندارد باید روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرناخوشى که روزه‏گرفتن ضرر دارد از براى آن، واجب است افطارکردن اگرچه درد چشم باشد و روزه‏گرفتن باعث شدت درد شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در اوّل روز افطار کرد به جهت ناخوشى و بعد از افطارکردن ناخوشى او رفع شد، مثل آنکه دل‏دردى عارض او شده بود و چون دوا خورد رفع شد، مستحب است از براى او که در باقى روز احتراز کند از مفطرات اگر در ماه رمضان است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هر روزه واجبى که به جهت ناخوشى افطار شد قضاى آن در وقت صحّت واجب است و هر روزه مستحبى که به جهت ناخوشى افطار شد قضاى آن در وقت صحّت مستحب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
  فصل‏ : در کسانى است که روزه از ایشان ساقط مى‏شود به جهت حالاتى که عارض‏ بر ایشان مى‏شود و امور متعلقه به آن و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مرد پیر و زن پیر که از ضعف پیرى طاقت روزه‏گرفتن ندارند و مشکل است بر ایشان روزه‏داشتن جایز است که در ماه رمضان روزه نگیرند و به عوض هرروزى مُدى از طعام به فقیر دهند اگر داشته باشند و قضایى بر ایشان واجب نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که مبتلا شده به ناخوشى عطشى که امید رفع‏شدن آن را ندارد، روزه ماه رمضان بر او واجب نیست و آب مى‏آشامد و به عوض هرروزه یک مُدى از طعام به فقیر مى‏دهد اگر دارا باشد و قضایى بر او واجب نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین روزه عطشى بر او عارض شود که بى‏طاقت شود و بر جان خود بترسد، آب بیاشامد به قدرى که رمقى از براى او باقى بماند ولکن سیراب نشود و فدایى و قضایى بر او واجب نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  زن حامله که نزدیک شده وضع حمل او و مى‏ترسد بر جان خود و فرزند خود از روزه‏گرفتن در ماه رمضان، افطار مى‏کند و در وقت امکان قضاى روزه‏اى که خورده مى‏گیرد و از براى هر روزه‏اى که افطار کرده یک مُد طعام به فقیر مى‏دهد اگر داراست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  زنى که طفل شیر مى‏دهد و مى‏ترسد که اگر روزه بگیرد شیر او کم شود و کفایت طفل را نکند، افطار مى‏کند در ماه رمضان و در وقت امکان قضاء مى‏کند و از براى هر روزه‏اى که افطار کرده یک مُد از طعام مى‏دهد اگر داراست. و اگر بتواند که دایه از براى طفل خود بگیرد، باید دایه بگیرد که طفل او را شیر دهد و خود او روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 فصل‏ : در امورى چند است که در ماه رمضان مستحب است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است حفظکردن دست و زبان و چشم و گوش و فرج و جمیع اعضاء از آنچه کراهت دارد خدا از آن در ماه رمضان بیش از سایر ماهها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در ماه رمضان بکوشند به زیادتى عبادات و نمازها خصوص نماز شب و دعا و استغفار و تسبیح و تهلیل و تکبیر و تلاوت قرآن خصوص در دهه آخر بیش از سایر ماهها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در ماه رمضان بیشتر سعى کنند در خوش‏خُلقى و فروبردن خشم و صله ارحام و احسان بر فقراء و ضعفاء و ایتام و انفاق در راه خدا و تصدّقات و خیرات و مبرّات. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است افطاردادن روزه‏داران در مغرب اگرچه به نصف خرمایى و شربت آبى باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که دعاهایى که وارد شده در دیدن ماه رمضان و وداع آن و در روزها و شبهاى آن بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در شبهاى قدر بیشتر از سایر شبها در عبادت بکوشند و تمام شب را بیدار باشند و مشغول به نماز و دعاء و استغفار باشند و غسلها و نمازهایى که در آنها وارد شده بجاآورند خصوص در شب بیست‏وسوم و سوره روم و عنکبوت را در آن شب بخوانند چراکه حضرت صادق علیه‏السلام قسم یاد کرده که هرکس سوره عنکبوت و روم را در شب بیست‏وسوم بخواند از اهل بهشت است و فرموده‏اند که استثناء نمى‏کنم احدى را و نمى‏ترسم که خدا مرا عذاب کند به جهت قسمى که یاد کردم. و تفصیل اعمال و دعاها در کتب سایر علماء مثل کتاب زادالمعاد مرحوم مجلسى علیه‏الرحمة و امثال آن ثبت و ضبط است و عمل به مقتضاى آنها جایز است و الحمدللّه.
 مسأله -  هرگاه شبهاى قدر به جهت ندیدن ماه نو مشتبه باشد جایز است که اعمالى که در شبهاى قدر وارد شده در هرشبى که احتمال رود که شب قدر است به عمل آورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 فصل اول‏ در کسانى است که قضایى بر ایشان نیست و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  قضایى نیست بر شخص مکلّف از روزه‏اى که در ایام طفولیت پیش از تکلیف نگرفته. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  قضایى نیست بر شخص مکلّف از روزه‏اى که در حال دیوانگى نگرفته. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کافرى مسلمان شود قضایى بر او نیست از روزه‏اى که در حال کفر نگرفته. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کافرى در ماه رمضان مسلمان شود نباید قضاء کند روزه روزهاى گذشته از ماه را و نباید قضا کند روزه روزى را که در آن مسلمان شده مگر آنکه در شب، پیش از طلوع صبح مسلمان شده باشد، پس باید آن روز را روزه بگیرد و اگر نگرفت باید قضاء کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه مخالف شیعه اثناعشرى از سایر فرقه‏هاى هفتادودو مستبصر شد و بصیرتى از براى او بهم رسید که شیعه اثناعشرى شد، نباید قضاء کند روزه روزهایى را که در مذهب سابق خود گرفته اما اگر در سابق روزه ماه رمضان را نگرفته باید قضا کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه مکلّفى در ماه رمضان غش کند و بیهوش شود در تمام روز، واجب نیست بر او که روزه روزهاى بیهوشى را قضا کند ولکن مستحب است قضاکردن اما اگر در بین روز یکوقتى به هوش آید واجب است بر او قضاى روزه آن روز. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست. 
 مسأله -  کسى که ناخوش و مریض باشد و ماه رمضان را دریابد و در تمام ماه ناخوش باشد و ناخوشى او به طول انجامد تا ماه رمضان دیگر و در بین سال نتواند روزه بگیرد، قضایى بر او واجب نیست و از براى هرروزى یک مُد طعام به فقیر مى‏دهد اگر دارا است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که سفر کسب او نیست و از اوّل ماه رمضان سفر کرد و سفر او طول کشید تا ماه رمضان دیگر و در بین سال در جایى قصد اقامه نکرد، قضایى بر او نیست و از براى هر روزى یک مُد طعام به فقیر مى‏دهد اگر دارا است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در ماه رمضان مریض شد و در آن مرض فوت شد، قضایى بر ذمه او نیست و نباید اولیاى او از براى او قضاء کنند روزه‏اى را که نگرفته. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  زنى که در ماه رمضان حائض شد یا زایید و در همان ماه فوت شد، قضایى بر ذمه او نیست و نباید اولیاى او از براى او روزه قضا بگیرند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 فصل:  ‏در کسانى است که قضاى روزه بر ایشان هست و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  هر شخص مکلّفى که افطار کند روزه ماه رمضان را باید قضاى آن روزه را بگیرد، خواه به جهت عذرى افطار کرده باشد یا از روى معصیت، بطورى‏که تفصیل آن ذکر خواهد شد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که به جهت ناخوشى یا عذرى دیگر مثل حیض و نفاس یا به جهت سفر افطار کرد روزه ماه رمضان را، بعد از ماه رمضان در عرض مدت سال، پیش از ماه رمضان دیگر باید روزه قضا را بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که به جهت عذرى افطار کرد روزه ماه رمضان را و در عرض مدت سال محض مسامحه قضاى آن را نگرفت تا ماه رمضان دیگر، بعد از ماه رمضان دیگر باید قضاى روزه‏اى که افطار کرده بگیرد و بعلاوه از براى هرروزه‏اى که افطار کرده یک مُد طعام به فقیر دهد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب نیست که روزه‏هاى قضاء را پى‏درپى بگیرند اگرچه پى‏درپى گرفتن بهتر است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  روزه قضاء را در هر ماهى از ماههاى سال مى‏توان گرفت. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که روزه قضاء بر ذمه او است روزه مستحبى نمى‏تواند بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  زن حائض و زنى که در ماه رمضان زاییده باید قضاى روزه‏هایى را که در ماه رمضان نگرفته‏اند بگیرند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  زنى که در ماه رمضان عمل استحاضه را بجانیاورده در مدت استحاضه خود، باید قضاى روزه‏هایى که در ایام استحاضه او واقع شده بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که به جهت ناخوشى یا به جهت حیض و نفاس روزه را افطار کرد و بعد از ماه رمضان نتوانست روزه بگیرد به جهت عذرى تا فوت شد یا در همان ماه رمضان فوت شد، اولیاى او نباید به عوض او روزه قضاء بگیرند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که به جهت سفر روزه ماه رمضان را افطار کرد و در همان ماه رمضان فوت شد یا در بین سفر قبل از اقامه یا بعد از اقامه فوت شد و قضاى روزه‏هایى را که افطار کرده نگرفت، اولیاى او باید قضاى روزه‏هایى که افطار کرده بگیرند و حکم سفر در این مسأله حکم مرض نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که به جهت مرض یا حیض و نفاس روزه ماه رمضان را افطار کرد و بعد توانست روزه بگیرد و مسامحه کرد در گرفتن روزه قضاء تا فوت شد، اولیاى او باید قضاء کنند روزه‏هایى را که افطار کرده. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هریک از وارثین میّت که بخواهند قضاء کنند از میّت مى‏توانند و افضل آنها از مردان و بزرگتر آنها از اولاد ذکور بهتر است که قضاء کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى از روى معصیت بدون عذرى افطار کند روزه ماه رمضان را، باید قضاء کند آن را به علاوه کفاره هم باید بدهد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى فوت شد و روزه دو ماه پى‏درپى بر ذمه او است از براى ماه اول از براى هر روزه مُدى از طعام تصدق کنند و ماه دوم را از عوض او قضاء کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 فصل‏ در مجملى از روزه‏هاى واجبى است:
 پس روزه‏هایى که غیر از روزه ماه رمضان است و واجب است، روزه نذر، و عهد، و روزه قسم، و روزه کفاره ظهار که دوماه پى‏درپى است، و روزه کفاره افطارِ روزه ماه رمضان که دوماه پى‏درپى است، و روزه کفاره قتل خطاء که دوماه پى‏درپى است، و روزه کفاره قتل عمد که دوماه پى‏درپى است با سایر کفارات، و روزه کفاره قسم که سه‏روز پى‏درپى است، و روزه کفاره تراشیدن سر از براى محرم، و روزه متعه حج، و روزه جزاى صید حرم، و روزه اعتکاف، و روزه تقبّل از غیر است؛ چنانکه خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى.

 فصل‏ :در روزه نذر و عهد و قسم است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  هر مکلّفى که نذر کند یا عهد کند یا قسم یاد کند که روزه بگیرد، آن روزه بر او واجب مى‏شود به تفصیلى که باید ذکر شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  متعلق نذر و عهد و قسم نباید امر خلاف شرع باشد. مثل آنکه کسى نذر کند یا عهد کند یا قسم یاد کند که اگر صله رحم کنم بر من است روزه‏گرفتن، پس چنین روزه‏اى واجب نخواهد شد و حرام است گرفتن چنین روزه‏اى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  صیغه نذر این است که بگویند «للّه علىّ صوم کذا» و صیغه عهد این است که بگویند «عاهدت اللّه ان‏اصوم کذا» و صیغه قسم این است که «به خدا قسم که روزه مى‏گیرم» پس هرگاه کسى گفت که زن‏طلاقم، یا به غیر خدا قسم خورد و گفت به جان تو قسم که روزه مى‏گیرم، و به هرطورى که در میان هرطایفه‏اى متداول است که مى‏گویند قاتل فلان من باشم که فلان‏کار را مى‏کنم، و شراب به فلان مکان شریف ریخته باشم که اگر فلان‏کار را بکنم یا نکنم. پس به این قبیل سخنان جاهلانه چیزى بر کسى لازم نمى‏شود. چنانکه در بعضى از طوایف متداول بوده و احادیث وارد شده که نذر و عهد و قسم به آنها منعقد نشود و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نذر کند که دوماه پى‏درپى روزه بگیرد پس یک‏ماه تمام روزه بگیرد و از ماه دوّم هم یک‏روز یا چندروز متصل به ماه اول روزه بگیرد، تتابع به عمل آمده و مى‏تواند باقیمانده روزه‏ها را از ماه دوّم متفرق بگیرد تا عدد دوماه تمام شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نذر کرده که دوماه پى‏درپى روزه بگیرد پس چند روزى از ماه اوّل روزه گرفت و بعد امرى پیش آمد مثل سفرى که روزه نگرفت، پس باید روزه را از سرگیرد و آنچه روزه گرفته به جاى روزه نذرى او محسوب نمى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 
 مسأله -  کسى که نذر کرده که دوماه پى‏درپى روزه بگیرد و چند روزى گرفت پس ناخوش و مریض شد و نتوانست روزه بگیرد، هرقدر روزه‏اى که گرفته بجاى روزه نذرى او محسوب است و باقیمانده روزه‏ها را بعد از صحّت باید بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  زنى که نذر کرده که دوماه پى‏درپى روزه بگیرد پس چون چند روز روزه گرفت حائض شد یا زایید، آنچه روزه که گرفته به جاى روزه نذر او محسوب است و روزه‏هایى که در ایام عادت خود افطار کرده در ایام پاکى باید بگیرد و نباید روزه نذرى را از سرگیرد مثل مریض. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که نذر کرده که یک‏ماه متوالى روزه بگیرد و چند روزى روزه گرفت و مانعى از براى او به‏هم‏رسید که تمام یک ماه را روزه نگرفت، پس هرگاه پیش از مانع پانزده‏روز روزه گرفته بعد از مانع تتمه یک ماه را باید روزه بگیرد و آنچه پیش از مانع روزه گرفته از براى یک‏ماه نذرى او محسوب است و هرگاه پیش از مانع کمتر از پانزده‏روز روزه گرفته آن روزه‏ها از براى یک ماه نذرى او محسوب نیست و بعد از رفع مانع باید روزه یک‏ماه نذرى را از سر گیرد و یک ماه تمام روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که نذر کرده اینکه روزه بگیرد تا روزى که قائم آل‏محمّد صلى الله وعلیه وآله ظاهر شود، پس باید روزه بگیرد در تمام ایام سال مگر در عید فطر و عید اضحى و ایام تشریق در منى و در حال سفر و در حال مرض. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نذر کرد که روزهاى معینى را روزه بگیرد پس چند روزى روزه گرفت و بعد مریض شد و روزه نگرفت، پس چون صحّت یافت تتمه روزه‏هاى نذرى خود را باید بگیرد و آنچه پیش از ناخوشى روزه گرفته از براى نذر او محسوب است و نباید بعد از صحت روزه نذرى خود را از سرگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که نذر کرد که یک ماه در مکّه و یک ماه در مدینه و یک ماه در کوفه روزه بگیرد به جهت رفع بلایى و چند روزى در یکى از این مکانها روزه گرفت، یا آنکه نتوانست هیچ روزه بگیرد در آن مکانهاى معیّن و قافله مهلت ندادند او را که روزه بگیرد تا آنکه وارد شد به ولایت و منزل خود، در منزل خود روزه‏هاى نذرى خود را باید بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که نذر کرد که حینى روزه بگیرد، باید شش‏ماه روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که نذر کرد که زمانى روزه بگیرد، باید پنج‏ماه روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که نذر کرد که یک سال روزه بگیرد و نتوانست که تمام سال را متصل روزه بگیرد، یک ماه متصل باید روزه بگیرد و قدرى هم از ماه دیگر متصل به ماه اول روزه بگیرد و بعد به طور تفرّق روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که نذر کرد روزه بگیرد و معیّن نکرد که چند روز روزه بگیرد، واجب است که یک روز روزه بگیرد و مستحب است که شش روز روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که نذر کرد که از هر ماهى روز معیّنى را روزه بگیرد و سفرى از براى او اتفاق افتاد، در سفر روزه نگیرد مگر آنکه معیّن کرده باشد در وقت نذرکردن که اگر در سفر هم باشم روزه بگیرم. در هر صورت واجب نیست بر او روزه‏گرفتن بعد از سفر ولکن مستحب است که بعد از سفر قضاء کند اگر در سفر نگرفته. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که نذر کرد روزه بگیرد و نتوانست روزه بگیرد، از براى هرروزى یک مُد از گندم یا از جو یا خرما به فقیر دهد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  حکم روزه‏اى که به نذر واجب شده در روزه‏اى که به عهد و قسم واجب شده جارى است. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى در آن نیست.

 فصل‏: در روزه‏هایى است که تتابع و پى‏درپى گرفتن شرط است در کفایت‏کردن آنها
    و امور متعلقه به آنها و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  روزه دو ماه پى‏درپى واجب است در کفاره کسى که روزه ماه رمضان را از روى معصیت و عمد افطار کرده به حلال به طور تخییر و به حرام به طور جمع. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  روزه دو ماه پى‏درپى واجب است در کفاره ظهار هرگاه نتواند بنده آزاد کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -   روزه دو ماه پى‏درپى واجب است در قتل خطاء هرگاه نیابد بنده‏اى که آزاد کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  روزه دو ماه پى‏درپى واجب است در قتل عمد به طور جمع. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  پى‏درپى شدن روزه دو ماه و حاصل شدن تتابع در میان آنها و احکام سفر و مرض و حیض و نفاس در فصل نذر گذشت و آن امور در اینجا هم جارى است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که قسمى یاد کرد از براى امر مشروعى و بعد بخواهد خلاف آن را بکند که آن خلاف هم مشروع است، باید سه‏روز متوالى روزه بگیرد از براى کفاره قسم خود اگر نتواند اطعام مساکین کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که حج تمتع بجاآورده و نتوانسته در منى‏ قربانى کند به جهت نادارى، سه‏روز متوالى باید روزه بگیرد در مکه معظّمه و هفت‏روز متوالى هم باید روزه بگیرد بعد از رسیدن به وطن خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که دو ماه پى‏درپى روزه بر ذمه او است و در ماه شعبان روزه بگیرد و ماه رمضان فاصله شود، تتابع بعمل نیامده و روزه‏هاى ماه شعبان از براى روزه دوماه پى‏درپى محسوب نمى‏شود و بعد از ماه رمضان باید دوماه پى‏درپى روزه بگیرد مگر آنکه قبل از ماه رمضان بیش از یک ماه روزه گرفته باشد اگرچه یک روزه متصل به یک ماه روزه باشد. پس در این صورت بعد از ماه رمضان تتمه دو ماه روزه را روزه مى‏گیرد و تتابع بعمل آمده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه دو ماه پى‏درپى روزه بر ذمه شخصى است و شروع مى‏کند در روزه‏گرفتن پس در بین دو ماه مریض و ناخوش مى‏شود، یا آنکه اگر زن است حائض مى‏شود یا مى‏زاید و افطار مى‏کند و بعد از رفع مانع روزه مى‏گیرد، تتابع بعمل آمده و آنچه روزه پیش از مرض یا حیض و نفاس گرفته از براى روزه دو ماه پى‏درپى محسوب است اگرچه مستحب است که روزه دو ماه پى‏درپى را بعد از رفع مانع از سر گیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شخصى مشغول شد به روزه گرفتن دو ماه پى‏درپى و در بین دوماه سفر کرد و در سفر افطار کرد، پس هرگاه در بین ماه اول سفر کرده تتابع بعمل نیامده و سفر مثل مرض نیست چراکه مرض به اختیار خود او نیست و سفر به اختیار خود او است پس بعد از سفر باید روزه دو ماه پى‏درپى را از سرگیرد و آنچه روزه پیش از سفر گرفته از براى دو ماه روزه محسوب نیست. و هرگاه سفر او در بین ماه دوم واقع شده اگرچه در دوم ماه دوم بوده تتابع بعمل آمده و بعد از سفر باید تتمه دوماه را روزه بگیرد و آنچه روزه پیش از سفر گرفته از براى روزه دو ماه محسوب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
  فصل: در سایر روزه‏هاى واجبى است که تتابع شرط آنها نیست‏  و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مُحرمى که در احرام به جهت مرضى و اذیتى سر بتراشد و از براى کفاره بخواهد روزه بگیرد، واجب است که سه روز روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در حرم مکه معظّمه صید کند و جزاى صید را نداشته باشد که قربانى و فدا دهد باید قیمت کند آن را و حساب کند که به آن قیمتى که کرده چقدر گندم به آن قیمت است، پس حساب کند که گندم چند صاع مى‏شود، پس مقابل هر نصف صاعى باید یک روز روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز عرفه پیش از غروب از عرفات کوچ کند از روز عمد، باید شترى نحر کند در روز عید و اگر شتر نداشته باشد باید هجده روز روزه بگیرد به عوض هَدى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که اعتکاف بجاآورد در مسجدى و دو روز اعتکاف بجاآورد، در روز سوّم واجب مى‏شود بر او که اعتکاف بجاآورد و روزه آن روز واجب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
  فصل‏:  در حالاتى چند است که روزه در آن حالات مستحب است‏ و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است روزه در هر روزى سواى روزهایى که در آنها روزه حرام یا مکروه است و تفصیل آنها گذشت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در حال تنگدستى و در حال هر شدت و بلایى مستحب است روزه‏گرفتن از براى رفع آن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است روزه گرفتن در حال عزوبت اگر میسر نشود نکاح‏کردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که للّه روزه بگیرد در روز گرمى که حرارت آن روز او را تشنه کند، موکّل کند خداوند عالم جلّ‏شأنه به او ملائکه چندى را که مسح کنند روى او را و بشارت دهند او را تا آنکه افطار کند. پس خداوند عالم جلّ‏شأنه گوید چقدر معطّر است و طیّب است بوى تو و روح تو، شاهد باشید اى ملائکه من که من آمرزیدم او را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  زمستان بهار و ربیع مؤمن است که شبهاى آن بلند است از براى نمازکردن و عبادت‏کردن و روزهاى آن کوتاه است از براى آسانى روزه‏گرفتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
*«کتاب الصیام‏ - مطلب پنجم - در روزه مستحبى و امور متعلقه به آن است - فصل دوم - در روزه‏هاى مستحبى است که در هر ماهى مستحب است‏ »*
 فصل‏: در روزه‏هاى مستحبى است که در هر ماهى مستحب است‏ و امور متعلقه به آن و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  هرکس در پنجشنبه او هر ماه و پنجشنبه آخر هر ماه و چهارشنبه وسط هر ماه روزه بگیرد، ثواب او مثل ثواب کسى است که در تمام سال روزه گرفته باشد چراکه ثواب هر روزه ده‏روز نوشته مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که مشکل باشد بر او که در تابستان این سه‏روز را روزه بگیرد، مستحب است که در زمستان قضاى آنها را بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که مشکل باشد بر او روزه‏گرفتن این سه روز، عوض هر روزى یک درهم به مسکین دهد، یا عوض هر روزى یک مدى از طعام به فقیرى دهد، یا عوض هر روزى یک فقیرى را از طعام سیر کند و سیرکردن یک فقیر بهتر است از روزه یک ماه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در سفر باشد به عوض این سه روز از هر روزى یک مد از طعام به فقیرى دهد، ثواب روزه دهر از براى او نوشته شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرکس در ایام بیض هر ماهى که روز سیزدهم و روز چهاردهم و روز پانزدهم باشد روزه بدارد گویا که در تمام دهر روزه گرفته. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
  فصل‏: در روزه‏هایى است که در هر سال مستحب است و امور متعلقه به آن‏ و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  روز بیست‏وپنجم ذیقعده روزى است که وضع شده خانه کعبه در آن، پس کسى که روزه بگیرد در آن روز، از براى او است ثواب شصت ماه روزه و کفاره هفتاد سال گناه است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  روز بیست‏ونهم ذیقعده روزى است که خداوند عالم جلّ‏شأنه خانه کعبه را در آن روز نازل کرده، پس کسى که در آن روز روزه گیرد روزه او کفاره هفتادسال گناه او خواهد بود و نزول خانه کعبه با وضع آن منافات ندارد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  روز اول ماه ذیحجه روزى است که ابراهیم خلیل‏الرحمن علیه‏السلام در آن روز متولد شده، پس کسى که در آن روز روزه گیرد خداوند عالم جلّ‏شأنه بنویسد از براى او ثواب روزه شصت ماه را، پس اگر کسى تا نُه‏روز روزه گیرد از براى او است ثواب روزه دهر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتنا باشد در آن نیست.
 مسأله -  روز هشتم ذیحجه روز ترویه است، پس کسى که از اول ماه ذیحجه تا آن روز روزه گیرد ثواب هرروزى مقابل است با ثواب صد بنده مؤمن آزادکردن و ثواب صدشتر قربانى‏کردن و ثواب صداسب که سوار شود بر آنها و در راه خدا جنگ کند. و چون روز هشتم را روزه گیرد ثواب دو هزار بنده آزادکردن و ثواب دو هزار شتر قربانى‏کردن و ثواب دو هزار اسب سوارشدن و در راه خدا جهادکردن از براى او خواهد بود. و چون روز نهم که روز عرفه است روزه گیرد آنچه ثواب که ذکر شد از براى او خواهد بود و به علاوه کفاره شصت سال گناهى که پیش از روزه‏گرفتن روز عرفه کرده و شصت سال گناهى که بعد از آن روز مى‏کند خواهد بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  روز نهم ذیحجه روز عرفه است و روزى است که توبه داود على نبیّنا و آله و علیه‏السلام در آن قبول شد. پس کسى که در آن روز روزه گیرد کفاره نودسال گناه او خواهد بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مگر آنکه ضعف روزه مانع از خواندن دعاهایى که وارد شده گردد، پس روزه نگرفتن و دعا خواندن بهتر است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى کهع محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  روز هجدهم ذیحجه روز عیدى است از براى مؤمنین که بهترین و بزرگترین عیدها است از براى ایشان و روزى است که رسول‏خدا صلى الله وعلیه وآله به امر الهى حضرت امیر صلوات‏اللّه علیه را به امارت و امامت و خلافت وهدایت مؤمنین نصب فرموده ودرهمى درآن روز انفاق‏کردن مقابل است با صد هزار درهم انفاق‏کردن در سایر روزها و روزه‏گرفتن در آن روز در هر سالى مقابل است با صد حجه مبروره مقبوله و با صد عمره مبروره مقبوله و روزه در آن روز در هر سالى مقابل است با روزه دهرى و روزه در آن روز بهتر است از عبادت شصت سال که به طور اتصال در شب و روز در عبادت باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  روز اول محرّم روزى است که دعاى زکریا علیه‏السلام در آن روز مستجاب شد و بعد از سن پیرى خود و پیرى زن او خداوند عالم جلّ‏شأنه اصلاح کرد پیرى زن او را و یحیى را به ایشان عطا فرمود. پس هرکس در آن روز روزه بدارد دعاى او مستجاب گردد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز تاسوعا و عاشورا گرسنه‏بودن و تشنه‏بودن با حزن و اندوه و گریه و زارى و نوحه و بیقرارى از افضل طاعات و اقرب قربات است. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  روز هفدهم ربیع‏الاول روز تولد حضرت رسول صلى الله وعلیه وآله است. پس کسى که در آن روز روزه بگیرد از براى او است ثواب شصت سال روزه. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  روز بیست‏وهفتم ماه رجب روزى است که رسول خدا صلى الله وعلیه وآله در آن روز مبعوث به رسالت شد. پس کسى که در آن روز روزه بگیرد خداوند عالم جلّ‏شأنه در نامه عمل او بنویسد ثواب روزه هفتاد سال. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در روز نوروز مستحب است غسل‏کردن و جامه پاکیزه پوشیدن و روزه‏گرفتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.

 فصل‏:  در روزه ماه رجب و شعبان و امور متعلقه به آنها است‏ و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  ماه رجب ماه حضرت امیرالمؤمنین علیه صلوات‏المصلّین است و روز اول ماه رجب روزى است که حضرت نوح علیه‏السلام در آن روز به کشتى نشست و او و کسانى که با او بودند روزه گرفتند. پس کسى که در آن روز روزه بگیرد البته از اهل بهشت خواهد بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روز اول ماه رجب روزه بگیرد آتش جهنم از او دور شود به مسافت یک سال راه، و کسى که هفت روز از آن را روزه گیرد هفت در جهنم بر روى او بسته خواهد شد، و کسى که هشت روز از آن را روزه گیرد هشت در بهشت براى او گشوده خواهد شد، و کسى که ده روز از آن را روزه گیرد مسألت او اجابت خواهد شد، و کسى که پانزده روز از آن را روزه گیرد عطا شود به او آنچه را که بخواهد، و کسى که بیست‏وپنج روز از آن را روزه گیرد به او گفته شود که عمل از سر گیر که گناهان تو آمرزیده شد، و کسى که تمام سى روز آن را روزه گیرد منادى ندا کند که اى بنده خدا آمرزیده شد گناهان تو پس عمل از سر گیر از براى آینده‏هاى عمر خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که سه روز از اول ماه رجب و سه روز از وسط آن و سه روز از آخر آن را روزه گیرد گناهان گذشته او و گناهان آینده او آمرزیده شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه رجب روزه گیرد هرروزى یک سال روزه و یک سال نماز و عبادت از براى او نوشته شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که عاجز باشد از روزه‏گرفتن آن، از براى هر روز یک قرص نان به مسکین دهد ثواب روزه‏گرفتن آن از براى او خواهد بود. و کسى که نداشته باشد هر روز این تسبیح را بخواند سبحان الاله الجلیل سبحان من لاینبغى التسبیح الّا له سبحان الاَعَزّ الاَکْرَم سبحان من لَبِسَ الْعِزَّ و هو له اهل ثواب روزه آن از براى او خواهد بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  ماه شعبان ماه رسول خدا صلى الله وعلیه وآله است، کسى که روزه بگیرد روز اول آن را واجب مى‏شود بر او بهشت البته. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى ک تمام ماه شعبان را روزه گیرد و متصل کند روزه آن را به روزه ماه رمضان، شهرین متتابعین توبة من اللّه جبرئیل ندا کند او را که عمل از سر گیر پس بتحقیق که گناه تو آمرزیده شد و صلوات فرستادن بر محمّد و آل‏محمّد صلى الله وعلیه وآله در این ماه بیش از سایر ماهها مستحب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
  خاتمه‏:  در اعتکاف و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است اعتکاف در مساجد خصوص در ماه رمضان، خصوص در دهه آخر آن بطورى که خواهد آمد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  بعد از ماه رمضان در ماههاى حرام اعتکاف افضل است از سایر ماهها، و در دوماه حرام پى‏درپى اعتکاف افضل است از یک ماه حرام. و مراد از ماههاى حرام ذیقعدةالحرام و ذیحجةالحرام و محرم‏الحرام و ماه رجب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  شرط اعتکاف روزه‏گرفتن است و بدون روزه اعتکافى نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اعتکاف کمتر از سه روز نمى‏شود، پس چون دو روز روزه گرفتند و معتکف شدند واجب مى‏شود روزه روز سوّم و تمام‏کردن اعتکاف. پس بعد از روز سوّم اگر نخواهند معتکف باشند مختارند، پس اگر خواستند معتکف باشند و روز چهارم و روز پنجم را روزه گرفتند و معتکف شدند واجب مى‏شود که روز ششم را روزه گیرند و اعتکاف را تمام کنند. و همچنین در روز هفتم اگر بخواهند فسخ اعتکاف کنند مختارند اما اگر روز هفتم و روز هشتم را روزه گرفتند و اعتکاف کردند واجب مى‏شود روزه‏گرفتن روز نهم و تمام‏کردن اعتکاف. و همچنین در هر دو روزى اعتکاف و روزه مستحب است و در هر روز سوّمى بعد از دو روز روزه‏گرفتن و اعتکاف را تمام‏کردن واجب مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست از براى معتکف جماع‏کردن و بوى خوش استشمام‏کردن و استعمال عطرها کردن و مجادله و خرید و فروش کردن نه در شب و نه در روز. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکان اعتکاف مسجدالحرام و مسجد پیغمبر صلى الله وعلیه وآله است و هر مسجدى که در آن نماز جماعت بجاآورند و امام عادلى در آن به جماعت نماز کند و در غیر مساجد اعتکافى نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست از براى معتکف بیرون‏آمدن از مسجد نه در شب و نه در روز مگر به جهت ضرورتى و قضاى حاجتى و قضاى حاجت برادر مؤمنى و عیادت مریض مؤمنى و تشییع جنازه مؤمنى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه معتکف به جهت ضرورتى از مسجد بیرون آمد جایز نیست از براى او نشستن در مکانى مگر از براى تخلّى و امثال آن تا آنکه برگردد به مسجدى که در آن معتکف است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه معتکف به جهت ضرورتى از مسجد بیرون آمد جایز نیست از براى او که در سایه راه رود به طور اختیار مگر به طور اضطرار. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه معتکف به جهت ضرورتى از مسجد بیرون آمد جایز نیست از براى او نمازکردن در سایر مکانها و نماز نکند در مکانى غیر از مسجدى که در آن معتکف شده مگر در مکه معظّمه که در سایر خانه‏هاى آن مى‏تواند نماز کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه معتکف مریض شد یا زن معتکفه حائض شد مى‏روند به منزل خود و چون رفع مرض و حیض شد برمى‏گردند به مسجد و اعتکاف خود را تمام مى‏کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  زن بى اذن شوهر و مملوک بى اذن مولى‏ نمى‏توانند معتکف شوند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه معتکف جماع کند مانند کسى است که در ماه رمضان بدون عذرى افطار کرده و باید کفاره بدهد، پس  بنده آزاد کند یا دو ماه پى‏درپى روزه بگیرد یا شصت مسکین را طعام دهد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه معتکف در شب جماع کند یک کفاره باید بدهد و هرگاه در روز جماع کند دو کفاره باید بدهد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى معتکف که در ابتداى اعتکاف شرط کند با خداى خود که اگر در بین اعتکاف عارضه‏اى روى داد معاف باشد، مثل مُحرم که در ابتداى احرام شرط مى‏کند با خداى خود که اگر در بین احرام عارضه‏اى روى داد معاف باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 و قد تمّ کتاب الصوم من کتاب کفایةالمسائل على ید مؤلّفه غفر اللّه له و لوالدیه و لجمیع المؤمنین و المؤمنات فى عصر یوم الاثنین الرابع و العشرین من شهر ذیقعدةالحرام من شهور سنة 1304 و الحمد للّه رب العالمین و صلّى اللّه على محمّد و آله الطیبین الطاهرین حامداً مصلّیاً مستغفراً. تمّت‏

  نظرات ()
مطالب اخیر تراحم وپیشی گرفتن در حرم تراحم وپیشی گرفتن در حرم ابزار جادوگران تفسیر گوشی قضاوت کانال طتنجیه ماجرای طلوع وغروب طلسم ترجمه جامع الاحکام کاذب ضلالت
کلمات کلیدی وبلاگ