پستهای متنوع

بنام خدا

🔵عید قربان 🔵

عید قربان روزی استکه حضرت پیامبرصلی الله علیه و آله برای تولد حضرت امیر علیه السلام تعداد زیادی گاو و گوسفند وشتر قربانی کردند و روز عرفه مولود کعبه دردامن رسول خدا صلی الله علیه و آله برچهره دلربای پیامبر خندیدند وهمه گفتند اوراشناخت لذا بعربی عرفه شد و روز ترویه فاطمه بنت اسد مولود کعبه رادر دامن پیامبرنهاد وحضرت باانگشت مبارک ایشان راسیراب نمود که بعربی گفتند رواه لذاروزترویه نامیده شد وسه روز قبلش فاطمه بنت اسد در کعبه بود بخاطرتولد حضرت پس تولدامیرالمؤمنین علیه السلام در سیزده رجب سند ندارد بلکه طبق این روایت درپنجم ذی حجه است‌ وتمام اسرار حج درهمین حادثه نهفته است زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دستور دادند مردم هفت دور دور کعبه بگردند بعد بیایند بمولود کعبه سلام کنند ازاینستکه روایت است تمامیت حج زیارت امامست واکنون که امام غایبند هیچ حجی تمام نیست مگر برای شیعیانی که برای اتمام حج بزیارت یکی یاهمه قبور امامان معصوم علیهم السلام بشتابند

بنام خدا

« ناطق غایب »

چون اساس حکمت ودانشی را که بزرگان شیعه مطرح نموده اند کتاب وعترت وقرآن وروایات وضروریات ونظریات پشتوانه دار است هرکس از مدعیان که تخلف کند برخداست که درغگویی او را برملاسازد واز جمله دروغهایی که برخدا بسته شده بدعت وحدت ناطق شیعی است  که شخصی در پست های گذشته درتعریف وحدت ناطق نوشته بود:

ناطق واحد یعنی افضل کاملین که باب امام علیه السلام بوده وواسطه فیض به سایرین است، البته چنانکه امام علیه السلام فرموده اند در غیبت کبری باب ایشان نیز غایب است ..

دقت دراین تعریف که می کنیم اشکالات فراوان دارد وافضل کاملین که واسطه فیض بسایرین است یعنی همه کاملین شیعه تنها از یک نفر فیض می گیرند وآن یک نفر غایب است یعنی بقیه ظاهرند ممکن است باز بگوید بقیه هم غایبند یا بگوید بعضی از بقیه غایبند وبعضی ظاهرند ولی آنچه از عبارتش برمیآید منظورش این استکه همه باید ظاهر باشند فقط وحدت ناطق غایبست و ناطق غائب دوکلمه متضاد باهمند ومثال بتلفن زدن بسیار مضحکترست که بگویند مثل کسی که پشت تلفن سخن می گوید ولی خودش غایبست این مثال نیست قیاس شیطانی است و معنا ندارد وحدت ناطق ازافراد معتمد خود که ظاهرند غایب باشد شخص پشت تلفن آشناست واو را دیده اید اگر ناشناس زنگ بزند استنکار دارید واو را اهل راز نمیدانید بخصوص اسرار الهی که ممکن نیست تنها ازیک نفر غیر از حجت بن الحسن صلوات الله علیه برجمیع علمای ظاهر القا شود چنین ادعایی درحکمت لغو وبیهوده است وهیچ شریعتی و واقعیتی آنرا تایید نمیکند

بنام خدا

ریشخند

تنابر با القاب

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (11حجرات)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و نبايد زنانى زنانِ [ديگر] را [ريشخند كنند]، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و از يكديگر عيب مگيريد، و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد؛ چه ناپسنديده است گناه بسیاری که بسبب نام زشت گذاردن پس از ايمان آوردن انجام میشود. و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند.

بعلاوه برتفاسیر باطنی که رسیده است ظاهر آیه شریفه هم حجت است ومسخره کردن وعیب جویی بواسطه گذاردن لقبهای زشت روی یکدیگر بسیار شایع وفراوانست اما خداوند این عمل را برای اهل ایمان نمیپسندند وفرموده است بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإيمان‏ یعنی بعد از اینکه نام ایمان روی شخص آمد بسیار زشت وناپسند است که گناه نام زشت گذاردن روی یکدیگر انجام پذیرد پس خود همینکه گروهها تنابز بالقاب دارند دلیل بی ایمانی یک طرف یا هردو طرف می باشد واین عمل در دهات وگروههای محدود بیشتر دیده میشود بخصوص در شیخیه چنانکه حضورا مشاهده کرده ایم غفر الله لنا و للمؤمنین والمؤمنات والمسلمین والمسلمات

🔵بنام خدا 🔵

🌳واژه ناموس 🌳

آنچه درافواه درباره واژه ناموس بکار می‌رود غیرازمعنای واقعی آنست و لغاتی مثل نانوس دوست ناموس پرست که درباره زنان محرم شخص استفاده می‌شود استعاره عوام است اصولا ناموس روی زن نمی‌نشیند بلکه هرکس ناموسش زن باشد پول دینش خواهد بود چرا که درروایتست که مردم آخرالزمان دینهم دنانیرهم وقبلتهم نساء هم یعنی دینشان پول‌هایشان میباشد قبله آنها زنانشان خواهد بود ویک معنای ناموس بمعنای شریعتست وبخلاف آنچه در افواه برای زن ودختر ومحارم گویند ناموس بمعنای مرد استادماهردرکاراست وناموس همان وحی ودین وشر یعت واسراری است که انبیاء می‌آورند که جمع آن نوامیس بمعنی شرایع انبیاست ونام جبرئیل علیه السلام هم هست پس کسی که شریعت را مانند زن و محارمش می‌داند جسارت بناموس انبیاء یعنی شریعت نموده زیرا درصورت لزوم برای حفظ ناموس انبیاء بایدازهمه امور گذشت حتی زن وفرزند وپدر ومادر وعرض کرد بابی انت وامی واهلی و مالی واسرتی چنانچه درزیارات خوانده می‌شود وعملا دورغ می‌گوییم ما بخاطر حفظ دین وشر یعت وناموس خدا از گناه دست برنمی‌داریم چطور ممکن استکه از اموال واولاد واهل وعیال وخانواده درراه امامان دست برداریم

بنام خدا

🔵تشریفات 🔵

دربحار جلد 40 صفحه 126 از امیر المؤمنین علی علی السلام روایت کرده که فرموده اند لَا يُعْرَفُ‏ الْحَقُ‏ بِالرِّجَالِ‏ اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَه‏ یعنی حق بسبب مردان شناخته نمیشود ابتدا حق را بشناس تا اهل حق را بشناسی پس بنابراین انسان باید اول قواعد دین را بیاموزد وقتی آموخت استاد باید اورا علم تطبیق قواعد را با رجال اهل حق بدهد تا بداند چه کسی پیرو حق است وچه کسی نیست و بمحض دیدن عبا وعمامه وهیکل وقیافه وجمعیت فریب نخورد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هفتادو دو فرقه از امت اسلام را برباطل می دانند وتنها یک فرقه اهل نجاتند وحضرت علی علیه السلام سیزده فرقه از آنها را مدعیان ولایت فرموده اند که تنها یکی اهل حق است پس از صدر اسلام چنین بوده وهست که کسانی که قواعد شناخت حق را نمیدانستند بمحض دیدن عبا وعمامه یا حافظ قرآن یاسخنران ماهر و امثال آن از ظواهر بی محتوا فریفته شده وگمراه گشته اند وبسیاری از نسل امروز بخاطرمطالعه همین ظواهر فریبنده ونداشتن قواعد اصیل اسلام منکر همه اسلام شده وگمراه گردیده اند وگمان میکنند دین یعنی همین تشریفات وتشکیلات گروهها وثروتها وآقازادگی ها وغیر ذلک اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک

🔵بنام خدا 🔵

⛔️بدعت چیست⛔️

بدعت بمعنای پدیده است وخداوند بدیع است که همیشه پدیده آفرین است و پدیده های بی پایان آفرینش از دست توانای او پدیداری دارد وانسان ها هم باپیروی از روش آفریدگار اکتشافات دارند و اختراعات می‌نمایند تا باینجا که می‌بینیم رسیده اند وما چه می‌دانیم که بشر هزاران سال قبل چه پیشرفت‌هایی داشته وتمدن او چقدر پیشرفته تراز اوضاع کنونی ما بوده است خداوند خبر داده و فرموده کانوا اشد منکم قوة کسانی از گذشتگان شما ازشما بسیار نیرومندتر بوده اند پس مراد از بدعت این اکتشافات و اختراعات نیست بلکه مراد از بدعت بدعت در دین است زیرا دین برای ساختار بشر بعد ازمرگ آمده و همانگونه که اسرار بعد ازمرگ برای همه دانشمندان دنیایی و مکتشفین و مخترعین پوشیده است و امور ساختاری بعد ازمرگ اعمالیست که در همین دنیا باید بکار گرفته شود وآن امور و احکام را کسی نمی‌داند مگر انبیاء و اولیاء خدا «کل من عند ربنا» همه امور دین ازجانب خداست بواسطه رسولان وخلفاء آنها واین دانشمندان دنیا هرچه تلاش کنند و اهل اجتهاد هرچه کوشش کنند نمی‌توانند یک مطلب یا یک مسأله دین رااختراع واکتشاف کنند ویا کم و زیاد کنند واگر علما کم یا زیاد کردند بدعت است چنانکه در کفایة المسائل جلد دوم صفحه ۸۲فرموده اند : هر چیزی که ازدین است خارج از دین کنند وهرچیزی که ازدین نیست داخل دردین کنند بدعت است چنانکه ازاحادیث معلوم می‌شود وخلافی درآن نیست. وهمه می‌دانند که قرآن بزرگترین معجزه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است و ولی خدا امیر المؤمنین علیه السلام آنرا بهمین یک جلدی که هست تقریر فرموده اند پس هرکس یک جلد راسی جلد برای مجالس ختم مقرر ساخته بدعت گذارده بخصوص که آیه ۹۰و۹۱ سوره حجراین بدعت راباتاکیدات فراوان روشن ساخته است ودرکفایةجلد۲صفحه ۵۴فرموده اند: مؤمن کسی است که ایمان داشته باشد بجمیع آنچه از جانب خدا بواسطهٔ حجتهای او رسیده باشد اگر چه بحد ضرورت نرسیده باشد چه جای آنکه بحد ضرورت رسیده باشد ومنافق کسی استکه انکار کند چیزی را که از جانب او رسیده چه جای آنکه انکار کند بسیاری از آنهارا وچه جای آنکه آنچه را که انکارکند بحد ضرورت رسیده باشد پس انکار او موجب کفر او گردد و «افتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض» را مصداق گردد چنانکه از آیات واحادیث معلوم می‌شود وخلافی که محل اعتنا باشد درآن نیست وهمچنین درصفحه ۷۱ استکه :هر کس خلاف یکی از چیزهایی که حجج الهی علیهم السلام قرار داده اند دین خود قرار دهد از جمله یکی از هفتاد و دو فرقه است وازفرقه ناجیه خارج است وهالک و مخلد درآتش اگرچه آنچه را که خلاف کرده بحد ضرورت نرسیده باشد ولکن او می‌داند که خلاف قرار داد ایشان را دین خود قرارداده چنانکه از آیات واحادیث معلوم می‌شود وخلافی در آن نیست

پس چگونه ممکن است بزرگترین معجزات پیامبر آخرالزمان صلی الله علیه و آله سی پاره جلد شود وهیچ ولیی دستور باین امر نداده باشد ودلیل آقا تنها همه مساجد وتکیه ها باشد و بدعت رابدعت نبیند ونداند که دربرابر قرآن همه کس وهمه جا رادلیل گرفتن خودش خلاف ضرورت دیگریست

بنام خدا

پاسخ درباره پرسش باینکه چه کتابی جهت تقویت دین بخوانم?

بسم الله الرحمن الرحیم

یک اصل مهم اسلامی که بسیاربدیهی است مورد توجه اغلب نیست وتاوقتی که انسان مصداق این اصل راپیدانکند از اسلام حقی جزاصطلاحاتی سراندرگم نصیبش نشود وآن اینستکه پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله دو اصل ارزشمند برای جهانیان نهاده اند که این دو اصل برای کسی که بخواهد دین را بفهمد قابل جدایی از هم نیستند وآن دو قرآن وعترت است ودشمن از زمان صدور این حدیث شریف از راههای گوناگون در صدد نابودی همین دواصل بود پس بانواع اقسام نقشه کوتاه کردن دست مردم را از کتاب وعترت کشیدند وحال آنکه خود این حدیث شریف با الفاظ گوناگون برقرار مانده است و مدعیان دروغین کتاب وعترت هم فراوانند پس ببعضی از ابزار واعمال منافقین جهت فاصله انداختن بین مردم وکتاب وعترت اشاره میشود

 1- بخشی مردم را متوقف درالفاظ کردند وآن هارا از فهم معانی حقیقی دور ساختند

2 گفتند قرآن ما را بس است و مارانیازی بعترت نیست وشما میدانید که هیچ کتاب دانشی بدون معلم نا مفهومست وعترت معلم قرآنست که خاندان واهل بیت پیغمبر باشند

3-عترت راشهید کردند که جریان کربلا الگوی بارز آنست ویا فراری دادند که غیبت حضرت حجت علیه السلام شاهد بزرگ آنست

4- معنای عترت راتحریف کردند و مفسرین سنی ومنی فضای اسلام راکاملا تیره وتارو سیاه کردند

5-کتب اصلی رادرفرع قراردادند وازدسترس خارج نمودند وکتب مغز پرکن وفرعی را انتشار دادند

6- باینها اکتفا نشد مجامع اجتماعی را از کتب سربند کننده وفریبنده وکذب پرکردند وسپس تبلیغ کتاب خوانی وانس باکتاب کردند ودانشگاهها و حوزه ها رامملو اباطیل ومدرسین باطل نمودند و با استفاده از طلب العلم فریضه علی کل مسلم ومسلمه زن ومرد را گرفتار اراجیفی بنام علم ودانش نمودند وبابرگه ای بنام دکترا لیسانس وامثال آن جامعه را نسبت بشناخت حقیقت دانش در جهل مرکب فرو بردند اکنون بمن بگویید چه کتابی بشما معرفی کنم که بتواند بدون استاد شما را ازهمه اباطیل که قدریش ذکر شد رهایی بخشد زیرا کتاب بدون عترت و استادنمیتواند راهنما باشد

@totonjieh



/ 0 نظر / 39 بازدید