عضین

             بسم الله الرحمن الرحيم

اللَّهُمَ‏ َ صَلِ‏ عَلَى‏ الْحُجَّةِ بْنِ‏ الْحَسَنِ‏ بْنِ عَلِي‏‏ وَلِيِّكَ‏ وَابْنِ أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَأَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ وَأَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهِيراًاللَّهُمَّ انْتَصِرْبِهِ لِدِينِكَ وَانْصُرْبِهِ أَوْلِيَاءَكَ وَأَوْلِيَاءَهُ وَشِيعَتَهُ وَأَنْصَارَهُ وَاجْعَلْنَا مِنْهُمْ اللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ كُلِّ بَاغٍ وَ طَاغٍ وَمِنْ شَرِّ جَمِيعِ خَلْقِكَ وَ احْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ يَمِينِهِ وَعَنْ شِمَالِهِ وَاحْرُسْهُ وَ امْنَعْهُ أَنْ يُوصَلَ إِلَيْهِ بِسُوءٍ وَاحْفَظْ فِيهِ رَسُولَكَ وَآلَ رَسُولِكَ وَأَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَأَيِّدْهُ بِالنَّصْرِوَانْصُرْ نَاصِرِيهِ وَاخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَ اقْصِمْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْكَفَرَةِ وَ اقْتُلْ بِهِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ جَمِيعَ الْمُلْحِدِين ‏حَيْثُ كَانُواوَأَيْن‏ كَانُوامِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَمَغَارِبِهَا وَبَرِّهَا وَبَحْرِهَا وَامْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ أَظْهِرْ بِهِ دِينَ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ السَّلَامُ وَاجْعَلْنِا اللَّهُمَّ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَشِيعَتِهِ وَ أَرِنِا فِي آلِ مُحَمَّدٍ مَا يَأْمُلُونَ وَ فِي عَدُوِّهِمْ مَا يَحْذَرُونَ إِلَهَ الْحَقِّ آمِين‏

وَ قُلْ إِنِّي أَنَا النَّذيرُ الْمُبينُ (89) كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمينَ (90) الَّذينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضينَ (91) فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعينَ (92) عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ (93) فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكينَ (94) إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئينَ (95)

ترجمه تحت اللفظي آيات شريفه اين است :

و بگو اي محمد صلي الله عليه وآله : من بيم دهنده اي روشنگرم همانند عذابي كه برتقسيم كنند گان نازل كرديم آنانكه قرآن را جدا جدا كرده بودند پس با صداي بلند بآنچه مامور شده اي گويا باش وازمشركان رو برگردان

وچون در تفسير بزرگان شيعه همين ظاهر وهمين ترجمه تاييد ميشود لذا اولا همين ظاهرش حجت است ودر تفسير همين ظاهرش را توضيح داده اند وفرموده اند : جعلوا القرآن عضين اي اعضاء من قولهم عضّيت الشيء تعضية اي فرّقته فكانهم آمنوا ببعض وكفروا ببعض وحفظوا بعضا وضيّعوا بعضا وازقرينه فرمايش بزرگ دين كه مصدررا از تعضية گرفته اند بايد آنرا مزيد فيه و عضّيت خواند زيرا در لغت اصيل فرهنگ جامع مجردش:  عضا الشاة يعني تقسيم كرد واندام اندام نمود گوسفند راآمده است اما وقتي در باب تفعيل مي رود درهمان لغت وا‍‍ژه عضََّي تعضية را معنا كرده بجدا ساخت آنرا پس معني فرمايش عضّيت تعضية يعني آنرا جدا ساختم كه فرموده اند اي فرّقته كه باز همان لغت معنا كرده كه فرّق الشيء يعني پراكنده وجدا جدا كرد آنرا سپس جهت توضيح مثال زده و ادامه داده اند كه فكانهم آمنوا ببعض وكفروا ببعض وحفظوا بعضا وضيّعوا بعضا يعني پس مثل اينستكه گويا ببرخي ايمان آورده اند وبرخي را كفران نموده اند وبعضي را حفظ كرده اند وبعضي را ضايع نموده اند. تاييد مي كند اين فرمايش را خود قرآن كه در آيه 85سوره بقره آمده أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْض‏آيا ببعضي از قرآن ايمان مي آوريد وببعضي كافر ميشويد اين نظريه شخصي نيست معناي همه كس فهم است كه آقاي مرحوم در تفسيرآيه شريفه كساني را كه قرآن را پاره پاره وقسمت قسمت ميكنند در حكم كساني ذكر فرموده اند كه بپاره اي از قرآن ايمان مي آورند وپاره اي را كافر ميشوند وبا عبارت فكانهم اين تشبيه را رسانيده اند وگر نه بجاي فكانهم ميتوانستند بفرمايند ومعنا ذلك ويا المراد بذلك چنانكه روش ايشانست ولي اينجا باتشبيه هر دو را دريك مجازات قرار داده اند وچون خداوند همه را دريك مجازات قرار داده ودرآيه فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعينَ ابتدا سوگند ياد فرموده كه فَوَ رَبِّكَ سپس لام تاكيد يا قسم آورده سپس نون تاكيد ذكر فرموده وآنگاه آنرا باصيغه جمع ذكر كرده و فرموده لَنَسْئَلَنَّهُمْ آنگاه هيچيك را فرو گزار نفرموده با أَجْمَعينَ همه را فرا گير كرده است واما اينكه امير المؤمنين عليه السلام فرموده اند همين قرآن تا ظهور فرزندم مهدي حجت است در يك مقاله از سيد مرحوم كاملا توضيح دادند وما قرائت كرديم ودر كانال محبان موجودست وطبق تشبيه بزرگ دين اين آيه شريفه ابتدا شامل مثل عثمانيها ميشود گرچه امير المؤمنين عليه السلام همين قرآن را تا ظهور تقرير فرموده اند اما پس ازآن شامل پاره پاره كنندگان قرآن ميشود واينها بآنها تشبيه شده اند  پس براي پاره پاره كردن كل قرآن بدون دستوري از جانب شرع بدعتي استكه قياس نميشود با دستوراتي كه در خواص سور وآيات رسيده است زيرا درخواص آيات وسوره ها نص خاص رسيده اما براي سي پاره كردن نصي نيست چراكه حكمتي هم درآن نيست در كافي جلد 1صفحه 36 أَلَا لَاخَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّر يعني در قرائتي كه درآن تدبري نباشد هيچ خيري نيست وعاقل اگر تدبركند مي بيند كه درمجلسي شركت مي كند جزئي از قرآن را بدستش ميدهند گاه باشد كه از وسط سوره يا آيه شروع ميشود وگاه باشد در وسط سوره ويا آيه ختم ميشود گاه نيمي از يك سوره ونيمي از سوره ديگرست وگاه باشد از وسط يك سوره است هيچ عاقل يا حكيم يا كاملي چنين عمل قبيحي را تاييد نميكند چه رسد بامام معصوم عليه السلام چرا اگر دليل كسي براي اين عمل همه مساجد وتكيه ها باشد امر دنيايش پيش مي رود وروي سخن با ايشان نيست روي سخن با قليل من عبادي الشكور است والسلام


/ 0 نظر / 45 بازدید