کتاب مکاسب ومتاجر فارسی

 

مقدمه - در نوع امور مکاسب است و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ واجب است تحصیل رزق حلال اگر شخص مالی نداشته باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ واجب است تحصیل رزق حلال از برای نفقه و کسوه عیال اگر شخص مالی نداشته باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ آن‏چه واجب است در تحصیل رزق همین است که شخص خود را مهیّا کند از برای کاری که می‏تواند بکند اگرچه به جاروب کردن محل کسب و آب پاشیدن و بساط انداختن و گشودن درب دکان و گذاردن ترازوی خود و امثال آن باشد هر کسی در کار خودش، و تقدیرات امور به دست قدرت الهی است نه به دست خلق. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ واجب است که شخص کاسب و تاجر مسائل حلال و حرام کار خود را تحصیل کند و بعد مشغول به کار خود شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ واجب است اجتناب کردن و دوری کردن از شغل‏های حرام. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست ترک تحصیل رزق حلال به جهت تحصیل آخرت و مشغول به عبادت شدن، چرا که عبادت را بدون رزق حلال نمی‏توان بجاآورد چنانکه جایز نیست ترک عبادت و تحصیل آخرت به جهت مشغله به امور دنیویه. پس باید عبادات را در اوقات معیّنه بجاآورد و بعد مشغول به کار شد و همان کار هم عبادت خواهد بود، نهایت قسمی دیگر است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست و جدا شمردن عبادات و معاملات محض اصطلاح است به ملاحظاتی چند.
مسأله ـ جایز نیست مشغول شدن به کارهای حرام مثل دزدی و نوکری دزدها و ظالمین. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست خوردن و آشامیدن و پوشیدن و مسکن کردن مال غیر بدون رضا و اذن او. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست انفاق کردن و خرج کردن مال حرام اگرچه به مهمانی کردن و مسجد ساختن باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است اسراف کردن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست انفاق کردن به حدی که خود شخص محتاج به سؤال شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست تلف کردن و ضایع و فاسد کردن مال. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ عبادت هفتاد قسم است و بهتر آن‏ها تحصیل رزق حلال است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است تحصیل کردن مال حلال که آبروی خود را به آن حفظ کند و دین خود را ادا کند و صله رحم کند و در راه خدا صرف کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است اقتصاد و میانه‏روی در تحصیل رزق که مانند حریصان در جمع دنیا نباشد و مانند بی‏کاران بی‏عار هم نباشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که تحصیل رزق را به سفر در غربت کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که در صبح روزها از پی تحصیل رزق بروند و به سرعت بروند به محل کسب خود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حفظ کردن مال و اصلاح کردن آن از عقل است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ قوت سال را مهیّا کردن از عمل بزرگان دین است. چنانکه دراحادیث وارد شده و بعضی به آن فتوی داده‏اند.
مسأله ـ سزاوار است خریدن گندم نه خریدن آرد و نان. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که تجربه کنند کارها را، پس در هر کاری که نفعی در آن حاصل شد از پی همان کار بروند. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بعضی به آن فتوی داده‏اند.
مسأله ـ سزاوار است نوشتن و شاهد گرفتن در معاملاتی که دست به دست نیست و مدتی و شرطی در آن‏ها هست. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است اظهار غنی کردن اگرچه به قرض کردن باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است پوشانیدن امر معیشت اگر مال بسیار نباشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که طلب حوائج را در روز کنند چرا که خدا حیا را در چشم‏ها قرار داده. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ رفتن به جایی از راهی و برگشتن از راهی دیگر، رساننده‏تر است به حاجت. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که مرد و زن هر دو خدمت کنند در امر خانه. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسان خوش‏صورت و خوش‏خلق زودتر انجام می‏دهند کارها را. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است دعا کردن از برای طلب رزق و وسعت آن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است ترک طلب کردن رزق حلال و کسالت کردن و زیاد خوابیدن و بی‏کار گشتن و ملول شدن از کار کردن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است به آرزوها دل بستن و اشرف غنی ترک آرزوها است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است از برای مرد مسلم صاحب حسب و دین این‏که مشغول شود به کارهای پست مثل برداشتن سبزی و ماهی در کوچه و بازار و به خانه بردن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ خریدن آرد از غیر، ذلت است و خریدن نان فقر است و خریدن گندم برکت است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است شمردن نان. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ برکتی نیست در معامله کسی که دنیا به او پشت کرده. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است معامله کردن با کسانی که در دولت بزرگ نشده‏اند و نوکیسه‏اند و با کسانی که به ناخوشی‏های بد گرفتارند و با اکراد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است معاشرت کردن با مردمان پست که باکی ندارند از بد گفتن و بد شنیدن، و با کسانی که از احسان مسرور نمی‏شوند و از بدی ملول نمی‏شوند، و با کسانی که سازنده و رقاصند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است استعانت جستن به مجوس اگرچه به گرفتن دست و پای گوسفند باشد از برای ذبح. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است کم شمردن رزقِ کم چرا که موجب محروم شدن از بسیار می‏شود، و مکروه است شکایت کردن از منفعت کم در معاملات. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ چیزهایی که باعث غنی می‏شود جمع کردن در میان دو نماز است، و تعقیب خواندن بعد از نماز صبح و نماز عصر یک ساعت، و صله رحم، و جاروب کردن درب خانه و اطراف آن، و مواسات کردن با برادران مؤمن، و صبح زود به طلب رزق رفتن، و استغفار کردن، و امانت به کار بردن، و قول حق گفتن، و حکایت اذان کردن، و در بیت الخلا سخن نگفتن، و ترک حرص کردن، و شکر منعم بجاآوردن، و قسم دروغ نخوردن، و دست شستن پیش از غذا خوردن، و خوردن خورده‏های غذا که از خوان و سفره ریخته، و تسبیح کردن در هر روز سی‏مرتبه، و مهمانی کردن، و میانه روی کردن در خرج کردن، و چراغ را پیش از غروب آفتاب روشن کردن، و خانه و اطاق را جاروب کردن، و ظروف غذا را شستن، و سلام کردن به اهل خانه در وقت داخل شدن و اگر کسی در خانه نباشد بگوید «السلام علینا من ربّنا» یا بگوید «السلام علیکم یا اهل‏بیت النبوة» و قل هو اللّه احد خواندن در وقت دخول به منزل، و برگشتن از غیرِ راهِ رفتن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ چیزهایی که باعث فقر می‏شود تار عنکبوت را باقی گذاردن در خانه و اطاق، و بول کردن در حمام، و غذا خوردن در حال جنابت، و خلال کردن با خلال چوب گز، و ایستاده شانه کردن مو، و خاک‏روبه را در خانه و اطاق باقی گذاردن، و قسم دروغ یاد کردن، و زنا کردن، و اظهار حرص کردن، و خواب کردن در میان نماز مغرب و نماز عشا، و خوابیدن پیش از طلوع آفتاب و بعد از طلوع فجر، و عادت کردن به دروغ گفتن، و گوش به غنا دادن، و رد کردن مرد سائل در شب، و میانه‏روی نکردن در خرج، و قطع صله رحم کردن، و فحش دادن به برادر مسلم، و زیاد خوابیدن، و کسالت کردن، و از پی کسب نرفتن، و اسراف کردن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
در آداب تجارت است و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ واجب است بر شخصی که می‏خواهد تجارت کند که مسائل حلال و حرام تجارت را پیش از مشغول شدن بداند و الاّ در ربا و سایر محرّمات خواهد افتاد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ واجب است در معاملات راست گفتن و حرام است دروغ گفتن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ واجب است تمام دادن و تمام گرفتن و حرام است کم کشیدن و کم دادن و زیاد کشیدن و زیاد گرفتن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ واجب است قصد تمام دادن و تمام گرفتن و حرام است قصد کم دادن و زیاد گرفتن و کسی که قصد او تمام دادن و تمام گرفتن است و به حسب اتفاق و اشتباه کم داد و زیاد گرفت، وفا کرده به آن‏چه بر او واجب بوده و خلاف نکرده و کسی که قصد او کم دادن و زیاد گرفتن بوده و به اشتباه کم نداده و زیاد نگرفته، وفا نکرده به آن‏چه بر او واجب بوده و فعل حرامی بجاآورده. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است ربا به طوری که خواهد آمد ان شاء اللّه و آن بدتر و شدیدتر است از هفتاد زنای با محارم در بیت اللّه الحرام. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است دروغ گفتن خصوص در معاملات. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است خدعه کردن و حیله کردن در معاملات خصوص با مسلمی که اعتمادی داشته که با او خدعه نمی‏کنند و حرام است مغبون کردن او. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است ضرر رسانیدن به مسلمین. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است قسم دروغ یاد کردن خصوص در معاملات. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است تطفیف و در گرفتن تمام گرفتن و در دادن کم دادن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است مغشوش کردن متاع‏ها و ثمن‏ها و مثمن‏ها مثل آب ریختن در شیر، و مخلوط کردن جنس بد به جنس خوب و خوب تحویل دادن، و کهنه را به جای نو تحویل دادن، و پنبه کهنه را در میان لباس‏ها گذاردن و نو تحویل دادن، و آب زدن به خرما و سایر میوه‏جات از برای این‏که مردم خیال کنند تازه است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است خیانت کردن در اموال مسلمین. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که امر کند غیری را که چیزی از برای او بخرد و در نزد آن غیر آن چیز یافت شود اگرچه بهتر باشد از چیزی که در بازار است، باید از غیری بخرد و از متاع خود به او ندهد چرا که محل تهمت است مگر آن‏که بداند که او را متهم نخواهند کرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که امر کند غیری را که چیزی از برای او بفروشد جایز نیست که آن غیر از برای خود بخرد و باید آن را به غیری بفروشد اگرچه به قیمت کم‏تر بخرد چرا که محل تهمت است مگر آن‏که ایمن از تهمت باشد. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بعضی از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ هرگاه کسی وعده احسان به کسی کند حرام است بر او که منفعت از او بگیرد مگر آن‏که معلوم باشد که وعده احسان، منفعت نگرفتن نیست نهایت کم‏تر منفعت گرفتن است پس باید وفا کند به وعده خود. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بسیاری فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ حرام است که بعد از معامله به طور کراهت و نزاع چیزی کم کنند یا چیزی زیاد کنند. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه بایع و مشتری راضی شدند به معامله‏ای حرام است داخل شدن در سوم  ایشان و بگویند فی‏المثل که من به قیمت زیادتر می‏خرم مگر آن‏که بایع راضی نشده باشد و بگوید هرکس بیشتر خرید به او می‏دهم، پس جایز است که کسی دیگر بگوید من بیشتر می‏خرم. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است که کسی بگوید که به قیمت زیادتر می‏خرم و مقصودش خریدن نباشد بلکه مقصودش این است که غیری به قیمت زیاد بخرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است که عیب متاع را بپوشانند و تدلیس کنند و فریب دهند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است وعده کردن که فردا و پس‏فردا فی‏المثل چنین خواهم کرد و وفا به وعده خود نکنند، مگر آن‏که بگویند اگر خدا خواست چنین خواهم کرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ نُه عُشر رزق‏ها در تجارت است و یک عُشر آن‏ها در گوسفند است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مستحب است دعا کردن و استخاره کردن پیش از معامله از برای معامله. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ برکت در تجارت به سهل‏البیع بودن و به ملایمت گرفتن و به ملایمت دادن است نه در سختی. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است در تجارت حسن خلق و حلم. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که شاهد بگیرند در معاملات و تمسّک بنویسند مگر در معاملات دست به دست که پول می‏دهند و نان می‏خرند فی‏المثل. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است صدقه دادن از برای حفظ مال‏التجاره و تلف نشدن آن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که هریک از بایع و مشتری که بعد از معامله نادم شدند، آن دیگری هم اقاله(فسخ کردن بیع، پس خواندن و برهم زدن معامله) کند و فسخ کنند. چنانکه دراحادیث وارد شده که خدا هم در قیامت از عذاب کردن اهل اقاله می‏گذرد و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است از برای اهل تجارت که بر یک نسق معامله کنند با همه مردم. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است مماکسه(سخت‏گیری است.) و سعی کردن در ارزان خریدن و گران فروختن مگر در خریدن اضحیه(حیوان قربانی است) و قربانی و کفن و کرایه سفر مکه و اسباب آن سفر. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ رزق اهل معامله در خرید و فروش است و سزاوار نیست که در وقتی که چیزی گران است نخرند و در وقتی که چیزی ارزان است نفروشند. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار است که متاع‏های خوب بخرند و بفروشند نه متاع‏های بد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ ترک تجارت نباید کرد اگرچه تاجر محتاج به تجارت نباشد و ترک تجارت ناقص می‏کند عقل را. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار نیست قسم خوردن در معاملات. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است مدح کردن متاع در وقت فروختن و مذمّت کردن آن در وقت خریدن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است که در سایه و جاهایی که روشنی کم است تجارت کنند که عیب متاع معلوم نشود اگر احتمال عیب‏پوشی برود اما اگر به طور یقین عیب آن پوشیده شود، پس حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است که اهل شهر از برای غریبان معامله کنند و باید واگذارد که مردم بعضی از بعضی منتفع شوند مگر آن‏که غریب مشورت کند و اعانتی طلب کند پس خیانت نباید کرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است مشغول معامله شدن در میان طلوع صبح تا طلوع آفتاب. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است که از شهر بیرون روند از برای این‏که به قافله برسند و متاع آن‏ها را بخرند که خود بیاورند و بفروشند، و مکروه است از برای اهل شهر که از این جماعت چیزی بخرند و بخورند و حد کراهت تا کم‏تر از چهار فرسخ است، پس اگر به قدر چهار فرسخ و بیشتر بروند کراهت ندارد و جلب نفعی کرده‏اند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار نیست که شخص پیش‏تر از همه مردم داخل بازار شود و بعد از همه بیرون آید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ سزاوار نیست که از برای تجارت بروند به جایی که نقصی از برای نماز او به هم رسد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است سفر دریا از برای تجارت. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ خدا ابا کرده است که مکه معظّمه محل تجارت باشد از برای مؤمنین. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکروه است که تجّار هم عهد شوند که نفروشند مگر به منفعتی مقابل سرمایه و لکن اگر به حسب اتفاق ده مقابله یا زیادتر هم فروختند کراهتی ندارد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ مکان‏هایی که مملوک نیست مانند مسجد است هرکس پیش‏تر جا گرفت اولی است به آن‏جا. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ از سعادت شخص است که محل تجارت او در شهر خودش باشد و با صالحین معاشرت و معامله کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
در چیزهایی است که معامله به آن‏ها جایز است یا جایز نیست
مقدمه
در نوع معامله است و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ هرچه را که شارع اذن داده از چیزهایی که بندگان به آن محتاجند و قوام و نظام امرشان به آن‏ها است از مأکولات و مشروبات و ملبوسات و مساکن و مزارع و مناکح و هر چیزی که صلاح ایشان در آن است از جهتی از جهات، پس جمیع آن‏ها حلال است خرید آن‏ها و فروش آن‏ها و امساک آن‏ها و استعمال آن‏ها و هبه آن‏ها و عاریه آن‏ها و هرچه را که نهی کرده‏اند از آن و فساد و خرابی عباد در آن بوده از جهت خوردن و آشامیدن یا کسب کردن آن یا نکاح آن یا ملک آن یا امساک آن یا بخشیدن آن یا عاریه دادن آن یک راه فسادی در آن بوده مثل معامله ربا و اسباب لهو و لعب و بازی‏ها از چیزهایی که تقرّب به سوی خدا در آن نیست و تقویت می‏کند کفر و شرک و نفاق را یا استخفاف حق و اهل حق در آن است، پس جمیع آن‏ها حرام است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ ولی آل‏محمّد صلی الله علیه و آله  نیست کسی که مال مؤمنی را بدون اذن و رضای او بخورد و اثر کسب حرام در اولاده او ظاهر می‏شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست مگر از روی غفلت.
مسأله ـ بازار مسلمین، بازار وسیعی است الحمدللّه و متاع‏های آن پاک و حلال و طیّب است اگرچه از کفّار خریده شود و اگرچه معلوم باشد که عامل آن متاع‏ها کفّار بوده‏اند مانند قند و- نبات و شکر و مانند ملبوساتی که از بلاد کفر می‏آورند و عامل آن‏ها معلوم است که کفّارند و اجتناب از آن‏ها به جز وسواس چیزی دیگر نیست و وسواس از عمل خنّاس است و حرام است اگرچه غافلین اسم آن را احتیاط می‏گذارند مگر آن‏که بایع به حرمت و نجاست آن‏ها خبر دهد چنانکه سیرت مسلمین بر این بوده از صدر اسلام به بعد حتی آن‏که عمل معصومین علیهم السلام  و فعل ایشان بر این بوده. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هر متاعی را که از مسلم اخذ کنی حلال و پاک و طیّب است اگرچه در بازار مسلمین نباشد و اگرچه آن مسلم مسائل حلال و حرام و پاک و نجس را نداند مانند اهل بادیه و بیابان‏نشینان که مسائل خود را نمی‏دانند و عاملین ماست و شیر و پنیر و روغن و کشک و قارا(قراقروت) هستند مگر آن‏که بایع خبر دهد از حرمت و نجاست آن‏ها. چنانکه سیرت مسلمین حتی معصومین علیهم السلام  بر این بوده و از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ از دست هر عاقلی می‏توان چیزی خرید اگرچه کافر باشد و تجسس از حلیت و حرمت آن لازم نیست بلکه از وسواس خناس است. چنانکه از سیرت مسلمین حتی معصومین علیهم السلام  معلوم می‏شود و احادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ بازار کفار در شهرهای ایشان بازار تنگی است از برای مسلم متدیّن و در آن بازارها به غیر حبوب و چیزهایی که به رطوبت ملاقات نکرده‏اند نمی‏توان خرید و وجود مسلم عاصی از برای متدینین غنیمتی است که بروند و بخرند و حمل به شهرهای مسلمین کنند و وسعتی از برای متدینین حاصل شود و وِزرش به گردن تجّار فجّار باشد. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه به عین مال حرام خریدی شود آن خریده شده حلال نیست و هرگاه چیزی خریده شود بر ذمّه و بعد مال حرامی را به عوض آن بدهند آن خریده شده حلال است ولکن براءت ذمه حاصل نشود مگر به عوضی حلال. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
فصل - در چیزهایی است که کسب به آن‏ها حرام است مگر در بعضی صور
و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ جایز نیست فروختن هر چیزی که مایع و روان باشد مانند زیت و روغن و شیره روان که نجاستی به آن رسیده باشد مثل آن‏که موشی در آن مرده باشد یا سگی به آن لق زده باشد و مشتری مسلم باشد و نداند نجاست آن را، مگر آن‏که بداند نجاست آن را و بخرد آن را از برای کاری غیر از خوردن مثل آن‏که روغن را از برای سوزانیدن بخرد نه از برای خوردن. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بعضی از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ جایز نیست فروختن میته و حیوانی که ذبح نشده مرده باشد و مشتری مسلم باشد و نداند که آن مردار است مگر آن‏که بداند که آن مردار است و بخرد از برای آن‏که به سگ خود بدهد یا آن‏که مشتری مسلم نباشد و میته را حلال داند، پس جایز است به او فروختن. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بعضی از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ خمیری که به آب نجس خمیر شده باشد جایز نیست فروختن آن به مسلمی که نداند نجاست آن را مگر آن‏که بداند نجاست آن را و بخرد از برای سگ یا سایر حیوانات خود نه از برای خوردن خود و عیال خود، یا آن‏که مشتری مسلم نباشد و میته را حلال داند. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ جایز نیست خرید و فروش خمر از برای مسلمین مگر از برای این بخرند که آن را اصلاح کنند تا سرکه شود. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ جایز نیست فروختن فقاء به مسلم. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست فروختن هیچ مست‏کننده‏ای به مسلم از برای خوردن. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست خرید و فروش سگ‏های بی‏فایده اما سگ‏های شکاری و سگ‏های پاسبانِ خانه و بوستان و گله جایز است خرید و فروش آن‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است فروختن خنزیر به نصاری. چنانکه دربعضی احادیث وارد شده و بعضی از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ هرگاه نصرانی فروخت خمری یا خنزیری را تا موعد معینی و بعد از آن مسلمان شد، حلال است بر او که سر موعد ثمن را از مشتری بگیرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ هرگاه مسلمی از نصرانی طلب داشته باشد و نصرانی خمری یا خنزیری را بفروشد، حلال است بر مسلم که از ثمن آن‏ها طلب خود را بگیرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست خرید و فروش بوزینه و میمون بر مسلم از برای بازی مگر آن‏که منفعتی در بعض اعضای آن یافت شود که دخلی به اکل و شرب نداشته باشد. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بعضی از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ جایز نیست بر مسلم خرید و فروش مارماهی و هر ماهی بی‏فلسی مگر آن‏که از برای گرفتن روغن آن باشد از برای کشتی‏ها و امثال آن نه از برای خوردن. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بعضی از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ جایز نیست بر مسلم خرید و فروش کنیزان مغنّیه از برای خواندن غنا مگر آن‏که از برای محض تجارت و خدمت باشد نه از برای غنا خواندن. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست فروختن اسباب جنگ به دشمنان دین در هنگام حرب و جنگ ایشان با اهل حق. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست فروختن چوب و امثال آن از برای ساختن اسباب بازی‏ها اما فروش آن‏ها نه از برای اسباب بازی‏ها جایز است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است فروختن انگور به کسی که می‏دانی که از برای خمر می‏خرد و گناه او بر خود او است و دخلی به بایع ندارد مگر آن‏که از برای همین بفروشد که خمر از آن به عمل آید. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ جایز نیست خرید و فروش مصحف مگر خرید و فروش کاغذ آن و سایر چیزهایی که دخلی به اصل آن ندارد. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ جایز نیست خرید و فروش تربت سیدالشهدا علیه السلام . چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ حرام است احتکار، یعنی گندم و جو و روغن و زیت و خرما و مویز را حبس کنند و نفروشند از برای آن‏که قیمت آن‏ها بالا رود یا ضرری به مسلمی برسد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ حدّ احتکار حرام در وقت تنگی تا سه روز است و در غیر تنگی تا چهل روز. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ فرقی نیست در حرمت احتکار که جنس‏های مذکوره از زراعت خود شخص باشد یا آن‏که بخرد و حبس کند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ محتکر را می‏دارند بر این‏که جنس خود را بفروشد اما قیمت را نباید معیّن کرد از برای جنس او و به هر قیمتی که می‏خواهد بفروشد مگر آن‏که اجحاف کند در قیمت، پس او را از اجحاف باید منع کرد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ احتکار حرام در صورتی است که مردم محتاج باشند اما در صورتی که اجناس در جایی دیگر باشد که مردم آن را بخرند، حرمتی در حبس اجناس نیست. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ هرچه را که مؤمنی به آن محتاج باشد غیر از اجناس مذکوره و خود شخص محتاج به آن چیز نباشد حرام است حبس آن به جهت اضرار به مؤمن. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بعضی از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
فصل - در مکروهات بیع است و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ جایز است فروختن آب انگور به نقد و مکروه است که آن را بفروشند تا موعد معیّنی تا آن‏که آن در نزد مشتری خمر شود. و اگر به این قصد فروخته که خمر به عمل آورند حرام است، اگرچه محض فروش بدون این قصد جایز باشد. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ مکروه است فروختن غلام و کنیز حرام‏زاده و ثمن آن‏ها گوارا نیست. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است فروختن گربه و سگ شکاری و مرغ شکاری با کراهت. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است فروختن پوست‏های حیوانات درنده و پوست‏های مردار و پوست‏های خر و قاطر و اسب با کراهت. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ جایز است فروختن استخوان فیل بلکه سایر استخوان حیوانات از برای فوایدی که در آن‏ها هست با کراهت. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.

فصل-در کسانی است که خرید و فروش ایشان جایز است یا جایز نیست
و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ جایز است خرید و فروش هر بالغ عاقلی. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست خرید و فروش اطفال بی‏تمیز و مجانین و سفها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است خرید و فروش اطفال و سفها به اذن ولی ایشان و به اذن وصی و قیّم و حاکم شرع و به اذن عدول مؤمنین. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی که محل اعتنا باشد در بعض این صور در آن نیست.
مسأله ـ جایز است خرید و فروش ولی و وصی و حاکم شرع و قیّم شرعی و عدول مؤمنین از برای اطفال و مجانین و سفها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ ولی، مقدّم است در خرید و فروش از برای اطفال و مجانین و سفهاء و بعد از آن وصی، مقدّم است و بعد از آن حاکم شرع و قیّم از جانب او و بعد از ایشان عدول مؤمنین. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ ولی اطفال و مجانین و سفها، پدر ایشان و جدّ پدری ایشان و پدر جد ایشان است و هم‏چنین اجداد پدری هر قدر بالا بروند همه ولی هستند و هر بالاتری مقدم است ولایت او تا برسد به پدر. چنانکه از احادیث معلوم می‏شود و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ جایز است از برای حاکم شرع که بفروشد مال مدیونی را که مماطله و مسامحه می‏کند در ادای دین خود و به طلب‏کارهای او بدهد اگرچه او راضی نباشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه یکی از اولیای مذکوره خرید و فروشی کردند و بعد اطفال بالغ شدند و مجانین و سفها عاقل شدند، نمی‏توانند نقض کنند امری را که آن‏ها کرده‏اند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست خرید و فروش از برای کسی مگر به اذن او یا رضای او. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی چیزی خرید از غیر مالک، پس اگر مالک امضای آن را کرد صحیح است و اگر امضا نکرد آن خرید فاسد است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی چیزی را فروخت که بعض آن چیز مال غیری بود، پس فروش او در مال خود او صحیح است پس آن غیر اگر اجازه کرد در مال خود، تمام آن‏چه را که مشتری خریده مال او است و اگر آن غیر اجازه نکرد، مال خود را می‏برد و مشتری در این صورت مخیّر است در فسخ معامله یا اکتفای به آن‏چه مال بایع بوده. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
فصل - در کیفیت خرید و فروش است و در آن چند مسأله است:
مسأله ـ شرط صحیح بودن خرید و فروش، رضای فروشنده و خریدار است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه یکی از فروشنده یا خریدار راضی نباشند، معامله ایشان فاسد و باطل است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ شرط صحیح بودن خرید و فروش تعیین کردن ثمن و مثمن است به حسب کیل و وزن و عدد و ذرع و مساحت، هریک در محل خود، به طوری که جهالتی در میان نماند مگر جهالتی که مغتفر باشد چنانکه خواهد آمد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه خانه یا باغی یا لباس دوخته‏ای و امثال آن‏ها را بفروشند و بخرند و ذرع و مساحت آن‏ها را ندانند معامله صحیح است و مشاهده کفایت می‏کند که حدود آن‏ها را ببیند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است که معیّن کنند آن‏چه را که به عدد متعارف است می‏فروشند مثل گردو و تخم مرغ به کشیدن، چنانکه جایز است که معیّن کنند چیزهایی را که متعارف است کشیدن آن‏ها، به کیل کردن و چیزی که متعارف است کیل کردن آن‏ها به کشیدن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کیل و وزن و ذرع مجهولی کفایت نمی‏کند، بلکه باید معیّن باشد که فی‏المثل کیل چند من است و من چند مثقال است و مثقال چند نخود است و ذرع به چه بلندی است به طوری که متعارف است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ تفاوت‏های جزئی که متعارف است که قدر کمی زیاد شود یا کم شود، موجب بطلان بیع و شری نیست ولکن اگر غلطی در شماره کیل‏ها و وزن‏ها و ذرع‏ها حاصل شده باید تدارک شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه فروشنده بگوید که من سنجیده‏ام یا ذرع کرده‏ام جنس خود را، جایز است از برای مشتری تصدیق او ولکن اگر مشتری بخواهد بفروشد متاع خود را باید بسنجد و ذرع کند از برای مشتری دوم. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی حاضر باشد که تو جنسی را کشیدی و خریدی و می‏خواهد از تو بخرد آن جنس را، لازم نیست کشیدن آن دوباره. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی بخرد جنسی را و پیش از آن‏که بکشد و تحویل بگیرد بفروشد به غیری و آن غیر بفرستد وکیل خود را از برای تحویل گرفتن آن جنس و در حضور او مشتری اول جنس را بکشد و تحویل بگیرد، لازم نیست که دوباره آن جنس را بکشند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه بخرند جنسی را و بکشند آن را با ظرف آن مثل روغن و شیره را با خیک و بعد با رضای طرفین قدری را کم کنند جایز است اگرچه آن ظرف را نکشند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ جایز است خرید و فروش آب مَشک و سبو و لازم نیست کشیدن آن. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است خرید و فروش کاه پیش از آن‏که خورد کنند آن را از روی مقدار دانه آن، مثل آن‏که کاهِ هزار من گندم را بخرند بدون آن‏که خود کاه را بکشند. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ جایز است خرید و فروش تخم کشته شده به وزنی که مالک می‏گوید. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی که محل اعتنا باشد در آن نیست.
مسأله ـ جایز است خرید و فروش میوه‏جات بر درخت به تخمین. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است خرید و فروش یونجه و شبدر و حنا و امثال آن‏ها، و برگ درخت یک‏چین و دوچین بدون کشیدن، و هم‏چنین سایر علف‏ها. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ کسی که بفروشد زمینی را و حدود آن را معیّن کند، پس هرچه در آن زمین واقع شده از درخت و زراعت و عمارت، تمام داخل در بیع است مگر آن‏که چیزی را استثناء کرده باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه بخرند چیزی را به پولی پس اگر معیّن کرده آن پول را که همان را باید بدهد و اگر معیّن نکرده آن را پس هر پولی را که مردم به آن داد و ستد می‏کنند باید بدهد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است که معامله کنند به تعیین کردن عدد پولی که متداول است و لازم نیست کشیدن آن‏ها مگر آن‏که آن پول از طلا باشد که تفاوت سبک و سنگین آن‏ها فاحش است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است که بگویند فروختم این چیز را به دیناری مگر ثلث آن را و جزئی را استثنا کنند و جایز نیست که استثنا را از جنسی دیگر غیر از جنس دینار قرار دهند مثل آن‏که بگویند فروختم به دیناری الاّ به درهمی، چرا که بسا آن‏که آن جنس به قیمت جنس دینار برسد. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست فروختن زراعت به گندم همان زراعت. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز نیست خرید و فروش شیر در پستان اَنعام(گاو، گوسفند و شتر است.) ولکن اگر بدوشند قدر معیّنی را و بفروشند آن را به انضمام آن‏چه در پستان آن‏ها است تا یک ماه و دو ماه و بیشتر و کم‏تر جایز است. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است که انعام را بدهند به کسی تا یک سال و یا بیشتر و کم‏تر به ثمن معیّنی از برای هر گوسفندی و گاوی، پس شیر و پشم و کورک و موی آن‏ها مال آن‏کس است در آن مدت معیّنه، و نباید ثمن را روغن و شیر همان انعام قرار داد اگرچه جایز است که ثمن روغن و شیر سایر انعام باشد. چنانکه دراحادیث وارد شده و بسیاری از فقهاء فتوی به آن داده‏اند.
مسأله ـ جایز است خرید و فروش پشم و کورک انعام به انضمام آن‏چه در شکم آن‏ها است، ولکن خرید و فروش آن‏چه در شکم آن‏ها است بدون انضمام چیزی به آن‏ها جایز نیست. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ هرگاه کسی مالک باشد مکانی را که آب در آن است و ماهی دارد، جایز است که قدری از ماهی‏ها را بگیرد و بفروشد آن‏ها را به انضمام آن‏چه ماهی در آن مکان است ولکن جایز نیست خرید و فروش ماهی در آب بدون آن‏که چیزی به آن‏ها منضم شود. چنانکه دراحادیث وارد شده و خلافی در آن نیست.
مسأله ـ جایز است خرید و فروش غلام و کنیزی که گریخته‏ان

/ 0 نظر / 53 بازدید