دانش وهنر

بنام خدا

??دانش وهنر ??

دانش وهنر شباهت زیادی بهم دارند وتفاوت های فراوانی دارند چناتکه امتیاز دانشمند وهنرمند دراذهان روشن است دانش وهنر خداوند در جهان تکوین وتدوین کاملا پیدا وآشکار است که بدین سبب خردمندان را مات ومبهوت ساخته وهمه را وادار کرده سر بر خاک فرود آورند وسجده شکر و تسلیم برای خدا بجا آورند ودین خدا را عزیزترین امور زندگی خود قرار دهند هنرهای طبیعت  با تدبیر فرشتگان بامر خدا واولیاء خدا درجهان جلوه میکند اما سخن در دانش وهنری استکه مردم دنیا بکار میگیرند که کدامیک مورد خوشنودی خداوند است پس همانگونه که دانشی که ترس از خدا در آن نباشد دانش نیست بلکه آموزشش افزایش بار گناه است همانطور هنری که ترس از خدا در آن نباشد گناه است وسبب دوری از خداست پس چنین هنرمندانی همردیف همان دانشمندانی هستند که امام حسن عسکری علیه السلام فرموده اند دانشمندان آخرالزمان بدترین آفریده های خداوند روی زمین هستند زیراکه رو بفلسفه وتصوف میآورند وفتنه از سوی اینها بیرون میآید وبسوی اینها برمیگردد پس دانش وهنر باید خدایی باشد و بدستور خدا باشد وگرنه وزر ووبالست شاید بتوان گفت هنر عمل بنوعی علم  است که تجسم قدرت است که شخص را ممتاز ساخته وهنرمند میگرداند که بعضی بین حق وباطل مشترکند مانند هنر آواز خوانی هنر نویسندگی یاخطاطی هنر منبر رفتن هنر سخنرانی هنر ساخت وساز وهنر فیلم برداری وعکاسی و سایر هنر هایی که حرفه را هم شامل میشود وبعضی هنر ها ازریشه خلاف شرع است مانند هنر مجسمه انسان وحیوان سازی وهنر رقاصی و لهو الحدیث و سخن چینی وجادوگری و تکفیر واخراج مومنین و حقه بازی و کلاهبرداری و سیاست شیطانی و نوازندگی وسایر مشاغل حرام                                              

پس معلومست که هنر امور فنی راگویند که مهارت شخص در شغل وحرفه باشد گاه جایگاه نمایش آن خود هنرمند است وگاهی بخارج از وجود هنرمند سرایت میکند بنابراین اگر هنر از وجود شخص تجاوز نکند مردم برای بهره بری باید بخود شخص مراجعه کنند مانند موسیقی و آواز و اجتهاد و منبر ورقص و سخنرانی وسایر دواعی شخصی واما اگر هنر از وجود شخص صادر شد ودر جایی نشست مردم  باثر شخص مراجعه میکنند مانند برج سازیها وصنایع وآثار فنون بیشمار وکتاب وخط نویسنده یا فیلم هنرپیشه وصدای ضبط شده از خواننده  یا از گوینده ومانند مجسمه وعکس و امثال اینها که در پست قبل اشاره ببخش مشروع ونامشروع اینها شد که در هریک امر ورضای خدا در آن نباشد همه اش هنرهای فاسد است در اینجاست که هدف هنرمند دین نیست بلکه منبر میرود یا سخنرانی میکند برای گمراه کردن مردم و ایجاد دشمنی والقاء تهمت و امثال اینها از تخلیه عقده ها وکینه ها که ما بیش از سی سالست شاهد این گونه هنر مندی ها و اجتهاد ها از سوی سران منتحلین دروغین بحسینیه باقری را هستیم که بنام دین صورت میگیرد درصورتیکه هنر مندان ترانه ساز و رقاص کمتر اتفاق میافتد که بنام دین برقصند واگر هم گاهی اتفاق افتاده تک شمار ابلهانی هستند که بعنوان دین آنها را تصدیق کنند اما وقتی مثلا عارفی نامی  هنر نمایی میکند جمع کثیری هنر او را بعنوان دین میپذیرند پس میان این نوع هنرمند با آن نوع تفاوت بسیارست واما هنر هایی که همه مشروعیت دارد تمام مشاغل وحرفه هایی است که رفع نیازمندی های زندگی انسانها رامینماید وهر کس مهارتش بیشتر باشد هنرش بهتر وممتاز ترست وهنر هر کس که رفع نیازمندی های بزرگ ومهم خلق را میکند ارزشمند ترست اینجاست که بعضی میگویند                              

عبادت بجز خدمت خلق نیست

بتسبیح وسجاده ودلق نیست

بشرطیکه علم معرفت داشته باشند وبدانند هیچ خلقی از محمد وآل محمد علیهم السلام برتر نیست وهیچ عبادتی نیست مگر خدمت محمد وآل محمد علیهم الصلاة والسلام پس اگر علم وهنراز نزد ایشان مجاز شده باشدباعث ترقی وتکامل انسانیت بشر است وگر نه مزخرف خواهد بود چنانکه یکی از معانی هنرزخرفه است                                                                                    

/ 1 نظر / 30 بازدید