ان الله یامربالعدل والاحسان

         

                بنام خداوند بخشنده مهربان

إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (90)نحل

نماد سخن :

 همانا خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان مى‏دهد؛ واز فحشا و منکر و ستم، نهى مى‏کند ؛ خداوند به شما اندرز مى‏دهد، شاید متذکّر شوید! خداوند مؤمنین را چنین قرار داده است که هرکجا مربوط به حجج الهی و سخن وحی باشد وکلام خدا و اولیاء خدا مطرح باشد  گرایش بآنجا داشته باشند وهرکجا که خالی ازاین امور باشد از آنجا روبر می گردانند وهرکجا که ممزوج از حق وباطل باشد حق آن جا را تصدیق دارند واز باطل آن روگردان ومتنفرند و لواینکه ناچاراً کنار گوش آنها باشد وهرکجا باطل کلمات اهل حق رااستخدام کرده تا بمقاصد شوم خود برسد ازهردوروی برمی گردانند زیراهردو باطل است ونمونه بارزآنها خوارج نهروان می باشند که قرآنها راسر نیزه کردند تا ارتدادشان بنام قرآن پوشیده گردد ولی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام آنها راکاغذ ومرکب معرفی کردند وخود راقرآن ناطق معرفی کردند واما جائی که اهل حق شیاطین رااستخدام کنند مسأله ایست اقلاً ممکن چنانکه خداوند دربارۀ حضرت سلیمان می فرماید وَ مِنَ الشَّیاطینِ مَنْ یَغُوصُونَ لَهُ وَ یَعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذلِکَ وَ کُنَّا لَهُمْ حافِظینَ (82)انبیاءیعنیو گروهى از شیاطین(را نیز مسخّر سلیمان قرار دادیم، که در دریا) برایش غوّاصى مى‏کردند؛ و کارهایى غیر از این(نیز) براى او انجام مى‏دادند؛ و ما آنها را(از سرکشى) حفظ مى‏کردیم! واین امکان،محل لغزش گروهایی شده استکه می پندارند هرچه از اعمال زشت راانجام دهند چون اعتقاداتشان صحیح است اشکالی ندارد ونمی دانند طبق همین آیه شریفه شیاطینی که در استخدام اهل حق قرار می گیرند آنها هم ازگناه محفوظ می شوند بلکه اسلام می آورند چنانکه رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند : «ما من انسان الا ومعه شیطان قالوا وانت یارسول الله قال وانا لکنه اسلم بعون الله ولقد اتانی فاخذت بحلقه ولولا دعوة سلیمان لاصبحن فی المسجد طریحاً» یعنی هیچ انسانی نیست مگر اینکه همراه اوشیطانی هست پرسیدند وشماچی ای رسول خدا؟ حضرت فرمودند : ولی دربارۀ من همانا او بکمک خداوند اسلام آورده است وهمانا او نزد من آمد پس گلویش راگرفتم واگر در خواست سلیمان نبود هرآینه او در مسجد جا گزین شده بود پس معلوم است که شیاطینی که در اطاعت اهل حق در می آیند شرارت ندارند وهمان فرمانبرداری ازاهل حق از آنها بر می آید و جهلی که فرمانبردارعقل شد کارهای عاقلانه از اوسرمی زند لذا کسانی که خیال می کنند که گناهان آنها عین طاعت است سخت در اشتباه هستند بامید این هستند که بزرگان دین آنها راشفاعت خواهند کرد چون هر کار قبیحی را برخود مباح کرده اند مثل تهمت وغیبت وسخن چینی و جسارت در حرمهای ائمه معصومین علیهم السلام وغیرذلک را که قدری ازهزارقسم آنها را در مقالاتمان یاد آورشده ایم  چنانکه گروه شیطان پرست برای رضای شیطان دست بهر کار خلافی می زنند واکنون درجامعه روبرشد هستند واعمال همجنسبازی را شایع می کنند که متأسفانه بعضی ازآنها با نامهای مستعاربلکه بااسامی بی معنا درقسمت نظر خواهی در وبلاک طتنجیه صفات پلید خود را درنوشته بروز داده اند که بحمد الله والمنه چون خداوند ستار بتوسط برنامه ریزی مدیران وبلاک مزخرفات وصفات زشت آن ناپاکان ازدید خوانندگان محترم وپیروان حقیقی مکتب استبصارپنهان می ماند پس ما هم از بر ملا کردن آنها وملوث کردن متون وبلاکمان بصفات دشمنان دین خود داری می کنیم و درابتدای ساخته شدن وبلاک ازاین مستوربودن نظرات آگاهی نداشتیم اما برای روز احتمالی محاکمۀ آن ناپاکان که ممکن است در دنیا قبل از آخرت اتفاق بیفتد بعنوان سند تا مدتی باقی می ماند ولی همه آنها وآنچه راهم که ما از قلم انداخته ایم وبیندازیم نزد احکم الحاکمین باقیست تا «یوم تبلی السرائر» وعرض کرده ایم که ما از جواب دادن فحش وتهمت وافترا را بمثل خود فحاشان و بی ادبان عاجزیم وتا کنون درخلوت کسی از ما فحش یا جواب فحش نشنیده پس چگونه شود که علناً دست باینکار خلاف بزنیم وآنها که علنا فحش وتهمت وسایررذائل اخلاقی رامی گویند ومی نویسند درخلوت چقدر مشغول آن اعمال زشت هستند که زشتی تکلم بآن قبایح از نظرشان محوشده است پس آنچه را که ما پاسخ می دهیم بخاطراین است که نویسندگان لااقل حین المحاوره قدم اول راازعرصۀ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اراذل واوباش والواط طی کرده اند ویا اهل آن عالم نیستند زیراکه «ازکوزه برون همی تراود که دراوست» واما بعضی که تهمتها رامی شنوند ودر صدد سؤال از خود مابرمی آیند این عمل آنها ازایمان آنهاست وبازگوکردن آنچه راکه شنیده اند وظیفه تحقیقاتی آنهاست تقریباًمثل آقای عبدالله خدا پرست که ماهم بعداً دانستیم که چنین شخصی وجود دارد وسؤال وجواب ایشان دروبلاک پارشین ما موجود است و خداوند حفظ کند آن بزرگواری را که فرموده «درحقیقت راه دین گردید جداازراه آش» که ازنهاد ونهان دل ماسخن گفته وماهرگزدرمسیردین بآب ونان فکرنکرده ونمی کنیم وروکردن وپشت کردن دنیا ربطی بامردین ندارد متأسفانه بعضی ازحیوان صفت ها که خودشان گفتند ما کُرد هستیم و دلیل وبرهان سرمان نمیشود هرگاه ما ازراه ورسم دینداری سخنی بمیان می آوریم گمان می کنند که بآخورآنها نظری داریم سرازآخوربیرون می آورند وعیناً قدری ازهمان کارهائی را که مشغول بوده وهستند باعجله بما نسبت می دهند وبسرعت سرشان را دوباره توی آخورمی کنند چنانکه امام حسین صلوات الله علیه فرموده اند : إِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الْمَالِ، وَ الدِّینُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ بِهِ مَعَایِشُهُمْ، فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ.!!  یعنی همانا مردم بندگان پول می باشند شیرینی دین رابر زبان می مالند ؛ تا موقعی جوانب دین رارعایت می کنند که معیشت آنها پر بار باشد اما وقتی که بوسیله بلا مورد آزمایش قرار بگیرند دینداران کم واندک خواهند بود   ونمی دانند که طبق شناخت دیرینه ای که ما ازاستاد معظم داریم وبنا برکتب ومنابری که ازایشان منتشراست مسیردینی وفکری ایشان صد در صد با برنامه های اکراد واتراک و سرتوی آخور برده ها وتهمت زنندگان و ترور شخصیت کنندگان ودروغگویان وسود جویان بنام دین وریاست طلبان که بنام احیای امر دین وامربزرگان دین این امور را انجام میدهند وغیرذلک ازرذائل اخلاقی تضاد کلی وجزئی دارد  ائمه ما فرموده اند که : إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خِزْیاً أَجْرَى فَضِیحَتَهُ عَلَى لِسَانِه‏ یعنی هرگاه خداوند بخواهد بنده ای را بشکند رسوائی او را برزبان خودش جاری می سازد پس بخدا پناه می بریم از خزی دنیا وعذاب آخرت روی مثل این جهات استکه دائماً خود را موظف بتوبه کردن می بینیم چرا که نوشتجات ما با مقایسه بمنابر و سخنان استاد معظم بسی جای استغفار دارد وچون برنجهائی که کشیده ایم توجه می کنیم آنها را در برابر رنجهای استاد معظم آسایش می بینیم پس استغفار می نمائیم اما الواط گمان می کنند ما از تهمت های لوطی گرانۀ آنها توبه کرده ایم این هم اشکالی ندارد اگر خداآنها را می آمرزد البته باید توبه کرد واللهم اغفر للمؤمنین والمؤمنات والمسلمین والمسلمات را باید گفت وما شاهد بودیم دربارۀ چند نفری که در حضور استاد در حسینیه بطور صراحت اعتراف باعمال منافی باعفت در حمام و رختخواب توی خوابگاه کردند وایشان درآن مجلس محاکمه آنها را با جملۀ « إدرؤوا الحدود بالشّبهات‏» تبرئه نمودند وسپس امثال همان افرادی که خودشان متهم بودند برای بدست آوردن عزت ازدست رفته سر جنگ با ما را برداشتند واستاد معترفین را تبرئه کردند و آنها منزّهین را متهم نمودند پس تفاوت راه از کجاست تا بکجا پس بازهم ما برای آنها استغفار می کنیم مگر اینکه کارشان بجائی برسد که آیات و روایات وفرمایشات نزد آنها ازعظمت وبزرگی وجلالت افتاده باشد که درآن صورت خداوند پیامبر را هم از استغفار دربارۀ آنها نهی کرده وفرموده است سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ  وما با تمام ناتوانی برای باهتزاز در آوردن پرچم حق یعنی امربزرگان دین که مقدمۀ ظهور امام زمان صلوات الله علیه است از بکاربردن نیت خیرمان دریغ نکرده ایم درصورتی که بعضی گمان کرده اند که ما برای براندازی آنها ازهیچ کاری دریغ نکرده ایم این تداخل نظریۀ ضد ین بخاطرتداخل حق وباطل است که گاهی باطل حق راسپر قرار می دهد وگاهی حق درلابلای ظلمات ابربرخاستۀ ازطغیان مدّعیان مخفی وناپیدا می گردد و اکنون صورت اول غالبست وکُردها وترکهای زبان نافهم متصدی امور بزرگ تشیع گردیده اند چنانکه قبله مسلمین ومکه ومدینه را وهّابی ها اداره می کنند وهمچنین اکثرکتب اهل حق از دست منحرفین ازطریق حق و با حفاظت آنها بما وباهل استبصار رسیده مگر مقدار کمی وبخش عمده ای که ازطریق مؤمنین برای این نسل بارث رسیده است ویا بچاپ می رسد چنانکه در مقاله رد بروحدت ناطق و دروغبندی ملا موسی و خسروشاهی ذکرشد زیرا پیامبراسلام خبرداده اند که : إِنَّ اللَّهَ یُؤَیِّدُ هَذَا الدِّینَ بِأَقْوَامٍ لَا خَلَاقَ لَهُم‏ یعنی خداوند این دین را بوسیلۀ کسانی یاری می کند که خودشان از دین بهره ای ندارند ویقیناً کسانی که مجاهده می کنند وباخلوص در راه باطن تشیع کارمی کنند وامربزرگان را با گذشتن ازمال وجان احیا می کنند برای ایشان مقام ومنزلتی است که خود بزرگان دین می دانند ودرک ما بـآن نمی رسد و آنهایند که مأموریت خود را در فرمانبرداری از «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ» اجابت نموده اند وامیدواریم که خداوند ما را هم بعد از ایمان وعمل بفرمایشاتشان درزمره ناشرین مکتب استبصار قراردهد وجزو ناشرینی که خود ازدین بهره ای نمی برند قرار ندهد.

یاداشت اول – امروزه باوجود اینهمه دلائل روشن افرادی که مغز و فکرشان ازدیدن وشنیدن امثال این آیات پر شده جلالت وعظمت آنها از جلو چشمشان رفته ونه تنها اعتنا نمی کنند بلکه می بینیم با توهین وجسارت از جلو آنها می گذرند که نمونه کوچکی از آنرا درقضیۀ «فی بیوت اذن الله ان ترفع » دیدیم ولی کسانی که اهل ایمان واسلام نبودند تا آیات شریفه راازرسول خدا صلی الله علیه وآله می شنیدند سخت بشگفت می آمدند ودر برابرآن کمال اذعان واحترام راداشتند ولید فرزند مغیره نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد وعرض کرد برمن (ازوحیی که مدعی آن هستید ) بخوان حضرت براو این آیه شریفه راخواندند : إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ ویَنْهى‏عَنِ الْفَحْشاءِوَالْمُنْکَرِوَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ‏ - عرض کرد دوباره قرائت فرما حضرت دوباره قرائت نمودند پس گفت بخداقسم همانا برای این سخن حلاوت وشیرینی وبهجتی استکه طرف بالای آن میوه دهنده است وسوی پائین آن خوشبو وگرامی است وبشر اینگونه سخن نمی گوید وهمچنین زمانی که قریش بررسول خدا صلی الله علیه وآله واصحاب آن بزرگوار سخت گرفتند وعلت آنهم معلوم است که چون رسول خدا صلی الله علیه وآله در میان آنها واز طائفۀ آنها بودند زیربارسخن وحی از زبان آن بزرگوار نمی رفتند واین یکی ازامراضی استکه در تمام اقوام وطوائف وجود داشته ودارد که سخنان واضح وروشن حق رااز نزدیکانشان نمی پذیرند ولی کمترین سخن حق را از دوردستان می پذیرند ازقرآن وپیامبر وائمه معصومین وبزرگان دین این همه حکمت وآداب راگوش نمی دهند یک اسم خارجی که روی کلامی که نسبةً شباهت بسخنان حق دارد نزد آنها بسیارارزشمند می شود دیگر وارد عقاید پوچ  نفهمهائی که تمام ایده خود را از روشن فکر نماهای خارج از اسلام ویا خارج ازتشیع ویا ازتصوف می گیرند نمی شویم پس رسول خدا صلی الله علیه وآله باصحاب دستور دادند که بطرف حبشه هجرت کنند ومسلم می دانستند که نتایج بسیار عالی گرفته می شود پس جعفر برادر امیرالمؤمنین علیه السلام راامر کردند که آن گروه راببرد و ایشان باهفتاد مرد ازشهر خارج شدند تااینکه سوارکشتی شدند همینکه خبربیرون رفتن آنها بقریش رسید دونفر را بنامهای عَمْرَو بْنَ الْعَاصِ السَّهْمِیَّ وَعُمَارَةَ بْنَ الْوَلِیدِ بسوی نجاشی پادشاه حبشه فرستادند که آنها رابطرف قریش برگرداند واو راآگاه کنند که این گروه باقریش مخالفت دارند وعماره شخصی جوان و خود خواه وبخود مغروروزیبائی بود وعمروبن عاص هم با همسرش بود که ازشهر خارج شدند وهنگامی که بکشتی سوارشدند شراب زهر مار کردند ومست شدند که عماره به عمروبن عاص گفت بخانمت بگو مراببوسد عمرو گفت سبحان الله مگر این کار جائزاست سپس سکوت کرد تا عمرو کاملا مست گردید. عُمارة بن ولید از جاى برخاست و عمرو عاص را بدریا افکند، در این موقع عمرو به اطراف کشتى چسبید و، مسافرین او را کمک کردند و از دریا بیرون آوردند عمرو عاص هنگامى که این عمل را از عُماره مشاهده کرد، بزن خود دستورداد که عماره راببوسد مطلب جالبی که موضوعاتی را دربارۀ اختلافات امروزی مدعیان حق نشان می دهد این است که وقتی سه نفری برنجاشی وارد شدند وهدایای لازم راتقدیم نمودند عمرو عاص گفت ای پادشاه همانا این گروه دردین ما با مامخالفت کردند وبسوی تو پناهنده شده اند پس آنها رابسوی ما برگردان نجاشی یعنی پادشاه حبشه فرستاد تا جعفر را حاضر کردند سپس گفت ای جعفرهمانا این ها تقاضا کرده اند که شمارا بسوی آنها برگردانم جعفر گفت ای پادشاه ازآنها بپرس که آیا ما بردگان آنها بوده ایم عمرعاص گفت نه بلکه همه آزادگانی گرامی هستید گفت بپرس آیا آنها ازما طلبی دارند که بخاطر آن ماراخواسته اند گفت نه ماهیچ طلبی از آنها نداریم گفت از آنها بپرس که آیا خون کسی از آنها برگردن ماست که برای گرفتن انتقام ما راخواسته اند عمرو عاص گفت نه ما برگردن اینها طلب  انتقام خونی را نداریم  جعفر پرسید پس از ما چه می خواهید ؟ عمرعاص گفت اینها دردین ما ودین پدران ما با ما مخالفت نموده اند وخدایان ما را نا سزاگفته اند و جوانان ما را گمراه کرده اند و میان گروه ما جدائی انداخته اند پس آنها را بسوی ما برگردان تا امرما سرجمع ویکپارچه گردد جعفر گفت ای پادشاه ما با آنها بخاطر پیامبری که خداوند او را درمیان ما بر انگیخته است مخالفت داریم که مارا دستورفرموده تا بتها رادور بیندازیم وفال گرفتن بتوسط ظروف مخصوص را رها کنیم وما را بنماز و زکات فرمان داده وستمگری وتجاوز وخون ریزی حرام وزنا کردن و ربا خوردن و خوردن مردار وخون را حرام نموده است وامر بعدل واحسان وپرداختن بنزدیکان کرده ونهی از فحشاء و منکر و تجاوز نموده است نجاشی که بدین حضرت عیسی علیه السلام بود گفت خداوند عیسی ابن مریم را بهمین امور بر انگیخت سپس از جعفرعلیه السلام پرسید آیا مطالبی از آنچه خداوند برپیامبرت فرو فرستاده بخاطر داری گفت بلی نجاشی درخواست کرد که بخواند وجعفر علیه السلام هم سورۀ مریم را قرائت نمود – مقصود این بود که آیاتی مثل : ان الله یأمر بالعدل و الاحسان پادشاهی چون نجاشی را دربرابردین حق خاضع وخاشع نمود ولی چراکسانی که خود را نزدیک ترین مردم بحق می دانند پس از یک عمر شنیدن آنهمه آیات وروایات و فرمایشات فحش می نویسند وزور می گویند یاتهمت می زنند و یا انتقال تهمت می دهند و برای نابودی وجهۀ دوستان ما از هیچ عملی وسخنی پروا نمی کنند و سالها دربلندای تسلط براذهان نشسته اند وهمۀ اذهان را علیه آنان خراب می کنند وسپس برای سرفرازی بین جمع سنگین ترین و بزرگترین وزشت ترین اعمال ناشایسته خود را بضعیفانی نسبت می دهند که با کوچکترین اتهام وکمترین وضعیف ترین حربه ها ازهستی ساقط می شوند و هرگاه ضعیفان نفسی می کشیدند صدای سرنا وشیپور وساز وآوازِ اتهامات را آنقدر بلند می کردند که کسی احتمال وجود صدای نفس کشیدن ایشان را نمی داد وهرگاه از اتهامات وارده  توبه می کردند می گفتند که توبه گرگ مرگ است بناچار درهمان احوال بی رمقی کاغذ وقلم برمی داشتند ومانند محتضری که می خواهد وصیتنامه بنویسد اظهاراتی رامکتوب می کردند که تنها همان حالت برای ترحم صاحبدلی کفایت می کرد ولی هیچکس جرأت نکرد برای رفع مشکل راه منطقی صحیحی را انتخاب نماید چراکه نمی دانستیم که بفرمودۀ استاد معظم « قرار آنها براین نیست که مؤدب بشوند» وهمچنین کلام ایشان که فرمودند « اگر می خواهید بفرمایشات بزرگان دین عمل کنید باید از حسینیه بروید بیرون » که این کلمات هدف سی ساله متصدیان حسینیه راکه تنها نشر امرحق است نشان می دهد ولی برما ثابت شد که در بیرون ازحسینیه هم نمی توان بفرمایشات بزرگان شیعه عمل کرد و سخنی گفته بودیم که ازآن توبه کردیم ولی برادران نمی پذیرند وعملا بمامی فهمانند که شما بروید بفرمایشلت عمل کنید و ما هم بکارهای قبل که چندین برابر بیشتر شده است ادامه می دهیم اما چون ما درابتدای بنیان گذاری حسینیه ها دخیل بوده ایم پس طبق فرمایشات بزرگان شیعه وظایفی داریم که سکوت ازآنها راجرم می دانیم لذا برادران دلسوز بما گمان بد نداشته باشند وخلافکاران بدانند که ما برای براندازی خلاف کاری وکج اندیشی ازهیچ عمل خیری که در توانمان باشد مضایقه نمیکنیم و لو با آن خلاف کار زیریک سقف باشیم چراکه خداوند فرموده است : یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ .

یاداشتی دیگر– اگر کسی گوید حالا چرا بهمین آیه چسبیده ای عرض می شود که پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله فرموده اند که جِمَاعُ التَّقْوَى فِی قَوْلِهِ تَعَالَى- إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ فَإِنَّهُ جِمَاعُ الْخَیْرِ وَ قَالَ مَنْ‏أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَکْرَمَ النَّاسِ فَلْیَتَّقِ اللَّه‏ یعنی همۀ تقوا درسخن خدای بلند مرتبه است که فرموده : همانا خداوند دستوربعدل و احسان می دهد وفرمود : تقوای خدا را داشته باشید که همانا تقواهمۀ خیر است و فرمود هرکس دوست دارد که گرامی ترین مردم باشد پس باید تقوای خدا را پیشه کند بعضی فکرمی کنند امور عمومی ووظایف کلی دین اجازه از افراد خاصی لازم دارد پس بطور کنایه بما می فهمانند که این وبلاک بدون اجازه استاد است وحال آنکه این یک کاری سالم وبدون ادعاست وپست ومقامی نیست این وبلاک رایک جوان تازه بتکلیف رسیده رایگان در کامپیوترمن برای خدمت باهل ایمان ساخت علاوه براین که در تعریف وبلاک نوشته اند که برای « اطلاعات،خاطرات،مطالب ومقالات» ساخته شده است وکسی که الف وبا را در مدرسه آموخت برای هر نامه ای که می نویسد لازم نیست که ازآموزگارش اجازه بگیرد بلکه این نوع تفکر راحتی صاحب فکر ابتدائی تأیید نمی کند تااینکه بعضی از متصوفه هم از من می پرسند تو از جانب چه کسی اذن  داری درجواب اشعاری سرودم وبآنها دادم که مطلع آن این بود « اذن شاهنشه کل همره توفیق بُوَد» پس در فرامین الهی وفرمایشات خداورسول وائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین که برای نجات همۀ انسانها معین شده است سخن اذن و اجازه مواردی دارد که شامل این امورعام نمی شود و درهمین عبارات جواب چند نظر دهنده هم داده شد گرچه تا بحال کسی نظری نداده که جوابش در مقالات قبلی ما موجود نباشد بنابراین ما پاسخ بنظریاتی که جوابش در مقالات ما موجود است نمی دهیم زیرا سعی ما برجلو گیری از تکرار است ویقینا این خاطرات برای آیندگان می ماند وهم اکنون در جهان پخش است وتکرارکردن جوابها شایسته نیست مگر ضرورتی داشته باشد ویا بطور اشتباه ازخاطر رفته باشد وهمچنین بسخنان نامربوط واحتمالات وگمانهائی که گوینده آن دست وپا می زند ونمی داند چه می گوید پاسخ نمی دهیم چرا که بعضا طوری مطلب راآغاز کرده اند که هرجوابی بنویسیم ارزش مطالب وبلاک راپائین می آورد و در شأن این گفتار نیست بلکه داخل محرماتی میشود که مشمول مناهی همین آیه شریفه است چنانکه ائمه فرموده اند: وَ الْجِدَالُ بِغَیْرِ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ مُحَرَّمٌ حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَى شِیعَتِنَا  یعنی ستیزه گری در گفتگو برشیعیان ماحرام است پس برخود لازم می دانیم که نسبت بسخنان بیهوده ونامربوط وخارج از محدودۀ انسانیت تقوی بخرج دهیم وبه ندای إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ گوش جان فرا دهیم و همچنین اگر تذکر بجائی داده شد در اسرع وقت ترتیب اثر خواهیم داد چنانکه درمواردی اتفاق افتاده واز تذکر دهندگان تشکر کرده ومی کنیم واما اینکه بعضی می نویسند که توکه نسبت سردر آخورداشتن بامثال جلالیان داده ای واو راحیوان خطاب کرده ای این خودش فحش است بخصوص که همان استادی که تو دم از او می زنی او را بآن سِمت گماشته است در جواب می گویم دو سال پیش در شب یازدهم محرم آقای سید حسن طباطبائی دندانساز طبق دعوت قبلی برای عزاداری امام حسین علیه السلام بحسینیه مشهد چهارراه عشرت آباد آخرکوچه افسر میرود و شورذکرمصائب امام حسین علیه السلام آنقدر او را از خود بیخود می کند که گویا در اشک چشم غسل کرده بود اشکش توقف پیدا نمی کرد درهمان حال بعد از اتمام مجلس بلند می شود تا از حسینیه بطرف منزل برود که ناگهان جلالیان براو یورش می آورد و ایشان را زیر رگبار جسارتها تیرباران می کند ولی اثرمصائب امام حسین علیه السلام آنقدر او را از خود بیخود کرده بود که دوچرخه اش را برمی دارد و پیاده وگریان بطرف منزل می رود افرادیکه او را در راه ملاقات می کنند همه را جواب می کند و می گوید آمادگی سخن گفتن ندارم وباهمین احوال بمنزل می رود وبعد ازچند روز واقعه را برای دیگران بازگومی کند پس آیا بیک چنین موجودی چه باید گفت که نه فحش باشد وحق شخصیتش هم محفوظ بماند یقینا نسبتی را که ما داده ایم اگر فحش وجسارت باشد فحش وجسارت بحیوانات است چراکه آنها هم در عزای امام حسین علیه السلام نوحه وزاری دارند وهمین امسال نمونه اش را در دو پرنده از روز تاسوعا وعاشورا تا آخر صفر مشاهده کردیم وشادی آنرا درربیع دیدیم واما اینکه می گویند استاد او را باین سِمَت گماشته اند اگر تهمت باستاد نباشد عرض کرده ایم که ائمه معصومین هم کسانی رابکارهائی می گماشتند که آنها تخلف می کردند وحتی اموال آنها راکلاً بالا می کشیدند مثل علی ابن حمزه بطائنی پس این دلیل تأیید اعمال وحشیانه او نمی شود حالا بازگو کردن این واقعیت که استاد حیوانی رابآخور بسته اند تاچموشی نکند جرم نیست آنهم بعد ازاین مقداروقایع کمی که ما دیده ایم وآنهمه جریاناتی که دیگران می بینند که بازهم چموشی می کند واین تعبیرات در فرمایشات هم رسیده که چون واقعیت دارد فحش محسوب نمی شود چون مقصود از فحش الفاظ رکیکی است که دروغ است امیرالمؤ منین علیه السلام بمزاحم سختی فرمودند : اخسأ یعنی چخ طرف فورا لباسهایش از بدنش پرید وسگ شد پس الفاظی که واقعیتش راهمه داریم می بینیم نه فحش است ونه تهمت وما مثل آنها بی دلیل وبرهان نگفته وننوشته ایم ودر این کلمات جواب خیلی از خورده ریزه اعتراضات نظر دهندگان نیزدوباره بشکلی دیگر داده شد .پس واقعا اگر استاد اورا منصبی داده باشند خود می دانند چه خواهند کرد:

آنکه اشتر می برد روی منار ---بامنار گوید که پائینش بیار

یاداشت دیگر- شاهدی ازسخن ائمه معصومین علیهم السلام دربارۀ اجازه بآن معنای سالمی که عرض شد این است که فرموده اند : مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ فَقَدْ أَحْرَزَ نَفْسَهُ مِنَ النَّارِ بِإِذْنِ اللَّهِ یعنی هرکس تقوای خدا را پیشه کند پس همانابااجازه خداوند خویشتن راازآتش بازداشته است وماهم عرضمان همین بود که خود توفیق بکارخیراذن واجازه است و گرنه مثل صوفیه وواحد ناطقی ها باید اسیرمرشد یا قطب شد پس همین که معتقدیم بقرای ظاهره که خداوند امرکرده درکمال امنیت درمیان آنها سیرکنید اگرتوفیق بسیر کردن حاصل شد خودش اذن واجازۀ خداوند است اکنون که ما این مقدار توفیق برایمان حاصل شده است که بتوانیم نام کسانی را ببریم که حقیقت علم را بیان کرده اند وسرچشمه ومتصدی ترقیات جهان بوده اند دربرابر بی خبران ویا ناسپاسان این خود اصل اذن واجازه است چراکه امام صادق علیه السلام فرموده اند:  إِذَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْکَ بِنِعْمَةٍ فَأَحْبَبْتَ بَقَاءَهَا وَ دَوَامَهَا- فَأَکْثِرْ مِنَ الْحَمْدِ وَ الشُّکْرِ عَلَیْهَا- فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فِی کِتَابِهِ- لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُم‏ یعنی هرگاه خداوند برتونعمتی ارزانی کرد و دوست داشتی ماندگارباشد وباقی بماندپس شکر وسپاس برآن رازیاد کن پس همانا خداوند عزوجل در کتابش فرمود : اگرسپاسگزاری کنید حتماً شما را افزونی می بخشم ودربارۀ کفران وجود انبیاء واولیاء و علمائی چون شیخ اوحد احمد بن زین الدین احسائی وکاظم ابن القاسم وکریم ابن ابراهیم ومحمد باقرهمدانی خداوند فرموده است قتل الانسان ما اکفره! یعنی مرگ بر این انسان، چقدر ناسپاس است! وهمچنین فرمود: إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدِهِ نِعْمَةً یُحِبُّ أَنْ یَرَى أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَیْه‏ یعنی هرگاه خداوند بربنده ای نعمتی بخشید دوست دارد که اثر آن نعمت رابراوببیند. پس چه نعمتی بالاتر از نعمت هدایت وآشنائی بابیان کنندگان حقیقت اسلام وتشیع وواضح کنندگان کجروان از مسیر راستی و درستی وازعهدۀ دست وزبان که برآید --- کز عهدۀ شکرش بدرآید --- وکسانی که ما را از هرگونه اظهارحقّی ممنوع می کنند بشدت در اشتباهند زیراامرشیخ اوحد اعلی الله مقامه جهان را فرا گرفته است و مربوط بافراد تهمت زن و دروغگو و خود پرستی که هیچ بهره ای از فرمایشاتشان نبرده ونمی برند نبوده ونیست چنانکه دراظهاراتشان پیداست اعتراضات گوناگونی بما شده ومی شود مثل اینکه بعضی می گویند ما می دانیم که افراد نسبت بشما چه ظلمها انجام دادند ولی شما نباید جا خالی می کردید باید می ایستادید ومقاومت بخرج می دادید عرض می شود که امثال همین نوشتجات ما نمایشگر این است که ایستاده ایم ودر مسیر حق مقاومت داریم می گوید نه، کسانی دیگرهم بودند که مثل شما اذیت ها شدند اما ازچهاردیواری بیرون نرفتند تهمتها را کاملاً تحمل نمودند باز عرض می شود که درکتاب آموزشهای دینی درمکتب استبصار از شرایط پنجگانه تعلق تکلیف آزادی را شمرده اند « آزادی : شرط دیگرتعلق تکلیف آزادی انسان است یعنی شخص مجبور رانمی شود تکلیف نمود زیرا بواسطه فقدان شرط آزادی نمی تواند از عهدۀ انجام تکلیف برآید... » وجریان پنجاه نفر بسرکردگی جلالیان در این اوان وجریان حسین مشیری و یغمائی و چندین گردن کلفت دیگرازسی سال قبل سلب آزادی ما را از رفتن بحسینیه کاملاً مشخص کرده واین پیشنهاد واقعاً تکلیف ما لا یطاق است چرا که الآن هم هرگاه کتابی لازم داریم  بااینکه در زمانی مناسب برای خرید می روم اما در رفت وبرگشت لحظه بلحظه احتمال حملاتی رامی دهم وچند مرتبه هم قریب بوقوع شد مسأله ایکه در این جا لازم است بنویسم تا درخاطردوستان بماند این استکه کسانی که درامرحسینیه مدعی هستند که ما مورد اتهام برادران قرار گرفته ایم چند نوع می باشند یک نوع آنها این طوراست که مثل ما براثر حسادت ویااغراضی دیگرکه قبلاً نوشته ایم مورد اتهام واقع شدند که هیچ مدرکی دراثبات آن تهمت ها وجود ندارد وما با وجود آن بخاطر بزرگی امر مشایخمان از تهمت ها توبه کردیم که شاید بتوانیم از طریق آمیزش خدمتی کرده باشیم ولیکن خرابی اذهان بیشتر ازآن بود که ما بتوانیم آنها را برطرف کنیم وگفتند شما بانیامدن بحسینیه دوستی خودتان را ثابت کنید واما نوع دوم و گروهی دیگر که واقعاً کاری کرده اند ومدارک آن حتی در نزد ما هم موجود است ودولت وملت برآن گواهند ودر دادگستری هم پرونده دارند مثل چند نمونه ازقبیل جریان « دختر زائری درمقبره » یا «مداح وزن شوهردار» ویا « شلاق خوردن جوانی در دادگستری » وامثال آن که قبلاهم بنمونه اکتفا کرده بودیم خاطرنشان میشویم پس بعضی از افراد ما راهم مثل همین ها بلکه بدتر می دانند بطوری که هیچکس جرأت تماس با ما را ندارد ولواینکه بطور یقین می داند که جوّ دروغگویان وتهمت زنان اورا گرفته است یک نفرمی گفت شماها میزان عزت وذلت افراد حسینیه هستید هرکس با شما بیشتر بد باشد عزیز تر است وهر کسی نسبت بد شمنی با شما سهل انگاری کند از چشم ها می افتد من گفتم اگر همین سخن دربین افراد جا باز کند فوراً یکی پشت بلند گو می رود و خلاف آنرا ثابت می کند وحال آنکه اکثر شنوندگان بلکه قریب باتفاق می دانند که این صحنه سازی برای سرکوب کردن اذهانی است که این مطلب درذهن آنها وارد شده است این نوع ادغام حق وباطل البته تا ظهورامام زمان صلوات الله علیه رو بتزاید است و نمی توان جلوش را گرفت حتی دربارۀ این نوع یکسان بینی کاربجائی می رسد که امام صادق علیه السلام می فرمایند : إِذَا رُفِعَتْ رَایَةُ الْحَقِّ لَعَنَهَا أَهْلُ الشَّرْقِ وَ الْغَرْبِ قُلْتُ لَهُ مِمَّ ذَلِکَ قَالَ مِمَّا یَلْقَوْنَ مِنْ بَنِی هَاشِم‏ ودرروایتی : اذا ظهرت رایة الحقّ لعنها أهل الشّرق و الغرب! أتدری لم ذلک؟ قلت: لا قال: للّذی یلقى النّاس من اهل بیته قبل خروجه‏ - که منظور این است که هرگاه پرچم حق باهتزار درآید وآشکارگردد اهل شرق وغرب آنرا لعنت خواهند کرد علتش بخاطر کارهای زشتی است که درطول تاریخ قبل از خروج حضرتش از بنی هاشم وخاندان نسبی ظاهری امام زمان علیه السلام مردم مشاهده کرده اند.یعنی نعوذ بالله میگوینداین هم یک دروغگو مثل سایر مدعیانی است که نمونه هایش را درطول تاریخ  دیده ایم پس یکسان بینی حق وباطل هلاکت ابدی درپیش دارد برادری دیگرمعتقد بود که دفاعیات ما دلیل براین است که ما این اینها رادوست داریم می گفت اگر شما از خود دفاع نکنید این ها زود بسزای اعمالشان می رسند همچنین این اعتقاد راداشت که اگر آقای قدیری در صحن مطهر هیچ پاسخی بحاج آقا نمی داد حاج آقا در خطر بزرگی قرارمی گرفتند او با این کارایشان را ازخطرنجات داده و استدلالات روائی هم اقامه می کرد مثل جریان پسر لقمان که مشهور است خلاصه نظرات زیاد است که اگر حوصله کنیم آنها راجمع نمائیم کاملامشاهده می شود که گروهی بجای ما جواب گروهی دیگر را داده اند که درواقع نیاز به پاسخ گوئی ما نیست ومقصود ما دراین یاداشت این است که چون دست وبال ما راازهر طریقی برای اظهار نعمت هدایتی را که خداوند برماارزانی داشته بسته اند وسلب آزادی از ماشده است دیدیم که این وبلاک راخداوند بسهولت هرچه تمام تر دراختیار ماگذارد تا شکر نعمتش رااظهار نمائیم ومی دانیم که مخالفین هنوززورشان باینجا نرسیده والا جلواین وبلاک راهم خواهند گرفت واگراین وبلاک را مسدود کنند بازهم می دانیم که خداوند راه ساده ای دیگر بروی ما خواهد گشود زیرا من یتوکل علی الله فهو حسبه پس باطل است سخن کسانی که بابی توجهی بشرائط پنجگانه تعلق تکلیف وسایرفرمایشاتی که در خود حسینیه ها ومدرسه خوانده می شود فتوا داده اند ومی گویند که هرکس حسینیه نیاید اهل جهنم است هرچند که بسیار انسان درست و وارسته ای باشد وهر کس که حسینیه می آید اهل نجات است ولوغرق هرنوع معصیتی باشد یک نفرازمردم عادی پرسید که آنها که این قدر با شما دشمنی دارند چرا لباس آنها راپوشیده ای باو گفتم که من از اول کسانی بودم که این لباس را پوشیدند که براساس موازین اسلام وتشیع و ازروی تحقیق دوخته شد اما اکثرمخالفین ما نمی دانند واگر هم می پوشند ازروی هوس است وچون ازروی هوس است حالا که ما را با این لباس دیده اند ازشدت بغض اکثراً خود را خلع لباس کرده اند پس اگرشما واقعاً با این لباس مخالفید بگذارید ما بپوشیم تا آنها خلع لباس شوند واگر موافقید محاسن آنرا برای مسلمین ومؤمنین بگوئید تا مردم ازمد گرائی دست بردارند و باصل خویش برگردند

یاداشتی دیگر- خداوند درآیه ان الله یأمربالعدل والاحسان شخصیت ووساطت قرآن را شفاف نموده زیرا دراینجا قرآن فرمان خداوند را بانسان وما دون او می رساند و درجائی که خداوند بدون ملاحظۀ وساطت قرآن سخن می گوید چنین می فرماید إِنَّنی‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنی‏ وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری‏ گرچه در آیه نیز واسطه ها وجود دارند اما لحاظ نشده اند چنانکه ازآیات قبلش روشن می شود لذا می بینیم که امیرالمؤمنین علیه السلام دربارۀ شخصیت قرآن می فرمایند : القرآن شافع مشفّع و قائل مصدّق وبحث درپیرامون شخصیت قرآن دامنه داراست ولی امام صادق علیه السلام اعتقاد داشتن باین شخصیت وبی بند و بار بودن درعمل را شرک دانسته اند مثل اینکه گروهی معتقد بودند که تمام دین منحصر می شود در شناخت مردانی چند که نام آن مردان یا وضو وغسل و نماز وروزه وخمس وزکات وحج وعمره و مسجد الحرام وغیرذلک می باشد ویا فَاحِشَه وخَمْر و مَیْسِرَ وزنَا ومَیْته ودم ولَحْم خِنْزِیروغیر ذلک نام دارد ومعتقدند که شخصی که چنین عقیده ای را داشت دیگر لازم نیست بفروع دینی که مطرح است عمل کند مهم همین عقیده است ثُمَّ بَعْدَ ذَلِکَ إِذَا عَرَفْتَهُمْ فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ  گفته اند دیگر بعد ازاین شناخت (یعنی شناخت مردانی که اسامی مقدسه ویا نامهای منکرات تنها روی آنها مصداق دارد) هرکاری که می خواهی انجام بده یعنی اعمال ملاک خوب و بدی شخص نیست فحش وتهمت ودروغ و زنا و شرب خمر وخوردن گوشت خوک واذیت وآزاردادن مؤمن و غیرذلک از فواحش ظاهری وباطنی همه مجاز است امام صادق علیه السلام دربارۀ دارندۀ اینگونه عقاید می فرمایند هُوَ عِنْدِی مُشْرِکٌ بِاللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى بَیِّنُ الشِّرْکِ لَا شَکَّ فِیهِ یعنی اودرنزد من بخدای تبارک وتعالی مشرک است وشرک اوروشن است که شکی در شرک اونیست پس اگر کسی درباره امیرالمؤمنین علیه السلام ودشمن آن بزرگوار چنین عقیده ای داشت ودرعمل مباهی مذهب شد مسلّم مشرک است تااینکه برسد بامر تشیع که اگر کسی یا کسانی بخدا ورسول وامام وبزرگان شیعه معتقد شدند واهل رفتن بحسینیه شدند آنگاه ازانجام اعمال زشت باکی نداشت بلکه چون شناخت دارد دیگر قرارنیست که تصمیمی برای عمل باعمال شرعی صحیح بگیرد پس می تواند هرسخن وحرکت زشت و بهتانی را بگوید وهر نسبت ناروائی را بدیگران نسبت دهد و یا انجا

/ 3 نظر / 163 بازدید
mojtabah

سلام، یا آخرش خودمون به خودمون بمب اتم می‌زنیم و نابود می‌شویم و یا اسرائیل ما ر ا نابود خواهد کرد. تا الان چند بار انفجارات در نیروگاه اتمی‌ رخ داده است. این بمب بی‌ صاحب مایه بدبختی ما شده و مایه نابودی ما خواهد شد. مگر چند تا موشک اتمی‌ داریم که به اسرائیل بزنیم. آخرش اونها بیشتر از ما دارند. البته مطمئنم آقایان در آن هنگام در پاریس و لندن خواهند بود در ضمن دشمن اصلی‌ ما همین عربهای دورو ور مون هستند. عربستان، عراق، کویت، بحرین همه اینها دشمن ما هستند. این پروژه اتمی‌ باعث فقر ما شده و باعث مسکوت شدن چندین پروژه‌های دیگر شده. چین و روسیه با این همه بمبهای اتمی‌ گوهی نخوردند حالا ما گوه کی‌ را می‌خواهیم بخوریم ، خدا میدونه. «والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»

دنیا

به نظر من خیلی قشنگ بود[تایید]

سید

اگر شما کتاب هایتان را در سایت و وبلاگ قرار دهید . رکن رابع رو می شود . نمی توانید به تولا و تبری تفسیر کنید . کسی که از اصول دین خارج شود خارج از دین است . شما به جای عدل الهی به رکن رابع معتقدید. شما به معاد جسمانی معتقد نیستید در حالی که مرحوم شیخ و سید اعلی الله مقامهما به اصول پنج گانه شیعه معتقدند . آبروی شیعه و شیخ و سید را کریم خان کرمانی برده با آن رکن رابعش.