احکام فارسی نماز بخش دوم

     در سجده شکر و امور متعلقه به آن است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است سجده شکر از براى هر نعمتى که خداوند عطا کند و هر بلائى که رفع کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب مؤکّد است سجده شکر بعد از هر نمازى خصوص نمازهاى پنج‏گانه چراکه هر نقصى که در نماز واقع شده سجده شکر رفع مى‏کند آن نقص را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است در سجده شکر که سینه و شکم را به زمین بچسبانند و ذراعها را بلند نکنند بلکه بر زمین، فرش کنند و بچسبانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که اول پیشانى را بر زمین گذارند و دعایى که وارد شده بخوانند، و بعد طرف راست صورت را بر زمین گذارند و دعایى که وارد شده بخوانند، و بعد طرف چپ صورت را بر زمین گذارند و دعایى که وارد شده بخوانند، و بعد پیشانى را بر زمین گذارند و دعایى که وارد شده بخوانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است طول دادن سجده شکر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در سجده شکر صد مرتبه بگویند شُکْراً شُکْراً و صد مرتبه بگویند عَفْواً عَفْواً. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کمتر چیزى که کفایت مى‏کند در سجده شکر این است که شُکْراً لِلَّهِ بگویند به قدرى که نفس قطع شود و کمتر این است که سه مرتبه بگویند شُکْراً لُلَّهِ.
 مسأله -  مستحب است سجده شکر از براى هر نعمتى که متجدد شود و هر بلایى که رفع شود. و اگر در حال سوارى باشند پیاده شوند و صورت خود را بر خاک گذارند، و اگر مانعى از پیاده شدن باشد سر را بر قرپوس زین گذارند، و اگر نتوانند طرف صورت را بر کف دست گذارند و حمد کنند خدا را، و اگر در میان مردم باشند و از شهرت بترسند دست خود را در زیر شکم خود گذارند و چنان به مردم اظهار کنند که دردى گرفته بر شکم و حمد کنند خدا را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در سجده شکر بگویند: اَللَّهُمَّ اِنّى‏ اُشْهِدُکَ وَ اُشْهِدُ مَلائَکِتَکَ وَ اَنْبِیاءَکَ وَ رُسُلَکَ وَ جَمیعَ خَلْقِکَ اَنَّکَ اَنْتَ اللَّهُ رَبّى‏ وَ الاِسلامُ دینى‏ وَ مُحَمَّداً نَبِیّى‏ وَ عَلِیّاً وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ وَ عَلِىَّ بْنَ مُوسى‏ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ وَ عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ وَ الْحُجَّةَ بْنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ اَئِمَّتى‏ بِهِمْ اَتَوَلّى‏ وَ مِنْ اَعْدائِهِمْ اَتَبَرَّءُ پس سه مرتبه بگویند: اَللَّهُمَّ اِنّى‏ اُنْشِدُکَ دَمَ الْمَظْلُومِ  و بعد سه مرتبه بگویند: اَللَّهُمَّ اِنّى‏ اُنْشِدُکَ بِایوائِکَ عَلى‏{ -  قوله دم المظلوم یعنى الحسین علیه‏السلام؛ منه اعلى اللّه مقامه.} نَفْسِکَ لاَعْدائِکَ لَتُهْلِکَنَّهُمْ بِاَیْدینا وَ اَیْدِى الْمُؤْمِنینَ اَللَّهُمَّ اِنّى‏ اُنْشِدُکَ بِایوائِکَ عَلى‏ نَفْسِکَ لاَوْلِیائِکَ لَتُظْفِرَنَّهُمْ بِعَدُوِّکَ وَ عَدُوِّهِمْ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْمُسْتَحْفِظینَ مِنْ آلِ‏مُحَمَّدٍ پس سه مرتبه بگویند: اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْأَلُکَ الْیُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ پس طرف راست صورت را بر زمین گذارند و بگویند: یا کَهْفى‏ حینَ تُعْیینِى الْمَذاهِب وَ تَضیقُ عَلَىَّ الاَْرْضُ بِما رَحُبَتْ یا بارِى‏ءَ خَلْقى‏ رَحْمَةً بى‏ وَ کُنْتَ عَنْ خَلْقى‏ غَنِیّاً صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْمُسْتَحْفِظینَ مِنْ آلِ‏مُحَمَّدٍ پس طرف چپ صورت را بر زمین گذارند و سه مرتبه بگویند: یا مُذِلَّ کُلِّ جَبّارٍ وَ یا مُعِزَّ کُلِّ ذَلیلٍ قَدْ وَ عِزَّتَکَ بَلَغَ مَجْهُودى‏ فَرِّجْ عَنّى‏ پس پیشانى را بار دیگر بر زمین گذارند و صد مرتبه بگویند شُکْراً شُکْراً پس حاجات خود را از خداوند طلب نمایند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که بعد از سجده شکر دست خود را به موضع سجود خود بمالند و مسح کنند صورت و سایر اعضاى بدن را تا هر جایى که دست به آن برسد که سبب ایمنى از امراض خواهد بود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در وقت منصرف شدن از نماز از طرف راست منصرف شوند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    در چیزهایى است که نماز را مى‏شکند و باطل مى‏کند آن را
    و امور متعلّقه به آنها و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  باطل مى‏کند نماز را آنچه که باطل‏کننده وضو و طهارت باشد هرگاه در بین نماز صادر و حاصل شود و تفصیل آن در جاى خود گذشت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین نماز از روى تعمّد تکلّم کند به کلامى غیر از قرآن و ذکر و دعاء، نماز او باطل مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  سلام بیجا از روى عمد به یکى از صیغه‏هایى که در سلام گذشت، نماز را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  پشت به قبله کردن در بین نماز واجبى، نماز را باطل مى‏کند در حال اختیار. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى بطلان نماز را به آن، مخصوص به حال تعمّد دانسته‏اند نه در حال سهو و در احادیث این تفصیل نیست.
 مسأله -  منحرف شدن از سمت قبله به تمام بدن در حال اختیار در نماز واجبى، نماز را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى بطلان نماز را مخصوص به حال تعمّد دانسته‏اند نه در حال سهو و این تفصیل در احادیث نیست.
 مسأله -  خنده قهقهه و صدادار در بین نماز، نماز را باطل مى‏کند نه تبسّم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  گریه صدادار از براى دنیا یا میّتى در بین نماز، نماز را باطل مى‏کند نه گریه از خوف خداى تعالى، چراکه گریه از خوف خدا از افضل اعمال است. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى مکروه دانسته‏اند و بعضى گریه صدادار را مبطل نماز دانسته‏اند اگرچه از خوف خدا هم باشد و اعتنایى نیست به قولى که برخلاف نص است.
 مسأله -  تمام نماز واجبى هرگاه قبل از داخل شدن وقت آن واقع شود، آن نماز باطل است و کفایت نمى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هر فعل کثیرى که محوکننده هیئت نماز باشد نماز واجبى را باطل مى‏کند. چنانکه از احادیث استنباط مى‏شود و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین نماز از روى عمد ناله کند، نماز او باطل مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى مکروه دانسته‏اند و صریح احادیث تقویت مى‏کند قول اول را.
 مسأله -  حرام است در نماز که دست بر روى دست گذارند و این عمل بدعتى است از عامّه. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء آن را موجب بطلان نماز دانسته‏اند و خلافى در حرمت آن نیست.
 مسأله -  مکروه است چشم برهم گذاردن در بین نماز مگر در حال رکوع. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن با دفاع بول و غایط. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن با کفشى که تنگ باشد و پا را بیفشارد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز بازى‏کردن با دست و سر و ریش و سایر اعضاء. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز تمطّى و تثاوب که به اصطلاح فارسیان کمان‏کشى و دهن‏درّه مى‏گویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز شکستن انگشتان و کشیدن آنها بطورى‏که صدا کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز تشبیک انامل و داخل کردن انگشتان در میان یکدیگر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز کسالت کردن و خود را به خواب دادن و خود را سنگین داشتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز بینى پاک کردن و آب دهن انداختن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است در بین نماز مشغول شدن به کارى که دخلى به نماز ندارد مثل آنکه به اطراف نظر کنند و به کتابى و مصحفى و انگشترى نظر کنند بطورى‏که بخوانند و در صورت زنهاى محرم تأمّل کنند، اما زنهاى نامحرم که جایز نیست تأمّل کردن در آنها. و مثل آنکه سنگریزه‏ها را بر روى زمین مساوى کنند، یا آنها را بیندازند، و اصلاح لباس کنند، و ناخن خود را قطع کنند و امثال اینها از امورى که دخلى به نماز ندارد و جزء نماز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است تورّک در حال قیام، یعنى دستها را بر ورکها گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است نماز کردن در حالى که استعمال شیاف کرده باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است سلام کردن بر نمازگزار و واجب است بر او ردّ سلام بطورى‏که سلام کرده‏اند. پس اگر سلامٌ علیک گفته‏اند جواب گوید سلامٌ علیک و نگوید علیک‏السلام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه نمازگزار عطسه کند مستحب است که بگوید اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى النَّبِى وَ آلِه و همچنین مستحب است که هرگاه مؤمنى عطسه کند نمازگزار این قول را بگوید. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هر کلامى که دعا و ذکرى باشد در بین نماز جایز است. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در بین نماز حاجتى به‏هم‏رسد جایز است که اشاره کنند با سر و یا دست، یا ریگى بیندازند، یا دستى به جایى بزنند که صدا کند تا کسى که حاجت به او دارند ملتفت شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است تنحنح کردن و تسبیح کردن از براى اعلام غیر در بین نماز. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است در بین نماز صدا را به ذکر و تسبیح بلند کردن به جهت بیدار کردن کسى که خواب است. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه بینى در حال نماز به خون افتاد و در طرف راست و چپ و پیش رو آبى باشد و ممکن باشد شستن آن بطورى‏که رو از قبله نگردد، باید شست بینى را و نماز باطل نمى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در بین نماز عقربى یا مارى یا گزنده دیگر نزدیک شود، آن را بکشد اگرچه به قدر گامى پیش رود و رو را از قبله نگرداند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است در بین نماز کشتن شپش و کیک و پشه و امثال آنها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است آشامیدن آب در نماز وتر اگر بترسد که صبح شود و تشنه بماند در روزه خود اگرچه دو سه قدم برود و آب را بردارد و بیاشامد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى زن که طفل خود را در حال تشهد بردارد و بر دامن خود گذارد و او را شیر دهد و از گریه ساکت کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است خارانیدن بدن و پاک کردن چیزى از لباس و اصلاح کردن لباس و خلال کردن در بین نماز، و اگر این کارها را نکنند در بین نماز بهتر و افضل است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در بین نماز حاجتى به چند قدمى راه رفتن شود، جایز است رو به قبله راه رفتن بطورى‏که رو از قبله نگردد ولکن در بین راه رفتن قرائت نکنند تا موضعى که ساکن شوند و آن وقت قرائت کنند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است در بین نماز شمردن آیات با دست و اصلاح موضع سجود و هموار کردن ناهمواریهاى موضع سجود و پاک کردن خاک از پیشانى و صورت. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز نیست قطع نماز و شکستن آن بعد از تکبیرةالاحرام در حال اختیار مگر به جهت ضرورتى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که غلامى یا حیوانى از او بخواهد بگریزد، یا مدیون او بخواهد از او فرار کند، یا کسیه پولى یا متاعى را در موضعى گذارده باشد که بترسد ببرند و معطّل بماند و ناچار باشد به رفتن از براى این امور، پس اگر رفتن ممکن باشد بطورى‏که روى او از قبله نگردد و طول زیاد نکشد، از پى حاجت خود مى‏رود و بعد نماز خود را تمام مى‏کند و اگر در رفتن ناچار روى او از قبله مى‏گردد، یا طول زیاد مى‏کشد، مرخّص است که نماز خود را بشکند و چون رفع حاجت خود را کرد نماز را از سر گیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه طفلى رو به آتش رود، یا حیوانى بخواهد متاعى را ضایع کند، جایز است منع کردن آنها در بین نماز و مادام که تکلّمى نکنند و رو از قبله نگردد نماز را باید تمام کرد و اگر تکلّمى کرد و رو از قبله گشت، نماز را باید از سر گرفت. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
    فصل-‏ در شک در عدد رکعات نماز است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در عدد رکعات نماز و بیشتر احتمال در اقل رود، مثل شک در میان یک و دو، یا در میان دو و سه، یا در میان سه و چهار و احتمال اقل بیشتر از اکثر رود، یعنى احتمال یک رکعت بودن بیشتر رود در شک میان یک و دو، و احتمال دو رکعت بیشتر رود در شک میان دو و سه، و احتمال سه رکعت بیشتر رود در شک میان سه و چهار، پس در این صورتها بناى نماز را باید بر کمتر گذارد و نماز را تمام کرد و حکم جمیع نمازهاى واجبى و سنّتى این است که در این صورت بناى نماز را بر اقل گذارند و مظنّه را قائم‏مقام علم دانند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه شک در عدد رکعات نماز واقع شود و بیشتر احتمال در زیاده رود، بناى نماز را باید بر زیاده گذارد در هرنمازى و مظنه را باید قائم‏مقام علم قرار داد مثل مسأله سابقه مگر آنکه در نمازهاى واجبى بعد از نماز، مستحب است سجده سهو. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در عدد نمازها و شک مساوى باشد در زیاده و کمى و احتمال به طرفى بیشتر نرود، بعضى از فقهاء بناى بر اقل گذاردن را در هرنمازى جایز دانسته‏اند و از احادیث هم دلیل آورده‏اند ولکن بیشتر از فقهاء به تفصیلى که ذکر مى‏شود قائل شده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک مساوى‏الطرفین واقع شود در میان رکعات نمازهاى واجبى دورکعتى و سه‏رکعتى، مثل نماز صبح و نماز مغرب، و همچنین نماز جمعه و نمازهایى که باید در سفر دو رکعت باشد، باید نماز را از سر گرفت. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء به آن فتوى داده‏اند و آن‏قدر بى‏اعتنا به خلاف بوده‏اند که خلافى نقل نکرده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در دو رکعت اول از نمازهاى چهاررکعتى، باید نماز را از سر گرفت. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند مثل مسأله سابقه.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در نمازهاى چهاررکعتى در میان دو و سه قبل از اکمال سجدتین، نماز را باید از سر گرفت. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در میان دورکعت و سه‏رکعت در نمازهاى چهاررکعتى بعد از اکمال سجدتین، بناى نماز را بر سه رکعت باید گذارد و نماز را تمام کرد و سلام گفت و بعد از سلام یک رکعت ایستاده باید بجا آورد با حمد تنها بدون سوره و رکوع کرد با دو سجود و تشهد خواند و سلام گفت و اسم این نماز، نماز احتیاط است. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در میان سه رکعت و چهار رکعت، خواه قبل از اکمال سجدتین باشد یا بعد از آن، بناى نماز را بر چهار رکعت باید گذارد و نماز را تمام کرد و سلام گفت و بعد از سلام، یک رکعت ایستاده یا دو رکعت نماز نشسته باید بجاآورد از براى احتیاط با حمد تنها بدون سوره و مخیّر است شخص در میان یک رکعت ایستاده و دو رکعت نشسته. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در میان دو رکعت و چهار رکعت، پس اگر قبل از اکمال سجدتین شک حاصل شده نماز را از سر باید گرفت و اگر بعد از اکمال سجدتین شک حاصل شده بناى نماز را بر چهار رکعت باید گذارد و نماز را تمام کرد و سلام گفت و بعد از سلام دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بجاآورد با حمد تنها بدون سوره. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در میان دو رکعت و سه رکعت و چهار رکعت بعد از اکمال سجدتین، بناى نماز را بر چهار رکعت باید گذارد و نماز را تمام کرد و سلام گفت و بعد از سلام دو رکعت نماز احتیاط ایستاده با حمد تنها باید بجاآورد و بعد از آن دو رکعت دیگر نماز نشسته با حمد تنها باید بجاآورد که اگر اصل نماز در واقع دو رکعت بوده، دو رکعت احتیاط ایستاده تمام آن باشد و اگر در واقع سه رکعت بوده، دو رکعت نماز نشسته که به جاى یک رکعت محسوب است تمام آن باشد و اگر در واقع چهار رکعت بوده، نمازهاى احتیاط نافله‏اى است و ثواب آنها را مى‏دهند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  نمازهاى احتیاط را به قصد وجوب باید بجاآورد پس هرگاه بعد از انجام آنها معلوم شد که نماز اصل ناقص بوده، نمازهاى احتیاط آن را تمام کرده و اگر معلوم شد که نماز اصل ناقص نبوده، ثواب نمازهاى احتیاط را به صاحبش خواهند داد و اگر معلوم نشد، در نزد خداوند جلّ‏شأنه معلوم و ممضى است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در میان چهار رکعت و پنج رکعت و بیشتر، بناى نماز را بر چهار باید گذارد و نماز را تمام کرد و سلام گفت و بعد از سلام دو سجده سهو باید کرد با تشهد خفیف و سلام به طورى که خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند و بعضى از احکام غیرمنصوص که در این صورت گفته‏اند اعتنائى به آنها نیست.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در میان سه رکعت و پنج رکعت، یا در میان سه و چهار و پنج رکعت، بناى نماز را بر چهار رکعت باید گذارد و نماز را تمام کرد و سلام گفت و بعد از سلام دو رکعت نماز احتیاط نشسته با حمد تنها باید بجاآورد که اگر نماز اصل در واقع سه رکعت بوده تمام شود و دو سجده سهو از براى احتمال زیادتى باید بعمل آورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه شک واقع شود در بین نماز به طورى که شخص نداند چند رکعت نماز کرده و چند رکعت باقى مانده، نماز را باید از سر گرفت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه بعد از تمام نماز و سلام آن شکى حاصل شود در عدد رکعات نماز، اعتنائى به آن شک نباید کرد و چیزى بر شخص نیست و عملى نباید بکند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    فصل‏- در شک در افعال نماز است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  هرگاه در حال قیام قبل از شروع در استعاذه و قرائت شکى حاصل شود که آیا تکبیرةالاحرام را گفته یا نگفته، واجب است که تکبیرةالاحرام را بگوید و هرگاه در حال استعاذه و قرائت یا در سایر افعال نماز شکى حاصل شد که آیا تکبیرةالاحرام را گفته یا نگفته، آن شک اعتبار ندارد و اعتنائى به آن شک نباید کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در حال قیام شکى حاصل شود که آیا حمد و سوره خوانده یا نخوانده، باید آنها را بخواند و اگر در حال رکوع یا سایر افعال نماز شک حاصل شود که آیا حمد و سوره را خوانده یا نخوانده، آن شک اعتبارى ندارد و اعتنائى به آن نباید کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در بین خواندن سوره شک حاصل شود که آیا حمد را خوانده یا نخوانده، آن شک اعتبارى ندارد و باید سوره را تمام کرد و چیزى بر شخص لازم نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه در بین رکوع یا سجود یا تشهد شکى حاصل شد که آیا ذکر یکى از حالات سابقه را کرده یا نکرده، آن شک اعتبارى ندارد و اعتنائى به آن نباید کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در بین حالت بعد شکى حاصل شود که آیا حالت سابقه بعمل آمده یا نه، مثل آنکه در حال تشهد شکى حاصل شود که آیا سجود بعمل آمده یا نه، و در حال سجود شکى حاصل شود که آیا رکوع بعمل آمده یا خیر، و همچنین در هرحالت لاحقه بالنسبه به حالت سابقه، چنین شکى اعتبار ندارد و اعتنائى به آن نباید کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه بعد از سجود شکى حاصل شود که آیا یک سجده بعمل آورده یا دو سجده، باید یک سجده دیگر بجاآورد چراکه محل آن نگذشته. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه بعد از گذشتن وقت نمازى شکى حاصل شود که آیا نماز را در وقتش بجاآورده یا نیاورده، آن شک اعتبارى ندارد و نباید نمازى بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که کثیرالشک باشد اعتبارى به شک او نیست و نباید عملى به جهت شک خود بکند و آن کسى است که در سه حالت پى‏درپى شک کند. مثل آنکه در رکعت اول شک کند و در رکعت دوم هم شک کند و در رکعت سوّم هم شک کند، یا در حال قرائت شک کند که آیا تکبیرةالاحرام را گفته یا نگفته و در حال رکوع هم شک کند که آیا قرائت کرده یا نکرده و در حال سجود هم شک کند که رکوع بعمل آورده یا نیاورده، پس چنین کسى که در سه حالت پى‏درپى شک کند، یا آنکه خود اقرار کند که او کثیرالشک است، اعتنائى به شک خود نباید بکند تا شیطان از او دور شود و او را به شک نیندازد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه از براى امام جماعتى شکى حاصل شود در عملى از اعمال نماز و مأموم شک نداشته باشد، اعتبارى به شک امام نیست و باید تابع مأموم شود و نباید به جهت شک خود عملى بجاآورد و هرگاه از براى مأموم شکى حاصل شود و امام شک نداشته باشد اعتبارى به شک مأموم نیست و باید تابع امام شود و نباید عملى بجاآورد به جهت شک خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه از براى کسى مظنه حاصل شود که فعل منافى نماز از او صادر شده، و یا فعلى که باید بکند ترک کرده و یقین به فعل منافى و ترک فعل واجب ندارد، نماز او صحیح است و بعد از نماز، دو سجده سهو باید بعمل آورد. چنانکه در احادیث وارد شده و اعتنائى نیست به خلاف نص.
    فصل‏- در شک در نوافل و امور متعلقه به آنها است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  شک در عدد رکعات نوافل و افعال آنها، آنها را فاسد و باطل نمى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  نافله‏گزار مخیّر است که در شک خود بنا را بر اقل گذارد یا بر اکثر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که در شک در عدد رکعات نوافل، بنا را بر اقل گذارند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه در شک در عدد رکعات نوافل بنا را بر اکثر گذاردند، نماز احتیاطى نباید بجاآورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
    در سهو در افعال و اذکار نماز و امور متعلقه به آن است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  هرگاه از روى سهو و فراموشى بدون طهارت، نمازى بجاآورده شد آن نماز باطل است و اعاده نماز در وقت و خارج وقت لازم است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه از روى سهو نمازى را پیش از وقت آن بجاآوردند باید نماز را اعاده کرد در وقت آن و خارج وقت آن، و کفایت نمى‏کند نمازى که پیش از وقت بجاآورده شده از نماز فرضى که خداوند جلّ‏شأنه قرار داده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه از روى سهو نماز واجبى را رو به قبله بجانیاوردند، آن نماز کفایت نمى‏کند از فرضى که خدا قرار داده. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که فراموش کند اذان و اقامه را و داخل نماز شود، نماز او صحیح است ولکن مستحب است که برگردد و اذان و اقامه بگوید و نماز را بعد از اذان و اقامه از سر گیرد اگر پیش از رکوع به یادش آید که اذان و اقامه نگفته، خصوص اگر پیش از قرائت به یادش آید، خصوص در ترک اقامه که تأکید برگشتن و گفتن آن از ترک اذان و برگشتن به آن بیشتر است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که فصلى از فصول اذان و اقامه را فراموش کرد و بعد به یادش آمد، برمى‏گردد به آن فصل فراموش‏شده و آن را مى‏گوید و بعد به ترتیب باقى اذان و اقامه را مى‏گوید و آنها را تمام مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در بین گفتن اقامه به یادش آید که اذان نگفته، یا به یادش آید که فصلى از فصول اذان را نگفته، برمى‏گردد و اذان مى‏گوید، یا فصل فراموش‏شده را مى‏گوید و باقى فصول اذان را به ترتیب مى‏گوید و بعد از آن اقامه مى‏گوید. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى نیّت نماز را فراموش کند، نماز او باطل است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که فرام

/ 0 نظر / 68 بازدید