زبان ما

          

   

                            « بنام خدا »

                            " سبب نگارش"

به بعضی از دوستان که می گفتم تصمیم دارم دربارۀ قواعد دستور زبان پارسی مطالبی بنویسم در جواب می گفتند احتیاج نیست که این زحمت را بخود بدهی آنهائیکه پارسی زبانند بدون توجّه عموماً قواعد زبان خود را رعایت می کردند و آنهائیکه پارسی زبان نیستند باندازۀ نیاز بکتابهائیکه در این فن نگارش یافته مراجعه می کنند .. ولی میخواهم آنطوریکه لزوم این عمل را حسّ کرده ام توضیح دهم تا دیگران هم درتوسعۀ این فنّ کوشش نمایند :

اوّلاً : اگر قواعد زبانی زیاد شهرت بیابد و اصول صحیح آن زبان رایج گردد وطبق اساسی ترین روشها تدوین شود علاقه مندان فراوانی پیدا کرده و در نتیجه شهرت جهانی یافته و در آموزشگاههای ممالک مختلف مورد تدریس قرار می گیرد .. وروی این حساب پایه ملّیت آن قوم تقویت می شود ...

ثانیاً : در اثر تدوین قواعد یک زبانی فرا گرفتن آن آسان می شود و می توان با تنظیم صحیح و اسلوب زیبا قواعد آن زبان را منظم و آنرا جزو آسانترین زبانها قرار داد ...

ثالثاً : زبانی که دارای قواعد منظم و مدوّنی باشد قطعاً در مقابل تحریفات و عوامل مخرّب خارجی که هر زبانی را تهدید مینماید وبدیهی است که میتواند مقاومت نماید و نزدیکی کشورها و زیادی روابط ملل استقلال هر زبان را نابود می سازد . لکن زبانی از این عوامل مصون خواهد ماند که قواعدی منظم ومدوّن داشته باشد ...

رابعاً : اهل زبانی که قواعد آن منظم ومدوّن است در محاورات و مکاتبات خود آن اصول را کاملاً صحیح رعایت کرده و این عمل باعث می شود که آن زبان از مداخله های ناروا مصون و محفوظ بماند .... متأسفانه زبان پارسی که در گذشته قدمی برای تدوین قواعد آن برداشته نشده است هر روشنفکری را بیاری می طلبد و از فرد فرد ایرانی کمک می خواهد که برای حفظ استقلال و سهولت آن قدم بردارند ... و عجب است از بعضی ایرانیانی که چشم از استقلال خویش پوشیده و مایۀ ملیّت خود را می خواهند برایگان از دست بدهند و خط لاتین را جا یگزین خط پارسی  نمایند ... با مطالعۀ آنچه گفتیم تصدیق می فرمائید که این نغمۀ شوم استعمار است که از حلقوم بعضی مزدوران اجانب بیرون می آید... لذا بر تو است ای ایرانی که در راه تقویت مبانی زبان خود و نشر قواعد و اصول آن و حفظ استقلال و سهولتش بکوشی و تا جائیکه قدرت داری در این راه مقدّس که بستگی کاملی بملیّت و قومیّت تودارد قدم برداری ولااقل در آموختن و فرا گرفتن قواعد این زبان جدّیت کنی واز گذشتگان پند گیری که از راه نثر ونظم این ودیعۀ گرانمایه را بتوسپرده اند....زحماتیکه فردوسی در تنظیم شاهنامه بخود داده رنجهائیکه نظامی وسعدی وحافظ کشیده اند بیاد آور واراین زبان شیرین که آوازۀ آن ادبیات پر آوازۀ ادبی جهان رابنواخته و روزگاری دیرین برهمۀ ادبیات  جهانیان برتری داشته است در اثر استحکام مبانی وقدرت قواعد خود اوست که استعمار بنیان کن چنین مقاومتی نموده ودوام پیدا کرده است تامی توانی دفاع نما .

                   سید احمد پور موسویان

                          « پیش گفتار»

شامل قسمتهای زیر است  :

1-      زبان پارسی جزو زبانهای پیوندی () بشمار می آید ( دانشمندان زبان شناسی زبانهای جهان را بسه قسم تقسیم کرده اند :

اوّل – زبانهای یک هجائی یعنی کلمات در این قسم زبانها تنها یک هجاتغییر نا پذیر است که نه پشاوندی ونه پساوندی بآخر آنها افزوده نگشته و حالات کلمات با پس وپیش کردن آنهاست زبان چینی و سیامی وثبتی ازاین قبیلند .

دوم – زبانهای التصاقی . در این زبانها کلمات دارای یک ریشه یک هجائی تغییرناپذیر بوده که معنای اصلی رافهمانیده وبرای بیان معانی فرعی هجاهائی برآن ریشه افزوده می شود زبان هائی را که نام می بریم از این دسته اند :

1 زبانهای اورال وآلتائی که دارای چند شاخه است : شاخۀ متین واوغری ( مانند میتنی ولاپنی وبخاری )شاخۀ ساموئیه . شاخۀ ترکی ( مانند : ترکی استامبولی . چواشی . اویغوری . یاقوتی وامثال اینها ) شاخۀ مغولی ( عبارتست از زبان مغولی وقالموقو قدبات ) شاخۀ دونغور( که عبارتست از زبان دونفوزومانچو )

2 زبانهای دراویدی در هندوستان 3 زبانهای ماله وپلیتری(مانند زبان اهالی ماله وجاوه وغیر این ها ) 4زبانهای بانتو در آفریقای جنوبی ( مانند کافروغیرآن )5زبانهای آمریکائی ( مانند : زبان مکزیکی وغیر آن ) از مختصات زبانهای آمریکائی اینست که فاعل و مفعول با فعل آمیزش یافته وبشکل یک کلمه طولانی در می آید) 6زبانهای استرالیائی 7زبانهای ژاپنی 8زبانهای باسک وغیر اینها ) .

درزبانهای پیوندی ریشۀ زبان می تواند تغییر کرده و با هجاهای اضافی ترکیب گردد ..زبانهای عمده از این نوع بوده ودو شعبۀ بزرگ دارند که عبارتند از :

الف : زبان های حامی وسامی که دو قسمند 1- قطبی . حبشی وغیر این دو 2- آشوری . عبری . فینیقی . گلدانی . سریانی عربی وغیر این ها ...

ب :  زبان های هند واروپائی که هفت قسم می باشند :

1-    زبان هند وایرانی مانند : سانسکریت . فرس قدیم . اوستائی وغیر آنها 2- یونانی . 3- ایتالیائی سلتی مانند لاتینی ،اسک وامثال اینها ... (زبان لاتینی اوّل زبان اهالی رم بود در همه نواحی ایتالیا و مدیترانه انتشار یافت ودر ممالک مختلف تکامل پیدا کرده است این زبانها را که از تکامل آن لاتین بوجود آمده است " زبانهای رومی " نامیده می شوند . مثل زبان ایتالیائی ، فرانسه ، اسپانیائی ، پرتقالی ، رومانی ، وغیر اینها .. )4- ژرمنی مانند اسلاندی ،سوئدی ، آلمانی ، انگلیسی ، هلندی ، وامثال آنها . 5 – بالت واسلاوی مانند زبان روسی ، چک ، لهستانی وغیر اینها 6- آلبانی 7- ارمنی .

دستور هر زبانی عبارتست از مجموعۀ قواعد یکه بوسیلۀ آنها درست گفتن و درست نوشتن را فرا می گیریم (دستور زبان یعنی گرامر به یونانی گراماتیکه "grammatike" وبلاتینی"  گراماتیکا " grammatical"نامیده می شود .) وشامل مبحث اصوات ومبحث صر ف ومبحث نحو می شود . در مورد سیر تاریخی این فن می توان گفت : که از زمانهای قدیم مورد توجه شرق وغرب بوده ولی مصریان وسومریان که در قرن پنجم قبل از میلاد می زیسته اند قدیمی ترین مللی بوده اند که باین موضوع مهم توجه داشته اند وحتی در کتاب تورات راجع باشتقاق کلمات مطالبی ذکر کرده است . چینیان هم بدستور زبان متوجه بوده لکن نباید از نظر دور داشت که همه این اقدامات شکلی بدوی داشته و تکمیل آن از هند می باشد که در حدود پانصد سال قبل از میلاد بزبان سانسکریت تحریر یافته و علمای صرف ئ نحو هندی خصوصاً پانینی (قرن چهارم قبل از میلاد ) تحقیقات دقیق وگرانبهائی در این زمینه دارند ... یونانیان در اوّلین مرتبه در مغرب زمین این فن را درست نموده وتوجّه سوفستائیان وافلاطون در کارتیل باین فن تحصیل دستور زبان مورد تمایل عمومی واقع گردید... ارسطو بین منطق ودستورزبان ارتباط کاملی ایجاد کرد ورواقیان چهار حالت ( حالت فاعلی ،حالت اضافی ، حالت مفعول الیهی ، حالت مفعولی ) را بیان داشتند .... علمای هند از قدیم اسم وصفت را از یکدیگر جدا نموده بخلاف یونانیان که بین این دو تفکیک قائل نشدند . و اروپائیان بپیروی از مسلمانها این کار را انجام دادند . دنی دوتراس (Thrace Deny s de در قرن اوّل قبل از میلاد می زیسته است.) اوّلین کسی است که در کتاب خود (Art grammatical ) دستور زبان را یک علم مستقلی یاد کرده وآپولونیوس دیسکول (ApolloniusDyscolve) نحو را از صرف بطور کلی جدا نمود ... رومیان با وجود علاقۀ سرشاری که باین فن ّ داشته اند امّا ابتکاری از خود نشان داده نداده و همان اصطلاح یونانیها را بلاتینی ترجمه کرده اند این حالت همچنان ادامه داشت و حتّی در قرون وسطی هم پیشرفتی ننمود تا در آخر قرن هجدهم انقلاب عجیبی در تاریخ دستور زبان ایجاد گردید در اثر کشف سانسکریت تاریخی ( grammar ehisotoriqueیعنی گرامریکه اصل و تاریخ مباحث اصوات و صرف و نحو را مورد بحث قرار می دهد ) وگرامر مقایسه ای (   grammar esomparree

یعنی گرامری که زبانهای مختلفی را باهم سنجیده مشابهات واختلافات آنها را بیان می کند) جانشین گرامر عمومی(egenerale     grammar

/ 0 نظر / 11 بازدید