کتاب روزه

                    بسم اللّه الرحمن الرحیم‏        
 الحمد للّه ربّ العالمین و الصلوة و السلام على اشرف المرسلین‏ و خاتم النبیین و آله اجمعین و اللعنة على اعدائهم‏ و مخالفیهم الى یوم الدین.
              کتاب روزه از کفایة المسائل            

  فصل‏:  در امور متعلقه به ماه رمضان است و در آن چند مسأله است
 مسأله -  واجب است روزه ماه رمضان. به کتاب خدا و احادیث ائمه هدى علیهم‏السلام و اتفاق و اجماع جمیع علماء و ضرورت اهل اسلام و ایمان.
 مسأله -  کسى که حلال داند نگرفتن روزه را در ماه رمضان بدون عذرى کافر است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که واجب داند گرفتن روزه ماه رمضان را و بدون عذرى افطار کند فاسق است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  ثابت مى‏شود ماه رمضان به دیدن ماه نو و به شهادت‏دادن دو مرد عادل و به شهادت جمعى که علم عادى حاصل شود که ماه نو را دیده‏اند و به گذشتن سى‏روز از ماه شعبان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر از کسانى که ماه رمضان را همیشه سى‏روز تمام مى‏دانند به جهت احادیثى که وارد شده.
 مسأله -  جایز نیست عمل‏کردن به حساب منجّمین و اخبار ایشان در بودن ماه‏نوى اگرچه علم عادى حاصل شود که شبى را که اول ماه گفته‏اند اول ماه خواهد بود حتى آنکه خود منجم اگر مسلمان است نمى‏تواند به حساب خود عمل کند اگرچه علمى عادى به محکم‏بودن حساب خود داشته باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  شهادت زنها و شهادت مخالفین در دیدن ماه نو اعتبارى ندارد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه به شهادت عدلین یا به شیاع یا به سایر علائم، علم عادى حاصل شود از براى اهل بلدى که اهل بلدى دیگر ماه نو را دیده‏اند -  چه در اول ماه رمضان و چه در اول ماه شوال -  باید روزه بدارند از اول ماه رمضان و عید کنند در اول ماه شوال اگرچه اهل بلد مذکور ماه نو را ندیده باشند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  اغلب اوقات ماه شب اول پیش از شفق غروب مى‏کند و در شب دوّم بعد از شفق غروب مى‏کند و در شب سوّم سایه شخص در مهتاب ظاهر مى‏شود و بسا آنکه ماه در شب اول طوق نداشته باشد و در شب دوّم طوق داشته باشد. و در احادیث هم ذکرى از این علامات هست ولکن این علامات در ماههاى تمام و ماههاى ناقص تخلف مى‏کند و بسا آنکه در ماههاى تمام ماه شب اول بعد از شفق غروب کند و بسا آنکه طوق زند و بسا آنکه سایه شخص در شب دوّم ماه ظاهر شود. پس از این جهت از این علامات نمى‏توان معلوم کرد اول هرماهى را و مشهور در میان فقهاء این است که اعتمادى به این علامات نکنند در تعیین ماه نو.
 مسأله -  بسا آنکه در میان روز، ماه نو را کسى که دیده او قوى است مشاهده کند و ممکن است که پیش از ظهر یا بعدازظهر دیده شود. پس اگر پیش از ظهر دیده شد غالب این است که در شب پیش ممکن‏الرؤیه بوده و اگر بعدازظهر دیده شود از شب آینده خواهد بود. و در احادیث هم ذکرى از این هست ولکن این امر هم در ماههاى تمام و ماههاى ناقص تفاوت مى‏کند و در هواى صاف و غبار و نسبت به چشمها در قوّت و ضعف تفاوت مى‏کند. پس بمحض اینکه کسى ماه نو را پیش از ظهر دید نمى‏توان حکم کرد که شب گذشته شب اول ماه بوده و بسا آنکه در بعضى از ماههاى تمام در هواى صاف چشم تندى قبل از زوال هم ماه شب آینده را ببیند چنانکه بعد از زوال مى‏بیند. پس از این جهت مشهور در میان فقهاء این است که هرگاه قبل از زوال هلال دیده شد آن روز را اول ماه حساب نمى‏کنند اگرچه بعضى اعتناء کرده‏اند.
 فصل‏ : در اول وقت امساک از مفطرات و آخر آن و امور متعلقه به آن است‏ و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  اول وقتى که باید احتراز کرد از چیزهایى که فاسد مى‏کند روزه را طلوع صبح صادق است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  صبح صادق روشنى و سفیدى است که در افق مشرق ظاهر مى‏شود و پهن مى‏شود نه آن سفیدى که پیشتر ظاهر مى‏شود و بلند مى‏شود و بعد گُم مى‏شود که به اصطلاح آن صبح کاذب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  آخر وقتى که نباید احتراز کرد از چیزهایى که روزه را فاسد مى‏کند غروب حقیقى آفتاب است که به اصطلاح آن را مغرب مى‏گویند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مغرب معلوم مى‏شود به زایل‏شدن سرخى از سمت مشرق و احتیاط در آن است که زایل‏شدن سرخى را از سمت‏الرأس اعتبار کنند به این‏طور که از روى زمین تا نصف آسمان از سمت مشرق سرخى باقى نماند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  ملعون است کسى که صبح صادق را آن وقتى داند که ستاره‏ها مخفى شوند و مغرب را وقتى داند که ستاره‏ها مشبَّک و ظاهر شوند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  جایز است به کاربردن چیزهایى که حلال است و روزه را فاسد مى‏کند از مغرب تا طلوع صبح صادق در ماه رمضان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز نیست به کاربردن چیزهایى که فاسد مى‏کند روزه را بدون عذرى از طلوع صبح صادق تا مغرب در ماه رمضان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است به کاربردن چیزهایى که حلال است و روزه را فاسد مى‏کند در تمام شب تا وقتى که یقین به صبح نکرده از براى کسى که مى‏خواهد روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه دونفر نظر کنند به افق مشرق و یکى یقین کند که صبح طالع شده و یکى شک کند که آیا صبح طالع شده یا نشده، پس آن‏که یقین به طلوع کرده باید احتراز کند از مفطرات و آن‏که شک دارد مى‏تواند که احتراز نکند پس بخورد و بیاشامد تا وقتى که یقین کند به طلوع صبح. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه دو نفر نظر کنند و یکى یقین کند که مغرب شده و یکى شک کند که آیا مغرب شده یا نشده، پس آن‏که یقین کرده که مغرب شده مى‏تواند مفطرى استعمال کند و آن‏که یقین نکرده باید احتراز کند از مفطرات تا وقتى که یقین کند که مغرب شده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نظر کرد به افق و چنان یافت که صبح طالع نشده پس خورد و آشامید یا مفطرى دیگر بجاآورد، پس بعد از آن معلوم شد که آن وقتى که مفطر بجاآورده صبح بوده، روزه او صحیح است و چیزى بر او نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که نظر کرد و چنان یافت که مغرب شده پس مفطرى بجاآورد پس بعد از آن معلوم شد که روز باقى بوده و مغرب نشده، باید احتراز کند در آن‏وقت از مفطرات و روزه او صحیح است و چیزى بر او نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست مگر آنکه قضاى آن روزه مستحب است.
 مسأله -  مؤذّنین امناى مسلمین‏اند در نمازشان و روزه‏شان مگر آنکه خیانت کسى معلوم شده باشد که پیش از وقت یا بعد از وقت اذان مى‏گوید. پس کسانى که خیانت آنها معلوم نشده امینند و مى‏توان به اذان ایشان اقتدا کرد و روزه گرفت و افطار کرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که زنى به او خبر داد که شب باقى است پس مفطرى بجاآورد پس بعد از آن دروغ آن زن معلوم شد، باید آن روز را روزه بگیرد و قضاى آن روز را هم بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که کسى به او خبر داد که صبح طالع شده و گمان کرد که او شوخى مى‏کند و دروغ مى‏گوید پس مفطرى بجاآورد، پس بعد از آن معلوم شد که آن شخص راست گفته و صبح بوده، آن روز را روزه باید بگیرد و قضاى آن روزه را هم باید بجاآورد. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مستحب است که در ماه رمضان بلکه در غیر ماه رمضان در وقتى که شک در آن است که آیا صبح شده یا نه، مفطرى بجانیاورند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.

 فصل‏ : در قصد و نیّت روزه است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  نیّت امتثال امر الهى در روزه و سایر عبادات، روح اعمال است و بدون نیّت امتثال و تقرّب الهى و امثال آن، عبادات صحیح نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در شب نداند که ماه رمضان داخل شده و نیّت روزه‏داشتن نکرد و چون صبح شد معلوم شد که ماه رمضان است و مفطرى بجانیاورده، همان وقتى که دانست که ماه رمضان داخل شده نیّت روزه کند اگرچه لمحه‏اى پیش از مغرب باشد و روزه او صحیح است. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و اعتنایى نیست به خلافى که مخالف نص است.
 مسأله -  کسى که در غیر ماه رمضان در شب، نیّت روزه‏گرفتنِ فرداى آن شب را نداشت و چون روز شد خواست که روزه بگیرد در آن روز، چه از براى قضاى روزه ماه رمضان و چه از براى نذر غیر معیّنى، مى‏تواند قصد روزه کند پیش از ظهر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست. اما در نذر معیّن در صورتى که شب، غافل بوده و نیّت نکرده و چون روز مى‏شود متذکّر مى‏شود که باید در این روز روزه بگیرد و مفطرى هم بجانیاورده، در هروقتى از روز که باشد باید قصد روزه کند و روزه او صحیح است. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود.
 مسأله -  کسى که در ماه رمضان در شب قصد روزه‏گرفتن فرداى آن شب را ندارد -مثل آنکه قصد سفرى در نظر دارد -  و چون روز مى‏شود به سفر نمى‏رود، باید قصد روزه کند در هروقتى باشد از روز و روزه او صحیح است. چنانکه از احادیث معلوم مى‏شود و خلافى که محل اعتناء باشد در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى به جهت قضاى روزه ماه رمضان روزه گرفت جایز است که افطار کند پیش از ظهر اگر نیّت روزه را در روز کرده، اما اگر نیّت روزه را در شب کرده مکروه است که افطار کند لکن اگر روزه گرفت تا بعدازظهر جایز نیست افطارکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که روزه مستحبى بگیرد جایز است که افطار کند در هروقتى از روز که بخواهد ولکن مکروه است که بعدازظهر افطار کند و اگر از شب نیّت کرده پیش از ظهر و بعدازظهر هردو مکروه است افطارکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى کسى که روزه مستحبى گرفته که افطار کند در نزد برادران دینى خود و اظهار نکند که من روزه دارم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است که بخورانند روزه‏دارى را که روزه مستحبى گرفته و مستحب است از براى روزه‏دار که اجابت کند و افطار کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که از براى نذر غیرمعیّنى روزه گرفته مثل آنکه نذر کرده بود که در یک پنج‏شنبه روزه بگیرد و از براى او مهمانى مى‏رسد، جایز است از براى او که بهمراهى مهمان افطار کند و در پنج‏شنبه دیگر روزه بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست. ولکن اگر نذر، نذر معیّنى باشد مثل آنکه نذر کرده باشد که پنج‏شنبه اول ماه معیّنى را روزه بگیرد جایز نیست از براى او افطارکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که روزه گرفت روزى را -  خواه به نیت واجب و خواه به نیت مستحب -  و نمى‏دانست یا غافل بوده که ماه رمضان داخل شده و بعد معلوم شد که روزه او در ماه رمضان اتفاق افتاده، آن روزه از براى ماه رمضان محسوب مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و اعتنایى نیست به قولى که مخالف نص است.

 فصل‏  در چیزهائى است که روزه را فاسد مى‏کند و امور متعلقه به آن‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  خوردن و آشامیدن و جماع‏کردن در قُبُل خواه انزال شود منى یا نشود، و انزال‏کردن منى خواه به جماع‏کردن باشد یا بدون آن، هریک از این چهار که از روى تعمّد و تذکّر اتفاق افتد روزه را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  در آب فرورفتن به طورى که سر به زیر آب رود از روى تعمّد و تذکّر روزه را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  قى‏کردن از روى تعمّد و تذکّر روزه را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بیشتر از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  غبار غلیظ از روى تعمّد و تذکّر به حلق رسانیدن روزه را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و جمعى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  اماله کردن با مایعات و چیزهاى تر و روان از روى تعمّد و تذکّر روزه را باطل مى‏کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در شب جنب شده و از روى تعمّد و تذکر به جنابت باقى بماند تا اینکه صبح شود باید روزه آن روز را قضاء کند و کفاره بدهد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در اوّل شب جنب شده خوابید و بیدار نشد تا صبح طالع شد روزه او صحیح است و چیزى بر او نیست اما اگر از خواب بیدار شد و مسامحه کرد در غسل‏کردن تا آنکه به خواب رفت و بیدار نشد تا صبح، باید آن روز را روزه بدارد و قضاى آن را هم بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  حائضى که در شب از خون حیض پاک شود و از روى تعمّد و تذکّر مسامحه کند در غسل‏کردن تا صبح شود، روزه آن روز را باید قضا کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  زنى که باید غسل استحاضه کند در شب و از روى تعمّد و تذکّر غسل نکند تا صبح شود، روزه آن روز را باید قضاء کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى تعمّد و تذکّر دروغى ببندد بر خدا و رسول و ائمه طاهرین علیهم‏السلام در حال روزه‏بودن در ماه رمضان، باید آن روزه را قضا کند. چنانکه در احادیث وارد شده و بعضى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  اجتناب کردن از جمیع مفطرات و چیزهایى که روزه را باطل مى‏کند واجب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.

فصل‏:  در احکام روزه‏ دار و امور متعلقه به او است و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  کسى که از روى نادانى عملى که باطل‏کننده روزه است از او سرزد روزه او صحیح است و قضائى و کفاره‏اى بر او واجب نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و اعتنائى نیست به قولى که مخالف نص است.
 مسأله -  کسى که از روى فراموشى خورد یا آشامید یا سایر چیزهایى که روزه را باطل مى‏کند بجاآورد و بعد از تذکّر اجتناب کرد، روزه او صحیح است و قضائى و کفاره‏اى بر او نیست چه در روزه واجبى باشد یا در روزه مستحبى. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روزه ماه رمضان خورد و آشامید از روى عمد نه به جهت عذرى، واجب است بر او قضاى آن روزه بعد از ماه رمضان و واجب است که به علاوه قضا کفاره بدهد و کفاره آن این است که یک بنده آزاد کند یا دوماه پى‏درپى روزه بگیرد یا شصت مسکین اطعام کند هرمسکینى را به مُدى از طعام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در ماه رمضان در روز جماع کند با زن حلال خود واجب است بر او قضاى آن روزه و کفاره به طورى که گذشت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در یک روز ماه رمضان چندین دفعه بخورد و بیاشامد، یک کفاره کفایت مى‏کند از براى او و کسى که چندمرتبه جماع کند کفایت نمى‏کند یک کفاره بلکه از براى هر جماعى یک کفاره باید بدهد. پس اگر ده‏مرتبه مثلاً جماع کرده ده‏کفاره باید بدهد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که به حلالى افطار کرد یک کفاره از براى او کفایت مى‏کند مثل آنکه کسى بخورد یا بیاشامد یا با زن حلال خود جماع کند. اما اگر به حرامى روزه خود را باطل کند مثل آنکه شراب مست‏کننده بیاشامد، یا با نامحرمى جماع کند، کفاره جمع باید بدهد یعنى یک‏بنده باید آزاد کند و دوماه پى‏درپى هم باید روزه بگیرد و شصت مسکین را هم باید طعام دهد و هر سه کفاره را باید با هم بدهد. و اگر در یک روز چند دفعه به حرام مفطرى بجاآورد از براى هر دفعه باید کفاره جمع بدهد. پس هر سه کفاره را از براى هر دفعه باید بدهد پس اگر ده‏مرتبه مثلاً مفطر حرام را بجاآورده، ده کفاره جمع باید بدهد که مجموع سى کفاره مى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که در روزه ماه رمضان به طور اکراه جماع کرد با زنى و آن زن راضى به فعل او نبوده و تمکین او را نداشت، یک کفاره از براى خود و کفّاره دیگر هم از براى زن باید بدهد اما اگر زن تمکین او را کرده و اکراهى در کار نبوده، زن کفاره خود را باید بدهد و مرد کفاره خود را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که با زن خود بازى کند در روز ماه رمضان تا انزال کند و منى از او جدا شود، باید قضا کند روزه خود را و کفاره بدهد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در وجوب قضاء نیست و وجوب کفاره مشهور است.
 مسأله -  در قضاى روزه ماه رمضان هرگاه پیش از ظهر کسى جماع کرد کفاره بر او نیست و هرگاه بعد از ظهر جماع کرد واجب است بر او کفاره به این‏طور که ده مسکین را طعام بدهد به هر مسکینى مُدى از طعام. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در حضر مفطرى بجاآورد که موجب کفاره بود و بعد در همان روز سفر کرد، کفاره از او ساقط نمى‏شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  کسى که از روى عمد در روزه واجبى در آب فرورود بطورى‏که سر او به زیر آب رود، واجب است بر او که قضاى آن روزه را بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که از روى عمد در حال روزه‏داشتن دروغ ببندد بر خدا و رسول و ائمه طاهرین علیهم‏السلام باید آن روزه را قضا کند اگر آن روزه واجب است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  کسى که در غیر وضوى واجبى مضمضه کند و آب بدون اختیار به حلق او فرو رود مستحب است که قضاى آن روزه را بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -   کسى که از روى عمد قى کند واجب است بر او که روزه خود را قضا کند اگر روزه او واجب است. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 فصل‏ : در چیزهایى است که استعمال آنها مکروه است از براى روزه ‏دار  و امور متعلقه به آن و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار جویدن سقز و قندران و سایر صمغها اگر چیزى از آن فرو نرود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در مرجوحیّت آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار مکیدن هسته میوه‏ها اگر چیزى از میوه به آن نچسبیده باشد والّا جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار چشیدن طعم چیزها اگر چیزى از آنها فرو نرود والّا جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار که آب را در دهن نگاه دارد و آن را به تندى حرکت دهد، چه در وضو و غسل و چه در غیر آنها، اگر چیزى از آن فرو نرود والّا جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار که آب را به بینى بالا کشد به قوّت و سختى، چه در وضو و غسل و چه در غیر آنها، اگر چیزى از آن به حلق فرو نرود والّا جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار کشیدن انفیه به بینى اگر چیزى به حلق فرو نرود والّا جایز نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى مرد جوان بازى‏کردن با زن و ملامسه با او در حال روزه به جهت ترس از انزال. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى مرد پرشهوت بوسیدن زن در حال روزه. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى مرد روزه‏دار نظر دوختن به زن خوش‏صورت. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار سرمه‏کشیدن و کراهت زیاد مى‏شود اگر در سرمه چیزى باشد که طعم آن اثر کند به حلق، مثل مشک. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار ریختن دوایى در چشم. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار مسواک‏کردن با چوب تر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار بوییدن گلها و ریاحین بخصوص نرگس. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار که خود را با مشک معطر کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار که خود را مشغول کند به لذّتى از لذّتها. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار که جامه تر بپوشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى زن روزه‏دار داخل‏شدن در آب و مکث‏کردن و از براى مرد کراهتى نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار حجامت‏کردن و فصدکردن و خون از بدن بیرون‏کردن اگرچه به کندن دندان باشد خصوص اگر خوف ضعف در آن باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار که حجامت کند غیر را. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار به حمام‏رفتن اگر خوف ضعف داشته باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار فروبردن آب دهن خود را اگر مضمضه کرده باشد پیش از آنکه آب دهن بیندازد سه‏مرتبه یا یک‏مرتبه. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار خوابیدن بعد از احتلام و پیش از غسل‏کردن اگر در روز محتلم شده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مکروه است از براى روزه‏دار جدال و نزاع‏کردن و قسم‏یادکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 فصل‏:  در چیزهایى است که مستحب است از براى روزه‏دار
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که کتمان کند روزه خود را مگر آنکه از او بپرسند، پس جایز نیست دروغ گفتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار مسواک‏کردن به مسواک خشک. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که خود را به عطرهاى غیر مشک معطر کند خصوص در اول روز. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار خواب قیلوله و آن خوابى است که قدرى پیش از ظهر باید خوابید تا در وقت ظهر بیدار شوند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که جمیع اعضاى خود را حفظ کند از آنچه خدا کراهت دارد آن را، پس چشم او روزه باشد و نظر نکند به چیزى که خدا به آن راضى نیست و گوش او روزه باشد و گوش ندهد به چیزى که خدا به آن راضى نیست و زبان او روزه باشد و نگوید چیزى که خدا به آن راضى نیست و دست او روزه باشد و نکند کارى که خدا به آن راضى نیست و پاى او روزه باشد و نرود به راهى که خدا به آن راضى نیست و همچنین در باقى اعضاء و جوارح خود روزه باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که متحمل شود جهل جاهلان را و هرکس از روى جهالت با او رفتار کند کریمانه بگذرد و به روى خود نیاورد و اغماض کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که چون کسى به او دشنام دهد جواب نگوید و بگوید: «انى صائم سلام علیک لااشتمک کماتشتمنى». چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که دعاهایى که وارد شده در وقت افطار و در وقت سحر بخواند و تلاوت کند قرآن را خصوص در ماه رمضان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که نماز مغرب را پیش از افطار بجاآورد مگر آنکه نفس او با او منازعه کند یا جماعتى انتظار او را بکشند در افطارکردن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است افطار کردن به حلوا و رطب و خرما و شکر و مویز و سویق و قاووت و آب نیم‏گرم و شیر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است سحر خوردن خصوص در ماه رمضان و بهتر چیزى که وارد شده خرما و مویز و قاووت و آب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است افطاردادن روزه‏دار در وقت غروب خصوص در ماه رمضان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار افطار کردن اگر برادران ایمانى او را به افطارکردن دعوت کنند اگرچه نزدیک غروب باشد هرگاه روزه او روزه مستحبى باشد و افطارکردن او و اجابت دعوت برادران ایمانى بهتر است از براى او از روزه‏داشتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى روزه‏دار که هرگاه روزه او روزه مستحبى است کتمان کند روزه خود را و چون برادران ایمانى مشغول غذا شوند و او را دعوت کنند اجابت کند و نگوید که من روزه‏ام. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
  فصل‏: در امورى است که مختار است روزه‏ دار در آنها و مباح است براى او و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  جایز است از براى مرد روزه‏دار داخل آب شدن و مکث‏کردن در آب به طورى که سر او زیر آب نرود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار که تبرید کند و خود را خنک کند به آب ریختن بر سر و آب پاشیدن بر بوریا و نشستن بر آن و ترکردن بادزن و بادزدن بر خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار استعمال فتائل و شیاف. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار به حمام رفتن و حجامت‏کردن اگر خوف ضعف نداشته باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار چکانیدن روغن و دوا در گوش. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار آب در دهن کردن و آن را حرکت‏دادن و ریختن و آب از بینى بالا کشیدن به طور ملایمت و سستى که آب به حلق فرو نرود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار سرمه در چشم خود کشیدن اگر مشکى داخل سرمه نباشد و سرمه طعمى نداشته باشد که در حلق او اثر کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار که بمکد زبان زن خود را و زن بمکد زبان شوهر خود را ولکن آب دهن یکدیگر را فرو نبرند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار بوسیدن دهن اطفال ولکن آب دهن ایشان را فرو نبرند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار جویدن غذا از براى اطفال و مرغان ولکن عین غذا را فرو نبرند و اگر طعم غذا اثر کرد به حلق او باکى نیست. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار چشیدن مَرَق هرگاه لزومى داشته باشد ولکن مَرَق را فرو نبرند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  باکى نیست از براى روزه‏دار به داخل‏شدن دود و غبار و مگس در حلق او، اما تعمّد نباید بکند. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار مکیدن انگشتر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار فروبردن آب دهن خود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار فروبردن اخلاطى که از سر و سینه او کنده مى‏شود و در دهن او قرار مى‏گیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  باکى نیست از براى روزه‏دار به غذایى که بهمراه آروغ از حلق او مى‏آید به دهن او. و احتیاط در آن است که آن را فرو نبرند اگرچه بعضى از فقهاء جایز دانسته‏اند فرو بردن آن را و در احادیث هم وارد شده.
 مسأله -  جایز است از براى روزه‏دار که آب را در دهن خود نگاه دارد و بریزد بر چیزى و آن را به آن بشوید ولکن فرو نبرد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  هرگاه کسى در شب جُنُب شده و غسل نکرده تا صبح، جایز است از براى او که در صبح غسل کند و روزه مستحبى بدارد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
 مسأله -  هرگاه کسى در ماه رمضان در شب جُنُب شده و نتوانست غسل کند و تیمم کرد و چون صبح شد غسل کرد، روزه او صحیح است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 فصل‏: در کسانى است که روزه بر ایشان واجب یا جایز است‏ و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  روزه ماه رمضان واجب است بر هر شخص بالغ عاقل که مسافر و مریض نباشد و خالى از حیض و نفاس باشد. چنانکه در آیات و احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  روزه واجب مى‏شود بر شخص مکلّف به نذر و عهد و قسم بطورى‏که قرار داده در میانه خود و خدا. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  روزه‏اى که از براى کفاره قرار داده شده بطورى‏که در محل خود خواهد آمد، واجب است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  قضاى ماه رمضان واجب است بطورى‏که در محل خود خواهد آمد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب است روزه گرفتن از براى زنى که خون استحاضه مى‏بیند اگر ایام استحاضه او در ماه رمضان یا در سایر ایام روزه‏هاى واجبى اتفاق افتاده باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  مستحب است از براى مکلّفین که چون پسر نُه‏ساله شود او را به روزه‏گرفتن ماه رمضان بدارند، بلکه هروقت که بتواند روزه بدارد مستحب است که او را به روزه‏گرفتن بدارند اگرچه قبل از نُه‏سالگى باشد. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 فصل‏:  در کسانى است که روزه بر ایشان واجب نیست‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  واجب نیست روزه‏گرفتن بر طفلى که به حدّ بلوغ نرسیده و واجب نیست قضاى روزه‏اى که در حال طفولیت نگرفته بعد از کبیر شدن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب نیست روزه‏گرفتن بر دیوانه مادام که دیوانه است و واجب نیست بر او قضاى روزه‏اى که در حال جنون نگرفته بعد از افاقه و صحّت‏یافتن. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  واجب نیست روزه‏گرفتن بر کسى که بدون استعمال مسکرى به جهت مرضى بیهوش شده و در تمام شب و روز بیهوش است در ماه رمضان، و واجب نیست قضاى آن در وقت صحّت و امکان روزه‏داشتن ولکن مستحب است که بعد از صحّت‏یافتن و امکان قضاءکردن، قضاى روزه روزهاى بیهوشى را بگیرد. چنانکه در احادیث وارد شده و بسیارى از فقهاء فتوى به آن داده‏اند.
  فصل‏ : در کسانى است که روزه بر آنها حرام است و روزه آنها صحیح نیست، و روزهایى که روزه در آنها حرام است، و روزه‏هایى که حرام است‏
    و در آن چند مسأله است:
 مسأله -  صحیح نیست روزه از حائض اگرچه نزدیک به غروب حائض شود، یا آنکه در شب حائض باشد و اندکى بعد از صبح پاک شود. پس قضاى آن روز و قضاى تمام ایام حیض را باید روزه بگیرد اگر ایام حیض او در ماه رمضان یا در ایام سایر روزه‏هاى واجبى اتفاق افتاده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  صحیح نیست روزه از زنى که صاحب نفاس است در ایام نفاس او و واجب است بر او قضاى روزه‏هاى ایام نفاس اگر در ماه رمضان یا در ایام سایر روزه‏هاى واجبى اتفاق افتاده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  صحیح نیست روزه از کسى که مریض است و روزه‏گرفتن ضرر به او رساند و باعث شدت ناخوشى او یا باعث هلاکت او شود و واجب است بر او قضاى ایام ناخوشى اگر ناخوشى او در ماه رمضان یا در سایر ایام روزه‏هاى واجبى اتفاق افتاده. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  صحیح نیست روزه از کسى که مسافر است به تفصیلى که باید ذکر شود. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است روزه‏گرفتن در روز عید فطر و در روز عید قربان. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است روزه گرفتن در ایام تشریق بر کسى که در منى‏ باشد و مراد از ایام تشریق، روز یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذیحجّه است. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست که محل اعتناء باشد.
 مسأله -  حرام است روزه وصال و مراد از وصال آن است که دو روز پى‏درپى روزه بگیرند و در شبى که فاصله میان دو روز است افطار نکنند، یا آنکه چون در مغرب غذا خوردند تمام شب و روز را روزه باشند و در سحر غذا نخورند و مفطرى در شب بجانیاورند، یا آنکه چون سحر غذا خوردند بعد از آن مفطرى بجانیاورند تا سحرى دیگر. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است روزه دهر و مراد آن است که در تمام سال روزه بگیرند و در هیچ روزى از روزهاى تمام سال افطار نکنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است روزه صَمْت و مراد آن است که در میان روز در حال روزه داشتن سکوت کنند و تکلّم نکنند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست.
 مسأله -  حرام است روزه نذر معصیت، یعنى نذر کنند که اگر میسّر شد که فلان معصیت از من صادر شود به شکرانه آن روزه بگیرم. چنانکه در احادیث وارد شده و

/ 0 نظر / 25 بازدید